- آیا استفاده از کلمات پرکننده در مکالمه انگلیسی نشانه ضعف است؟
- کلمات پرکننده مکالمه (Fillers) دقیقاً چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- چگونه میتوانیم مانند یک فرد بومی (Native) از این کلمات استفاده کنیم؟
- آیا استفاده بیش از حد از فیلرها میتواند به مکالمه ما آسیب بزند؟
- مهمترین و رایجترین کلمات پرکننده در زبان انگلیسی کدامند؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و به شما نشان میدهیم که چگونه کلمات پرکننده مکالمه نه تنها ضعف محسوب نمیشوند، بلکه اگر هوشمندانه و بهجا استفاده شوند، میتوانند به ابزاری قدرتمند برای روانتر، طبیعیتر و جذابتر شدن صحبت شما تبدیل شوند. با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چطور از این کلمات مثل یک انگلیسیزبان واقعی استفاده کنید و از مکثهای ناخواسته و سکوتهای بیمورد در مکالمات خود جلوگیری نمایید.
کلمات پرکننده مکالمه (Fillers) واقعاً چه هستند؟
بیایید با یک سناریوی آشنا شروع کنیم: در حال صحبت کردن به زبان انگلیسی هستید، میخواهید نکتهای را توضیح دهید، اما ناگهان کلمه مناسب را پیدا نمیکنید یا برای فرمولبندی جمله بعدی خود به چند ثانیه زمان نیاز دارید. در این لحظه چه کار میکنید؟ سکوت میکنید؟ یا ناخودآگاه از کلماتی مانند “Umm…”, “Well…”, “You know…” استفاده میکنید؟ این صداها و کلمات، همان کلمات پرکننده مکالمه یا (Filler Words) هستند.
فیلرها در واقع کلمات یا عباراتی هستند که از نظر معنایی، ارزش خاصی به جمله اضافه نمیکنند اما یک نقش بسیار حیاتی ایفا میکنند: پر کردن سکوت! آنها به مغز شما فرصت میدهند تا افکارتان را جمعوجور کنید، کلمه مناسب را بیابید یا جمله بعدی خود را بسازید، بدون اینکه جریان گفتگو قطع شود. برخلاف تصور بسیاری از زبانآموزان که این کلمات را نشانه تردید یا عدم تسلط میدانند، سخنرانان بومی انگلیسی نیز به طور گسترده از آنها در مکالمات روزمره خود استفاده میکنند. بنابراین، یادگیری استفاده صحیح از آنها، گامی مهم برای دستیابی به مکالمهای طبیعی و روان است.
چرا استفاده از فیلرها اهمیت دارد؟
شاید بپرسید اگر این کلمات معنای خاصی ندارند، چرا باید آنها را یاد بگیریم؟ دلایل متعددی برای اهمیت این موضوع وجود دارد:
- خریدن زمان: مهمترین کاربرد فیلرها، ایجاد یک مکث کوتاه برای فکر کردن است. این زمان کوتاه به شما اجازه میدهد تا پاسخ بهتری بدهید یا از بهکار بردن کلمات اشتباه جلوگیری کنید.
- طبیعی جلوه دادن مکالمه: هیچکس، حتی یک سخنران بومی، مانند ربات صحبت نمیکند. استفاده بهجا از کلمات پرکننده مکالمه، گفتار شما را از حالت خشک و کتابی خارج کرده و به آن رنگ و بوی طبیعیتری میبخشد.
- نشان دادن ادامه صحبت: وقتی از یک فیلر استفاده میکنید، به شنونده خود این سیگنال را میدهید که صحبت شما تمام نشده و هنوز نکتهای برای گفتن دارید، حتی اگر لحظهای مکث کرده باشید.
- کاهش استرس: برای بسیاری از زبانآموزان، سکوت در حین مکالمه استرسزاست. فیلرها این سکوت ناخوشایند را پر میکنند و به شما اعتماد به نفس بیشتری برای ادامه صحبت میدهند.
معرفی رایجترین کلمات پرکننده مکالمه در انگلیسی
کلمات پرکننده به دستههای مختلفی مانند صداها، کلمات تکی و عبارات تقسیم میشوند. آشنایی با هر دسته و کاربرد آنها به شما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف از گزینه مناسبتری استفاده کنید. در ادامه به معرفی محبوبترین آنها میپردازیم.
دسته اول: صداهای پرکننده (Filler Sounds)
اینها سادهترین و رایجترین نوع فیلرها هستند که معمولاً برای نشان دادن تردید یا فکر کردن به کار میروند.
-
Um / Uh / Er: این صداها تقریباً در تمام زبانها وجود دارند و برای زمانی هستند که نمیدانید چه بگویید یا در حال جستجوی کلمه در ذهن خود هستید.
Example: “I think the best solution is, um, to reconsider the initial plan.”
-
Hmm: این صدا بیشتر نشاندهنده تفکر عمیقتر یا بررسی یک موضوع است. وقتی میخواهید نشان دهید که در حال سبک و سنگین کردن گزینهها هستید، “Hmm” انتخاب خوبی است.
Example: “Hmm, that’s a good question. I’ve never thought about it that way before.”
دسته دوم: کلمات پرکننده (Filler Words)
این کلمات به تنهایی معنای مشخصی دارند اما در نقش فیلر، بیشتر برای مدیریت جریان مکالمه استفاده میشوند.
-
Well: یکی از پرکاربردترین فیلرها که میتواند در شروع جمله برای خریدن زمان، نشان دادن تفکر یا حتی برای ملایم کردن یک مخالفت استفاده شود.
Example: “Well, I’m not sure if I agree with that assessment.”
-
Like: این کلمه، بهخصوص در انگلیسی آمریکایی، بسیار رایج است اما استفاده از آن مهارت میخواهد. “Like” میتواند برای بیان تقریب، نقل قول غیرمستقیم یا صرفاً به عنوان یک مکث استفاده شود. توجه: استفاده بیش از حد از “like” میتواند شما را نامطمئن یا غیرحرفهای جلوه دهد.
Example (used as a filler): “It was, like, the most difficult exam I’ve ever taken.”
-
So: معمولاً برای شروع یک جمله، تغییر موضوع یا نتیجهگیری استفاده میشود.
Example: “So, what did you decide to do in the end?”
-
Basically / Actually / Literally: این قیدها اغلب به عنوان کلمات پرکننده مکالمه برای تأکید، اصلاح یک گفته یا خلاصهسازی به کار میروند.
Example: “Basically, what we need is more time and resources.”
Example: “It wasn’t my fault, actually. The system was down.”
دسته سوم: عبارات پرکننده (Filler Phrases)
این عبارات کمی طولانیتر هستند و به شما زمان بیشتری برای فکر کردن میدهند. استفاده از آنها معمولاً حرفهایتر از به کار بردن مکرر صداهایی مانند “um” است.
-
You know: این عبارت برای جلب تأیید شنونده یا با این فرض که او با شما همعقیده است، استفاده میشود. همچنین میتواند فضایی خالی را پر کند وقتی فرض میکنید شنونده منظور شما را میفهمد.
Example: “Learning a new skill is always challenging at the beginning, you know?”
-
I mean: برای شفافسازی، اصلاح حرف قبلی یا تأکید بیشتر روی یک نکته به کار میرود.
Example: “The movie was good, but… I mean, the ending could have been better.”
-
You see: این عبارت زمانی استفاده میشود که میخواهید حقیقتی را به اشتراک بگذارید که فکر میکنید شنونده از آن بیخبر است.
Example: “I wanted to finish the report, but you see, I received another urgent task.”
-
I guess / I suppose: برای بیان نظر با کمی تردید یا عدم قطعیت استفاده میشود. “I guess” غیررسمیتر و “I suppose” کمی رسمیتر است.
Example: “It’s not the perfect car, but I guess it’s the best option for our budget.”
چگونه از کلمات پرکننده مکالمه به درستی استفاده کنیم؟ (قانون طلایی تعادل)
کلید استفاده مؤثر از فیلرها، “تعادل” است. استفاده نکردن از آنها مکالمه شما را رباتیک میکند و استفاده بیش از حد، شما را مردد و غیرمطمئن نشان میدهد. در اینجا چند استراتژی عملی برای رسیدن به این تعادل آورده شده است.
۱. تنوع ایجاد کنید
به جای اینکه همیشه از “um” یا “uh” استفاده کنید، سعی کنید از دایره وسیعتری از کلمات پرکننده مکالمه بهره ببرید. به جای سه بار گفتن “um”، یک بار از “Well”، یک بار از “Let me see” و بار دیگر از “I mean” استفاده کنید. این کار مکالمه شما را بسیار حرفهایتر و جذابتر میکند.
۲. به موقعیت توجه کنید
انتخاب فیلر به موقعیت (رسمی یا غیررسمی) بستگی دارد. در یک مصاحبه شغلی یا یک ارائه رسمی، بهتر است از عباراتی مانند “That’s a good question” یا “Let me think about that for a moment” استفاده کنید تا صداهایی مانند “uhhh”. در مقابل، در مکالمه با دوستان، استفاده از “like” یا “you know” کاملاً طبیعی است.
۳. به مکالمات بومیها گوش دهید
یکی از بهترین راهها برای یادگیری کاربرد طبیعی فیلرها، تماشای فیلم و سریال، گوش دادن به پادکستها و مشاهده مصاحبه با افراد انگلیسیزبان است. با دقت به این نکته توجه کنید که آنها در چه زمانهایی، با چه لحنی و از کدام کلمات پرکننده مکالمه استفاده میکنند. این کار به شما یک الگوی طبیعی و درست ارائه میدهد.
۴. صدای خود را ضبط کنید
یک موضوع را انتخاب کرده و برای یک یا دو دقیقه در مورد آن به انگلیسی صحبت کنید و صدای خود را ضبط کنید. سپس به آن گوش دهید. چند بار از فیلرها استفاده کردید؟ کدام کلمات را بیشتر تکرار کردید؟ آگاهی از الگوهای گفتاری خودتان اولین قدم برای بهبود آنهاست.
۵. سکوت را در آغوش بگیرید!
گاهی اوقات بهترین “فیلر”، یک مکث کوتاه و هدفمند است. لازم نیست تمام لحظات خالی را با کلمات پر کنید. یک سکوت یک یا دو ثانیهای میتواند نشاندهنده تفکر باشد و حتی به کلام شما وزن بیشتری ببخشد. این تکنیک به خصوص در موقعیتهای رسمی بسیار قدرتمند است.
جدول مقایسه: فیلرهای مناسب برای موقعیتهای مختلف
برای کمک به انتخاب بهتر، جدول زیر فیلرهای رایج را بر اساس سطح رسمیت دستهبندی میکند.
| سطح رسمیت | مثالهای مناسب | مثالهایی که بهتر است اجتناب شوند |
|---|---|---|
| بسیار رسمی (ارائه، مصاحبه شغلی) | Let me think…, That’s an interesting point., As I see it… | Like, You know, Uhhh |
| نیمهرسمی (جلسه کاری، بحث کلاسی) | Well, I mean…, Actually…, So… | تکرار بیش از حد Um/Uh |
| غیررسمی (گفتگو با دوستان) | You know, Like, I guess, Basically, Um, Well | – (تقریباً همه فیلرها در حد تعادل قابل قبول هستند) |
نتیجهگیری: فیلرها دوست شما هستند، نه دشمن!
در نهایت، کلمات پرکننده مکالمه ابزارهایی ضروری برای هر کسی هستند که میخواهد به زبان انگلیسی روان و طبیعی صحبت کند. آنها پلهایی هستند که شکاف بین افکار شما را پر میکنند و به مکالمه شما اجازه میدهند تا بدون توقفهای ناخوشایند جریان یابد. به جای ترسیدن از آنها یا تلاش برای حذف کاملشان، یاد بگیرید که چگونه آنها را به صورت استراتژیک و هوشمندانه به کار ببرید.
با تمرین، گوش دادن فعال و آگاهی از گفتار خود، میتوانید از این کلمات برای افزایش تسلط و اعتماد به نفس خود در مکالمات انگلیسی استفاده کنید و یک قدم بزرگ به سوی صحبت کردن مانند یک بومی بردارید.




ممنون از مقاله عالیتون. من همیشه فکر میکردم استفاده از like نشانه بیسوادیه! توی فیلمهای تینیجری خیلی زیاد میشنوم. آیا توی محیطهای کاری هم میشه از like به عنوان فیلر استفاده کرد؟
سلام سارا جان، نکته خیلی خوبی رو گفتی. کلمه like به عنوان فیلر بیشتر در مکالمات غیررسمی و بین جوانها رایج هست (Slang). در محیطهای آکادمیک یا بیزینسی، بهتره کمتر ازش استفاده کنی و به جاش از فیلرهایی مثل well یا actually استفاده کنی که حرفهایتر به نظر میرسند.
تفاوت دقیق بین Um و Uh چیه؟ من حس میکنم Um طولانیتره، درسته؟
دقیقاً همینطوره رضا عزیز! معمولاً Uh برای مکثهای خیلی کوتاه استفاده میشه وقتی فقط یک لحظه تردید داریم، اما Um زمانی به کار میره که داریم فکر میکنیم چی بگیم و مکثمون طولانیتره.
من توی پادکستها خیلی میشنوم که اول جملاتشون میگن You know. این هم جزو فیلرها حساب میشه یا واقعاً دارن میپرسن که میدونیم یا نه؟
مریم جان، در اکثر مواقع You know یک کلمه پرکننده است و گوینده واقعاً از شما سوال نمیپرهیزد. این عبارت برای جلب تایید شنونده یا زمان خریدن برای جمله بعدی استفاده میشه. درست مثل «میدونی چی میگم؟» در فارسی.
واقعاً مقاله کاربردی بود. من همیشه وقتی کلمه کم میآوردم سکوت میکردم و این باعث میشد طرف مقابلم فکر کنه متوجه حرفش نشدم. از این به بعد حتماً از well استفاده میکنم.
آیا کلمه Basically هم فیلر محسوب میشه؟ چون حس میکنم بعضیها اول هر جملهای میگن Basically…
بله نیلوفر عزیز، Basically یکی از فیلرهای بسیار رایج در انگلیسی مدرن هست. اگرچه معنای «اساساً» میده، اما خیلیها ازش برای شروع صحبت یا خلاصه کردن یک موضوع پیچیده استفاده میکنند تا زمان بخرند.
برای آزمون آیلتس (IELTS Speaking) استفاده از این فیلرها نمره منفی داره؟
سوال بسیار مهمی بود! استفاده طبیعی از فیلرهایی مثل well یا I mean در حد تعادل، نه تنها نمره کم نمیکنه بلکه میتونه نمره Fluency (روانی کلام) شما رو بالا ببره. اما دقت کنید که استفاده بیش از حد (مثلاً تکرار مداوم like) ممکنه باعث بشه ممتحن فکر کنه دایره لغاتتون ضعیفه.
من شنیدم که میگن کلمه Actually رو نباید زیاد استفاده کرد چون ممکنه تهاجمی به نظر برسه. درسته؟
نکته ظریفیه هانیه جان. Actually گاهی برای تصحیح اشتباه طرف مقابل به کار میره و اگر با لحن تندی گفته بشه ممکنه کمی جسورانه به نظر بیاد. اما به عنوان فیلر برای بیان واقعیت یا نظر شخصی، کاملاً محترمانه و رایجه.
استفاده از عبارت I mean موقعی که میخوایم حرفمون رو اصلاح کنیم هم جزو فیلرهاست؟
بله علی جان، I mean یکی از پرکاربردترین فیلرها برای Clarification یا شفافسازیه. وقتی جملهای رو میگید و بلافاصله میخواید اصلاحش کنید یا توضیح بیشتری بدید، عالیه.
چقدر جالب! من فکر میکردم اینها نشانهی ضعف در زبان هستن. ممنون که این دیدگاه رو اصلاح کردید.
به جای فیلرها میشه از سکوت استفاده کرد؟ یعنی مکث کنیم بدون اینکه صدایی دربیاریم؟
مهدی عزیز، مکثهای کوتاه (Silent Pauses) خیلی خوبن و به کلام شما وزن میدن، اما اگر مکث طولانی بشه، رشته کلام از دست میره و ممکنه مخاطب فکر کنه صحبتتون تموم شده. فیلرها مثل پلی هستند که جملات شما رو به هم وصل میکنن.
توی لهجه بریتیش هم همین فیلرها استفاده میشه یا اونا کلمات مخصوص خودشون رو دارن؟
بسیاری از اینها مشترک هستند، اما مثلاً بریتیشها ممکنه از عبارتهایی مثل Sort of یا You know what I mean بیشتر استفاده کنند. با این حال Um و Well در هر دو لهجه کاملاً رایج هستن.
من همیشه فیلر ‘So’ رو اول جملههام زیاد استفاده میکنم. مشکلی داره؟
یه فیلر دیگه هم هست که من زیاد شنیدم: Or something. این رو آخر جملهها میگن. کاربردش چیه؟
آیدا جان، Or something معمولاً وقتی استفاده میشه که شما درباره چیزی مطمئن نیستید یا نمیخواید خیلی دقیق باشید. این عبارت به جمله حالت غیررسمی و راحتتری میده.
مقاله خیلی کامل بود. به خصوص بخش مربوط به نحوه مدیریت زمان برای پیدا کردن کلمات.
استفاده از To be honest هم فیلر حساب میشه یا چون معنای خاصی داره متفاوته؟
پرستوی عزیز، To be honest یک Filler Phrase هست. اگرچه معنای «صادقانه بگم» رو داره، اما خیلی وقتها صرفاً برای شروع یک نظر یا ایده جدید و خریدن زمان استفاده میشه.