- آیا تا به حال کتابی را به زبان انگلیسی شروع کردهاید اما به دلیل سختی لغات یا نبود انگیزه آن را نیمهکاره رها کردهاید؟
- آیا احساس میکنید علیرغم مطالعه زیاد، هنوز در بیان نظرات و تحلیلهای خود به زبان انگلیسی با لکنت مواجه میشوید؟
- آیا به دنبال راهی کمفشار و لذتبخش برای تبدیل “دانش غیرفعال” (Passive) خود به مهارت فعال (Active) هستید؟
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند برای پیشرفت در یادگیری، حتماً باید در کلاسهای شلوغ شرکت کنند، اما حقیقت این است که یادگیری مشارکتی در گروههای کوچک، بازدهی به مراتب بالاتری دارد. در این راهنما، ما گامبهگام به شما آموزش میدهیم که چگونه با راه اندازی بوک کلاب انگلیسی دو نفره، نهتنها مهارت خواندن، بلکه اعتمادبهنفس خود در مکالمه را نیز متحول کنید، تا دیگر هرگز در مسیر یادگیری احساس تنهایی و شکست نکنید.
| مرحله اصلی | تمرکز کلیدی | نتیجه مورد انتظار |
|---|---|---|
| انتخاب شریک (Partner) | همسطح بودن و علایق مشترک | کاهش اضطراب زبانی (Language Anxiety) |
| انتخاب منبع (Material) | فرمول i+1 (یک سطح بالاتر از دانش فعلی) | رشد دایره لغات بدون خستگی |
| ساختار جلسات | پرسشهای باز (Open-ended Questions) | تقویت مهارت تفکر انتقادی و مکالمه |
چرا بوک کلاب دو نفره؟ نگاهی از دریچه روانشناسی تربیتی
یکی از بزرگترین موانع در یادگیری زبان، پدیدهای به نام “فیلتر عاطفی” (Affective Filter) است. وقتی در یک محیط شلوغ یا رسمی هستید، اضطراب مانع از ورود اطلاعات به مغز و خروج روانِ کلمات میشود. راه اندازی بوک کلاب انگلیسی به صورت دو نفره، محیطی امن (Safe Zone) ایجاد میکند که در آن اشتباه کردن نه تنها مجاز، بلکه بخشی از فرآیند یادگیری است.
از منظر زبانشناسی کاربردی، تعامل دو نفره باعث افزایش “زمان تولید زبان” (Student Talking Time) میشود. در یک گروه بزرگ، شاید شما فقط ۵ دقیقه فرصت صحبت داشته باشید، اما در یک گروه دو نفره، نیمی از زمان جلسه متعلق به شماست تا لغات جدید را در جملات واقعی به کار ببرید.
گام اول: یافتن همسفر مناسب
موفقیت در راه اندازی بوک کلاب انگلیسی بیش از هر چیز به انتخاب شریک یادگیری بستگی دارد. استادان زبان توصیه میکنند با کسی همراه شوید که:
- سطح زبانی مشابهی داشته باشد: اگر تفاوت سطح زیاد باشد، یکی از طرفین خسته و دیگری مضطرب میشود.
- تعهد زمانی داشته باشد: نظم در مطالعه، کلید انتقال لغات از حافظه کوتاهمدت به بلندمدت است.
- علایق مشترک داشته باشد: اگر هر دو به رمانهای جنایی یا کتابهای توسعه فردی علاقه دارید، بحثها بسیار داغتر خواهد بود.
گام دوم: انتخاب کتاب (فرمول طلایی زبانشناسان)
بسیاری از زبانآموزان با انتخاب کتابهای کلاسیک و سنگین مثل “هملت” در همان ابتدای راه شکست میخورند. برای انتخاب هوشمندانه، به این دو نکته توجه کنید:
۱. کتابهای Graded Readers در مقابل Authentic Texts
اگر در سطح پایه یا متوسط (Elementary to Intermediate) هستید، از کتابهای “درجهبندی شده” استفاده کنید. این کتابها بر اساس سطح دایره لغات (مثلاً ۸۰۰ لغت یا ۱۲۰۰ لغت) بازنویسی شدهاند. اما اگر در سطح پیشرفته هستید، به سراغ متون اصلی (Authentic) بروید.
۲. لهجه و تفاوتهای فرهنگی (US vs. UK)
قبل از شروع، توافق کنید که میخواهید روی کدام لهجه تمرکز کنید. تفاوتهای واژگانی میتواند بحثهای جالبی در بوک کلاب شما ایجاد کند.
| موضوع | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| واژگان عمومی | Apartment | Flat |
| واژگان عمومی | Elevator | Lift |
| املای کلمات | Color / Theater | Colour / Theatre |
گام سوم: ساختاربندی جلسات (نقشه راه عملی)
برای اینکه جلسات شما از حالت گپوگفت دوستانه به یک محیط آموزشی حرفهای تبدیل شود، از این فرمول برای هر جلسه استفاده کنید:
فرمول جلسه: Warm-up + Vocabulary Check + Discussion + Feedback
۱. بخش لغات (Vocabulary Check)
هر نفر باید ۳ تا ۵ لغت یا اصطلاح جدید که در فصل مورد نظر پیدا کرده است را به اشتراک بگذارد. سعی نکنید تمام لغات ناشناخته را در بیاورید؛ فقط روی مواردی تمرکز کنید که برای درک داستان حیاتی هستند یا بسیار کاربردی به نظر میرسند.
۲. سوالات بحثبرانگیز (Discussion Questions)
به جای سوالاتی که پاسخ آنها “بله” یا “خیر” است، از سوالات تحلیلی استفاده کنید. مثال:
- ✅ Correct: “What would you do if you were in the main character’s shoes?”
- ❌ Incorrect: “Did you like the main character?”
تکنیکهای آموزشی برای تقویت درک مطلب
به عنوان یک استراتژیست محتوا، پیشنهاد میکنم از تکنیک “داربستبندی” (Scaffolding) استفاده کنید. یعنی ابتدا از مفاهیم ساده شروع کنید و به تدریج به سراغ تحلیلهای پیچیدهتر بروید. هنگام راه اندازی بوک کلاب انگلیسی، این مراحل را دنبال کنید:
- خلاصهسازی (Summarizing): ابتدا یک نفر داستان را به زبان ساده خلاصه کند.
- پیشبینی (Predicting): بر اساس فصلی که خواندهاید، حدس بزنید در فصل بعد چه اتفاقی میافتد.
- ارتباط شخصی (Personalizing): آیا این اتفاق مشابه تجربهای در زندگی شما بوده است؟
مدیریت اشتباهات و کاهش اضطراب زبانی
بسیاری از زبانآموزان میپرسند: “آیا باید وسط صحبت پارتنرم، غلطهای او را اصلاح کنم؟” پاسخ یک “نه” قاطع است. اصلاح مداوم، رشته افکار را پاره کرده و باعث میشود فرد اعتمادبهنفس خود را از دست بدهد.
استراتژی پیشنهادی: در طول بحث، یادداشت بردارید و در ۵ دقیقه پایانی جلسه، اشتباهات رایج یکدیگر را به صورت کلی و دوستانه بررسی کنید. این کار باعث میشود تمرکز روی “روانی کلام” (Fluency) حفظ شود.
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
۱. باور غلط: باید هر کلمهای را در دیکشنری چک کنم
این کار لذت خواندن را میکشد. سعی کنید معنای کلمات را از طریق “Context” (متن و کلمات مجاور) حدس بزنید. فقط کلماتی را چک کنید که بدون آنها معنای کل جمله مبهم باقی میماند.
۲. اشتباه: انتخاب کتابهای خیلی طولانی
برای شروع راه اندازی بوک کلاب انگلیسی، بهتر است با داستانهای کوتاه یا مقالات عمیق شروع کنید. تمام کردن یک مطلب کوچک، دوپامین لازم برای ادامه مسیر را به مغز شما میرساند.
۳. باور غلط: فقط کتابهای غیرداستانی (Self-help) مفید هستند
اتفاقاً رمانها و داستانها به دلیل داشتن “دیالوگ”، لغات و اصطلاحات روزمره و احساسی بیشتری را به شما میآموزند که در مکالمات واقعی بسیار کاربردیتر هستند.
سوالات متداول (FAQ)
اگر سطح زبان پارتنر من کمی از من بالاتر بود چه کنم؟
این یک فرصت عالی است! از او بخواهید لغات جدید را به انگلیسی برای شما توضیح دهد (Paraphrasing). این کار برای او تمرین تولید محتوا و برای شما تمرین درک شنیداری است.
چند صفحه در هفته بخوانیم؟
کیفیت مهمتر از کمیت است. برای شروع، ۵ تا ۱۰ صفحه در هفته کافی است. هدف این است که به خواندن عادت کنید، نه اینکه مسابقه سرعت بدهید.
اگر وقت نکردیم کتاب را تمام کنیم، جلسه را لغو کنیم؟
خیر! حتی اگر فقط یک صفحه خواندهاید، جلسه را برگزار کنید. میتوانید همان یک صفحه را با هم بخوانید و تحلیل کنید. استمرار، مهمترین فاکتور در راه اندازی بوک کلاب انگلیسی است.
نتیجهگیری
راه اندازی بوک کلاب انگلیسی دو نفر، فراتر از یک تمرین ساده برای یادگیری لغات است؛ این یک سرمایهگذاری روی “ارتباطات” و “تفکر” شما به زبانی دیگر است. با انتخاب یک همراه همدل، یک کتاب متناسب با سطح خود و ایجاد یک ساختار منظم، شما اضطراب صحبت کردن را به لذت اشتراکگذاری ایدهها تبدیل میکنید.
فراموش نکنید که هدف نهایی، بینقص بودن نیست، بلکه برقراری ارتباط است. از همین امروز با یکی از دوستان خود تماس بگیرید، اولین فصل یک کتاب را انتخاب کنید و سفر جذاب خود را در دنیای کلمات آغاز کنید. یادگیری زبان در کنار یک دوست، نه تنها آسانتر، بلکه ماندگارتر است.




وای چقدر ایده خوبیه! من همیشه با ‘Language Anxiety’ مشکل داشتم و همین باعث میشه توی مکالمه خیلی کم اعتماد به نفس باشم. فکر کنم این روش ‘Book Club’ دو نفره بتونه خیلی کمک کنه.
سلام سارا جان، خوشحالیم که این مقاله براتون مفید بوده. ‘Language Anxiety’ یک مانع رایج در یادگیری زبان است و ایجاد یک محیط امن و کمفشار مثل بوک کلاب دو نفره میتونه تأثیر شگرفی در کاهش اون و افزایش اعتماد به نفستون داشته باشه. حتما امتحانش کنید!
ممنون از مقاله عالی. میشه لطفا در مورد ‘i+1 formula’ بیشتر توضیح بدین؟ یعنی دقیقا چطور بفهمیم یک منبع ‘یک سطح بالاتر’ از ماست؟ آیا باید همه کلمات رو بلد نباشیم؟
سلام امیر عزیز، سؤال بسیار خوبی پرسیدید. فرمول ‘i+1’ یعنی ‘Input + 1’ که توسط استفان کراشن مطرح شده است. منظور این است که شما متریالی را انتخاب کنید که کمی چالشبرانگیز باشد، اما نه آنقدر دشوار که ناامید شوید. به طور عملی، اگر هنگام مطالعه، حدود ۸۰-۹۰ درصد کلمات و جملات را متوجه میشوید و برای درک ۱۰-۲۰ درصد باقیمانده نیاز به کمی جستجو یا حدس زدن دارید، این متریال مناسب شماست. هدف این است که هم مطالبی را بفهمید و هم با کلمات و ساختارهای جدید آشنا شوید.
این قسمت ‘دانش غیرفعال’ (Passive) و تبدیل اون به ‘مهارت فعال’ (Active) واقعا نکته مهمیه. من خودم کلی لغت بلدم ولی وقتی میخوام حرف بزنم همش یادم میره. راه اندازی این ‘بوک کلاب’ چه نوع تمرینهایی رو برای فعال کردن این دانش پیشنهاد میکنه؟
مریم جان دقیقا همینطوره! فعال کردن دانش غیرفعال هدف اصلیه. در بوک کلاب، پرسشهای باز (Open-ended Questions) و بحث درباره داستان، شخصیتها، و موضوعات مطرح شده در کتاب، به شما کمک میکند تا واژگان و گرامر موجود در ذهنتان را به کار بگیرید. همچنین، تلاش برای خلاصهسازی بخشهای خوانده شده یا تحلیل اتفاقات به زبان انگلیسی، دانش شما را از حالت پذیرا به حالت تولیدی (Active) تبدیل میکند.
فکر کنم انتخاب ‘Partner’ همسطح واقعا کلیدیه. من یه بار با دوستم شروع کردم که سطحش خیلی بالاتر بود، بعد از چند جلسه اون خسته شد و منم احساس سرخوردگی کردم.
بله، رضا جان، تجربه شما مثال بسیار خوبی از اهمیت این نکته است. همسطح بودن ‘partner’ کمک میکند که هر دو نفر احساس راحتی و مشارکت برابر داشته باشند. وقتی یک نفر خیلی پیشرفتهتر یا ضعیفتر باشد، تعادل بحث به هم میخورد و انگیزه هر دو طرف کاهش مییابد. ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربهتون.
آیا ‘Open-ended Questions’ به معنی سؤالاتیه که جواب بله یا خیر ندارن؟ میشه چند تا مثال از این نوع سؤالات برای یک کتاب داستانی بگید؟
دقیقاً نگار جان، منظور از ‘Open-ended Questions’ سؤالاتی هستند که پاسخهای تفصیلی و تحلیلی میطلبند و صرفاً با ‘بله’ یا ‘خیر’ قابل پاسخگویی نیستند. برای یک کتاب داستانی، میتوانید اینطور سؤال کنید: ‘What do you think about the main character’s decision at the end of Chapter 3 and why?’ (نظرت درباره تصمیم شخصیت اصلی در پایان فصل ۳ چیه و چرا؟) یا ‘How might the story have changed if [event] hadn’t happened?’ (اگه [رویداد] اتفاق نیفتاده بود، داستان چطور تغییر میکرد؟). این سؤالات تفکر انتقادی را تحریک میکنند.
مقاله تون خیلی انگیزهدهندهست. من دنبال یک ‘Book Club’ بودم اما فکر میکردم حتما باید گروه بزرگی باشه. این ایده دو نفره خیلی کمفشاره. ممنون!
اینکه میگید ‘کاهش اضطراب زبانی’ (Language Anxiety) خیلی باهاش درگیرم. فکر میکنید مکالمه در این محیط دو نفره واقعا موثرتر از کلاسهای پرجمعیت هست؟
پریسا جان، بله، قطعاً. در کلاسهای پرجمعیت، ممکن است به دلیل ترس از اشتباه، خجالت کشیدن یا فرصت کم برای صحبت، ‘Language Anxiety’ افزایش یابد. اما در یک محیط دو نفره و دوستانه، فشار روانی به شدت کاهش مییابد، فرصت صحبت کردن و تمرین بسیار بیشتر است و شما احساس امنیت بیشتری برای بیان ایدهها و حتی اشتباه کردن خواهید داشت. این فضای امن برای کاهش اضطراب زبانی حیاتی است.
من همیشه فکر میکردم ‘Critical thinking’ فقط برای رشتههای دانشگاهی یا مباحث فلسفیه. این ایده که میشه با یک ‘بوک کلاب’ دو نفره هم اونو تقویت کرد خیلی جالبه. میشه مثال بیشتری از کاربردش توی کتابها بدید؟
سحر عزیز، ‘Critical thinking’ یا تفکر انتقادی مهارتی است که در تمام جنبههای زندگی و یادگیری، از جمله درک مطلب و تحلیل داستان، کاربرد دارد. در یک ‘بوک کلاب’، وقتی از شما خواسته میشود انگیزههای یک شخصیت را تحلیل کنید، پیشبینی کنید که در ادامه داستان چه اتفاقی میافتد و چرا، یا پیام اصلی نویسنده را کشف کنید، همگی در حال تقویت تفکر انتقادی هستید. این مهارت به شما کمک میکند تا فراتر از ظاهر متن بروید و به عمق مفاهیم پی ببرید.
آیا ‘Material’ حتما باید کتاب باشه؟ میشه از مقالات یا داستانهای کوتاه انگلیسی هم استفاده کرد؟
سؤال عالیه محسن جان! خیر، ‘Material’ لزوماً نباید فقط کتاب باشد. میتوانید از مقالات خبری، داستانهای کوتاه، نمایشنامهها، یا حتی بخشهایی از وبلاگها و مجلات آنلاین به زبان انگلیسی استفاده کنید. مهم این است که منبع انتخابی هم برای هر دو نفر جذاب باشد و هم از نظر سطح زبان مطابق ‘i+1 formula’ باشد تا هم چالشبرانگیز و هم قابل فهم باشد.
من و دوستم مدتهاست دنبال چنین چیزی هستیم. فکر میکنم این مقاله دقیقا همون چیزی بود که لازم داشتیم تا شروع کنیم. این که یادگیری مشارکتی در گروههای کوچک ‘بازدهی به مراتب بالاتری’ داره واقعا درسته.
این که به ‘روانشناسی تربیتی’ هم اشاره کردید خیلی جالب بود. میشه بیشتر توضیح بدید که چرا ‘گروههای کوچک’ از دیدگاه روانشناسی برای یادگیری زبان بهتر عمل میکنند؟
فرهاد جان، از دیدگاه روانشناسی تربیتی، گروههای کوچک محیطی برای ‘یادگیری مشارکتی’ (Collaborative Learning) فراهم میکنند که مزایای متعددی دارد: 1. **کاهش فشار:** کمتر شدن تعداد افراد، استرس و اضطراب را برای صحبت کردن کاهش میدهد. 2. **افزایش مشارکت:** هر فرد فرصت بیشتری برای صحبت کردن و گرفتن بازخورد دارد. 3. **انگیزه درونی:** حس مسئولیتپذیری نسبت به ‘partner’ انگیزه را افزایش میدهد. 4. **بازخورد فوری:** امکان دریافت بازخورد سریعتر و شخصیتر وجود دارد. 5. **یادگیری از همتا:** گاهی توضیحات یک ‘peer’ (همتا) برای درک مطلب موثرتر از توضیحات معلم است. این عوامل مجموعاً به بهبود فرآیند یادگیری کمک میکنند.
آیا این ‘بوک کلاب’ میتونه برای تقویت مهارت شنیداری هم مفید باشه؟ مثلاً با گوش دادن به نسخه صوتی کتاب؟
حتماً نازنین جان! استفاده از نسخه صوتی (Audiobook) در کنار متن کتاب، روشی عالی برای تقویت مهارت شنیداری شماست. میتوانید قبل از جلسه، یک بخش را گوش کنید و همزمان با متن بخوانید (همگامسازی)، یا حتی بعد از خواندن، برای مرور و تقویت شنیداری به آن گوش دهید. سپس در جلسه ‘Book Club’، میتوانید در مورد تفاوتها یا نحوه تلفظ کلمات بحث کنید. این یک رویکرد جامع (Integrated Approach) برای یادگیری است.
اینکه گفتید ‘تبدیل دانش غیرفعال به مهارت فعال’ واقعا مشکلم رو نشون میده. من کلی لغت ‘Passive’ بلدم. آیا راهی هست که بفهمم یک کلمه ‘Passive’ شده یا ‘Active’؟
پویا جان، تفاوت بین ‘Passive’ و ‘Active’ بودن یک کلمه در توانایی شما برای استفاده خودکار و صحیح آن در صحبت کردن یا نوشتن است. اگر کلمهای را میشناسید و معنایش را میفهمید اما هنگام نیاز به استفاده از آن، به ذهنتان نمیآید یا نمیتوانید آن را به درستی به کار ببرید، آن کلمه هنوز در دایره لغات ‘Passive’ شماست. برای ‘Active’ کردن آنها، باید به طور مداوم و هدفمند در مکالمات و نوشتار از آنها استفاده کنید. ‘بوک کلاب’ محیط مناسبی برای این کار است.
من و خواهرم میخوایم این ایده رو شروع کنیم. آیا برای انتخاب ‘Material’ باید حتما کتابهای داستانی باشه یا رمانهای غیرداستانی (non-fiction) هم میشه؟
زهرا جان، هر دو نوع ‘Material’ (داستانی و غیرداستانی) قابل استفاده است. انتخاب کاملاً به علایق مشترک شما و خواهرتان بستگی دارد. اگر به موضوعات علمی، تاریخی، توسعه فردی یا هر زمینه دیگری علاقه دارید، کتابهای ‘non-fiction’ هم میتوانند منبع بسیار خوبی برای یادگیری واژگان تخصصی و بحثهای عمیقتر باشند. مهم این است که هر دو از خواندن آن لذت ببرید و انگیزه داشته باشید.
ممنون بابت مقاله! یه سؤال در مورد ‘Partner’ دارم. اگه سطح هر دو نفر بالا باشه ولی یکی لهجه آمریکایی رو ترجیح بده و اون یکی بریتیش، مشکلی پیش میاد؟
کاوه جان، این یک نکته مهم برای بحثهای تخصصیتره! اختلاف در ترجیح لهجه معمولاً مشکلی ایجاد نمیکند، به خصوص در مراحل اولیه ‘بوک کلاب’. هر دو لهجه معتبر هستند و آشنایی با هر دو میتواند مفید باشد. هدف اصلی تقویت مکالمه و درک مطلب است. اگرچه، برای تمرین تلفظ یا الگوبرداری، ممکن است هر فرد تمایل داشته باشد بیشتر به منابعی با لهجه مورد نظر خود گوش دهد. اما در بحث، هیچ مشکلی نخواهد بود.
من یه دوستی دارم که سطح زبانش خوبه ولی همیشه از صحبت کردن ‘خجالت’ میکشه. فکر میکنید این روش برای اون میتونه مفید باشه؟
صبا جان، قطعاً! این دقیقاً یکی از بزرگترین مزایای ‘بوک کلاب’ دو نفره است. محیط کوچک، دوستانه و بدون قضاوت، بهترین فضا را برای غلبه بر خجالت و افزایش اعتماد به نفس در صحبت کردن فراهم میکند. وقتی فقط یک ‘partner’ دارید، فشار کمتری احساس میکنید و فرصت بیشتری برای ابراز وجود خواهید داشت. تشویق به مرور زمان خجالت را کاهش میدهد.
اینکه گفتید ‘رشد دایره لغات بدون خستگی’ واقعا امیدبخش بود. چطور میشه مطمئن شد که واژگان جدید رو فراموش نمیکنیم و خسته هم نمیشیم؟
حسن جان، رمز ‘رشد دایره لغات بدون خستگی’ در یادگیری کلمات در بافت (Context) و تکرار فعال (Active Recall) است. وقتی کلمات را در داستان یا مقاله میخوانید، معنایشان را بهتر درک میکنید. سپس در ‘بوک کلاب’، با بحث و استفاده از آن کلمات، آنها را به حافظه بلندمدت خود میسپارید. برای جلوگیری از خستگی، جلسات را کوتاه و منظم نگه دارید و حتماً موضوعاتی را انتخاب کنید که واقعاً به آنها علاقه دارید. استفاده از فلشکارتهای دیجیتال (مثل Anki) برای مرور نیز میتواند کمک کننده باشد.
این ‘گروه همخوانی’ (Book Club) چقدر خوبه! من همیشه با ‘Motivation’ برای ادامه دادن یادگیری زبان مشکل داشتم. فکر کنم داشتن یه ‘Partner’ خیلی توی این زمینه کمک کنه.
آیا شما ‘نرمافزار’ یا ‘پلتفرم’ خاصی برای مدیریت جلسات و اشتراکگذاری نکات ‘Book Club’ پیشنهاد میکنید؟
کیان جان، برای ‘بوک کلاب’ دو نفره، معمولاً نیازی به پلتفرم پیچیدهای نیست. میتوانید از ابزارهای سادهای مثل Google Docs برای یادداشتبرداری مشترک از لغات جدید یا نکات مهم، WhatsApp یا Telegram برای هماهنگی و ارسال ‘Open-ended Questions’ استفاده کنید. برای تماس صوتی یا تصویری هم Google Meet یا Skype گزینههای خوبی هستند. سادگی، به خودی خود، به پایداری ‘بوک کلاب’ کمک میکند.
یک سؤال در مورد ‘Partner’. آیا باید حتماً دوستی باشه که از قبل میشناسیم؟ یا میشه با کسی که نمیشناسیم و فقط سطح زبانش با ما برابره هم شروع کرد؟
ژاله جان، هم با دوستان و هم با افرادی که سطح زبان مشابهی دارند و هنوز نمیشناسید، میتوان ‘بوک کلاب’ را شروع کرد. مزیت یک دوست، آشنایی قبلی و راحتی بیشتر است. اما اگر ‘partner’ مناسبی در میان دوستانتان پیدا نکردید، میتوانید از طریق گروههای آنلاین یادگیری زبان یا حتی شبکههای اجتماعی افراد همعلاقه و همسطح را پیدا کنید. مهمترین معیارها همان همسطح بودن و علایق مشترک است.