- آیا تا به حال در مکالمات انگلیسی، در مورد چگونگی پایان دادن به یک تماس تلفنی دچار سردرگمی شدهاید؟
- آیا بین افعالی مانند “cut the call” و “hang up” تفاوت قائل هستید و از کاربرد صحیح آن اطمینان ندارید؟
- آیا میدانید “hang up” علاوه بر قطع کردن تلفن، معانی و کاربردهای دیگری هم دارد؟
- آیا نگرانید که استفاده نادرست از این عبارت، شما را بیادب یا غیرحرفهای نشان دهد؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این سوالات مثبت است، نگران نباشید! در این راهنمای جامع، ما معنی hang up را به سادهترین شکل ممکن بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده از آن اشتباه نکنید. هدف ما این است که شما با اطمینان کامل، این عبارت پرکاربرد را در مکالمات روزمره و حتی موقعیتهای رسمی به کار ببرید.
| کاربرد اصلی | توضیح | مثال (فارسی) | مثال (انگلیسی) |
|---|---|---|---|
| قطع مکالمه تلفنی | پایان دادن به تماس (چه به صورت عمدی و چه تصادفی) | او ناگهان تلفن را قطع کرد. | She suddenly hung up. |
| آویزان کردن اشیا | قرار دادن چیزی روی قلاب، چوبلباسی یا جایی برای آویزان شدن | لطفاً ژاکت خود را آویزان کن. | Please hang up your jacket. |
| معلق نگه داشتن/به تعویق انداختن (مجازی) | نگه داشتن چیزی در حالت عدم قطعیت یا به تاخیر انداختن تصمیمگیری | او تصمیمش را معلق نگه داشت. | He hung up his decision. |
| دل مشغول بودن/گیر کردن به چیزی | بیش از حد نگران چیزی بودن یا درگیر مسئلهای شدن (معمولاً با “on/about”) | او هنوز درگیر شکست گذشتهاش است. | He’s still hung up on his past failure. |
ریشهیابی و مفهوم کلی “Hang Up”
“Hang up” یک فعل عبارتی (phrasal verb) است که از دو بخش “hang” (آویزان کردن) و “up” (بالا/تمام کردن) تشکیل شده است. در ابتدا، این عبارت به معنای واقعی کلمه “آویزان کردن چیزی به بالا” بود. تصور کنید تلفنهای قدیمی که گیرنده آنها (handset) را روی یک قلاب آویزان میکردند تا تماس قطع شود. از همین تصویر، معنی اصلی hang up در مکالمات تلفنی سرچشمه گرفته است.
همانند بسیاری از افعال عبارتی، “hang up” نیز با گذشت زمان معناهای مختلف و گاه مجازی پیدا کرده است که درک همه آنها برای تسلط بر زبان انگلیسی ضروری است. نگران نباشید اگر در ابتدا کمی پیچیده به نظر میرسد؛ بسیاری از زبانآموزان با افعال عبارتی چالش دارند، اما با تمرین و مثالهای فراوان، به راحتی به آنها مسلط خواهید شد.
کاربرد اصلی: قطع کردن مکالمه تلفنی
شاید رایجترین و شناختهشدهترین معنی hang up، به معنای “قطع کردن مکالمه تلفنی” باشد. این میتواند به دلایل مختلفی اتفاق بیفتد: پایان یک مکالمه، عصبانیت، اشتباه در شمارهگیری، یا حتی مشکلات فنی.
فرمول استفاده در مکالمه تلفنی
Subject + hang up
(برای فاعل فاعل خود تماس را قطع میکند)
Subject + hang + Object + up
(برای مفعول: فاعل گوشی/تلفن را قطع میکند)
نکات مهم در مورد “قطع کردن تلفن”:
- این عبارت هم برای قطع کردن تلفن توسط خودتان و هم برای قطع شدن تلفن توسط طرف مقابل استفاده میشود.
- میتواند نشانهای از بیادبی باشد، اگر ناگهانی و بدون خداحافظی انجام شود.
- گزینههای مودبانهتر برای پایان دادن به تماس شامل “end the call” یا “say goodbye and disconnect” است.
مثالهای کاربردی:
- ✅ او وقتی فهمید من چه کسی هستم، تلفن را قطع کرد.
