مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

روش “پومودورو معکوس”: ۵ دقیقه درس، ۲۵ دقیقه استراحت (برای روزهای بی‌حوصلگی)

اگر پاسخ شما به هر یک از این سوالات مثبت است، در این راهنمای جامع و کاربردی، ما به طور کامل توضیح خواهیم داد که پومودورو معکوس چیست، چگونه کار می‌کند و چطور می‌تواند به شما کمک کند تا بر بی‌حوصلگی و اهمال‌کاری غلبه کنید و به آسانی شروع به کار یا مطالعه کنید. دیگر هرگز نگران شروع کارهای سخت نخواهید بود!

عنوان توضیح مختصر کاربرد اصلی
پومودورو معکوس چیست؟ تکنیکی برای شروع کارهای سخت و مبارزه با بی‌حوصلگی با ۵ دقیقه کار و ۲۵ دقیقه استراحت. غلبه بر اهمال‌کاری، کاهش اضطراب شروع، افزایش تدریجی تمرکز.
هدف اصلی پایین آوردن “آستانه شروع” کار، ساختن عادت شروع سریع. کمک به دانش‌آموزان و دانشجویان برای شروع درس‌های خسته‌کننده.
مزیت کلیدی تبدیل ترس از کار بزرگ به انگیزه‌ی یک شروع کوچک و قابل مدیریت. افزایش اعتماد به نفس و کاهش اضطراب زبان‌آموزان هنگام مواجهه با گرامر پیچیده یا لغات جدید.
نکته مهم برخلاف پومودورو کلاسیک که بر کار طولانی تاکید دارد، این روش بر “شروع” متمرکز است. مناسب برای روزهایی که حال و حوصله ندارید یا کار خیلی بزرگ به نظر می‌رسد.
📌 این مقاله را از دست ندهید:معنی “Ex”: اکس یعنی کی؟ (برگشتن به اکس)

پومودورو معکوس: راهکاری برای غلبه بر مقاومت درونی

اکثر ما با تکنیک پومودورو کلاسیک آشنا هستیم: ۲۵ دقیقه کار متمرکز و ۵ دقیقه استراحت. این روش برای حفظ تمرکز و مدیریت زمان بسیار عالی است. اما اگر مشکل اصلی ما اصلاً “شروع” کردن باشد چه؟ روزهایی که انگیزه نداریم، حجم کار زیاد به نظر می‌رسد، یا نمی‌توانیم تمرکز کنیم، حتی فکر کردن به ۲۵ دقیقه کار متمرکز هم می‌تواند آزاردهنده باشد. اینجاست که “پومودورو معکوس” وارد می‌شود.

روش پومودورو معکوس، همانطور که از نامش پیداست، الگوی پومودورو کلاسیک را برعکس می‌کند: ۵ دقیقه کار متمرکز، و سپس ۲۵ دقیقه استراحت. این الگوی ساده، اما قدرتمند، برای غلبه بر مقاومت اولیه و شروع کارهایی که دلمان نمی‌خواهد انجام دهیم، طراحی شده است. به جای اینکه از ما بخواهد تمرکز طولانی‌مدت داشته باشیم، از ما می‌خواهد تنها برای یک بازه زمانی بسیار کوتاه، یعنی ۵ دقیقه، متمرکز شویم.

چرا پومودورو معکوس اینقدر موثر است؟ (دیدگاه روانشناختی و آموزشی)

ممکن است در نگاه اول این روش عجیب به نظر برسد؛ ۵ دقیقه کار در برابر ۲۵ دقیقه استراحت؟ این چه بازدهی‌ای دارد؟ اما قدرت این روش در جایی دیگر نهفته است:

📌 همراه با این مقاله بخوانید:معنی DCA یا استراتژی میانگین کم کردن به زبان ساده! (فرار از استرس بازار)

چگونه از پومودورو معکوس استفاده کنیم؟ (راهنمای گام به گام)

استفاده از این تکنیک بسیار ساده است، اما رعایت جزئیات می‌تواند تاثیر آن را چند برابر کند.

گام ۱: شناسایی “کار سخت”

ابتدا، کاری را که در انجام آن مقاومت دارید، مشخص کنید. این می‌تواند:

گام ۲: تنظیم تایمر برای ۵ دقیقه کار

یک تایمر (موبایل، ساعت آشپزخانه، اپلیکیشن پومودورو) را روی ۵ دقیقه تنظیم کنید.

گام ۳: تمرکز ۱۰۰% برای ۵ دقیقه

برای این ۵ دقیقه، تمام حواس‌پرتی‌ها را کنار بگذارید (موبایل را روی حالت بی‌صدا، پیام‌ها را چک نکنید) و تماماً روی کار خود متمرکز شوید. هدف این نیست که کار را تمام کنید، بلکه فقط و فقط “شروع کنید” و پیش ببرید. مهم نیست چقدر کم پیشرفت می‌کنید، مهم این است که شروع کرده‌اید.

گام ۴: تنظیم تایمر برای ۲۵ دقیقه استراحت

پس از اتمام ۵ دقیقه، تایمر را برای ۲۵ دقیقه استراحت تنظیم کنید. در این ۲۵ دقیقه، کاملاً از کار فاصله بگیرید. هر کاری که دوست دارید و انرژی‌بخش است، انجام دهید: یک فنجان چای بنوشید، به موسیقی گوش دهید، کمی قدم بزنید، یک فیلم کوتاه ببینید، یا حتی یک بازی کوچک انجام دهید.

گام ۵: تکرار یا توقف

پس از ۲۵ دقیقه استراحت، شما یک انتخاب دارید:

  1. اگر احساس می‌کنید هنوز بی‌حوصله‌اید یا کار سخت به نظر می‌رسد، دوباره یک سیکل ۵ دقیقه کار و ۲۵ دقیقه استراحت را شروع کنید.
  2. اگر احساس می‌کنید به جریان افتاده‌اید و انگیزه دارید، می‌توانید به روش پومودورو کلاسیک (۲۵ دقیقه کار، ۵ دقیقه استراحت) برگردید یا حتی بدون تایمر ادامه دهید.

نکته کلیدی اینجاست که شما هرگز مجبور نیستید کار را ادامه دهید. “مجوز توقف” پس از ۵ دقیقه، فشار روانی را به شدت کاهش می‌دهد و پارادوکسی جالب ایجاد می‌کند: وقتی به خودتان اجازه می‌دهید که “فقط ۵ دقیقه کار کنید و بعد متوقف شوید”، اغلب متوجه می‌شوید که می‌توانید بیشتر ادامه دهید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:اصطلاح “Bag Holder”: کسی که با ارز بی‌ارزش مونده

مثال‌های کاربردی برای زبان‌آموزان

این روش به ویژه برای زبان‌آموزان که اغلب با چالش‌های ذهنی زیادی روبرو هستند، فوق‌العاده است:

برای گرامر دشوار:

برای حفظ لغات جدید:

برای تمرین مکالمه یا شنیداری:

📌 انتخاب هوشمند برای شما:فرق “Camper” و “Rat” چیه؟ (فحش‌های استراتژیک)

اشتباهات رایج و افسانه‌های غلط در مورد پومودورو معکوس

افسانه ۱: “این روش فقط برای کارهای ساده است.”

واقعیت: خیر. این روش به طور خاص برای “شروع” کارهای پیچیده و دشوار طراحی شده است. هدف، غلبه بر مقاومت اولیه است، نه انجام بخش عمده کار در ۵ دقیقه.

افسانه ۲: “با ۵ دقیقه کار نمی‌توان چیزی یاد گرفت.”

واقعیت: هدف پومودورو معکوس لزوماً “یادگیری عمیق” در ۵ دقیقه نیست، بلکه “ساخت عادت شروع کردن” و “کاهش بار روانی” است. اغلب همین ۵ دقیقه اول است که جرقه یادگیری یا ادامه کار را می‌زند.

اشتباه ۱: نادیده گرفتن استراحت ۲۵ دقیقه‌ای

توضیح: بخش “استراحت” به اندازه بخش “کار” مهم است. این استراحت باید واقعی باشد و به شما اجازه دهد ذهن‌تان را تازه کنید. اگر در زمان استراحت هم به کار فکر کنید یا کارهای استرس‌زا انجام دهید، اثرات مثبت روش از بین می‌رود.

اشتباه ۲: حواس‌پرتی در طول ۵ دقیقه کار

توضیح: حتی برای آن ۵ دقیقه کوتاه، تمرکز کامل ضروری است. این ۵ دقیقه، تمرینی برای تمرکز است. اگر در این زمان هم حواس‌تان پرت شود، مغز یاد می‌گیرد که در “زمان کار” هم می‌توان حواس‌پرت بود و فایده اصلی تکنیک از بین می‌رود.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:معنی “Red Flag”: پرچم قرمزهای رابطه

سوالات متداول (FAQ) درباره پومودورو معکوس

۱. اگر در طول ۵ دقیقه کار، به جریان افتادم چه کنم؟

اگر احساس می‌کنید واقعاً در حال و هوای کار هستید و می‌توانید ادامه دهید، عالی است! این هدف نهایی این روش است. در این صورت، می‌توانید تایمر ۲۵ دقیقه استراحت را نادیده بگیرید و به کار خود ادامه دهید. وقتی احساس خستگی کردید، می‌توانید دوباره به چرخه پومودورو معکوس برگردید یا استراحت کنید.

۲. آیا می‌توانم این روش را برای همه انواع کارها استفاده کنم؟

بله، پومودورو معکوس برای هر کاری که در شروع آن مشکل دارید، از درس خواندن و مطالعه زبان گرفته تا کارهای خانه، پروژه‌های کاری و حتی ورزش، قابل استفاده است. هدف اصلی آن شکستن مانع “شروع” است.

۳. چند چرخه پومودورو معکوس را در یک روز می‌توانم انجام دهم؟

هیچ محدودیت مشخصی وجود ندارد. شما می‌توانید هر تعداد چرخه که نیاز دارید، انجام دهید. این روش به ویژه در روزهایی که احساس خستگی و بی‌انگیزگی می‌کنید، بسیار مفید است. حتی یک یا دو چرخه می‌تواند روز شما را متحول کند.

۴. اگر بعد از چند چرخه همچنان بی‌انگیزه بودم، آیا این روش کار نمی‌کند؟

صبر داشته باشید. گاهی اوقات، ذهن نیاز به زمان بیشتری برای تطبیق دارد. مهم این است که به خودتان فشار نیاورید و به برنامه پایبند باشید. صرف انجام دادن ۵ دقیقه کار، حتی اگر حس خوبی به شما ندهد، یک پیروزی است. گاهی اوقات، حتی یک ساعت بعد از چند چرخه، ناگهان متوجه می‌شوید که راحت‌تر می‌توانید کار کنید.

۵. آیا این روش برای یادگیری زبان انگلیسی مفید است؟

قطعا! یادگیری زبان انگلیسی اغلب با چالش‌های زیادی از جمله گرامر پیچیده، لغات جدید و مهارت‌های شنیداری و گفتاری همراه است که می‌تواند برای زبان‌آموزان اضطراب‌آور باشد. پومودورو معکوس با کاهش اضطراب شروع، به شما کمک می‌کند تا به راحتی سراغ این چالش‌ها بروید. ۵ دقیقه خواندن گرامر، ۵ دقیقه گوش دادن به یک پادکست، یا ۵ دقیقه مرور لغات جدید، می‌تواند شروعی فوق‌العاده باشد که به مرور به پیشرفت‌های بزرگ منجر می‌شود.

📌 بیشتر بخوانید:اصطلاح “Gaslighting” که ایلان ماسک زیاد استفاده میکنه یعنی چی؟

نتیجه‌گیری: قدرت شروع‌های کوچک

روش پومودورو معکوس ابزاری قدرتمند و در عین حال ساده برای غلبه بر بزرگترین دشمن بهره‌وری: “اهمال‌کاری” و “اضطراب شروع” است. به جای اینکه منتظر “مود مناسب” یا “انگیزه کافی” باشید، به خودتان اجازه دهید فقط برای ۵ دقیقه کاری را شروع کنید. به یاد داشته باشید که موفقیت‌های بزرگ، حاصل قدم‌های کوچک اما مداوم هستند.

این روش به شما نشان می‌دهد که شروع کردن همیشه سخت‌ترین بخش است و با یک شروع کوچک، می‌توانید این سد ذهنی را بشکنید. بنابراین، دفعه بعد که احساس بی‌حوصلگی کردید یا کاری بزرگ به نظر رسید، تایمر خود را برای ۵ دقیقه تنظیم کنید و با قدرت پومودورو معکوس، به استقبال موفقیت بروید. شما می‌توانید!

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 83

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. ممنون از مقاله خوبتون! همیشه با شروع کردن مشکل دارم و دائم کارها رو به تعویق می‌ندازم. این ایده “پومودورو معکوس” عالیه. یه سوال داشتم، توی انگلیسی اصطلاحی شبیه “به تعویق انداختن کارها” یا “وقت تلف کردن” که خیلی عامیانه باشه داریم؟

    1. سلام سارا جان! خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. بله، در انگلیسی اصطلاحات عامیانه زیادی برای “به تعویق انداختن” یا “وقت تلف کردن” داریم. مثلاً، برای “به تعویق انداختن” می‌تونیم از “to put off” استفاده کنیم. مثال: “I always put off doing my homework until the last minute.” یا “to kick the can down the road” که یعنی یک مشکل رو به آینده موکول کردن. برای “وقت تلف کردن” هم “to dally” یا “to dilly-dally” خیلی عامیانه و رایجه. امیدوارم کمک کرده باشه!

  2. عالی بود! دقیقاً مشکل منم همینه که تا “مود”ش نیاد، نمیتونم شروع کنم. این تکنیک “Reverse Pomodoro” میتونه کمکم کنه. برای “شروع کردن کاری” که آدم حسش نیست، تو انگلیسی چه اصطلاحاتی هست؟ مثلاً میگن “just do it” ولی چیزای دیگه‌ای هم هست؟

    1. سلام علی! بله، “just do it” یک شعار معروف و انگیزشیه. برای “شروع کردن کاری” خصوصاً وقتی سخت به نظر می‌رسه یا حسش نیست، اصطلاحات زیادی هست. مثلاً: “to get the ball rolling” (شروع کردن کاری تا بقیه مراحلش هم دنبالش بیاد)، “to kick-start” (یک شروع ناگهانی و قوی برای فعال کردن چیزی)، یا “to dive in” (به سرعت و با اشتیاق شروع کردن). “Let’s dive in and finish this project!”

  3. این حس که حجم کار زیاده و همین باعث میشه آدم شروع نکنه، خیلی آشناست. به نظرم این روش “پومودورو معکوس” میتونه این حس “overwhelmed” بودن رو کم کنه. آیا این کلمه “overwhelmed” رو میشه برای کارهای درسی هم استفاده کرد یا بیشتر برای استرس‌های کاریه؟

    1. سلام مریم! بله، “overwhelmed” کلمه‌ی بسیار مناسبیه و به معنای “احساس غرق شدن در کاری” یا “احساس حجم زیاد و غیرقابل کنترل از وظایف” هست. این کلمه هم برای کارهای درسی و هم برای استرس‌های کاری یا حتی موقعیت‌های احساسی استفاده میشه. مثلاً: “I feel overwhelmed with all these assignments.” یا “She was overwhelmed with emotion.” (او غرق در احساسات شد.)

  4. خیلی وقت‌ها حس “I’m not in the mood” دارم و همین مانع شروع کردن میشه. فکر کنم این روش “پومودورو معکوس” همین حس رو هدف گرفته. می‌خواستم ببینم چطوری می‌تونم این جمله رو با کلمات دیگه‌ای هم بیان کنم که طبیعی‌تر باشه؟

    1. سلام رضا! دقیقاً همینطوره، “I’m not in the mood” یک بیان رایج و عالیه. برای بیان مشابه، می‌تونی از “I don’t feel like it” استفاده کنی که خیلی هم عامیانه و طبیعیه. مثال: “I don’t feel like studying today.” یا “I can’t be bothered” هم نشون‌دهنده اینه که انگیزه‌ای برای انجام کاری نداری. مثلا: “I can’t be bothered to go out tonight.” (حوصله بیرون رفتن رو ندارم).

  5. همیشه حواسم پرت میشه و تمرکز ندارم. این “Reverse Pomodoro” شاید به من کمک کنه. آیا اصطلاحی تو انگلیسی برای “داشتن حواس پرت” وجود داره؟ یا مثلا وقتی ذهن آدم اینور اونور میره چی میگن؟

    1. سلام فاطمه جان! بله، برای “داشتن حواس پرت” می‌تونیم از اصطلاح “to have a short attention span” استفاده کنیم که یعنی “تمرکز پایینی داشتن” یا “به راحتی حواسش پرت شدن”. همچنین، وقتی حواسمون پرت میشه می‌گیم “I got distracted” یا “My mind wandered.” (ذهنم سرگردان شد/پرت شد).

  6. مقاله واقعا کاربردی بود! همیشه فکر می‌کردم باید یک ساعت کامل درس بخونم و همین باعث می‌شد اصلا شروع نکنم. این “۵ دقیقه کار” دقیقاً همون “baby steps” هست که خیلی وقتا نادیده‌اش می‌گیریم. “Baby steps” اصطلاح رایجی برای هر نوع شروع کوچیکه؟

    1. سلام حسین! بله، کاملاً درست متوجه شدی! “Baby steps” اصطلاح بسیار رایجی هست که دقیقاً به معنای “قدم‌های کوچک و اولیه برداشتن” برای رسیدن به یک هدف بزرگ‌تره. این اصطلاح برای هر نوع شروع کوچکی، چه در یادگیری، چه در پروژه‌های کاری و چه حتی در تغییرات زندگی، کاربرد داره. مثال: “Learning a new language starts with baby steps, like learning a few words every day.” (یادگیری یک زبان جدید با قدم‌های کوچک شروع میشه…).

  7. چه مقاله خوبی! ممنون از اینکه تکنیکی رو معرفی کردین که واقعا مشکل خیلی‌هاست. حتماً امتحانش می‌کنم و امیدوارم به منم کمک کنه.

  8. من خودم از روش “Pomodoro” معمولی استفاده می‌کردم ولی این “Reverse Pomodoro” برای روزهایی که واقعاً بی‌حوصله‌ام خیلی بهتره. فکر می‌کنم برای شروع “writing” (نوشتن) هم عالی باشه.

  9. این حس “مقاومت در برابر شروع” خیلی آزاردهنده است. به نظرم این مقاله کمک می‌کنه “break the resistance”. آیا این عبارت “break the resistance” یه اصطلاح رایج تو انگلیسیه؟

    1. سلام نگین! بله، “to break the resistance” یک عبارت کاملاً طبیعی و معنی‌داره و در شرایطی که می‌خوایم از مقاومت یا سد ذهنی عبور کنیم، استفاده میشه. اما یک اصطلاح رایج‌تر و قوی‌تر برای “غلبه بر مقاومت اولیه یا سختی یک کار” می‌تونه “to push through” باشه. مثال: “It’s hard to start, but you need to push through the initial resistance.” (شروع کردن سخته، اما باید از مقاومت اولیه عبور کنی.) یا حتی “to overcome inertia.” (غلبه بر اینرسی/بی‌حرکتی).

  10. من همیشه کارهام رو “put off” می‌کنم تا دقیقه ۹۰. این روش “پومودورو معکوس” شاید بتونه این عادت بد رو تغییر بده. آیا “put off” بیشتر برای کارهای برنامه‌ریزی شده استفاده میشه یا برای هر چیزی که می‌خوایم به تعویق بندازیم؟

    1. سلام سهراب! “To put off” یک فعل عبارتی (phrasal verb) بسیار رایج هست و هم برای کارهای برنامه‌ریزی شده و هم برای کارهایی که به طور کلی باید انجام بشن، کاربرد داره. می‌تونه به معنای “به تعویق انداختن” یا “به زمان دیگری موکول کردن” باشه. مثال: “I keep putting off cleaning my room.” (هی مدام تمیز کردن اتاقمو عقب می‌ندازم.) یا “They decided to put off the meeting until next week.” (آن‌ها تصمیم گرفتند جلسه را به هفته بعد موکول کنند.)

  11. من یک “procrastinator” حرفه‌ای هستم و این مقاله دقیقاً برای من نوشته شده! ممنون از توضیحات عالی. “Procrastinator” یک کلمه رسمی حساب میشه یا میشه توی مکالمات روزمره هم استفاده کرد؟

    1. سلام آیدا! خوشحالیم که مقاله برات مفید بوده. بله، “procrastinator” یک کلمه کاملاً رسمی و آکادمیک هست که ریشه لاتین داره، اما در مکالمات روزمره هم به راحتی و به طور گسترده‌ای استفاده میشه. مثلاً: “I’m such a procrastinator, I always leave everything until the last minute.” (من یه آدم اینقدر اهمال‌کارم که همیشه همه چیزو می‌ذارم دقیقه آخر.)

  12. ایده “پایین آوردن آستانه شروع” خیلی جالبه. مثل این می‌مونه که کار بزرگو “break down” کنیم به بخش‌های کوچکتر. آیا “break down” رو فقط برای کارها میشه استفاده کرد یا برای ایده‌ها و مشکلات هم کاربرد داره؟

    1. سلام کسری! بله، “to break down” یک فعل عبارتی بسیار پرکاربرد هست و نه تنها برای “تقسیم کردن کارهای بزرگ به بخش‌های کوچکتر” استفاده میشه، بلکه برای “تجزیه و تحلیل یک ایده پیچیده”، “حل یک مشکل با تقسیم آن به اجزا” و حتی در معنای “از کار افتادن (ماشین)” یا “دچار فروپاشی عاطفی شدن” هم کاربرد داره. مثال: “Let’s break down this complex problem into smaller, manageable parts.” (بیایید این مشکل پیچیده را به بخش‌های کوچک‌تر و قابل مدیریت تقسیم کنیم.)

  13. من همیشه منتظرم تا “get in the zone” بشم برای درس خوندن! این “پومودورو معکوس” می‌تونه کمک کنه سریع‌تر وارد اون “zone” بشم؟ “Get in the zone” اصطلاح رایجیه؟

    1. سلام لیلا! بله، “to get in the zone” یک اصطلاح بسیار رایج و عالیه که به معنای “وارد حالت تمرکز و عملکرد بالا شدن” یا “غرق شدن در کاری” هست. دقیقاً برای حالتی استفاده میشه که فرد کاملاً روی کارش متمرکز میشه و عوامل مزاحم رو فراموش می‌کنه. این روش “پومودورو معکوس” هم می‌تونه بهت کمک کنه تا سریع‌تر وارد این حالت بشی.

  14. شروع کردن درس برای من همیشه یک “uphill battle” بوده. این ۵ دقیقه کار و ۲۵ دقیقه استراحت، شاید اون “uphill battle” رو کمتر کنه. “Uphill battle” فقط برای کارهای سخته یا برای هر نوع چالشی؟

    1. سلام سروش! “An uphill battle” یک اصطلاح بسیار کاربردیه و به معنای “تلاشی سخت و دشوار” یا “مبارزه‌ای که موفقیت در آن به سختی به دست می‌آید” هست. این اصطلاح هم برای کارهای سخت فیزیکی و هم برای هر نوع چالش و موقعیت دشواری که نیاز به تلاش و مقاومت زیاد داره، به کار میره. مثال: “Trying to finish this project on time feels like an uphill battle.” (تلاش برای تمام کردن این پروژه به موقع مثل یک نبرد طاقت‌فرساست.)

  15. چه ایده‌ی خلاقانه‌ای! حتماً این روش “پومودورو معکوس” رو امتحان می‌کنم. ممنون از مقاله خوبتون.

  16. همیشه برای شروع کردن کارهای جدید “hesitate” می‌کنم و مردد می‌مونم. این تکنیک “Reverse Pomodoro” شاید به من کمک کنه که “take the plunge” و شروع کنم. آیا “take the plunge” فقط برای تصمیمات بزرگه؟

    1. سلام سمیرا! “To take the plunge” یک اصطلاح عالیه و به معنای “دل به دریا زدن” یا “تصمیم به انجام کاری گرفتن (معمولاً بعد از تردید و ترس)” هست. معمولاً برای تصمیمات مهم زندگی یا کارهایی که ریسک یا ناشناخته‌ای دارند، استفاده میشه، اما میشه در مورد شروع کارهای مهم (مثل شروع یک پروژه یا درس جدید) هم ازش استفاده کرد، وقتی که تردید و ترس از شروع وجود داره.

  17. مقاله رو خوندم و واقعاً با مشکل “putting things off” درگیرم. همیشه میگم “I’ll get around to it later.” آیا “get around to it” فقط برای کارهای خونه استفاده میشه یا برای کارهای درسی هم کاربرد داره؟

    1. سلام شهاب! “To get around to it” یک عبارت بسیار رایج و عامیانه‌ست و به معنای “بالاخره انجام دادن کاری که مدتیه به تعویق افتاده” هست. این عبارت برای هر نوع کاری، چه کارهای خونه (مثل “I need to get around to cleaning the garage”), چه کارهای درسی (مثل “I’ll get around to studying for that exam eventually”), و چه سایر وظایف، کاربرد داره.

  18. فکر کنم این روش “پومودورو معکوس” برای “making progress” روی پروژه‌های بزرگ خیلی خوب باشه. چه اصطلاحات دیگه‌ای برای “پیشرفت کردن” تو انگلیسی داریم که برای کارهای درسی هم استفاده بشن؟

    1. سلام زینب! بله، “to make progress” یک عبارت بسیار خوب برای “پیشرفت کردن” هست. اصطلاحات و عبارات مشابه دیگری هم وجود دارند، مثلاً: “to move forward” (به جلو حرکت کردن)، “to advance” (پیشرفت کردن)، “to gain ground” (بهبود یافتن یا جلو افتادن). همچنین “to make headway” هم برای پیشرفت در یک کار دشوار به کار می‌رود. مثال: “We’re finally making headway on the research project.” (ما بالاخره داریم در پروژه تحقیقاتی پیشرفت می‌کنیم.)

  19. من خیلی وقت‌ها “stall” می‌کنم و خودمو با کارهای الکی سرگرم می‌کنم تا کار اصلی رو شروع نکنم. این روش “Reverse Pomodoro” میتونه جلوی این “stalling” رو بگیره. “Stall” همون “procrastinate” هست یا فرق داره؟

    1. سلام کیمیا! “To stall” به معنای “وقت تلف کردن” یا “به تعویق انداختن” (معمولاً به صورت عمدی برای به دست آوردن زمان) هست. از نظر مفهوم خیلی به “procrastinate” نزدیکه، اما “procrastinate” بیشتر به تأخیر انداختن کارها به دلیل عدم انگیزه یا مدیریت زمان ضعیف اشاره داره، در حالی که “stall” می‌تونه به معنای “معطل کردن” برای اهداف خاصی هم باشه. مثلاً: “He tried to stall for time before giving his presentation.” (او سعی کرد برای زمان کشی قبل از ارائه خود معطل کند.) هر دو برای توصیف عدم شروع به کار مفیدند.

  20. واقعا ممنون از این مقاله! حس “unmotivated” بودن رو خیلی خوب توصیف کرده. آیا “unmotivated” کلمه رایجیه که همه جا ازش استفاده بشه؟

    1. سلام مهران! بله، “unmotivated” یک صفت بسیار رایج و پرکاربرد هست که به معنای “فاقد انگیزه” یا “بی‌میل به انجام کاری” است. این کلمه در مکالمات روزمره، متون رسمی و هر موقعیت دیگری که نیاز به بیان عدم انگیزه باشد، به کار می‌رود. مثال: “I’ve been feeling very unmotivated to study lately.” (اخیراً برای درس خواندن بسیار بی‌انگیزه بوده‌ام.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *