- آیا میدانستید برخی فریزال وربها هم جداشدنی و هم جدانشدنی هستند؟
- چگونه میتوان تشخیص داد که تغییر در ساختار یک فریزال ورب، معنای آن را کاملاً عوض میکند؟
- پرکاربردترین فریزال ورب های دو حالته در زبان انگلیسی کدامند؟
- چطور میتوان با یادگیری این افعال، از اشتباهات رایج در مکالمه و نوشتار جلوگیری کرد؟
در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به صورت کامل و با ذکر مثالهای متعدد، به بررسی پدیدهی شگفتانگیز فریزال ورب های دو حالته میپردازیم. این افعال عبارتی، بسته به اینکه مفعول در میانه یا بعد از آنها قرار بگیرد، معانی کاملاً متفاوتی پیدا میکنند. تسلط بر این ساختارها نه تنها به درک عمیقتر شما از زبان انگلیسی کمک میکند، بلکه باعث میشود تا با دقت و ظرافت بیشتری صحبت کنید و بنویسید. بیایید با هم این دسته از افعال عبارتی جذاب را کشف کنیم.
فریزال ورب (Phrasal Verb) چیست؟ مروری کوتاه
قبل از پرداختن به بحث اصلی، یعنی فریزال ورب های دو حالته، بهتر است مروری کوتاه بر تعریف کلی فریزال وربها داشته باشیم. فریزال ورب یا فعل عبارتی، ترکیبی از یک فعل اصلی (مانند look, get, put) و یک یا دو حرف اضافه یا قید (مانند up, on, out, away) است. نکته کلیدی این است که معنای فعل عبارتی معمولاً کاملاً با معنای فعل اصلی آن متفاوت است. برای مثال، فعل “look” به معنای «نگاه کردن» است، اما “look after” به معنای «مراقبت کردن» است.
فریزال وربها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
- جداشدنی (Separable): مفعول میتواند بین فعل و حرف اضافه قرار بگیرد. (مثال: turn the light off)
- جدانشدنی (Inseparable): مفعول حتماً باید بعد از کل عبارت فعلی بیاید. (مثال: look after the baby)
اما دسته سومی هم وجود دارد که موضوع اصلی این مقاله است: افعالی که بسته به جداشدنی یا جدانشدنی بودن، معنای متفاوتی پیدا میکنند. اینها همان فریزال ورب های دو حالته هستند.
بررسی فریزال ورب های دو حالته با معانی متفاوت
در این بخش، به معرفی و تحلیل مهمترین و پرکاربردترین افعال این دسته میپردازیم. برای هر فعل، هر دو حالت و معنای متفاوت آنها را با مثالهای واضح بررسی خواهیم کرد.
1. Take on
این فعل عبارتی یکی از بهترین مثالها برای نشان دادن تفاوت معنایی در دو حالت جداشدنی و جدانشدنی است.
حالت جدانشدنی (Inseparable): Take on
در این حالت، “take on” به معنای «به عهده گرفتن مسئولیت یا استخدام کردن کسی» است. مفعول همیشه بعد از عبارت میآید.
- Our company decided to take on two new interns for the summer. (شرکت ما تصمیم گرفت دو کارآموز جدید برای تابستان استخدام کند.)
- I don’t think I can take on any more work right now. (فکر نمیکنم در حال حاضر بتوانم کار بیشتری به عهده بگیرم.)
حالت جداشدنی (Separable): Take (someone) on
وقتی این فعل جدا میشود، معنای آن به «رقابت کردن یا به چالش کشیدن کسی» تغییر میکند.
- The small team decided to take the champions on in the final match. (تیم کوچک تصمیم گرفت در مسابقه فینال، قهرمانان را به چالش بکشد.)
- Are you sure you want to take him on in a debate? He’s very experienced. (آیا مطمئنی که میخواهی او را در یک مناظره به چالش بکشی؟ او بسیار باتجربه است.)
2. Call off
این فعل نیز یکی دیگر از فریزال ورب های دو حالته است که دانستن تفاوت معنایی آن بسیار مهم است.
حالت جداشدنی (Separable): Call (something) off
در حالت جداشدنی، “call off” به معنای رایج «کنسل کردن یا لغو کردن یک رویداد» است.
- They had to call the meeting off due to the storm. (آنها مجبور شدند به خاطر طوفان جلسه را لغو کنند.)
- She called the wedding off at the last minute. (او در آخرین لحظه عروسی را کنسل کرد.)
حالت جدانشدنی (Inseparable): Call off
در حالت جدانشدنی، این عبارت معنای کاملاً متفاوتی دارد: «دستور توقف دادن به کسی یا حیوانی (معمولاً یک سگ) که در حال حمله است».
- He shouted at the owner to call off his dog. (او سر صاحب سگ فریاد زد که سگش را متوقف کند.)
- The commander had to call off the soldiers before they went too far. (فرمانده مجبور شد قبل از اینکه سربازان بیش از حد پیش بروند، به آنها دستور توقف بدهد.)
3. Put out
فعل عبارتی “put out” نمونهی بسیار خوبی برای درک اهمیت ساختار در تعیین معناست.
حالت جداشدنی (Separable): Put (something) out
این حالت دو معنای رایج دارد:
- خاموش کردن (آتش، سیگار، چراغ):
- The firefighters worked hard to put the fire out. (آتشنشانها سخت کار کردند تا آتش را خاموش کنند.)
- Please put your cigarette out before you enter the building. (لطفاً قبل از ورود به ساختمان سیگارتان را خاموش کنید.)
- منتشر کردن یا در دسترس عموم قرار دادن:
- The band will put their new album out next month. (گروه موسیقی ماه آینده آلبوم جدیدشان را منتشر خواهد کرد.)
حالت جدانشدنی (Inseparable): Put out
وقتی به صورت جدانشدنی استفاده میشود، معنای آن به «ناراحت شدن یا به زحمت افتادن» تغییر میکند. این کاربرد بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است و معمولاً در حالت سوالی یا منفی به کار میرود.
- He was very put out when he wasn’t invited to the party. (او وقتی به مهمانی دعوت نشد بسیار ناراحت شد.)
- I hope you weren’t put out by my late arrival. (امیدوارم از دیر رسیدن من به زحمت نیفتاده باشید.)
4. See through
این فعل عبارتی نیز بسته به ساختار، دو معنای کاملاً متفاوت دارد که یکی ملموس و دیگری استعاری است.
حالت جدانشدنی (Inseparable): See through
در حالت جدانشدنی، به معنای «به ماهیت واقعی کسی یا چیزی پی بردن (دست کسی را خواندن)» است. این معنا کاملاً استعاری است.
- I can see through his lies; he’s not telling the truth. (من میتوانم به دروغهای او پی ببرم؛ او حقیقت را نمیگوید.)
- She could easily see through their friendly act. (او به راحتی میتوانست به تظاهر دوستانهی آنها پی ببرد.)
حالت جداشدنی (Separable): See (something) through
در حالت جداشدنی، معنای آن «یک کار یا پروژه را تا انتها ادامه دادن و به سرانجام رساندن» است.
- Despite the difficulties, she was determined to see the project through. (علیرغم مشکلات، او مصمم بود که پروژه را به سرانجام برساند.)
- It’s a tough task, but we have to see it through. (این کار سختی است، اما ما باید آن را تا انتها ادامه دهیم.)
جدول مقایسه فریزال ورب های دو حالته
برای جمعبندی و درک بهتر، در جدول زیر تفاوت معنایی این افعال را به صورت خلاصه مشاهده میکنید.
| فریزال ورب | حالت جداشدنی (Separable) | حالت جدانشدنی (Inseparable) |
|---|---|---|
| Take on | رقابت کردن، به چالش کشیدن (Take someone on) | استخدام کردن، به عهده گرفتن (Take on something) |
| Call off | کنسل کردن (Call something off) | دستور توقف دادن به حمله (Call off a dog) |
| Put out | خاموش کردن، منتشر کردن (Put something out) | ناراحت شدن، به زحمت افتادن (To be put out) |
| See through | به اتمام رساندن (See something through) | پی بردن به نیت واقعی کسی (See through someone) |
چگونه این افعال را یاد بگیریم و به کار ببریم؟
یادگیری فریزال ورب های دو حالته نیازمند دقت و تمرین است. در اینجا چند راهکار عملی برای تسلط بر آنها ارائه میشود:
- توجه به ساختار جمله: همیشه به جایگاه مفعول در جمله دقت کنید. آیا بین فعل و حرف اضافه آمده است یا بعد از آن؟ این اولین سرنخ برای تشخیص معناست.
- یادگیری با مثال: هرگز این افعال را به صورت تنها حفظ نکنید. آنها را در قالب جملات کامل یاد بگیرید. سعی کنید برای هر معنا، یک یا دو جمله نمونه در دفترچه خود بنویسید.
- استفاده از دیکشنری معتبر: هنگام برخورد با یک فریزال ورب جدید، حتماً در یک دیکشنری معتبر (مانند Longman یا Oxford) آن را جستجو کنید. این دیکشنریها معمولاً ساختار جداشدنی (sb/sth) و جدانشدنی را به وضوح مشخص میکنند.
- تمرین و تکرار: سعی کنید با استفاده از این افعال، جملات جدید بسازید. میتوانید داستانهای کوتاه بنویسید یا در مکالمات خود از آنها استفاده کنید تا در ذهنتان تثبیت شوند.
نتیجهگیری
فریزال ورب های دو حالته یکی از جنبههای جذاب و در عین حال چالشبرانگیز زبان انگلیسی هستند. تسلط بر آنها نشاندهنده سطح پیشرفته و درک عمیق زبانآموز از ظرافتهای زبانی است. با شناخت تفاوتهای معنایی که به واسطه تغییر در ساختار این افعال ایجاد میشود، میتوانید از سوءتفاهمهای احتمالی جلوگیری کرده و منظور خود را با دقت بسیار بالاتری منتقل کنید. افعالی مانند take on، call off، put out و see through تنها چند نمونه از این دسته هستند. با تمرین مستمر و توجه به مثالها، شما نیز میتوانید به راحتی بر این ساختارهای مهم مسلط شوید و انگلیسی خود را به سطح بالاتری ارتقا دهید.




خیلی ممنون بابت این مقاله کاربردی. من همیشه با فعل pick up مشکل داشتم. آیا فرقی میکنه بگیم I picked up the book یا I picked the book up؟ هر دو به یک معنی هستن؟
سلام سارا جان، بله در این حالت هر دو درست هستند و تفاوت معنایی ندارند. اما یادت باشه اگه به جای کتاب از ضمیر (it) استفاده کنی، حتماً باید وسط بیاد: I picked it up.
مثال Go over خیلی جالب بود. من این رو توی سریال Friends شنیده بودم ولی اونجا به معنی ‘بررسی کردن’ بود. اینجا متوجه شدم که بسته به ساختار میتونه تغییر کنه.
دقیقاً رضا عزیز! افعال عبارتی در فیلمها و سریالها به وفور استفاده میشن. تسلط بر تفاوت معنایی اونها در حالت جداشدنی و جدانشدنی، درک شنیداریت رو خیلی قوی میکنه.
آیا فریزال ورب Look up هم جزو این دسته هست؟ مثلاً وقتی دنبال کلمه در دیکشنری میگردیم جداشدنیه؟
بله مریم جان، وقتی به معنی جستجوی اطلاعات در منبع باشه جداشدنیه (Look it up)، اما اگه به معنای فیزیکیِ ‘به بالا نگاه کردن’ باشه، معمولاً به صورت ساده و جدانشدنی به کار میره.
کاش برای Break down هم مثال میزدید. چون این فعل هم خیلی معانی متفاوتی داره و شنیدم که در بعضی حالات مفعول نمیگیره.
نکته هوشمندانهای بود امیرحسین! فعل Break down وقتی به معنی خراب شدن ماشینه، یک فعل ‘ناگذر’ هست و اصلاً مفعول نمیگیره که بخواد جدا بشه. اما وقتی به معنی ‘تجزیه کردن’ باشه، قضایا متفاوت میشه.
آیا قانونی کلی وجود داره که بشه تشخیص داد کدوم فعل جدا شدنیه؟ یا فقط باید به صورت مورد به مورد حفظشون کنیم؟
متأسفانه قانون ۱۰۰ درصدی وجود نداره نیلوفر عزیز. بهترین راه اینه که موقع یادگیری هر فعل جدید، ساختارهای مجاز اون رو هم در دیکشنری چک کنی و در قالب جمله یاد بگیری.
من شنیدم که افعال سه قسمتی (مثل Look forward to) همیشه جدانشدنی هستن. آیا استثنایی هم برای این قاعده وجود داره؟
سلام حسن آقا، بله حرف شما کاملاً درسته. افعال عبارتی سه قسمتی (Verb + Particle + Preposition) همیشه جدانشدنی هستند و مفعول همیشه بعد از کل عبارت میاد.
مقاله عالی بود. واقعاً یادگیری Phrasal Verbs یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای آزمون آیلتسه، مخصوصاً در بخش رایتینگ.
ممنون زهرا جان. یادت باشه استفاده درست از این افعال در رایتینگ آیلتس نمره Lexical Resource شما رو بالا میبره، به شرطی که در جای درست و با رعایت رسمی یا غیررسمی بودن استفاده بشن.
آیا فعل Take off برای ‘درآوردن لباس’ هم جدا شدنیه؟ مثلاً میشه گفت Take your coat off؟
بله فرهاد عزیز، کاملاً درسته. در این معنی جداشدنیه. اما همین فعل وقتی برای ‘بلند شدن هواپیما’ به کار میره، کلاً مفعول نمیگیره و ناگذره.
یه سوال، اگه مفعول ما خیلی طولانی باشه (مثلاً یک عبارت چند کلمهای)، باز هم پیشنهاد میشه که اون رو بین فعل و حرف اضافه قرار بدیم؟
سوال بسیار تخصصی و خوبی بود! اگر مفعول طولانی باشه، برای حفظ روانی جمله بهتره که فعل رو جدا نکنیم و مفعول رو در انتها بیاریم تا از پیچیدگی جمله کم بشه.
واقعاً خسته نباشید. این تفاوتهای ظریف در ساختار، همون چیزیه که سطح زبانی یک نفر رو از مبتدی به پیشرفته متمایز میکنه.
در مورد Put out هم میتونید توضیح بدید؟ من شنیدم هم برای خاموش کردن آتش به کار میره و هم برای بیرون گذاشتن چیزی.
بله مهسا جان، در هر دو معنی جداشدنیه. مثلاً Put the fire out یا Put the trash out. اما جالبه بدونی در حالتهای غیررسمی معانی دیگهای هم داره که باید مراقب کاربردشون بود!
من همیشه فکر میکردم Phrasal verb ها فقط در مکالمات غیررسمی کاربرد دارن و در نامههای رسمی نباید استفاده بشن. درسته؟
این یک باور رایجه اما کاملاً درست نیست. بعضی افعال مثل Carry out یا Set up در متون علمی و اداری هم استفاده میشن، هرچند افعال تککلمهای معادل اونها (مثل Execute یا Establish) رسمیتر هستن.
لطفاً در مورد تکیه یا همان Stress در این افعال هم مطلب بذارید. شنیدم وقتی جدا میشن استرس جمله تغییر میکنه.
توی یوتیوب یک ویدئو دیدم که میگفت بعضی افعال مثل ‘Pick up’ اگر جدا بشن معنای کاملاً متفاوتی میدن نسبت به حالتی که متصل باشن. این مقاله تایید کرد حرفشون رو.
دقیقاً سامان عزیز، هدف این مقاله هم همین بود که نشون بده جایگاه مفعول صرفاً یک انتخاب سلیقهای نیست و گاهی اوقات برای انتقال معنای درست، حیاتیه.
ممنون از سایت خوبتون. برای من که دارم برای کنکور ارشد زبان آماده میشم، این نکات گرامری خیلی کمک کننده است.
آیا Bring up هم شامل این قاعده میشه؟ وقتی به معنی ‘بزرگ کردن فرزند’ یا ‘مطرح کردن یک موضوع’ هست.
بله امید جان، در هر دو معنی جداشدنیه. مثلاً She brought her children up یا He brought the issue up in the meeting.
کاش برای هر کدوم از این مثالها یک فایل صوتی هم میگذاشتید تا تلفظ و ریتم جملات رو بهتر یاد بگیریم.
من همیشه Phrasal verb ها رو با Prepositional verbs اشتباه میگیرم. آیا راهی هست که راحت تشخیصشون بدیم؟
پیمان عزیز، یک راه ساده اینه که افعال حرف اضافهای (مثل Believe in یا Listen to) هیچوقت جدا نمیشن، اما بسیاری از فریزال وربها قابلیت جدا شدن دارن.
برای یادگیری و به خاطر سپردن این حجم از افعال عبارتی، اپلیکیشن یا متد خاصی رو پیشنهاد میدید؟
بسیار عالی و جامع بود. به نظرم دنیای Phrasal Verbs تمومی نداره و هر چقدر هم بخونیم باز نکته جدیدی هست.
ممنون از همراهی شما علی عزیز. حق با شماست، زبان انگلیسی یک موجود زنده و در حال تغییره، اما یادگیری این اصول پایه، مسیر رو برات هموارتر میکنه.