سلام به شما زبانآموزان عزیز و علاقهمندان به زبان انگلیسی!
- آیا درک معنای دقیق افعال عبارتی (Phrasal Verbs) با “Bring” برایتان چالشبرانگیز است؟
- میخواهید بدانید چگونه این افعال پرکاربرد را در مکالمات روزمره و متون انگلیسی به درستی استفاده کنید؟
- به دنبال مثالهای کاربردی و ترجمه فارسی روان برای هر یک از این فریزال وربها هستید؟
- چطور میتوانیم پیچیدگیهای ظریف معنایی فریزال ورب با Bring را به آسانی درک کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای جذاب و کاربردی فریزال ورب با Bring آشنا خواهیم کرد. افعال عبارتی بخش جداییناپذیری از زبان انگلیسی، به خصوص در مکالمات و متون غیررسمی هستند و تسلط بر آنها به شما کمک میکند تا طبیعیتر و روانتر صحبت کنید و بنویسید. یادگیری این دسته از افعال، کلید ارتقای مهارتهای زبانی شماست و ما اینجا هستیم تا این مسیر را برایتان هموار سازیم.
فریزال ورب (Phrasal Verb) چیست و چرا مهم است؟
پیش از آنکه به سراغ فریزال ورب با Bring برویم، لازم است درک درستی از مفهوم «فریزال ورب» داشته باشیم. فریزال ورب یا فعل عبارتی، ترکیبی از یک فعل اصلی (مانند Bring) و یک یا دو حرف اضافه (preposition) یا قید (adverb) است که معنای جدیدی را ایجاد میکند. این معنی جدید اغلب با معنای تکتک کلمات تشکیلدهنده آن متفاوت است و به همین دلیل، یادگیری آنها میتواند برای زبانآموزان چالشبرانگیز باشد.
برای مثال، فعل “look” به معنای “نگاه کردن” است، اما وقتی با “after” ترکیب میشود و “look after” را میسازد، به معنای “مراقبت کردن” تغییر مییابد. اهمیت فریزال وربها در این است که آنها بخش بسیار رایجی از زبان انگلیسی محاورهای هستند. در واقع، حدود 80 درصد از افعالی که در مکالمات روزمره انگلیسیزبانان استفاده میشود، فریزال وربها هستند. نادیده گرفتن آنها میتواند منجر به سوءتفاهمهای زیادی شود و مانع از درک کامل شما از مکالمات و متون انگلیسی بومیزبانان گردد. تسلط بر آنها نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا طبیعیتر و با اعتماد به نفس بیشتری در انگلیسی صحبت کنید.
رایجترین فریزال وربها با Bring به همراه مثال و ترجمه
حالا که با اهمیت فریزال وربها آشنا شدیم، وقت آن است که به سراغ فعل اصلی مقاله یعنی “Bring” برویم. “Bring” به معنای “آوردن” است، اما وقتی با حروف اضافه یا قیود مختلف ترکیب میشود، معانی کاملاً متفاوتی پیدا میکند. در ادامه، به بررسی پرکاربردترین فریزال ورب با Bring به همراه مثالهای متعدد و ترجمه فارسی آنها میپردازیم.
1. Bring about
Bring about به معنای “باعث شدن”، “منجر شدن” یا “ایجاد کردن” یک تغییر یا اتفاق است. معمولاً به تغییرات مهم و قابل توجه اشاره دارد.
- Example: The new law will bring about significant changes in the healthcare system.
Translation: قانون جدید تغییرات قابل توجهی در سیستم مراقبتهای بهداشتی ایجاد خواهد کرد. - Example: His reckless actions brought about his downfall.
Translation: اقدامات بیپروا و بیملاحظه او منجر به سقوطش شد. - Example: What do you think brought about the sudden shift in public opinion?
Translation: فکر میکنید چه چیزی باعث تغییر ناگهانی در افکار عمومی شد؟
2. Bring along
Bring along به معنای “با خود آوردن” یا “همراه آوردن” کسی یا چیزی به یک مکان یا رویداد است.
- Example: You can bring along your friends if you like.
Translation: اگر دوست دارید، میتوانید دوستانتان را با خود بیاورید. - Example: Don’t forget to bring along a jacket; it might get cold later.
Translation: یادت نرود یک ژاکت با خود بیاوری؛ ممکن است هوا بعداً سرد شود. - Example: They didn’t bring along enough food for the camping trip.
Translation: آنها غذای کافی برای سفر کمپینگ با خود نیاوردند.
3. Bring around / Bring round
این فریزال ورب با Bring دو معنی اصلی دارد:
الف) “متقاعد کردن” یا “قانع کردن” کسی برای پذیرش یک دیدگاه یا عقیده متفاوت.
ب) “به هوش آوردن” کسی که بیهوش شده است.
- Example (a): It took me ages to bring him around to my point of view.
Translation: مدت زیادی طول کشید تا او را متقاعد کنم که نظر من را بپذیرد. - Example (a): We finally brought her round to our way of thinking after a long discussion.
Translation: بعد از بحث طولانی، بالاخره او را قانع کردیم که با طرز فکر ما موافق شود. - Example (b): The doctors tried their best to bring her round after she fainted.
Translation: پزشکان تمام تلاش خود را کردند تا او را پس از غش کردن به هوش بیاورند.
4. Bring back
Bring back نیز چند معنی مختلف دارد:
الف) “بازگرداندن” چیزی یا کسی به مکان قبلی خود.
ب) “یادآوری کردن” خاطرات یا احساسات گذشته.
ج) “احیا کردن” یا “مجدداً معرفی کردن” چیزی (مانند یک قانون یا سنت).
- Example (a): Please don’t forget to bring back the books you borrowed.
Translation: لطفاً یادت نرود کتابهایی را که قرض گرفتی، پس بدهی (بازگردانی). - Example (b): Visiting my old school brought back many memories.
Translation: بازدید از مدرسه قدیمیام، خاطرات زیادی را برایم زنده کرد (یادآوری کرد). - Example (c): The company decided to bring back the old design next year.
Translation: شرکت تصمیم گرفت طراحی قدیمی را سال آینده مجدداً معرفی کند.
5. Bring down
Bring down معانی متعددی دارد، از جمله:
الف) “کاهش دادن” یا “پایین آوردن” چیزی (مانند قیمت، تعداد، یا دما).
ب) “سرنگون کردن” یک دولت یا سیستم.
ج) “ساقط کردن” یا “به زمین انداختن” چیزی (مانند هواپیما یا پرنده).
- Example (a): The government is trying to bring down inflation.
Translation: دولت در تلاش است تا تورم را کاهش دهد. - Example (b): The scandal eventually brought down the prime minister.
Translation: این رسوایی در نهایت نخستوزیر را سرنگون کرد. - Example (c): The hunter managed to bring down the deer with a single shot.
Translation: شکارچی موفق شد گوزن را با یک شلیک به زمین بیندازد.
6. Bring in
Bring in نیز معانی مختلفی را شامل میشود:
الف) “معرفی کردن” یا “به کار گرفتن” (یک قانون، سیستم، یا ایده جدید).
ب) “درآمدزایی کردن” یا “کسب سود”.
ج) “دعوت کردن” یا “وارد کردن” کسی برای مشارکت در چیزی.
- Example (a): The company will bring in a new system to improve efficiency.
Translation: شرکت یک سیستم جدید برای بهبود کارایی معرفی خواهد کرد. - Example (b): The festival brings in millions of dollars for the local economy.
Translation: این جشنواره میلیونها دلار برای اقتصاد محلی درآمدزایی میکند. - Example (c): We need to bring in an expert to solve this problem.
Translation: ما باید یک متخصص را برای حل این مشکل وارد کنیم.
7. Bring off
Bring off به معنای “موفق شدن در انجام کاری دشوار” یا “با موفقیت به انجام رساندن” است.
- Example: It was a difficult task, but she managed to bring it off magnificently.
Translation: کار دشواری بود، اما او توانست آن را به طرز شگفتانگیزی با موفقیت به انجام برساند. - Example: They managed to bring off the deal despite strong opposition.
Translation: آنها با وجود مخالفت شدید، موفق شدند معامله را به سرانجام برسانند.
8. Bring on
Bring on به معنای “باعث شدن” یا “منجر شدن” به چیزی، معمولاً چیزی ناخوشایند یا منفی است. همچنین میتواند به معنای “تسریع کردن” چیزی باشد.
- Example: His poor diet could bring on serious health problems.
Translation: رژیم غذایی نامناسب او میتواند باعث مشکلات جدی سلامتی شود. - Example: The stress of the job brought on his anxiety attacks.
Translation: استرس ناشی از شغل، حملات اضطرابی او را برانگیخت.
9. Bring out
Bring out چند معنی کلیدی دارد:
الف) “منتشر کردن” یا “عرضه کردن” یک محصول (مانند کتاب، فیلم یا مدل جدید).
ب) “برجسته کردن” یا “آشکار کردن” یک ویژگی یا کیفیت خاص.
- Example (a): The company will bring out a new smartphone next month.
Translation: شرکت ماه آینده یک گوشی هوشمند جدید عرضه خواهد کرد. - Example (b): That dress really brings out the color of your eyes.
Translation: آن لباس واقعاً رنگ چشمان شما را برجسته میکند.
10. Bring over
Bring over به معنای “با خود آوردن” کسی یا چیزی از یک مکان به مکان دیگر، اغلب به خانه شخصی است.
- Example: Can you bring over the documents to my office tomorrow?
Translation: میتوانی مدارک را فردا به دفتر من بیاوری؟ - Example: She decided to bring over some homemade cookies for the party.
Translation: او تصمیم گرفت چند کلوچه خانگی برای مهمانی بیاورد.
11. Bring up
Bring up یکی از پرکاربردترین فریزال ورب با Bring است و معانی مهمی دارد:
الف) “مطرح کردن” یک موضوع یا مسئله برای بحث.
ب) “بزرگ کردن” یا “تربیت کردن” یک فرزند.
ج) “بالا آوردن” یا “استفراغ کردن”.
- Example (a): She brought up an important issue during the meeting.
Translation: او یک موضوع مهم را در طول جلسه مطرح کرد. - Example (b): His grandparents brought him up after his parents died.
Translation: پدربزرگ و مادربزرگش او را پس از مرگ والدینش بزرگ کردند. - Example (c): The smell of the food made her want to bring up her lunch.
Translation: بوی غذا باعث شد او بخواهد ناهارش را بالا بیاورد.
نکات مهم برای یادگیری و استفاده از فریزال وربها با Bring
یادگیری فریزال ورب با Bring و سایر افعال عبارتی ممکن است در ابتدا کمی دشوار به نظر برسد، اما با رعایت چند نکته میتوانید این فرآیند را برای خودتان آسانتر کنید:
- با معنی اصلی فعل شروع کنید: سعی کنید ابتدا مفهوم اصلی فعل “Bring” را درک کنید. سپس ببینید چگونه اضافه شدن یک حرف اضافه یا قید، این معنی را تغییر میدهد یا گسترش میدهد.
- در قالب جمله یاد بگیرید: هرگز فریزال وربها را به صورت کلمات جداگانه حفظ نکنید. همیشه آنها را در قالب جملات کامل و در بافت مناسب یاد بگیرید. مثالها را به دقت مطالعه کنید و سعی کنید خودتان نیز جملات مشابه بسازید.
- گروهبندی و دستهبندی: فریزال وربهای با Bring را بر اساس حروف اضافه (مثلاً تمام Bring + about، Bring + back) یا بر اساس معانی مشابه دستهبندی کنید. این کار به سازماندهی اطلاعات در ذهن شما کمک میکند.
- مرور منظم: مرور و تکرار کلید یادگیری است. به طور منظم به این لیست بازگردید و فریزال وربها را مرور کنید. از فلشکارتها یا اپلیکیشنهای یادگیری زبان نیز میتوانید استفاده کنید.
- استفاده فعال: سعی کنید فریزال وربهایی را که یاد میگیرید، در مکالمات روزمره یا هنگام نوشتن به کار ببرید. هرچه بیشتر از آنها استفاده کنید، بهتر در ذهن شما تثبیت میشوند.
- به تفاوتهای ظریف توجه کنید: همانطور که دیدید، برخی فریزال وربها معانی مشابهی دارند یا چندین معنی مختلف. به تفاوتهای ظریف و کاربردهای خاص هر یک دقت کنید.
اشتباهات رایج در استفاده از فریزال وربها با Bring و نحوه اجتناب از آنها
برای جلوگیری از سردرگمی و اشتباهات رایج در استفاده از فریزال ورب با Bring، به موارد زیر توجه کنید:
- عدم درک تفاوت بین Phrasal Verb و فعل اصلی: همیشه به یاد داشته باشید که Phrasal Verb یک معنی کاملاً جدید و اغلب غیرقابل پیشبینی از فعل اصلی ایجاد میکند. مثلاً “Bring” (آوردن) با “Bring up” (مطرح کردن یا بزرگ کردن) کاملاً متفاوت است.
- اشتباه در انتخاب حرف اضافه: تغییر یک حرف اضافه میتواند معنی Phrasal Verb را به کلی تغییر دهد. مثلاً “Bring about” (باعث شدن) با “Bring in” (معرفی کردن/درآمدزایی) متفاوت است. همیشه حرف اضافه صحیح را به خاطر بسپارید.
- نادیده گرفتن جداییپذیری (Separability): برخی از فریزال وربها جداشدنی هستند (یعنی میتوان مفعول را بین فعل و حرف اضافه قرار داد) و برخی غیرقابل جدایی. مثلاً میتوانید بگویید: “She brought the issue up” یا “She brought up the issue.” اما در مورد “look after”، همیشه باید بگویید “look after the baby” و نمیتوانید بگویید “look the baby after”. در مثالهای بالا، ما عمدتاً به حالت جداپذیری یا عدم آن اشاره نکردیم تا مقاله بیش از حد پیچیده نشود، اما این نکتهای است که در سطوح پیشرفتهتر باید به آن توجه کنید.
- ترجمه کلمه به کلمه: سعی نکنید فریزال ورب با Bring را کلمه به کلمه ترجمه کنید. همیشه به دنبال معادل فارسی مفهوم کلی آن باشید، نه ترجمه تحتاللفظی هر بخش.
نتیجهگیری
تسلط بر فریزال ورب با Bring گامی مهم در جهت تقویت مهارتهای زبان انگلیسی شماست. این افعال عبارتی، با وجود پیچیدگیهای ظاهری، ابزارهایی قدرتمند برای بیان دقیقتر و طبیعیتر منظور شما هستند. با مطالعه دقیق معانی، مثالها و ترجمههای ارائه شده در این مقاله، و همچنین با تمرین و تکرار منظم، میتوانید به راحتی آنها را در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید.
یادگیری زبان یک سفر است، نه یک مقصد. هر فریزال ورب با Bring که یاد میگیرید، یک پله شما را به سمت تسلط کامل بر زبان انگلیسی نزدیکتر میکند. امیدواریم این مقاله به شما در این مسیر کمک شایانی کرده باشد. سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید تا بتوانیم در مقالات بعدی، محتوای غنیتری را برای شما فراهم آوریم.




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، فرق بین bring up و raise وقتی در مورد تربیت فرزند صحبت میکنیم چیه؟ کدومش رایجتره؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی. هر دو به معنای بزرگ کردن و تربیت فرزند هستن، اما bring up در مکالمات روزمره و غیررسمی رایجتره، در حالی که raise کمی رسمیتره. یادت باشه bring up برای مطرح کردن یک موضوع در جلسه هم استفاده میشه.
من توی فیلمها زیاد شنیدم که میگن Bring it on! این هم جزو همین فریزال وربها حساب میشه؟
بله محمد عزیز، این در واقع یک اصطلاح یا Slang هست که از فعل bring ساخته شده. وقتی کسی رو به چالش میکشیم یا میخوایم بگیم «اگه میتونی بیا جلو» یا «آمادهام»، از این عبارت استفاده میکنیم.
فعل bring about واقعا برام گیجکننده بود. میتونیم برای تغییرات آب و هوایی ازش استفاده کنیم؟ مثلا بگیم آلودگی باعث تغییر اقلیم شده؟
دقیقاً نیلوفر جان! مثلاً میتونی بگی: Pollution has brought about climate change. اینجا bring about به معنای «باعث رخ دادن چیزی شدن» (cause to happen) هست و کاملاً درسته.
خیلی عالی بود. لطفا در مورد bring back هم بیشتر توضیح بدید. فقط برای برگرداندن اشیاء استفاده میشه یا برای خاطرات هم هست؟
امیرحسین عزیز، برای هر دو کاربرد داره. هم وقتی چیزی رو که قرض گرفتی برمیگردونی (bring back a book) و هم وقتی چیزی باعث زنده شدن خاطرات قدیمی میشه (bring back memories).
من همیشه bring down رو با let down اشتباه میگیرم. تفاوت اصلیشون چیه؟
مهسا جان، bring down معمولاً یعنی کسی رو غمگین کردن یا قیمتها رو کاهش دادن. اما let down یعنی کسی رو ناامید کردن (مثلاً قولی دادی و عمل نکردی). پس معانیشون کاملاً متفاوته.
واقعا مقاله کاربردی بود. من همیشه با بخش حروف اضافه در فریزال وربها مشکل داشتم. تکرار و تمرین تنها راهشه.
آیا bring in فقط برای درآمد و پول به کار میره؟ مثلا Bring in money؟
علاوه بر کسب درآمد، bring in برای معرفی یک قانون جدید (introduce a new law) یا درگیر کردن کسی در یک موضوع یا پرونده هم به کار میره. مثلاً: The police were brought in to investigate.
سلام، تلفظ bring در حالت گذشته چطور میشه؟ آیا در فریزال وربها هم تغییر میکنه؟
سلام حمید عزیز. گذشته bring میشه brought (برات). بله، در فریزال وربها هم دقیقا همین شکل عوض میشه. مثلا bring up در گذشته میشه brought up.
توی یک آهنگ شنیدم که میگفت bring out the best in me. این bring out اینجا چه معنایی میده؟
چه مثال قشنگی الناز جان! اینجا bring out یعنی «متجلی کردن» یا «بیرون کشیدن» یک ویژگی. یعنی اون شخص باعث میشه بهترین جنبههای شخصیتی تو دیده بشه.
میشه لطفاً چند تا مترادف رسمی برای bring about بگید؟ برای رایتینگ آیلتس نیاز دارم.
حتماً بابک عزیز. برای آیلتس میتونی از کلماتی مثل: Cause, Lead to, Result in, یا Generate استفاده کنی که حالت آکادمیکتری دارند.
ببخشید bring along با take along چه فرقی داره؟ هر دو یعنی همراه داشتن؟
تفاوتش برمیگرده به جهت حرکت. Bring یعنی به سمت گوینده آوردن و Take یعنی با خود به جای دیگری بردن. اما در استفاده روزمره برای همراه داشتن وسایل، گاهی به جای هم به کار میرن.
من شنیدم bring off یعنی موفق شدن در کاری. درسته؟
بله سپهر جان، کاملاً درسته. bring off یعنی موفق شدن در انجام کاری سخت یا غیرمنتظره. مثلاً: It was a difficult task but he brought it off.
فریزال ورب bring round رو هم توضیح بدید لطفا. توی کتاب 504 دیده بودم.
هدیه عزیز، bring round دو معنی مهم داره: ۱. به هوش آوردن کسی که بیهوش شده. ۲. متقاعد کردن کسی برای اینکه نظرش رو عوض کنه و با تو موافق بشه.
مطالب خیلی دستهبندی شده و عالی بود. کاش برای فعلهای دیگه مثل Get هم اینطوری بنویسید.
آیا bring up به معنی استفراغ کردن هم هست؟ من جایی دیدم اینو.
بله پریسا جان، در انگلیسی بریتانیایی (UK) گاهی به معنای بالا آوردن غذا یا استفراغ کردن به صورت غیررسمی استفاده میشه، هرچند vomit یا throw up رایجتره.
دست مریزاد. مثالهای فارسی خیلی به درک موضوع کمک کرد.
ممنون از سایت خوبتون. من تازه یادگیری رو شروع کردم و این لیست خیلی بهم کمک کرد.
تفاوت bring forward با بقیه چیه؟ توی محیطهای کاری زیاد استفاده میشه؟
بله مانی جان، بسیار کاربردیه. bring forward یعنی «جلو انداختن زمان یک رویداد یا جلسه». مثلاً جلسهای که قرار بود ۵ شنبه باشه رو میارن به ۳ شنبه.
من همیشه فکر میکردم bring فقط یعنی آوردن! چقدر دنیای فریزال وربها پیچیده است.
لطفا تلفظ صوتی هم به مقالات اضافه کنید. مرسی.
ممنون از پیشنهادت کامران عزیز، حتماً در آپدیتهای بعدی بخش فایل صوتی رو هم برای تلفظ صحیح جملات اضافه میکنیم.
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا تفاوت خاصی بین Bring up و Raise برای تربیت فرزند وجود داره؟ کدومش رسمیتره؟
سلام سارا جان، سوال بسیار خوبی بود. هر دو برای تربیت فرزند استفاده میشن، اما Bring up رایجتر و کمی غیررسمیتره. Raise معمولاً برای حیوانات و گیاهان هم استفاده میشه، اما در مورد انسان هر دو درست هستن.
من توی فیلمها خیلی شنیدم که میگن Bring it on! این هم جزو همین دسته محسوب میشه؟
بله علیرضا عزیز! Bring it on یه اصطلاح خیلی پرکاربرد و عامیانه است. وقتی کسی رو به چالش میکشیم یا میخوایم بگیم «اگه میتونی انجامش بده» یا «بزن بریم»، از این عبارت استفاده میکنیم.
آیا Bring about برای موقعیتهای منفی هم استفاده میشه یا فقط برای تغییرات مثبت هست؟
مریم عزیز، Bring about کاملاً خنثی است. یعنی هم برای ایجاد تغییرات مثبت (مثل Bring about peace) و هم برای موارد منفی (مثل Bring about a crisis) به کار میره.
مثالهایی که برای Bring out زدید خیلی کاربردی بود. میشه گفت این فعل برای معرفی محصولات جدید به بازار هم استفاده میشه؟
دقیقاً رضا جان! وقتی شرکتی محصول جدیدی تولید و عرضه میکنه، از Bring out استفاده میکنیم. مثلا: The company is bringing out a new model next month.
من همیشه Bring back رو با Return اشتباه میگیرم. تفاوتی توی بار معناییشون هست؟
نیلوفر جان، Bring back معمولاً زمانی استفاده میشه که چیزی رو به جای قبلیش برگردونی یا یاد خاطرهای بیفتی (Bring back memories). Return رسمیتره و کاربرد گستردهتری داره.
برای آزمون آیلتس، استفاده از این فریزال وربها نمره مثبتی داره یا بهتره از کلمات آکادمیک استفاده کنیم؟
محمد عزیز، در بخش Speaking آیلتس استفاده درست از Phrasal Verbs نمره شما رو خیلی بالا میبره چون باعث میشه طبیعیتر به نظر برسید. اما در Writing بهتره از معادلهای رسمیتر استفاده کنید.
لطفاً در مورد Bring down هم بیشتر توضیح بدید. من شنیدم برای کاهش قیمتها هم استفاده میشه.
بله زهرا جان، کاملاً درسته. Bring down یعنی کاهش دادن چیزی مثل قیمت یا نرخ بهره. مثلاً: We need to bring down the cost of living.
فریزال ورب Bring in رو میشه برای درآمد ماهیانه هم به کار برد؟
بله حامد عزیز. یکی از معانی اصلی Bring in کسب درآمد هست. مثلاً: She brings in about $2000 a month.
تلفظ Bring up وقتی که سریع گفته میشه شبیه ‘برینگآپ’ شنیده میشه یا ‘برینگاپ’؟
نگار جان، در مکالمات سریع، صدای ‘g’ در انتهای bring به حرف ‘u’ در ابتدای up میچسبه و حالتی شبیه ‘brin-gup’ پیدا میکنه.
واقعاً عالی بود. من همیشه با Bring along مشکل داشتم که الان برام شفاف شد. ممنون از تیم خوبتون.
خواهش میکنم آرش عزیز. خوشحالیم که برات مفید بوده. یادت باشه Bring along یعنی همراه خود آوردن کسی یا چیزی به یک مکان.
میشه چند تا مترادف برای Bring about بگید؟ برای رایتینگ لازم دارم.
شیما جان، کلماتی مثل Cause، Lead to و Create مترادفهای خوبی برای Bring about در متون رسمی هستند.
من یه جا جمله ‘Bring it up later’ رو دیدم. اینجا منظور همون مطرح کردن موضوعه؟
بله پویا جان. Bring up به معنای مطرح کردن یک موضوع در گفتگو هست. اینجا یعنی ‘بعداً در موردش صحبت کن/مطرحش کن’.
توی آهنگها زیاد شنیدم میگن Bring me down. این یعنی ناراحت کردن؟
دقیقاً غزل جان. یکی از معانی Bring someone down یعنی کسی رو غمگین یا دپرس کردن. معادل اصطلاح ‘دپرس کردن’ خودمون.
مقاله خیلی جامع بود. فقط کاش برای هر کدوم تلفظ صوتی هم میذاشتید.
ممنون از پیشنهادت سحر جان، حتماً در آپدیتهای بعدی فایل صوتی رو هم اضافه میکنیم.
فعل Bring on چه فرقی با Bring about داره؟ حس میکنم خیلی شبیهن.
مانی عزیز، Bring on معمولاً برای شروع ناگهانی یک وضعیت ناخوشایند مثل بیماری یا حمله قلبی استفاده میشه، در حالی که Bring about کلیتره.
ممنون، خیلی کاربردی بود. من همیشه دنبال لیستی از افعال عبارتی با Bring میگشتم.
آیا Bring off همون معنی Succeed رو میده؟ چون تو یه کتاب تست دیدم.
بله نیما جان، Bring off یعنی موفق شدن در انجام کار سختی که انتظارش نمیرفت. کاملاً درسته.
ممنون از زحماتتون. مثالها خیلی به درک بهتر موضوع کمک کرد.
ببخشید، گذشته فعل Bring چی میشه؟ توی فریزال وربها تغییر میکنه؟
کاوه عزیز، گذشته Bring میشه Brought. در فریزال وربها هم دقیقاً همین شکل استفاده میشه، مثلاً: He brought up a new topic.
واقعاً وبسایتتون تکه. مطالب آموزشی زبان رو خیلی ساده و روان توضیح میدید.