- چگونه میتوانیم با استفاده از افعال عبارتی (Phrasal Verbs) احساسات خود را دقیقتر و طبیعیتر به انگلیسی بیان کنیم؟
- آیا از تکرار کلماتی مانند happy، sad یا angry خسته شدهاید و به دنبال جایگزینهای جذابتری هستید؟
- مهمترین فریزال ورب برای احساسات مختلف مانند شادی، غم، عصبانیت و ترس کدامند و چطور در جمله استفاده میشوند؟
- تفاوتهای ظریف معنایی بین افعال عبارتی مختلف که برای بیان یک حس به کار میروند چیست؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با ۱۵ مورد از پرکاربردترین و مهمترین انواع فریزال ورب برای احساسات آشنا خواهیم کرد. یادگیری این افعال به شما کمک میکند تا مانند یک انگلیسیزبان بومی (Native Speaker) صحبت کنید و احساسات خود را با غنای بیشتری منتقل نمایید. دیگر نیازی نیست به واژگان ساده و تکراری اکتفا کنید؛ با تسلط بر این افعال، سطح مکالمه و درک مطلب شما به شکل چشمگیری ارتقا پیدا خواهد کرد. بیایید با هم این سفر جذاب به دنیای احساسات و افعال عبارتی را آغاز کنیم.
فریزال ورب برای بیان شادی و هیجان (Happiness and Excitement)
بیان شادی چیزی فراتر از گفتن «I’m happy» است. با استفاده از این افعال عبارتی میتوانید هیجان و خوشحالی خود را به شکلی زندهتر و پویاتر نشان دهید.
۱. Cheer up
این فریزال ورب برای احساسات به معنای خوشحال شدن یا خوشحال کردن کسی است که ناراحت است. وقتی کسی را دلداری میدهید یا سعی میکنید حالش را بهتر کنید، از این فعل استفاده میکنید.
- کاربرد: هم میتواند به معنای بهتر شدن حال خود فرد باشد و هم تلاش برای بهتر کردن حال دیگری.
- مثال ۱: Cheer up! Things will get better soon.
ترجمه: خوشحال باش! اوضاع بهزودی بهتر خواهد شد. - مثال ۲: I bought her some flowers to cheer her up.
ترجمه: برایش چند شاخه گل خریدم تا خوشحالش کنم.
۲. Light up
این فعل عبارتی زمانی به کار میرود که چهرهی فردی ناگهان از خوشحالی یا هیجان برق بزند و روشن شود. این تغییر کاملاً در صورت شخص نمایان میشود.
- کاربرد: معمولاً برای توصیف واکنش سریع و غیرارادی چهره به یک خبر خوب یا دیدن کسی استفاده میشود.
- مثال ۱: His face lit up when he saw his daughter after a long time.
ترجمه: وقتی بعد از مدتها دخترش را دید، صورتش از خوشحالی باز شد. - مثال ۲: She lights up whenever she talks about her passion for painting.
ترجمه: هر وقت درباره علاقهاش به نقاشی صحبت میکند، چهرهاش برق میزند.
۳. Perk up
این فعل به معنای سرزنده شدن، انرژی گرفتن یا شاداب شدن است، بهخصوص بعد از دورهای از خستگی، بیماری یا ناراحتی. اغلب یک عامل خارجی مانند یک فنجان قهوه یا یک خبر خوب باعث این تغییر میشود.
- کاربرد: برای نشان دادن افزایش ناگهانی انرژی و بهبود حالت روحی عالی است.
- مثال ۱: A cup of coffee in the morning always helps me perk up.
ترجمه: یک فنجان قهوه صبحها همیشه کمکم میکند تا سرحال بیایم. - مثال ۲: The good news about the project really made the team perk up.
ترجمه: خبر خوب درباره پروژه واقعاً باعث شد تیم انرژی بگیرد.
فریزال ورب برای بیان غم و ناراحتی (Sadness and Disappointment)
غم و اندوه بخش جداییناپذیر زندگی هستند. یادگیری افعال عبارتی مناسب برای بیان این حس، به شما کمک میکند تا عمیقتر و با درک بیشتری در مورد آن صحبت کنید.
۴. Break down
این فعل عبارتی به معنای از هم پاشیدن و از دست دادن کنترل احساسی است. معمولاً به شکل گریه شدید و غیرقابل کنترل بروز میکند. این فعل نشاندهنده سطح بالایی از ناراحتی و فشار روحی است.
- کاربرد: برای توصیف لحظهای که فرد دیگر توانایی کنترل احساسات خود را ندارد.
- مثال ۱: She broke down in tears when she heard the sad news.
ترجمه: وقتی خبر ناراحتکننده را شنید، زد زیر گریه. - مثال ۲: He found it hard not to break down during the funeral.
ترجمه: برایش سخت بود که در مراسم تدفین جلوی خودش را بگیرد و از هم نپاشد.
۵. Let down
این فریزال ورب برای احساسات به معنای ناامید کردن کسی است. زمانی که شما انتظارات کسی را برآورده نمیکنید یا قولی را زیر پا میگذارید، آن شخص را «let down» کردهاید.
- کاربرد: بیشتر برای بیان حس ناامیدی ناشی از عملکرد یا رفتار یک شخص دیگر استفاده میشود. این فعل جداشدنی (Separable) است.
- مثال ۱: I felt like I had let my parents down with my exam results.
ترجمه: احساس میکردم با نتایج امتحانم والدینم را ناامید کردهام. - مثال ۲: Don’t worry, I won’t let you down. I’ll be there on time.
ترجمه: نگران نباش، ناامیدت نمیکنم. سر وقت آنجا خواهم بود.
۶. Tear up
این فعل به معنای پر شدن چشم از اشک است. فرد هنوز به طور کامل گریه نمیکند، اما احساسات آنقدر قوی هستند که اشک در چشمانش جمع میشود.
- کاربرد: برای نشان دادن لحظه قبل از گریه کردن، چه از روی غم و چه از روی شادی زیاد.
- مثال ۱: He started to tear up as he read the emotional letter.
ترجمه: همانطور که نامه احساسی را میخواند، چشمانش پر از اشک شد. - مثال ۲: I always tear up at the end of that movie; it’s so touching.
ترجمه: من همیشه آخر آن فیلم اشکم در میآید؛ خیلی تأثیرگذار است.
فریزال ورب برای بیان خشم و عصبانیت (Anger and Frustration)
کنترل و بیان خشم مهارت مهمی است. این افعال به شما کمک میکنند تا درجات مختلف عصبانیت و کلافگی را بهدرستی توصیف کنید.
۷. Blow up
این فعل به معنای منفجر شدن از عصبانیت و از کوره در رفتن است. فرد به طور ناگهانی و با شدت زیاد خشم خود را بروز میدهد.
- کاربرد: برای نشان دادن یک واکنش خشمگینانه، ناگهانی و شدید.
- مثال ۱: My dad blew up at me when he saw the broken window.
ترجمه: پدرم وقتی پنجره شکسته را دید، سر من منفجر شد (از عصبانیت). - مثال ۲: I didn’t mean to blow up at you, I’ve just had a very stressful day.
ترجمه: نمیخواستم سر تو فریاد بزنم، فقط روز پراسترسی داشتم.
۸. Lash out (at someone)
این فعل به معنای تاختن به کسی یا پریدن به کسی (به صورت کلامی یا فیزیکی) از روی عصبانیت است. این یک واکنش ناگهانی و اغلب ناعادلانه به کسی است که ممکن است مقصر نباشد.
- کاربرد: زمانی که فرد خشم خود را به شکلی غیرمنتظره و تهاجمی بر سر کسی خالی میکند.
- مثال ۱: He tends to lash out at his family when he’s under pressure at work.
ترجمه: او وقتی در محل کار تحت فشار است، تمایل دارد به خانوادهاش بپرد. - مثال ۲: I know you’re upset, but there’s no need to lash out at me.
ترجمه: میدانم ناراحتی، اما نیازی نیست به من بتازی.
۹. Tell off
این فعل عبارتی به معنای سرزنش کردن یا دعوا کردن کسی به خاطر کار اشتباهی است که انجام داده. معمولاً توسط فردی که در موضع قدرت قرار دارد (مانند والدین، معلم یا رئیس) استفاده میشود.
- کاربرد: برای بیان توبیخ و سرزنش رسمی یا غیررسمی. این فعل جداشدنی (Separable) است.
- مثال ۱: The teacher told the students off for being too loud.
ترجمه: معلم دانشآموزان را به خاطر سروصدای زیاد دعوا کرد. - مثال ۲: My boss is going to tell me off if I’m late again.
ترجمه: اگر دوباره دیر کنم، رئیسم مرا سرزنش خواهد کرد.
فریزال ورب برای بیان ترس و اضطراب (Fear and Anxiety)
ترس و اضطراب احساساتی هستند که همه ما تجربه میکنیم. با این افعال میتوانید این حالات روحی را با جزئیات بیشتری شرح دهید.
۱۰. Freak out
این فریزال ورب برای احساسات یک اصطلاح غیررسمی به معنای به شدت ترسیدن، شوکه شدن یا مضطرب شدن است. این فعل نشاندهنده از دست دادن آرامش و واکنش شدید به یک موقعیت است.
- کاربرد: در مکالمات روزمره و غیررسمی برای نشان دادن وحشت یا اضطراب شدید بسیار رایج است.
- مثال ۱: I completely freaked out when I saw the spider on my bed.
ترجمه: وقتی عنکبوت را روی تختم دیدم، کاملاً وحشت کردم. - مثال ۲: Don’t freak out, but I think we’re lost.
ترجمه: نترس، ولی فکر کنم گم شدهایم.
۱۱. Chicken out
این فعل عبارتی غیررسمی به معنای ترسیدن و جا زدن قبل از انجام کاری است. کسی که «chicken out» میکند، به دلیل ترس، از انجام کاری که قصدش را داشته منصرف میشود.
- کاربرد: برای توصیف منصرف شدن از کاری به دلیل ترس.
- مثال ۱: I was going to try bungee jumping, but I chickened out at the last minute.
ترجمه: میخواستم بانجی جامپینگ را امتحان کنم، اما لحظه آخر ترسیدم و جا زدم. - مثال ۲: He wanted to ask her out on a date, but he chickened out.
ترجمه: او میخواست از دختر مورد علاقهاش درخواست قرار ملاقات کند، اما ترسید.
فریزال ورب برای بیان آرامش و تسکین (Calmness and Relief)
پس از هر تنش یا هیجانی، نیاز به آرامش داریم. این افعال به شما کمک میکنند تا حس آرام شدن و رهایی از استرس را بیان کنید.
۱۲. Calm down
این یکی از معروفترین افعال عبارتی است و به معنای آرام شدن یا آرام کردن کسی است. بعد از یک دوره عصبانیت، هیجان یا اضطراب به کار میرود.
- کاربرد: بسیار پرکاربرد در هر موقعیتی که نیاز به کاهش تنش و رسیدن به آرامش باشد.
- مثال ۱: Take a few deep breaths and try to calm down.
ترجمه: چند نفس عمیق بکش و سعی کن آرام شوی. - مثال ۲: He was very angry, and it took a while to calm him down.
ترجمه: او خیلی عصبانی بود و مدتی طول کشید تا آرامش کنیم.
۱۳. Chill out
این فعل یک عبارت غیررسمی و مترادف «calm down» یا «relax» است. معنای آن آرام گرفتن و استراحت کردن، به ویژه پس از یک دوره فعالیت یا استرس است.
- کاربرد: بیشتر در میان جوانان و در موقعیتهای دوستانه و غیررسمی استفاده میشود.
- مثال ۱: Let’s just chill out and watch a movie tonight.
ترجمه: بیا امشب فقط استراحت کنیم و یک فیلم ببینیم. - مثال ۲: You need to chill out and stop worrying so much.
ترجمه: تو باید آرام باشی و اینقدر نگران نباشی.
۱۴. Simmer down
این فعل به معنای فرونشاندن خشم یا هیجان و به تدریج آرام شدن است. مانند مایعی که پس از جوشیدن، حرارتش کم میشود و به آرامی به حالت عادی بازمیگردد.
- کاربرد: اغلب به صورت دستوری برای آرام کردن کسی که خیلی عصبانی یا هیجانزده است به کار میرود.
- مثال ۱: The coach told the players to simmer down after their big argument.
ترجمه: مربی بعد از مشاجره بزرگشان به بازیکنان گفت که آرام بگیرند. - مثال ۲: All right, everyone, simmer down! Let’s discuss this rationally.
ترجمه: بسیار خب، همه آرام باشید! بیایید منطقی در این مورد بحث کنیم.
۱۵. Wind down
این فعل به معنای ریلکس کردن و آرام شدن تدریجی پس از یک دوره فعالیت زیاد یا استرس است. این فرآیند معمولاً در انتهای روز یا پس از یک کار پرفشار اتفاق میافتد.
- کاربرد: برای توصیف فرآیند آرامسازی و آماده شدن برای استراحت.
- مثال ۱: I like to listen to some soft music to wind down before I go to sleep.
ترجمه: دوست دارم قبل از خواب برای ریلکس کردن به موسیقی ملایم گوش دهم. - مثال ۲: After a hectic week at work, it’s nice to just wind down over the weekend.
ترجمه: بعد از یک هفته پرمشغله کاری، خوب است که در آخر هفته فقط استراحت و ریلکس کنی.
جمعبندی
همانطور که مشاهده کردید، دنیای فریزال ورب برای احساسات بسیار گسترده و کاربردی است. با یادگیری و تمرین این ۱۵ فعل، شما میتوانید احساسات خود را بسیار دقیقتر، طبیعیتر و متنوعتر بیان کنید. این کار نه تنها مهارت مکالمه شما را بهبود میبخشد، بلکه به شما کمک میکند تا فیلمها، کتابها و مکالمات انگلیسی را با درک عمیقتری دنبال کنید. پیشنهاد میکنیم این افعال را در مکالمات روزمره خود به کار ببرید تا به خوبی در ذهن شما ثبت شوند.




خیلی عالی بود! یک سوال داشتم، آیا فعل cheer up رو میتونیم برای خودمون هم به کار ببریم؟ مثلاً بگم I need to cheer up؟
سلام سارای عزیز، بله کاملاً درسته! هم میتونی برای بقیه استفاده کنی (Cheer her up) و هم برای خودت وقتی نیاز داری روحیهات رو عوض کنی.
من همیشه از کلمه angry استفاده میکردم ولی توی این لیست blow up خیلی برام جالب بود. آیا این فعل در محیطهای رسمی و کاری هم کاربرد داره یا خیلی عامیانهست؟
درود بر شما مهدی جان. Blow up نسبتاً غیررسمی (Informal) هست. در محیطهای خیلی رسمی بهتره از عبارتهایی مثل lose one’s temper استفاده کنی، اما در مکالمات روزمره محیط کار هم زیاد شنیده میشه.
توی سریال Friends یادمه که شخصیتها زیاد از chill out استفاده میکردند. این هم جزو همین دستهبندی برای آرامش قرار میگیره؟
دقیقاً فاطمه جان! Chill out یکی از رایجترین فریزال وربها برای دعوت به آرامش و ریلکس کردنه، مخصوصاً وقتی کسی بیدلیل استرس داره یا عصبانیه.
یک نکتهای که من خوندم اینه که break down هم برای ماشین به کار میره و هم برای گریه کردن ناگهانی. درسته؟
بله رضا جان، هوشمندی شما عالیه! این فعل چندمعنایی (Polysemous) هست؛ هم به معنی خراب شدن وسیله نقلیه و هم به معنی از دست دادن کنترل احساسات و زیر گریه زدن.
تفاوت ظریف بین bottle up و suppress چیه؟ حس میکنم هر دو به معنی ریختن غصهها تو خود آدم هستن.
سوال خیلی خوبیه! Suppress جنبه علمی و رسمیتر داره، اما bottle up یک عبارت تصویری و فریزال ورب رایجه که دقیقاً حسِ «حبس کردن» احساسات در یک بطری رو منتقل میکنه.
فعل liven up رو میشه برای فضای مهمونی هم به کار برد؟ مثلاً بگیم موسیقی فضا رو عوض کرد؟
بله امیر عزیز. مثلاً میتونی بگی: The music really livened up the party. یعنی فضا رو شادتر و پرانرژیتر کرد.
ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه freak out رو فقط برای ترس فکر میکردم، اما شنیدم برای تعجب زیاد هم استفاده میشه. درسته؟
میشه یک مثال برای tear up بزنید؟ من این رو با تلفظ tear (اشک) اشتباه میگیرم.
حامد عزیز، اتفاقاً تلفظش همون T-ear هست. مثال: She teared up when she saw the surprise gift. یعنی چشماش پر از اشک شد (در آستانه گریه قرار گرفت).
من توی یک پادکست شنیدم که میگفت shake off the fear. این هم جزو فریزال وربهای احساسیه؟
احسنت به توجهت نیلوفر جان! Shake off یعنی از شر یک حس منفی خلاص شدن یا اون رو دور ریختن. خیلی ترکیب قشنگ و نیتیوی هست.
کدوم یکی از اینها برای عصبانیت خیلی شدید که طرف کنترلش رو از دست میده مناسبتره؟
سینا جان، برای عصبانیت آنی و شدید fly off the handle یا همون blow up که در متن بود عالی هستند.
مقاله بسیار کاربردی بود. لطفاً در مورد فریزال وربهایی که با get شروع میشن و به احساسات ربط دارن هم مطلب بذارید، مثل get over.
حتماً مریم عزیز، پیشنهاد خوبیه! Get over برای کنار آمدن با یک غم یا شکست عاطفی خیلی پرکاربرده. حتماً در مقالات بعدی بهش میپردازیم.
تفاوت calm down با settle down چیه؟ بعضی وقتا گیجکننده میشه.
علی جان، Calm down یعنی الان آروم باش و عصبانی نباش. اما Settle down معمولاً به معنی سر و سامان گرفتن در زندگی یا آروم شدنِ بچهها در کلاس بعد از شلوغکاریه.
چقدر خوب که به تفاوتهای ظریف اشاره کردید. همیشه فکر میکردم فقط happy کافیه!
خوشحالم که برات مفید بوده سپیده جان. استفاده از فریزال وربها سطح زبانت رو از مقدماتی به پیشرفته میبره.
آیا کلمه pissed off هم جزو فریزال وربهای احساساته؟ خیلی تو فیلما میشنوم.
بله بابک عزیز، اما مراقب باش! این عبارت Slang و غیررسمی محسوب میشه و ممکنه در جاهای مودبانه کمی تند به نظر برسه (به معنی خیلی کفری بودن).
برای هیجان زده شدن قبل از یک اتفاق خوب، به جز excited چی میتونیم بگیم؟
آرزوی عزیز، میتونی از look forward to استفاده کنی که البته ساختار خاص خودش رو داره، یا فعل عبارتی pump up (بیشتر به معنی به وجد آمدن) رو به کار ببری.
واقعاً خسته نباشید. یادگیری اینها توی مکالمه به من خیلی اعتماد به نفس میده.
میشه بگید choke up دقیقا چه زمانی استفاده میشه؟ وقتی آدم بغض میکنه؟
دقیقاً پگاه جان! Choke up یعنی اون لحظهای که بغض راه گلوت رو میبنده و نمیتونی صحبت کنی، معمولاً از شدتِ غم یا حتی شوق زیاد.
من همیشه برای ترس از scare استفاده میکردم. freak out واقعاً جایگزین جذابتریه. ممنون از شما.
لطفاً چند تا مثال بیشتر برای lash out بزنید. این فعل برای من جدیده.
حتماً شادی جان. مثلاً: When he’s stressed, he tends to lash out at his colleagues. یعنی وقتی استرس داره، به همکاراش پرخاش میکنه (خشمش رو سر اونا خالی میکنه).
برای ناامیدی و دلسرد شدن هم فریزال ورب داریم؟
بله نریمان عزیز، یکی از رایجترینهاش get down هست. مثلاً: Don’t let this bad news get you down. یعنی نذار این خبر بد دلسردت کنه.