مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

چگونه با “نصب ویندوز و نرم‌افزار” برای دیگران، زبان فنی یاد بگیریم؟

در این راهنمای جامع، ما به شما نشان می‌دهیم که چگونه فرآیند نصب سیستم‌عامل و نرم‌افزارها را به یک آزمایشگاه یادگیری تبدیل کنید. با استفاده از استراتژی‌های عملی، یادگیری زبان فنی کامپیوتر را به شکلی ساده و ماندگار تجربه خواهید کرد تا دیگر هرگز در مقابل منوهای انگلیسی احساس سردرگمی نکنید.

مرحله فرآیند اصطلاح کلیدی کاربرد در دنیای واقعی
آماده‌سازی Bootable Drive ایجاد یک حافظه واسط برای شروع نصب سیستم‌عامل
شروع نصب Wizard / Setup رابط کاربری گام‌به‌گام برای هدایت کاربر در طول نصب
تنظیمات Custom vs. Express انتخاب بین تنظیمات شخصی‌سازی شده یا پیش‌فرض سریع
پایان کار Post-Installation مجموعه اقداماتی که پس از اتمام نصب باید انجام شود
📌 مطلب مرتبط و خواندنی:فلسفه “Aesthetics”: زیبایی مهم‌تر از حجم

چرا نصب نرم‌افزار بهترین آزمایشگاه یادگیری زبان فنی کامپیوتر است؟

بسیاری از زبان‌آموزان تصور می‌کنند که برای یادگیری اصطلاحات تکنولوژی، حتماً باید در کلاس‌های تخصصی شرکت کنند. اما از دیدگاه یک روانشناس آموزشی، یادگیری در محیط عملی (Contextual Learning) بسیار ماندگارتر است. وقتی شما برای دوست یا همکار خود ویندوز نصب می‌کنید، در واقع در حال مواجهه با مفاهیمی هستید که مستقیماً با «عملکرد» در ارتباط هستند.

در این حالت، مغز شما به دلیل وجود یک هدف مشخص (نصب موفقیت‌آمیز)، کلمات را با دقت بیشتری پردازش می‌کند. اینجاست که یادگیری زبان فنی کامپیوتر از حالت تئوری خارج شده و به یک مهارت غریزی تبدیل می‌شود. هر دکمه‌ای که فشار می‌دهید و هر تیکی که می‌زنید، یک واحد درسی کوچک است.

تکنیک داربست‌بندی (Scaffolding) در یادگیری اصطلاحات

به عنوان یک استاد زبان، توصیه می‌کنم از مفاهیم ساده شروع کرده و به سمت پیچیدگی بروید. به عنوان مثال، ابتدا کلمه Update را یاد بگیرید، سپس به سراغ Upgrade بروید و در نهایت مفهوم Patch را درک کنید. این همان روشی است که ما آن را آموزش پله‌پله می‌نامیم.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:چرا هممون میگیم “I am fine, thank you”؟ (مثل ربات نباشیم!)

اصطلاحات کلیدی در مراحل مختلف نصب

برای تسلط بر یادگیری زبان فنی کامپیوتر، باید بدانید که در هر مرحله از نصب، با چه کلمات تخصصی روبرو می‌شوید. در اینجا برخی از مهم‌ترین‌ها را بررسی می‌کنیم:

۱. مرحله پیش از نصب (Pre-installation)

۲. مرحله نصب (Installation Phase)

۳. مرحله پیکربندی (Configuration)

بسیاری از کاربران در این مرحله دچار اضطراب زبان می‌شوند. کلماتی مانند Preferences یا Settings ساده به نظر می‌رسند، اما وقتی با گزینه‌هایی مثل Environment Variables یا Registry Entries روبرو می‌شویم، موضوع کمی ترسناک می‌شود. به یاد داشته باشید که همیشه می‌توانید از گزینه Default استفاده کنید، اما برای یادگیری، سعی کنید معنای هر گزینه را حدس بزنید.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:دکمه “Diff Lock” ماشین چه ربطی به اصطلاح گاد (God Tier) انگلیسی “Stuck in a rut” داره؟

تفاوت‌های ظریف زبانی: دقت در انتخاب واژه

در دنیای زبان فنی، جزییات اهمیت زیادی دارند. یک زبان‌شناس کاربردی به شما خواهد گفت که تفاوت بین دو کلمه مشابه می‌تواند کل فرآیند نصب را تغییر دهد.

