- آیا میدانید فریزال ورب با In چگونه معنای یک فعل ساده را کاملاً دگرگون میکند؟
- پرکاربردترین افعال عبارتی که با حرف اضافه In ساخته میشوند کدامند؟
- چگونه میتوانیم از این فریزال وربها به درستی در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده کنیم؟
- آیا برای یادگیری و به خاطر سپردن این افعال مهم، راهکار عملی وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با ۱۵ مورد از مهمترین و پرکاربردترین فریزال وربها با حرف اضافه In آشنا میکنیم. افعال عبارتی یا Phrasal Verbs یکی از جذابترین و در عین حال چالشبرانگیزترین بخشهای یادگیری زبان انگلیسی هستند. این افعال که از ترکیب یک فعل اصلی با یک یا چند حرف اضافه یا قید ساخته میشوند، معمولاً معنایی کاملاً جدید و متفاوت از معنای تکتک کلمات سازندهشان دارند. یادگیری صحیح فریزال ورب با In نه تنها دایره واژگان شما را به شکل چشمگیری گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا انگلیسی را طبیعیتر و شبیه به افراد بومی صحبت کنید. با ما همراه باشید تا این افعال کاربردی را با مثالهای واضح و توضیحات کامل یاد بگیرید.
۱. Give in
این فریزال ورب یکی از رایجترینهاست و دو معنی اصلی دارد که دانستن هر دو ضروری است.
معنی اول: تسلیم شدن، کوتاه آمدن (Surrender)
وقتی در یک بحث، مشاجره یا رقابت، دست از مقاومت برمیدارید و نظر یا خواسته طرف مقابل را میپذیرید، از give in استفاده میکنید. این فعل معمولاً به معنای پذیرش شکست یا کوتاه آمدن پس از یک دوره مقاومت است.
- After arguing for an hour, I finally gave in and let them watch the movie.
بعد از یک ساعت بحث، بالاخره کوتاه آمدم و گذاشتم فیلم را تماشا کنند. - The government refused to give in to the terrorists’ demands.
دولت از تسلیم شدن در برابر خواستههای تروریستها خودداری کرد.
معنی دوم: تحویل دادن (Submit/Hand in)
این کاربرد بیشتر در محیطهای آکادمیک و اداری رایج است و به معنای تحویل دادن تکلیف، گزارش، فرم یا هر نوع مدرک دیگری است.
- Please give in your essays by Friday.
لطفاً مقالههایتان را تا روز جمعه تحویل دهید. - I have to give in my application form tomorrow morning.
باید فردا صبح فرم درخواستم را تحویل بدهم.
۲. Fill in
این فریزال ورب با In نیز کاربردهای متعددی دارد که همگی حول محور «کامل کردن» میچرخند.
معنی اول: پر کردن فرم یا جای خالی (Complete a form)
رایجترین معنی fill in، پر کردن جاهای خالی در یک فرم، پرسشنامه یا هر سند دیگری با اطلاعات مورد نیاز است.
- You need to fill in this form to apply for the job.
برای درخواست این شغل، باید این فرم را پر کنید. - Could you please fill in your name and address here?
ممکن است لطفاً نام و آدرس خود را اینجا بنویسید؟
معنی دوم: جای کسی را به طور موقت گرفتن (Substitute)
وقتی کسی در محل کار غایب است و شما وظایف او را به طور موقت انجام میدهید، میتوانید از fill in for someone استفاده کنید.
- My colleague is sick today, so I have to fill in for her.
همکارم امروز مریض است، برای همین من باید جایش را پر کنم.
معنی سوم: کسی را در جریان جزئیات قرار دادن (Inform someone)
اگر بخواهید کسی را که از موضوعی بیخبر بوده، در جریان آخرین اطلاعات و جزئیات قرار دهید، از عبارت fill someone in استفاده میکنید.
- I missed the meeting. Can you fill me in on what was discussed?
من جلسه را از دست دادم. ممکن است من را در جریان آنچه بحث شد قرار دهی؟
۳. Break in
این فعل عبارتی معمولاً با مفاهیم منفی و ورود غیرقانونی همراه است.
معنی اول: ورود به زور و غیرقانونی (Enter by force)
این معنی به وارد شدن به یک ساختمان (مثل خانه یا مغازه) به زور و معمولاً برای دزدی اشاره دارد.
- Someone tried to break in last night, but the alarm scared them away.
دیشب یک نفر سعی کرد به زور وارد شود، اما دزدگیر او را فراری داد. - The police are investigating a series of houses that were broken into.
پلیس در حال تحقیق روی مجموعهای از خانههاست که به زور به آنها وارد شدهاند.
معنی دوم: حرف کسی را قطع کردن (Interrupt)
این کاربرد کمتر رایج است اما به معنای پریدن وسط حرف کسی و قطع کردن صحبت اوست. در این معنی، اغلب به صورت break in on a conversation استفاده میشود.
- It’s rude to break in when others are speaking.
بیادبی است که وقتی دیگران صحبت میکنند، وسط حرفشان بپری.
۴. Drop in
این فریزال ورب با In برای دیدارهای کوتاه و غیرمنتظره به کار میرود.
معنی آن سر زدن به کسی یا جایی بدون قرار قبلی و برای مدتی کوتاه است. این فعل حس دوستانه و غیررسمی دارد.
- Feel free to drop in anytime you’re in the neighborhood.
هر وقت این دور و بر بودی، راحت باش و یک سری به ما بزن. - I might drop in on my way home to see how you are.
ممکن است در مسیر خانه سر راه به تو سر بزنم تا ببینم حالت چطور است.
۵. Get in
این فعل عبارتی بسیار پرکاربرد است و معانی مختلفی بسته به موقعیت دارد.
معنی اول: وارد شدن، داخل شدن (Enter)
سادهترین معنی آن وارد شدن به یک مکان مثل خانه، اتاق یا یک وسیله نقلیه کوچک (مثل ماشین) است.
- Please get in the car; we’re going to be late.
لطفاً سوار ماشین شو؛ دیرمان میشود. - How did the cat get in? I thought I closed the window.
گربه چطور وارد شد؟ فکر کردم پنجره را بستم.
معنی دوم: رسیدن به مقصد (Arrive)
اغلب برای وسایل نقلیه عمومی مثل قطار یا هواپیما به کار میرود و به زمان رسیدن آنها به مقصد اشاره دارد.
- What time does your train get in?
قطار شما ساعت چند میرسد؟
۶. Check in
این فریزال ورب بیشتر در هتلها و فرودگاهها شنیده میشود.
معنی آن ثبت ورود در یک هتل، فرودگاه یا رویداد است. این کار برای اعلام حضور و دریافت کلید اتاق یا کارت پرواز انجام میشود.
- We need to check in at the airport two hours before our flight.
باید دو ساعت قبل از پروازمان در فرودگاه پذیرش شویم. - Upon arrival, please check in at the reception desk.
به محض رسیدن، لطفاً در میز پذیرش، ورود خود را ثبت کنید.
۷. Take in
این فعل عبارتی چندین معنای کاملاً متفاوت دارد که باید آنها را در بافت جمله تشخیص داد.
معنی اول: فهمیدن، درک کردن (Understand/Absorb)
این معنی به درک و جذب کامل اطلاعات، یک موقعیت یا یک منظره اشاره دارد.
- It was a lot of information to take in at once.
اطلاعات زیادی بود که بخواهم یکجا هضم کنم. - We sat on the bench to take in the beautiful view.
روی نیمکت نشستیم تا از منظره زیبا لذت ببریم (و آن را درک کنیم).
معنی دوم: پناه دادن، مراقبت کردن (Provide shelter)
به معنی پذیرفتن کسی (یا حیوانی) در خانه و مراقبت از اوست.
- The kind family took in the stray cat.
آن خانواده مهربان، گربه ولگرد را پناه دادند.
معنی سوم: تنگ کردن لباس (Make clothing smaller)
در خیاطی، take in به معنی تنگتر کردن یک لباس است.
- I lost weight, so I need to take this dress in.
من وزن کم کردهام، بنابراین باید این لباس را تنگ کنم.
۸. Join in
این فعل عبارتی به معنای مشارکت و همراهی است.
معنی آن شرکت کردن در یک فعالیت یا رویداد است که دیگران از قبل شروع کردهاند. این فعل بر حس گروهی و پیوستن به جمع تأکید دارد.
- They were playing a game, so I decided to join in.
آنها داشتند یک بازی میکردند، بنابراین من تصمیم گرفتم ملحق شوم. - Everyone started singing, and she was too shy to join in.
همه شروع به خواندن کردند و او خجالتیتر از آن بود که همراهی کند.
۹. Hand in
این فعل عبارتی، مشابه یکی از معانی Give in است.
Hand in نیز به معنای تحویل دادن چیزی به یک فرد مسئول (مثل معلم یا رئیس) است. این دو فعل اغلب به جای هم استفاده میشوند، اما Hand in کمی رایجتر است.
- All students must hand in their projects by Monday.
تمام دانشآموزان باید پروژههایشان را تا دوشنبه تحویل دهند. - She forgot to hand in her resignation letter.
او فراموش کرد استعفانامهاش را تحویل دهد.
۱۰. Stay in
این فریزال ورب با In معنای بسیار ساده و روشنی دارد.
به معنای در خانه ماندن و بیرون نرفتن است، مخصوصاً در شب یا زمانی که میتوانستید بیرون بروید.
- I’m feeling tired, so I think I’ll just stay in tonight.
احساس خستگی میکنم، برای همین فکر کنم امشب فقط در خانه بمانم. - Let’s stay in and watch a movie instead of going to the party.
بیا در خانه بمانیم و فیلم تماشا کنیم به جای اینکه به مهمانی برویم.
۱۱. Set in
این فعل برای توصیف شروع چیزی ناخوشایند که احتمالاً ادامه خواهد داشت، به کار میرود.
معمولاً برای آب و هوا (زمستان، باران)، احساسات منفی (پشیمانی، ناامیدی) یا بیماری استفاده میشود.
- The rain looks like it has set in for the rest of the day.
به نظر میرسد باران برای باقی روز ماندگار شده است. - Despair began to set in as they realized they were truly lost.
با فهمیدن اینکه واقعاً گم شدهاند، ناامیدی شروع به چیره شدن کرد.
۱۲. Move in
این فعل به شروع زندگی در یک مکان جدید اشاره دارد.
وقتی به خانه یا آپارتمان جدیدی اسبابکشی میکنید و زندگی در آنجا را آغاز میکنید، از move in استفاده میکنید.
- We bought a new house and we’re planning to move in next month.
ما یک خانه جدید خریدیم و قصد داریم ماه آینده به آنجا نقل مکان کنیم. - My new neighbors are moving in today.
همسایههای جدیدم امروز دارند اسبابکشی میکنند (به اینجا میآیند).
۱۳. Fit in
این فعل عبارتی به جنبههای اجتماعی و سازگاری مربوط میشود.
به معنای پذیرفته شدن توسط یک گروه از افراد و احساس تعلق به آن گروه است. یعنی شما با دیگران هماهنگ و سازگار هستید.
- It’s hard to fit in when you’re the new kid at school.
وقتی در مدرسه دانشآموز جدیدی هستی، همرنگ جماعت شدن سخت است. - He changed his style to fit in with his new friends.
او سبک لباس پوشیدنش را تغییر داد تا با دوستان جدیدش جور شود.
۱۴. Chip in
این فعل به مشارکت مالی یا همکاری گروهی اشاره دارد.
معنی آن این است که هر فرد در یک گروه، مقدار کمی پول یا کمک برای رسیدن به یک هدف مشترک ارائه میدهد (مثلاً برای خرید یک هدیه یا پرداخت هزینه غذا).
- We’re all chipping in to buy a gift for our manager.
همه ما داریم پول روی هم میگذاریم تا برای مدیرمان یک هدیه بخریم. - If everyone chips in, we can clean the whole house in an hour.
اگر همه کمک کنند، میتوانیم کل خانه را در یک ساعت تمیز کنیم.
۱۵. Plug in
این فعل عبارتی در دنیای مدرن و با وسایل الکترونیکی بسیار پرکاربرد است.
به معنای وصل کردن یک دستگاه الکتریکی به پریز برق است تا کار کند یا شارژ شود.
- Could you please plug in the vacuum cleaner for me?
ممکن است لطفاً جاروبرقی را برایم به برق بزنی؟ - My phone battery is dead. I need to find a place to plug it in.
باتری گوشیام تمام شده. باید یک جایی پیدا کنم تا آن را به برق بزنم.
نتیجهگیری: چگونه این فریزال وربها را به خاطر بسپاریم؟
یادگیری فریزال ورب با In و دیگر حروف اضافه، نیازمند تمرین و تکرار است. بهترین راه برای مسلط شدن بر این افعال، تنها حفظ کردن لیست آنها نیست. سعی کنید هر فعل را در قالب یک جمله معنادار برای خودتان یاد بگیرید. به مثالهای این مقاله دقت کنید و تلاش کنید جملات جدیدی با هر کدام از این افعال بسازید. آنها را در مکالمات خود به کار ببرید و به نحوه استفادهشان در فیلمها و سریالهای انگلیسی زبان توجه کنید. با این روش، این افعال به تدریج به بخشی طبیعی از دایره واژگان فعال شما تبدیل خواهند شد.




مطلب خیلی مفیدی بود. من همیشه Give in رو با Give up اشتباه میگرفتم. آیا این دو تا مترادف هم هستن یا تفاوت خاصی دارن؟
سوال بسیار خوبی بود سارا جان. هر دو به معنی تسلیم شدن هستند، اما Give in معمولاً زمانی استفاده میشود که شما بعد از مدتی بحث یا مقاومت، بالاخره خواسته کسی را میپذیرید. اما Give up بیشتر به معنی دست کشیدن از تلاش برای انجام کاری است که سخت به نظر میرسد.
دمتون گرم. برای پر کردن فرمهای ثبتنام، باید از Fill in استفاده کنیم یا Fill out؟ من تو فیلمها هر دو رو شنیدم.
