مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

لیست ۲۰ فریزال ورب جداشدنی که حتما باید بلد باشید

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و یک لیست فریزال ورب های جداشدنی را به شما ارائه می‌دهیم که برای روان‌تر شدن مکالمات انگلیسی شما ضروری هستند. یادگیری این افعال عبارتی و نحوه استفاده صحیح از آن‌ها، به شما کمک می‌کند تا مانند یک فرد نیتیو صحبت کنید و درک بهتری از فیلم‌ها، آهنگ‌ها و مکالمات روزمره داشته باشید. پس با ما همراه باشید تا این مفهوم گرامری مهم را یک بار برای همیشه به شکلی ساده و کاربردی یاد بگیرید.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:تفاوت “Compound” و “Isolation” چیه؟ (راهنمای انتخاب حرکات مادر و فرعی تو باشگاه)

فریزال ورب جداشدنی (Separable Phrasal Verb) چیست؟

فریزال ورب‌ها (Phrasal Verbs) افعالی هستند که از ترکیب یک فعل اصلی با یک یا چند حرف اضافه یا قید (particle) ساخته می‌شوند و معنایی کاملاً جدید و متفاوت از فعل اصلی پیدا می‌کنند. برای مثال، فعل `give` به معنای «دادن» است، اما فریزال ورب `give up` به معنای «تسلیم شدن» یا «ترک کردن» است. فریزال ورب‌ها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: جداشدنی (Separable) و جدا نشدنی (Inseparable).

یک فریزال ورب جداشدنی، همانطور که از نامش پیداست، به ما این امکان را می‌دهد که مفعول (object) جمله را بین فعل اصلی و جزء دوم (حرف اضافه/قید) قرار دهیم. این ویژگی به ما در ساختار جمله انعطاف‌پذیری بیشتری می‌دهد. البته می‌توانیم مفعول را بعد از کل عبارت فعلی هم بیاوریم.

یک قانون طلایی: استفاده از ضمایر مفعولی

مهم‌ترین قانونی که باید در مورد فریزال ورب‌های جداشدنی بدانید، مربوط به زمانی است که مفعول جمله یک ضمیر باشد (مانند me, you, him, her, it, us, them). در این حالت، شما حتماً باید ضمیر را بین دو بخش فعل قرار دهید. قرار دادن ضمیر بعد از کل عبارت، از نظر گرامری اشتباه است.

این قانون ساده اما حیاتی، تفاوت اصلی در استفاده صحیح از این نوع افعال را رقم می‌زند. در ادامه، با بررسی لیست فریزال ورب های جداشدنی، این مفهوم را با مثال‌های متعدد تمرین خواهیم کرد.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:هتریک (Hat-trick) یعنی چی؟ (کلاه و خرگوش؟)

لیست ۲۰ فریزال ورب جداشدنی ضروری

در این بخش، به سراغ لیستی از ۲۰ فریزال ورب جداشدنی پرکاربرد می‌رویم که دانستن آن‌ها برای هر زبان‌آموزی ضروری است. برای هر مورد، معنی فارسی، توضیح و دو مثال (یک بار با مفعول معمولی و یک بار با ضمیر) ارائه شده است.

۱. Turn on / Turn off

معنی: روشن کردن / خاموش کردن (دستگاه‌های الکتریکی)

این دو فریزال ورب از پایه‌ای‌ترین و پرکاربردترین‌ها هستند. تقریباً برای هر دستگاهی که با برق کار می‌کند، از آن‌ها استفاده می‌شود.

۲. Pick up

معنی: برداشتن چیزی از روی زمین؛ سوار کردن کسی

این فعل عبارتی دو کاربرد بسیار رایج دارد: یکی به معنای فیزیکی برداشتن چیزی و دیگری به معنای رفتن به دنبال کسی و سوار کردن او با ماشین.

۳. Put on

معنی: پوشیدن (لباس، کفش، عینک و …)

برای عمل پوشیدن هر نوع لباسی از این فریزال ورب استفاده می‌شود.

۴. Take off

معنی: درآوردن (لباس، کفش و …)

این فعل دقیقاً متضاد `put on` است و برای درآوردن لباس به کار می‌رود.

۵. Give up

معنی: تسلیم شدن؛ دست کشیدن از کاری؛ ترک کردن (یک عادت)

این فریزال ورب بسیار مهم برای نشان دادن توقف تلاش یا ترک یک عادت بد (مثل سیگار کشیدن) استفاده می‌شود.

۶. Throw away / Throw out

معنی: دور انداختن

برای خلاص شدن از شر چیزی که دیگر به آن نیاز ندارید، از این دو فریزال ورب که معنای یکسانی دارند استفاده کنید.

۷. Turn down

معنی: کم کردن (صدا، حرارت)؛ رد کردن (یک پیشنهاد)

این فعل دو معنی متفاوت اما رایج دارد. یکی برای کاهش شدت چیزی مثل صدا و دیگری برای نپذیرفتن یک درخواست یا پیشنهاد.

۸. Turn up

معنی: زیاد کردن (صدا، حرارت)

این فعل متضاد `turn down` است و برای افزایش شدت صدا، گرما و غیره به کار می‌رود.

۹. Look up

معنی: جستجو کردن اطلاعات (در کتاب، دیکشنری، اینترنت)

وقتی نیاز دارید معنی یک کلمه یا اطلاعاتی را پیدا کنید، از `look up` استفاده می‌کنید.

۱۰. Fill out / Fill in

معنی: پر کردن (فرم، پرسشنامه)

هر دو فعل برای تکمیل کردن فرم‌ها و جاهای خالی استفاده می‌شوند و تفاوت معنایی چندانی ندارند.

۱۱. Put away

معنی: سر جایش گذاشتن؛ مرتب کردن

این فعل به معنای قرار دادن وسایل در جای مخصوص خودشان بعد از استفاده است.

۱۲. Call off

معنی: لغو کردن (یک رویداد، قرار ملاقات)

برای کنسل کردن یک برنامه یا رویداد از پیش تعیین شده، از `call off` استفاده می‌شود.

۱۳. Figure out

معنی: فهمیدن؛ سر درآوردن از چیزی؛ پیدا کردن راه حل

این فریزال ورب زمانی به کار می‌رود که شما بعد از کمی فکر و تلاش، به درک یا راه حلی برای یک مسئله می‌رسید.

۱۴. Let down

معنی: ناامید کردن کسی

وقتی کسی را که به شما اعتماد کرده، مأیوس می‌کنید، از این فعل استفاده می‌شود.

۱۵. Bring up

معنی: مطرح کردن یک موضوع؛ بزرگ کردن (فرزند)

این فعل دو معنای کاملاً متفاوت دارد. یکی به معنای شروع به صحبت درباره یک موضوع و دیگری به معنای پرورش و بزرگ کردن یک کودک است.

۱۶. Pay back

معنی: پس دادن پول قرض گرفته شده

برای بازپرداخت بدهی یا پولی که از کسی قرض کرده‌اید، از این فعل استفاده کنید.

۱۷. Try on

معنی: پرو کردن، امتحان کردن (لباس)

قبل از خرید لباس، معمولاً آن را `try on` می‌کنید تا از اندازه‌اش مطمئن شوید.

۱۸. Write down

معنی: یادداشت کردن

برای نوشتن اطلاعات روی کاغذ تا فراموش نشود، از این فعل استفاده می‌شود.

۱۹. Clean up

معنی: تمیز کردن، مرتب کردن

این فعل به معنای تمیز کردن کامل یک مکان یا جمع و جور کردن به هم ریختگی است.

۲۰. Drop off

معنی: پیاده کردن کسی؛ رساندن چیزی به جایی

این فعل دو کاربرد دارد: پیاده کردن یک مسافر از ماشین، یا تحویل دادن یک بسته یا وسیله در یک مکان مشخص.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:وقتی گزارشگر میگه “It’s a Howler!” (سوتی وحشتناک گلر)

چگونه فریزال ورب های جداشدنی را یاد بگیریم؟

یادگیری لیست فریزال ورب های جداشدنی ممکن است در ابتدا چالش‌برانگیز به نظر برسد، اما با چند راهکار ساده می‌توانید این فرآیند را برای خود آسان‌تر کنید.

  1. یادگیری در متن (Context): سعی نکنید این افعال را به صورت لیستی و جدا از هم حفظ کنید. بهترین راه، دیدن آن‌ها در جملات و مثال‌های واقعی است. فیلم ببینید، کتاب بخوانید و به مکالمات انگلیسی گوش دهید تا با کاربرد طبیعی آن‌ها آشنا شوید.
  2. دفترچه یادداشت شخصی: یک دفترچه برای فریزال ورب‌ها اختصاص دهید. هر فعل جدیدی که یاد می‌گیرید را با معنی و دو مثال (یکی با اسم و یکی با ضمیر) در آن بنویسید.
  3. تمرین و تکرار: سعی کنید در مکالمات و نوشته‌های خود از این افعال استفاده کنید. ساختن جمله با آن‌ها به تثبیت شدنشان در ذهن شما کمک زیادی می‌کند.
  4. استفاده از دیکشنری مناسب: یک دیکشنری خوب (مانند Longman یا Cambridge) همیشه مشخص می‌کند که یک فریزال ورب جداشدنی (separable) است یا نه. این بهترین و مطمئن‌ترین راه برای تشخیص نوع آن‌هاست.

با به کار بستن این نکات و مرور مداوم لیست فریزال ورب های جداشدنی که در این مقاله ارائه شد، به زودی تسلط کاملی بر این بخش مهم از گرامر زبان انگلیسی پیدا خواهید کرد و مکالمات شما طبیعی‌تر و روان‌تر خواهد شد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 739

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. خیلی ممنون بابت این مقاله کاربردی. من همیشه با جایگاه مفعول ضمیری مشکل داشتم. مثلا برای ‘turn off’ همیشه شک داشتم که بگیم ‘turn it off’ یا ‘turn off it’. الان کاملا برام روشن شد.

    1. سلام علی جان، خوشحالم که برات مفید بوده. دقیقا همینطوره؛ وقتی مفعول ما ضمیر (مثل it, them, him, her) باشه، حتما باید بین فعل و حرف اضافه قرار بگیره. پس ‘turn it off’ درسته.

  2. یه سوال داشتم، آیا فریزال ورب ‘call off’ هم جزو دسته جداشدنی‌هاست؟ مثلا می‌تونیم بگیم ‘They called the meeting off’؟

    1. بله سارا عزیز، ‘call off’ به معنی لغو کردن یک جلسه یا رویداد، کاملا جداشدنیه و جمله‌ای که نوشتی کاملا صحیحه.

  3. واقعا یادگیری این‌ها برای مکالمه ضروریه. من توی اکثر فیلم‌ها می‌بینم که از این ساختارها استفاده می‌کنن. کاش برای هر کدوم یک مثال صوتی هم می‌ذاشتید.

    1. ممنون از پیشنهادت رضا جان. حتما در آپدیت‌های بعدی فایل‌های صوتی رو هم برای تلفظ بهتر اضافه می‌کنیم.

    1. مریم جان، ‘put on’ یک فریزال ورب جداشدنیه و به ‘عمل پوشیدن’ اشاره داره. اما ‘wear’ یک فعل ساده است و به ‘حالت پوشیده داشتن’ اشاره می‌کنه. مثلا: Put your coat on (کتت رو بپوش).

  4. من شنیدم که اگه مفعول خیلی طولانی باشه، بهتره فعل رو جدا نکنیم. درسته؟ مثلا ‘Turn off the lights of the living room’.

    1. نکته بسیار هوشمندانه‌ای بود امیرحسین جان! بله، وقتی مفعول طولانی یا پیچیده باشه (Complex Object)، برای حفظ ساختار و زیبایی جمله، بهتره که فعل و حرف اضافه رو از هم جدا نکنیم.

  5. ممنون از لیست عالی‌تون. ‘Look up’ هم جداشدنیه وقتی می‌خوایم معنی کلمه‌ای رو توی دیکشنری پیدا کنیم؟

    1. دقیقا فاطمه عزیز. مثلا می‌گی: I need to look this word up. اینجا look up کاملا جداشدنیه.

  6. آیا همه فریزال ورب‌هایی که از دو بخش تشکیل شدن جداشدنی هستن؟ یا باید دونه دونه حفظشون کنیم؟

    1. متاسفانه خیر حامد جان. بعضی‌ها مثل ‘look after’ (مراقبت کردن) همیشه ناگسستنی (Inseparable) هستن. بهترین راه، یادگیری اون‌ها در قالب جمله و تمرین مداومه.

  7. مقاله خیلی کامل بود. به خصوص بخش مربوط به ضمیرهای مفعولی. برای من که داوطلب آیلتس هستم خیلی کمک کرد چون توی اسپیکینگ خیلی نمره بیاره.

    1. موفق باشی نیلوفر جان. استفاده درست از Phrasal Verbs در آزمون آیلتس نشون‌دهنده سطح بالای دایره واژگان شماست (Lexical Resource).

  8. من توی یه آهنگ شنیدم که می‌گفت ‘Don’t let me down’. اینجا ‘let down’ هم از همین نوعه؟

    1. بله مهدی جان، ‘let down’ به معنی ناامید کردن، یک فعل جداشدنیه و چون ‘me’ ضمیر هست، حتما باید وسط بیاد.

  9. لطفا یک مقاله هم درباره افعال عبارتی که هیچ‌وقت جدا نمی‌شن (Inseparable) بنویسید. اونا هم خیلی چالش‌برانگیزن.

  10. در مورد ‘pick up’ چطور؟ وقتی می‌خوایم بگیم ‘دنبال کسی رفتن با ماشین’ باز هم جداشدنیه؟

    1. بله آرش عزیز. مثلا: I’ll pick you up at 8. اینجا ‘you’ بین دو بخش فعل قرار گرفته.

  11. بسیار عالی و کاربردی. من همیشه فکر می‌کردم ‘give up’ فقط به معنی تسلیم شدنه، نمی‌دونستم برای ترک عادت هم به کار میره و جداشدنیه.

  12. تلفظ ‘set up’ وقتی جدا می‌شه تغییری می‌کنه؟ یعنی استرس کلمه جابجا می‌شه؟

    1. سوال فنی خوبی بود مینا جان. در افعال عبارتی معمولا استرس روی بخش دوم (Particle) هست، چه جدا بشه و چه نشه. اما وقتی به صورت اسم (Setup) به کار بره، استرس روی بخش اوله.

  13. من همیشه ‘take off’ رو برای هواپیما شنیده بودم. آیا اونجا هم جداشدنیه؟

    1. نکته ظریفیه بابک جان. ‘take off’ وقتی برای هواپیما به کار میره مفعول نداره (Intransitive)، پس بحث جداسازی مطرح نیست. اما وقتی به معنی درآوردن لباس باشه، جداشدنیه.

  14. خیلی ممنون از سایت خوبتون. ای کاش می‌شد از این لیست‌ها پی‌دی‌اف هم تهیه کرد برای مرور راحت‌تر.

  15. تفاوت ‘fill out’ و ‘fill in’ چیه؟ من هر دو رو شنیدم برای فرم پر کردن.

    1. پویا جان، هر دو تقریبا یک معنا دارن. ‘fill out’ بیشتر در انگلیسی آمریکایی رایجه و ‘fill in’ بیشتر در بریتانیا استفاده می‌شه. هر دو هم جداشدنی هستن.

  16. فعل ‘bring up’ به معنی مطرح کردن موضوع هم در این دسته قرار می‌گیره؟

    1. بله نرگس عزیز. مثلا: Why did you bring that subject up? (چرا اون موضوع رو مطرح کردی؟)

  17. دمتون گرم. من تازه یادگیری زبان رو شروع کردم و این مقاله خیلی به ساده‌ترین شکل ممکن توضیح داده بود.

  18. آیا می‌تونیم بگیم ‘Please turn the TV off’؟ یا حتما باید بگیم ‘Turn off the TV’؟

    1. شادی جان، هر دو حالت کاملا درسته! چون مفعول شما (the TV) اسم هست، هم می‌تونه وسط بیاد و هم بعد از فعل عبارتی.

  19. ممنون. اگه می‌شه در مورد افعال سه قسمتی مثل ‘get along with’ هم توضیح بدید که اونا چطورن.

    1. امید جان، افعال سه قسمتی (Three-part phrasal verbs) تقریبا همیشه ناگسستنی هستن و نمی‌شه اجزاشون رو جدا کرد. در مقاله‌های بعدی حتما بهشون می‌پردازیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *