- فریزال ورب چیست و چرا یادگیری آنها برای زبانآموزان چالشبرانگیز است؟
- فعل ساده “Fall” چه معانی رایجی دارد و چگونه با اضافه شدن یک حرف اضافه یا قید، معنای آن به کلی دگرگون میشود؟
- مهمترین و پرکاربردترین فریزال ورب با Fall کدامند و چگونه میتوانیم معنی دقیق آنها را درک کنیم؟
- چگونه میتوانیم فریزال وربهای مربوط به Fall را به طور موثر یاد بگیریم و در مکالمات و نوشتههایمان به درستی به کار ببریم؟
- آیا راهکارهایی برای تشخیص تفاوتهای ظریف معنایی بین فریزال وربهای مشابه با Fall وجود دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی فریزال ورب با Fall آشنا خواهیم کرد. فریزال وربها بخش جداییناپذیری از زبان انگلیسی روزمره و آکادمیک هستند که تسلط بر آنها میتواند سطح درک و توانایی مکالمه شما را به طرز چشمگیری ارتقا دهد. ما در اینجا نه تنها به تعریف و توضیح هر یک از این افعال مرکب خواهیم پرداخت، بلکه با ارائه مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق فارسی، یادگیری آنها را برایتان سادهتر خواهیم کرد. با ما همراه باشید تا گامی بلند در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی بردارید و با اطمینان بیشتری از این ساختارهای مهم استفاده کنید.
فریزال ورب چیست و چرا اهمیت دارد؟
پیش از آنکه به سراغ فریزال ورب با Fall برویم، لازم است درک روشنی از مفهوم فریزال ورب داشته باشیم. فریزال ورب (Phrasal Verb) یا فعل عبارتی، ترکیبی از یک فعل اصلی (مانند Fall) به همراه یک یا دو حرف اضافه (Preposition) یا قید (Adverb) است. نکته حائز اهمیت این است که معنای فریزال ورب معمولاً با معنای فعل اصلی آن تفاوت اساسی دارد و نمیتوان آن را با ترجمه کلمه به کلمه حدس زد. برای مثال، فعل “Fall” به معنای “افتادن” است، اما “Fall apart” به معنای “از هم پاشیدن” یا “تکه تکه شدن” است که کاملاً متفاوت است.
اهمیت یادگیری فریزال وربها از آنجا ناشی میشود که بومیزبانان انگلیسی به وفور از آنها در مکالمات روزمره، فیلمها، کتابها و مقالات استفاده میکنند. عدم آشنایی با این ساختارها میتواند منجر به سوءتفاهم یا عدم درک کامل مفهوم یک جمله شود. تسلط بر آنها نه تنها به شما کمک میکند تا صحبتهای دیگران را بهتر متوجه شوید، بلکه باعث میشود خودتان نیز طبیعیتر و روانتر انگلیسی صحبت کنید و بنویسید.
فعل Fall: نگاهی به معانی اصلی
فعل “Fall” در حالت ساده خود، یکی از افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی است که معانی مختلفی دارد. رایجترین معانی آن عبارتند از:
- افتادن/سقوط کردن: The apple fell from the tree. (سیب از درخت افتاد.)
- کاهش یافتن: Prices fell sharply last month. (قیمتها ماه گذشته به شدت کاهش یافتند.)
- پایین آمدن/فرود آمدن: Night began to fall. (شب در حال فرود آمدن بود.)
- قرار گرفتن در وضعیتی خاص: He fell ill last week. (او هفته گذشته بیمار شد.)
با این حال، زمانی که “Fall” با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب میشود، معنای آن میتواند به کلی تغییر کند و فریزال ورب با Fall با معانی جدید و گاه کاملاً متفاوت ایجاد شود. در ادامه به بررسی جامع این فریزال وربهای مهم میپردازیم.
فریزال ورب با Fall: بررسی جامع
Fall Apart
این فریزال ورب به معنای از هم پاشیدن، متلاشی شدن، تکه تکه شدن یا از کار افتادن است. همچنین میتواند به معنای فروپاشی روحی یا عاطفی یک فرد باشد.
- The old book is falling apart. (کتاب قدیمی در حال از هم پاشیدن است.)
- After the divorce, her life started to fall apart. (بعد از طلاق، زندگی او شروع به متلاشی شدن کرد.)
Fall Back
این فریزال ورب معمولاً به معنای عقبنشینی کردن یا عقب رفتن به خصوص در مواجهه با حمله یا فشار است. همچنین میتواند به معنای عقبکشیدن در مورد تعهدات باشد.
- The soldiers had to fall back when the enemy attacked. (سربازان مجبور شدند وقتی دشمن حمله کرد، عقبنشینی کنند.)
- He often falls back on his promises. (او اغلب از قولهایش عقب میکشد.)
Fall Back On
این فریزال ورب به معنای متوسل شدن به، پناه بردن به یا تکیه کردن بر چیزی در مواقع لزوم و اضطرار است.
- When he lost his job, he had to fall back on his savings. (وقتی شغلش را از دست داد، مجبور شد به پساندازش متوسل شود.)
- Always have a plan B to fall back on. (همیشه یک نقشه دوم برای تکیه کردن بر آن داشته باشید.)
Fall Behind
این فریزال ورب به معنای عقب افتادن از (از نظر سرعت، پیشرفت، کار، پرداخت و غیره) است.
- If you miss too many classes, you’ll fall behind in your studies. (اگر کلاسهای زیادی را از دست بدهی، از درسهایت عقب میافتی.)
- They fell behind on their rent payments. (آنها در پرداخت اجاره بهایشان عقب افتادند.)
Fall For
این فریزال ورب دو معنای اصلی دارد:
- عاشق کسی شدن، دلباخته کسی شدن:
- He fell for her the moment they met. (او همان لحظه که همدیگر را دیدند، عاشقش شد.)
- I can’t believe I fell for that old trick! (باورم نمیشود که گول آن حقه قدیمی را خوردم!)
Fall In
این فریزال ورب چندین معنی دارد:
- ریزش کردن، فرو ریختن (مثلاً سقف):
- The roof of the old building began to fall in. (سقف ساختمان قدیمی شروع به فرو ریختن کرد.)
- The soldiers were ordered to fall in. (به سربازان دستور داده شد که صف ببندند.)
Fall In With
این فریزال ورب به معنای همراه شدن با، توافق کردن با یا پیوستن به گروهی از افراد است.
- He quickly fell in with the new group of friends. (او به سرعت با گروه جدید دوستان همراه شد.)
- I hope you’ll fall in with our plans. (امیدوارم با برنامههای ما موافق باشی.)
Fall Off
این فریزال ورب به معنای افتادن از چیزی، جدا شدن از چیزی یا کاهش یافتن (در مورد تعداد، کیفیت و غیره) است.
- A button fell off my shirt. (یک دکمه از پیراهنم افتاد.)
- Sales have fallen off recently. (فروش اخیراً کاهش یافته است.)
Fall Out
این فریزال ورب نیز معانی متعددی دارد:
- ریزش کردن (مثل مو یا دندان):
- Her hair started to fall out due to stress. (موهایش به دلیل استرس شروع به ریزش کردن کرد.)
- They fell out over a silly argument. (آنها به خاطر یک بحث بیمورد دعوا کردند.)
- The commander ordered the soldiers to fall out. (فرمانده به سربازان دستور داد که صف بشکنند.)
Fall Out With
این فریزال ورب به طور خاص به معنای دعوا کردن و قطع رابطه کردن با کسی است.
- He fell out with his business partner. (او با شریک تجاریاش دعوا کرد و قطع رابطه کرد.)
Fall Over
این فریزال ورب به معنای زمین خوردن، واژگون شدن یا افتادن است.
- The child tripped and fell over. (کودک پایش گیر کرد و زمین خورد.)
- The old tree fell over in the storm. (درخت قدیمی در طوفان واژگون شد.)
Fall Through
این فریزال ورب به معنای شکست خوردن، به سرانجام نرسیدن، به هم خوردن (مثل یک برنامه یا معامله) است.
- Our plans to go on holiday fell through at the last minute. (برنامههای ما برای رفتن به تعطیلات در آخرین لحظه به هم خورد.)
- The deal fell through because of disagreements. (معامله به دلیل اختلافات به سرانجام نرسید.)
Fall To
این فریزال ورب اغلب به معنای شروع به انجام کاری کردن (به خصوص با انرژی) یا متعلق بودن به است.
- They quickly fell to work on the project. (آنها به سرعت شروع به کار بر روی پروژه کردند.)
- The responsibility for teaching this class falls to me. (مسئولیت آموزش این کلاس به عهده من است.)
Fall Under
این فریزال ورب به معنای قرار گرفتن تحت تاثیر چیزی، تحت کنترل چیزی بودن یا جزئی از یک گروه/دسته بودن است.
- The new law falls under the jurisdiction of the federal government. (قانون جدید تحت صلاحیت دولت فدرال قرار میگیرد.)
- These expenses fall under the category of miscellaneous costs. (این هزینهها جزئی از دسته هزینههای متفرقه هستند.)
نکات کلیدی برای یادگیری فریزال وربهای Fall
یادگیری فریزال ورب با Fall میتواند چالشبرانگیز باشد، اما با رویکرد صحیح، میتوانید به آنها مسلط شوید. در اینجا چند نکته کلیدی آورده شده است:
- یادگیری در متن: هرگز سعی نکنید فریزال وربها را به صورت جداگانه و خارج از جمله یاد بگیرید. همیشه آنها را در یک جمله کامل و با مثالهای واقعی مطالعه کنید. این کار به شما کمک میکند تا معنای دقیق و کاربردشان را بهتر درک کنید.
- استفاده از فلشکارت: برای هر فریزال ورب، یک فلشکارت تهیه کنید. روی یک طرف، فریزال ورب و روی طرف دیگر، معنی فارسی و یک جمله مثالی انگلیسی با ترجمه آن را بنویسید.
- تکرار و مرور منظم: تکرار، کلید یادگیری لغات جدید است. فریزال وربهایی که یاد میگیرید را به طور منظم مرور کنید.
- گروهبندی معنایی: برخی از فریزال وربها با Fall ممکن است معانی نزدیک یا مرتبط داشته باشند. سعی کنید آنها را با هم یاد بگیرید تا تفاوتهای ظریفشان را تشخیص دهید.
- دیکشنری فریزال ورب: از یک دیکشنری تخصصی فریزال وربها استفاده کنید که مثالهای متعدد و توضیحات واضحی ارائه میدهد.
- خواندن و شنیدن فعال: هنگام خواندن متون انگلیسی یا تماشای فیلمها و سریالها، به فریزال وربها دقت کنید. سعی کنید آنها را در جملات تشخیص دهید و معنایشان را از طریق متن حدس بزنید.
- استفاده در مکالمه و نوشتن: برای اینکه فریزال وربها را به بخشی از دایره لغات فعال خود تبدیل کنید، سعی کنید آنها را در مکالمات و نوشتههای روزمره خود به کار ببرید. هرچه بیشتر استفاده کنید، بیشتر در ذهنتان تثبیت میشوند.
اشتباهات رایج و نحوه پرهیز از آنها
در هنگام استفاده از فریزال ورب با Fall، برخی اشتباهات رایج وجود دارد که زبانآموزان مرتکب میشوند:
- ترجمه کلمه به کلمه: این بزرگترین اشتباه است. همانطور که گفته شد، معنای فریزال ورب از کنار هم قرار گرفتن اجزایش به دست نمیآید. همیشه معنای کلی فریزال ورب را به عنوان یک واحد کامل یاد بگیرید.
- نادیده گرفتن حرف اضافه/قید: گاهی اوقات زبانآموزان به دلیل شباهت فریزال وربها (مثلاً Fall off و Fall out) آنها را با هم اشتباه میگیرند. دقت کنید که حرف اضافه یا قید، بخش حیاتی فریزال ورب است و معنا را تغییر میدهد.
- عدم درک بافت: استفاده نادرست از فریزال ورب در بافت نامناسب، میتواند منجر به جملات بیمعنی یا خندهدار شود. همیشه بافت جمله را در نظر بگیرید.
- ترس از استفاده: بسیاری از زبانآموزان از ترس اشتباه کردن، از استفاده از فریزال وربها خودداری میکنند. این کار مانع پیشرفت شما میشود. شروع به استفاده کنید و از اشتباهاتتان درس بگیرید.
نتیجهگیری
تسلط بر فریزال ورب با Fall نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا زبان انگلیسی را طبیعیتر و عمیقتر درک کنید و به کار ببرید. همانطور که دیدیم، فعل “Fall” با ترکیب شدن با حروف اضافه و قیدهای مختلف، معانی کاملاً متفاوتی به خود میگیرد که هر یک کاربرد خاص خود را دارند. با پیروی از نکات و راهنماییهای ارائه شده در این مقاله، میتوانید گامهای مؤثری در یادگیری و به کارگیری این ساختارهای مهم بردارید. به یاد داشته باشید که پشتکار و تمرین منظم، کلید موفقیت در یادگیری هر جنبهای از زبان انگلیسی است. پس به مطالعه و تمرین ادامه دهید تا به راحتی از این فریزال وربهای کاربردی در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید.




خیلی مقاله مفیدی بود. آیا fall out و fall apart توی فارسی هر دو معنی «از هم پاشیدن» میدن؟ من همیشه این دو تا رو با هم قاطی میکنم.
سلام سارا جان، سوال بسیار خوبیه! fall apart یعنی چیزی تکه تکه بشه یا از نظر ساختاری (یا حتی روحی) از هم بپاشه. اما fall out بیشتر برای دعوا کردن و قطع رابطه با کسی یا ریختن دندان و مو استفاده میشه.
من عبارت fall for someone رو توی سریال Friends شنیدم. اینجا به معنی گول خوردنه یا عاشق شدن؟ چون توی متن هر دو معنی رو نوشتید.
امیررضا عزیز، fall for دو معنی کاملاً متفاوت داره. یکی گول خوردن (trick) و دیگری شدیداً عاشق کسی شدن. توی سریالها و فضای رمانتیک، معمولاً به معنی دوم به کار میره. بستگی به کلمات بعد از اون داره.
برای fall behind مترادف دیگهای هم داریم؟ مثلاً توی محیطهای رسمی یا بیزنس چی پیشنهاد میدید؟
بله مریم جان، در محیطهای رسمیتر میتونی از عبارت lag behind یا get behind schedule استفاده کنی که هر دو مفهوم عقب ماندن از برنامه یا کارها رو میرسونن.
دمتون گرم، خیلی عالی بود. مخصوصاً بخش fall through که نمیدونستم برای کنسل شدن نقشهها و قراردادها به کار میره. خیلی کاربردی بود.
آیا fall back on یک عبارت رسمیه؟ میشه توی نامهنگاریهای آکادمیک ازش استفاده کرد؟
سلام زهرا جان، این فریزال ورب نیمهرسمی (semi-formal) محسوب میشه. توی مقالات آکادمیک بهتره از معادلهای رسمیتر مثل resort to یا rely on استفاده کنی، اما در ایمیلهای کاری کاملاً پذیرفته شده است.
تلفظ fall out و fall off خیلی شبیه همه، مخصوصاً وقتی سریع صحبت میکنن. راهی برای تشخیصش توی لیسنینگ هست؟
رضا جان، بهترین راه توجه به بافت جمله (context) است. معمولاً بعد از fall off اسم یک سطح یا مکان (مثل دوچرخه یا پله) میاد، در حالی که fall out یا به تنهایی میاد یا با with همراه میشه تا معنی دعوا بده.
ممنون از توضیحات عالی. fall apart رو میشه برای توصیف وضعیت روحی بد هم به کار برد؟ مثلاً وقتی کسی خیلی گریه میکنه؟
کاملاً درسته سپیده عزیز! وقتی کسی از نظر احساسی کنترلش رو از دست میده و خیلی بهم ریخته میشه، اصطلاحاً میگیم She is falling apart. کاربرد خیلی رایجی در مکالمات روزمره داره.
من همیشه فکر میکردم fall out یعنی از جایی بیرون افتادن! فکر نمیکردم معنی دعوا کردن هم بده. مرسی که روشن کردید.
تفاوت دقیق بین Fall for a trick و Fall for a person رو چطوری سریع تشخیص بدیم؟
مهسای عزیز، معمولاً متمم جمله بهت کمک میکنه. اگه بعد از fall for یک شیء، دروغ یا نقشه بیاد یعنی «گول خوردن»، اما اگه اسم یک شخص بیاد، به احتمال زیاد معنی «عاشق شدن» میده.
توی آهنگهای پاپ خیلی میشنویم که میگن I fell for you. این همون گذشته fall for هست دیگه؟
بله ارشیا جان، دقیقاً. فعل fall جزو افعال بیقاعده است و زمان گذشتهاش میشه fell و قسمت سومش میشه fallen. پس I fell for you یعنی «عاشقت شدم».
کاش برای fall in with هم مثال میزدید. من این رو توی یک متن ادبی دیدم و معنیش رو متوجه نشدم.
حق با شماست نازنین جان. Fall in with یعنی با گروهی از افراد (معمولاً افرادی که تاثیر بدی دارن) همراه شدن و رفاقت کردن. مثلاً: He fell in with a bad crowd.
آیا fall behind حرف اضافه خاصی میگیره وقتی میخوایم بگیم از «چیزی» عقب موندیم؟
سلام فرهاد عزیز، معمولاً در این حالت از حرف اضافه with استفاده میکنیم. مثلاً: I fell behind with my studies یعنی از درسهام عقب افتادم.
خیلی ممنون، واقعاً بخش فریزال وربها چالشبرانگیزترین قسمت یادگیری زبانه. این دستهبندیها خیلی کمک میکنه.
آیا fall back on همون معنی «پشتیبان داشتن» رو میده؟ یعنی چیزی که وقتی بقیه راهها بسته شد سراغش میریم؟
دقیقاً حسین جان. به معنی استفاده از یک منبع جایگزین یا پسانداز در مواقع سختیه. مثلاً داشتن مقداری پول در بانک برای روز مبادا که بتونی روش حساب کنی (fall back on).
عبارت Fall through برای معاملات تجاری و بیزنس هم استفاده میشه یا فقط برای نقشه کشیدن با دوستاست؟
بله رویا جان، اتفاقاً در دنیای بیزنس برای قراردادها و توافقاتی که در لحظه آخر به نتیجه نمیرسن و لغو میشن (fail to happen)، این فریزال ورب بسیار پرکاربرد و حرفهای هست.
دمتون گرم، مثالهایی که زدید خیلی به درک تفاوتهای ظریف این افعال کمک کرد. عالی بود.
چرا بعضی وقتا میگن Fall out و بعضی وقتا Fall out with someone؟ تفاوت گرامری دارن؟
نرگس عزیز، وقتی میخوایم فقط بگیم «دعوا کردیم» از fall out استفاده میکنیم، اما اگه بخوایم مفعول (شخصی که باهاش دعوا کردیم) رو بیاریم، حتماً باید حرف اضافه with رو اضافه کنیم.
تفاوت fall off و fall down چیه؟ هر دو رو زمین خوردن معنی میکنیم؟
پیمان جان، fall off یعنی افتادن از روی یک سطح مرتفع یا متحرک (مثل پله، دوچرخه، اسب)، اما fall down یعنی از حالت ایستاده به زمین خوردن یا سقوط کردن چیزی.
میشه لطفاً چند تا اصطلاح با فعل fall که فریزال ورب نیستن ولی زیاد استفاده میشن رو هم بگید؟
حتماً هانیه جان. مثلاً Fall in love (عاشق شدن)، Fall asleep (خواب رفتن) و Fall ill (مریض شدن) از پرکاربردترین اصطلاحات (collocations) با این فعل هستن.
من fall apart رو توی یک کتاب روانشناسی برای توصیف فروپاشی عصبی دیدم، خیلی برام جالب بود که اینجا هم توضیح دادید.
ممنون از مقاله عالیتون. یک سوال داشتم، Fall for هم برای گول خوردن استفاده میشه و هم برای عاشق شدن؟ چطور تشخیص بدیم کدوم منظوره؟
سلام سارای عزیز. دقیقا درسته! تشخیصش کاملاً به کانتکست یا همان متن بستگی داره. مثلاً Fall for a trick یعنی گول خوردن، اما Fall for someone یعنی عاشق کسی شدن. معمولاً حرف اضافه for بعدش مشخص میکنه که مفعول یک شخص هست یا یک موقعیت فریبکارانه.
من فریزال ورب Fall apart رو توی متن یکی از آهنگهای ادل شنیده بودم، ولی فکر میکردم فقط برای اشیاء فیزیکی که از هم میپاشن به کار میره. اینجا متوجه شدم برای شرایط روحی هم هست.
نکته بسیار هوشمندانهای بود امیررضا جان. بله، Fall apart هم کاربرد فیزیکی داره (مثل ماشینی که اوراق میشه) و هم کاربرد انتزاعی برای وقتی که یک نفر از نظر روحی کاملاً بهم میریزه و کنترلش رو از دست میده.
تفاوت دقیق بین Fall behind و Lag چی هست؟ هر دو معنی عقب موندن میدن؟
سوال خیلی خوبیه. Lag بیشتر برای سرعت و زمان (مثلاً در بازیهای آنلاین یا سرعت اینترنت) به کار میره، اما Fall behind بیشتر در مورد پیشرفت، درس یا پرداختهای مالی استفاده میشه؛ مثلاً عقب افتادن از برنامه درسی.
آیا عبارت Fall out با Argue مترادف هست؟ کدومشون رسمیتره؟
بله رضا جان، مترادف هستند اما Fall out کمی غیررسمیتره و معمولاً به دعوایی اشاره داره که منجر به قطع رابطه یا شکرآب شدن میانه دو نفر میشه. Argue بیشتر به خودِ بحث و جدل کلامی اشاره داره.
من همیشه Fall through رو با اصطلاحات دیگه اشتباه میگیرم. میشه یک مثال برای بیزنس بزنید؟
حتماً مریم عزیز. مثلاً میگیم: Our deal fell through at the last minute. یعنی معاملهمون در آخرین لحظه شکست خورد و به سرانجام نرسید. این فریزال ورب برای قراردادها و نقشهها عالیه.
خیلی مقاله کاملی بود. مخصوصاً بخش مربوط به Fall back on که واقعاً کاربردیه. ممنون از تیم خوبتون.
ببخشید، عبارت Fall off برای کاهش پیدا کردن مقدار چیزی هم استفاده میشه؟ مثلاً کاهش فروش؟
بله فاطمه جان، کاملاً درسته. وقتی از کاهش سطح، کیفیت یا مقدار چیزی صحبت میکنیم، Fall off گزینه خیلی خوبیه. مثلاً: Membership has fallen off this year. یعنی تعداد اعضا امسال کاهش یافته.
من شنیدم که Fall out برای ریختن مو هم استفاده میشه. درسته؟
دقیقاً نیما جان! یکی از کاربردهای اختصاصی Fall out برای مو و دندان هست. مثلاً: His hair is starting to fall out. یعنی موهاش داره شروع میکنه به ریختن.
توی فیلمها خیلی شنیدم میگن Don’t fall for it! منظورشون اینه که گول نخور؟
تفاوت Fall over و Fall down در چی هست؟ من همیشه این دو تا رو قاطی میکنم.
نکته ظریفیه بابک جان. Fall over معمولاً یعنی چیزی که ایستاده بوده واژگون بشه یا پات به چیزی گیر کنه و بخوری زمین. اما Fall down بیشتر حرکت به سمت پایین از یک ارتفاع (مثل پله) رو تداعی میکنه.
فریزال ورب Fall in with به معنی موافقت کردنه یا همراه شدن؟
هر دو! هم میتونه به معنی پذیرفتن یک عقیده یا نقشه باشه، و هم به معنی دوست شدن و همراه شدن با یک گروه خاص (که معمولاً بار منفی داره، مثلاً همنشین بد شدن).
واقعاً یادگیری اینا سخته چون معنای فعل Fall کلاً عوض میشه وقتی یه حرف اضافه میاد کنارش.
کاملاً درکت میکنیم علی جان. به همین خاطره که پیشنهاد میدیم اینها رو در قالب جمله و مثال یاد بگیرید، نه به صورت تکی. مرور مداوم معجزه میکنه!
عبارت Fall under چه زمانی استفاده میشه؟ مثلاً برای دستهبندیها؟
بله پریسا جان. وقتی چیزی در یک دسته یا طبقه خاص قرار میگیره. مثلاً: This issue falls under the category of human rights. این موضوع در دسته حقوق بشر قرار میگیره.
ممنون، خیلی کاربردی بود. لطفاً برای فعلهای دیگه مثل Get هم مشابه این مقاله رو بنویسید.
من توی یک کتاب خوندم Fall short of expectations. این یعنی چی؟
یعنی کمتر از حد انتظار بودن یا به حد انتظار نرسیدن. کلاً Fall short یعنی به اون هدف یا مقداری که لازم بوده نرسیدن.
آیا Fall for someone لحن رسمی داره یا توی صحبتهای دوستانه استفاده میشه؟
سینا جان، این عبارت بیشتر غیررسمی و دوستانه است. در موقعیتهای خیلی رسمی ممکنه از عبارات جایگزین استفاده بشه، اما در مکالمات روزمره بسیار پرکاربرده.
مقاله خیلی خوبی بود، مخصوصا مثالهای فارسی که زدید کمک کرد تفاوتها رو بهتر درک کنم.
تلفظ کلمه Phrasal به صورت /freɪzl/ هست یا /fræzl/؟
تلفظ درستش /ˈfreɪzl/ هست، یعنی بخش اول مثل کلمه Phrase تلفظ میشه. عالی بود که به تلفظ هم دقت کردی!
Fall in love هم جزو فریزال وربها حساب میشه؟
در واقع Fall in love بیشتر به عنوان یک Idiom یا اصطلاح شناخته میشه تا فریزال ورب، چون ساختار ثابتی داره. اما مرز بین اینها گاهی خیلی باریکه.
خیلی عالی بود. من همیشه با Fall through مشکل داشتم که الان کاملاً برام جا افتاد. دمتون گرم.