کلمه معنای فنی نکته مهم
Format پاک کردن کامل داده‌ها و آماده‌سازی درایو ⚠️ خطرناک: باعث حذف تمام اطلاعات می‌شود.
Partition بخش‌بندی فضای هارد دیسک تقسیم یک فضای فیزیکی به چند فضای منطقی (Logical).
Clean Install نصب ویندوز از صفر در مقابل Upgrade قرار می‌گیرد.

تفاوت در گویش‌ها: US vs UK در تکنولوژی

اگرچه زبان انگلیسی کامپیوتر عمدتاً تحت تأثیر ایالات متحده است، اما برخی تفاوت‌ها وجود دارد:

📌 این مقاله را از دست ندهید:کارت‌های “Meta” یعنی چی؟ (بازیکنی که همه میخرن)

ساختارهای دستوری پرکاربرد در راهنماهای فنی

برای یادگیری زبان فنی کامپیوتر، فقط دانستن لغات کافی نیست. شما باید با ساختار جملات نیز آشنا شوید. اکثر راهنماهای نصب از جملات امری (Imperative) استفاده می‌کنند.

فرمول جملات امری: Verb (Base Form) + Object + Context

نکته آموزشی: توجه کنید که در جملات منفی، همیشه از Do not یا Don’t استفاده می‌شود. این ساده‌ترین راه برای درک دستورالعمل‌های فنی است.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی “Make up”: آرایش کردن یا آشتی کردن؟

اشتباهات رایج زبان‌آموزان در محیط‌های فنی

بسیاری از افراد هنگام صحبت درباره کارهای فنی، دچار خطاهای ترجمه‌ای می‌شوند. بیایید چند مورد را بررسی کنیم:

📌 انتخاب هوشمند برای شما:اصطلاح “V-Taper” (بدن هفتی یا مثلثی) در انگلیسی چیست و چطور از آن استفاده کنیم؟

چگونه بر «اضطراب زبان» در هنگام بروز خطا غلبه کنیم؟

روانشناسی آموزشی نشان می‌دهد که Language Anxiety زمانی رخ می‌دهد که شما احساس می‌کنید کنترل اوضاع را از دست داده‌اید. وقتی یک پنجره قرمز با عنوان Fatal Error ظاهر می‌شود، طبیعی است که نگران شوید. اما این بهترین فرصت برای یادگیری زبان فنی کامپیوتر است.

استراتژی برخورد با خطا:

  1. متن خطا را با دقت بخوانید (حتی اگر طولانی است).
  2. کلمات کلیدی مثل Missing، Corrupted یا Access Denied را پیدا کنید.
  3. به جای ترسیدن، عبارت را عیناً در موتورهای جستجو سرچ کنید. با این کار، شما در حال انجام یک فعالیت Research-based Learning هستید.
📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Parking the Bus” (دفاع اتوبوسی مورینیویی)

Common Myths & Mistakes (باورهای غلط و اشتباهات رایج)

باور غلط ۱: برای یادگیری زبان فنی باید حتماً مدرک مهندسی کامپیوتر داشته باشم.

واقعیت: زبان فنی کامپیوتر مجموعه‌ای از واژگان استاندارد است که با تکرار در محیط‌های عملی مثل نصب نرم‌افزار، برای هر کسی قابل یادگیری است.

باور غلط ۲: لغات تخصصی کامپیوتر هیچ کاربردی در مکالمات روزمره ندارند.

واقعیت: امروزه اصطلاحاتی مثل Sync کردن، Back up گرفتن یا Update شدن به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شده‌اند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:تیکه کلام “Literally”: چرا همه میگن “لیترالی”؟

Common FAQ (سوالات متداول)

۱. بهترین راه برای به خاطر سپردن لغات نصب ویندوز چیست؟

یک دفترچه کوچک کنار دستتان داشته باشید و هر بار که با یک واژه جدید در منوی نصب روبرو می‌شوید (مثل Partitioning)، آن را یادداشت کنید و بلافاصله عملکرد آن را در سیستم ببینید.

۲. تفاوت بین کلمات Setup و Install در چیست؟

به طور معمول، Setup به کل فرآیند آماده‌سازی اشاره دارد (نام فایل اجرایی هم معمولاً setup.exe است)، در حالی که Install به عمل قرار دادن فایل‌ها در سیستم گفته می‌شود. این دو اغلب به جای هم استفاده می‌شوند.

۳. آیا یادگیری زبان فنی کامپیوتر به مکالمه عمومی من هم کمک می‌کند؟

بله، بسیاری از افعال عبارتی (Phrasal Verbs) مثل Log in، Pop up و Set up که در کامپیوتر یاد می‌گیرید، در انگلیسی عمومی بسیار پرکاربرد هستند.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:پاشو تو یه کفش کرده: His foot in one shoe!

Conclusion (نتیجه‌گیری)

یادگیری زبان فنی کامپیوتر نباید یک فرآیند خسته‌کننده و آکادمیک باشد. هر بار که پیچ‌گوشتی دیجیتال خود را برمی‌دارید تا ویندوز یک دوست را نصب کنید یا نرم‌افزاری را پیکربندی کنید، در واقع در حال گذراندن یک واحد درسی ارزشمند هستید. با تمرکز بر اصطلاحات کلیدی، درک تفاوت‌های ظریف زبانی و غلبه بر ترس از پیام‌های خطا، شما نه تنها به یک متخصص فنی تبدیل می‌شوید، بلکه دایره لغات انگلیسی خود را به شکلی کاربردی گسترش می‌دهید.

فراموش نکنید که استمرار و کنجکاوی، کلید اصلی موفقیت در این مسیر است. از دفعات بعدی، به جای اینکه فقط روی دکمه Next کلیک کنید، لحظه‌ای مکث کنید و بخوانید که دقیقاً چه چیزی را تایید می‌کنید. این کوچکترین قدم، بزرگترین جهش در یادگیری شما خواهد بود.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 143

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

45 پاسخ

  1. مقاله خیلی خوبی بود! همیشه بین Setup و Install گیج می‌شدم. میشه بیشتر در مورد تفاوت nuanced این دو کلمه و اینکه کجا هر کدوم رو دقیقاً به کار ببریم توضیح بدید؟ ممنون.

    1. سلام سارا جان، خوشحالیم که مقاله مفید بوده. بله، تفاوت ظریفی دارند. “Setup” بیشتر به کل فرآیند آماده‌سازی و پیکربندی اولیه اشاره دارد، مثل راه‌اندازی یک سیستم یا یک برنامه برای اولین بار. اغلب یک “setup wizard” داریم که مراحل را هدایت می‌کند. در حالی که “Install” بیشتر به قرار دادن فایل‌های برنامه روی سیستم شما اشاره دارد تا قابل اجرا شود. یعنی شما “install” می‌کنید تا بعداً بتوانید “setup” (پیکربندی) کنید یا از طریق “setup wizard” راه‌اندازی اولیه را انجام دهید. مثلاً: “I installed the game, now I need to run the setup to configure it.”

  2. واقعاً این روش یادگیری عملی بهترینه! من خودم با همین روش نصب نرم‌افزارهای مختلف کلی کلمه مثل “Driver” یا “Compatibility” رو یاد گرفتم. کاش بقیه مباحث هم همینطوری تدریس بشن.

    1. سلام علی عزیز، ممنون از اشتراک تجربه‌تون. کاملاً درسته، “Driver” و “Compatibility” هم از اصطلاحات کلیدی در این زمینه هستند. “Driver” نرم‌افزاری است که به سخت‌افزار اجازه می‌دهد با سیستم‌عامل ارتباط برقرار کند و “Compatibility” یعنی قابلیت سازگاری یک نرم‌افزار یا سخت‌افزار با دیگری. این‌ها مثال‌های عالی از کلماتی هستند که با تجربه عملی ماندگار می‌شوند.

  3. سلام، خیلی ممنون از این راهنمای عالی. من کلمه “Wizard” رو چطور باید تلفظ کنم؟ همیشه شک داشتم که ‘i’ رو مثل ‘e’ بگیم یا مثل ‘ای’ فارسی.

    1. سلام مریم عزیز، سوال خوبی پرسیدید! تلفظ صحیح “Wizard” /ˈwɪzərd/ هست، یعنی ‘i’ آن صدایی شبیه به ‘ای’ کوتاه در کلماتی مثل “sit” یا “hit” دارد، نه ‘ای’ بلند. می‌توانید در دیکشنری‌های آنلاین هم تلفظ آن را گوش کنید.

  4. بخش “Custom vs. Express” خیلی برام جالب بود. کلمه “Custom” فقط توی کامپیوتر استفاده میشه یا توی مکالمات روزمره هم معنی مشابهی داره؟

    1. سلام رضا جان، خیر، “Custom” در مکالمات روزمره هم بسیار پرکاربرد است و معنی مشابهی دارد. به معنی “سفارشی” یا “به دلخواه” است. مثلاً “custom-made suit” (کت و شلوار سفارشی دوز) یا “custom design” (طراحی سفارشی). در مقابل “Express” اینجا به معنی “سریع” یا “پیش‌فرض” است، مثل “express delivery” (تحویل سریع).

  5. واو، چه مقاله کاربردی! من همیشه فکر می‌کردم “Error Messages” یه اصطلاح خیلی فنی و رسمی هست. میشه بگید آیا معادل‌های غیررسمی‌تری هم برای “error” در انگلیسی داریم؟

    1. سلام نرگس عزیز، خوشحالیم که مطلب مفید بود. بله، “Error Message” یک اصطلاح استاندارد و فنی است. برای “error” به تنهایی، در مکالمات غیررسمی‌تر می‌توانید از کلماتی مثل “mistake” یا “blunder” (اشتباه فاحش) استفاده کنید، اگرچه این‌ها بیشتر برای اشتباهات انسانی به کار می‌روند. در زمینه کامپیوتر، گاهی اوقات به صورت عامیانه از “bug” هم استفاده می‌شود که به یک نقص یا اشکال در کد برنامه اشاره دارد.

  6. خیلی ایده هوشمندانه‌ای بود که نصب ویندوز رو به یه کلاس زبان تبدیل کنیم. واقعاً دیدگاه من رو به این کار تغییر دادید. ممنون از مطالب خوبتون.

  7. مقاله عالی بود! من در مورد “Bootable Drive” خوندم، آیا “Boot” خودش هم معنی خاصی داره؟ یعنی فقط برای کامپیوتر استفاده میشه یا معانی دیگه ای هم داره؟

    1. سلام آیدا جان، سوال عالی پرسیدید! بله، “Boot” در اینجا ریشه در اصطلاح “bootstrap” دارد که به معنی “شروع کردن” یا “راه‌اندازی” است. در انگلیسی عمومی، “to boot up” به معنی روشن کردن و آماده به کار کردن یک کامپیوتر است. اما “boot” به تنهایی می‌تواند معانی دیگری هم داشته باشد، مثلاً “kick someone out” (اخراج کردن کسی) یا حتی نوعی کفش (boots). ولی در زمینه کامپیوتر، عمدتاً به “راه‌اندازی اولیه” اشاره دارد.

  8. این مطلب چقدر کاربردیه! من خودم موقع آپدیت درایورها همیشه با عبارت “Roll Back Driver” مواجه می‌شم که خیلی شبیه “Post-Installation” هست ولی برعکس عمل می‌کنه. فکر کنم اینم جزو اون اصطلاحات فنی مهم باشه.

    1. سلام پیمان عزیز، نکته خیلی خوبی را اشاره کردید! “Roll Back Driver” یک اصطلاح بسیار مهم در مدیریت سیستم است و دقیقاً همانطور که گفتید، برعکس عمل “Update” یا “Installation” است. معنی آن “بازگرداندن درایور به نسخه قبلی” است. این هم یک مثال عالی از یادگیری از طریق تجربه عملی است. ممنون از اضافه کردن این اصطلاح کاربردی.

  9. “Post-Installation” خیلی واضحه، ولی آیا برای قبل از نصب هم اصطلاح خاصی مثل “Pre-Installation” داریم؟ یا فقط با “Preparation” می‌تونیم بگیم؟

    1. سلام زهرا جان، بله، کاملاً درست است. “Pre-installation” هم یک اصطلاح رایج است و دقیقاً به اقداماتی که قبل از شروع نصب اصلی انجام می‌شود، اشاره دارد. هرچند “Preparation” هم به صورت عمومی کاربرد دارد، اما “Pre-installation checks” یا “Pre-installation requirements” عبارات بسیار فنی و دقیقی هستند که زیاد استفاده می‌شوند.

  10. من تا حالا به این دید به نصب ویندوز نگاه نکرده بودم. واقعاً دستتون درد نکنه. از این به بعد حواسم رو بیشتر جمع می‌کنم تا کلمات جدید رو پیدا کنم.

  11. در “Error Messages”، کلمه “Message” خودش توی انگلیسی چه معانی دیگه ای میتونه داشته باشه؟ اینجا که یعنی “پیام خطا”.

    1. سلام نگین عزیز، بله، “Message” در اینجا به معنی “پیام” است. این کلمه در انگلیسی معانی متعددی دارد: می‌تواند به یک “پیام متنی” (text message)، یک “پیام شفاهی” (verbal message)، یا حتی “پیام اخلاقی” (moral message) یک داستان اشاره کند. ریشه لاتین آن “missus” به معنی “فرستاده شده” است.

  12. من همیشه “Install” رو با “instale” می‌نوشتم! این مقاله باعث شد به Spelling کلمات هم دقت بیشتری کنم. مرسی از این تذکر غیرمستقیم!

    1. سلام فرزاد عزیز، ممنون از کامنت شما! بله، Spelling صحیح کلمات انگلیسی، به خصوص در اصطلاحات فنی، بسیار مهم است. اشتباه در یک حرف می‌تواند معنا را تغییر دهد یا اصلاً بی‌معنی کند. خوشحالیم که مقاله باعث شده دقت شما بیشتر شود. “Install” با دو ‘l’ در پایان، املای صحیح آن است.

  13. آیا “Configure” رو فقط برای تنظیمات نرم‌افزاری استفاده می‌کنیم یا برای سخت‌افزار هم کاربرد داره؟

    1. سلام لیلا جان، سوال بسیار خوبی پرسیدید! “Configure” هم برای نرم‌افزار و هم برای سخت‌افزار به کار می‌رود. شما می‌توانید یک روتر (سخت‌افزار) را “configure” کنید یا یک برنامه (نرم‌افزار) را “configure” کنید. معنی اصلی آن “تنظیم کردن اجزا به یک شیوه خاص برای عملکرد مطلوب” است.

  14. این مقاله من رو یاد اصطلاح “learn the ropes” انداخت. دقیقاً همینطوری آدم با کار کردن و کمک به بقیه، فوت و فن‌ها رو یاد می‌گیره. عالی بود!

    1. سلام مهسا جان، چه مقایسه درستی! “Learn the ropes” یک اصطلاح عامیانه و عالی برای “یاد گرفتن اصول و ریزه‌کاری‌های یک کار” است. این دقیقاً همان چیزی است که ما در این مقاله به آن اشاره داریم: با تجربه عملی، جزئیات و “ropes” (فوت و فن) زبان فنی را یاد می‌گیرید. ممنون از کامنت هوشمندانه‌تون!

  15. من همیشه با این پیام‌های خطا (Error Messages) تو انگلیسی مشکل داشتم. بعضی وقتا اصلاً معنی‌شون رو نمی‌فهمیدم و مجبور می‌شدم ترجمه کنم. این مقاله یه راه حل خوب نشون داد.

    1. سلام کامران عزیز، دقیقاً هدف مقاله همین بود که به شما کمک کند تا دیگر نیازی به ترجمه تک‌به‌تک نداشته باشید و با درک عمیق‌تر اصطلاحات، مفهوم کلی پیام‌ها را متوجه شوید. هرچه بیشتر با این اصطلاحات در محیط واقعی سروکار داشته باشید، درک شما قوی‌تر می‌شود.

  16. توی “Bootable Drive”، “drive” یعنی چی؟ فقط برای فلش و اینا استفاده میشه یا معنی کلی تری داره؟

    1. سلام سمیرا جان، “Drive” در این زمینه به یک “حافظه ذخیره‌سازی” (مثل هارد درایو، فلش درایو یا DVD درایو) اشاره دارد. در انگلیسی عمومی، “drive” معانی مختلفی دارد، از جمله “راندن” (drive a car) یا “انگیزه” (motivation/drive). اما در این context کامپیوتری، منظور “رسانه ذخیره‌سازی” است.

  17. کاش به “Troubleshooting” هم اشاره می‌کردید که چقدر توی فرآیند رفع خطاها میشه کلمات جدید یاد گرفت. مقاله فوق‌العاده‌ای بود.

    1. سلام پژمان عزیز، پیشنهاد بسیار عالی و به جایی است! “Troubleshooting” (عیب‌یابی) یکی از مهم‌ترین بخش‌های کار با کامپیوتر است و قطعاً گنجینه‌ای از اصطلاحات فنی را در خود جای داده است. کلماتی مثل “diagnose” (تشخیص دادن)، “resolve” (حل کردن)، “workaround” (راه‌حل موقت) و “debug” (اشکال‌زدایی) همگی در این زمینه پرکاربرد هستند. ممنون که این نکته مهم را یادآوری کردید.

  18. من این اصطلاحات رو بیشتر توی بازی‌های کامپیوتری دیدم، به خصوص “Custom settings” که خیلی استفاده میشه. این مقاله کمک کرد تا بفهمم فقط مخصوص بازی نیست.

    1. سلام آرمین عزیز، نکته جالبی را مطرح کردید. بله، اصطلاحات فنی کامپیوتر در همه پلتفرم‌ها، از جمله بازی‌ها، مشترک هستند. “Custom settings” در بازی‌ها به شما اجازه می‌دهد تجربه بازی خود را شخصی‌سازی کنید، که دقیقاً همان مفهوم “تنظیمات سفارشی” است که در نصب نرم‌افزارها هم وجود دارد. این نشان می‌دهد که یادگیری در یک زمینه می‌تواند به درک بهتر در زمینه‌های دیگر هم کمک کند.

  19. عالی! دقیقاً به همین نیاز داشتم تا با انگیزه بیشتری برم سراغ نصب نرم‌افزار و زبانم رو قوی‌تر کنم.

  20. واقعاً میشه با نصب ویندوز اینقدر زبان یاد گرفت؟ من همیشه فقط کلیک Next و OK می‌کردم! فکر کنم باید از این به بعد با دقت بیشتری پیام‌ها رو بخونم.

    1. سلام شهرام عزیز، بله، کاملاً ممکن است! نکته دقیقاً همین‌جاست که نباید فقط “Next” و “OK” بزنید. با کمی کنجکاوی و توجه به هر کلمه و عبارت، به خصوص “Error Messages” و “Options” (گزینه‌ها)، می‌توانید دایره لغات فنی خود را به شدت افزایش دهید. این یک روش یادگیری فعال و تعاملی است.

  21. آیا “Bootable” فقط برای درایوهاست یا مثلاً “Bootable USB” هم درست است؟

    1. سلام الهام جان، بله، “Bootable USB” کاملاً صحیح و رایج است. در واقع “Bootable” یک صفت است که می‌تواند برای هر نوع رسانه ذخیره‌سازی (مثل USB، DVD یا حتی پارتیشن‌های خاص روی هارد دیسک) که قابلیت راه‌اندازی سیستم‌عامل را دارد، به کار رود.

  22. این روش از خوندن کتاب‌های گرامر کسل‌کننده هم جذاب‌تره و هم کاربردی‌تر! مرسی از ایده نوآورانه‌تون.

    1. سلام یاسمن عزیز، خوشحالیم که این رویکرد را پسندیدید! هدف ما همین است که یادگیری زبان را از حالت خشک و آکادمیک خارج کرده و به سمت تجربیات واقعی و جذاب سوق دهیم تا ماندگارتر و دلپذیرتر باشد. قطعاً هر دو روش (کتاب و تجربه عملی) مکمل یکدیگرند، اما تجربه عملی، درک عمیق‌تری می‌آفریند.

  23. آیا فعل‌های عبارتی (Phrasal verbs) خاصی هم برای نصب یا حذف نرم‌افزار داریم؟

    1. سلام مرتضی عزیز، سوال بسیار هوشمندانه‌ای پرسیدید! بله، قطعاً داریم. برای نصب می‌توان از “set up” (راه‌اندازی کردن) و برای حذف از “uninstall” (که خودش یک فعل است) یا “take down” (در مفهوم کلی‌تر حذف کردن) استفاده کرد. اما در مورد نرم‌افزار، اصطلاحات دقیق‌تر بیشتر حول “install”, “remove” یا “uninstall” می‌چرخند. “Wipe out” هم می‌تواند به معنی پاک کردن کامل چیزی باشد.

  24. این مقاله باید به همه کسانی که تازه می‌خوان کامپیوتر یاد بگیرن توصیه بشه. واقعاً عالی و کاربردی بود.

  25. دم نویسنده گرم! خیلی ایده جالبی بود. فکر کنم من از این به بعد بیشتر به جزئیات نصب دقت کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *