مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

فریزال ورب‌های لازم (Intransitive): افعالی که به مفعول نیاز ندارند

در این مقاله، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد و به شما کمک می‌کنیم تا یک بار برای همیشه مفهوم فریزال ورب لازم را درک کنید. افعال عبارتی یا Phrasal Verbs یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های یادگیری زبان انگلیسی هستند، اما با دسته‌بندی و درک صحیح ساختار آن‌ها، می‌توانید به راحتی بر آن‌ها مسلط شوید. در این راهنما، ما به طور اختصاصی به بررسی فریزال ورب‌های لازم می‌پردازیم؛ افعالی که معنای کاملی دارند و برای تکمیل شدن جمله به هیچ مفعولی نیاز ندارند. با ما همراه باشید تا با مثال‌های کاربردی و توضیحات شفاف، این مبحث گرامری را برای شما آسان کنیم.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:چرا “دستشویی” رفتن در انگلیسی اینقدر پیچیده است؟ (Loo, Restroom, WC)

فریزال ورب لازم (Intransitive) چیست؟

بیایید از پایه شروع کنیم. یک فریزال ورب (Phrasal Verb) ترکیبی از یک فعل اصلی (main verb) و یک یا چند ذره (particle) است. این ذره معمولاً یک حرف اضافه (preposition) یا یک قید (adverb) است. نکته کلیدی این است که وقتی این دو بخش با هم ترکیب می‌شوند، اغلب معنایی کاملاً جدید و متفاوت از معنای تک‌تک کلمات ایجاد می‌کنند. برای مثال، فعل `look` به معنای «نگاه کردن» و `up` به معنای «بالا» است، اما فریزال ورب `look up` می‌تواند به معنای «جستجو کردن اطلاعات» باشد.

حالا به سراغ اصل مطلب برویم: فریزال ورب لازم یا Intransitive Phrasal Verb. صفت «لازم» (Intransitive) به این معناست که فعل برای کامل شدن معنای خود در جمله، به مفعول مستقیم (Direct Object) نیازی ندارد. به عبارت دیگر، عمل فعل روی شخص یا چیز دیگری انجام نمی‌شود، بلکه توسط خود فاعل تکمیل می‌شود. این افعال به تنهایی معنای کاملی را منتقل می‌کنند.

برای درک بهتر این موضوع، به این دو جمله دقت کنید:

در جمله اول، «خراب شدن» (broke down) عملی است که برای خود ماشین اتفاق افتاده و به مفعول دیگری نیاز ندارد. جمله کاملاً معنی‌دار است. اما در جمله دوم، «خاموش کردن» (turned off) نیاز به یک مفعول دارد تا مشخص شود چه چیزی خاموش شده است (در اینجا: the light). اگر مفعول را حذف کنیم، جمله ناقص است: `She turned off`. بنابراین، `break down` یک فریزال ورب لازم و `turn off` یک فریزال ورب متعدی (Transitive) است.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:اصطلاح “KYC”: چرا صرافی‌ها عکس پاسپورت میخوان؟

چگونه فریزال ورب لازم را تشخیص دهیم؟

تشخیص لازم یا متعدی بودن یک فریزال ورب بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. کافی است بعد از فریزال ورب، دو سوال کلیدی «چه چیزی را؟» (?What) یا «چه کسی را؟» (?Whom) بپرسید. اگر جمله با این سوالات منطقی بود و به پاسخ نیاز داشت، فعل متعدی است. اگر نه، فعل لازم است.

  1. فعل را پیدا کنید: `The plane took off at 9 AM.` (هواپیما ساعت ۹ صبح بلند شد.)
  2. سوال را بپرسید: هواپیما بلند شد «چه چیزی را؟» یا «چه کسی را؟». این سوال بی‌معنی است. هواپیما خودش بلند شده و عملی را روی چیز دیگری انجام نداده است.
  3. نتیجه‌گیری: پس `take off` در این معنی، یک فریزال ورب لازم است.

یک مثال دیگر برای مقایسه

حالا این جمله را بررسی کنیم: `Please take off your shoes.` (لطفاً کفش‌هایت را در بیاور.)

  1. فعل را پیدا کنید: `take off`
  2. سوال را بپرسید: در بیاور «چه چیزی را؟». پاسخ: «کفش‌هایت را» (your shoes). این سوال کاملاً منطقی است و جمله به آن پاسخ می‌دهد.
  3. نتیجه‌گیری: در این جمله، `take off` یک فریزال ورب متعدی است، زیرا به مفعول (your shoes) نیاز دارد.

