- رایجترین و کاربردیترین فریزال ورب با Hang کدامها هستند؟
- چگونه میتوان تفاوت معنایی بین Hang on، Hang out و Hang up را به سادگی درک کرد؟
- عباراتی مانند Hang around یا Hang back در مکالمات روزمره چه مفهومی دارند؟
- برای استفاده صحیح و طبیعی از این افعال عبارتی در جمله باید به چه نکاتی توجه کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و به شما کمک میکنیم تا یک بار برای همیشه بر انواع فریزال ورب با Hang مسلط شوید. فعل Hang به تنهایی معانی مختلفی مانند آویزان کردن یا معلق بودن دارد، اما وقتی با حروف اضافه مختلف ترکیب میشود، دنیای جدیدی از معانی را خلق میکند که برای صحبت کردن مانند یک انگلیسیزبان بومی (Native Speaker) ضروری است. یادگیری این افعال عبارتی نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا مکالمات غیررسمی و روزمره را بهتر درک کرده و در آنها شرکت کنید. با ما همراه باشید تا با مثالهای واضح و ترجمه دقیق، هر یک از این عبارات را کالبدشکافی کنیم.
چرا یادگیری فریزال ورب با Hang اهمیت دارد؟
افعال عبارتی یا Phrasal Verbs یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال مهمترین بخشهای یادگیری زبان انگلیسی هستند. این افعال که از ترکیب یک فعل اصلی با یک یا چند حرف اضافه (مانند on, out, up, back) ساخته میشوند، اغلب معنایی کاملاً متفاوت از فعل اصلی خود دارند. فعل Hang یکی از پرکاربردترین افعال در این زمینه است. دلیل اهمیت یادگیری فریزال ورب با Hang این است که این عبارات به طور گسترده در فیلمها، سریالها، موسیقی و مکالمات روزمره انگلیسیزبانان استفاده میشوند. بدون دانستن معنای دقیق آنها، ممکن است بخش بزرگی از مفهوم یک گفتگو را از دست بدهید یا در انتقال منظور خود دچار مشکل شوید. تسلط بر این افعال به شما اعتماد به نفس بیشتری میدهد و باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و روانتر به نظر برسد.
معرفی کامل و کاربردی فریزال وربها با Hang
در این بخش، به سراغ محبوبترین و ضروریترین افعال عبارتی ساخته شده با فعل Hang میرویم. برای هر مورد، معانی مختلف، مثالهای کاربردی به همراه ترجمه فارسی و نکات مهم ارائه شده است.
1. Hang on
این فریزال ورب یکی از متنوعترینهاست و بسته به موقعیت، معانی متفاوتی دارد.
معنی اول: صبر کردن یا منتظر ماندن (Wait)
این کاربرد بسیار رایج است، به خصوص در مکالمات تلفنی یا زمانی که از کسی میخواهید برای مدت کوتاهی صبر کند.
- Example: Hang on a minute, I need to find my keys.
- ترجمه: یک دقیقه صبر کن، باید کلیدهایم را پیدا کنم.
- Example: Can you hang on? I’ll be right back.
- ترجمه: میتوانی منتظر بمانی؟ الان برمیگردم.
معنی دوم: محکم نگه داشتن چیزی (To hold something tightly)
این معنی نیز بسیار متداول است، مخصوصاً زمانی که بحث ایمنی یا از دست ندادن چیزی در میان باشد.
- Example: Hang on tight! The rollercoaster is about to start.
- ترجمه: محکم بچسب! ترن هوایی马上 شروع میشود.
- Example: He was hanging on to the rope with all his strength.
- ترجمه: او با تمام توانش به طناب چسبیده بود.
معنی سوم: وابسته بودن به چیزی (To depend on something)
در این کاربرد، نتیجه یک موضوع به چیزی دیگر بستگی دارد.
- Example: A lot is hanging on this decision.
- ترجمه: خیلی چیزها به این تصمیم وابسته است.
2. Hang out
این فریزال ورب به شدت غیررسمی (informal) است و برای توصیف وقت گذراندن با دوستان یا استراحت کردن بدون هدف خاصی به کار میرود.
معنی: وقت گذراندن، دور هم بودن، پاتوق کردن (To spend time relaxing or socializing)
- Example: We usually hang out at the mall on weekends.
- ترجمه: ما معمولاً آخر هفتهها در مرکز خرید وقت میگذرانیم.
- Example: Do you want to hang out at my place after school?
- ترجمه: میخواهی بعد از مدرسه در خانه من دور هم باشیم؟
- Example: I’m just going to hang out and watch some TV tonight.
- ترجمه: امشب فقط قصد دارم استراحت کنم و کمی تلویزیون تماشا کنم.
3. Hang up
این عبارت تقریباً همیشه به مکالمات تلفنی مربوط میشود و به معنای پایان دادن به تماس است.
معنی: قطع کردن تلفن (To end a phone call)
- Example: He didn’t even say goodbye. He just hung up.
- ترجمه: او حتی خداحافظی هم نکرد. فقط تلفن را قطع کرد.
- Example: Don’t hang up! I have something important to tell you.
- ترجمه: قطع نکن! یک چیز مهم برای گفتن دارم.
نکته مهم: زبانآموزان گاهی Hang up را با Hang on اشتباه میگیرند. به یاد داشته باشید که Hang on یعنی «صبر کن»، در حالی که Hang up یعنی «تماس را تمام کن».
4. Hang around
این فریزال ورب شباهتهایی به Hang out دارد اما معمولاً به معنای منتظر ماندن یا پرسه زدن در یک مکان خاص، اغلب بدون هدف مشخص، است.
معنی: پرسه زدن، منتظر ماندن در یک مکان (To wait or spend time somewhere without a clear purpose)
- Example: A strange man was hanging around our house yesterday.
- ترجمه: دیروز یک مرد غریبه داشت اطراف خانه ما پرسه میزد.
- Example: We had to hang around the airport for four hours because our flight was delayed.
- ترجمه: مجبور شدیم چهار ساعت در فرودگاه معطل شویم چون پروازمان تأخیر داشت.
5. Hang back
این عبارت زمانی استفاده میشود که شخصی به دلیل ترس، خجالت یا عدم اطمینان، از انجام کاری یا جلو رفتن امتناع میکند.
معنی: عقب ایستادن، دو دل بودن، اکراه داشتن (To be reluctant to do something or move forward)
- Example: When they asked for volunteers, most of the students hung back.
- ترجمه: وقتی داوطلب خواستند، بیشتر دانشآموزان عقب ایستادند (اکراه داشتند).
- Example: Don’t hang back. Go and introduce yourself to the manager.
- ترجمه: دو دل نباش. برو و خودت را به مدیر معرفی کن.
6. Hang together
این یک فریزال ورب بسیار مثبت است و به معنای اتحاد، حمایت و همکاری متقابل، به ویژه در شرایط سخت است.
معنی: متحد بودن، هوای هم را داشتن، با هم ماندن (To support each other)
- Example: If we don’t hang together, we will surely fail.
- ترجمه: اگر با هم متحد نباشیم، قطعاً شکست خواهیم خورد.
- Example: The team needs to hang together during this difficult period.
- ترجمه: تیم باید در این دوره سخت کنار هم بماند.
جدول مقایسهای: Hang on vs. Hang out vs. Hang up
برای درک بهتر تفاوتهای کلیدی میان سه مورد از رایجترین فریزال ورب با Hang، جدول زیر میتواند بسیار مفید باشد.
| فریزال ورب | معنی اصلی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| Hang on | صبر کردن، منتظر ماندن | Hang on, I’m almost ready. (صبر کن، تقریباً آمادهام) |
| Hang out | وقت گذراندن (غیررسمی) | Let’s hang out this Friday. (بیا این جمعه دور هم باشیم) |
| Hang up | قطع کردن تلفن | She got angry and hung up on me. (او عصبانی شد و تلفن را روی من قطع کرد) |
نکات تکمیلی برای استاد شدن در این افعال
برای اینکه بتوانید از این افعال عبارتی به شکلی کاملاً طبیعی و صحیح استفاده کنید، به چند نکته کلیدی زیر توجه داشته باشید.
به زمینه و بافت جمله (Context) دقت کنید
همانطور که دیدید، معنای یک فریزال ورب میتواند بر اساس زمینهای که در آن به کار میرود، تغییر کند. برای مثال، عبارت «Hang on» در یک مکالمه تلفنی به معنای «منتظر بمان» است، اما اگر کسی در حال سقوط از صخره باشد، به معنای «محکم بچسب» خواهد بود. همیشه به موقعیت و کلمات اطراف توجه کنید تا معنای درست را استخراج کنید.
جداییپذیر یا جداییناپذیر؟
برخی از فریزال وربها جداییپذیر (Separable) هستند، یعنی مفعول میتواند بین فعل و حرف اضافه قرار بگیرد. برای مثال، «Hang up» میتواند به صورت «Hang the phone up» نیز بیاید. اما بسیاری از موارد مانند «Hang out» یا «Hang around» جداییناپذیر (Inseparable) هستند و فعل و حرف اضافه همیشه کنار هم باقی میمانند. به عنوان یک قانون کلی، بیشتر فریزال وربهای معرفی شده در این مقاله در حالت رایج خود جداییناپذیر هستند.
تمرین، تمرین و باز هم تمرین
بهترین راه برای یادگیری این عبارات، استفاده از آنهاست. سعی کنید برای هر فریزال ورب با Hang که یاد میگیرید، چند مثال شخصی و مرتبط با زندگی خودتان بسازید. این کار به تثبیت معنای آنها در ذهن شما کمک شایانی میکند. همچنین، هنگام تماشای فیلم یا گوش دادن به موسیقی، سعی کنید این عبارات را شناسایی کرده و به نحوه استفاده آنها دقت کنید.
جمعبندی
تسلط بر فریزال ورب با Hang یکی از گامهای مهم برای ارتقای سطح زبان انگلیسی از متوسط به پیشرفته است. این افعال عبارتی که شامل Hang on, Hang out, Hang up, Hang around, Hang back و Hang together میشوند، بخش جداییناپذیری از ارتباطات روزمره هستند. با درک معانی مختلف هر یک، توجه به زمینه جمله و تمرین مستمر، شما میتوانید با اعتماد به نفس کامل از این عبارات استفاده کرده و مکالمات انگلیسی را بسیار بهتر درک کنید. به خاطر داشته باشید که یادگیری افعال عبارتی یک فرآیند تدریجی است؛ پس صبور باشید و به تمرین ادامه دهید.




ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا عبارت Hang out فقط برای دوستان صمیمی به کار میره یا توی محیطهای کاری هم میشه استفاده کرد؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبیه! عبارت Hang out کاملاً غیررسمی (Informal) هست و بهتره در محیطهای کاری یا نامههای رسمی ازش استفاده نکنی. به جایش میتونی از Spend time استفاده کنی.
من همیشه Hang on و Hold on رو با هم اشتباه میگیرم. تفاوتی دارن یا هر دو به معنی «منتظر موندن» هستن؟
امیررضای عزیز، هر دو به معنی «صبر کردن» هستن، اما Hold on کمی رسمیتره و بیشتر در تماسهای تلفنی استفاده میشه. Hang on خیلی محاورهایتر هست.
توی فیلمها زیاد شنیدم که میگن Hang in there. این هم جزو همین دسته قرار میگیره؟
بله نرگس جان! این یک اصطلاح (Idiom) هست که از فعل Hang ساخته شده و به معنی «کم نیاوردن» یا «دوام آوردن» در شرایط سخته. مثلاً وقتی کسی حالش خوب نیست بهش میگیم Hang in there!
تفاوت Hang up با Hang up on someone چیه؟ فکر کنم دومی بار منفی داره درسته؟
دقیقاً رضا جان. Hang up یعنی قطع کردن تماس به صورت عادی، اما Hang up on someone یعنی وقتی کسی داره حرف میزنه از روی عصبانیت گوشی رو روش قطع کنی.
مقاله عالی بود. لطفاً درباره Hang around هم بیشتر توضیح بدید. آیا با Linger مترادفه؟
مریم عزیز، بله شباهت زیادی دارن. Hang around یعنی «پلکیدن» یا بدون هدف خاصی در جایی موندن. Linger هم همین معنی رو میده اما کمی ادبیتره.
عبارت Hang back رو من توی یک بازی شنیدم. اینجا به معنی عقب موندن از بقیه است؟
خیلی خوب توضیح دادید. من همیشه فکر میکردم Hang فقط برای لباس آویزان کردنه!
خوشحالم که برات مفید بوده زهرا جان. دنیای فریزال وربها واقعاً شگفتانگیزه و معنای فعل اصلی رو کلاً عوض میکنه.
آیا کلمه Hangout (به صورت سرهم) هم فعل هست؟
نکته ظریفی بود علی جان! Hang out (با فاصله) فعله، اما Hangout (سرهم) اسم هست و به معنی «پاتوق» یا جاییه که معمولاً وقتمون رو اونجا میگذرونیم.
برای زمان گذشته Hang باید از Hanged استفاده کنیم یا Hung؟ چون شنیدم هر دو استفاده میشه.
سوال هوشمندانهای بود! اگر منظورت آویزان کردن اشیاء یا وقت گذروندن باشه، گذشتهاش میشه Hung. اما Hanged فقط زمانی استفاده میشه که صحبت از «اعدام کردن» باشه.
واقعاً یادگیری اینها برای فهمیدن سریالهای زبان اصلی واجبه. ممنون از تیم خوبتون.
من عبارت Get the hang of something رو شنیدم. این هم به همین موضوع مربوطه؟
بله فاطمه عزیز. این یک اصطلاح بسیار کاربردیه و به معنی «قلق چیزی رو یاد گرفتن» یا یاد گرفتن نحوه انجام یک کار سخت هست.
میشه یه مثال برای Hang back بزنید؟ ممنون میشم.
حتماً حامد جان. مثلاً: Everyone ran forward, but she hung back because she was scared. یعنی: همه به جلو دویدند، اما او چون ترسیده بود، عقب ماند (تأمل کرد).
عبارت Hang tight همون معنی Hang on رو میده؟
تلفظ کلمه Hang گاهی شبیه ‘هنگ’ شنیده میشه و گاهی یه کم کشیدهتر. کدوم درسته؟
الهام جان، در لهجه آمریکایی صدای /æ/ کمی کشیده تلفظ میشه. بهتره در دیکشنریهای آنلاین تلفظ Standard American رو گوش بدی تا گوشت عادت کنه.
بسیار کاربردی بود. لطفاً برای فعلهای Get و Take هم همینطور جامع بنویسید.
من شنیدم به کسی که زیاد یک جا میپلکه میگن Hang-about. درسته؟
بله سپیده جان، در انگلیسی بریتانیایی (British English) به آدم بیکاری که در مکانهای عمومی وقتکشی میکنه Hang-about میگن.
Hang on a sec مخفف چیه؟
مخفف Hang on a second هست که به معنی «یه لحظه صبر کن» در مکالمات سریع استفاده میشه.
تفاوت Hang with و Hang out with چیه؟
سحر عزیز، هر دو تقریباً یکسان هستن اما Hang with خیلی غیررسمیتر و عامیانهتر (Slang) هست و بیشتر بین نوجوانها در آمریکا رواج داره.
این فریزال وربها واقعاً کابوس من هستن، ولی با مثالهای شما خیلی بهتر متوجه شدم.
آیا میشه برای لباس شستن و پهن کردن هم از Hang out استفاده کرد؟
بله مینا جان! عبارت Hang out the washing یا Hang out the laundry به معنی آویزان کردن لباسها روی بند رخت برای خشک شدنه.
ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، تفاوت دقیق بین Hang out و Hang around چیه؟ من حس میکنم جفتشون به معنی وقت گذروندن هستن.
سلام امیررضا عزیز، سوال هوشمندانهای بود! Hang out معمولاً بار مثبت دارد و به معنی وقت گذراندن با دوستان برای تفریح است. اما Hang around بیشتر به معنی «پلکیدن» یا معطل شدن در یک مکان است، گاهی بدون هدف خاصی یا حتی وقتی منتظر چیزی هستید.
من توی فیلم فرندز شنیدم که میگن Hang in there. این هم جزو فریزال وربهای Hang محسوب میشه یا یه اصطلاحه؟
سارای عزیز، Hang in there در واقع یک اصطلاح (Idiom) بسیار رایج است که برای تشویق کسی به کار میرود تا در شرایط سخت دوام بیاورد و تسلیم نشود. معادل فارسیاش میشود: «طاقت بیار» یا «کم نیار».
آیا Hang up فقط برای قطع کردن تلفن استفاده میشه یا برای لباس آویزان کردن هم درسته؟
بله محمد جان، برای هر دو مورد استفاده میشود. مثلا: Hang up your coat (کتت رو آویزان کن) و Don’t hang up on me (تلفن رو روی من قطع نکن).
واقعا بخش تفاوت Hang و Hanged رو خیلی خوب توضیح دادید. همیشه برام سوال بود که چرا بعضی جاها مینویسن Hanged.
خوشحالیم که مفید بوده مریم جان. یادت باشد که Hanged فقط و فقط برای اعدام کردن یا دار زدن استفاده میشود و برای سایر موارد آویزان کردن همیشه از Hung استفاده میکنیم.
تلفظ حرف g در انتهای Hang چقدر باید غلیظ باشه؟ من حس میکنم نیتیوها خیلی نرم تلفظش میکنن.
نکته ظریفی بود نیما. در واقع صدای /ŋ/ یک صدای خیشومی (تودماغی) است و صدای ‘گ’ در انتهای آن نباید خیلی محکم ادا شود. درست مثل کلمات Singing یا King.
خیلی ممنون از آموزشهای خوبتون. ای کاش برای کلمه Hang back هم مثالهای بیشتری میزدید.
حتماً فاطمه عزیز. Hang back یعنی از بقیه عقب ماندن یا تردید داشتن برای جلو رفتن. مثال: Everyone ran forward, but she hung back. (همه به جلو دویدند، اما او عقب ماند/تردید کرد).
فرق Hang on و Wait در مکالمات روزمره چیه؟ کدومش مودبانهتره؟
رضا جان، Hang on کاملاً غیررسمی (Informal) است. در محیطهای کاری یا رسمی بهتر است از Hold on یا Just a moment استفاده کنی. Wait کمی مستقیمتر است.
من از عبارت Hang on to something خیلی خوشم میاد، یعنی نگه داشتن چیزی که برات باارزشه، درسته؟
دقیقاً همینطوره الناز جان! هم برای اشیاء فیزیکی به کار میرود و هم برای مفاهیم معنوی مثل خاطرات یا امید. عالی بود.
مقاله خیلی کامل بود، خسته نباشید.
یه جا خوندم Hang fire یعنی عقب انداختن کاری. درسته؟
بله مهدی عزیز، Hang fire یک اصطلاح کمی قدیمیتر به معنی «تعلل کردن» یا منتظر ماندن برای اقدام در مورد چیزی است.
عبارت Get the hang of something رو هم لطفا توضیح بدید. خیلی پرکاربرده.
نرگس عزیز، این اصطلاح یعنی «قلق چیزی دست آدم آمدن» یا یاد گرفتن نحوه انجام یک کار سخت بعد از کمی تمرین. ممنون که بهش اشاره کردی!
آیا میتونیم بگیم I’m hanging with my friends یا حتماً باید out رو هم بگیم؟
کاوه جان، در انگلیسی عامیانه و اسلنگ، بله، حذف out رایج شده و معنی همان وقت گذراندن را میدهد، اما در حالت استاندارد Hang out با هم میآیند.
ببخشید، وقتی میگیم Hang on a second، این second حتماً باید یک ثانیه باشه یا اصطلاحیه؟
آیدا جان، این یک اصطلاح است و به معنی «یه لحظه صبر کن» هست. لزوماً به معنای دقیق یک ثانیه نیست، میتواند چند دقیقه هم طول بکشد!
خیلی عالی بود. لطفا در مورد فریزال وربهای Take هم مطلب بذارید.
من همیشه Hang up و Hang out رو با هم قاطی میکردم، الان با این مثالها کاملا برام جا افتاد. ممنون!
خوشحالیم که این مقاله بهت کمک کرد بهار عزیز. تکرار مثالها بهترین راه برای ملکه شدن این عبارات است.
توی گیمها زیاد از کلمه Hang استفاده میشه، مخصوصاً وقتی سرور لگ داره. به اون چی میگن؟
سپهر جان، در دنیای کامپیوتر وقتی سیستمی قفل میکند، اصطلاحاً میگویند The system hung (یا crashed). یعنی پردازش متوقف شده و معلق مانده است.
استفاده از Hang around در جای عمومی ممکنه بار منفی داشته باشه؟ مثلا پلیس بگه چرا اینجا دارید hang around میکنید؟
بله مونا جان، دقیقاً. Hang around گاهی به معنی «ولگردی» یا ایستادن در جایی بدون دلیل موجه است که میتواند کمی مشکوک به نظر برسد.
عالی و کاربردی بود. دمتون گرم.
ساختار جمله با Hang up on someone چطوریه؟ مفعول کجا میاد؟
یاسمن عزیز، ساختارش به این شکله: [Subject] + hang up + on + [Person]. مثلاً: She hung up on me. یعنی او گوشی را روی من قطع کرد.
کاش فایل صوتی تلفظها رو هم بذارید.
ممنون از پیشنهادت علی جان، حتماً در آپدیتهای بعدی بخش صوتی را هم به مقالات اضافه میکنیم.