- آیا تا به حال در استفاده از فریزال وربهای مربوط به تاخیر انداختن گیج شدهاید؟
- هنگامی که میخواهید بگویید کاری را به تعویق میاندازید، کدام فریزال ورب را باید به کار ببرید: put off یا hold up؟
- آیا میدانید تفاوتهای ظریف این دو فریزال ورب میتواند معنی جمله شما را کاملاً تغییر دهد؟
- آیا نگرانید که استفاده نادرست از این عبارات، شما را غیرطبیعی جلوه دهد؟
نگران نباشید! در این راهنمای جامع، ما به سادگی و گام به گام فریزال ورب به معنی عقب انداختن و سایر مفاهیم مربوط به “Put off” و “Hold up” را بررسی میکنیم تا دیگر هرگز در استفاده از آنها دچار اشتباه نشوید. هدف ما این است که شما با اطمینان کامل این عبارات کاربردی را به کار ببرید و مهارت انگلیسی خود را به سطحی بالاتر ارتقا دهید.
| فریزال ورب | معنی اصلی (مربوط به تاخیر) | ساختار متداول | مثال کلیدی |
|---|---|---|---|
| Put off | کاری را به زمان دیگری موکول کردن، عقب انداختن، به تعویق انداختن | Put off + (چیزی/کسی) + (تا زمان مشخص) | I’ve been putting off writing that report all week. (تمام هفته دارم گزارش نوشتن را عقب میاندازم.) |
| Hold up | باعث تاخیر در کار یا حرکت کسی/چیزی شدن، متوقف کردن پیشرفت | Hold up + (کسی/چیزی) | Traffic held us up for two hours. (ترافیک ما را دو ساعت معطل کرد.) |
آشنایی عمیق با “Put Off”: به تعویق انداختن ارادی
فریزال ورب “Put off” یکی از رایجترین و پرکاربردترین عبارات در زبان انگلیسی است که در وهله اول به معنای «به تعویق انداختن» یا «عقب انداختن» یک کار یا رویداد است. این تعویق معمولاً ارادی و از روی تصمیم صورت میگیرد.
بسیاری از زبانآموزان با این فریزال ورب دست و پنجه نرم میکنند، اما با کمی تمرین و درک ساختارهای آن، به راحتی میتوانید در مکالمات و نوشتار خود از آن استفاده کنید. به یاد داشته باشید، اشتباه کردن بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری است و نباید باعث اضطراب شما شود.
معانی اصلی “Put Off”
این فریزال ورب چند معنی کلیدی دارد که در ادامه به آنها میپردازیم:
- به تعویق انداختن / عقب انداختن (To postpone / delay)
این رایجترین معنی “Put off” است و به معنای تصمیم برای انجام دادن کاری در زمان آینده است. اغلب به دلیل عدم تمایل، کمبود وقت یا تغییر برنامهها رخ میدهد. - دلسرد کردن / از انجام کاری منصرف کردن (To deter / discourage)
در این حالت، “Put off” به معنای ایجاد حس عدم علاقه یا بیزاری در کسی نسبت به چیزی است. یعنی چیزی باعث میشود که فرد دیگر تمایلی به انجام کاری نداشته باشد. - خاموش کردن / قطع کردن (To switch off / disconnect)
این معنی کمتر رایج است، اما گاهی اوقات به خصوص در انگلیسی بریتانیایی، “Put off” میتواند به معنای خاموش کردن دستگاهی باشد.
ساختار و کاربرد “Put Off”
ساختار کلی “Put off” به صورت زیر است:
- Put off + Gerund (فعل با ing): وقتی میخواهیم به تعویق انداختن یک عمل را بیان کنیم.
- Put off + Noun (اسم): وقتی میخواهیم به تعویق انداختن یک شیء، رویداد یا جلسه را بیان کنیم.
- Put off + Object + from + Gerund: وقتی میخواهیم بگوییم کسی را از انجام کاری منصرف میکنیم.
مثالها برای معنی “به تعویق انداختن” (Postpone/Delay)
اینجا مثالهای زیادی آوردهایم تا مفهوم کاملاً برای شما جا بیفتد. دقت کنید که این معنی دقیقاً معادل فریزال ورب به معنی عقب انداختن است.
- ✅ I keep putting off going to the dentist. (دائماً مراجعه به دندانپزشک را عقب میاندازم.)
- ❌ I keep putting to go to the dentist.
- ✅ They decided to put off the meeting until next week. (آنها تصمیم گرفتند جلسه را تا هفته آینده به تعویق بیندازند.)
- ❌ They decided to put off the meeting on next week.
- ✅ Don’t put off until tomorrow what you can do today. (کاری را که امروز میتوانی انجام دهی، به فردا موکول نکن.)
- ❌ Don’t put off to tomorrow.
نکته مهم: “Put off” یک فریزال ورب جداشدنی (separable) است، یعنی مفعول میتواند بین “put” و “off” قرار گیرد، به خصوص اگر مفعول ضمیر باشد.
- ✅ I need to write that email, but I keep putting it off. (باید آن ایمیل را بنویسم، اما دائماً آن را به تعویق میاندازم.)
- ✅ The concert was put off due to bad weather. (کنسرت به دلیل آب و هوای بد به تعویق افتاد.)
مثالها برای معنی “دلسرد کردن / منصرف کردن” (Deter/Discourage)
این معنی کمتر به تاخیر مربوط است اما برای درک کامل “Put off” ضروری است.
- ✅ The smell of the food put me off my dinner. (بوی غذا اشتهای شام خوردن را از من برد.)
- ❌ The smell of the food put off my dinner.
- ✅ His rude attitude really puts people off working with him. (رفتار گستاخانه او واقعاً مردم را از کار کردن با او دلسرد میکند.)
- ❌ His rude attitude really puts off people.
تفاوتهای لهجهای و فرهنگی در “Put Off”
به طور کلی، معنی «به تعویق انداختن» برای “Put off” در هر دو لهجه آمریکایی و بریتانیایی بسیار رایج است. معنی «دلسرد کردن» نیز در هر دو لهجه قابل درک و استفاده است. معنی «خاموش کردن» (مانند “put off the light”) بیشتر در انگلیسی بریتانیایی شنیده میشود و در انگلیسی آمریکایی “turn off” ارجحیت دارد.
آشنایی عمیق با “Hold Up”: توقف ناخواسته یا ایجاد مانع
فریزال ورب “Hold up” در زمینه تاخیر، بیشتر به معنای «باعث تاخیر شدن» یا «متوقف کردن پیشرفت» است. این تاخیر اغلب ناشی از یک عامل خارجی یا یک اتفاق غیرمنتظره است، نه یک تصمیم ارادی برای به تعویق انداختن. این تفاوت ظریف بسیار مهم است.
این فریزال ورب نیز میتواند باعث سردرگمی شود، زیرا معانی متعددی دارد. اما بیایید بر روی معانی مرتبط با تاخیر تمرکز کنیم تا ابهامی باقی نماند.
معانی اصلی “Hold Up”
همانند “Put off”، این فریزال ورب نیز چند معنی کلیدی دارد:
- باعث تاخیر شدن / متوقف کردن (To cause a delay / impede)
این معنی زمانی استفاده میشود که چیزی یا کسی مانع پیشرفت یا حرکت میشود و موجب تاخیر میگردد. - دزدیدن (To rob)
یک معنی رایج دیگر، به خصوص در انگلیسی آمریکایی، “Hold up” به معنای سرقت از یک مکان با تهدید اسلحه است. - نگه داشتن / حمایت کردن (To support / sustain)
در این معنی، “Hold up” به معنای حفظ کردن یا پشتیبانی کردن چیزی است تا از افتادن یا سقوط آن جلوگیری شود. - نشان دادن / نمایش دادن (To display / present)
گاهی اوقات به معنای بلند کردن و نشان دادن چیزی است.
ساختار و کاربرد “Hold Up”
ساختار کلی “Hold up” در معنای «باعث تاخیر شدن» به صورت زیر است:
- (چیزی/کسی) + Hold up + (کسی/چیزی): برای بیان اینکه چه چیزی باعث تاخیر در چه کسی/چیزی شده است.
- (چیزی/کسی) + Be held up: در حالت مجهول، برای بیان اینکه چه کسی/چیزی دچار تاخیر شده است.
مثالها برای معنی “باعث تاخیر شدن / متوقف کردن” (Cause a delay / Impede)
در این قسمت به مفهوم «فریزال ورب به معنی عقب انداختن» به صورت اجباری یا بیرونی میپردازیم.
- ✅ A fallen tree held up traffic for hours. (یک درخت افتاده، ترافیک را برای ساعتها متوقف کرد.)
- ❌ A fallen tree held off traffic.
- ✅ Sorry I’m late; I was held up at work. (ببخشید دیر کردم؛ در محل کار گیر افتادم (دچار تاخیر شدم).)
- ❌ I was put off at work.
- ✅ The construction project has been held up by bad weather. (پروژه ساخت و ساز به دلیل آب و هوای بد به تاخیر افتاده است.)
- ❌ The construction project has been put off by bad weather.
نکته مهم: “Hold up” نیز یک فریزال ورب جداشدنی است. مفعول میتواند بین “hold” و “up” قرار گیرد.
- ✅ I don’t want to hold you up, so I’ll be quick. (نمیخواهم شما را معطل کنم، پس سریع خواهم بود.)
مثالها برای معنی “دزدیدن” (To rob)
این معنی با تاخیر مرتبط نیست، اما برای درک جامع کلمه مفید است.
- ✅ The bank was held up by three masked men. (بانک توسط سه مرد نقابدار مورد سرقت قرار گرفت.)
- ❌ The bank was put off by three masked men.
تفاوتهای لهجهای و فرهنگی در “Hold Up”
معنی «باعث تاخیر شدن» برای “Hold up” در هر دو لهجه آمریکایی و بریتانیایی رایج است. معنی «دزدیدن» نیز در هر دو لهجه فهمیده میشود، اما در انگلیسی آمریکایی کمی بیشتر به این معنی استفاده میشود. معنی «نگه داشتن/حمایت کردن» نیز در هر دو لهجه وجود دارد.
تفاوتهای کلیدی: Put Off در مقابل Hold Up
حال که با هر دو فریزال ورب به صورت جداگانه آشنا شدید، بیایید تفاوتهای اصلی آنها را بررسی کنیم. این بخش برای کاهش هرگونه اضطراب زبانی و افزایش دقت شما طراحی شده است.
- ارادی در مقابل غیرارادی:
- Put off: اغلب به یک تصمیم ارادی برای به تعویق انداختن اشاره دارد. شما انتخاب میکنید که کاری را دیرتر انجام دهید. (مثال: I put off cleaning my room.)
- Hold up: معمولاً به یک تاخیر ناخواسته اشاره دارد که توسط یک عامل خارجی ایجاد شده است. شما مجبور میشوید که صبر کنید. (مثال: The meeting was held up by technical issues.)
- فاعل تاخیر:
- Put off: فاعل معمولاً کسی است که عمل را به تعویق میاندازد.
- Hold up: فاعل میتواند عامل خارجی باشد که باعث تاخیر شده، یا شخصی باشد که توسط عامل خارجی دچار تاخیر شده است (در ساختار مجهول).
جدول مقایسه جامع
این جدول به شما کمک میکند تا تفاوتها را به صورت بصری و واضح درک کنید.
| ویژگی | Put Off | Hold Up |
|---|---|---|
| نوع تاخیر | ارادی، از روی تصمیم | غیرارادی، ناشی از عامل بیرونی |
| علت تاخیر | عدم تمایل، برنامهریزی مجدد، تنبلی | مشکلات فنی، ترافیک، شرایط غیرمنتظره |
| تمرکز | بر به تعویق انداختن یک عمل یا رویداد | بر ایجاد مانع یا توقف پیشرفت |
| مفعول | چیزی که به تعویق میافتد (کار، جلسه، قرار) | کسی یا چیزی که دچار تاخیر میشود (فرد، پروژه، ترافیک) |
| مثال | She put off her doctor’s appointment. | The accident held up traffic. |
Common Myths & Mistakes (اشتباهات و باورهای غلط رایج)
بیایید به برخی از اشتباهات رایج زبانآموزان بپردازیم تا شما هرگز آنها را تکرار نکنید. درک این موارد کلیدی است.
- باور غلط ۱: “Put off” و “Hold up” کاملاً قابل تعویض هستند.
حقیقت: همانطور که دیدیم، این دو معنای متفاوتی دارند. “Put off” برای تاخیر ارادی و “Hold up” برای تاخیر ناشی از یک مانع بیرونی است. تعویض آنها میتواند باعث سوءتفاهم شود.
- ❌ I was put off by the traffic. (اشتباه: ترافیک شما را “put off” نمیکند، بلکه “hold up” میکند.)
- ✅ I was held up by the traffic.
- باور غلط ۲: همیشه باید “Put off” را با اسم و “Hold up” را با فعل ing استفاده کرد.
حقیقت: “Put off” اغلب با Gerund (فعل + ing) یا اسم استفاده میشود. “Hold up” معمولاً با اسم (کسی/چیزی که دچار تاخیر شده) به کار میرود.
- ❌ We need to hold up completing the report. (اشتباه: اینجا باید از “put off” استفاده شود.)
- ✅ We need to put off completing the report.
- باور غلط ۳: “Put off” فقط به معنای به تعویق انداختن است.
حقیقت: “Put off” میتواند به معنای «دلسرد کردن» یا «منصرف کردن» نیز باشد که ارتباطی به تاخیر ندارد و باید به آن توجه داشت.
- ✅ Her rude comments really put me off the idea. (نظرات گستاخانه او واقعاً من را از آن ایده دلسرد کرد.)
Common FAQ (سوالات متداول)
در این بخش به برخی از سوالات رایج پاسخ میدهیم تا هرگونه ابهام باقیمانده رفع شود.
۱. آیا “procrastinate” معادل “put off” است؟
بله، “procrastinate” به معنای «تعلل ورزیدن» و «کارهای خود را به تعویق انداختن» است، به خصوص به دلیل تنبلی یا عدم تمایل. این کلمه مترادف نزدیک “put off” در معنای ارادی به تعویق انداختن است. “Put off” یک فریزال ورب است، در حالی که “procrastinate” یک فعل رسمیتر است.
- ✅ I always put off doing my homework. (من همیشه انجام تکالیفم را عقب میاندازم.)
- ✅ I always procrastinate when it comes to doing my homework. (من همیشه در مورد انجام تکالیفم تعلل میکنم.)
۲. آیا میتوان از “delay” به جای هر دو استفاده کرد؟
فعل “delay” یک کلمه عمومیتر برای «تاخیر انداختن» است و هم میتواند ارادی باشد و هم غیرارادی. “Delay” معمولاً رسمیتر از فریزال وربها است. در بسیاری از موارد میتوان از آن استفاده کرد، اما “put off” و “hold up” ظرافتهای خاص خود را دارند که “delay” به تنهایی قادر به انتقال آنها نیست.
- ✅ The bad weather delayed the flight. (آب و هوای بد پرواز را به تاخیر انداخت. – شبیه “held up”)
- ✅ We decided to delay the launch until next month. (ما تصمیم گرفتیم پرتاب را تا ماه آینده به تعویق بیندازیم. – شبیه “put off”)
۳. چگونه میتوانم این فریزال وربها را بهتر یاد بگیرم؟
کلید یادگیری فریزال وربها تمرین، تمرین و تمرین است! در اینجا چند استراتژی وجود دارد:
- یادگیری در متن: همیشه فریزال وربها را در جملات کامل و متناسب با موضوع یاد بگیرید، نه به صورت مجزا.
- ساخت جملات خود: سعی کنید با هر فریزال ورب، چندین جمله از زندگی واقعی خود بسازید. این کار به تثبیت معنی در ذهن شما کمک میکند.
- استفاده فعال: در مکالمات یا نوشتار خود آگاهانه تلاش کنید از این فریزال وربها استفاده کنید. حتی اگر اشتباه کنید، فرصتی برای یادگیری است.
- گوش دادن و خواندن: به پادکستها گوش دهید، فیلم ببینید و مقالات انگلیسی بخوانید و به نحوه استفاده از این فریزال وربها دقت کنید.
- استفاده از فلشکارت: یک سمت کارت فریزال ورب و سمت دیگر معنی و یک مثال مهم را بنویسید.
Conclusion (نتیجهگیری)
تبریک میگوییم! اکنون شما درک عمیقتری از فریزال وربهای “Put off” و “Hold up” دارید و تفاوتهای ظریف آنها را میشناسید. دیگر هرگز در بیان فریزال ورب به معنی عقب انداختن به صورت ارادی یا غیرارادی دچار سردرگمی نخواهید شد.
به یاد داشته باشید که زبان انگلیسی پر از این ظرافتهاست و هر قدمی که برای درک آنها برمیدارید، شما را به یک سخنران و نویسنده مسلطتر نزدیک میکند. ادامه دهید و از این دانش جدید خود استفاده کنید. اعتماد به نفس شما در استفاده از انگلیسی تنها با تمرین و کنجکاوی رشد خواهد کرد. هیچ دلیلی برای اضطراب وجود ندارد؛ هر زبانآموزی در مسیر خود با چالشهایی روبرو میشود و شما به خوبی از پس آن برخواهید آمد. موفق باشید!




خیلی ممنون از این مطلب کاربردی. همیشه فکر میکردم put off و hold up دقیقاً یکی هستند، اما الان متوجه شدم که hold up بیشتر وقتیه که عامل بیرونی باعث تاخیر میشه. درسته؟
دقیقاً همینطوره سارا جان! Put off معمولاً یک تصمیم ارادی برای عقب انداختن کاره، در حالی که Hold up یعنی چیزی مانع پیشرفت شده و شما رو متوقف کرده. مثلاً ترافیک شما رو hold up میکنه.
آیا کلمه postpone رسمیتر از put off هست؟ من توی ایمیلهای کاری بیشتر postpone رو میبینم.
بله آرش عزیز، نکته بسیار هوشمندانهای بود. Postpone کاملاً رسمی (Formal) است و در نامهنگاریهای اداری استفاده میشود، اما Put off در مکالمات روزمره و دوستانه بسیار رایجتر است.
من توی یک فیلم شنیدم که میگفت What’s the hold up? اینجا به چه معنیه؟
در اینجا hold up به عنوان اسم (Noun) به کار رفته و یعنی «معطلی برای چیه؟» یا «چی باعث تاخیر شده؟». عبارتی بسیار رایج در زبان انگلیسی عامیانه است.
آیا میتونیم بگیم I was put off by the traffic؟ یا حتماً باید از hold up استفاده کرد؟
سوال خوبی بود رضا! برای ترافیک باید بگید I was held up by traffic. چون ترافیک مانع حرکت شما شده. عبارت Put off در این ساختار یعنی «دلسرد شدن» یا «زده شدن»؛ مثلاً اگر بگید I was put off by his behavior یعنی از رفتارش بدم اومد و دلسرد شدم.
من همیشه برای عقب انداختن کارهام از procrastinate استفاده میکردم. تفاوتش با put off چیه؟
نیلوفر جان، Procrastinate یعنی «اهمالکاری کردن» یا به تعویق انداختن کارها از روی تنبلی. اما Put off لزوماً بار منفی ندارد و ممکن است به دلیل تغییر برنامهریزی باشد.
میشه لطفاً بگید بعد از put off فعل به چه صورتی میاد؟ مثلاً put off to go درسته؟
نکته گرامری خیلی مهمی رو اشاره کردی امین. بعد از put off فعل حتماً باید با ing بیاد. مثلاً: I put off going to the gym. استفاده از to بعد از این فریزال ورب اشتباهه.
واقعاً عالی بود. من همیشه hold up رو با hold on اشتباه میگرفتم. ممنون که شفافسازی کردید.
خواهش میکنم زهرا جان. بله، Hold on یعنی «منتظر ماندن» (مثلاً پشت تلفن)، اما Hold up یعنی «ایجاد تاخیر کردن». خوشحالم که برات مفید بود.
یک معنی دیگه هم برای hold up شنیدم که مربوط به سرقت مسلحانه است! درسته؟
بله حامد عزیز! کاملاً درسته. Hold up به معنای دستبرد زدن به بانک یا جایی با اسلحه هم هست. در انگلیسی کلمات بر اساس متن (Context) معانی متفاوتی پیدا میکنند.
ممنون از سایت خوبتون. کاش برای تمام فریزال وربها مثل همین پست، مثالهای کاربردی بزنید.
آیا عبارت Don’t put it off until tomorrow به معنی ‘کار امروز به فردا مفکن’ هست؟
دقیقاً مهران جان! این معادل بسیار نزدیک و زیبایی برای آن ضربالمثل فارسی در زبان انگلیسی است.
من شنیدم که میگن Sorry to hold you up. این یعنی ببخشید که معطلت کردم؟
بله ساناز جان، کاملاً درسته. وقتی ناخواسته باعث میشید کسی دیرش بشه یا معطل بشه، این بهترین و طبیعیترین جمله برای عذرخواهیه.
تلفظ hold up وقتی سریع گفته میشه انگار کلمات به هم میچسبن. درسته؟
میشه از delay به جای هر دو استفاده کرد؟ یعنی هم جای put off و هم جای hold up؟
الهام عزیز، Delay معنای کلیتری دارد و میتواند جایگزین هر دو شود، اما استفاده از فریزال وربها (Put off/Hold up) در مکالمه، زبان شما را بسیار طبیعیتر (Native-like) نشان میدهد.
مطلب خیلی مفیدی بود. من توی محیط کارم خیلی به این دو تا نیاز داشتم. خسته نباشید.
لطفاً در مورد تفاوت call off و put off هم مطلب بذارید. خیلیا این دو تا رو چون شبیه هم هستن اشتباه میکنن.
پیشنهاد خیلی خوبی بود ترانه جان. حتماً! به زودی مطلبی درباره Call off (کنسل کردن) و تفاوتش با Put off (عقب انداختن) منتشر میکنیم.