- آیا تا به حال هنگام تلاش برای صحبت کردن به انگلیسی، کلمات را گم کردهاید یا احساس کردهاید که جملاتتان به صورت طبیعی جاری نمیشوند؟
- آیا دوست دارید راهی جذاب و بدون استرس برای بهبود مهارتهای گفتاری و افزایش دایره لغات خود پیدا کنید؟
- آیا از روشهای سنتی و خستهکننده یادگیری زبان انگلیسی خسته شدهاید و به دنبال یک تکنیک خلاقانه و مؤثر هستید؟
- آیا نگرانی بابت اشتباهات گرامری یا تلفظ باعث میشود از صحبت کردن به انگلیسی اجتناب کنید؟
در این راهنمای جامع، ما تکنیک قدرتمند و سرگرمکننده تمرین قصه گویی انگلیسی را به شما معرفی خواهیم کرد. این روش، حتی با استفاده از داستانهای ساده و خیالی، زبان را برای شما سادهسازی میکند و به شما کمک میکند تا روانتر و با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. هدف ما این است که با این تکنیک، دیگر هرگز در بیان ایدههایتان به انگلیسی دچار مشکل نشوید.
| تکنیک “قصه گویی برای کودکان” (حتی خیالی) | چرا کار میکند؟ | چگونه شروع کنیم؟ |
|---|---|---|
| روشی برای بیان ایدهها و سناریوهای ساده به زبان انگلیسی، حتی اگر برای شنوندهای خیالی باشد. | کاهش اضطراب زبان، تقویت تفکر خلاق، افزایش دایره لغات فعال و تثبیت ساختارهای گرامری در یک محیط کمفشار. | با انتخاب یک موضوع ساده، شخصیتهای ابتدایی و طرح داستانی بسیار کوتاه و سه جملهای آغاز کنید. |
چرا قصه گویی (حتی برای خودتان) بهترین دوست یادگیری زبان انگلیسی است؟
شاید فکر کنید قصه گویی فقط برای کودکان یا نویسندگان حرفهای است. اما این تکنیک، یک ابزار فوقالعاده قوی برای زبانآموزان در هر سطحی است. دلایل متعددی وجود دارد که چرا تمرین قصه گویی انگلیسی میتواند یادگیری زبان شما را متحول کند:
- کاهش اضطراب زبان (Language Anxiety): وقتی داستان میگویید، تمرکز شما از روی “درست صحبت کردن” به “انتقال یک ایده” منتقل میشود. این تغییر تمرکز، فشار را کم کرده و به شما امکان میدهد با آزادی بیشتری حرف بزنید.
- تقویت حافظه و یادگیری واژگان جدید: کلمات و عبارات جدید وقتی در یک بافت و داستان معنیدار قرار میگیرند، بهتر در ذهن میمانند. به جای حفظ کردن لیست واژگان خشک، آنها را در یک ماجرای هیجانانگیز زندگی ببخشید!
- تسلط بر ساختارهای گرامری: قصه گویی شما را وادار میکند تا از زمانهای مختلف فعل (گذشته ساده، حال استمراری، آینده و…)، حروف اضافه و ساختارهای جملهای متنوع به صورت طبیعی استفاده کنید. این یک تمرین قصه گویی انگلیسی عملی و بینظیر است.
- افزایش روان بودن (Fluency) در مکالمه: با تمرین مداوم قصه گویی، مغز شما به سرعت بیشتر به جملهسازی عادت میکند و مکالمه برایتان روانتر میشود. این درست مثل عضلهای است که با تمرین قویتر میشود.
- تحریک خلاقیت و تخیل: قصه گویی دنیایی از امکانات را پیش روی شما میگذارد. لازم نیست داستانهای شما واقعی باشند. حتی داستانهای تخیلی و کودکانه هم میتوانند به تقویت زبان شما کمک کنند.
گام به گام: چگونه قصه گویی را برای یادگیری انگلیسی شروع کنیم؟
برای شروع تمرین قصه گویی انگلیسی، نیازی به استعداد خاصی در داستاننویسی ندارید. فقط کافی است چند گام ساده را دنبال کنید:
گام اول: موضوعی ساده انتخاب کنید (The Simple Topic)
از چیزهای بسیار ساده شروع کنید. هدف، نوشتن یک رمان نیست، بلکه تمرین زبان است.
- یک اتفاق روزمره: “My morning routine” (روتین صبحگاهی من)
- یک شیء در اتاق: “The adventures of my coffee mug” (ماجراهای ماگ قهوهام)
- یک حیوان خانگی: “My dog’s secret life” (زندگی مخفی سگ من)
- یک رویای خیالی: “A trip to the moon” (سفری به ماه)
گام دوم: شخصیتها و محیط را ساده نگهدارید (Simple Characters & Setting)
برای شروع، بیش از یک یا دو شخصیت اصلی و یک محیط ساده کافی است.
- شخصیت: A curious cat (یک گربه کنجکاو)، A friendly robot (یک ربات دوستانه)
- محیط: A small garden (یک باغ کوچک)، A cozy cafe (یک کافه دنج)
گام سوم: ساختار داستان را در سه مرحله بچینید (Three-Part Story Structure)
هر داستانی، حتی سادهترین آن، یک آغاز، میانه و پایان دارد. این فرمول ساده به شما کمک میکند تا داستان خود را سازماندهی کنید:
Formula:
شروع (معرفی شخصیت و محیط) + میانه (مشکل/ماجرا) + پایان (راه حل/نتیجه)
- شروع: “Once upon a time, there was a little bird named Pip who lived in a tall tree.” (روزی روزگاری، پرنده کوچکی به نام پیپ در یک درخت بلند زندگی میکرد.)
- میانه: “One day, Pip saw a shiny red apple fall from the tree and decided to fly down to get it.” (یک روز، پیپ یک سیب قرمز براق را دید که از درخت افتاد و تصمیم گرفت برای برداشتن آن به پایین پرواز کند.)
- پایان: “He ate the apple and felt very happy. It was the best apple he had ever tasted!” (او سیب را خورد و احساس شادی زیادی کرد. این بهترین سیبی بود که تا به حال خورده بود!)
گام چهارم: از زمان گذشته ساده استفاده کنید (Use Simple Past Tense)
برای داستانهای ابتدایی، زمان گذشته ساده (Simple Past) بهترین گزینه است. این زمان به شما کمک میکند تا زنجیرهای از اتفاقات را روایت کنید. نگران اشتباهات نباشید! تمرکز بر روی تمرین قصه گویی انگلیسی است.
- ✅ Correct: “The cat walked silently. It saw a mouse. The mouse ran away.”
- ❌ Incorrect (for beginners): “The cat is walking. It sees a mouse. The mouse runs away.” (این برای روایتهای لحظهای است، نه داستانهای گذشته.)
گام پنجم: جملات کوتاه و ساده بسازید (Build Short, Simple Sentences)
در ابتدا، از جملات طولانی و پیچیده اجتناب کنید. هر جمله یک ایده را بیان کند.
- ✅ Correct: “The sun rose. A boy woke up. He ate breakfast. He went to school.”
- ❌ Incorrect (overly complex): “As the sun began to rise majestically over the tranquil horizon, a young boy, after a night of restless dreams, reluctantly awoke and, having quickly consumed a nutritious breakfast, proceeded to make his way to school.”
گام ششم: از کلمات ربط ساده استفاده کنید (Use Simple Connecting Words)
برای وصل کردن جملات و ایدهها به هم، از کلمات ربط ابتدایی استفاده کنید. این کلمات جریان داستان شما را بهبود میبخشند.
- And: “He walked and he saw.”
- But: “He wanted it, but he couldn’t reach it.”
- So: “It was raining, so he took an umbrella.”
- Then: “He opened the door. Then he walked inside.”
- Because: “He was happy because he found his toy.”
نکته کاربردی: نگران نباشید اگر در ابتدا سخت به نظر میرسد. بسیاری از زبانآموزان با این موضوع دست و پنجه نرم میکنند. مهم این است که شروع کنید و به خودتان اجازه دهید اشتباه کنید. هر داستان کوچکی که میسازید، یک قدم به سمت روان شدن در زبان انگلیسی است.
مقایسه لهجهها و سبکهای قصه گویی: US vs. UK
در تمرین قصه گویی انگلیسی، شاید تفاوتهای ظریفی در واژگان یا عبارات بین انگلیسی بریتانیایی (UK English) و آمریکایی (US English) وجود داشته باشد. اما در سطح ابتدایی، تمرکز بر روی انتقال پیام است و نه لهجهای خاص. با این حال، توجه به چند نکته میتواند جالب باشد:
- واژگان: گاهی اوقات برای یک شیء خاص، دو کلمه متفاوت وجود دارد. مثلاً “autumn” (UK) در مقابل “fall” (US) برای پاییز. یا “lorry” (UK) در مقابل “truck” (US) برای کامیون. شما میتوانید هر کدام را که مایلید انتخاب کنید.
- زمانها: در UK English، گاهی اوقات برای اشاره به اتفاقاتی که اخیراً رخ داده و هنوز تأثیر دارند، از حال کامل (Present Perfect) استفاده میشود (مثلاً “I have lost my keys”). در US English، در چنین مواردی استفاده از گذشته ساده (Simple Past) نیز رایج است (مثلاً “I lost my keys”). برای تمرین قصه گویی انگلیسی در سطوح ابتدایی، گذشته ساده بهترین شروع است.
- عبارات رایج در آغاز داستان: “Once upon a time…” در هر دو لهجه کاملاً رایج است.
نکته مهم این است که اجازه ندهید این تفاوتها شما را گیج کنند. هر دو لهجه کاملاً قابل فهم هستند و هدف اصلی تمرین قصه گویی انگلیسی، تمرین بیان است، نه تسلط کامل بر تمام ظرایف لهجهای خاص در ابتدا.
تکنیکهای پیشرفتهتر برای قصه گویی
هنگامی که با اصول اولیه راحت شدید، میتوانید پیچیدگی بیشتری به داستانهای خود اضافه کنید:
- توصیفات بیشتر: از صفتها و قیدها برای زندهتر کردن داستان خود استفاده کنید.
- ❌ Before: “The cat walked. It was happy.”
- ✅ After: “The fluffy, black cat slowly walked. It was extremely happy.”
- دیالوگهای ساده: به شخصیتهایتان اجازه دهید چند جمله ساده بگویند.
- “Hello!” said the bird. “How are you?”
- “I’m fine, thank you,” replied the squirrel.
- احساسات: در مورد احساسات شخصیتها صحبت کنید.
- “He felt scared.” (او احساس ترس میکرد.)
- “She was excited.” (او هیجانزده بود.)
Common Myths & Mistakes (اشتباهات و تصورات غلط رایج)
تصورات غلط:
- “داستانهای من باید عالی باشند”: این یک اشتباه رایج است. هدف تمرین قصه گویی انگلیسی، تقویت زبان شماست، نه نوشتن یک اثر ادبی. داستانهای شما میتوانند ساده، احمقانه یا حتی بدون معنی خاصی باشند.
- “من به اندازه کافی لغت بلد نیستم”: با همان کلماتی که بلد هستید شروع کنید. مهم این است که چقدر میتوانید با منابع محدود خود خلاق باشید. به مرور زمان، لغات جدید را به داستانهایتان اضافه خواهید کرد.
- “قصه گویی فقط برای کودکان است”: در حالی که این تکنیک برای کودکان عالی است، بزرگسالان نیز میتوانند از آن برای تقویت خلاقیت، تفکر انتزاعی و مهارتهای زبانی خود بهره ببرند.
اشتباهات رایج:
- تلاش برای استفاده از گرامر پیچیده خیلی زود: روی تسلط بر اصول اولیه تمرکز کنید. پس از آن به سراغ ساختارهای پیچیدهتر بروید.
- ❌ Mistake: Trying to use “Past Perfect Continuous” when you haven’t mastered “Simple Past.”
- ✅ Solution: Stick to “Simple Past” for narrative in the beginning.
- نگرانی بیش از حد در مورد اشتباهات: اشتباه کردن بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری است. از اشتباهات خود درس بگیرید، اما اجازه ندهید جلوی تمرین شما را بگیرند.
- عدم تمرین منظم: حتی ۵-۱۰ دقیقه تمرین قصه گویی انگلیسی در روز بهتر از یک ساعت تمرین در هفته است. تداوم کلید موفقیت است.
Common FAQ (سوالات متداول)
آیا باید داستانهایم را بنویسم؟
هم نوشتن و هم گفتن داستانها مفید است. نوشتن به شما کمک میکند تا ساختار جملات و املا را تقویت کنید، در حالی که گفتن داستانها (حتی برای خودتان) به روان صحبت کردن و تلفظ کمک میکند. ایدهآل این است که هر دو را امتحان کنید.
داستانهایم باید چقدر طولانی باشند؟
در ابتدا، یک داستان سه جملهای عالی است. سپس میتوانید به تدریج آن را به پنج جمله، یک پاراگراف و در نهایت به چند پاراگراف گسترش دهید. کیفیت مهمتر از کمیت است.
اگر کلمهای را ندانستم چه کار کنم؟
دو گزینه دارید: یا از کلمهای سادهتر که بلد هستید استفاده کنید و یا آن کلمه را در دیکشنری جستجو کنید و سعی کنید آن را در داستان خود به کار ببرید. این یک فرصت عالی برای یادگیری واژگان جدید است.
آیا باید داستانهایم را با شخص دیگری به اشتراک بگذارم؟
شروع به تنهایی کاملاً خوب است. هنگامی که احساس راحتی بیشتری کردید، میتوانید داستانهای خود را برای یک دوست، معلم یا حتی در یک انجمن آنلاین زبانآموزی به اشتراک بگذارید تا بازخورد دریافت کنید. این میتواند به تمرین قصه گویی انگلیسی شما بُعد جدیدی ببخشد.
Conclusion (نتیجهگیری)
تکنیک “قصه گویی برای کودکان” (حتی خیالی) یک روش فوقالعاده مؤثر، سرگرمکننده و کمفشار برای سادهسازی فرآیند یادگیری زبان انگلیسی است. با تمرین قصه گویی انگلیسی، شما نه تنها دایره لغات و گرامر خود را تقویت میکنید، بلکه اعتماد به نفس خود را در مکالمه بالا برده و اضطراب زبانی را کاهش میدهید. به یاد داشته باشید که مهم نیست داستانهای شما چقدر ساده یا حتی “کودکانه” باشند؛ هر کلمهای که به انگلیسی بیان میکنید، شما را یک قدم به سوی تسلط و روان بودن نزدیکتر میکند.
پس، همین امروز شروع کنید! یک موضوع ساده انتخاب کنید، چند شخصیت خیالی خلق کنید و اجازه دهید کلمات به جریان بیفتند. دنیای انگلیسی در انتظار داستانهای شماست!




این ایده قصه گویی خیلی جالبه! من همیشه موقع صحبت کردن دنبال کلمات میگردم و جملههام طبیعی به نظر نمیرسن. آیا برای شروع میشه از ‘simple past’ و ‘present perfect’ بیشتر استفاده کرد؟
سلام سارا جان! بله، برای روایت داستانها، بخصوص اتفاقاتی که افتادهاند، ‘Simple Past’ زمان اصلی شما خواهد بود. ‘Present Perfect’ هم برای اشاره به تجربیات یا اتفاقاتی که اثرشان تا به حال باقیست، بسیار مفید است. ترکیب این دو با ‘Past Continuous’ برای توصیف پسزمینه اتفاقات، به داستان شما غنا میبخشد.
دقیقا! ‘language anxiety’ منو خیلی اذیت میکنه. فکر میکنم این روش ‘low-pressure environment’ واقعا کمک کنه. شما برای داستانهای خیالی چه نوع کلماتی رو پیشنهاد میکنید که ساده باشن ولی کاربردی؟
امیر عزیز، برای شروع بهتر است از کلمات پایه و روزمره استفاده کنید. مثلاً کلمات مربوط به اشیا، افعال حرکتی ساده، و صفات پرکاربرد. مثال: ‘cat’, ‘tree’, ‘run’, ‘eat’, ‘happy’, ‘big’, ‘small’. به تدریج میتوانید دایره لغات خود را گسترش دهید.
من عاشق ایدهی ‘imaginary listener’ شدم! قبلاً فکر میکردم باید حتماً با یه نفر صحبت کنم. آیا برای افزایش ‘active vocabulary’ باید حتماً کلماتی که یاد میگیرم رو توی داستانهام استفاده کنم؟
نگار جان، دقیقاً همینطور است! کلید تبدیل ‘passive vocabulary’ (کلماتی که میشناسید) به ‘active vocabulary’ (کلماتی که استفاده میکنید) در کاربرد فعال آنهاست. هر چقدر بیشتر از کلمات جدید در داستانها یا جملات خود استفاده کنید، بهتر در ذهن شما تثبیت میشوند.
مقالهی عالی بود! من همیشه توی ‘fluency’ مشکل دارم و جمله بندیم خیلی خشکه. آیا اصطلاحات (idioms) رو هم میشه توی این داستانهای ساده گنجوند؟ نگرانم که استفادهی اشتباه باعث سوء تفاهم بشه.
رضای گرامی، بله، اصطلاحات میتوانند به روانتر و طبیعیتر شدن جملات کمک کنند. اما برای شروع، بهتر است از اصطلاحات بسیار رایج و سادهای که معنی آنها نسبتاً واضح است استفاده کنید. مثلاً ‘break a leg’ (موفق باشی) یا ‘piece of cake’ (خیلی آسان). به تدریج و با گوش دادن بیشتر، متوجه میشوید کدام اصطلاحات در چه موقعیتهایی کاربرد دارند.
ممنون بابت این راهکار خلاقانه. من در ‘pronunciation’ خیلی استرس دارم. آیا قصه گویی به تنهایی میتونه توی تلفظ هم تاثیر بذاره یا باید تمرینهای خاصی هم داشته باشم؟
مریم عزیز، قصه گویی به شما کمک میکند تا با ریتم و آهنگ زبان انگلیسی بیشتر آشنا شوید و مکثهای طبیعیتری داشته باشید. اما برای بهبود تلفظ کلمات خاص، تمرینهای هدفمند مانند ‘minimal pairs’ (کلمات با تفاوت یک صدا) و گوش دادن فعال به بومیزبانان و تقلید از آنها، بسیار مؤثرتر است.
من قبلاً فکر میکردم فقط باید گرامر رو حفظ کنم. این روش ‘consolidation of grammatical structures’ چطور عمل میکنه؟ یعنی ناخودآگاه ساختارها رو یاد میگیریم؟
علی جان، وقتی شما گرامر را در قالب جملات معنیدار و در یک داستان استفاده میکنید، ذهن شما به جای حفظ کردن خشک و خالی، کاربرد عملی آن ساختار را درک میکند. این کار باعث میشود قواعد گرامری به صورت ناخودآگاه و طبیعی در ذهن شما جای بگیرند و هنگام صحبت کردن، کمتر به آن فکر کنید.
‘Storytelling technique’ به نظرم خیلی کاربردی میاد. برای شروع، میشه چندتا ‘simple topic’ مثال بزنید؟ مثلاً ‘A day at the park’ یا ‘My favorite food’؟
فاطمه گرامی، مثالهای شما عالی هستند! چند موضوع ساده دیگر که میتوانید با آنها شروع کنید: ‘My morning routine’ (کارهای روزمره صبح من)، ‘A trip to the supermarket’ (سفر به سوپرمارکت)، ‘What I did last weekend’ (آخر هفته گذشته چه کارهایی کردم) یا حتی ‘A dream I had last night’ (خوابی که دیشب دیدم).
واقعاً خسته شده بودم از روشهای ‘traditional and boring’ یادگیری! این ‘creative and effective technique’ چقدر زمان میبره تا تاثیرش مشخص بشه؟
حسین جان، تأثیر این روش به میزان و پایداری تمرین شما بستگی دارد. برخی افراد در عرض چند هفته تغییرات مثبتی در روان بودن و اعتماد به نفس خود مشاهده میکنند. حتی ۱۵-۲۰ دقیقه تمرین روزانه میتواند نتایج چشمگیری به همراه داشته باشد. مهم این است که استمرار داشته باشید.
مقاله فوقالعادهای بود. من معمولاً وقتی میخوام حرف بزنم، ‘stumble over words’ میکنم. آیا این روش برای ‘thinking in English’ هم کمک میکنه؟
زینب عزیز، دقیقاً! این یکی از بزرگترین مزایای این تکنیک است. وقتی شما مجبور میشوید ایدههای خود را مستقیماً به انگلیسی بیان کنید، به تدریج عادت میکنید که به زبان انگلیسی فکر کنید و این باعث کاهش ‘stumbling over words’ میشود.
یه سوال: آیا لازمه که حتماً ‘descriptive adjectives’ زیادی استفاده کنیم تا داستانمون جذاب بشه؟ یا برای شروع، سادگی اولویت داره؟
پارسا جان، برای شروع، سادگی و روان بودن کلام از هر چیز دیگری مهمتر است. وقتی احساس راحتی بیشتری کردید و دایره لغات فعال شما گسترش یافت، میتوانید به تدریج ‘descriptive adjectives’ و ‘adverbs’ بیشتری به داستانهایتان اضافه کنید تا جذابتر شوند.
این تکنیک برای ‘vocabulary expansion’ عالیه. من معمولاً کلماتی که یاد میگیرم رو بعد یه مدت فراموش میکنم. این روش چطور کمک میکنه کلمات ‘stick’ کنن؟
آیدا عزیز، استفاده از کلمات جدید در یک بستر معنایی و داستانی، به ذهن شما کمک میکند تا ارتباطات قویتری بین کلمات برقرار کند. وقتی یک کلمه را در یک جمله یا داستان شخصی به کار میبرید، آن کلمه از حالت انتزاعی خارج شده و به یک خاطره یا تجربه متصل میشود که فراموش کردن آن را بسیار دشوارتر میکند.
چقدر دقیق توضیح دادین! من همیشه نگران ‘grammatical mistakes’ بودم و به خاطر همین ساکت میموندم. فکر میکنید این روش به ‘self-correction’ هم کمک میکنه؟
مهدی گرامی، بله، به شدت کمک میکند! وقتی شما به طور مداوم تلاش میکنید تا جملات را بسازید، به تدریج گوش شما به ساختارهای صحیح عادت میکند. اغلب اوقات، خودتان متوجه میشوید که یک جمله ‘درست به نظر نمیرسد’ و شروع به اصلاح آن میکنید. این فرایند ‘خوداصلاحی’ یک بخش حیاتی از یادگیری زبان است.
من همیشه سعی میکنم ‘connectors’ مثل ‘however’, ‘therefore’ رو درست استفاده کنم ولی سخته. توی داستانگویی برای کودکان میشه از این کلمات استفاده کرد یا باید سادهتر بود؟
سمیرا جان، برای شروع با داستانهای کودکانه، بهتر است از ‘connectors’ سادهتر و رایجتر مانند ‘and’, ‘but’, ‘so’, ‘then’, ‘because’ استفاده کنید. وقتی راحتتر شدید، میتوانید به تدریج ‘however’, ‘therefore’, ‘meanwhile’ و موارد دیگر را وارد کنید. هدف این است که به صورت طبیعی و بدون فشار صحبت کنید.
به نظرم این تکنیک ‘boost confidence’ رو خیلی خوب انجام میده. از کجا میتونم یه سری ‘story prompts’ یا ایدههای شروع داستانهای خیلی ساده پیدا کنم؟
کاوه عزیز، منابع آنلاین زیادی برای ‘story prompts’ وجود دارد. میتوانید جستجو کنید ‘simple story prompts for ESL learners’. همچنین، میتوانید از اتفاقات روزمره خود، عکسهای تصادفی یا حتی اشیایی که دور و برتان میبینید الهام بگیرید. مثلاً: ‘Imagine this pen could talk. What would it say?’
آیا این روش برای افرادی که دایره لغاتشون خیلی کمه هم مفید هست؟ یعنی از صفر هم میشه شروع کرد؟ یا باید یک پایه اولیه داشت؟
الهام گرامی، بله، این روش حتی برای مبتدیان هم بسیار مفید است. شما میتوانید با چند کلمه و جمله بسیار ساده شروع کنید و به تدریج دایره لغات خود را گسترش دهید. هدف این است که از همان ابتدا شروع به تولید محتوا کنید، حتی اگر بسیار ابتدایی باشد.
‘Thinking creatively’ توی انگلیسی برام همیشه چالش بوده. این تکنیک به نظرم خیلی عملیه. مرسی از پست مفیدتون!
چطور میشه مطمئن شد که داستانهایی که میگیم، ساختار گرامری درستی دارن؟ آیا باید بعداً ضبط کنیم و چک کنیم؟
شهرزاد جان، ضبط کردن صدای خودتان و گوش دادن مجدد، راهی عالی برای شناسایی اشتباهات است. همچنین میتوانید داستانهای سادهای را که میگویید بنویسید و سپس با استفاده از ابزارهای آنلاین ‘grammar checker’ یا حتی با یک دوست بومیزبان یا معلم، آنها را بررسی کنید. اما در ابتدا، نگران اشتباهات کوچک نباشید و روی روان بودن تمرکز کنید.
این ایده ‘simple and imaginary stories’ خیلی خوبه. من همیشه ‘overthink’ میکنم و این باعث میشه اصلا حرف نزنم.
برای کسانی که ‘visual learners’ هستند، آیا استفاده از تصاویر یا نقاشی برای قصه گویی میتونه کمک کننده باشه؟
نرگس عزیز، قطعاً! استفاده از تصاویر، فلشکارتها، یا حتی نقاشیهایی که خودتان میکشید، میتواند برای ‘visual learners’ بسیار مفید باشد. تصاویر به فعالسازی تخیل کمک کرده و ارتباط قویتری بین کلمات و معانی آنها ایجاد میکنند، که به یادگیری و یادآوری لغات کمک شایانی میکند.
من گاهی اوقات وقتی میخوام یه چیزی رو تعریف کنم، هی مکث میکنم و ‘um’ و ‘uh’ میگم. آیا این روش به کاهش این ‘filler words’ هم کمک میکنه؟
پویا جان، بله، قطعاً! ‘Filler words’ اغلب نشاندهنده این است که ذهن شما در حال جستجو برای کلمات یا ساختار مناسب است. با تمرین قصه گویی و بهبود توانایی ‘thinking in English’، سرعت پردازش ذهنی شما افزایش یافته و به تدریج نیاز به استفاده از این کلمات پرکننده کاهش مییابد.