- رایجترین فریزال ورب با Carry کدام است و چه معنایی دارد؟
- چگونه میتوان از phrasal verb های فعل carry در جملات روزمره استفاده کرد؟
- آیا فریزال وربهای Carry معانی متعددی دارند و چگونه میتوان آنها را از هم تشخیص داد؟
- تفاوتهای ظریف بین carry on، carry out و carry off چیست؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای جذاب فریزال ورب با Carry آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی یا Phrasal Verbs بخش جداییناپذیر مکالمات روزمره در زبان انگلیسی هستند. فعل «carry» که در حالت عادی به معنای «حمل کردن» است، وقتی با حروف اضافه مختلف ترکیب میشود، معانی کاملاً جدید و متنوعی پیدا میکند. یادگیری این افعال به شما کمک میکند تا انگلیسی را طبیعیتر و روانتر صحبت کنید و درک بهتری از فیلمها، موسیقی و مکالمات انگلیسیزبانان داشته باشید. با ما همراه باشید تا مهمترین فریزال وربهای ساخته شده با فعل carry را به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق فارسی آنها بررسی کنیم.
فریزال ورب Carry on: ادامه دادن و فراتر از آن
شاید بتوان گفت Carry on یکی از پرکاربردترین و شناختهشدهترین فریزال وربها با فعل carry است. این عبارت معانی مختلفی دارد که بسته به موقعیت، میتوان از آنها استفاده کرد. درک این معانی به شما کمک میکند تا منظور گوینده را دقیقتر متوجه شوید.
۱. به معنای ادامه دادن (Continue)
رایجترین معنی carry on، ادامه دادن به یک فعالیت یا کار است. این کاربرد بسیار شبیه به فعل continue است اما لحنی کمی غیررسمیتر دارد. تصور کنید در حال صحبت هستید و کسی حرف شما را قطع میکند، پس از عذرخواهی میتوانید از او بخواهید که به صحبتش ادامه دهد.
- Please carry on with your story. I’m listening.
لطفاً به داستانت ادامه بده. من گوش میدهم. - Despite the difficulties, they decided to carry on with the project.
با وجود مشکلات، آنها تصمیم گرفتند پروژه را ادامه دهند. - Sorry for the interruption, please carry on.
بابت وقفه عذرخواهی میکنم، لطفاً ادامه دهید.
۲. به معنای رفتار کردن یا شلوغ کردن (Behave/Make a fuss)
یکی دیگر از معانی carry on که بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است، به رفتار هیجانزده، پرسروصدا یا احمقانه اشاره دارد. این کاربرد معمولاً برای توصیف رفتار کودکان یا افرادی که کنترل خود را از دست دادهاند به کار میرود.
- The children were carrying on in the backyard, shouting and laughing.
بچهها در حیاط پشتی مشغول شلوغکاری، فریاد و خنده بودند. - He started carrying on when he heard the bad news.
وقتی خبر بد را شنید، شروع به بیقراری کرد.
۳. به معنای داشتن رابطه نامشروع (Have an affair)
در برخی موارد، carry on with someone میتواند به معنای داشتن یک رابطه عاشقانه یا جنسی پنهانی باشد. این کاربرد بار معنایی منفی دارد و به یک رابطه نامشروع اشاره میکند.
- I can’t believe he was carrying on with his colleague for years.
باورم نمیشود که او سالها با همکارش رابطه پنهانی داشته است.
فریزال ورب Carry out: از اجرا تا انجام وظیفه
فریزال ورب Carry out یکی دیگر از عبارات کلیدی با فعل carry است که عمدتاً بر «انجام دادن» و «به سرانجام رساندن» تمرکز دارد. این عبارت نشاندهنده تکمیل یک وظیفه، برنامه یا دستور است.
۱. به معنای اجرا کردن یا انجام دادن (Execute/Perform)
اصلیترین کاربرد carry out به معنای اجرا کردن یک نقشه، دستور، تحقیق، آزمایش یا وظیفه است. این عبارت بر فرآیند تکمیل کاری که از قبل برنامهریزی شده، تأکید دارد.
- The scientists will carry out a series of experiments to test the new drug.
دانشمندان مجموعهای از آزمایشها را برای تست داروی جدید انجام خواهند داد. - The soldiers were ordered to carry out the mission at dawn.
به سربازان دستور داده شد که مأموریت را سحرگاه اجرا کنند. - It’s important to carry out your duties responsibly.
مهم است که وظایف خود را با مسئولیتپذیری انجام دهید.
۲. به معنای عمل کردن به قول یا تهدید
این فریزال ورب همچنین برای اشاره به عملی کردن یک قول، تهدید یا تعهد به کار میرود. در این حالت، carry out به معنای تحقق بخشیدن به چیزی است که گفته شده است.
- He is not the type of person who would carry out his threats.
او از آن دسته آدمهایی نیست که تهدیدهایش را عملی کند. - She promised to help, and I’m sure she will carry out her promise.
او قول داد کمک کند و من مطمئنم که به قولش عمل خواهد کرد.
فریزال ورب Carry off: موفقیت در شرایط دشوار
عبارت Carry off اغلب به معنای موفق شدن در انجام کاری دشوار یا برنده شدن یک جایزه است. این فریزال ورب حس غلبه بر چالش و دستیابی به موفقیت را منتقل میکند.
۱. به معنای موفق شدن در کاری سخت (Succeed in a difficult situation)
وقتی کسی کاری را که به نظر سخت یا غیرممکن میرسد با موفقیت به پایان میرساند، میتوان از carry off استفاده کرد.
- It was a difficult speech, but she carried it off brilliantly.
سخنرانی دشواری بود، اما او آن را به طرز درخشانی اجرا کرد. - The team managed to carry off the project despite the lack of resources.
تیم موفق شد با وجود کمبود منابع، پروژه را با موفقیت به انجام برساند.
۲. به معنای بردن جایزه یا مسابقه (Win a prize)
این فریزال ورب در زمینه مسابقات و جوایز نیز کاربرد دارد و به معنای بردن و تصاحب کردن است.
- She carried off most of the prizes at the award ceremony.
او بیشتر جوایز را در مراسم اهدای جوایز از آن خود کرد. - The underdog team carried off the championship trophy.
تیم ضعیفتر جام قهرمانی را برد.
۳. به معنای باعث مرگ شدن (Cause death)
یک معنی کمتر رایج اما مهم برای carry off، باعث مرگ شدن است، معمولاً در اثر یک بیماری.
- A sudden illness carried him off last year.
یک بیماری ناگهانی سال گذشته باعث مرگ او شد.
سایر فریزال وربهای مهم با Carry
علاوه بر موارد فوق، چند فریزال ورب با Carry دیگر نیز وجود دارند که دانستن آنها برای درک کاملتر زبان انگلیسی مفید است. در ادامه به چند مورد از آنها اشاره میکنیم.
۱. فریزال ورب Carry over: انتقال به زمان دیگر
Carry over به معنای انتقال دادن یا موکول کردن چیزی از یک دوره زمانی به دوره بعدی است. این عبارت میتواند به احساسات، کارها یا حتی قوانین اشاره داشته باشد.
- The meeting was too long, so we had to carry some topics over to the next session.
جلسه خیلی طولانی بود، بنابراین مجبور شدیم برخی موضوعات را به جلسه بعد موکول کنیم. - You can carry over up to five vacation days to the next year.
شما میتوانید تا پنج روز مرخصی را به سال بعد منتقل کنید.
۲. فریزال ورب Get carried away: جوگیر شدن
عبارت Get carried away یک اصطلاح رایج است و به معنای از دست دادن کنترل بر احساسات و هیجانزده شدن بیش از حد است. وقتی کسی «جوگیر» میشود، از این عبارت استفاده میکنیم.
- I got a bit carried away during the celebration and started dancing on the table.
کمی در جشن جوگیر شدم و شروع به رقصیدن روی میز کردم. - Don’t get carried away by the initial success; there is still a lot of work to do.
تحت تأثیر موفقیت اولیه جوگیر نشو؛ هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن باقی مانده است.
جدول مقایسهای فریزال ورب با Carry
برای جمعبندی و درک بهتر تفاوتهای این فریزال وربها، جدول زیر را آماده کردهایم:
| فریزال ورب | معنی اصلی | مثال |
|---|---|---|
| Carry on | ادامه دادن | Please carry on with your work. |
| Carry out | انجام دادن، اجرا کردن | We need to carry out more research. |
| Carry off | موفق شدن در کار سخت | She carried off the role of the queen perfectly. |
| Carry over | موکول کردن، انتقال دادن | The unresolved issues will carry over to the next meeting. |
| Get carried away | جوگیر شدن، هیجانزده شدن | He got carried away by the music and started singing loudly. |
نتیجهگیری
یادگیری و استفاده صحیح از فریزال ورب با Carry میتواند تأثیر چشمگیری بر سطح زبان انگلیسی شما داشته باشد. این عبارات نه تنها دایره واژگان شما را گسترش میدهند، بلکه به شما کمک میکنند تا مانند یک فرد بومی صحبت کنید. به یاد داشته باشید که بهترین راه برای تسلط بر این افعال، تمرین و استفاده از آنها در جملات و مکالمات واقعی است. سعی کنید هر روز یکی از این فریزال وربها را در صحبتها یا نوشتههای خود به کار ببرید تا به مرور زمان به بخشی طبیعی از دایره لغات فعال شما تبدیل شوند.




ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا carry on با continue فرقی داره؟ یعنی کجای جملات بهتره از carry on استفاده کنیم؟
سلام سارا جان. هر دو به معنای ادامه دادن هستن، اما carry on بیشتر در مکالمات روزمره و غیررسمی (informal) استفاده میشه، در حالی که continue کمی رسمیتره. همچنین carry on گاهی اوقات معنای ‘ادامه دادن با وجود مشکلات’ رو هم توی خودش داره.
من توی فیلمها خیلی شنیدم که میگن Don’t get carried away. این هم از همین خانوادهست؟
بله امیر عزیز! Get carried away یک اصطلاح خیلی رایجه به معنی اینکه کسی جوگیر بشه یا کنترل احساساتش رو از دست بده. مثلا وقتی یکی خیلی هیجانزده میشه و شروع میکنه به اغراق کردن.
تفاوت carry out و perform چیه؟ من توی متون علمی خیلی carry out رو میبینم.
دقیقا مریم جان. Carry out معمولا برای انجام دادن یک وظیفه، آزمایش (experiment) یا دستورالعمل استفاده میشه. Perform هم همین معنا رو داره اما رسمیتره. در متون آکادمیک و علمی استفاده از carry out بسیار رایجه.
واقعا یاد گرفتن این فریزال وربها برای فهمیدن فیلمها واجبه. خسته نباشید.
میشه درباره carry off بیشتر توضیح بدید؟ من همیشه با carry out قاطی میکنمش.
نیلوفر عزیز، carry out یعنی انجام دادن یک کار، اما carry off یعنی با موفقیت از پس یک کار سخت براومدن یا برنده شدن جایزه. مثلا: She carried off the first prize. یعنی جایزه اول رو مال خود کرد.
آیا عبارت Carry on مخصوص لهجه بریتانیایی هست یا آمریکاییها هم استفاده میکنن؟
فرهاد جان، در هر دو لهجه استفاده میشه، اما بریتانیاییها تمایل بیشتری به استفاده از carry on دارن. آمریکاییها ممکنه بیشتر از keep going استفاده کنن، ولی کاملا براشون مفهومه.
من توی محیط کار شنیدم که میگن Carry over the balance. این یعنی چی؟
زهرا جان، carry over در اینجا یعنی انتقال دادن. مثلا باقیمانده حساب یا مرخصیهای استفاده نشده رو به سال یا دوره بعد منتقل کردن.
شعار معروف Keep Calm and Carry On رو یادتون رفت مثال بزنید! خیلی مثال خوبیه برای یادآوری معنای ادامه دادن.
احسنت سینا! مثال فوقالعادهای بود. این شعار تاریخی بریتانیا دقیقا به معنای ‘آرام باش و به کارت ادامه بده’ است که قدرت carry on رو به خوبی نشون میده.
ساختار گرامری این افعال چطوریه؟ مثلا مفعول کجای carry out قرار میگیره؟
عاطفه عزیز، carry out یک فعل عبارتی گذرا (transitive) هست. مفعول میتونه وسط یا بعد از عبارت بیاد: carry out the plan یا carry the plan out. اما اگه مفعول ضمیر باشه (مثل it)، حتما باید وسط بیاد: carry it out.
توی رستورانهای خارج از ایران دیدم که برای غذای بیرونبر میگن carry-out. این همون فعله؟
بله علی جان! در انگلیسی آمریکایی به غذای بیرونبر carry-out میگن. در بریتانیا بیشتر از takeaway و در مدلهای دیگه از takeout استفاده میشه. اینجا به صورت اسم (Noun) به کار رفته.
مقاله بسیار جامع بود. من همیشه با تشخیص اینها مشکل داشتم ولی مثالها کمک کرد.
آیا carry away میتونه معنای فیزیکی هم داشته باشه؟ مثلا سیل چیزی رو ببره؟
بله حامد جان، کاملا درسته. علاوه بر معنای احساسی، معنای فیزیکی هم داره. مثلا: The bridge was carried away by the flood. یعنی پل رو سیل برد.
تفاوت carry through با بقیه چیه؟ این رو هم داریم؟
بله پویا عزیز. Carry through یعنی یک کار سخت رو تا انتها به سرانجام رسوندن یا به کسی کمک کردن که از یک شرایط سخت عبور کنه. مشابه carry out هست ولی با تاکید روی تکمیل کردن در شرایط دشوار.
ممنون از آموزشهای خوبتون. اگه ممکنه برای فعل Take هم چنین مقالهای بنویسید.
من شنیدم carry on گاهی به معنی بدرفتاری یا سر و صدا کردن بچهها هم هست. درسته؟
دقیقا مهدی جان! چه نکته ظریفی. در حالت غیررسمی، اگه کسی (مخصوصا بچهها) قشقرق راه بندازه یا عجیب رفتار کنه، میگن: stop carrying on! یعنی این بساط رو تموم کن.
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا Carry on با Continue هیچ فرقی از نظر رسمی بودن داره؟ چون حس میکنم Continue رسمیتره.
دقیقاً همینطوره سارا جان! Continue رسمیتر هست و معمولاً در نوشتار یا محیطهای کاری استفاده میشه، در حالی که Carry on بیشتر در مکالمات روزمره و دوستانه کاربرد داره.
من عبارت carry out an investigation رو توی اخبار زیاد شنیدم. اینجا همون معنی انجام دادن رو میده دیگه؟
بله امیررضا عزیز. Carry out برای انجام دادن تحقیقات، آزمایشها یا دستورالعملها (مثل کارهای رسمی) بهترین گزینه است.
تفاوت Carry off و Carry out دقیقاً چیه؟ هر دو به معنی انجام دادن هستن ولی انگار Carry off بار معنایی موفقیت داره، درسته؟
نکتهسنجی عالی بود! Carry off یعنی انجام دادن یک کار سخت به شکلی موفقیتآمیز، در حالی که Carry out صرفاً به معنی اجرا کردن یک کار یا برنامه است.
من توی یه آهنگ شنیدم که میگفت Don’t get carried away. این هم از مشتقات همین فعله؟
بله مهدی جان. Get carried away یعنی جوگیر شدن یا بیش از حد هیجانزده شدن، که از فریزال ورب Carry away میاد.
آیا Carry on به معنای بدرفتاری کردن هم هست؟ یادمه یه جا شنیده بودم وقتی بچهها شلوغ میکنن استفاده میشه.
بسیار عالی! بله، Carry on در حالت غیررسمی (British English) به معنی قشقرق به پا کردن یا بدرفتاری کردن هم استفاده میشه.
لطفاً در مورد Carry through هم توضیح بدید. آیا با Carry out متفاوته؟
Carry through بیشتر به معنای به اتمام رساندن کاری با وجود مشکلات و سختیهاست. یعنی تا آخرش رفتن و کم نیاوردن.
واقعاً یادگیری این افعال عبارتی سختترین بخش انگلیسیه. من همیشه Carry off رو با Carry on قاطی میکردم. این مثالها خیلی کمک کرد.
یک جمله نوشتم، ممنون میشم تصحیح کنید: We carried out the party until midnight.
بابک عزیز، برای این منظور بهتره بگیم We carried ON the party (ادامه دادیم). عبارت Carry out برای مهمانی استفاده نمیشه و بیشتر برای دستورات یا پروژههاست.
تلفظ Carry off چطوریه؟ آیا حرف O خیلی کشیده میشه؟
تلفظش /ˌkæri ˈɒf/ هست. حرف O کوتاه و سریع تلفظ میشه، مشابه صدای O در کلمه Hot.
فریزال ورب Carry over چه کاربردی داره؟ توی حسابداری شنیدم استفاده میشه.
بله رضا جان، Carry over یعنی انتقال دادن چیزی (مثل موجودی یا یک مشکل) از یک دوره یا موقعیت به دوره بعدی.
مقاله خیلی کامل بود، مخصوصاً بخش تفاوتهای ظریف. کاش برای فعلهای دیگه مثل Take هم همینطور جامع بنویسید.
من شنیدم Carry on با حرف اضافه with هم میاد. مثلاً Carry on with your work. درسته؟
کاملاً درسته سینا جان. وقتی بعد از Carry on مفعول داریم، معمولاً از with استفاده میکنیم.
معادل فارسی Carry weight چی میشه؟ مثلاً Her opinion carries a lot of weight.
این یک اصطلاح (Idiom) هست و یعنی «اهمیت داشتن» یا «نفوذ داشتن». معادل فارسیش میشه: حرفش خیلی برو داره یا خیلی تاثیرگذاره.
ممنون، خیلی کاربردی بود. من همیشه فکر میکردم carry فقط یعنی حمل کردن!
توی فیلمهای جنگی زیاد میگن Carry on, sergeant. اینجا یعنی به کارت ادامه بده؟
دقیقاً! در ارتش وقتی یک مقام بالاتر وارد میشه و همه احترام میذارن، فرمانده میگه Carry on تا بقیه به کار قبلیشون برگردن.
یه سوال: آیا Carry forward همون Carry over هست؟
بله فرهاد عزیز، در بسیاری از زمینههای مالی و اداری این دو مترادف هستند و به معنی انتقال به آینده یا مرحله بعد بکار میرن.
میشه بگیم Carry on studying یا حتماً باید بگیم Carry on with studying؟
هر دو درست هستن آیدا جان. اگر فعل با ing بیاد، نیازی به with نیست. Carry on studying کاملاً طبیعی و درسته.
مقاله عالی بود. فقط یه نکته، Carry back هم داریم؟
بله، Carry someone back معمولاً به معنی «به یاد قدیم انداختن» کسی هست. مثلاً: That song carries me back to my childhood.
من توی فرودگاه کلمه Carry-on رو دیدم، این هم فریزال وربه؟
نکته جالبی بود! اینجا به عنوان اسم یا صفت (با خط تیره) به معنی ساک دستی یا بار همراه مسافر داخل هواپیماست.
بهترین راه برای حفظ کردن این همه معنی مختلف چیه؟ واقعاً گیجکننده است.
شایان عزیز، بهترین راه یادگیری در قالب جمله و دیدن فیلمه. سعی نکن لیست حفظ کنی، بلکه سعی کن با هر کدوم برای خودت یک مثال شخصی بسازی.