She hung up when she realized who I was. - ❌ او تلفن را برید! (اشتباه رایج فارسیزبانان: “cut the phone”)
Shecut the phone! (غلط) - ✅ من به محض اینکه اسمش را شنیدم، روی او تلفن را قطع کردم.
I hung up on him as soon as I heard his name. - ✅ او ناخواسته تماس را قطع کرد.
He accidentally hung up. - ✅ آیا شما تماس را قطع کردید؟
Did you hang up? - ❌ تلفن را قطع کن! (دستور)
Cut the phone!(غلط)
✅ Hang up the phone! (درست)
سایر کاربردهای “Hang Up”
1. آویزان کردن لباس یا اشیا
این کاربرد به معنای فیزیکی “آویزان کردن” چیزی است، معمولاً روی چوبلباسی، قلاب یا یک رشته.
فرمول:
Subject + hang + Object + up
یا
Subject + hang up + Object
مثالها:
- ✅ لطفاً کتت را بعد از ورود آویزان کن.
Please hang up your coat when you come in. - ✅ او تابلو را روی دیوار آویزان کرد.
She hung up the painting on the wall. - ❌ او عکس را بالا نگه داشت. (اشتباه رایج)
Heheld up the picture. (غلط در این مفهوم) - ✅ میتوانید این پوستر را برای من آویزان کنید؟
Can you help me hang up this poster?
2. معلق نگه داشتن یا به تعویق انداختن (مجازی)
گاهی اوقات “hang up” به معنای “معلق نگه داشتن” یک تصمیم، طرح یا وضعیت در حالت بلاتکلیفی است. این کاربرد بیشتر در زبان رسمیتر یا نگارشی دیده میشود.
فرمول:
Subject + hang up + Object
(معمولاً مفعول یک مفهوم انتزاعی است)
مثالها:
- ✅ این مشکلات میتوانند پیشرفت پروژه را معلق نگه دارند.
These issues could hang up the project’s progress. - ✅ آنها مجبور شدند مذاکرات را معلق کنند.
They had to hang up the negotiations.
3. دل مشغول بودن یا گیر کردن به چیزی (Idiomatic: “Get Hung Up On/About”)
این یک اصطلاح رایج است و معمولاً به صورت “get hung up on” یا “get hung up about” استفاده میشود. به معنای “بیش از حد نگران چیزی بودن”، “به چیزی گیر کردن”، “دل مشغول بودن” یا “نتوانستن چیزی را فراموش کرد” است.
فرمول:
Subject + get hung up on/about + Noun/Gerund
مثالها:
- ✅ او همیشه درگیر اشتباهات گذشتهاش است.
He always gets hung up on his past mistakes. - ❌ او بیش از حد به آن فکر میکند.
Hethinks too much about it. (درست، اما اصطلاح “get hung up” قویتر است) - ✅ سعی کن زیاد در مورد جزئیات کوچک گیر نکنی.
Try not to get hung up about the small details. - ✅ او درگیر این ایده شد که همه از او متنفرند.
She got hung up on the idea that everyone hated her.
این نوع کاربرد از نظر زبانشناسی بسیار جالب است، زیرا نشان میدهد چگونه یک فعل عبارتی میتواند از معنی فیزیکی به معنای کاملاً انتزاعی و احساسی تغییر کند. درک این تغییرات، عمق زبان شما را افزایش میدهد.
تفاوتهای ظریف و نکات مهم
رسمی در مقابل غیررسمی
“Hang up” برای “قطع کردن تلفن” هم در موقعیتهای رسمی و هم غیررسمی قابل استفاده است، اما لحن آن میتواند کمی تفاوت ایجاد کند. در مکالمات غیررسمی کاملاً طبیعی است، اما در مکالمات تجاری بسیار رسمی ممکن است ترجیح داده شود از عباراتی مانند “end the call” یا “terminate the call” استفاده شود تا لحن حرفهایتری داشته باشد، به خصوص اگر شما قرار است تماس را قطع کنید.
- غیررسمی: “I’ve got to hang up now, my bus is here.” (باید قطع کنم، اتوبوسم رسید.)
- رسمی/حرفهای: “I’m afraid I need to end the call now. Thank you for your time.” (متاسفم، باید مکالمه را به پایان برسانم. از وقت شما متشکرم.)
“Hang up” در مقابل “Put down the phone”
در حالی که “hang up” به معنای کلی قطع کردن تماس است، “put down the phone” بیشتر به عمل فیزیکی “گذاشتن گوشی تلفن” اشاره دارد. در گذشته که گوشیها سنگین بودند و واقعاً روی یک دستگاه پایه قرار میگرفتند، این عبارت رایج بود. امروزه، “hang up” برای قطع تماس (چه با گوشی لمسی و چه دکمهای) بسیار رایجتر و طبیعیتر است.
- ✅ After the conversation, she hung up. (بعد از مکالمه، او تماس را قطع کرد.)
- ✅ He put down the phone gently. (او گوشی را به آرامی پایین گذاشت.) (این بیشتر به عمل فیزیکی اشاره دارد تا قطع کردن تماس)
تفاوتهای آمریکایی و بریتانیایی
در مورد معنی hang up برای “قطع کردن تلفن” یا “آویزان کردن اشیا”، تفاوت معناداری بین انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی وجود ندارد و هر دو کاربرد در هر دو لهجه کاملاً رایج است. با این حال، در برخی اصطلاحات فرعی ممکن است تفاوتهای جزئی وجود داشته باشد، اما برای کاربردهای اصلی جای نگرانی نیست.
افسانهها و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
به عنوان یک زبانآموز، طبیعی است که با عبارات جدید گیج شوید. در اینجا به برخی از اشتباهات و باورهای غلط رایج درباره “hang up” میپردازیم:
- استفاده از “Cut the phone/call”:
❌ “I
cut the phone.”✅ “I hung up (the phone/call).”
این شاید رایجترین اشتباه در میان فارسیزبانان باشد. ترجمه تحتاللفظی “قطع کردن تلفن” به “cut the phone” کاملاً غلط است و بومیزبانان را گیج میکند. “Hang up” عبارت صحیح برای پایان دادن به تماس تلفنی است.
- فکر کردن به اینکه “Hang up” همیشه بیادبانه است:
بسیاری تصور میکنند “hang up” همیشه به معنای قطع کردن بیادبانه تلفن است. در حالی که میتواند اینطور باشد، اما تنها در صورتی که بدون خداحافظی یا دلیل موجه انجام شود. اگر مکالمه به پایان رسیده باشد و شما با گفتن “Goodbye” یا “Talk to you later” تماس را قطع کنید، کاملاً طبیعی و مودبانه است.
- محدود کردن “Hang up” فقط به مکالمات تلفنی:
همانطور که دیدیم، “hang up” کاربردهای دیگری مانند “آویزان کردن لباس” یا “دل مشغول بودن به چیزی” نیز دارد. محدود کردن ذهن به یک معنی خاص، درک شما از زبان را کاهش میدهد.
- اشتباه گرفتن با “Hold on”:
“Hold on” به معنای “منتظر ماندن” است، نه قطع کردن تلفن. این دو کاملاً متضاد هستند.
❌ “Can you
hang ona minute?” (اگر منظور انتظار باشد)✅ “Can you hold on a minute?” (میتوانی یک دقیقه صبر کنی؟)
سوالات متداول (Common FAQ)
آیا “hang up” فقط برای تلفنهای قدیمی استفاده میشود؟
خیر. اگرچه ریشه آن به تلفنهای قدیمی برمیگردد، اما امروزه “hang up” به طور گستردهای برای پایان دادن به هر نوع مکالمه تلفنی، از جمله با گوشیهای هوشمند، استفاده میشود.
آیا میتوانم “hang up” را برای تماسهای ویدیویی هم استفاده کنم؟
برای تماسهای ویدیویی (مثل اسکایپ یا زوم)، رایجتر است که از “end the call” یا “disconnect” استفاده شود، اما “hang up” نیز در برخی موارد قابل فهم است، هرچند کمتر رایج است.
تفاوت “hang up” و “ring off” چیست؟
“Hang up” به معنای قطع کردن تماس توسط یکی از طرفین است. “Ring off” بیشتر در انگلیسی بریتانیایی استفاده میشود و به معنای قطع کردن تماس از سوی فردی است که تماس گرفته بود (یعنی تماس گیرنده). همچنین میتواند به معنای اتمام ساعت کاری و توقف پاسخگویی به تلفنها باشد.
- “I had to hang up because my battery died.” (مجبور شدم قطع کنم چون شارژ باتریام تمام شد.)
- “The office usually rings off at 5 PM.” (دفتر معمولاً ساعت ۵ بعدازظهر تماسها را قطع میکند.)
آیا “hang up” میتواند معنای مثبت داشته باشد؟
بله، در معنای “آویزان کردن” (مثل آویزان کردن لباس یا تزیینات)، کاملاً مثبت و معمولی است. در معنای “دل مشغول بودن” (get hung up on)، بسته به زمینه میتواند هم منفی (وسواس) و هم گاهی خنثی باشد.
نتیجهگیری
تبریک میگوییم! اکنون با معنی hang up و تمام پیچیدگیهای آن آشنا شدهاید. از قطع کردن تماس تلفنی گرفته تا آویزان کردن لباس و حتی مفهوم مجازی دل مشغول بودن به چیزی، این فعل عبارتی کاربردهای متنوعی دارد که درک آنها به شما کمک میکند تا با اطمینان و دقت بیشتری به زبان انگلیسی صحبت کنید. به یاد داشته باشید که افعال عبارتی ممکن است در ابتدا چالشبرانگیز به نظر برسند، اما با تکرار و استفاده فعال در مکالمات، به زودی به بخشی طبیعی از واژگان شما تبدیل خواهند شد. نگران اشتباه کردن نباشید؛ هر اشتباه گامی به سوی تسلط بیشتر است. با تمرین و استفاده از مثالهای ارائه شده، به زودی مانند یک بومیزبان از “hang up” استفاده خواهید کرد!




من همیشه فکر میکردم برای قطع کردن تلفن باید از عبارت cut the phone استفاده کنم. این مطلب خیلی به دردم خورد، چون نمیدونستم hang up فعل دقیقتریه.
دقیقاً سارا جان! عبارت cut the call یا cut the phone معمولاً زمانی استفاده میشه که تماس به صورت ناگهانی یا به دلیل اختلال مخابراتی قطع بشه، اما hang up فعل استانداردیه که خود شخص تماس رو پایان میده.
توی فیلمها زیاد شنیدم که میگن Don’t hang up on me. این حرف اضافه on اینجا چه نقشی داره؟
سوال خیلی خوبیه امیررضا! وقتی میگیم hang up on someone یعنی در حالی که طرف مقابل هنوز داره حرف میزنه، تلفن رو روش قطع کنیم که حرکت بیادبانهای محسوب میشه. حرف اضافه on اینجا روی شخص متمرکز میشه.
ببخشید یه سوال، برای تماسهای تصویری مثل واتساپ یا زوم هم میشه از hang up استفاده کرد یا اونجا کلمه دیگهای داره؟
بله نیلوفر عزیز، هنوز هم در مکالمات روزمره برای تماسهای واتساپ یا فیستایم از hang up استفاده میشه، هرچند عبارتهایی مثل end the call یا leave the meeting (برای زوم و گوگلمیت) هم رایج هستند.
آیا کلمه hang up با hang out فرقی داره؟ من گاهی این دوتا رو با هم قاطی میکنم.
بله مهدی جان، تفاوت زیادی دارن! Hang up یعنی قطع کردن تلفن یا آویزان کردن لباس، اما Hang out یعنی وقت گذراندن با دوستان و بیرون رفتن برای تفریح.
چقدر جالب بود که معنیش به آویزان کردن لباس هم برمیگرده. فکر کنم چون قدیما گوشیهای تلفن رو واقعاً آویزون میکردن روی دستگاه، درسته؟
دقیقاً مریم عزیز! ریشه این عبارت برمیگرده به تلفنهای قدیمی که گوشی (Receiver) روی یک قلاب فلزی در کنار دستگاه آویزان میشد تا تماس قطع بشه. زبان انگلیسی پر از این اصطلاحات نوستالژیکه.
گذشته فعل hang up چی میشه؟ آیا باید بگیم hanged up یا hung up؟
نکته ظریفی بود رضا جان. گذشته این فعل hung up هست. کلمه hanged فقط زمانی استفاده میشه که بحث اعدام کردن با طناب دار در میان باشه!
من یه جا شنیدم که به کسی که خیلی درگیر یه موضوع فکریه میگن طرف hang-up داره. این هم به همین ربط داره؟
بله الهام جان، hang-up (به صورت اسم) به معنی گره ذهنی، وسواس فکری یا محدودیتهای روانی هست که مانع رفتار طبیعی آدم میشه. مثلاً: He has some hang-ups about his height.
ممنون از مقاله خوبتون. میشه چند تا جمله جایگزین و مودبانه برای وقتی که میخوایم تلفن رو قطع کنیم بگید؟ که یهو hang up نکنیم و بیادبی نشه.
حتماً فرهاد عزیز. میتونی از این جملات استفاده کنی: .I’ve got to run / It was great talking to you / I’ll let you go now. اینها خیلی محترمانهتر از قطع کردن ناگهانی هستن.
توی محیطهای اداری هم میشه از این کلمه استفاده کرد یا زیادی عامیانهست؟
در محیطهای اداری کاملاً پذیرفته شدهست هانیه جان، اما اگر میخوای خیلی رسمیتر صحبت کنی میتونی از عبارت end the conversation یا conclude the call استفاده کنی.
فرق hang up با put down the phone چیه؟
هر دو به معنی پایان دادن به تماس هستن، اما hang up رایجتر و تخصصیتر برای تلفنه. Put down بیشتر به معنی فیزیکیِ زمین گذاشتن گوشی اشاره داره.
واقعاً عالی بود. من همیشه فکر میکردم hang فقط برای آویزون کردن تابلو و لباسه. ممنون از توضیحات کاملتون.
یه اصطلاح ورزشی هم داریم hang up your boots که یعنی بازنشسته شدن. درسته؟
بسیار عالی جواد جان! بله، این یک اصطلاح فوتبالی و ورزشیه که یعنی کفشها رو آویزان کردن و کنایه از خداحافظی از دنیای حرفهای ورزشه.
تلفظ دقیق hang up چطوره؟ انگار اون g آخر تلفظ نمیشه وقتی به up وصل میشه.
دقیقاً سپیده جان، در حالت متصل (Connected Speech)، صدای g خیلی نرم شنیده میشه و کلمه به صورت /hæŋ ʌp/ تلفظ میشه که انگار n و u به هم چسبیدن.
دمتون گرم. از وقتی سایت شما رو دنبال میکنم دایره لغاتم خیلی بهتر شده. مثالهای کاربردیش عالیه.
برای قطع شدن ناگهانی تلفن به خاطر آنتن دهی بد چی باید بگیم؟
در اون صورت بهتره از مجهول استفاده کنی: We got cut off یا My call dropped. اینجوری معلوم میشه که خودت عمداً hang up نکردی.
Don’t hang up yet! من هنوز یه سوال دارم 🙂 برای قطع کردن آلارم ساعت هم میشه از این استفاده کرد؟
هاها، نه کیوان جان! برای آلارم یا رادیو و تلویزیون از turn off یا stop استفاده میکنیم. Hang up فقط مختص تلفن و اشیاء آویزان کردنیه.
مثال Please hang up your jacket خیلی کاربردی بود. توی هتلها یا رستورانها هم زیاد این رو روی تابلوها میبینیم.
آیا کلمه hang up جدا نوشته میشه یا سر هم؟
به عنوان فعل همیشه جدا نوشته میشه (hang up)، اما وقتی به عنوان اسم (به معنی گره ذهنی) به کار میره، یا با خط تیره (hang-up) یا سر هم نوشته میشه.
کاش برای اصطلاحات مشابه مثل hold on و pick up هم مقاله بذارید.
حتماً سمانه عزیز، پیشنهاد خوبیه! به زودی یک راهنمای جامع برای تمامی افعال عبارتی (Phrasal Verbs) مربوط به مکالمات تلفنی منتشر میکنیم.
من توی یک پادکست شنیدم که گفت hang it up و منظورش پایان دادن به یک پروژه بود. این هم درسته؟
بله امید جان، hang it up یک اصطلاح غیررسمی به معنی دست کشیدن از کاری یا رها کردن یک فعالیت به طور دائمی هست.