- آیا میدانید چرا فریزال وربها بخش جداییناپذیری از زبان انگلیسی روزمره هستند؟
- چگونه میتوان معنای دقیق یک فریزال ورب با Come را در جملات مختلف تشخیص داد؟
- فریزال ورب با Come چه تفاوتهایی با فعل ساده “Come” دارد و اهمیت یادگیری آنها چیست؟
- یادگیری فریزال وربهای پرکاربرد با Come چه مزایایی برای مکالمه روان و فهم متون انگلیسی دارد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای وسیع و کاربردی فریزال ورب با Come آشنا خواهیم کرد. اگر به دنبال تسلط بر مکالمات روزمره انگلیسی هستید و میخواهید مانند یک بومی صحبت کنید، درک و به کارگیری این عبارات ضروری است. ما در ادامه، متداولترین فریزال وربها با Come را به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی دقیق، به شما آموزش خواهیم داد تا بتوانید به راحتی آنها را در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید و مهارتهای زبانی خود را به سطحی بالاتر ارتقا دهید.
فریزال ورب چیست و چرا اهمیت دارد؟
پیش از آنکه به سراغ فریزال ورب با Come برویم، لازم است درک روشنی از مفهوم “فریزال ورب” داشته باشیم. فریزال ورب (Phrasal Verb) ترکیبی از یک فعل (Verb) و یک یا دو حرف اضافه (Preposition) یا قید (Adverb) است که معنایی کاملاً جدید و متفاوت از فعل اصلی ایجاد میکند. این ترکیب، اغلب غیرقابل پیشبینی است و نمیتوان معنای آن را صرفاً با کنار هم گذاشتن معانی اجزایش حدس زد. به عنوان مثال، فعل “look” به معنای “نگاه کردن” است، اما “look up” میتواند به معنای “پیدا کردن اطلاعات در فرهنگ لغت” یا “بهتر شدن وضعیت” باشد.
اهمیت فریزال وربها در زبان انگلیسی بینهایت زیاد است؛ چرا که بخش عظیمی از مکالمات روزمره، متون غیررسمی، و حتی برخی متون رسمی را تشکیل میدهند. بومیزبانان انگلیسی به وفور از فریزال وربها استفاده میکنند و عدم آشنایی با آنها میتواند منجر به سوءتفاهم یا دشواری در درک مطالب شود. یادگیری فریزال ورب با Come و سایر افعال رایج، نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنید و درک عمیقتری از زبان انگلیسی پیدا کنید.
معرفی متداولترین فریزال وربها با Come
“Come” یکی از افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی است که با ترکیب شدن با حروف اضافه و قیدهای مختلف، دهها فریزال ورب متفاوت و مهم را تشکیل میدهد. در ادامه به معرفی و بررسی مهمترین فریزال ورب با Come میپردازیم:
فریزال ورب: Come across
این فریزال ورب چند معنی دارد که رایجترین آنها عبارتند از:
- به طور اتفاقی چیزی یا کسی را پیدا کردن/ملاقات کردن.
- نشان دادن یک شخصیت یا احساس خاص (غالباً به شکلی ناخواسته).
مثالها:
I came across some old photos while cleaning my closet.
وقتی کمد لباسم را تمیز میکردم، به طور اتفاقی به چند عکس قدیمی برخوردم.
He comes across as very shy, but he’s actually quite outgoing once you get to know him.
او خیلی خجالتی به نظر میرسد، اما وقتی او را بشناسید، در واقع بسیار اجتماعی است.
The new manager comes across as very organized and efficient.
مدیر جدید بسیار منظم و کارآمد به نظر میرسد.
فریزال ورب: Come back
این فریزال ورب به معنای بازگشتن به جایی یا بازگشتن به حالت قبلی است.
مثالها:
Please come back home by midnight.
لطفاً تا نیمه شب به خانه برگرد.
I hope the warm weather will come back soon.
امیدوارم هوای گرم به زودی برگردد.
The trend of flared pants seems to be coming back.
به نظر میرسد مد شلوارهای گشاد در حال بازگشت است.
فریزال ورب: Come by
این فریزال ورب معمولاً به معنای سر زدن به جایی یا چیزی را به دست آوردن (به خصوص به سختی) است.
مثالها:
Could you come by my office later?
میتوانی بعداً سری به دفتر من بزنی؟
Opportunities like this don’t come by very often.
فرصتهایی مثل این زیاد پیش نمیآیند.
How did you come by that rare coin?
آن سکه کمیاب را چطور به دست آوردی؟
فریزال ورب: Come down (with)
این فریزال ورب اغلب به معنای گرفتن یک بیماری است.
مثالها:
She came down with a bad cold over the weekend.
او آخر هفته سرماخوردگی شدیدی گرفت.
I think I’m coming down with the flu.
فکر میکنم دارم آنفولانزا میگیرم.
Many students come down with stress-related illnesses during exam periods.
بسیاری از دانشجویان در دوران امتحانات به بیماریهای مرتبط با استرس مبتلا میشوند.
فریزال ورب: Come in
این فریزال ورب چندین معنی دارد، از جمله: وارد شدن، رسیدن، مد شدن یا نقش داشتن.
مثالها:
Please come in and make yourself comfortable.
لطفاً وارد شوید و راحت باشید.
The new models of smartphones will come in next month.
مدلهای جدید گوشیهای هوشمند ماه آینده وارد بازار میشوند.
That’s where your expertise will come in.
اینجاست که تخصص شما به کار میآید.
فریزال ورب: Come off
این فریزال ورب به معنای جدا شدن، موفق شدن یا به نظر رسیدن است.
مثالها:
The handle of the cup came off in my hand.
دسته فنجان در دستم کنده شد.
Did the plan come off as you expected?
آیا برنامه همانطور که انتظار داشتی موفق شد؟
His joke didn’t come off very well.
شوخی او زیاد جالب از آب در نیامد (خوب از کار درنیامد).
فریزال ورب: Come on
این فریزال ورب کاربردهای فراوانی دارد، از جمله: تشویق کردن، شروع شدن، باور نکردن، یا سریع باش.
مثالها:
Come on, we’re going to be late!
زود باش، دیرمان میشود!
The TV show comes on at 8 PM.
برنامه تلویزیونی ساعت ۸ شب شروع میشود.
Oh, come on, you can’t be serious!
اوه، بس کن (این حرفها چیست)، جدی نمیگویی!
فریزال ورب: Come out
این فریزال ورب معانی متعددی دارد، از جمله: منتشر شدن، آشکار شدن، پدیدار شدن، یا بیرون آمدن.
مثالها:
The truth will eventually come out.
حقیقت بالاخره آشکار خواهد شد.
Her new book is due to come out next month.
قرار است کتاب جدید او ماه آینده منتشر شود.
The sun came out after the rain.
خورشید بعد از باران ظاهر شد.
فریزال ورب: Come over
این فریزال ورب به معنای سر زدن به خانه کسی، به یک مکان نزدیک آمدن یا اتفاق افتادن (به خصوص برای احساسات) است.
مثالها:
Why don’t you come over for dinner tonight?
چرا امشب برای شام نمیآیی خانه ما؟
A strange feeling suddenly came over me.
یک حس عجیب ناگهان به من دست داد.
Could you come over here and help me for a second?
میتوانی اینجا بیایی و یک لحظه کمکم کنی؟
فریزال ورب: Come up
این فریزال ورب نیز معانی گوناگونی دارد، از جمله: پیش آمدن (موضوع یا مشکلی)، بالا آمدن/نزدیک شدن، یا رویش کردن (گیاهان).
مثالها:
A problem has just come up, so I can’t meet you.
یک مشکلی پیش آمده است، بنابراین نمیتوانم شما را ملاقات کنم.
The flowers are starting to come up.
گلها دارند شروع به رویش میکنند.
He came up to me and asked for directions.
او به سمتم آمد و آدرس پرسید.
فریزال ورب: Come up with
این فریزال ورب به معنای یک ایده، راه حل یا برنامه جدید ارائه دادن است.
مثالها:
She always comes up with brilliant ideas.
او همیشه ایدههای درخشانی ارائه میدهد.
We need to come up with a plan to solve this issue.
ما باید یک برنامه برای حل این مشکل ارائه دهیم.
They came up with a unique marketing strategy.
آنها یک استراتژی بازاریابی منحصر به فرد ابداع کردند.
فریزال ورب: Come apart
این فریزال ورب به معنای از هم پاشیدن یا متلاشی شدن است.
مثالها:
The old book simply came apart in my hands.
کتاب قدیمی به سادگی در دستانم از هم پاشید.
Their relationship started to come apart after the argument.
رابطه آنها بعد از آن دعوا شروع به متلاشی شدن کرد.
فریزال ورب: Come around / Come round
این فریزال وربها معانی مختلفی دارند، از جمله: به هوش آمدن، ملاقات کردن، نظر خود را تغییر دادن.
مثالها:
The patient finally came around after the surgery.
بیمار بالاخره بعد از جراحی به هوش آمد.
Why don’t you come round to our place tonight?
چرا امشب سری به خانه ما نمیزنی؟
She’ll eventually come around to our way of thinking.
او بالاخره با طرز فکر ما موافق خواهد شد.
فریزال ورب: Come through
این فریزال ورب به معنای پیروز شدن در یک وضعیت دشوار یا رسیدن (خبر یا پیام) است.
مثالها:
He came through the tough times stronger than ever.
او از دوران سخت قویتر از همیشه بیرون آمد (پیروز شد).
The good news finally came through.
خبر خوب بالاخره رسید.
We are confident that she will come through this challenge successfully.
ما مطمئنیم که او از این چالش با موفقیت عبور خواهد کرد.
فریزال ورب: Come to
این فریزال ورب میتواند به معنای به هوش آمدن (مشابه come around)، به مبلغی رسیدن، یا به تصمیمی رسیدن باشد.
مثالها:
She slowly came to after she fainted.
او بعد از غش کردن به آرامی به هوش آمد.
The total bill came to 50 dollars.
جمع صورتحساب به ۵۰ دلار رسید.
We need to come to a decision quickly.
ما باید سریعاً به یک تصمیم برسیم.
فریزال ورب: Come along
این فریزال ورب به معنای همراه کسی رفتن، پیشرفت کردن یا اتفاق افتادن/ظاهر شدن است.
مثالها:
Why don’t you come along with us to the party?
چرا با ما به مهمانی نمیآیی؟
How is your project coming along?
پروژهات چطور پیش میرود؟
An opportunity like this doesn’t come along every day.
فرصتی مثل این هر روز پیش نمیآید.
فریزال ورب: Come from
این فریزال ورب به معنای اصالتاً اهل جایی بودن، نشأت گرفتن از چیزی یا منشأ چیزی بودن است.
مثالها:
Where do you come from?
شما اهل کجا هستید؟
His accent tells me he comes from the south.
لهجهاش به من میگوید که او اهل جنوب است.
The idea for the novel came from a dream.
ایده این رمان از یک رویا نشأت گرفت.
فریزال ورب: Come into
این فریزال ورب اغلب به معنای ارث بردن پول یا دارایی یا وارد شدن به یک موقعیت است.
مثالها:
She came into a large inheritance when her uncle died.
او وقتی عمویش مرد، ارث بزرگی به او رسید (ارث برد).
He recently came into power as the new CEO.
او اخیراً به عنوان مدیر عامل جدید به قدرت رسید.
Their family came into some money unexpectedly.
خانوادهشان به طور غیرمنتظرهای صاحب مقداری پول شد.
نکات مهم در یادگیری فریزال وربها با Come
- تمرین مداوم: بهترین راه برای یادگیری فریزال ورب با Come، استفاده مداوم از آنها در مکالمات، نوشتار و تمرینات است. سعی کنید جملات جدیدی با آنها بسازید.
- زمینهیابی: همیشه به معنای فریزال ورب در بستر جمله (context) توجه کنید. یک فریزال ورب میتواند معانی مختلفی داشته باشد و معنی صحیح آن فقط با توجه به بقیه جمله مشخص میشود.
- توجه به تفاوتهای ظریف: برخی فریزال وربها ممکن است معانی مشابهی داشته باشند (مثلاً come around و come to هر دو میتوانند به معنای “به هوش آمدن” باشند). با خواندن مثالهای متنوع، تفاوتهای ظریف را درک خواهید کرد.
- ساخت فلشکارت: برای هر فریزال ورب با Come، یک فلشکارت با معنی فارسی، چند مثال انگلیسی و ترجمه آنها تهیه کنید.
- غرق شدن در زبان (Immersion): فیلمها و سریالهای انگلیسی را بدون زیرنویس فارسی تماشا کنید، به پادکستهای انگلیسی گوش دهید و کتابهای انگلیسی بخوانید تا با کاربرد طبیعی این عبارات آشنا شوید.
نتیجهگیری
یادگیری فریزال ورب با Come گامی اساسی در جهت تسلط بر زبان انگلیسی و صحبت کردن روان و طبیعی است. این عبارات نه تنها بخش جداییناپذیری از زبان روزمره هستند، بلکه درک عمیقتری از فرهنگ و شیوه بیان بومیزبانان به شما میدهند. با تمرین مستمر، توجه به مثالها و قرار دادن آنها در جملات مختلف، به زودی خواهید توانست این فریزال وربهای کاربردی را به راحتی در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید و شاهد پیشرفت چشمگیری در مهارتهای زبانی خود باشید. هر فریزال ورب داستانی از معنای خود را روایت میکند؛ این شما هستید که باید با کنجکاوی و تمرین، رازهای آنها را کشف کنید.




خیلی ممنون بابت این مقاله کاربردی. من همیشه بین Come across و Find اشتباه میکردم. آیا Come across فقط برای اشیاء به کار میره یا برای دیدن اتفاقی آدمها هم میتونیم استفاده کنیم؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی. اتفاقاً Come across برای هر دو کاربرد داره. هم زمانی که به صورت تصادفی با یک وسیله قدیمی تو انباری روبرو میشی و هم وقتی که اتفاقی یک دوست قدیمی رو تو خیابون میبینی، میتونی از این فریزال ورب استفاده کنی.
من فریزال ورب Come up with رو زیاد توی سریالهای تکنولوژی مثل Silicon Valley میشنوم. به نظرم برای محیطهای کاری و استارتاپی خیلی واجبه.
دقیقاً نیما! Come up with کلاً برای ایدهپردازی، پیدا کردن راه حل یا طرح یک نقشه جدید استفاده میشه و در محیطهای بیزینسی بسیار پرکاربرده.
تفاوت دقیق Come along و Go along در چی هست؟ گاهی حس میکنم جابجا استفاده میکنم.
مریم عزیز، Come along معمولاً به معنی همراه شدن با کسی که دعوت کرده یا پیشرفت کردن در یک کار هست (مثلاً: How is your project coming along?). اما Go along بیشتر به معنی تداوم دادن یا موافقت کردن با یک ایده هست. تفاوت ظریفی دارن که به جهت حرکت (به سمت گوینده یا دور از او) برمیگرده.
واقعاً یادگیری اینها برای آزمون آیلتس حیاتیه. من توی رایتینگ تسک ۲ از Come about استفاده کردم تا علت یک پدیده رو توضیح بدم. به نظرتون نمره رو بالا میبره؟
سلام، ممنون از مطالب عالیتون. عبارتی مثل ‘How come’ هم جزو فریزال وربها محسوب میشه؟ چون خیلی در مکالمات غیررسمی شنیده میشه.
فاطمه جان، ‘How come’ در واقع یک اصطلاح یا Idiom هست که به جای Why استفاده میشه. اگرچه با فعل Come ساخته شده، اما ساختار گرامری متفاوتی داره و بعد از اون جمله به صورت پرسشی معکوس نمیشه. مثلاً: How come you are late?
من شنیدم Come down with رو برای مریضیهای سبک مثل سرماخوردگی به کار میبرن. درسته؟ برای بیماریهای سخت هم کاربرد داره؟
بله آرش عزیز، کاملاً درسته. معمولاً برای بیماریهایی که خیلی جدی نیستن مثل گریپ، سرماخوردگی یا گلودرد استفاده میشه. برای بیماریهای خیلی جدی و مزمن معمولاً فعلهای مستقیمتری به کار میبرن.
توی آهنگهای انگلیسی زیاد شنیدم که میگن Come around. این به معنی تغییر عقیده دادن هست یا صرفاً یعنی ‘بیا اینجا’؟
یه سوال! Come off به معنی موفقیتآمیز بودن یک نقشه است؟ مثلاً اگه بگم My plan didn’t come off یعنی شکست خوردم؟
دقیقاً کامران جان. Come off یعنی یک اتفاق یا نقشه طبق انتظار پیش بره و موفقیتآمیز باشه. جمله شما کاملاً درسته و یعنی نقشه طبق برنامه پیش نرفت.
لطفاً در مورد Come by هم توضیح بدید. من شنیدم به معنی به دست آوردن چیزهای کمیاب هست.
سلام مهسا جان. بله، Come by یعنی به دست آوردن چیزی که پیدا کردنش سخته. مثلاً Jobs are hard to come by these days. البته یه معنی دیگه هم داره که یعنی ‘سر زدن کوتاه به کسی’.
تفاوت Come out و Publish چی هست؟ آیا جابجا استفاده بشن غلطه؟
نوید عزیز، Publish رسمیتره و معمولاً توسط ناشر انجام میشه. اما Come out بیشتر حالت عمومی داره، مثلاً وقتی میگیم When does the new movie come out؟ اینجا منظور زمانِ اکران یا انتشار عمومی هست.
اینکه فریزال وربها رو موضوعی یاد بدید (مثلاً همه با Come) خیلی به حافظه تصویری کمک میکنه. ممنون از سایت خوبتون.
من توی یه پادکست شنیدم طرف گفت Come through. معنی ‘از پسِ چیزی برآمدن’ میداد. درسته؟
بله سامان، Come through یعنی از یک شرایط سخت موفق بیرون آمدن یا انجام دادن قولی که دادید (به خصوص در شرایط بحرانی).
ببخشید، Come in for چه کاربردی داره؟ من توی یه متن خبری دیدم نوشته بود The government has come in for a lot of criticism.
زهرا جان، Come in for یعنی ‘در معرضِ چیزی قرار گرفتن’ (معمولاً چیزهای منفی مثل انتقاد یا سرزنش). مثالی که زدی کاملاً درسته و یعنی دولت مورد انتقاد زیادی قرار گرفته.
فعل Come on رو که همه میشناسیم برای عجله کردن، ولی شنیدم برای شروع شدنِ خودکارِ چیزی هم به کار میره. درسته؟
بله پوریا، مثلاً The lights came on at 8 PM. یعنی چراغها (به صورت خودکار یا طبق برنامه) روشن شدند.
ممنون از مقاله خوبتون. میخواستم بدونم Come forward برای وقتی که کسی داوطلب میشه تا اطلاعاتی به پلیس بده درسته؟
دقیقاً عسل جان. Come forward یعنی داوطلبانه جلو آمدن برای ارائه کمک یا اطلاعات، به خصوص در مسائل حقوقی و پلیسی.
خیلی ممنون بابت این مقاله عالی. یه سوال داشتم، آیا عبارت come up with فقط برای ایدهها و نقشهها استفاده میشه یا میتونیم برای چیزهای مادی هم به کار ببریم؟
سلام سارا جان، سوال هوشمندانهای بود! عموماً come up with برای موارد انتزاعی مثل ایده (idea)، راه حل (solution) یا نقشه (plan) استفاده میشه. برای اشیاء مادی معمولاً از فعلهای دیگهای استفاده میکنیم.
من فریزال ورب come across رو توی سریال Friends زیاد شنیدم. اونجا بیشتر معنی ‘به نظر رسیدن’ میداد تا ‘اتفاقی پیدا کردن’. کدومش درستتره؟
هر دو کاملاً درست هستند امیرمحمد عزیز. این فعل دو معنای پرکاربرد داره: یکی پیدا کردن چیزی یا دیدن کسی به صورت اتفاقی، و دیگری تاثیری که شخصیت یک نفر روی دیگران میذاره (مثلاً He comes across as a shy person یعنی او فرد خجالتیای به نظر میرسد).
تفاوت دقیق بین come along و come with چیه؟ حس میکنم توی مکالمه گاهی به جای هم استفاده میشن.
نیلوفر جان، come with معمولاً به همراهی ساده اشاره داره. اما come along بیشتر زمانی به کار میره که کسی به جمعی که در حال رفتن به جایی هستند بپیونده، یا به معنی ‘پیشرفت کردن’ در یک کار هست.
واقعاً یادگیری اینها سخته چون یک فعل با حرف اضافههای مختلف معانی کاملاً متفاوتی میگیره. پیشنهادی برای حفظ کردنشون دارید؟
کاملاً درکت میکنم رضا جان. بهترین راه اینه که به جای حفظ کردن لیست، اونها رو در قالب جمله و متن یاد بگیری. سعی کن با هر کدوم برای خودت یک مثال شخصی بسازی تا در حافظهت موندگار بشه.
مقاله خیلی کامل بود، مخصوصاً بخش مثالها. ممنون از تیم خوبتون.
عبارت come down with رو میشه برای بیماریهای سخت مثل سرطان هم به کار برد یا فقط برای سرماخوردگی و اینجور چیزهاست؟
علی عزیز، come down with معمولاً برای بیماریهای نه چندان جدی و واگیردار مثل آنفولانزا، سرماخوردگی یا آبله مرغان استفاده میشه. برای بیماریهای مزمن و سخت معمولاً از فعلهای جدیتری استفاده میکنیم.
من شنیدم که come out برای انتشار کتاب یا آلبوم موسیقی هم استفاده میشه. درسته؟
بله دقیقاً فاطمه جان! وقتی یک محصول فرهنگی مثل کتاب، فیلم یا آلبوم موسیقی برای اولین بار عرضه و منتشر میشه، از come out استفاده میکنیم. مثلاً: Their new album comes out next week.
توی حالت گذشته، این فریزال وربها چطوری تغییر میکنن؟ مثلاً come across میشه came across؟
بله سعید عزیز، دقیقاً همینطوره. در فریزال وربها فقط بخش اصلی فعل (در اینجا come) تغییر زمان میده و حرف اضافه ثابت میمونه. پس گذشتهاش میشه came و قسمت سومش دوباره میشه come.
آیا come by همون معنی خریدن رو میده؟ چون یه جا خوندم به معنی به دست آوردن هست.
زهرا جان، come by یعنی چیزی رو به دست آوردن که پیدا کردنش سخته. ممکنه با پول باشه یا بدون پول. معادل دقیقترش ‘به چنگ آوردن’ یا ‘یافتن’ هست.
میشه بگید come off کجای مکالمهها استفاده میشه؟ یکم برام گنگه.
حامد عزیز، come off چندین معنی داره، اما رایجترینش ‘موفقیتآمیز بودن یک نقشه’ است. مثلاً اگه بگیم The plan didn’t come off یعنی نقشه عملی نشد یا نگرفت.
ای کاش در مورد come back هم توضیح میدادید، هرچند که خیلی ساده به نظر میرسه ولی کاربردهای جالبی داره.
تفاوت come about با happen چیه؟ آیا come about رسمیتره؟
امید جان، بله درست گفتی. come about نسبت به happen کمی رسمیتره و معمولاً برای توضیح دادن چگونگی به وقوع پیوستن یک اتفاق یا تغییر بزرگ استفاده میشه.
من همیشه come across رو با find اشتباه میگیرم. میشه بیشتر توضیح بدید؟
سپیده عزیز، find یعنی چیزی رو پیدا کنی (چه دنبالش باشی چه نباشی)، اما come across دقیقاً به معنی ‘اتفاقی’ برخورد کردن هست؛ یعنی اصلاً دنبالش نبودی و یهو دیدیش.
در مورد عبارت come through توضیح میدید؟ توی اخبار ورزشی خیلی میشنوم.
احسان جان، در ورزش معمولاً به معنی موفق شدن در یک موقعیت سخت یا پیروز شدن در لحظات حساسه. همچنین به معنی ‘رسیدن’ خبر یا نتیجه هم به کار میره.
بسیار عالی و کاربردی. ممنون که معادلهای فارسی رو انقدر دقیق نوشتید.
آیا come along میتونه به معنی ‘عجله کن’ هم باشه؟
بله پویا عزیز! وقتی کسی رو تشویق میکنی که سریعتر حرکت کنه یا با تو بیاد، میتونی بگی Come along! که مشابه Come on هست.
یک جمله با come up with ساختم، درسته؟ I came up with a great idea for our project.
عالیه شیرین جان! جملهات از نظر گرامری و معنایی کاملاً درسته. مشخصه که مطلب رو خیلی خوب یاد گرفتی.
تفاوت come in و get in چیه؟ هر دو به معنی وارد شدن هستن دیگه؟
بابک عزیز، come in عمومیتره و برای وارد شدن به اتاق یا ساختمان استفاده میشه. اما get in معمولاً برای فضاهای محدودتر مثل ماشین یا وقتی با سختی وارد جایی میشی به کار میره.
عبارت come over رو میشه برای دعوت کردن کسی به خونه استفاده کرد؟
بله لاله جان، اتفاقاً رایجترین کاربردش همینه. وقتی میگی Why don’t you come over tonight? یعنی چرا امشب به خونه ما نمیآی؟
فرق come out with و come up with چیه؟ خیلی شبیه هم هستن.
مرتضی عزیز، come up with یعنی یک ایده به ذهنت برسه، اما come out with یعنی چیزی رو (معمولاً حرفی یا محصولی رو) عمومی کنی یا به زبون بیاری.