هر دو درست هستند میثم عزیز. در انگلیسی بریتانیایی Fill in رایجتر است و در انگلیسی آمریکایی بیشتر از Fill out استفاده میکنند. البته Fill in گاهی برای پر کردن یک بخش کوچک از فرم (مثل یک جای خالی) هم به کار میرود.
میشه لطفاً درباره فریزال ورب Break in هم توضیح بدید؟ من شنیدم برای دزدی از خونه استفاده میشه، درسته؟
دقیقاً الناز جان. Break in به معنی وارد شدن غیرقانونی و به زور (معمولاً برای سرقت) است. نکته کنکوریاش این است که اگر مفعول داشته باشیم، از Break into استفاده میکنیم. مثلاً: Someone broke into my car.
من توی محیط کار از همکارم شنیدم که گفت: We need to hand in the reports. منظورش همون تحویل دادنه؟
بله رضا جان. Hand in یک فعل عبارتی رسمی برای تحویل دادن تکالیف، گزارشها یا مدارک به شخصی است که در جایگاه قدرت یا مسئولیت قرار دارد (مثل رئیس یا استاد).
سلام، فریزال ورب Drop in چه فرقی با Visit داره؟ به نظرم خیلی شبیه میان.
سلام مریم عزیز. Drop in یعنی ‘سر زدن سرزده و کوتاه’. یعنی بدون هماهنگی قبلی و برای مدت کوتاهی به دیدن کسی بروید. Visit بار معنایی کلیتری دارد و میتواند رسمی یا برنامهریزی شده باشد.
توی هتل وقتی میخوایم اتاق رو تحویل بگیریم میگیم Check in. آیا برای ورود به شبکههای اجتماعی هم همین رو میگیم؟
برای وبسایتها و اپلیکیشنها معمولاً از Log in یا Sign in استفاده میکنیم. Check in بیشتر مختص هتل، فرودگاه یا اعلام حضور در یک مکان فیزیکی روی نقشههای آنلاین است.
واقعاً عالی بود. من همیشه با حروف اضافه مشکل داشتم، ولی این دستهبندی خیلی کمک کرد.
یک اصطلاح شنیدم به اسم Pitch in. آیا این هم جزو خانواده فریزال وربهای با In حساب میشه؟
بله فرزاد عزیز! Pitch in یک فریزال ورب غیررسمی و بسیار کاربردی است. به معنی ‘همکاری کردن’ یا ‘آستین بالا زدن’ برای کمک به دیگران در انجام یک کار گروهی است.
تفاوت Get in و Get on برای وسایل نقلیه چیه؟ من هنوز گیج میشم کدوم برای ماشینه.
یک قانون ساده وجود دارد نیلوفر جان: برای وسایلی که میتوانید در آنها بایستید و راه بروید (مثل اتوبوس، قطار، هواپیما) از Get on استفاده کنید. برای وسایلی که باید خم شوید تا وارد شوید (مثل ماشین یا تاکسی) از Get in استفاده کنید.
ممنون از مقاله خوبتون. من توی یک سریال شنیدم طرف گفت: Settle in. این یعنی چی؟
آرش عزیز، Settle in به معنی ‘جا افتادن’ در یک جای جدید است. مثلاً وقتی به خانه یا شغل جدیدی میروید و بعد از چند روز به محیط عادت میکنید و وسایلتان را میچینید، از این فعل استفاده میشود.
فعل Blend in رو برای آرایش هم استفاده میکنن؟ مثلاً وقتی میخوایم کرم پودر رو پخش کنیم؟
بله سپیده جان، هم برای آرایش و هم برای نقاشی به معنی محو کردن و ترکیب کردن لبهها استفاده میشود. معنای دیگر آن هم ‘همرنگ جماعت شدن’ یا جوری رفتار کردن است که کسی متوجه حضور متفاوت شما نشود.
سلام، فعل Kick in یعنی لگد زدن به داخل؟ توی متن نیومده بود ولی فکر کنم کاربردی باشه.
سلام حامد جان. Kick in معنای مجازی جالبی دارد: ‘اثر کردن’. مثلاً وقتی قرص مسکن میخورید و بعد از نیم ساعت اثرش شروع میشود، میگوییم: The medicine is starting to kick in.
لطفاً برای هر فریزال ورب یک مثال صوتی هم بگذارید که تلفظش رو یاد بگیریم. ممنون از مطالب خوبتون.
معنی Take in چی میشه؟ من شنیدم برای لباس هم استفاده میشه.
بله مانی عزیز، Take in برای لباس یعنی ‘تنگ کردن’. مثلاً وقتی لاغر شدید و میخواهید کمر شلوارتان را تنگ کنید. البته معنای ‘فهمیدن و جذب اطلاعات’ را هم دارد.
عالی بود، منتظر قسمت دوم و فریزال وربها با Out هستیم!