- آیا میدانید حرف اضافه “Down” چگونه معنای فعلها را به کلی تغییر میدهد؟
- پرکاربردترین فریزال ورب با Down که در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده میشود کدام است؟
- چگونه میتوانیم تفاوتهای ظریف بین فریزال وربهایی مانند Break down، Cut down و Turn down را درک کنیم؟
- آیا با معانی مختلف یک فریزال ورب واحد، مانند Put down، آشنا هستید؟
- چطور میتوانیم این افعال عبارتی را به طور طبیعی و صحیح در جملات خود به کار ببریم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با ۱۵ مورد از مهمترین و پرکاربردترین فریزال وربها با حرف اضافه “Down” آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی یا Phrasal Verbs بخش جداییناپذیر زبان انگلیسی محاورهای هستند و یادگیری آنها برای رسیدن به سطح تسلط یک بومیزبان ضروری است. حرف اضافه “Down” معمولاً مفاهیمی چون کاهش، توقف، شکست، آرام شدن یا حتی ناامید کردن را به فعل اصلی اضافه میکند. با مطالعه این مقاله، نه تنها با معنای هر فریزال ورب با Down آشنا میشوید، بلکه از طریق مثالهای متعدد و کاربردی، نحوه استفاده صحیح از آنها را در جملات مختلف فرا خواهید گرفت.
۱. Break down
یکی از پرکاربردترین فریزال وربها که معانی متعددی دارد. بسته به موضوع جمله (ماشین، انسان یا یک مفهوم)، معنای آن تغییر میکند.
معانی اصلی Break down:
- خراب شدن (برای ماشینآلات و وسایل): این رایجترین معنی آن است. وقتی یک دستگاه یا وسیله نقلیه از کار میافتد، از این عبارت استفاده میکنیم.
- از هم پاشیدن احساسی (برای انسان): زمانی که فردی به خاطر فشار روحی یا غم زیاد، کنترل احساسات خود را از دست میدهد و شروع به گریه کردن میکند.
- شکست خوردن (برای مذاکرات و سیستمها): وقتی مذاکرات، گفتگوها یا یک سیستم به بنبست میرسد و متوقف میشود.
- تجزیه کردن و توضیح دادن: شکستن یک موضوع پیچیده به بخشهای کوچکتر برای فهم بهتر.
مثالهای کاربردی:
مثال برای خراب شدن:
My car broke down on the way to the airport.
ماشینم در راه فرودگاه خراب شد.
مثال برای فروپاشی احساسی:
She broke down in tears when she heard the bad news.
وقتی خبر بد را شنید، زد زیر گریه.
مثال برای شکست مذاکرات:
The peace talks have broken down again.
مذاکرات صلح دوباره با شکست مواجه شد.
مثال برای تجزیه کردن:
Let me break down the problem for you into smaller parts.
اجازه بده مشکل را برایت به بخشهای کوچکتر تجزیه کنم.
۲. Cut down (on)
این فریزال ورب با Down معمولاً به معنای کاهش دادن یا کم کردن مصرف چیزی است. اغلب با حرف اضافه “on” همراه میشود تا مشخص کند چه چیزی در حال کاهش است.
معانی اصلی Cut down:
- کاهش مصرف چیزی: به خصوص برای عادات غذایی یا هزینهها استفاده میشود.
- بریدن و انداختن درخت: معنای تحتاللفظی این عبارت.
مثالهای کاربردی:
مثال برای کاهش مصرف:
I’m trying to cut down on sugar and caffeine.
دارم سعی میکنم مصرف شکر و کافئین را کم کنم.
مثال دیگر برای کاهش:
We need to cut down our expenses this month.
باید این ماه هزینههایمان را کاهش دهیم.
مثال برای قطع درخت:
They had to cut down the old tree in their garden.
آنها مجبور شدند درخت قدیمی باغشان را قطع کنند.
۳. Turn down
این فریزال ورب دو معنای بسیار رایج و کاملاً متفاوت دارد که باید از روی متن تشخیص داده شوند.
معانی اصلی Turn down:
- رد کردن (یک پیشنهاد، درخواست یا دعوت): به معنای نپذیرفتن یا مخالفت کردن.
- کم کردن صدا یا حرارت: کاهش دادن ولوم دستگاه صوتی یا درجه حرارت یک وسیله.
مثالهای کاربردی:
مثال برای رد کردن:
She turned down the job offer because the salary was too low.
او پیشنهاد کاری را رد کرد چون حقوقش خیلی کم بود.
مثال دیگر برای رد کردن:
He asked her out, but she turned him down.
او از دختر درخواست قرار ملاقات کرد، اما دختر درخواستش را رد کرد.
مثال برای کم کردن صدا:
Could you please turn down the music? It’s too loud.
میشه لطفاً صدای موسیقی را کم کنی؟ خیلی بلند است.
۴. Calm down
یک عبارت بسیار رایج برای دعوت به آرامش. هم برای آرام کردن خود و هم دیگران به کار میرود.
معنای اصلی Calm down:
- آرام شدن یا آرام کردن: زمانی که فردی عصبانی، هیجانزده یا نگران است، از این عبارت برای دعوت او به آرامش استفاده میشود.
مثالهای کاربردی:
Please calm down and tell me what happened.
لطفاً آرام باش و به من بگو چه اتفاقی افتاده.
He was very angry, but his friend helped him to calm down.
او خیلی عصبانی بود، اما دوستش به او کمک کرد تا آرام شود.
Take a deep breath and try to calm down.
یک نفس عمیق بکش و سعی کن آرام شوی.
۵. Let down
این فریزال ورب حس ناامیدی و سرخوردگی را منتقل میکند.
معنای اصلی Let down:
- ناامید کردن کسی: زمانی که روی کمک یا حمایت کسی حساب کردهاید اما او شما را مأیوس میکند.
مثالهای کاربردی:
I feel like you really let me down when you didn’t support my decision.
احساس میکنم واقعاً ناامیدم کردی وقتی از تصمیمم حمایت نکردی.
The team felt they had let down their fans after losing the final match.
تیم احساس میکرد بعد از باختن در بازی فینال، طرفدارانش را ناامید کرده است.
۶. Write down
یک فریزال ورب با Down بسیار ساده و پرکاربرد که به معنی یادداشت کردن اطلاعات است.
معنای اصلی Write down:
- نوشتن یا یادداشت کردن چیزی: برای اینکه اطلاعاتی را فراموش نکنید، آن را روی کاغذ مینویسید.
مثالهای کاربردی:
Can you write down your phone number for me?
میتوانی شماره تلفنت را برایم بنویسی؟
I need to write down the address so I don’t forget it.
باید آدرس را یادداشت کنم تا فراموشش نکنم.
۷. Put down
این فریزال ورب نیز معانی متعددی دارد که برخی از آنها کاملاً اصطلاحی هستند.
معانی اصلی Put down:
- زمین گذاشتن چیزی: معنای تحتاللفظی آن.
- نوشتن یا ثبت کردن: شبیه به “write down”.
- تحقیر کردن یا مسخره کردن کسی: انتقاد کردن از کسی در حضور دیگران برای اینکه احساس بدی پیدا کند.
- کشتن حیوان مریض (با تزریق): زمانی که یک حیوان به دلیل بیماری یا پیری زیاد رنج میکشد، دامپزشک آن را “put down” میکند.
مثالهای کاربردی:
مثال برای زمین گذاشتن:
He put down his heavy bag and rested.
او کیف سنگینش را زمین گذاشت و استراحت کرد.
مثال برای تحقیر کردن:
I hate how he always puts me down in front of our friends.
از این متنفرم که او همیشه جلوی دوستانمان مرا تحقیر میکند.
مثال برای حیوان:
Sadly, we had to have our old dog put down.
متاسفانه، مجبور شدیم سگ پیرمان را با تزریق از رنج راحت کنیم.
۸. Slow down
این عبارت هم به معنای فیزیکی و هم به معنای استعاری برای کاهش سرعت به کار میرود.
معانی اصلی Slow down:
- کاهش سرعت (فیزیکی): برای وسایل نقلیه یا افراد.
- کمتر کار کردن یا فعالیت داشتن: برای کاهش فشار کاری و استرس.
مثالهای کاربردی:
You need to slow down, you’re driving too fast.
باید سرعتت را کم کنی، داری خیلی تند رانندگی میکنی.
The doctor told him to slow down and take a holiday.
دکتر به او گفت که کمتر کار کند و به تعطیلات برود.
۹. Settle down
این فریزال ورب اغلب به شروع یک زندگی آرام و باثبات اشاره دارد.
معانی اصلی Settle down:
- تشکیل خانواده دادن و زندگی آرامی را شروع کردن: ازدواج کردن، خریدن خانه و…
- آرام گرفتن (به خصوص برای کودکان): ساکت شدن و نشستن در یک جا.
- ماندگار شدن در یک مکان یا شغل.
مثالهای کاربردی:
After years of traveling, he decided it was time to settle down and start a family.
بعد از سالها سفر، او تصمیم گرفت که وقت آن است که تشکیل خانواده بدهد و زندگی آرامی را شروع کند.
The teacher told the noisy children to settle down.
معلم به بچههای پر سر و صدا گفت که آرام بگیرند.
۱۰. Shut down
این عبارت به معنای توقف کامل فعالیت یک دستگاه یا یک کسب و کار است.
معانی اصلی Shut down:
- خاموش کردن (کامپیوتر یا دستگاه): توقف کامل عملکرد یک سیستم.
- تعطیل شدن (برای کسب و کار): متوقف شدن دائمی فعالیت یک شرکت یا کارخانه.
مثالهای کاربردی:
Remember to shut down your computer before you leave.
یادت باشد قبل از رفتن کامپیوترت را خاموش کنی.
The factory was forced to shut down due to financial problems.
کارخانه به دلیل مشکلات مالی مجبور به تعطیلی شد.
۱۱. Go down
یک فریزال ورب با Down با معانی بسیار متنوع که از کاهش قیمت تا غروب خورشید را در بر میگیرد.
معانی اصلی Go down:
- کاهش یافتن (قیمت، دما): کم شدن مقدار چیزی.
- غروب کردن (خورشید): پایین رفتن خورشید در افق.
- غرق شدن (کشتی):
- در تاریخ ثبت شدن: به یاد ماندن برای یک ویژگی خاص.
مثالهای کاربردی:
The price of petrol has gone down recently.
قیمت بنزین اخیراً کاهش یافته است.
We watched the sun go down over the ocean.
ما غروب خورشید را بر فراز اقیانوس تماشا کردیم.
The Titanic went down in 1912.
کشتی تایتانیک در سال ۱۹۱۲ غرق شد.
۱۲. Back down
این عبارت به معنای عقبنشینی از یک موضع یا ادعا در یک بحث یا مشاجره است.
معنای اصلی Back down:
- عقبنشینی کردن، کوتاه آمدن: دست برداشتن از نظر یا خواسته خود در یک اختلاف نظر.
مثالهای کاربردی:
Neither side is willing to back down in the argument.
هیچ یک از طرفین حاضر به کوتاه آمدن در این مشاجره نیست.
She refused to back down, even when she knew she was wrong.
او حاضر به عقبنشینی نشد، حتی وقتی میدانست که اشتباه میکند.
۱۳. Come down with
این فریزال ورب به طور خاص برای اشاره به شروع یک بیماری استفاده میشود.
معنای اصلی Come down with:
- مبتلا شدن به یک بیماری (معمولاً غیرجدی): مریض شدن، سرما خوردن.
مثالهای کاربردی:
I think I’m coming down with a cold.
فکر کنم دارم سرما میخورم.
Many children in the school have come down with the flu.
بسیاری از بچههای مدرسه به آنفولانزا مبتلا شدهاند.
۱۴. Get down
این عبارت نیز معانی مختلفی دارد، از نوشتن گرفته تا ناراحت کردن کسی.
معانی اصلی Get down:
- ناراحت کردن، دلسرد کردن: باعث ایجاد حس غم و ناامیدی در کسی شدن.
- یادداشت کردن: مترادف “write down”.
- پایین آمدن از جایی.
مثالهای کاربردی:
مثال برای ناراحت کردن:
This rainy weather is really starting to get me down.
این هوای بارانی واقعاً دارد حالم را میگیرد.
مثال برای یادداشت کردن:
Did you get down his phone number?
شماره تلفنش را یادداشت کردی؟
۱۵. Run down
آخرین مورد در لیست ما، “run down” است که میتواند به افراد، مکانها و اشیاء اشاره داشته باشد.
معانی اصلی Run down:
- خسته و بیانرژی بودن (برای فرد): وقتی کسی به دلیل کار زیاد انرژیاش تمام شده.
- مخروبه و فرسوده بودن (برای مکان): ساختمانی که در وضعیت بدی قرار دارد.
- انتقاد کردن شدید از کسی: بدگویی کردن.
- با ماشین به کسی زدن.
مثالهای کاربردی:
مثال برای خستگی:
You look really run down. You should take a break.
خیلی خسته به نظر میرسی. باید استراحت کنی.
مثال برای مکان فرسوده:
They live in a run-down old house.
آنها در یک خانه قدیمی مخروبه زندگی میکنند.
مثال برای انتقاد:
She’s always running down her colleagues.
او همیشه در حال بدگویی از همکارانش است.
جمعبندی: چگونه فریزال ورب با Down را یاد بگیریم؟
یادگیری افعال عبارتی نیازمند تمرین و تکرار است. بهترین راه برای تسلط بر فریزال ورب با Down این است که آنها را در قالب جمله یاد بگیرید و سعی کنید خودتان با آنها جمله بسازید. به تفاوتهای ظریف معنایی در موقعیتهای مختلف دقت کنید. با استفاده مداوم از این ۱۵ فریزال ورب در مکالمات و نوشتههای خود، به زودی متوجه خواهید شد که چقدر طبیعیتر و روانتر انگلیسی صحبت میکنید.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا Break down برای آدمها هم به کار میره؟ مثلاً اگه کسی از لحاظ روحی داغون بشه میتونیم از این فریزال ورب استفاده کنیم؟
بله سعید جان، دقیقاً! وقتی کسی از شدت ناراحتی یا فشار عصبی کنترل خودش رو از دست میده و شروع به گریه میکنه، از اصطلاح emotional breakdown یا فعل break down استفاده میکنیم. مثلا: She broke down in tears.
من همیشه Turn down رو فقط برای کم کردن صدای تلویزیون استفاده میکردم، نمیدونستم برای رد کردن پیشنهاد هم به کار میره. آیا با Reject تفاوتی داره؟
سوال هوشمندانهای بود مریم عزیز. Turn down نسبت به Reject کمی غیررسمیتر (informal) هست و در مکالمات روزمره بیشتر شنیده میشه. Reject بار معنایی رسمیتر و گاهی تندتری داره.
توی یه فیلم شنیدم که میگفت Cut it down. منظورش همون Cut down بود که توی مقاله گفتید؟ برای رژیم غذایی داشت صحبت میکرد.
بله امیرحسین جان، Cut down on something به معنای کاهش مصرف چیزیه. مثلاً Cut down on sugar یعنی مصرف شکر رو کم کن. اون جملهای که شنیدی هم به احتمال زیاد اشاره به کاهش حجم چیزی داشته.
واقعا Put down گیجکننده است! من فکر میکردم فقط یعنی چیزی رو زمین گذاشتن. معانی دیگهاش رو میشه بیشتر توضیح بدید؟
کاملاً حق داری نازنین! Put down حداقل سه معنی پرکاربرد داره: ۱. زمین گذاشتن چیزی، ۲. یادداشت کردن (هممعنی Write down)، ۳. تحقیر کردن کسی (Insult). در این مقاله روی دو مورد اول تمرکز داشتیم چون کاربردیتر هستند.
ممنون از آموزشهای عالیتون. برای یادگیری این همه Phrasal Verb چه روشی رو پیشنهاد میدید که یادمون نره؟
رضای عزیز، بهترین راه یادگیری اینه که اونها رو در قالب جمله (Context) یاد بگیری. سعی کن با هر کدوم از این ۱۵ تا فعل، یک جمله درباره زندگی شخصی خودت بسازی و در کامنتها برای ما بنویسی تا برات تصحیح کنیم.
من همیشه Let down رو با ناامید کردن اشتباه میگرفتم، الان فهمیدم که دقیقاً همون معنی Disappoint رو میده. مرسی از توضیحات شفاف.
خوشحالم که برات مفید بوده سارا جان. یادت باشه که Let down یک فعل جداشدنی (Separable) هست، یعنی میگیم: Don’t let me down (من رو ناامید نکن).
تفاوت Calm down و Relax در چیه؟ هر دو رو میتونیم برای آرامش استفاده کنیم؟
تفاوت ظریفی دارن مهدی جان. Calm down معمولاً زمانی استفاده میشه که فرد عصبانی، هیجانزده یا مضطربه و میخوایم به حالت عادی برگرده. اما Relax بیشتر به معنی استراحت کردن و لذت بردن از زمانه.
من توی آهنگها زیاد شنیدم که میگن Settle down. این هم جزو فریزال وربهای Down حساب میشه؟
بله نیلوفر عزیز، اتفاقاً خیلی هم پرکاربرده! Settle down معمولاً به معنی سر و سامان گرفتن، ازدواج کردن و ساکن شدن در یک جای ثابته. همچنین به معنی آروم شدن محیط هم استفاده میشه.
آیا Write down و Take down دقیقاً یک معنی رو میدن؟ هر دو یعنی یادداشت کردن؟
بله فرهاد جان، هر دو به معنای یادداشت کردن اطلاعات روی کاغذ یا گوشی هستن. Take down گاهی اوقات بار معنایی ‘سریع یادداشت کردن’ رو هم داره، مثل وقتی که استاد داره سریع درس میده.
ببخشید، عبارت Look down on هم با Down ساخته شده؟ حس میکنم معنیش منفی باشه.
دقیقاً آیدا جان! Look down on someone یعنی به کسی از بالا نگاه کردن یا کسی رو حقیر شمردن. این یک فریزال ورب سه قسمتی هست که کاربرد زیادی در مکالمات داره.
واقعاً عالی بود. من همیشه با این حروف اضافه مشکل داشتم. منتظر بخشهای بعدی برای Up و Off هستیم.
حتماً حسین عزیز! لیست فریزال وربهای پرکاربرد با Up در برنامه محتوایی ما هست و به زودی منتشر میشه. همراه ما باش.
یک جمله با Bring down ساختم، درسته؟ The high prices are bringing down our lifestyle.
نرگس جان، Bring down معمولاً برای پایین آوردن مقدار چیزی (مثل قیمت) یا سرنگون کردن یک حکومت به کار میره. برای جملهای که گفتی، استفاده از فعل Affect یا Damage مناسبتره، مگر اینکه منظورت پایین آوردن سطح کیفی باشه.
کاش برای هر کدوم تلفظ صوتی هم میذاشتید. Phrasal رو چطور تلفظ کنیم؟
پیشنهاد خوبیه پویا جان، حتما در آپدیتهای بعدی صوت هم اضافه میکنیم. تلفظ صحیح این کلمه /freɪzl/ (فِرِیزِل) هست.
ممنون از مقاله جامع و عالیتون. مثالها خیلی به درکم از موضوع کمک کرد.
آیا استفاده از این افعال در رایتینگ آیلتس نمره منفی داره؟ چون شنیدم غیررسمی هستن.
سوال خیلی خوبیه بابک. در رایتینگ Task 2 آیلتس که آکادمیک هست، بهتره از افعال تککلمهای رسمی استفاده کنی (مثلاً به جای Go down از Decrease). اما در اسپیکینگ آیلتس، استفاده از Phrasal Verbها برای گرفتن نمره ۷ به بالا ضروریه!
من شنیدم به کسی که حالش خوب نیست میگن He is feeling down. این هم فریزال وربه؟
خیر رویا جان، در اینجا Down نقش صفت (Adjective) رو داره و به معنی غمگین یا دپرس هست. اما نکته ظریفی بود، مرسی که بهش اشاره کردی.
برای تعمیر ماشین کدوم بهتره؟ Break down یا چیزی دیگه؟
سینا جان، Break down یعنی خراب شدن ماشین. اگه بخوای بگی ماشین رو تعمیر کن، باید از Fix یا Repair استفاده کنی. مثلا: My car broke down, so I had to fix it.
چقدر خوب که تفاوتهای Put down رو توضیح دادید، همیشه توی تستها اشتباه میزدم.
معنی Narrow down رو هم میتونید بگید؟ توی این لیست نبود ولی فکر کنم با Down هست.
بله ارشیا جان، Narrow down یعنی محدود کردن گزینهها. مثلاً وقتی ۱۰ تا انتخاب داری و میخوای برسی به ۲ تا، میگی: We need to narrow down our options.
عالی بود، خسته نباشید به تیم Englishvocabulary.ir.