- آیا میدانید چرا «look after» یک فریزال ورب است اما «fast food» یک کالوکیشن؟
- چگونه میتوان تفاوت فریزال ورب و کالوکیشن را به سادگی تشخیص داد؟
- آیا فرمول مشخصی برای یادگیری و به خاطر سپردن این دو ساختار گرامری وجود دارد؟
- کدام یک در مکالمات روزمره انگلیسی کاربرد بیشتری دارند و چرا تسلط بر آنها ضروری است؟
در این مقاله، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. بسیاری از زبانآموزان در مسیر یادگیری زبان انگلیسی، با دو مفهوم به ظاهر مشابه اما کاملاً متفاوت روبرو میشوند: فریزال وربها (Phrasal Verbs) و کالوکیشنها (Collocations). درک تفاوت فریزال ورب و کالوکیشن نه تنها به فهم عمیقتر ساختار زبان کمک میکند، بلکه باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و شبیهتر به یک فرد نیتیو به نظر برسد. با ما همراه باشید تا یک بار برای همیشه این دو مبحث را به صورت کامل و با مثالهای کاربردی یاد بگیرید.
فریزال ورب (Phrasal Verb) چیست؟ سفری به دنیای افعال چند قسمتی
فریزال وربها یکی از جذابترین و در عین حال چالشبرانگیزترین بخشهای یادگیری واژگان انگلیسی هستند. این ساختارها از ترکیب یک فعل اصلی (Main Verb) با یک یا چند حرف اضافه (Preposition) یا قید (Adverb) ساخته میشوند. نکته کلیدی در مورد فریزال وربها این است که معنای ترکیب حاصل، اغلب کاملاً متفاوت از معنای تکتک کلمات آن است.
به عبارت سادهتر، شما نمیتوانید با ترجمه کلمهبهکلمه، معنای یک فریزال ورب را حدس بزنید. این ویژگی باعث میشود که فریزال وربها اصطلاحی (Idiomatic) باشند.
ساختار اصلی فریزال وربها
فرمول کلی ساخت یک فریزال ورب به شکل زیر است:
Verb + Adverb/Preposition = Phrasal Verb
برای مثال، فعل «look» به تنهایی به معنای «نگاه کردن» است. اما وقتی با حروف اضافه یا قیدهای مختلف ترکیب میشود، معانی کاملاً جدیدی پیدا میکند:
- Look after: مراقبت کردن (مثال: She looks after her younger brother.)
- Look for: جستجو کردن (مثال: I am looking for my keys.)
- Look up: جستجو کردن اطلاعات در یک مرجع (مثال: You can look up the word in a dictionary.)
- Look forward to: با هیجان منتظر چیزی بودن (مثال: I look forward to seeing you soon.)
انواع فریزال وربها
فریزال وربها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند که درک آنها برای استفاده صحیح ضروری است:
- فریزال وربهای جداشدنی (Separable): در این نوع، مفعول (Object) میتواند بین فعل و حرف اضافه قرار بگیرد. اگر مفعول یک اسم باشد، هم میتواند بعد از فریزال ورب بیاید و هم در وسط آن. اما اگر مفعول یک ضمیر (مانند me, you, it, them) باشد، حتماً باید در وسط قرار گیرد.
مثال: Turn on the light. یا Turn the light on.
اما: Turn it on. (حالت Turn on it اشتباه است.) - فریزال وربهای جدا نشدنی (Inseparable): در این نوع، فعل و حرف اضافه همیشه کنار هم باقی میمانند و مفعول باید بعد از کل عبارت بیاید.
مثال: I will look after the cat. (حالت I will look the cat after اشتباه است.)
کالوکیشن (Collocation) چیست؟ هنر همنشینی کلمات
کالوکیشنها به کلماتی گفته میشود که به طور طبیعی و معمول با یکدیگر به کار میروند. این کلمات «همنشین» خوبی برای هم هستند و استفاده از آنها باعث میشود گفتار یا نوشتار شما روانتر و طبیعیتر به نظر برسد. برخلاف فریزال وربها، کالوکیشنها معنای اصطلاحی و پنهانی ندارند. معنای آنها از مجموع معنای کلمات تشکیلدهندهشان قابل درک است.
به عنوان مثال، در فارسی ما میگوییم «چای دم کردن» و نه «چای درست کردن». یا میگوییم «تصمیم گرفتن» و نه «تصمیم انجام دادن». اینها کالوکیشنهای زبان فارسی هستند. در انگلیسی نیز همین قانون وجود دارد.
چرا یادگیری کالوکیشنها مهم است؟
استفاده از کالوکیشنهای صحیح، سطح زبان شما را به شکل چشمگیری ارتقا میدهد. یک فرد نیتیو هرگز نمیگوید “make a photo”، بلکه همیشه از عبارت “take a photo” استفاده میکند. هر دو از نظر گرامری صحیح هستند، اما فقط دومی طبیعی و رایج است.
انواع رایج کالوکیشنها
کالوکیشنها میتوانند ساختارهای مختلفی داشته باشند. در اینجا به چند نمونه از رایجترین آنها اشاره میکنیم:
- Adjective + Noun: صفت + اسم (مثال: heavy rain, strong coffee, deep sleep)
- Verb + Noun: فعل + اسم (مثال: make a mistake, do homework, save time)
- Noun + Noun: اسم + اسم (مثال: a round of applause, a pack of cards)
- Adverb + Adjective: قید + صفت (مثال: utterly stupid, fully aware)
- Verb + Adverb: فعل + قید (مثال: whisper softly, place gently)
جدول مقایسه: تفاوت فریزال ورب و کالوکیشن به صورت کامل
اکنون که با هر دو مفهوم به صورت جداگانه آشنا شدیم، زمان آن رسیده که تفاوت فریزال ورب و کالوکیشن را در یک جدول جامع بررسی کنیم. این مقایسه به شما کمک میکند تا ویژگیهای کلیدی هر کدام را بهتر به خاطر بسپارید.
| ویژگی | فریزال ورب (Phrasal Verb) | کالوکیشن (Collocation) |
|---|---|---|
| ساختار | همیشه از یک فعل اصلی + حرف اضافه/قید تشکیل شده است. (مثال: get up, put off) | ساختارهای متنوعی دارد (صفت+اسم، فعل+اسم و…). الزامی به وجود فعل در آن نیست. (مثال: fast food, make an effort) |
| معنا | معنای آن اغلب اصطلاحی (idiomatic) است و با معنای کلمات تشکیلدهنده آن تفاوت دارد. (مثال: run out of = تمام کردن) | معنای آن تحتاللفظی (literal) و قابل حدس از کلمات تشکیلدهنده است. (مثال: heavy rain = باران سنگین) |
| انعطافپذیری | ساختار ثابتی دارد. شما نمیتوانید حرف اضافه یا قید را با کلمهای هممعنی جایگزین کنید. (نمیتوان به جای look for گفت look search) | انعطافپذیری بسیار پایینی دارد. کلمات به دلیل همنشینی طبیعی کنار هم میآیند و جایگزینی آنها معمولاً عبارت را غیرطبیعی میکند. (به جای strong coffee نمیگوییم powerful coffee) |
| نقش گرامری | همیشه نقش فعل را در جمله ایفا میکند. | میتواند نقشهای مختلفی داشته باشد (عبارت اسمی، عبارت فعلی، عبارت وصفی و…). |
| مثال کلیدی | Give up (تسلیم شدن) – معنای آن ربطی به «دادن» و «بالا» ندارد. | Make a decision (تصمیم گرفتن) – معنای آن دقیقاً از ترکیب «ساختن» و «یک تصمیم» قابل فهم است. |
چگونه فریزال وربها و کالوکیشنها را یاد بگیریم؟
اکنون سوال اصلی این است: بهترین روش برای یادگیری این دو ساختار چیست؟ از آنجا که هر دو بر پایه حفظ کردن و تکرار استوار هستند، باید از روشهای هوشمندانه استفاده کرد.
نکات طلایی برای یادگیری فریزال وربها
- یادگیری در متن (Context): هرگز یک فریزال ورب را به تنهایی حفظ نکنید. همیشه آن را در یک جمله کامل یاد بگیرید تا کاربرد و معنای دقیق آن را درک کنید.
- دستهبندی موضوعی: فریزال وربها را بر اساس موضوع دستهبندی کنید. مثلاً فریزال وربهای مربوط به سفر، کار، یا روابط اجتماعی.
- یادگیری بر اساس فعل اصلی: تمام فریزال وربهایی که با یک فعل خاص (مانند get, take, put) ساخته میشوند را در یک لیست جمعآوری و با هم مقایسه کنید.
- استفاده فعال: سعی کنید در مکالمات و نوشتههای خود به طور فعال از فریزال وربهایی که یاد گرفتهاید استفاده کنید.
راهکارهای موثر برای یادگیری کالوکیشنها
- زیاد بخوانید و گوش دهید: بهترین راه برای جذب طبیعی کالوکیشنها، قرار گرفتن در معرض محتوای اصیل انگلیسی (کتاب، فیلم، پادکست) است.
- دفترچه یادداشت مخصوص کالوکیشن: هرگاه به یک ترکیب جالب برخوردید، آن را یادداشت کنید. برای هر کلمه جدید، سعی کنید کالوکیشنهای مرتبط با آن را نیز پیدا کنید.
- استفاده از دیکشنریهای کالوکیشن: دیکشنریهای آنلاینی مانند Ozdic یا Longman Collocations Dictionary منابع فوقالعادهای برای این منظور هستند.
- توجه به الگوها: به الگوهای تکرارشونده دقت کنید. مثلاً چه افعالی معمولاً با کلمه “effort” میآیند؟ (make an effort, put in effort).
نتیجهگیری: تفاوت را درک کنید و حرفهای صحبت کنید
در نهایت، درک تفاوت فریزال ورب و کالوکیشن یک گام بزرگ در مسیر تسلط بر زبان انگلیسی است. فریزال وربها افعالی با معنای اصطلاحی هستند که از ترکیب یک فعل با حرف اضافه/قید ساخته میشوند و نقش فعل را در جمله دارند. در مقابل، کالوکیشنها مجموعهای از کلمات با ساختارهای متنوع هستند که به طور طبیعی کنار هم قرار میگیرند و معنای آنها قابل حدس است.
هر دو این ساختارها برای طبیعی و روان صحبت کردن ضروری هستند. با تمرین مستمر، مطالعه در متن و استفاده فعال از آنها، میتوانید از سطح کتابی و خشک فراتر رفته و انگلیسی را مانند یک فرد بومی صحبت کنید.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه توی تشخیص این دو تا مشکل داشتم. یه سوال، عبارت make a decision یک کالوکیشن هست یا فریزال ورب؟ چون ترکیب فعل و اسم هست کمی گیج شدم.
امیرحسین عزیز، سوال بسیار هوشمندانهای بود! ‘make a decision’ یک کالوکیشن (Collocation) است. چون در اینجا فعل make با اسم decision ترکیب شده تا یک مفهوم واحد بسازه. در فریزال وربها معمولاً فعل با یک حرف اضافه یا قید ترکیب میشه و کلاً معنی فعل عوض میشه.
من توی فیلمها خیلی شنیدم که از ‘break up’ استفاده میکنن. این یعنی هر کلمهای که بعدش up یا down بیاد حتماً فریزال وربه؟
سارا جان، غالباً بله! وقتی یک فعل با ذراتی مثل up, down, in, out ترکیب میشه و معنی جدیدی پیدا میکنه (مثل break up به معنی کات کردن رابطه)، ما با یک Phrasal Verb روبرو هستیم.
آیا برای یادگیری کالوکیشنها کتاب خاصی رو پیشنهاد میدید؟ من برای آزمون آیلتس نیاز دارم که نمره رایتینگم رو بالا ببرم.
محمد رضا عزیز، برای سطح آیلتس کتاب ‘English Collocations in Use’ از انتشارات کمبریج بهترین منبع هست. تسلط بر کالوکیشنها دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه رایتینگ شما از حالت مبتدی به نچرال و پیشرفته تغییر کنه.
تفاوت ‘look for’ و ‘search for’ در چیه؟ هر دو به نظر شبیه میان.
نیلوفر جان، ‘look for’ یک فریزال ورب متداول و غیررسمیتره، در حالی که ‘search’ خودش یک فعل سادهست (که گاهی با for میاد). معمولاً در مکالمات روزمره از look for استفاده میکنیم.
واقعاً مطلب مفیدی بود. من همیشه میگفتم ‘do a mistake’ ولی الان فهمیدم که اشتباهه و باید بگم ‘make a mistake’. این همون کالوکیشن میشه دیگه؟
دقیقاً بابک جان! ‘make a mistake’ یکی از پرکاربردترین کالوکیشنهاست. یادگیری اینها باعث میشه کمتر اشتباهات گرامری رایج رو تکرار کنید.
مطالبتون همیشه کاربردیه. میشه در مورد فریزال وربهای جداشدنی و جدانشدنی (Separable/Inseparable) هم یک مقاله بنویسید؟ واقعاً گیجکننده هستن.
حتماً فرزانه عزیز! پیشنهاد خیلی خوبیه. در مقالات بعدی حتماً به این موضوع که مثلاً چرا میگیم ‘turn it off’ ولی نمیتونیم بگیم ‘look آن it’ خواهیم پرداخت.
من شنیدم که نیتیوها خیلی از فریزال ورب استفاده میکنن. آیا در محیطهای رسمی و بیزینسی هم کاربرد دارن یا فقط برای کوچه و بازاره؟
حامد جان، سوال خوبیه. فریزال وربها در مکالمات روزمره بسیار رایج هستن، اما در محیطهای بیزینسی هم استفاده میشن. البته برخی از اونها رسمیتر هستن (مثل carry out) و برخی غیررسمیتر (مثل go on). برای نامههای رسمی معمولاً افعال تککلمهای ترجیح داده میشن.
مثال fast food خیلی جالب بود. من تا حالا فکر میکردم چون دو کلمه با همه، حتماً یه ساختار گرامری پیچیدهست، نگو فقط چون با هم میان بهشون میگن کالوکیشن!
دقیقاً مریم عزیز! کالوکیشنها در واقع ‘دوستهای صمیمی’ هم هستن که زبانآموز باید یاد بگیره کدوم کلمه با کدوم کلمه میاد تا جملاتش طبیعی به نظر برسه.
آیا ‘get up’ و ‘wake up’ هر دو فریزال ورب هستن؟ تفاوت معنایی دارن؟
بله رضا جان، هر دو فریزال ورب هستن. ‘wake up’ یعنی بیدار شدن و باز کردن چشمها، اما ‘get up’ یعنی بلند شدن از تخت خواب. نکته ظریفی بود!
چقدر خوب که به زبان ساده توضیح دادید. من همیشه توی دیکشنری جلو کلمات عبارت [C] یا [PHR V] رو میدیدم ولی نمیدونستم دقیقاً یعنی چی. الان متوجه شدم.
خوشحالیم که برات مفید بوده هانیه جان. توجه به این علائم در دیکشنری، بهترین راه برای یادگیری خودآموز هست.
برای یادگیری اینها باید حفظشون کرد یا با تمرین یاد میگیریم؟ من خیلی زود فراموش میکنم.
سعید عزیز، حفظ کردن لیستوار معمولاً جواب نمیده. بهترین راه، یادگیری در قالب جمله و دیدن اونها در متن (Context) هست. سعی کن با هر کالوکیشن جدیدی که یاد میگیری، یک مثال در مورد زندگی شخصی خودت بنویسی.
عبارت ‘heavy rain’ هم کالوکیشن محسوب میشه؟ چون نمیگیم ‘strong rain’.
احسنت الناز! مثال فوقالعادهای زدی. ‘heavy rain’ یک کالوکیشن استاندارد هست و استفاده از کلماتی مثل strong یا big برای باران، از نظر یک نیتیو اشتباه به نظر میاد.
فرق بین ‘give up’ و ‘quit’ چیه؟ من توی بازیهای کامپیوتری جفتشو میبینم.
پویا جان، ‘give up’ یک فریزال ورب هست و معمولاً به معنی تسلیم شدن یا دست کشیدن از تلاش به کار میره. ‘quit’ یک فعل سادهست و بیشتر به معنی خارج شدن یا رها کردن یک کار (مثل شغل) هست. در بازیها معمولاً give up یعنی تسلیم شدن در برابر حریف.
کالوکیشنها برای لهجه هم تاثیر دارن؟ یعنی اگه درست استفاده نکنیم لهجهمون بد به نظر میاد؟
مهسا جان، کالوکیشنها مستقیماً روی تلفظ (لهجه) اثر ندارن، اما روی ‘روانی کلام’ (Fluency) تاثیر دارن. وقتی کالوکیشن درست رو به کار میبری، شنونده حس میکنه تو به زبان مسلطتری و جملاتت ‘طبیعیتر’ شنیده میشه.
دمتون گرم. من تازه یادگیری رو شروع کردم و این مقاله خیلی دید من رو باز کرد. مخصوصاً بخش تفاوت فرمولها.
موفق باشی کامران عزیز. خوشحالیم که در شروع مسیر یادگیری همراهت هستیم.
یه سوال: ‘Take a photo’ کالوکیشن هست دیگه؟ چون ما در فارسی میگیم ‘عکس گرفتن’ ولی اونجا از take استفاده میکنن.
بله زهرا جان، دقیقاً. اینجاست که اهمیت کالوکیشنها مشخص میشه؛ چون ما نمیتونیم کلمات رو از فارسی به انگلیسی ترجمه تحتاللفظی کنیم. باید بدونیم کدوم فعل با کدوم اسم کالوکیت (Collocate) میشه.
لطفاً در مورد کالوکیشنهای مربوط به پول (money) هم مطلب بذارید. کلماتی مثل spend, save, waste و اینها.
حتماً شایان عزیز. پیشنهاد خوبیه، در لیست مطالب آینده قرارش دادیم.
ممنون از توضیحات شفاف. من همیشه فکر میکردم کالوکیشن فقط مربوط به صفته. الان فهمیدم فعل و اسم هم میتونن با هم کالوکیشن بسازن.
آیدای عزیز، بله! کالوکیشنها انواع مختلفی دارن: صفت+اسم، فعل+اسم، قید+صفت و غیره. تنوعشون خیلی زیاده.
فریزال وربها واقعاً سخت هستن چون یک فعل ممکنه ۱۰ تا معنی مختلف داشته باشه وقتی حرف اضافهش عوض میشه!
کاملاً باهات موافقم امید جان. مثلاً فعل ‘get’ با حروف اضافه مختلف کلی معنی میسازه. کلیدش اینه که به جای حفظ کردن همه معانی، اونها رو در موقعیتهای واقعی یاد بگیری.
مرسی از سایت خوبتون. من از وقتی با کالوکیشنها آشنا شدم، نمره اسپیکینگم توی کلاس خیلی بهتر شده.
آیا کالوکیشنها در لهجههای مختلف (مثلاً آمریکایی و بریتیش) فرق دارن؟
بله نوید عزیز، گاهی اوقات تفاوتهای جزئی وجود داره. مثلاً آمریکاییها ممکنه بگن ‘take a bath’ در حالی که در بریتیش ‘have a bath’ رایجتره. اما اکثر کالوکیشنهای اصلی در هر دو لهجه یکی هستن.
خیلی عالی بود. مخصوصاً اون بخشی که گفتید فریزال وربها معنی فعل اصلی رو کلاً عوض میکنن. این نکته طلایی بود.