- فریزال ورب جدا نشدنی (Inseparable Phrasal Verb) دقیقاً چیست و چه تفاوتی با نوع جدا شدنی دارد؟
- چرا یادگیری و استفاده صحیح از این افعال برای روان صحبت کردن انگلیسی تا این حد حیاتی است؟
- آیا راهی برای تشخیص سریع این نوع فریزال وربها در جمله وجود دارد؟
- پرکاربردترین فریزال وربهای جدا نشدنی که هر زبانآموزی باید بداند کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. فریزال وربها یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال مهمترین بخشهای یادگیری زبان انگلیسی هستند. آنها به مکالمات شما رنگ و بوی طبیعی و نیتیو میبخشند، اما ساختارشان، بهویژه تفاوت بین افعال جدا شدنی و جدا نشدنی، میتواند گیجکننده باشد. درک این تفاوت برای جلوگیری از اشتباهات رایج گرامری ضروری است. هدف ما در این مطلب ارائه یک لیست فریزال ورب های جدا نشدنی است که به طور گسترده در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده میشوند. با مطالعه مثالها و توضیحات ارائهشده، شما قادر خواهید بود این افعال مهم را به درستی در ساختارهای جملات خود به کار ببرید و یک گام بزرگ به سمت تسلط بر زبان انگلیسی بردارید.
فریزال ورب جدا نشدنی چیست؟ یک تعریف ساده و کاربردی
قبل از اینکه به سراغ لیست اصلی برویم، بیایید یک بار برای همیشه این مفهوم را روشن کنیم. فریزال ورب (Phrasal Verb) ترکیبی از یک فعل اصلی و یک یا دو حرف اضافه (Particle) است که با هم معنای جدید و متفاوتی از فعل اصلی ایجاد میکنند. برای مثال، فعل `look` به تنهایی یعنی «نگاه کردن»، اما وقتی با `after` ترکیب میشود (`look after`)، معنای «مراقبت کردن» میدهد.
فریزال وربها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: جدا شدنی (Separable) و جدا نشدنی (Inseparable).
یک فریزال ورب جدا نشدنی، همانطور که از نامش پیداست، فعلی است که فعل و حرف اضافهاش هرگز از هم جدا نمیشوند. به عبارت دیگر، مفعول (Object) جمله همیشه باید بعد از کل عبارت فریزال ورب بیاید. اگر مفعول را بین فعل و حرف اضافه قرار دهید، جمله شما از نظر گرامری اشتباه خواهد بود.
مثال:
- صحیح: I always run into my old friends at the mall. (من همیشه در مرکز خرید به طور اتفاقی دوستان قدیمیام را میبینم.)
- غلط: I always run my old friends into at the mall.
در این مثال، `run into` یک فریزال ورب جدا نشدنی است و مفعول (`my old friends`) باید حتماً بعد از آن بیاید.
چرا یادگیری این لیست فریزال ورب های جدا نشدنی اهمیت دارد؟
استفاده نادرست از این افعال یکی از نشانههای بارز یک زبانآموز سطح متوسط است. وقتی شما جایگاه مفعول را در جمله اشتباه قرار میدهید، جمله شما برای یک فرد انگلیسیزبان غیرطبیعی و حتی گاهی نامفهوم به نظر میرسد. تسلط بر این ساختارها نه تنها دقت گرامری شما را بالا میبرد، بلکه باعث میشود گفتار و نوشتار شما بسیار روانتر و حرفهایتر به نظر برسد. این افعال در فیلمها، آهنگها و مکالمات روزمره به وفور استفاده میشوند و دانستن آنها برای درک کامل زبان انگلیسی ضروری است.
لیست ۲۰ فریزال ورب جدا نشدنی که باید بدانید
در ادامه، لیستی از ۲۰ مورد از پرکاربردترین افعال عبارتی جدا نشدنی به همراه معنی و مثالهای واضح ارائه شده است. سعی کنید این افعال را در قالب جملات یاد بگیرید، نه به صورت کلمات تنها.
-
Agree with (someone/something)
معنی: موافق بودن با کسی یا چیزی
این فعل برای بیان همعقیده بودن با یک شخص یا یک نظر به کار میرود. مفعول همیشه بعد از `with` قرار میگیرد.
- I completely agree with your decision. (من کاملاً با تصمیم تو موافقم.)
- She doesn’t agree with the new company policy. (او با سیاست جدید شرکت موافق نیست.)
-
Look for (someone/something)
معنی: جستجو کردن، دنبال گشتن
وقتی به دنبال چیزی یا کسی میگردید، از این فریزال ورب استفاده میکنید. هرگز مفعول را بین `look` و `for` قرار ندهید.
- I’m looking for my keys. Have you seen them? (من دارم دنبال کلیدهایم میگردم. آنها را دیدهای؟)
- The police are looking for a missing child. (پلیس به دنبال یک کودک گمشده است.)
-
Look after (someone/something)
معنی: مراقبت کردن از کسی یا چیزی
این فعل به معنای پذیرفتن مسئولیت و نگهداری از یک شخص، حیوان یا شیء است.
- Can you look after the baby for a few hours? (میتوانی چند ساعت از بچه مراقبت کنی؟)
- It’s important to look after your health. (مراقبت از سلامتیتان مهم است.)
-
Run into (someone)
معنی: به طور اتفاقی کسی را دیدن، برخورد کردن
برای ملاقاتهای غیرمنتظره و تصادفی با افراد استفاده میشود.
- I ran into an old friend from college yesterday. (دیروز به طور اتفاقی یکی از دوستان قدیمی دانشگاهم را دیدم.)
- Guess who I ran into at the supermarket! (حدس بزن در سوپرمارکت به چه کسی برخوردم!)
-
Get on / Get off (a bus, train, plane)
معنی: سوار شدن / پیاده شدن (از وسایل نقلیه عمومی)
این دو فعل متضاد برای سوار و پیاده شدن از وسایل نقلیه بزرگ مانند اتوبوس، قطار، هواپیما و کشتی به کار میروند. (توجه: برای ماشین از `get in` و `get out` استفاده میشود).
- We need to get on the next bus. (ما باید سوار اتوبوس بعدی شویم.)
- Don’t forget to take your bag when you get off the train. (وقتی از قطار پیاده میشوی یادت نرود کیفت را برداری.)
-
Come across (something/someone)
معنی: به طور اتفاقی چیزی را پیدا کردن یا کسی را دیدن
این فعل مشابه `run into` است اما بیشتر برای پیدا کردن اشیاء به صورت تصادفی به کار میرود.
- I came across some old photos while cleaning my room. (در حین تمیز کردن اتاقم، به طور اتفاقی چند عکس قدیمی پیدا کردم.)
- She came across a beautiful antique shop in the old town. (او در شهر قدیمی به یک مغازه عتیقهفروشی زیبا برخورد.)
-
Count on (someone)
معنی: روی کسی حساب کردن، اعتماد کردن
وقتی به کسی برای انجام کاری اطمینان دارید، از این عبارت استفاده میکنید.
- You can always count on me for help. (تو همیشه میتوانی برای کمک روی من حساب کنی.)
- I’m counting on you to finish the project on time. (من روی تو برای تمام کردن پروژه در زمان مقرر حساب میکنم.)
-
Go over (something)
معنی: مرور کردن، بررسی کردن
این فعل برای بازبینی و مرور دقیق اطلاعات، اسناد یا یک برنامه به کار میرود.
- Let’s go over the main points of the presentation one more time. (بیا یک بار دیگر نکات اصلی ارائه را مرور کنیم.)
- The teacher will go over the exam answers tomorrow. (معلم فردا پاسخهای امتحان را بررسی خواهد کرد.)
-
Get over (something/someone)
معنی: بهبود یافتن (از بیماری)، کنار آمدن (با یک مشکل یا رابطه تمام شده)
این فعل برای توصیف فرآیند ریکاوری فیزیکی یا احساسی استفاده میشود.
- It took him a long time to get over the flu. (زمان زیادی طول کشید تا او از آنفولانزا بهبود یابد.)
- She’s still trying to get over her breakup. (او هنوز در تلاش است تا با جداییاش کنار بیاید.)
-
Listen to (someone/something)
معنی: گوش دادن به کسی یا چیزی
یک فعل بسیار رایج که همیشه مفعول بعد از `to` میآید.
- I love to listen to classical music. (من عاشق گوش دادن به موسیقی کلاسیک هستم.)
- You should listen to your parents’ advice. (تو باید به نصیحت والدینت گوش کنی.)
-
Wait for (someone/something)
معنی: منتظر کسی یا چیزی ماندن
برای بیان انتظار برای یک شخص، رویداد یا شیء استفاده میشود.
- I’ll wait for you outside the cinema. (من بیرون سینما منتظرت میمانم.)
- We are waiting for the rain to stop. (ما منتظریم باران تمام شود.)
-
Talk to (someone)
معنی: صحبت کردن با کسی
این فعل برای مکالمه مستقیم با یک شخص به کار میرود. (گاهی `talk with` هم استفاده میشود اما `talk to` رایجتر است).
- I need to talk to my manager about my schedule. (من باید با مدیرم در مورد برنامهام صحبت کنم.)
- Have you talked to Sarah recently? (اخیراً با سارا صحبت کردهای؟)
-
Belong to (someone)
معنی: تعلق داشتن به کسی
برای نشان دادن مالکیت استفاده میشود.
- This book belongs to me. (این کتاب به من تعلق دارد.)
- Who does this car belong to? (این ماشین متعلق به چه کسی است؟)
-
Deal with (a problem/situation)
معنی: رسیدگی کردن به، مدیریت کردن (یک مشکل یا موقعیت)
این فعل برای توصیف نحوه برخورد و مدیریت چالشها به کار میرود.
- You need to learn how to deal with difficult customers. (تو باید یاد بگیری چطور با مشتریان سختگیر برخورد کنی.)
- She is good at dealing with stress. (او در مدیریت استرس مهارت دارد.)
-
Stand for (something)
معنی: نماد چیزی بودن، مخفف چیزی بودن
برای توضیح معنای یک کلمه اختصاری یا نماد استفاده میشود.
- “USA” stands for the United States of America. («USA» مخفف ایالات متحده آمریکا است.)
- The white dove stands for peace. (کبوتر سفید نماد صلح است.)
-
Object to (something)
معنی: مخالفت کردن با چیزی
برای بیان رسمی عدم موافقت یا اعتراض به یک ایده یا برنامه به کار میرود.
- Several people objected to the new plan. (چندین نفر با طرح جدید مخالفت کردند.)
- I object to your accusation. (من به اتهام شما اعتراض دارم.)
-
Recover from (an illness/a shock)
معنی: بهبود یافتن از (بیماری، شوک)
این فعل مشابه `get over` است و برای فرآیند بهبودی فیزیکی یا روحی استفاده میشود.
- He is still recovering from his surgery. (او هنوز در حال بهبودی از عمل جراحیاش است.)
- It takes time to recover from losing a loved one. (زمان میبرد تا از غم از دست دادن یک عزیز بهبود یافت.)
-
Care for (someone/something)
معنی: مراقبت کردن از؛ علاقه داشتن به
این فعل دو معنی اصلی دارد. یکی مشابه `look after` (مراقبت کردن) و دیگری به معنای دوست داشتن یا علاقه داشتن است.
- She has to care for her elderly mother. (او باید از مادر سالمندش مراقبت کند.)
- I don’t really care for spicy food. (من واقعاً به غذای تند علاقه ندارم.)
-
Rely on (someone/something)
معنی: اتکا کردن به، وابسته بودن به
این فعل مشابه `count on` است و به معنای اعتماد و وابستگی به کسی یا چیزی برای پشتیبانی است.
- Children rely on their parents for everything. (کودکان برای همه چیز به والدینشان اتکا میکنند.)
- Our company relies on modern technology to be efficient. (شرکت ما برای کارآمد بودن به فناوری مدرن متکی است.)
-
Consist of (something)
معنی: تشکیل شدن از، شامل بودن
برای توصیف اجزای تشکیلدهنده یک چیز به کار میرود.
- The team consists of five players. (تیم از پنج بازیکن تشکیل شده است.)
- Breakfast consisted of bread, cheese, and tea. (صبحانه شامل نان، پنیر و چای بود.)
نکات کلیدی برای یادگیری و به خاطر سپردن این افعال
حالا که با این لیست فریزال ورب های جدا نشدنی آشنا شدید، چگونه میتوانید آنها را به حافظه بلندمدت خود بسپارید؟ در اینجا چند راهکار عملی ارائه میشود:
- یادگیری در بستر متن (Context): هرگز سعی نکنید این افعال را به صورت لیستی از کلمات حفظ کنید. همیشه آنها را در جملات معنادار یاد بگیرید. بهترین راه این است که برای هر فعل، یک یا دو جمله شخصی و مرتبط با زندگی خودتان بسازید.
- تمرین و تکرار فعال: فقط خواندن کافی نیست. از این افعال در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید. سعی کنید هر روز یک یا دو مورد از آنها را در صحبتهای انگلیسی خود به کار ببرید.
- استفاده از فلش کارت: در یک روی فلش کارت، فریزال ورب را بنویسید و در روی دیگر، معنی و یک جمله مثال را یادداشت کنید. این روش برای مرور سریع بسیار مؤثر است.
- توجه به الگوی حرف اضافه: برخی از این افعال، به ویژه آنهایی که با حروف اضافه مانند `to`, `for`, `with`, `on` میآیند، تقریباً همیشه جدا نشدنی هستند. توجه به این الگوها میتواند به شما در تشخیص آنها کمک کند.
جمعبندی
فریزال وربهای جدا نشدنی بخش جداییناپذیر زبان انگلیسی محاورهای و رسمی هستند. اگرچه در ابتدا ممکن است کمی چالشبرانگیز به نظر برسند، اما با تمرکز و تمرین مستمر میتوانید بر آنها مسلط شوید. لیستی که در این مقاله ارائه شد، شامل پرکاربردترین مواردی است که شما در مسیر یادگیری زبان انگلیسی به آنها نیاز خواهید داشت. به یاد داشته باشید که کلید موفقیت در یادگیری این افعال، استفاده فعال از آنها در جملات و مکالمات روزمره است. با تسلط بر این لیست فریزال ورب های جدا نشدنی، شما نه تنها گرامر خود را تقویت میکنید، بلکه یک قدم بزرگ به سوی صحبت کردن مانند یک فرد بومی (Native Speaker) برمیدارید.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه توی تشخیص اینکه مفعول رو کجا بذارم مشکل داشتم. مثلاً برای look after، میتونیم بگیم look my cat after؟ یا حتماً باید بگیم look after my cat؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی. چون look after یک inseparable phrasal verb هست، مفعول حتماً باید بعد از کل عبارت بیاد. پس عبارت درست look after my cat هست و هیچوقت نمیشه بین فعل و حرف اضافه فاصله انداخت.
من توی فیلم Friends زیاد شنیدم که میگن run into someone. این هم جزو همین لیست حساب میشه دیگه؟ یعنی نمیشه گفت run someone into؟
دقیقاً امیررضا عزیز! run into به معنی اتفاقی کسی را دیدن، کاملاً جدا نشدنیه. اگه بگی run someone into معنای کاملاً متفاوتی پیدا میکنه یا اصلاً غلطه.
خیلی لیست کاربردی بود. لطفاً درباره فعلهای سه قسمتی مثل look forward to هم توضیح بدید. اونا هم همیشه جدا نشدنی هستن؟
ممنون از پیشنهادت مریم عزیز. بله، تقریباً تمام phrasal-prepositional verbs (فعلهای سه قسمتی) جدا نشدنی هستند و مفعول همیشه بعد از قسمت سوم میاد.
فعل get along with رو من همیشه اشتباه به کار میبردم. فکر میکردم میتونم بگم get along my brother with! ممنون که روشن کردید.
ببخشید، آیا راهی هست که بدون حفظ کردن بفهمیم کدوم فعلاً جدا نشدنی هستن؟ مثلاً از روی ظاهرشون؟
راستش زهرا جان، قاعده فرمولوار خاصی برای تشخیص از روی ظاهر وجود نداره. بهترین راه، یاد گرفتن اونها در قالب جمله و چک کردن دیکشنری هست که معمولاً با علامت [I] برای inseparable نشون میدن.
من شنیدم که اگه مفعول ضمیر باشه (مثل it یا them)، توی فعلهای جدا شدنی حتماً باید وسط بیاد. آیا توی جدا نشدنیها هم ضمیر وسط میاد؟
نکته بسیار هوشمندانهای بود آرش جان. خیر، در فعلهای جدا نشدنی حتی اگه مفعول ضمیر هم باشه، باز هم اجازه نداریم اون رو وسط فعل بیاریم. مثلاً میگیم look after them، نه look them after.
تفاوت دقیق بین look into و research چیه؟ آیا look into غیررسمیتره؟
بله الناز عزیز، look into در مکالمات روزمره و محیطهای کاری غیررسمی برای بررسی کردن یک موضوع خیلی رایجه، در حالی که research بار علمی و رسمی بیشتری داره.
فعل come across خیلی پرکاربرده. من توی پادکستهای انگلیسی زیاد میشنوم. ممنون که توی لیست آوردینش.
سلام، ممنون از مطالب خوبتون. فعل take after برای شباهت ظاهری هم به کار میره یا فقط اخلاقیه؟
سلام فاطمه جان، برای هر دو مورد به کار میره. هم وقتی کسی از نظر ظاهری شبیه والدینش هست و هم وقتی رفتار و اخلاقش به اونها رفته.
من توی دیکشنری دیدم جلوی بعضی فعلها نوشته transitive. این ربطی به جدا نشدنی بودن داره؟
بابک عزیز، transitive یعنی فعل به مفعول نیاز داره. همه فریزال وربهای جدا نشدنی transitive هستند، اما لزوماً هر فعل متعدی (transitive) جدا نشدنی نیست.
لطفاً فایل PDF این لیست رو هم برای دانلود بذارید که بتونیم پرینت بگیریم و مرور کنیم.
فعل deal with توی محیطهای بیزنسی خیلی استفاده میشه. من همیشه شک داشتم که میتونم بگم deal it with یا نه، که الان فهمیدم غلطه.
دقیقاً رضا جان، deal with از اون دسته فعلهای کلیدی در محیط کاره که حتماً باید مفعول بعد از with بیاد. ممنون از توجهت.
یک سوال: آیا فعل call on به معنی ملاقات کردن هم جدا نشدنیه؟
بله هانیه جان، call on به معنی سر زدن یا ملاقات کردن (به خصوص در متون کمی رسمیتر) جدا نشدنیه. مثلاً: We called on an old friend.
واقعاً یادگیری اینا برای اسپیکینگ واجبه. وقتی از فریزال ورب استفاده میکنی، لهجه و بیانت خیلی نیتیوتر به نظر میرسه.
میشه لطفاً چند تا مثال بیشتر برای stand by بزنید؟ چون من فقط توی آهنگها شنیدمش.
حتماً ثنا جان. مثلاً: I will stand by you through thick and thin. اینجا به معنی حمایت کردن و پشت کسی ایستادنه و مفعول (you) حتماً بعد از by میاد.