- آیا تا به حال هنگام دنبال کردن یک دستور پخت انگلیسی زبان، با فریزال وربهایی مواجه شدهاید که معنای دقیق آنها را نمیدانستید؟
- چقدر با فریزال وربهای رایج در دنیای آشپزی آشنایی دارید و چرا یادگیری آنها تا این حد ضروری است؟
- آیا میدانید تفاوتهای ظریف بین «Chop up» و «Slice up» چیست و چه زمانی باید از هر یک استفاده کرد؟
- چگونه میتوان از اشتباهات رایج در استفاده از فریزال وربهای آشپزی جلوگیری کرد و آنها را به طور موثر به کار برد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و شما را با دنیای جذاب و کاربردی فریزال ورب های آشپزی آشنا خواهیم کرد. یادگیری این افعال عبارتی نه تنها به شما کمک میکند تا دستور پختهای انگلیسی را بدون مشکل درک کنید، بلکه مهارتهای گفتاری و شنیداری شما را در مورد مباحث مربوط به غذا و آشپزی به شدت تقویت خواهد کرد. از «Chop up» پیاز گرفته تا «Boil over» شدن شیر، هر فریزال ورب نقش مهمی در مکالمات و متون آشپزی ایفا میکند. با ما همراه باشید تا به عمق این واژگان شیرین و کاربردی سفر کنیم و نحوه استفاده صحیح از آنها را فرا بگیریم.
فریزال وربهای آشپزی چیستند و چرا یادگیریشان مهم است؟
فریزال وربها (Phrasal Verbs) گروهی از افعال در زبان انگلیسی هستند که از یک فعل اصلی به همراه یک یا دو حرف اضافه (preposition) یا قید (adverb) تشکیل شدهاند. این ترکیب، غالباً معنایی کاملاً متفاوت از فعل اصلی ایجاد میکند. به عنوان مثال، فعل “look” به معنای “نگاه کردن” است، اما “look up” میتواند به معنای “جستجو کردن در فرهنگ لغت” باشد. در دنیای آشپزی، این افعال عبارتی بسیار رایج و حیاتی هستند. از آمادهسازی مواد اولیه گرفته تا فرآیند پخت و سرو غذا، تقریباً در هر مرحلهای میتوانید از فریزال ورب های آشپزی استفاده کنید.
اهمیت یادگیری این افعال از چند جهت قابل توجه است. اولاً، درک دستور پختها، برنامههای آشپزی تلویزیونی و پادکستهای مربوط به غذا، بدون آشنایی با این عبارات تقریباً غیرممکن است. دوماً، استفاده صحیح از آنها باعث میشود انگلیسی شما طبیعیتر و شبیهتر به زبان مادری شود. این امر به شما کمک میکند تا با اطمینان بیشتری در مورد آشپزی صحبت کنید و تجربیات خود را به وضوح بیان کنید. سوماً، فریزال ورب های آشپزی بخشی جداییناپذیر از واژگان روزمره انگلیسی هستند و تسلط بر آنها نشاندهنده سطح بالاتری از مهارت زبانی شماست.
نگاهی عمیق به فریزال وربهای آشپزی رایج
حالا بیایید به سراغ برخی از پرکاربردترین فریزال ورب های آشپزی برویم که هر آشپزی باید آنها را بداند. ما سه فریزال ورب اصلی یعنی «Chop up»، «Slice up» و «Boil over» را به صورت مفصل بررسی میکنیم و سپس به سراغ عبارات کاربردی دیگر خواهیم رفت.
Chop up (خرد کردن/تکه کردن)
«Chop up» یکی از ابتداییترین و پرکاربردترین فریزال ورب های آشپزی است. این عبارت به معنای خرد کردن یا تکه تکه کردن مواد غذایی به قطعات کوچک و معمولاً نامنظم است. معمولاً برای سبزیجاتی مانند پیاز، سیر، هویج یا سیبزمینی که نیاز به خرد شدن سریع و نه لزوماً با دقت زیاد دارند، از «Chop up» استفاده میشود. این عمل با چاقو یا ساطور انجام میشود و قطعات حاصل، ممکن است ابعاد یکسانی نداشته باشند.
مثالها:
- We need to chop up the onions before we start frying them.
(باید پیازها را خرد کنیم قبل از اینکه شروع به سرخ کردنشان کنیم.) - Could you please chop up some garlic for the sauce?
(لطفاً مقداری سیر برای سس خرد میکنید؟) - He was busy chopping up vegetables for the salad.
(او مشغول خرد کردن سبزیجات برای سالاد بود.)
Slice up (ورقه کردن/برش زدن)
«Slice up» نیز مانند «Chop up» به معنای برش زدن است، اما تفاوت کلیدی در نوع برش است. «Slice up» به معنای ورقه ورقه کردن یا برش زدن مواد غذایی به قطعات نازک و یکدست است. این عبارت اغلب برای میوهها، سبزیجات مانند خیار و گوجهفرنگی، نان یا گوشت به کار میرود که میخواهیم قطعات برش خورده ظاهر منظم و ضخامت یکسانی داشته باشند.
مثالها:
- Can you slice up the bread for the sandwiches?
(میتوانی نان را برای ساندویچها ورقه ورقه کنی؟) - She carefully sliced up the cucumber into thin rounds.
(او خیار را با دقت به ورقههای نازک برش زد.) - For this recipe, you need to slice up the chicken breast thinly.
(برای این دستور پخت، باید سینه مرغ را نازک برش بزنید.)
Boil over (سر رفتن/جوشیدن و لبریز شدن)
«Boil over» یک فریزال ورب توصیفی است که به موقعیتی اشاره دارد که یک مایع در حال جوش، از لبه ظرف سرریز میکند. این اتفاق معمولاً در اثر حرارت زیاد یا پر بودن بیش از حد ظرف رخ میدهد و میتواند باعث کثیف شدن اجاق گاز شود. این عبارت بیشتر برای شیر، آب، پاستا یا برنج در حال جوش استفاده میشود.
مثالها:
- Watch the milk carefully, don’t let it boil over.
(مواظب شیر باش، نگذار سر برود.) - The pasta water started to boil over because I turned the heat too high.
(آب پاستا شروع به سر رفتن کرد چون حرارت را خیلی زیاد کردم.) - If the pot is too full, the soup might boil over.
(اگر قابلمه خیلی پر باشد، ممکن است سوپ سر برود.)
فریزال وربهای آشپزی ضروری دیگر
علاوه بر سه فریزال ورب بالا، بسیاری از فریزال ورب های آشپزی دیگر نیز وجود دارند که در آشپزخانه کاربرد فراوانی دارند:
- Cut up: به معنای بریدن یا تکه کردن به قطعات کوچکتر. این عبارت میتواند عمومیتر از «chop up» یا «slice up» باشد.
- Please cut up the apple for the baby. (لطفاً سیب را برای بچه تکه کن.)
- Mix in/Stir in: به معنای اضافه کردن و مخلوط کردن یک ماده با مواد دیگر.
- Mix in the sugar gradually until it dissolves. (شکر را به تدریج اضافه و مخلوط کن تا حل شود.)
- Warm up/Heat up: به معنای گرم کردن غذا یا نوشیدنی.
- I need to warm up the leftovers from last night. (باید باقیمانده غذای دیشب را گرم کنم.)
- Simmer down: به معنای کم کردن حرارت تا جایی که مایع به آرامی بجوشد، یا در مورد فرد، آرام شدن خشم.
- After it boils, simmer down the soup for 20 minutes. (بعد از جوش آمدن، سوپ را به مدت ۲۰ دقیقه با حرارت ملایم بپزید.)
- Dish out: به معنای سرو کردن غذا.
- It’s time to dish out the dinner. (وقت آن است که شام را سرو کنیم.)
- Whip up: به معنای سریعاً آماده کردن یک وعده غذایی یا نوشیدنی.
- She can whip up a delicious meal in no time. (او میتواند در کمترین زمان یک غذای خوشمزه آماده کند.)
- Peel off: به معنای کندن پوست میوه یا سبزیجات.
- Don’t forget to peel off the skin of the potatoes. (یادت نرود پوست سیبزمینیها را بکنی.)
- Fry up: به معنای سرخ کردن کامل چیزی.
- I’m going to fry up some eggs for breakfast. (قصد دارم چند تخممرغ برای صبحانه سرخ کنم.)
- Thaw out: به معنای یخزدایی کردن مواد غذایی.
- Make sure to thaw out the chicken completely before cooking. (مطمئن شو که مرغ را قبل از پخت کاملاً یخزدایی کردهای.)
- Eat out: به معنای غذا خوردن در رستوران یا بیرون از خانه.
- We decided to eat out tonight instead of cooking. (تصمیم گرفتیم امشب به جای آشپزی، بیرون غذا بخوریم.)
- Eat in: به معنای غذا خوردن در خانه.
- I’m tired, let’s just eat in tonight. (خستهام، بیا امشب در خانه غذا بخوریم.)
- Put on: به معنای شروع به پختن یا آماده کردن چیزی (معمولاً مایعات).
- I’ll put on the kettle for some tea. (کتری را برای چای روشن میکنم.)
- Take out: به معنای خارج کردن چیزی از فر، اجاق یا ظرف.
- Remember to take out the cake from the oven when it’s golden brown. (یادت باشد کیک را وقتی طلایی شد از فر خارج کنی.)
نکات کلیدی برای تسلط بر فریزال وربهای آشپزی
یادگیری فریزال ورب های آشپزی نیازمند تمرین و تکرار است. در اینجا چند نکته عملی برای کمک به شما در این مسیر آورده شده است:
- در محیط آشپزخانه تمرین کنید: بهترین راه یادگیری این است که آنها را در محیط واقعی به کار ببرید. وقتی در حال آشپزی هستید، سعی کنید کارهایی که انجام میدهید را با صدای بلند و با استفاده از این فریزال وربها توصیف کنید.
- با دستور پختهای انگلیسی کار کنید: دستور پختهای آنلاین یا کتابهای آشپزی انگلیسی زبان را بخوانید. هنگام خواندن، به فریزال ورب های آشپزی توجه کنید و سعی کنید معنای آنها را از روی متن حدس بزنید.
- کارتهای فلش (Flashcards) بسازید: برای هر فریزال ورب یک کارت فلش تهیه کنید. در یک طرف فریزال ورب و در طرف دیگر معنی آن به فارسی یا انگلیسی (همراه با یک مثال آشپزی) را بنویسید.
- برنامههای آشپزی انگلیسی تماشا کنید: مشاهده برنامههای آشپزی انگلیسی زبان به شما کمک میکند تا این عبارات را در بافت طبیعی بشنوید و با نحوه استفاده صحیح آنها آشنا شوید.
- یک دفترچه واژگان داشته باشید: یک دفترچه برای یادداشت فریزال ورب های آشپزی جدید که یاد میگیرید، اختصاص دهید. هر فریزال ورب را با یک یا دو جمله مثال یادداشت کنید.
- تمرینات آنلاین حل کنید: وبسایتها و اپلیکیشنهای زیادی وجود دارند که تمرینات مربوط به فریزال وربها را ارائه میدهند. از آنها برای محک زدن دانش خود استفاده کنید.
اشتباهات رایج و چگونگی دوری از آنها
مانند هر بخش دیگری از زبان انگلیسی، در استفاده از فریزال ورب های آشپزی نیز اشتباهاتی رایج وجود دارد که با آگاهی از آنها میتوان از وقوعشان جلوگیری کرد:
- ترجمه کلمه به کلمه: بزرگترین اشتباه، تلاش برای ترجمه جزء به جزء فریزال وربهاست. مثلاً “boil over” به معنای “جوشیدن روی” نیست، بلکه به معنای “سر رفتن” است. همیشه معنای کلی فریزال ورب را به خاطر بسپارید.
- اشتباه گرفتن فریزال وربهای مشابه: برخی فریزال وربها ممکن است شبیه به هم باشند اما معنای متفاوتی داشته باشند (مثل تفاوت بین «chop up» و «slice up» که قبلاً توضیح داده شد). به تفاوتهای ظریف توجه کنید.
- عدم توجه به قابلیت جدایی: برخی از فریزال وربها قابل جدایی هستند (separable) و برخی غیرقابل جدایی (inseparable). یعنی میتوان مفعول را بین فعل و حرف اضافه قرار داد یا بعد از حرف اضافه. مثلاً در «chop up the onions»، میتوان گفت «chop the onions up». اما در برخی موارد این کار امکانپذیر نیست. اگر مطمئن نیستید، مفعول را بعد از فریزال ورب کامل بیاورید.
- استفاده نادرست از حروف اضافه: انتخاب حرف اضافه صحیح بسیار مهم است. اشتباه در حرف اضافه میتواند معنا را کاملاً تغییر دهد یا جمله را بیمعنی کند.
نتیجهگیری
فریزال ورب های آشپزی، ابزاری قدرتمند برای هر زبانآموز انگلیسی هستند، به ویژه برای کسانی که به آشپزی علاقه دارند یا نیاز به درک دستور پختها و مکالمات مربوط به غذا دارند. با تسلط بر عباراتی مانند «Chop up»، «Slice up» و «Boil over» و دهها فریزال ورب دیگر، نه تنها میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در آشپزخانه فعالیت کنید، بلکه مهارتهای زبانی خود را نیز به سطحی بالاتر ارتقا خواهید داد. به یاد داشته باشید که کلید موفقیت در یادگیری، تمرین مداوم، استفاده از این عبارات در بافت واقعی و عدم ترس از اشتباه کردن است. امیدواریم این مقاله جامع، راهنمای مفیدی برای شما در مسیر یادگیری این بخش هیجانانگیز از واژگان انگلیسی بوده باشد. پس چاقوی خود را تیز کنید و آماده باشید تا دنیای لذیذ فریزال ورب های آشپزی را فتح کنید!




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، آیا بین chop up و cut up تفاوت خاصی هست؟ من هر دو رو توی ویدیوهای آشپزی یوتیوب شنیدم.
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبیه! در واقع chop up به معنی خرد کردن به قطعات ریزتر و نامنظم هست، در حالی که cut up کلیتره و فقط به بریدن به قطعات مختلف اشاره داره. معمولاً وقتی میخوایم روی ریز بودن تاکید کنیم از chop استفاده میکنیم.
من همیشه با boil over مشکل داشتم. دیروز داشتم شیر داغ میکردم و دقیقا همین اتفاق افتاد! یاد گرفتن این اصطلاحات باعث میشه وقتی برنامه MasterChef رو میبینم بهتر متوجه بشم چی میگن.
دقیقا امیررضا عزیز! اصطلاح boil over یعنی چیزی در اثر جوشیدن از ظرف بیرون بریزه. تماشای برنامههای آشپزی مثل MasterChef یکی از بهترین راهها برای یادگیری این فریزال وربها در محیط واقعی هست.
تفاوت slice up و dice up چیه؟ توی دستور پختها خیلی این دو تا رو میبینم.
مریم عزیز، Slice up یعنی چیزی رو به صورت ورقهای یا لایههای نازک بریدن (مثل کالباس یا نان)، اما dice up یعنی به صورت مکعبهای کوچک (نگینی) خرد کردن. ممنون از سوالت!
واقعا عالی بود. من همیشه فکر میکردم فقط باید از کلمات ساده مثل peel یا fry استفاده کرد. استفاده از phrasal verb ها مکالمه رو خیلی نیتیوتر (Native) میکنه.
کاملاً درسته فرهاد جان. استفاده از phrasal verb ها نشاندهنده سطح بالاتر تسلط شما به زبان هست و باعث میشه صحبت کردنتان طبیعیتر به نظر برسه.
آیا fry up فقط برای صبحانه انگلیسی استفاده میشه؟ چون یه جا شنیدم که به عنوان اسم هم به کار میره.
نکته بسیار هوشمندانهای بود نازنین جان! بله، در انگلیسی بریتانیایی a fry-up به وعده غذایی (معمولاً صبحانه) شامل مواد سرخکردنی گفته میشه. اما به عنوان فعل، یعنی سریع چیزی رو سرخ کردن.
مقاله خیلی مفیدی بود. من همیشه کلمه stir in رو با mix اشتباه میگرفتم. الان متوجه شدم که stir in یعنی یک ماده رو به آرامی به بقیه مواد اضافه کنی و هم بزنی.
عالیه علی جان! خوشحالم که این تفاوت برات روشن شد. Stir in معمولاً زمانی استفاده میشه که میخوایم ماده جدیدی رو به ترکیبی که از قبل توی قابلمه هست اضافه کنیم.
آیا phrasal verb هایی که گفتین غیررسمی هستن؟ یعنی میشه توی یک کتاب آشپزی رسمی هم ازشون استفاده کرد؟
مونا عزیز، این افعال کاملاً در متون آشپزی استاندارد و کتابهای آشپزی رایج هستن. اگرچه در متون خیلی علمی شاید از کلمات رسمیتر استفاده بشه، اما برای آشپزی روزمره و حرفهای کاملاً مناسب و استاندارد هستن.
من کلمه whip up رو هم شنیدم، مثلا whip up a meal. این هم جزو همین دسته حساب میشه؟
بله کامران جان! Whip up یعنی خیلی سریع و با عجله یک غذایی درست کردن. اصطلاح بسیار پرکاربرد و جالبی هست که میتونی به لیستت اضافه کنی.
خیلی ممنون از سایت خوبتون. کاش برای کلماتی مثل simmer down هم توضیح میدادین، چون توی آشپزی خیلی شنیده میشه.
ممنون از پیشنهادت الهام جان. Simmer down هم به معنی ملایم جوشیدن برای غلیظ شدن هست و هم در مکالمات روزمره به معنی ‘آرام شدن’ بعد از عصبانیت به کار میره. حتما در مقالات بعدی بیشتر بهش میپردازیم.
فرق بین heat up و warm up چیه وقتی میخوایم غذا رو دوباره گرم کنیم؟
رضا جان، تفاوت خیلی کمه و اغلب به جای هم استفاده میشن. اما heat up معمولاً به معنای رسوندن به دمای بالا و داغ کردن هست، در حالی که warm up یعنی فقط کمی گرم کردن تا قابل خوردن بشه.
من تازه یادگیری زبان رو شروع کردم و این لیست خیلی به من کمک کرد تا بتونم ویدیوهای آموزش آشپزی رو بهتر متوجه بشم. تلفظ صحیح slice چیه؟
خوشحالیم که برات مفید بوده نیلوفر عزیز. تلفظ صحیح آن /slaɪs/ (اسلایس) هست. صدای ‘آی’ در وسط کلمه کشیده ادا میشه.
آیا برای بریدن مرغ پخته شده هم از chop up استفاده میکنیم یا کلمه دیگهای هست؟
برای گوشت یا مرغ پخته شده که سر میز سرو میشه، معمولاً از فعل carve استفاده میکنیم. اما اگر مرغ رو برای ریختن توی سالاد خرد میکنی، همون chop up یا dice up کاملاً درسته.
Cool down رو میشه برای نوشیدنیها هم به کار برد؟ مثلا چایی که خیلی داغه؟
بله شیوا جان، دقیقاً. وقتی میگی ‘Let the tea cool down a bit’، یعنی اجازه بده چای کمی خنک بشه تا بتونی بنوشیش.
دستتون درد نکنه. کاش یه ویدیو هم برای تلفظ اینها بذارید.
ممنون از نظرت حامد عزیز. حتماً در برنامههای آیندهمون تولید محتوای ویدیویی برای تلفظ اصطلاحات رو هم قرار میدیم.
یک سوال: peel off رو فقط برای پوست میوه استفاده میکنیم یا کاربرد دیگهای هم داره؟
مژگان جان، peel off یعنی جدا کردن لایهای از روی چیزی. در آشپزی برای پوست میوه یا برچسب روی ظروف استفاده میشه، اما در موارد دیگه مثل جدا شدن پوست بر اثر آفتابسوختگی هم کاربرد داره.
عالی بود، مخصوصاً تفاوت Chop و Slice. من همیشه این دو تا رو اشتباه میگفتم. واقعاً کاربردی بود.
میشه لطفاً درباره phrasal verb هایی که با bake ساخته میشن هم مطلب بذارید؟
حتماً پریناز عزیز، ایده خوبیه! در مقالات آینده حتماً به سراغ افعال مربوط به پخت و پز نان و شیرینیپزی هم خواهیم رفت.
من شنیدم که boil away هم داریم. معنیش با boil over فرق داره؟
بله حسین جان، کاملاً متفاوته. Boil away یعنی آنقدر چیزی بجوشه که تمام آبش بخار بشه و ظرف خشک بشه. مراقب باش این اتفاق نیفته!
خیلی جالب بود. یادگیری زبان از طریق آشپزی واقعاً لذتبخش و ملموس هست. ممنون از تیم خوبتون.
توی جمله ‘I need to chop up some onions’ آیا میتونیم up رو حذف کنیم و فقط بگیم chop؟
بله سعید عزیز، میتونی بگی chop، اما اضافه کردن up به فعل (chop up) تاکید بیشتری روی ‘کامل خرد کردن’ یا خرد کردن به قطعات زیاد داره و در مکالمه خیلی رایجتره.