- آیا تا به حال در مکالمات انگلیسی با جملاتی مواجه شدهاید که معنای کلیشان را **متوجه نشوید**؟
- آیا با شنیدن برخی اصطلاحات احساس **گیجی و سردرگمی** میکنید و فکر میکنید هرگز نمیتوانید آنها را به درستی به کار ببرید؟
- هنگام خواندن متون انگلیسی، آیا گاهی اوقات حس میکنید **نمیتوانید منظور اصلی نویسنده را کشف کنید**؟
- آیا میخواهید با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید و **راهحلهای مشکلات زبانی** خود را بیابید؟
اگر پاسخ شما به این سوالات بله است، تنها نیستید! بسیاری از زبانآموزان با اصطلاحات پیچیده انگلیسی دست و پنجه نرم میکنند. اما نگران نباشید! در این راهنما، ما **معنی figure out** را به سادگی و گام به گام برای شما تشریح میکنیم، به گونهای که دیگر هرگز در استفاده از آن دچار اشتباه نشوید و بتوانید به راحتی گره از ابهامات زبانی خود بگشایید.
| اصطلاح | معنی اصلی | کاربرد کلیدی | مثال |
|---|---|---|---|
| Figure out | فهمیدن، درک کردن، کشف کردن، حل کردن یک مشکل | برای اشاره به فرآیند ذهنی تلاش برای درک یا حل چیزی | I need to figure out how to fix this computer. (باید بفهمم چطور این کامپیوتر را تعمیر کنم.) |
| نوع فعل | عبارت فعلی (Phrasal Verb) جداشدنی | میتواند با مفعول بین فعل و حرف اضافه بیاید (figure it out) | Can you figure out the answer? (میتوانی جواب را پیدا کنی؟) |
| لحن | عمدتاً غیررسمی تا نیمهرسمی | مناسب برای مکالمات روزمره و بیشتر متون غیرآکادمیک | Let’s figure out what went wrong. (بیا بفهمیم چه اشتباهی رخ داد.) |
معنی اصطلاح Figure out: گرهگشای مکالمات شما
اصطلاح “figure out” یکی از پرکاربردترین و مفیدترین عبارتهای فعلی (phrasal verbs) در زبان انگلیسی است که اغلب زبانآموزان در ابتدا با آن چالش دارند. اما با کمی دقت، متوجه خواهید شد که این اصطلاح چقدر میتواند به روانی مکالمات و درک بهتر شما از زبان انگلیسی کمک کند.
به زبان ساده، “figure out” به معنای فهمیدن، درک کردن، کشف کردن، پیدا کردن راهحل برای یک مشکل یا پی بردن به چیزی پس از فکر کردن و تجزیه و تحلیل است. این اصطلاح نشاندهنده یک فرآیند ذهنی است که در نهایت به روشن شدن یا حل شدن یک ابهام منجر میشود.
ریشهیابی: از کجا آمده است؟
برای درک بهتر، بیایید به ریشههای این اصطلاح نگاهی بیندازیم. کلمه “figure” در اصل به معنای “شکل”، “عدد” یا “محاسبه کردن” است. “Out” نیز به معنای “بیرون” یا “تکمیل کردن” است. وقتی این دو در کنار هم قرار میگیرند، مفهوم “محاسبه کردن برای فهمیدن” یا “بیرون کشیدن چیزی از ابهام” را القا میکنند.
تصور کنید که در حال حل یک پازل ریاضی هستید؛ شما باید اعداد و اشکال را “figure” (محاسبه یا تصور) کنید تا راهحل “out” (بیرون) بیاید. این تصویرسازی به شما کمک میکند تا مفهوم پشت این اصطلاح را بهتر درک کنید و آن را به خاطر بسپارید.
کاربردهای اصلی Figure out: در چه موقعیتهایی؟
اصطلاح “figure out” بسته به متن و موقعیت، میتواند معانی مختلفی داشته باشد، اما همگی در هسته خود مفهوم “درک کردن پس از تلاش” را حفظ میکنند. در اینجا به سه کاربرد اصلی آن میپردازیم:
1. فهمیدن یا درک کردن (To understand or comprehend)
یکی از رایجترین کاربردهای “figure out” به معنای درک کردن چیزی است که ابتدا برای شما روشن نبوده است. این درک میتواند مربوط به یک مفهوم، یک فرد یا یک موقعیت باشد.
ساختار:
Subject + figure out + something/someone/how/what/why...
- ✅ I can’t figure out this new software. It’s too complicated. (نمیتوانم این نرمافزار جدید را بفهمم. خیلی پیچیده است.)
- ❌ I can’t understand out this new software. (استفاده از “understand out” نادرست است.)
- ✅ She finally figured out why he was so quiet. (او بالاخره فهمید چرا او اینقدر ساکت بود.)
- ❌ She finally understood out why he was so quiet. (این ساختار غلط است.)
نکته آموزشی: در این حالت، “figure out” بیشتر از “understand” به یک فرآیند ذهنی برای رسیدن به درک اشاره دارد. انگار که شما دارید قطعات یک پازل را کنار هم میچینید تا تصویر نهایی برایتان روشن شود.
2. پیدا کردن راهحل برای یک مشکل (To find a solution to a problem)
زمانی که با مشکلی مواجه میشوید و به دنبال راهحلی برای آن هستید، “figure out” به کارتان میآید. این کاربرد به معنای “حل کردن” یا “پیدا کردن راهحل” است.
ساختار:
Subject + figure out + how to do something
یا
Subject + figure out + problem
- ✅ We need to figure out a way to reduce our expenses. (ما باید راهی برای کاهش هزینههایمان پیدا کنیم.)
- ❌ We need to find out a way to reduce our expenses. (“Find out” بیشتر به معنای کشف اطلاعات است، نه یافتن راهحل.)
- ✅ Don’t worry, I’m sure we can figure out this puzzle. (نگران نباش، مطمئنم میتوانیم این پازل را حل کنیم.)
- ❌ Don’t worry, I’m sure we can solve out this puzzle. (این ساختار رایج نیست.)
نکته آموزشی: این کاربرد اغلب شامل چالش و تلاش ذهنی برای غلبه بر یک مانع است. ممکن است در ابتدا راهحل مشخص نباشد، اما با فکر کردن و تجزیه و تحلیل، آن را “figure out” میکنید.
3. کشف کردن یا پی بردن به چیزی (To discover or deduce something)
این معنی به زمانی اشاره دارد که شما با اطلاعات موجود، حقیقتی را کشف میکنید یا به چیزی پی میبرید که از ابتدا آشکار نبوده است.
ساختار:
Subject + figure out + what/who/where/when/why...
- ✅ Scientists are trying to figure out how the universe began. (دانشمندان در تلاشند کشف کنند جهان چگونه آغاز شد.)
- ❌ Scientists are trying to find how the universe began. (“Find” به معنای یافتن فیزیکی است، “figure out” به کشف ذهنی اشاره دارد.)
- ✅ I can’t figure out what you mean. (نمیتوانم پی ببرم منظورت چیست.)
- ❌ I can’t deduce what you mean. (گرچه “deduce” صحیح است، اما “figure out” رایجتر و طبیعیتر است.)
نکته آموزشی: در این حالت، شما اطلاعات پراکنده یا نشانهها را کنار هم قرار میدهید تا به یک نتیجه یا کشف برسید. این فرآیند میتواند شبیه به کار یک کارآگاه باشد!
تفاوتهای ظریف: Figure out در برابر دیگر فعلها
برای درک کامل “figure out”، مهم است که آن را با فعلهای مشابه مقایسه کنیم و تفاوتهای ظریفشان را دریابیم:
- Figure out vs. Understand:
- Understand: بیشتر به درک بدون نیاز به تلاش زیاد یا پس از دریافت توضیح مستقیم اشاره دارد.
- ✅ I understand the instructions. (من دستورالعملها را میفهمم – ممکن است کسی آن را برایم توضیح داده باشد.)
- Figure out: به درکی اشاره دارد که پس از تلاش ذهنی، تجزیه و تحلیل یا حل کردن یک مشکل به دست میآید.
- ✅ I need to figure out these instructions. (باید این دستورالعملها را بفهمم/از آنها سر دربیاورم – نیاز به تلاش و شاید مطالعه بیشتر دارم.)
- Understand: بیشتر به درک بدون نیاز به تلاش زیاد یا پس از دریافت توضیح مستقیم اشاره دارد.
- Figure out vs. Solve:
- Solve: بیشتر برای مشکلات دارای راهحل مشخص (مثل معادلات ریاضی یا پازلها) به کار میرود.
- ✅ I solved the math problem. (من مسئله ریاضی را حل کردم.)
- Figure out: میتواند برای حل مشکلات پیچیدهتر، با ابعاد انسانی یا راهحلهای نامشخصتر نیز به کار رود، و بر فرآیند ذهنی یافتن راهحل تأکید دارد.
- ✅ I need to figure out how to deal with this difficult client. (باید بفهمم/راهی پیدا کنم که چطور با این مشتری سرسخت کنار بیایم.)
- Solve: بیشتر برای مشکلات دارای راهحل مشخص (مثل معادلات ریاضی یا پازلها) به کار میرود.
- Figure out vs. Discover / Find out:
- Discover: معمولاً برای کشف چیزی جدید یا غیرمنتظره به کار میرود (مثل کشف قارهای جدید).
- ✅ They discovered a new planet. (آنها یک سیاره جدید کشف کردند.)
- Find out: به دست آوردن اطلاعاتی که قبلاً نمیدانستیم، اغلب با پرسش یا تحقیق.
- ✅ I need to find out what time the meeting starts. (باید اطلاع پیدا کنم جلسه چه ساعتی شروع میشود.)
- Figure out: به کشف یا پی بردن به چیزی پس از فکر کردن و استدلال اشاره دارد، نه صرفاً دریافت اطلاعات.
- ✅ I can’t figure out what caused the accident. (نمیتوانم کشف کنم چه چیزی باعث حادثه شد – نیاز به تجزیه و تحلیل دارم.)
- Discover: معمولاً برای کشف چیزی جدید یا غیرمنتظره به کار میرود (مثل کشف قارهای جدید).
نکات گرامری کلیدی و ساختار جمله
“Figure out” یک عبارت فعلی جداشدنی (separable phrasal verb) است. این نکته گرامری برای استفاده صحیح از آن بسیار مهم است.
1. جایگاه مفعول (Object Placement)
هنگامی که مفعول یک اسم است، میتوانید آن را هم بین “figure” و “out” و هم بعد از “out” قرار دهید. اما اگر مفعول یک ضمیر باشد (مثل it, them, him, her)، حتماً باید بین “figure” و “out” قرار گیرد.
- با اسم (Noun Object):
- ✅ I need to figure out the answer. (باید جواب را پیدا کنم.)
- ✅ I need to figure the answer out. (باید جواب را پیدا کنم.)
- با ضمیر (Pronoun Object):
- ✅ That’s a difficult problem. Can you figure it out? (آن یک مشکل دشوار است. میتوانی آن را حل کنی؟)
- ❌ Can you figure out it? (این اشتباه است!)
2. همراهی با Wh-کلمات (Usage with Wh-words)
“Figure out” اغلب با کلماتی مانند `what`, `how`, `who`, `where`, `when`, `why` میآید تا به کشف یا درک چیزی نامعلوم اشاره کند.
- ✅ I’m trying to figure out how to use this new app. (دارم تلاش میکنم بفهمم چطور از این اپلیکیشن جدید استفاده کنم.)
- ✅ We need to figure out where we parked the car. (باید پیدا کنیم کجا ماشین را پارک کردیم.)
- ✅ Can you figure out what she wants? (میتوانی بفهمی او چه میخواهد؟)
نکته: جمله بعد از Wh-کلمه معمولاً به شکل جمله خبری میآید (Subject + Verb)، نه سوالی.
Figure out در مکالمه: رسمی یا غیررسمی؟
“Figure out” اصطلاحی است که عمدتاً در مکالمات روزمره و متون غیررسمی تا نیمهرسمی به کار میرود. در حالی که برای محیطهای آکادمیک بسیار رسمی یا نوشتههای حقوقی ممکن است استفاده از فعلهایی مانند “determine” (تعیین کردن)، “deduce” (استنتاج کردن) یا “ascertain” (اطمینان حاصل کردن) مناسبتر باشد، “figure out” در بافتهای گستردهتری قابل قبول است و بسیار طبیعی به نظر میرسد.
در مکالمات روزمره، استفاده از “figure out” نشاندهنده یک زبان انگلیسی طبیعی و پویا است و به شما کمک میکند تا بومیتر صحبت کنید. پس با خیال راحت آن را در گفتگوهای خود به کار ببرید.
تفاوتهای لهجهای: آمریکایی در برابر بریتانیایی
اصطلاح “figure out” در هر دو لهجه آمریکایی (US English) و بریتانیایی (UK English) کاملاً شناخته شده و رایج است. با این حال، استفاده از آن در زبان انگلیسی آمریکایی کمی فراگیرتر و روزمرهتر به نظر میرسد.
در انگلیسی بریتانیایی، ممکن است گاهی اوقات از عبارتهایی مانند “work out” (برای حل کردن یک مشکل یا فهمیدن چیزی) به جای “figure out” استفاده شود، اما “figure out” همچنان کاملاً قابل درک و کاربردی است.
- مثال در US English: I need to figure out how to assemble this furniture. (باید بفهمم چطور این اسباب را سر هم کنم.)
- مثال در UK English (معادل): I need to work out how to assemble this furniture. (اما “figure out” هم کاملاً صحیح است.)
بنابراین، نیازی نیست نگران تفاوتهای عمده باشید. در هر دو لهجه، پیام شما با استفاده از “figure out” به وضوح منتقل خواهد شد.
اشتباهات رایج و باورهای غلط
مثل بسیاری از اصطلاحات، “figure out” نیز میتواند زمینهساز برخی اشتباهات رایج برای زبانآموزان باشد. شناخت این اشتباهات به شما کمک میکند تا از آنها دوری کنید.
- اشتباه در جایگاه ضمیر مفعولی:
یکی از رایجترین اشتباهات، قرار دادن ضمیر مفعولی بعد از “out” است.
- ❌ Can you figure out it?
- ✅ Can you figure it out?
- ❌ I can’t figure out them.
- ✅ I can’t figure them out.
همانطور که قبلاً اشاره شد، اگر مفعول ضمیر باشد، حتماً باید بین “figure” و “out” قرار گیرد.
- استفاده برای فهمیدن بدون تلاش:
گاهی اوقات زبانآموزان “figure out” را به جای “understand” ساده به کار میبرند، در حالی که نیازی به فرآیند حل کردن یا کشف کردن نیست.
- ❌ I’ve been speaking English for years, so I can figure out simple sentences easily. (این جمله کمی غیرطبیعی است، مگر اینکه جملات واقعاً پیچیده باشند.)
- ✅ I’ve been speaking English for years, so I can understand simple sentences easily. (این طبیعیتر است.)
“Figure out” بر وجود چالش و نیاز به تفکر تأکید دارد.
- عدم درک جدانشدنی بودن در برخی موارد خاص:
در حالی که “figure out” عموماً جداشدنی است، گاهی اوقات در مفهوم “کشف کردن یا درک ماهیت یک شخص” میتواند کمی کمتر جداشدنی به نظر برسد، هرچند که همچنان با ضمایر جدا میشود.
- ✅ I’m still trying to figure him out. (دارم هنوز تلاش میکنم او را بفهمم/از او سر در بیاورم.)
- ✅ I’m still trying to figure out him. (گرچه رایج نیست، اما در لهجههای خاص یا برای تأکید ممکن است شنیده شود اما توصیه نمیشود.)
بهترین کار این است که همیشه ضمیر را بین فعل و حرف اضافه قرار دهید.
سوالات متداول (FAQ)
آیا میتوان “figure out” را برای فهمیدن شخصیت یک فرد به کار برد؟
بله، کاملاً. شما میتوانید بگویید “I’m trying to figure him out” به معنای “دارم تلاش میکنم شخصیت او را درک کنم” یا “از رمز و راز رفتارش سر دربیاورم.” این نشاندهنده تلاشی برای درک انگیزهها، افکار یا رفتار پیچیده یک فرد است.
- ✅ It took me a long time to figure out my boss. He’s very unpredictable. (مدت زیادی طول کشید تا از رئیسم سر در بیاورم. او خیلی غیرقابل پیشبینی است.)
آیا “figure out” همیشه به معنای پیدا کردن یک پاسخ مثبت است؟
خیر، لزوماً. “Figure out” به فرآیند تلاش برای درک یا حل کردن اشاره دارد، نه لزوماً به نتیجه مثبت. ممکن است تلاش کنید و در نهایت “figure out” کنید که راهحلی وجود ندارد یا اینکه اصلاً چیزی را نفهمید.
- ✅ I tried to figure out how to fix it, but I just couldn’t. (تلاش کردم بفهمم چطور تعمیرش کنم، اما نتوانستم.)
آیا میتوان “figure out” را در زمانهای استمراری استفاده کرد؟
بله، میتوانید. این کار بر روی فرآیند در حال انجام برای درک یا حل کردن چیزی تأکید میکند.
- ✅ I’m currently figuring out my new computer. (در حال حاضر دارم از کامپیوتر جدیدم سر در میآورم.)
- ✅ We were figuring out the best route when you called. (داشتیم بهترین مسیر را پیدا میکردیم وقتی شما زنگ زدید.)
آیا “figure out” با “workout” فرق دارد؟
بله، کاملاً. در حالی که “workout” میتواند به معنای “ورزش کردن” یا “محاسبه کردن” باشد، “figure out” به طور خاص به فرآیند ذهنی درک یا حل کردن اشاره دارد. “Workout” در معنای “فهمیدن” بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است، اما حتی در آنجا هم “figure out” معنای کمی متفاوت و گستردهتری دارد.
- ✅ I need to work out how much money we have. (باید محاسبه کنم چقدر پول داریم.)
- ✅ I need to figure out why the project failed. (باید کشف کنم چرا پروژه شکست خورد.)
نتیجهگیری
تبریک میگویم! با مطالعه این راهنمای جامع، شما اکنون به درک عمیقتری از اصطلاح “figure out” دست یافتهاید. دیگر نیازی نیست نگران معنی این عبارت باشید، زیرا حالا میدانید که این اصطلاح چقدر میتواند در موقعیتهای مختلف، از درک یک مفهوم پیچیده گرفته تا یافتن راهحل برای یک مشکل، یاریرسان شما باشد.
یادتان باشد که یادگیری زبان یک سفر است و مواجهه با اصطلاحات جدید بخشی طبیعی از این سفر است. احساس اضطراب زبانی (Language Anxiety) در این مسیر طبیعی است، اما هر بار که یک اصطلاح جدید را “figure out” میکنید، یک قدم به روانی و اعتماد به نفس بیشتر در زبان انگلیسی نزدیک میشوید.
کلید تسلط بر “figure out” و سایر اصطلاحات، تمرین مداوم است. سعی کنید از آن در مکالمات روزمره خود استفاده کنید، به مثالهای بیشتری گوش دهید و آن را در جملات خود به کار ببرید. به زودی خواهید دید که این اصطلاح به بخشی طبیعی از دایره واژگان شما تبدیل خواهد شد. به تلاش خود ادامه دهید و لذت یادگیری را در هر مرحله تجربه کنید. شما میتوانید از پسش بربیایید و هر چیزی را “figure out” کنید!




سلام، ممنون بابت مقاله عالیتون. یه سوال داشتم: آیا Figure out با Find out فرقی داره یا هر دو یکی هستن؟ من همیشه این دوتا رو با هم قاطی میکنم.
سلام رضا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی! Find out بیشتر زمانی استفاده میشه که شما اطلاعاتی رو از طریق منبعی (مثل اینترنت یا کسی) به دست میاری، اما Figure out یعنی با فکر کردن، تحلیل و تلاش ذهنی خودت به جواب یک مسئله میرسی.
توضیح مربوط به جداشدنی بودن این فعل خیلی کاربردی بود. یعنی حتماً باید بگیم Figure it out و نمیتونیم بگیم Figure out it؟
دقیقاً مریم عزیز! در افعال عبارتی جداشدنی (Separable Phrasal Verbs)، اگر مفعول ما ضمیر باشه (مثل it, them, her)، حتماً باید بین فعل و حرف اضافه قرار بگیره. پس Figure out it اشتباهه و همیشه باید بگیم Figure it out.
من این اصطلاح رو توی سریال فرار از زندان خیلی شنیدم. اونجا مایکل وقتی داشت نقشه میکشید همش از این عبارت استفاده میکرد.
بله علی جان، چون این اصطلاح دقیقاً برای موقعیتهایی که نیاز به حل کردن یک معما یا نقشه پیچیده داره، بهترین گزینه است.
آیا میتونیم برای آدمها هم از Figure out استفاده کنیم؟ مثلاً بگیم I can’t figure him out؟
بله سارا جان، اتفاقاً خیلی هم رایجه! وقتی میگی I can’t figure him out یعنی ‘نمیتونم از کاراش سر در بیارم’ یا ‘شخصیتش برام گنگه و نمیفهمم منظورش چیه’.
خیلی ممنون، مثالهای کاربردی و سادهای زدید. برای من که سطحم متوسطه خیلی مفید بود.
تفاوت Figure out با Work out چیه؟ من شنیدم توی انگلیسی بریتانیایی بیشتر از Work out استفاده میکنن.
دقتت عالیه نرگس عزیز! بله، Work out (در معنای حل کردن مشکل) در بریتانیا خیلی رایجه. البته Figure out بیشتر در انگلیسی آمریکایی استفاده میشه، ولی هر دو مفهوم ‘رسیدن به جواب با فکر کردن’ رو میرسونن.
میشه بگید توی محیطهای رسمی و آکادمیک به جای Figure out از چه کلمهای بهتره استفاده کنیم؟
سلام محمد عزیز. برای نوشتههای رسمی یا آکادمیک، کلماتی مثل Determine، Ascertain یا Resolve جایگزینهای خیلی مناسبتر و رسمیتری هستند.
من این جمله رو نوشتم، درسته؟ I figured out the answer after an hour.
کاملاً درسته فاطمه جان! هم از نظر گرامری (زمان گذشته) و هم از نظر معنایی عالی استفاده کردی.
دمتون گرم، واقعاً بخش Phrasal Verbs همیشه برای ما زبانآموزها غول بوده ولی با این توضیحات ساده شد.
تلفظ این عبارت وقتی it وسطش میاد چطوری میشه؟ انگار کلمات به هم وصل میشن.
سوال هوشمندانهای بود نیلوفر عزیز! در حالت سریع، صدای ‘r’ در figure به ‘i’ در it وصل میشه و ‘t’ در it هم چون بین دو مصوت قرار میگیره شبیه ‘d’ نرم تلفظ میشه. چیزی شبیه: فِـگیـرِت آت.
من فکر میکردم Figure فقط به معنی عدد و رقم یا اندام هست، اصلاً نمیدونستم به عنوان فعل هم اینقدر کاربرد داره.
آیا معادل فارسی دیگهای هم براش هست؟ مثلاً ‘کلنجار رفتن’؟
مهسا جان، ‘کلنجار رفتن’ بیشتر فرآیند رو نشون میده، اما Figure out روی ‘نتیجه و فهمیدن’ تمرکز داره. بهترین معادلها همون ‘سر در آوردن’، ‘فهمیدن’ یا ‘حل کردن’ هستن.
ببخشید، اسم (Noun) این اصطلاح چی میشه؟ یعنی ‘فهم و ادراک’؟
سلام کامران جان. خود Figure out حالت اسمی متداولی نداره. معمولاً برای اسم از کلماتی مثل Understanding یا Solution (اگر بحث حل مشکل باشه) استفاده میکنیم.
توی یک پادکست شنیدم گفت Go figure. اینم ربطی به موضوع داره؟
نازنین عزیز، Go figure یک اصطلاح عامیانه و جداست. وقتی چیزی عجیب یا غیرمنطقیه میگن Go figure، یعنی ‘بیا و درستش کن!’ یا ‘میبینی چه عجیبه؟’.
عالی بود. لطفاً درباره اصطلاحاتی که با کلمه Make ساخته میشن هم مطلب بزارید.
یه سوال: میتونیم بگیم I need to figure out where I left my keys؟
بله الهام جان، کاملاً درسته. اینجا یعنی باید با فکر کردن و مرور خاطراتت یادت بیاد که کلیدها رو کجا گذاشتی.
تفاوتش با Solve چیه؟ برای مسائل ریاضی کدوم بهتره؟
فرزاد عزیز، Solve بیشتر برای مسائل دقیق ریاضی و علمی به کار میره (Solve an equation). اما Figure out عمومیتره و برای مشکلات زندگی روزمره یا فهمیدن یک موقعیت بیشتر استفاده میشه.
مرسی از سایت خوبتون. من تازه با سایت شما آشنا شدم و بخش اصطلاحاتتون فوقالعاده است.
آیا Figure out حالت مجهول هم داره؟ مثلاً بگیم The problem was figured out؟
بله بهنام جان، گرامر مجهول براش صدق میکنه، اما در مکالمات واقعی خیلی رایج نیست و ترجیح میدن از حالت معلوم استفاده کنن.
میشه لطفاً بگید حرف اضافه Out اینجا دقیقاً چه نقشی داره؟
پریسا جان، در Phrasal Verbs حرف اضافه معمولاً معنای فعل اصلی رو عوض میکنه. اینجا Out معنای ‘کامل شدن’ یا ‘به نتیجه رسیدن’ رو به ذهن متبادر میکنه، یعنی فرآیند فکر کردن تا رسیدن به نتیجه نهایی.