همانطور که می‌بینید، یک فریزال ورب می‌تواند هم لازم و هم متعدی باشد. معنا و ساختار جمله مشخص می‌کند که در کدام دسته قرار می‌گیرد.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:معنی “Microtransactions” (پول زور بازی‌ها!)

لیست رایج‌ترین فریزال ورب‌های لازم با مثال

یادگیری زبان بدون مثال‌های کاربردی ممکن نیست. در این بخش، مجموعه‌ای از پرکاربردترین فریزال ورب‌های لازم را به همراه معنی و مثال برای شما آماده کرده‌ایم. سعی کنید این مثال‌ها را با صدای بلند بخوانید و آن‌ها را در جملات خودتان به کار ببرید.

افعال مربوط به حرکت و تغییر وضعیت

افعال مربوط به اتفاقات و رویدادها

افعال مربوط به ارتباطات و رفتار

📌 بیشتر بخوانید:تکنیک “Winching”: بکسل کردن نه، وینچ کردن!

مقایسه فریزال ورب لازم و متعدی در یک نگاه

برای جمع‌بندی و درک بهتر تفاوت‌ها، جدول زیر را آماده کرده‌ایم. این جدول به شما کمک می‌کند تا به سرعت ساختار و کاربرد این دو نوع فعل را مقایسه کنید.

ویژگی فریزال ورب لازم (Intransitive) فریزال ورب متعدی (Transitive)
نیاز به مفعول ندارد. به تنهایی معنای کاملی دارد. دارد. برای تکمیل معنا به مفعول مستقیم نیاز دارد.
سوال کلیدی به سوال «چه چیزی را؟» یا «چه کسی را؟» پاسخ نمی‌دهد. به سوال «چه چیزی را؟» یا «چه کسی را؟» پاسخ می‌دهد.
ساختار جمله Subject + Phrasal Verb Subject + Phrasal Verb + Object
مثال The meeting went on for hours.
(جلسه ساعت‌ها ادامه داشت.)
She put on her coat.
(او کتش را پوشید.)
مثال دیگر Please come in.
(لطفاً بیا داخل.)
Can you look up this word?
(می‌توانی این کلمه را جستجو کنی؟)
📌 این مقاله را از دست ندهید:طلاق گرفتن: “Break up” یا “Divorce”؟

نکات کلیدی برای یادگیری بهتر

یادگیری افعال عبارتی، به ویژه فریزال ورب لازم، نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند نکته نهایی برای تسلط بر این مبحث ارائه می‌شود:

در نهایت، به یاد داشته باشید که فریزال ورب لازم بخشی جدایی‌ناپذیر از زبان انگلیسی طبیعی و روان است. با درک این مفهوم که این افعال به مفعول نیاز ندارند، بخش بزرگی از سردرگمی شما برطرف خواهد شد. با تمرین مستمر، استفاده از این افعال برای شما کاملاً عادی و طبیعی می‌شود و می‌توانید مانند یک انگلیسی‌زبان واقعی صحبت کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 861

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یک سوال داشتم، آیا فعل break down همیشه لازم (intransitive) هست؟ چون من جایی شنیدم که برای تجزیه کردن تحلیل داده‌ها هم به کار میره.

    1. سلام سارا جان، سوال بسیار دقیقی پرسیدی! فعل break down وقتی به معنی ‘خراب شدن’ (مثلاً ماشین) باشه، intransitive هست. اما وقتی به معنی ‘تجزیه و تحلیل کردن’ یا ‘تقسیم کردن’ اطلاعات باشه، transitive (متعدی) میشه و مفعول می‌گیره.

  2. توی سریال Friends یادمه یکی گفت He didn’t show up. الان که این مطلب رو خوندم متوجه شدم چرا بعد از show up مفعول نیاورده بود. مرسی!

    1. دقیقاً امیرحسین عزیز! فعل show up به معنی ‘حاضر شدن’ یا ‘آمدن’ یکی از پرکاربردترین فریزال ورب‌های لازم در مکالمات روزمره است.

  3. تفاوت کاربردی بین get up و wake up چیه؟ آیا هر دو همیشه بدون مفعول میان؟

    1. نیلوفر عزیز، wake up یعنی از خواب بیدار شدن و get up یعنی از تخت بلند شدن. هر دو می‌تونن intransitive باشن (I woke up at 7)، اما wake up می‌تونه متعدی هم باشه؛ مثلاً وقتی کسی رو بیدار می‌کنید: Wake me up at 8 (منو ساعت ۸ بیدار کن).

  4. من همیشه با جایگاه حرف اضافه مشکل داشتم، ولی این دسته از افعال چون مفعول ندارند کار رو خیلی راحت‌تر می‌کنند. ممنون از توضیحات شفاف‌تون.

  5. فعل pass out رو من توی یه فیلم دیدم به معنی ‘از هوش رفتن’ بود. آیا این هم جزو افعال لازم حساب میشه؟

    1. بله مریم جان، pass out کاملاً لازم (intransitive) هست. مثلاً می‌گیم: It was so hot that he passed out. (هوا اونقدر گرم بود که او از هوش رفت).

  6. آیا فعل grow up رو می‌تونیم برای رشد گیاهان هم استفاده کنیم یا فقط برای انسان‌هاست؟

    1. سوال خوبی بود علی عزیز. grow up معمولاً برای بزرگ شدن و به بلوغ رسیدن انسان‌ها استفاده میشه. برای گیاهان معمولاً فقط از فعل grow استفاده می‌کنیم.

  7. لطفاً چند تا مثال از فریزال ورب‌های لازم که در محیط کاری و رسمی استفاده میشن هم بزنید. ممنون.

    1. حتماً زهرا جان. فعل‌هایی مثل step down (استعفا دادن از یک مقام) یا follow through (پیگیری و به سرانجام رساندن یک کار) در محیط‌های کاری بسیار رایج هستند.

  8. واقعاً تشخیص دادن اینکه کدوم فعل مفعول می‌خواد و کدوم نمی‌خواد سخته. آیا لیستی هست که بشه حفظ کرد؟

    1. پیمان عزیز، بهترین راه یادگیری این افعال در قالب جمله است. حفظ کردن لیست شاید کمی خسته‌کننده باشه، اما چک کردن دیکشنری (علامت [I] برای intransitive) همیشه بهترین راهنماست.

  9. فعل calm down هم همیشه لازم هست؟ مثلاً وقتی می‌خوایم به کسی بگیم آروم باش.

    1. سپیده عزیز، calm down هم می‌تونه لازم باشه (Please calm down) و هم متعدی (Calm the baby down). در حالت دوم، نوزاد مفعول جمله است.

  10. من مقاله رو خوندم ولی هنوز برام سواله که چطور بفهمیم یک فعل phrasal verb هست یا فقط فعل ساده به همراه حرف اضافه مکان؟

  11. خیلی پست مفیدی بود. مخصوصاً بخش تفاوت با افعال متعدی. لطفاً در مورد Separable Phrasal Verbs هم مطلب بذارید.

    1. ممنون از پیشنهادت الناز جان، حتماً در مقالات آینده به طور مفصل به افعال عبارتی جداشدنی خواهیم پرداخت.

    1. بله فرهاد عزیز، استفاده درست و طبیعی از Phrasal Verbs در بخش Speaking و Writing (به خصوص نامه‌های غیررسمی) نشان‌دهنده سطح بالای دایره لغات شماست و نمره رو افزایش میده.

    1. بله هانیه جان، catch on به معنی متوجه شدن یا مد شدن (رواج یافتن) یک فعل لازم است. مثلاً: He is a bit slow to catch on. (او کمی دیر متوجه موضوع میشه).

    1. بله سروش عزیز، shut up کاملاً لازم است، هرچند که عبارتی غیررسمی و گاهی بی‌ادبانه محسوب میشه.

    1. کاملاً درسته آرزو جان! take off وقتی برای هواپیما به معنی ‘بلند شدن از زمین’ به کار بره، همیشه لازم (intransitive) هست.

  12. مقاله بسیار کاربردی بود. برای ما که تازه شروع کردیم، یادگیری اینا خیلی حیاتیه.

  13. آیا راهی هست که از روی ظاهر فعل بفهمیم لازمه یا متعدی؟ یا فقط باید حفظ کرد؟

    1. مونا جان، متأسفانه از روی ظاهر نمیشه تشخیص داد. بهترین کار اینه که موقع یادگیری، مثال‌های اون فعل رو بخونی تا ببینی بعدش مفعول میاد یا نه.

    1. بله کامران عزیز. I work out every morning (من هر صبح ورزش می‌کنم) مفعول نداره و فعل لازمه. اما اگه به معنی ‘حل کردن’ باشه متعدی میشه، مثل: work out a problem.

  14. چقدر خوب که به زبان ساده توضیح دادید. من همیشه توی کلاس زبان با این موضوع مشکل داشتم.

    1. حسین عزیز، get by یعنی ‘گلیم خود را از آب بیرون کشیدن’ یا ‘با شرایط سخت ساختن’. این فعل هم لازم هست، مثلاً: My English isn’t great, but I get by.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *