- آیا تا به حال پیش آمده که لغات انگلیسی را حفظ کنید اما موقع صحبت کردن، هیچکدام به ذهنتان نیایند؟
- آیا از محیط خشک کلاسهای زبان خسته شدهاید و به دنبال راهی برای غوطهوری در انگلیسی در خانه هستید؟
- آیا هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی احساس اضطراب یا خجالت میکنید، حتی وقتی تنها هستید؟
- آیا میدانستید که شخصیت دادن به اشیا میتواند حافظه تصویری و احساسی شما را برای یادگیری زبان فعال کند؟
در این راهنمای جامع، ما تکنیک خلاقانه و علمی “شخصیتپردازی اشیاء” را به صورت گامبهگام بررسی میکنیم تا شما بتوانید بدون فشار روانی، دایره لغات خود را گسترش دهید. با استفاده از روش شخصیت دادن به اشیا، محیط خانه شما به یک کلاس درس زنده و پویا تبدیل خواهد شد که در آن هر وسیله، داستانی برای گفتن دارد.
| مرحله تکنیک | هدف آموزشی | مثال کاربردی |
|---|---|---|
| نامگذاری (Naming) | یادگیری اسم ذات و صفات | Lazy Larry the Laptop |
| تعیین شخصیت (Persona) | استفاده از قیدها و افعال حالتی | He is always tired and slow. |
| تعامل روزانه (Interaction) | تمرین مکالمه و ساختار جملات | “Larry, wake up! We have work.” |
چرا شخصیت دادن به اشیا معجزه میکند؟ (از نگاه روانشناسی و زبانشناسی)
بسیاری از زبانآموزان با پدیدهای به نام “Language Anxiety” یا اضطراب زبان مواجه هستند. این اضطراب باعث میشود مغز در هنگام تولید جمله قفل کند. از سوی دیگر، حافظه انسان مطالب “احساسی” و “داستانی” را بسیار بهتر از لیستهای خشک لغات حفظ میکند. وقتی شما به کتری آشپزخانه خود شخصیت میدهید و او را “آقای کتری بداخلاق” (Mr. Grumpy Kettle) صدا میزنید، در واقع دارید یک قلاب احساسی در مغزتان ایجاد میکنید.
از دیدگاه زبانشناسی کاربردی، این کار باعث تقویت “Internal Monologue” یا گفتگوی درونی به زبان انگلیسی میشود. شما دیگر فقط کلمات را ترجمه نمیکنید، بلکه دارید در دنیای انگلیسی زندگی میکنید. این روش به ویژه برای سطوح مبتدی تا متوسط (A1 تا B2) که در مرحله گذار از ترجمه ذهنی به تفکر مستقیم به انگلیسی هستند، حیاتی است.
گام اول: انتخاب سوژه و نامگذاری استراتژیک
اولین قدم در تکنیک شخصیت دادن به اشیا، انتخاب وسایلی است که هر روز با آنها سروکار دارید. برای شروع، ۳ تا ۵ وسیله در اتاق یا آشپزخانه خود انتخاب کنید. سعی کنید نامی برای آنها انتخاب کنید که با حرف اول آن وسیله همخوانی داشته باشد (Alliteration). این کار به حافظه شما کمک میکند تا کلمه را سریعتر بازیابی کند.
فرمول نامگذاری اشیاء:
[Adjective starting with the same letter] + [Name] + the [Object Name]
- Sleepy Sam the Sofa (سامِ خوابآلود، مبل)
- Hungry Henry the Hanger (هنریِ گرسنه، چوبلباسی)
- Busy Bella the Blender (بلایِ مشغول، مخلوطکن)
نگران نباشید اگر این اسامی در ابتدا کمی خندهدار یا کودکانه به نظر میرسند. هدف ما کاهش مقاومت مغز در برابر یادگیری است. هر چه تصویر ذهنی شما فانتزیتر باشد، ماندگاری لغت در حافظه بلندمدت بیشتر خواهد بود.
گام دوم: ساخت شناسنامه شخصیتی (Vocabulary Scaffolding)
بعد از انتخاب نام، باید برای هر شیء یک شخصیت بسازید. در این مرحله، ما از صفات (Adjectives) و قیدها (Adverbs) استفاده میکنیم. این کار به شما کمک میکند تا لغات را در “بافت” (Context) یاد بگیرید، نه به صورت جداگانه.
جدول صفات شخصیتی برای اشیاء
| شیء | صفت ظاهری (Physical) | صفت شخصیتی (Personality) |
|---|---|---|
| Lamp (آباژور) | Bright, Golden, Tall | Helpful, Wise, Quiet |
| Fridge (یخچال) | Cold, Heavy, White | Greedy, Bossy, Reliable |
| Alarm Clock (ساعت) | Small, Round, Loud | Strict, Annoying, Punctual |
حالا سعی کنید یک پاراگراف کوتاه درباره یکی از آنها بنویسید. به عنوان مثال:
“This is Strict Steven. He is my alarm clock. He is very punctual and never lets me sleep late. Sometimes he is annoying, but he is a reliable friend.”
گام سوم: تعامل و دیالوگهای روزمره
بسیاری از زبانآموزان میپرسند: “چگونه بدون پارتنر تمرین کنیم؟” پاسخ در همین اشیاء نهفته است. تکنیک شخصیت دادن به اشیا به شما اجازه میدهد سناریوهای واقعی را تمرین کنید. وقتی صبح از خواب بیدار میشوید، به جای اینکه فقط قهوه درست کنید، با قهوهساز خود صحبت کنید.
فرمول تمرین مکالمه انفرادی:
Greeting + Observation + Question/Command
- “Good morning, Bella! You look very busy today. Can you make me a smooth shake?”
- “Hey Sam (the sofa), you feel very soft today. Are you ready for a movie night?”
- “Steven, stop shouting! I know I’m late, you don’t have to be so strict.”
این تمرینها باعث میشود عضلات فک و زبان شما به تلفظ کلمات انگلیسی عادت کند و ترس شما از شنیدن صدای خودتان به زبان انگلیسی بریزد.
تفاوتهای لهجهای: اشیاء در بریتانیا و آمریکا
به عنوان یک زبانآموز هوشمند، باید بدانید که اشیاء در مناطق مختلف نامهای متفاوتی دارند. هنگام شخصیت دادن به اشیا، به این تفاوتها دقت کنید تا در موقعیتهای رسمی یا سفرهای خارجی دچار سردرگمی نشوید.
- در آمریکا به آن میگویند Closet، اما در بریتانیا بیشتر Wardrobe شنیده میشود.
- وسیلهای که با آن نان تست میکنید Toaster است (مشترک)، اما جابهجا کننده طبقات در ساختمان در آمریکا Elevator و در بریتانیا Lift است.
- آشغالدانی در آمریکا Trash can و در بریتانیا Rubbish bin نامیده میشود.
شما میتوانید برای اشیاء خود “ملیت” هم تعیین کنید! مثلاً “Sir Winston the Lift” یک آسانسور بریتانیایی بسیار مودب است، در حالی که “Jack the Elevator” یک آسانسور آمریکایی پرانرژی و سریع است.
اشتباهات رایج در یادگیری لغات با این روش
حتی با وجود جذابیت این تکنیک، برخی از زبانآموزان دچار خطاهایی میشوند که سرعت یادگیری آنها را کاهش میدهد. در اینجا به چند مورد کلیدی اشاره میکنیم:
- تمرکز صرف بر اسامی (Nouns): هدف این روش فقط یادگیری نام اشیاء نیست، بلکه یادگیری صفتها، افعال و حروف اضافه مرتبط با آنهاست.
- استفاده از جملات بسیار پیچیده در شروع: اگر سطح شما مبتدی است، با جملات “فاعل + فعل + مفعول” شروع کنید. لقمههای بزرگ برندارید.
- عدم استمرار: شخصیتپردازی باید بخشی از روتین روزانه شما باشد. اگر فقط یک بار به مبلتان اسم بدهید و دیگر با او صحبت نکنید، معجزهای رخ نخواهد داد.
درست در مقابل نادرست (Usage Guide)
- ✅ Correct: “The lamp is standing next to the bed.” (استفاده از حال استمراری برای توصیف وضعیت)
- ❌ Incorrect: “The lamp stands next to the bed.” (اگرچه از نظر گرامری غلط نیست، اما در توصیفهای توصیفی زنده، حال استمراری حس بهتری منتقل میکند).
- ✅ Correct: “My fridge, Frank, is feeling empty today.” (شخصیتبخشی کامل)
- ❌ Incorrect: “The fridge is empty.” (این جمله سرد و بیروح است و به حافظه کمکی نمیکند).
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط و اشتباهات رایج)
در مسیر یادگیری زبان، همیشه باورهای غلطی وجود دارند که مانع پیشرفت میشوند. بیایید چند مورد را درباره تکنیک شخصیت دادن به اشیا بررسی کنیم:
۱. “این کار برای کودکان است، نه بزرگسالان!”
این بزرگترین اشتباه است. یادگیری زبان در بزرگسالی به شدت تحت تأثیر “فیلتر عاطفی” (Affective Filter) است. وقتی ما مثل کودکان بازی میکنیم، سطح استرس کاهش یافته و یادگیری عمیقتر اتفاق میافتد. بسیاری از اساتید دانشگاه از این روش برای تدریس مفاهیم پیچیده استفاده میکنند.
۲. “ممکن است بقیه فکر کنند من دیوانه شدهام!”
نیازی نیست جلوی دیگران با اشیاء صحبت کنید! این یک تمرین شخصی برای زمانهایی است که تنها هستید. حتی میتوانید این دیالوگها را در ذهن خود تکرار کنید (Mental Practice). هدف، ساختن یک محیط غنی از زبان در ذهن شماست.
۳. “فقط یادگیری لغات مهم است، نه شخصیت آنها.”
زبانآموزانی که فقط لغت حفظ میکنند، معمولاً در کاربرد آنها مشکل دارند. شخصیت دادن به شما اجازه میدهد “Collocations” یا همنشینی کلمات را یاد بگیرید. مثلاً متوجه میشوید که صفت “Stubborn” (لجباز) برای یک درِ قدیمی که سخت باز میشود، چقدر کاربردی است.
Common FAQ (سوالات متداول)
۱. آیا این روش برای سطح پیشرفته (C1/C2) هم کاربرد دارد؟
بله! در سطوح پیشرفته، شما میتوانید از اشیاء برای تمرین ساختارهای پیچیدهتر مثل “Conditionals” (جملات شرطی) یا “Passive Voice” استفاده کنید. مثلاً: “If Larry the Laptop hadn’t crashed, I would have finished my work sooner.”
۲. چه تعداد شیء را باید همزمان شخصیتپردازی کنم؟
پیشنهاد ما شروع با ۳ شیء در هفته است. بعد از اینکه به توصیف و صحبت با آنها مسلط شدید، به سراغ وسایل دیگر بروید. کیفیت یادگیری مهمتر از کمیت اشیاء است.
۳. اگر نام انگلیسی وسیلهای را ندانم چه کنم؟
این بهترین فرصت برای تحقیق است! وقتی میخواهید به چیزی شخصیت بدهید و نامش را نمیدانید، اشتیاق شما برای پیدا کردن آن در دیکشنری چند برابر میشود. این یعنی یادگیریِ هدفمند.
Conclusion (نتیجهگیری و جمعبندی)
تکنیک شخصیت دادن به اشیا فراتر از یک سرگرمی ساده است؛ این یک استراتژی علمی برای درگیر کردن نیمکره راست مغز در فرآیند یادگیری زبان است. با تبدیل کردن اشیاء بیجان محیط اطرافتان به دوستان انگلیسیزبان، شما نه تنها دایره لغات خود را به شکلی پایدار گسترش میدهید، بلکه سد بزرگ اضطراب مکالمه را نیز میشکنید.
از همین امروز شروع کنید. به اتاق خود نگاه کنید، یکی از وسایل را انتخاب کنید و برایش نام و شخصیتی بسازید. یادتان باشد که یادگیری زبان یک ماراتن است، نه دوِ سرعت؛ پس با استفاده از روشهای خلاقانه، این مسیر را برای خودتان لذتبخش کنید. شما با این کار، زبان انگلیسی را از صفحات خشک کتاب به قلب زندگی روزمرهتان میآورید. موفقیت در یادگیری زبان، سهم کسانی است که جرئت دارند متفاوت فکر کنند و از اشتباه کردن نترسند.




چه ایده خلاقانهای! واقعاً از روشهای سنتی حفظ لغت خسته شده بودم. تکنیک شخصیتپردازی اشیاء به نظرم میتونه خیلی مؤثر باشه. ممنون از مقاله خوبتون.
ممنون بابت این تکنیک جذاب. یه سوال: کلمه ‘Persona’ که تو مقاله گفتین، دقیقا چه فرقی با ‘Personality’ داره؟
سلام علی جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی! ‘Personality’ به معنای ویژگیهای ثابت و درونی یک فرد یا شیء است. اما ‘Persona’ بیشتر به نقشی که یک شخص (یا در این تکنیک، یک شیء) در موقعیتهای خاص بازی میکند یا تصویری که از خودش ارائه میدهد، اشاره دارد. مثلاً ‘Lazy Larry’ (لپتاپ) یک ‘persona’ (نقش یا هویت خاص) دارد که تنبل است. درواقع ‘persona’ میتواند بخشی از ‘personality’ یا یک جنبه خاص از آن باشد که برای هدف خاصی طراحی شده است. امیدواریم مفید بوده باشه!
واو! چه راه جالبی! من همیشه موقع تلفظ ‘anxiety’ مشکل داشتم. میشه لطفا یه راهنمایی برای تلفظ صحیحش بکنید؟
سلام مریم عزیز، ‘anxiety’ یک کلمه رایج هست و تلفظش ممکنه کمی چالشبرانگیز باشه. تلفظ صحیحش نزدیک به ‘ان-زای-اِتی’ هست. ‘x’ در اینجا صدای ‘ز’ میده و ‘i’ صدای ‘آی’. میتونید در دیکشنریهای آنلاین مثل Longman یا Cambridge هم تلفظ صوتیش رو گوش بدید و تکرار کنید. تمرین کنید تا راحتتر تلفظش کنید!
من یه بار سعی کردم به کتابهام اسم بدم ولی زود ولش کردم. با این توضیحات کامل، حس میکنم این بار میتونم موفق بشم. فکر کنم ‘Talkative Tom’ برای تلویزیونم اسم خوبیه چون همیشه حرف میزنه! 🙂
مثال ‘He is always tired and slow’ خیلی خوب بود. اگه بخوام بگم یک شیء مثلاً موبایلم، خیلی سریع شارژ میشه، باید بگم ‘He charges quickly’ یا ‘He is quick at charging’? کدوم درستتره؟
سلام فاطمه جان، هر دو عبارت میتونن صحیح باشن اما بسته به اینکه روی چه چیزی تاکید دارید، کمی تفاوت دارند. ‘He charges quickly’ روی چگونگی عمل شارژ شدن (با سرعت) تاکید داره و ‘quickly’ یک قید (adverb) هست. ‘He is quick at charging’ روی صفت (adjective) ‘quick’ برای اشاره به ویژگی موبایل در شارژ شدن سریع تاکید میکنه. هر دو درستند، اما اولی رایجتر و مستقیمتر است برای توصیف عمل. آفرین که به گرامر دقت میکنی!
آیا میشه از اسلنگ (slang) هم برای اسمگذاری یا شخصیتپردازی استفاده کرد؟ مثلاً ‘Chill Charlie’ برای یه صندلی راحتی که همیشه آدم روش ‘chill’ میکنه؟
سلام امیر عزیز، بله، قطعاً میتونید از اسلنگ هم استفاده کنید! ‘Chill Charlie’ یک مثال عالی و خلاقانه برای یک صندلی راحتی است. استفاده از اسلنگها میتونه به جذابیت و طبیعیتر شدن ارتباط شما با اشیا کمک کنه و حتی دایره لغات غیررسمی شما رو هم تقویت کنه. فقط دقت کنید که این اسلنگها رو در مکالمات رسمی استفاده نکنید. خیلی ایده باحالیه!
تکنیک خیلی خوبی به نظر میاد. آیا راهی هم هست که بشه اصطلاحات انگلیسی (idioms) رو هم با این روش تمرین کرد؟ مثلاً برای یه جاروبرقی که خیلی صدا میده، یه idiom خاصی داریم؟
ندا جان، سوال فوقالعادهای پرسیدی! بله، کاملاً میشه اصطلاحات رو هم ترکیب کرد. برای جاروبرقی پر سر و صدا میتونید بهش اسمهایی مثل ‘Noisy Nelly’ بدید و هر بار که روشن میشه بگید: ‘Oh, Nelly, you’re *making a racket*!’ (خیلی سر و صدا راه انداختن). یا اگر به سختی کار میکنه: ‘You’re *working your fingers to the bone* today, Nelly!’ (خیلی سخت کار کردن). این کار هم idiom رو یادتون میده و هم ارتباط احساسی ایجاد میکنه. ممنون از ایده عالیتون!
این ‘Language Anxiety’ که گفتین خیلی جالبه. من واقعاً موقع صحبت کردن استرس میگیرم. فکر میکنید شخصیتپردازی اشیاء چقدر میتونه به کاهش این اضطراب کمک کنه؟
بهزاد عزیز، دغدغه شما کاملاً رایجه. تکنیک شخصیتپردازی اشیاء به چند دلیل میتونه در کاهش ‘Language Anxiety’ مؤثر باشه: اول اینکه محیط یادگیری شما رو از یک کلاس درس سنتی به فضایی شخصی و امن تبدیل میکنه. دوم، با اشیا کمتر حس قضاوت شدن دارید و به راحتی میتونید اشتباه کنید. سوم، با تکرار مداوم و تعامل ‘بازیگونه’ با اشیا، اعتماد به نفس شما به تدریج افزایش پیدا میکنه. پس بله، این تکنیک پتانسیل زیادی برای کمک به شما در این زمینه داره.
من میخوام برای گلدونهای خونم اسم بذارم. چه کلمات یا صفاتی رو پیشنهاد میکنید که برای گل و گیاه مناسب باشه؟ مثلاً ‘Blooming Betty’?
سلام سارا خانم، ‘Blooming Betty’ ایده خیلی قشنگیه! برای گلدونها میتونید از صفاتی مثل: ‘Fragrant Flora’ (خوشبو)، ‘Spiky Spike’ (تیغدار)، ‘Thirsty Tim’ (تشنه)، ‘Green Gaby’ (سبز و شاداب)، یا حتی ‘Rooted Rosie’ (ریشهدار) استفاده کنید. میتونید بر اساس نوع گیاه یا حال و هوای خودشون، صفات مناسب رو انتخاب کنید و حتی فعلهای مرتبط با نگهداری گل و گیاه رو هم باهاشون تمرین کنید. موفق باشی!
ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه توی تلفظ ‘sheet’ و ‘shit’ مشکل داشتم! آیا راهی هست که بتونم اینا رو با این روش تمرین کنم؟ مثلاً به ملحفهام بگم ‘Clean sheet Chester’ و هی تکرار کنم؟
سلام دانیال، بله، کاملاً راه بسیار خوبیه! این جفت کلمات (minimal pairs) برای فارسیزبانها اغلب چالشبرانگیزند. ‘sheet’ (ملحفه) با صدای ‘ای’ کشیده و ‘shit’ با صدای ‘ای’ کوتاه تلفظ میشود. ‘Clean sheet Chester’ ایده فوقالعادهای است! هر بار که ملحفه رو میبینید یا مرتب میکنید، با صدای بلند بگید: ‘Chester, you’re such a clean *sheet*!’ تکرار مداوم و مرتبط کردنش به یک شیء فیزیکی کمک زیادی به تثبیت تلفظ صحیح در ذهنتون میکنه. تمرین کنید و از اشتباه نترسید!
خیلی مقاله کاربردی و جذابی بود. واقعاً لازم داشتم یک روش جدید برای یادگیری پیدا کنم. مشتاقم که این تکنیک رو امتحان کنم و نتیجهاش رو اینجا باهاتون در میون بذارم.
در بخش ‘تعیین شخصیت’، به استفاده از قیدها و افعال حالتی اشاره کردید. میشه چند مثال دیگه از افعال حالتی (stative verbs) که میشه برای اشیا استفاده کرد، بزنید؟ مثلاً برای یک ساعت که همیشه دقیقه؟
سلام مجید عزیز، سوال خوبی مطرح کردی! افعال حالتی (Stative verbs) برای توصیف حالت، احساسات، ویژگیها و مالکیت استفاده میشوند و معمولاً در زمانهای استمراری به کار نمیروند. برای ساعت دقیق شما، میتونید بگید: ‘He *always knows* the exact time.’ یا ‘He *seems* very reliable.’ یا ‘He *has* a very precise mechanism.’ (برای توصیف مالکیت قطعات). ‘He *remains* punctual.’ (همیشه وقتشناس باقی میماند). با این افعال میتونید ویژگیهای ثابت اشیاءتون رو توصیف کنید. آفرین به دقتت!
من میخوام برای ماشینم اسم بذارم. چون خیلی هم پول بنزین میگیره و هزینهتراشه، میتونم بهش بگم ‘Money Pit Mike’؟ آیا ‘money pit’ یه اصطلاح خوبیه؟
سلام پگاه جان، ‘Money Pit Mike’ یک اسم بسیار خلاقانه و مناسبه! بله، ‘money pit’ یک اصطلاح (idiom) بسیار رایج و عالی برای چیزی است که مدام پول شما را میبلعد و هزینههای زیادی دارد (مثل ماشین قدیمی، خانه قدیمی، یا حتی یک کسبوکار ورشکسته). استفاده از این اصطلاح به این شکل هم به یادگیریش کمک میکنه و هم بامزه است. احسنت به این ایده!
این ایده عالیه! من همیشه با پیدا کردن صفتهای متنوع مشکل دارم. آیا منبعی هست که بتونم برای هر وسیله، صفتهای زیادی پیدا کنم؟
سلام مهسا عزیز، خوشحالیم که این تکنیک براتون جذابه. برای پیدا کردن صفات متنوع، میتونید از Thesaurus (واژهنامه مترادف) استفاده کنید. وبسایتهایی مثل thesaurus.com یا حتی Google Search با جستجوی ‘synonyms for [adjective]’ یا ‘adjectives to describe [object]’ کمک زیادی میکنند. همچنین مطالعه داستانهای کوتاه یا رمانها به زبان انگلیسی میتونه دایره لغات صفاتی شما رو به شکل طبیعی گسترش بده. موفق باشی!
واقعاً مقاله جذابی بود. حتماً این روش رو امتحان میکنم.
اگه بخوام به لباسشوییام که خیلی کثیفیها رو ‘از بین میبره’ (remove)، اسم بدم و باهاش صحبت کنم، چطور میتونم از ‘phrasal verbs’ مرتبط با ‘remove’ یا ‘clean’ استفاده کنم؟
شهرزاد عزیز، سوال شما به نکته مهمی اشاره داره! برای لباسشوییات میتونی اسمی مثل ‘Clean-Up Carrie’ یا ‘Spinning Sara’ بذاری. وقتی باهاش صحبت میکنی، میتونی بگی: ‘Carrie, you really *get rid of* all the stains!’ (از شر چیزی خلاص شدن). یا ‘You always *wash away* the dirt.’ (چیزی را شستن و از بین بردن). حتی ‘You *take out* tough spots!’ (لکههای سخت را از بین بردن). این phrasal verbsها برای تقویت مکالمه روزمره بسیار عالی هستند. آفرین به خلاقیتت!
واقعاً این ‘Language Anxiety’ چقدر بده! همیشه فکرم رو درگیر میکنه. آیا این تکنیک برای کسایی که تو سطح مبتدی هستن هم مفیده یا بیشتر برای سطح متوسطه؟
سلام فرهاد جان، نکته مهمی رو گفتی. خوشبختانه این تکنیک ‘شخصیتپردازی اشیاء’ هم برای مبتدیها و هم برای سطوح بالاتر فوقالعاده مفیده. در سطح مبتدی، به یادگیری اسامی پایه اشیا و صفات ساده کمک میکنه و به شما جسارت مکالمههای کوتاه رو میده. در سطوح بالاتر، میتونید جملات پیچیدهتر، اصطلاحات و حتی گرامرهای پیشرفتهتر رو با اشیا تمرین کنید. مهم اینه که از همین الان شروع کنید و اجازه ندید اضطراب مانع یادگیریتون بشه. هر چی زودتر شروع کنی، زودتر پیشرفت میکنی!
ممنون از مقاله عالی. من خودم به این روش برای حیوانات خانگیم اسم انگلیسی دادم و خیلی کمکم کرد تا کلمات مربوط به نگهداری حیوان رو یاد بگیرم. فکر کنم برای اشیاء هم خیلی جواب بده.
آیا این روش باعث نمیشه که بعداً وقتی بخوام با آدمهای واقعی صحبت کنم، لحنم غیرطبیعی بشه؟ چون با اشیاء یک جور خاصی حرف میزنیم.
سلام رامین، نگرانی شما قابل درکه اما جای نگرانی نیست. هدف این تکنیک بیشتر افزایش روان بودن کلام (fluency) و کاهش اضطراب است. با صحبت کردن با اشیا، شما در واقع مغزتان را عادت میدهید به تولید جملات انگلیسی بدون فیلتر و فکر کردن زیاد. این پایه محکمی برای مکالمه با افراد واقعی ایجاد میکند. زمانی که به این سطح از راحتی رسیدید، به صورت طبیعی یاد میگیرید که لحن و ساختار جملاتتان را برای مکالمات انسانی تنظیم کنید. این یک پل ارتباطی است، نه یک دیوار.
مقاله فوقالعادهای بود، واقعاً خسته شده بودم از حفظ لغتهای خشک و خالی. حتماً این تکنیک رو امتحان میکنم. مرسی!