مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

فریزال ورب روزمره

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای جذاب و پرکاربرد فریزال ورب‌ها آشنا می‌کنیم. افعال عبارتی یا فریزال ورب‌ها (Phrasal Verbs) یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین بخش‌های یادگیری زبان انگلیسی هستند. این افعال که از ترکیب یک فعل اصلی با یک یا دو حرف اضافه یا قید ساخته می‌شوند، معنایی کاملاً جدید و متفاوت از فعل اصلی پیدا می‌کنند. تسلط بر فریزال ورب روزمره کلید اصلی برای درک عمیق مکالمات واقعی و صحبت کردن مانند یک فرد بومی (Native Speaker) است. با ما همراه باشید تا ۲۰ مورد از پرکاربردترین این افعال را با مثال‌های واضح بیاموزید و تکنیک‌های طلایی برای یادگیری آن‌ها را کشف کنید.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “Time Release Protein” چیه؟ (راهنمای پروتئین زمان‌دار برای باشگاه)

فریزال ورب (Phrasal Verb) چیست و چرا اهمیت دارد؟

قبل از اینکه به لیست پرکاربردترین‌ها بپردازیم، بهتر است درک درستی از ماهیت فریزال ورب‌ها داشته باشیم. همانطور که اشاره شد، یک فریزال ورب روزمره از یک فعل (مانند `get`, `put`, `take`) و یک جزء دیگر به نام ذره (particle) که می‌تواند قید یا حرف اضافه باشد (مانند `up`, `off`, `on`) تشکیل شده است. ترکیب این دو جزء، معنایی کاملاً جدید خلق می‌کند که اغلب قابل حدس زدن از معنای تک‌تک کلمات نیست. برای مثال، `give` به معنای «دادن» است، اما `give up` به معنای «تسلیم شدن» یا «دست کشیدن» است. اهمیت یادگیری این افعال در این است که انگلیسی‌زبانان به وفور از آن‌ها در مکالمات روزمره، فیلم‌ها، پادکست‌ها و حتی متون غیررسمی استفاده می‌کنند. در واقع، حدود ۸۰ درصد افعال در انگلیسی محاوره‌ای، فریزال ورب هستند. بنابراین، بدون شناخت آن‌ها، درک کامل مکالمات و ارتباط موثر تقریباً غیرممکن خواهد بود.

انواع فریزال ورب‌ها: جداشدنی و جدا نشدنی

یکی از نکات کلیدی در یادگیری فریزال ورب‌ها، تشخیص جداشدنی (Separable) و جدانشدنی (Inseparable) بودن آنهاست. درک این تفاوت برای استفاده صحیح از آن‌ها در جمله ضروری است.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:تفاوت CV و Resume که ۹۰٪ دانشجوها نمیدونن (رد نشید!)

۲۰ فریزال ورب روزمره که باید بدانید

اکنون زمان آن رسیده که با ۲۰ مورد از پرکاربردترین فریزال ورب‌ها در مکالمات روزمره آشنا شویم. برای هر مورد، معنی، نوع (جداشدنی/جدانشدنی) و چند مثال کاربردی ارائه شده است.

  1. Look after (somebody/something)

    معنی: مراقبت کردن از کسی یا چیزی
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    این فریزال ورب روزمره برای بیان مسئولیت نگهداری و مراقبت به کار می‌رود.

    • `Can you look after my cat while I’m on vacation?` (می‌توانی وقتی من در تعطیلات هستم از گربه‌ام مراقبت کنی؟)
    • `She had to look after her younger sister.` (او مجبور بود از خواهر کوچکترش مراقبت کند.)
  2. Get up

    معنی: بیدار شدن، از رختخواب بلند شدن
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    یکی از اولین افعالی که در صحبت از کارهای روزانه به آن نیاز پیدا می‌کنید.

    • `I have to get up at 6 AM for work every day.` (من باید هر روز ساعت ۶ صبح برای کار بیدار شوم.)
    • `He found it hard to get up on such a cold morning.` (بلند شدن در چنین صبح سردی برایش سخت بود.)
  3. Put on (something)

    معنی: پوشیدن (لباس، کفش، عینک و …)
    نوع: جداشدنی (Separable)
    این فعل متضاد `take off` (درآوردن لباس) است.

    • `It’s cold outside. Put on your jacket.` (بیرون سرد است. ژاکتت را بپوش.)
    • `She put her glasses on and started to read.` (او عینکش را زد و شروع به خواندن کرد.)
  4. Give up

    معنی: تسلیم شدن، دست کشیدن از کاری، ترک کردن (یک عادت)
    نوع: جداشدنی (Separable)
    این فعل نشان‌دهنده توقف تلاش برای انجام کاری است.

    • `Don’t give up! You’re so close to the finish line.` (تسلیم نشو! تو خیلی به خط پایان نزدیکی.)
    • `He decided to give up smoking.` (او تصمیم گرفت سیگار را ترک کند.)
  5. Find out (something)

    معنی: کشف کردن، فهمیدن، مطلع شدن
    نوع: جداشدنی (Separable)
    وقتی اطلاعات جدیدی به دست می‌آورید، از این فریزال ورب روزمره استفاده می‌کنید.

    • `I need to find out what time the meeting starts.` (باید بفهمم جلسه چه ساعتی شروع می‌شود.)
    • `She was shocked when she found out the truth.` (وقتی حقیقت را فهمید، شوکه شد.)
  6. Turn on / Turn off (something)

    معنی: روشن کردن / خاموش کردن (دستگاه‌های الکتریکی، چراغ)
    نوع: جداشدنی (Separable)
    این دو فریزال ورب در زندگی روزمره بسیار پرکاربرد هستند.

    • `Could you please turn on the lights?` (میشه لطفاً چراغ‌ها را روشن کنی؟)
    • `Don’t forget to turn the TV off before you leave.` (یادت نره قبل از رفتن تلویزیون رو خاموش کنی.)
  7. Get along (with somebody)

    معنی: رابطه خوبی داشتن، با کسی کنار آمدن
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    برای توصیف روابط دوستانه و بدون مشکل با دیگران استفاده می‌شود.

    • `I really get along with my new colleagues.` (من واقعاً با همکاران جدیدم خوب کنار می‌آیم.)
    • `Do you get along with your neighbors?` (آیا با همسایه‌هایت رابطه خوبی داری؟)
  8. Look forward to (something)

    معنی: با هیجان منتظر چیزی بودن
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    برای ابراز هیجان و انتظار برای یک رویداد در آینده به کار می‌رود.

    • `I’m really looking forward to our trip next month.` (من واقعاً مشتاقانه منتظر سفرمان در ماه آینده هستم.)
    • `She is looking forward to starting her new job.` (او برای شروع کار جدیدش هیجان‌زده است.)
  9. Put off (something)

    معنی: به تعویق انداختن، موکول کردن به بعد
    نوع: جداشدنی (Separable)
    این فریزال ورب معادل کلمه رسمی‌تر `postpone` است.

    • `We have to put off the meeting until Friday.` (ما مجبوریم جلسه را تا روز جمعه به تعویق بیندازیم.)
    • `Don’t put it off until the last minute.` (آن را به دقیقه آخر موکول نکن.)
  10. Come up with (something)

    معنی: ایده یا راه حلی را پیدا کردن، به فکر رسیدن
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    برای بیان فرآیند تفکر و رسیدن به یک نتیجه خلاقانه استفاده می‌شود.

    • `She came up with a great idea for the project.` (او یک ایده عالی برای پروژه پیدا کرد.)
    • `We need to come up with a new marketing strategy.` (ما باید یک استراتژی بازاریابی جدید پیدا کنیم.)
  11. Run out of (something)

    معنی: تمام کردن، دیگر نداشتن
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    وقتی موجودی چیزی به پایان می‌رسد، از این عبارت استفاده می‌شود.

    • `We’ve run out of milk. Can you buy some?` (شیرمان تمام شده. می‌توانی مقداری بخری؟)
    • `I’m afraid we’re running out of time.` (متاسفانه فکر می‌کنم وقتمان دارد تمام می‌شود.)
  12. Break down

    معنی: خراب شدن (برای ماشین یا دستگاه‌ها)
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    این فعل به طور خاص برای از کار افتادن وسایل مکانیکی یا الکترونیکی به کار می‌رود.

    • `My car broke down on the way to work.` (ماشینم در مسیر رفتن به سر کار خراب شد.)
    • `The washing machine has broken down again.` (ماشین لباسشویی دوباره خراب شده است.)
  13. Take off

    معنی: بلند شدن (هواپیما)، درآوردن (لباس)
    نوع: جدانشدنی (برای هواپیما) / جداشدنی (برای لباس)
    این فریزال ورب چندمعنایی است و باید به متن جمله توجه کرد.

    • `The plane is scheduled to take off at 8 PM.` (هواپیما قرار است ساعت ۸ شب بلند شود.)
    • `Please take your shoes off before entering the house.` (لطفاً قبل از ورود به خانه کفش‌هایتان را در بیاورید.)
  14. Work out

    معنی: ورزش کردن، حل شدن یا خوب پیش رفتن
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    این عبارت هم می‌تواند به معنای فعالیت بدنی و هم به معنای نتیجه‌بخش بودن یک برنامه باشد.

    • `I try to work out at the gym three times a week.` (سعی می‌کنم سه بار در هفته در باشگاه ورزش کنم.)
    • `Don’t worry, everything will work out in the end.` (نگران نباش، در نهایت همه چیز درست خواهد شد.)
  15. Look up (something)

    معنی: جستجو کردن اطلاعات (در کتاب، دیکشنری، اینترنت)
    نوع: جداشدنی (Separable)
    این فعل برای یافتن یک بخش خاص از اطلاعات به کار می‌رود.

    • `If you don’t know the word, look it up in the dictionary.` (اگر کلمه را نمی‌دانی، آن را در دیکشنری جستجو کن.)
    • `I need to look up his phone number.` (باید شماره تلفنش را پیدا کنم.)
  16. Hold on

    معنی: صبر کردن، منتظر ماندن (معمولاً برای مدت کوتاه)
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    یک عبارت بسیار رایج در مکالمات تلفنی و روزمره است.

    • `Hold on a second, I’m on another call.` (یک لحظه صبر کن، من روی یک خط دیگر هستم.)
    • `Can you hold on? I’ll be right back.` (می‌توانی منتظر بمانی؟ الان برمی‌گردم.)
  17. Go on

    معنی: ادامه دادن، اتفاق افتادن
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    این فعل هم برای تشویق به ادامه صحبت و هم برای پرسیدن در مورد یک اتفاق استفاده می‌شود.

    • `Please go on with your story, it’s very interesting.` (لطفاً داستانت را ادامه بده، خیلی جالب است.)
    • `What’s going on here?` (اینجا چه خبر است؟)
  18. Pick up (somebody/something)

    معنی: کسی را با ماشین برداشتن، چیزی را از روی زمین برداشتن
    نوع: جداشدنی (Separable)
    یک فریزال ورب روزمره بسیار پرکاربرد در برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های روزانه.

    • `Can you pick me up from the airport at 10?` (می‌توانی ساعت ۱۰ من را از فرودگاه برداری؟)
    • `He bent down to pick up his keys from the floor.` (او خم شد تا کلیدهایش را از روی زمین بردارد.)
  19. Put up with (somebody/something)

    معنی: تحمل کردن (چیزی یا کسی ناخوشایند)
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    این فعل عبارتی سه کلمه‌ای برای بیان صبر و تحمل در برابر شرایط سخت یا افراد آزاردهنده است.

    • `I can’t put up with his rude behavior anymore.` (دیگر نمی‌توانم رفتار بی‌ادبانه‌اش را تحمل کنم.)
    • `How do you put up with all that noise?` (چطور این همه سر و صدا را تحمل می‌کنی؟)
  20. Grow up

    معنی: بزرگ شدن، رشد کردن (از کودکی به بزرگسالی)
    نوع: جدانشدنی (Inseparable)
    برای صحبت در مورد دوران کودکی و محل بزرگ شدن استفاده می‌شود.

    • `I grew up in a small town.` (من در یک شهر کوچک بزرگ شدم.)
    • `He needs to grow up and take responsibility.` (او باید بزرگ شود و مسئولیت‌پذیری را یاد بگیرد.)
📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Microtransactions” (پول زور بازی‌ها!)

چگونه فریزال ورب‌ها را به طور موثر یاد بگیریم؟

یادگیری لیستی طولانی از فریزال ورب‌ها می‌تواند خسته‌کننده و بی‌فایده باشد. کلید موفقیت در یادگیری آن‌ها، استفاده از روش‌های هوشمندانه و کاربردی است.

۱. یادگیری در بستر متن (Learn in Context)

به جای حفظ کردن لیست‌های طولانی، سعی کنید هر فریزال ورب روزمره را در یک جمله یا داستان یاد بگیرید. وقتی می‌بینید یک فعل در یک موقعیت واقعی چگونه استفاده می‌شود، معنای آن بهتر در ذهن شما ثبت می‌شود. فیلم ببینید، پادکست گوش دهید و به نحوه استفاده افراد بومی از این افعال دقت کنید.

۲. دسته‌بندی موضوعی

فریزال ورب‌ها را بر اساس موضوع دسته‌بندی کنید. برای مثال، می‌توانید لیستی از فریزال ورب‌های مربوط به کار، سفر، روابط یا کارهای روزمره تهیه کنید. این کار به ذهن شما کمک می‌کند تا بین کلمات ارتباط معنایی برقرار کرده و آن‌ها را راحت‌تر به خاطر بسپارد.

۳. ساختن داستان‌های شخصی

سعی کنید با فریزال ورب‌های جدیدی که یاد می‌گیرید، داستان‌های کوتاه و شخصی بسازید. جملاتی در مورد زندگی، کار یا خاطرات خود بنویسید. این ارتباط شخصی باعث می‌شود کلمات برای شما معنادارتر شده و عمیق‌تر در حافظه بلندمدت شما ثبت شوند.

۴. استفاده از فلش کارت

برای مرور، از فلش کارت استفاده کنید. روی یک طرف کارت، فریزال ورب را بنویسید و در طرف دیگر، معنی و یک جمله مثال را یادداشت کنید. مرور منظم این کارت‌ها، به خصوص با استفاده از تکنیک تکرار با فاصله (Spaced Repetition)، بسیار موثر است.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:کاسه داغ‌تر از آش: Bowl hotter than soup?

نتیجه‌گیری

تسلط بر فریزال ورب روزمره یک گام بزرگ در مسیر روان صحبت کردن انگلیسی و درک کامل مکالمات است. این افعال بخش جدایی‌ناپذیر زبان محاوره‌ای هستند و استفاده صحیح از آن‌ها، زبان شما را طبیعی و حرفه‌ای‌تر می‌کند. با تمرکز بر یادگیری پرکاربردترین‌ها، توجه به جداشدنی یا جدانشدنی بودن آن‌ها و استفاده از روش‌های یادگیری فعال مانند یادگیری در بستر متن و ساختن داستان‌های شخصی، می‌توانید این چالش را به یک نقطه قوت تبدیل کنید. لیستی که در این مقاله ارائه شد، نقطه شروعی عالی برای شماست. آن‌ها را در مکالمات و نوشته‌های خود به کار ببرید و از پیشرفت خود لذت ببرید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 633

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

35 پاسخ

  1. واقعا مقاله عالی بود. من همیشه با فریزال ورب‌هایی که با get شروع میشن مشکل داشتم. تفاوت دقیق بین get along و get by چیه؟

    1. سارا جان خوشحالیم که برات مفید بوده. get along به معنی داشتن رابطه خوب با کسیه، اما get by یعنی با وجود سختی‌ها از پس مخارج یا زندگی براومدن. مثلا: I get along with my boss اما I can barely get by on this salary.

  2. دمتون گرم! من توی فیلم‌ها زیاد شنیدم که میگن ‘Hold on’، این همون ‘Wait’ هست یا فرق داره؟

    1. دقیقا امیرحسین عزیز! Hold on غیررسمی‌تره و معمولا وقتی استفاده میشه که بخوایم کسی رو سریع متوقف کنیم یا پشت خط تلفن نگه داریم.

  3. کاش در مورد افعال عبارتی جداشدنی (separable) و جدانشدنی هم بیشتر توضیح می‌دادید. تشخیص‌شون سخته.

    1. نکته خیلی هوشمندانه‌ای بود نیلوفر جان. در آپدیت‌های بعدی حتما یک بخش مجزا برای ساختار گرامری و جایگاه مفعول اضافه می‌کنیم.

  4. من توی آزمون آیلتس (IELTS) می‌تونم از این افعال استفاده کنم یا خیلی غیررسمی هستن؟

    1. رضای عزیز، برای بخش Speaking عالی هستن و نمره‌ت رو بالا می‌برن چون نشون میدن مثل نیتیو‌ها حرف می‌زنی، اما در بخش Writing Academic بهتره از معادل‌های رسمی‌تر استفاده کنی.

  5. عبارت ‘Look forward to’ رو من همیشه اشتباه استفاده می‌کردم، نمی‌دونستم بعدش باید فعل با ing بیاد. ممنون از مثال‌های خوبتون.

  6. یه سوال، آیا فریزال ورب ‘Give up’ همیشه بار منفی داره؟ یعنی فقط برای تسلیم شدن استفاده میشه؟

    1. لزوما نه بابک جان؛ مثلا وقتی می‌گی ‘Give up smoking’ یعنی یک عادت بد رو ترک کردی که کاملا مثبته!

  7. من عاشق عبارت ‘Find out’ هستم، خیلی کاربردیه. توی شرکت ما همه به جای Discover از این استفاده می‌کنن.

    1. کاملا درسته هانیه جان. Find out در محیط‌های کاری برای پیدا کردن اطلاعات یا پی بردن به یک موضوع بسیار رایج‌تره.

  8. به نظر من بهترین راه یادگیری این‌ها، یاد گرفتن در قالب جمله‌ست نه به صورت تکی. مقاله شما هم همین کار رو کرده بود.

    1. مهسا جان، Look for یعنی ‘جستجو کردن’ دنبال چیزی، اما Look after یعنی ‘مراقبت کردن’ از کسی یا چیزی. مثلا: I am looking for my keys / I look after my baby brother.

  9. لطفا در مورد فریزال ورب‌هایی که در مکالمات بیزینسی استفاده میشن مثل ‘Call off’ هم یک مقاله بنویسید.

    1. حتما علی عزیز، پیشنهاد خیلی خوبی بود. Call off به معنی کنسل کردن جلسه یا قرارداد، حتما در لیست مقالات بعدی قرار می‌گیره.

  10. من شنیدم ‘Put up with’ یعنی تحمل کردن، درسته؟ مثال دیگه‌ای براش دارید؟

    1. بله زهرا جان دقیقا. مثلا: I can’t put up with this noise anymore (دیگه نمی‌تونم این سر و صدا رو تحمل کنم).

  11. بسیار کاربردی بود. مخصوصا بخش مربوط به native speaker شدن. واقعا بدون این افعال صحبت کردن خیلی مکانیکی به نظر میاد.

    1. بله الناز جان، هر دو معنای مشابهی دارن و در اکثر مواقع می‌تونن جایگزین هم بشن، اما Carry on کمی در انگلیسی بریتانیایی رایج‌تره.

  12. من توی دیکشنری دیدم برای ‘Turn down’ چند تا معنی نوشته. کدومش تو مکالمه روزمره بیشتر استفاده میشه؟

    1. حسین عزیز، دو معنی خیلی رایج داره: ۱. کم کردن صدای تلویزیون یا رادیو، ۲. رد کردن یک درخواست یا پیشنهاد کاری.

  13. فریزال ورب ‘Run out of’ هم خیلی مهمه. مثلا وقتی بنزین یا وقت تموم میشه. کاش این رو هم اضافه می‌کردید.

  14. ممنون از سایت خوبتون. من هر روز یکی از این‌ها رو حفظ می‌کنم و سعی می‌کنم توی چت با دوستام به کار ببرم.

    1. این بهترین روش یادگیریه سامان جان! تداوم و استفاده در کلام باعث میشه ملکه ذهنت بشه. موفق باشی.

  15. چقدر خوب که معادل‌های فارسی دقیق رو گذاشتید. بعضی جاها ترجمه‌ها خیلی گنگ هستن.

    1. خواهش می‌کنم رویا جان. هدف ما انتقال دقیق مفهوم در کنار ترجمه کلمه به کلمه است.

  16. یک سوال فنی، فریزال ورب‌ها توی متن‌های علمی هم میان یا فقط برای حرف زدنه؟

    1. کامران عزیز، در متون علمی (Scientific Papers) معمولا از افعال تک‌کلمه‌ای و رسمی‌تر استفاده میشه (مثلا Establish به جای Set up)، اما در مقالات عمومی و روزنامه‌ها کاملا رایج هستن.

  17. مرسی از آموزش عالیتون. من با ‘Break up’ شروع کردم چون تو فیلما زیاد شنیده بودم!

    1. نگین جان، Break up واقعا کاربردیه، هم برای پایان رابطه و هم وقتی صدای کسی پشت تلفن قطع و وصل میشه می‌تونی بگی: You’re breaking up!

  18. تکنیک طلایی که گفتید واقعا جواب میده. تصویرسازی ذهنی برای هر فعل خیلی کمک می‌کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *