- آیا تا به حال در یک مکالمه انگلیسی گیر کردهاید چون نمیدانستید چطور بگویید «میخواهم از شر این وسیله خلاص شوم»؟
- آیا نگران هستید که در استفاده از معنی get rid of دچار اشتباه گرامری شوید و حرفتان غیرطبیعی به نظر برسد؟
- آیا تفاوت ظریف میان «دور ریختن»، «فروختن» و «خلاص شدن» را در زبان انگلیسی میدانید؟
- آیا به دنبال راهی هستید که مثل یک بومیزبان (Native) از اصطلاحات کاربردی برای پاکسازی محیط یا تغییر عادتها استفاده کنید؟
در این راهنمای جامع، ما معنی get rid of را به سادهترین شکل ممکن کالبدشکافی میکنیم. از ریشههای زبانی و ساختار گرامری گرفته تا کاربردهای روزمره در محیط کار و زندگی شخصی، همه چیز را طوری آموزش میدهیم که دیگر هرگز در استفاده از این اصطلاح دچار تردید نشوید.
| ویژگی اصطلاح | توضیحات کلیدی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| معنی اصلی | خلاص شدن، دور ریختن، رها شدن از چیزی یا کسی | I need to get rid of this old desk. |
| ساختار گرامری | Subject + Get rid of + Something/Someone | She got rid of her bad habits. |
| سطح رسمیت | غیررسمی تا نیمهرسمی (مناسب برای مکالمات روزمره) | Let’s get rid of these unnecessary files. |
ریشهشناسی و مفهوم عمیق معنی get rid of
از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، اصطلاح get rid of یکی از پرکاربردترین عبارات در زبان انگلیسی است که در دسته “Phrasal Verbs” یا افعال عبارتی (به نوعی) قرار میگیرد. کلمه rid در واقع از ریشههای اسکاندیناوی قدیم گرفته شده و به معنای «پاکسازی» یا «تمیز کردن فضا» است.
وقتی از این اصطلاح استفاده میکنید، تمرکز شما فقط بر روی «نداشتن» یک شیء نیست، بلکه بر روی «احساس راحتی» پس از حذف آن است. این همان چیزی است که روانشناسان آموزشی به آن «تخلیه بار ذهنی» میگویند. وقتی میگویید میخواهید از شر چیزی خلاص شوید، در واقع باری را از دوش خود برمیدارید.
ساختار گرامری: چطور بدون اشتباه جمله بسازیم؟
بسیاری از زبانآموزان در استفاده از حرف اضافه این اصطلاح دچار مشکل میشوند. به یاد داشته باشید که of بخش جداییناپذیر این عبارت است. فرمول کلی به صورت زیر است:
Subject + Get rid of + Object (Noun / Gerund)
- حالت حال ساده: I get rid of junk email every day. (من هر روز ایمیلهای مزاحم را پاک میکنم.)
- حالت گذشته: He got rid of his old car last week. (او هفته گذشته از شر ماشین قدیمیاش خلاص شد.)
- حالت استمراری: We are getting rid of some old furniture. (ما در حال دور ریختن مقداری مبلمان قدیمی هستیم.)
نکته طلایی برای یادگیری بهتر:
اگر یادگیری این ساختار در ابتدا برایتان دشوار است، نگران نباشید. بسیاری از زبانآموزان حرف اضافه of را فراموش میکنند. برای تمرین، تصور کنید که get rid of یک کلمه واحد است که به معنای «حذف کردن» عمل میکند.
کاربردهای متنوع معنی get rid of در زندگی روزمره
معنی get rid of فراتر از صرفاً دور ریختن زباله است. بیایید این کاربردها را در دستهبندیهای مختلف بررسی کنیم:
۱. خلاص شدن از اشیاء فیزیکی (Objects)
این رایجترین کاربرد است. زمانی که وسیلهای اضافی است یا دیگر کار نمیکند.
- ✅ Correct: You should get rid of those old magazines.
- (باید از شر آن مجلات قدیمی خلاص شوی.)
۲. رها شدن از عادتها یا احساسات (Habits & Feelings)
در اینجا اصطلاح جنبه انتزاعی پیدا میکند که برای تقویت مهارت اسپیکینگ در آزمونهایی مثل آیلتس بسیار مفید است.
- I’m trying to get rid of my nervousness before the interview.
- (دارم سعی میکنم قبل از مصاحبه از شر استرسم خلاص شوم.)
۳. اخراج کردن یا دور کردن افراد (People)
دقت کنید! استفاده از این اصطلاح برای انسانها میتواند بسیار غیرمحترمانه یا تند باشد. به عنوان یک متخصص زبان، توصیه میکنم در محیطهای رسمی از آن برای اشخاص استفاده نکنید، مگر اینکه قصد داشته باشید ناراحتی خود را نشان دهید.
- The boss got rid of two employees yesterday.
- (رئیس دیروز دو نفر از کارمندان را اخراج کرد/دک کرد.)
تفاوتهای لهجهای: آمریکایی در مقابل بریتانیایی
اگرچه معنی get rid of در هر دو لهجه کاملاً یکسان است، اما در جزئیات تفاوتهایی وجود دارد:
- در انگلیسی آمریکایی (US): تمایل بیشتری به استفاده از get rid of برای مسائل تجاری و فروش اشیاء دست دوم وجود دارد.
- در انگلیسی بریتانیایی (UK): بریتانیاییها ممکن است در موقعیتهای بسیار دوستانه به جای آن از کلماتی مثل bin (به معنی انداختن در سطل زباله) یا chuck out استفاده کنند. اما get rid of همچنان انتخاب ایمنتر و جهانیتری است.
لیست مترادفها و کلمات مشابه (LSI Keywords)
برای اینکه دانش زبانی خود را غنیتر کنید، بهتر است با جایگزینهای معنی get rid of آشنا شوید:
| کلمه مترادف | کاربرد | مثال |
|---|---|---|
| Discard | رسمیتر – دور ریختن | Please discard any outdated documents. |
| Eliminate | بسیار رسمی – حذف کردن کامل | We must eliminate the risk of error. |
| Dispose of | رسمی و فنی – دفع زباله | How do we dispose of chemical waste? |
| Throw away | دوستانه – دور ریختن عادی | Don’t throw away that box; I need it. |
اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان به دلیل تداخل زبان مادری (فارسی) با انگلیسی، در استفاده از این اصطلاح دچار خطا میشوند. بیایید این اشتباهات را بررسی کنیم:
۱. حذف حرف اضافه of
بسیاری میگویند: I want to get rid this chair. این جمله از نظر گرامری کاملاً غلط است. همیشه باید بگویید get rid of.
۲. استفاده از From به جای Of
در فارسی میگوییم «خلاص شدن از». به همین دلیل زبانآموز تمایل دارد بگوید get rid from. به یاد داشته باشید که در انگلیسی، ساختار ثابت است و فقط با of همراه میشود.
- ❌ Incorrect: I want to get rid from my headache.
- ✅ Correct: I want to get rid of my headache.
۳. تصور اینکه همیشه معنای منفی دارد
برخی فکر میکنند get rid of همیشه بار منفی دارد. اما در واقع، خلاص شدن از شر بدهیها، استرس یا وسایل اضافی، یک اتفاق مثبت و رهاییبخش است.
سوالات متداول (FAQ)
آیا get rid of یک اصطلاح بیادبانه است؟
اگر برای اشیاء، عادتها یا مشکلات به کار رود، خیر. اما اگر درباره یک شخص صحبت میکنید (مثلاً: I want to get rid of my roommate)، میتواند بسیار تند و بیادبانه باشد.
گذشته فعل get rid of چیست؟
از آنجایی که فعل اصلی در این عبارت get است، زمان گذشته آن got rid of و شکل سوم آن (P.P) در انگلیسی آمریکایی gotten rid of و در انگلیسی بریتانیایی got rid of است.
آیا میتوانیم بگوییم be rid of؟
بله! ساختار be rid of نیز وجود دارد و به معنای «خلاص بودن از دست چیزی» است. تفاوت در اینجاست که get rid of بر روی «عملِ حذف کردن» تمرکز دارد، اما be rid of بر روی «وضعیتِ رهایی».
- I am finally rid of that debt. (من بالاخره از دست آن بدهی خلاص هستم.)
نتیجهگیری و گام بعدی شما
درک عمیق معنی get rid of فراتر از یک ترجمه ساده کلمه به کلمه است. این اصطلاح به شما کمک میکند تا در مورد پاکسازی زندگی، تغییر عادتها و مدیریت محیط اطراف خود به درستی صحبت کنید. ما یاد گرفتیم که استفاده از حرف اضافه of حیاتی است و نباید آن را با حرف اضافههای فارسی اشتباه بگیریم.
حالا نوبت شماست! برای اینکه این مطلب در ذهن شما تثبیت شود، همین حالا یک جمله در ذهن خود بسازید. فکر کنید چه چیزی در اتاق یا در ذهن شماست که میخواهید از شر آن خلاص شوید؟ استفاده مستمر، کلید غلبه بر اضطراب زبانی است. زبان انگلیسی ابزاری برای برقراری ارتباط است، پس نترسید و از همین امروز get rid of را در مکالمات خود به کار ببرید.




ممنون از مقاله خوبتون. یه سوال داشتم، آیا اصطلاح get rid of برای آدمها هم استفاده میشه؟ مثلاً اگه بخوایم بگیم «میخوام از شر اون همکار مزاحم خلاص شم» بیادبانه نیست؟
سلام سارا جان، بله کاملاً درسته. برای اشخاص هم استفاده میشه اما لحنش کمی تنده و نشوندهنده اینه که اون شخص واقعاً برای شما آزاردهنده بوده. در محیطهای رسمی بهتره از کلمات جایگزین استفاده کنید.
تفاوت دقیق get rid of با dispose of چیه؟ من توی دفترچههای راهنمای وسایل برقی همیشه dispose of رو میبینم.
نکته بسیار هوشمندانهای بود امیررضا! Dispose of کاملاً رسمی و فنی هست و معمولاً برای دفع زبالهها یا مواد شیمیایی طبق قانون به کار میره، اما get rid of خیلی عمومیتر و برای مکالمات روزمره هست.
من همیشه فکر میکردم باید بگیم get rid off یعنی با دو تا f بنویسیم. ممنون که تو مقاله اشاره کردید که با یک f هست.
خواهش میکنم نیلوفر عزیز. این یکی از رایجترین اشتباهات دیکتهای هست چون کلمه off به تنهایی معنی جدا شدن میده، اما در این اصطلاح خاص همیشه از حرف اضافه of استفاده میکنیم.
آیا میتونیم برای بیماری یا سردرد هم از این اصطلاح استفاده کنیم؟ مثلا I want to get rid of this headache.
بله بابک جان، دقیقاً! برای رها شدن از درد، احساسات منفی یا حتی عادتهای بد مثل سیگار کشیدن، get rid of بهترین انتخاب هست.
خیلی عالی بود. من این اصطلاح رو توی سریال Friends شنیده بودم ولی دقیق کاربردش رو نمیدونستم. الان کاملاً برام جا افتاد.
لطفاً چند تا مترادف دیگه برای این اصطلاح بگید که توی محیط کار حرفهایتر به نظر بیایم.
سلام محمد عزیز. برای محیطهای حرفهای و رسمیتر میتوانید از واژگانی مثل Eliminate (حذف کردن)، Discard (دور انداختن مدارک یا اشیاء) یا Terminate (برای پایان دادن به قرارداد) استفاده کنید.
ساختار گرامریش با get هست، یعنی اگه بخوایم در زمان گذشته استفاده کنیم باید بگیم I got rid of؟
دقیقاً فاطمه جان. چون فعل اصلی این ترکیب get هست، تمام تغییرات زمانی روی اون اعمال میشه: I got rid of (گذشته)، I’m getting rid of (حال استمراری).
به نظر من کلمه ditch هم خیلی شبیه به اینه. درسته؟
بله حسین عزیز، عالی بود. کلمه Ditch در واقع نسخه اسلنگ و خیلی عامیانه get rid of هست. مثلاً وقتی میخوای از شر یه قرار ملاقات خستهکننده خلاص شی میگی: I’m going to ditch him.
مقاله خیلی کاربردی بود. مخصوصاً بخش تفاوتش با فروش کالا. من همیشه فکر میکردم فقط برای دور ریختن آشغال به کار میره.
آیا میتونیم بگیم Get rid from something؟ چون توی فارسی میگیم خلاص شدن «از» چیزی.
سوال خیلی خوبی بود کامران. این یکی از چالشهای ترجمه تحتاللفظی هست. در انگلیسی حرف اضافه این اصطلاح همیشه of هست و استفاده از from غلط گرامری محسوب میشه.
من توی یه پادکست شنیدم که میگفت We need to get rid of the evidence. منظورش همون سربه نیست کردن مدارک بود؟
دقیقاً الناز جان! در فیلمهای جنایی زیاد شنیده میشه. به معنی از بین بردن یا سربه نیست کردن مدارک برای اینکه ردی باقی نمونه.
تلفظ حرف t در کلمه get چطوریه؟ وقتی سریع میگن انگار حذف میشه.
نکته ظریفی بود سعید عزیز. در لهجه آمریکایی وقتی get قبل از rid قرار میگیره، چون حرف بعدی صامت هست، t به صورت Flap T یا خیلی نرم ادا میشه و گاهی به نظر میاد که حذف شده.
مثالهایی که زدید خیلی به یادگیری کمک کرد. مخصوصاً مثال پاکسازی فایلهای اضافه کامپیوتر.
فرق get rid of با throw away چیه؟
پیمان جان، throw away فقط به معنی فیزیکی دور انداختن (توی سطل آشغال) هست، اما get rid of وسیعتره؛ مثلاً میتونه به معنی بخشیدن لباس به خیریه یا حذف یک عادت فکری هم باشه.
آیا این اصطلاح در نامههای رسمی اداری هم استفاده میشه؟
سلام مهسا جان. پیشنهاد میشه در نامههای خیلی رسمی از افعال آکادمیکتر مثل remove یا eliminate استفاده کنید، اما در ایمیلهای کاری بین همکاران استفاده از get rid of کاملاً رایج و پذیرفته شده است.
من همیشه این رو با give up اشتباه میگیرم. میشه یه توضیح کوتاه بدید؟
رضا جان، Give up یعنی «ترک کردن» یا «ناامید شدن»، مثلاً ترک سیگار. اما Get rid of یعنی «خلاص شدن» از چیزی که وجودش برات مزاحمه. ممکنه در مورد عادتها همپوشانی داشته باشن ولی کاربردشون متفاوته.
واقعا خسته نباشید. سایتتون برای ما که خودخوان زبان میخونیم عالیه.
یه جا خوندم نوشته بود rid of خالی هم استفاده میشه. درسته؟
بله شایان عزیز. در ساختارهای مجهول یا بعد از افعال to be هم میاد. مثلاً: I am finally rid of that problem. یعنی بالاخره از اون مشکل رها شدم.
میشه بگیم I want to get rid of my old car by selling it?
بله نازنین جان، این جمله کاملاً صحیح و طبیعی هست. شما روش خلاص شدن از ماشین رو هم که «فروختن» هست ذکر کردید.
لطفاً در مورد اصطلاحات مشابه برای تمیزکاری خونه هم مطلب بذارید. ممنون.