مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

جمله و مثال کاربردی انگلیسی با صفت های مهم انگلیسی با معنی فارسی

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یادگیری و استفاده صحیح از صفت‌ها یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای ارتقای سطح زبان انگلیسی شما از مبتدی به پیشرفته است. بدون صفت‌ها، جملات بی‌روح و ناقص به نظر می‌رسند. ما در این راهنما، مجموعه‌ای از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین صفت‌ها را گردآوری کرده و به شما نشان می‌دهیم که چگونه یک جمله با صفت های انگلیسی بسازید که دقیق، طبیعی و تاثیرگذار باشد. با ما همراه باشید تا دنیای رنگارنگ صفت‌ها را کشف کنید و مکالمات و نوشته‌های خود را متحول سازید.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Delulu is the Solulu”: شعار جدید دخترهای تیک‌تاک!

چرا یادگیری صفت‌ها و کاربردشان در جمله اینقدر مهم است؟

صفت‌ها (Adjectives) کلماتی هستند که اسم‌ها (Nouns) یا ضمایر (Pronouns) را توصیف می‌کنند. آن‌ها به ما اطلاعات بیشتری در مورد کیفیت، حالت، اندازه، رنگ، و ویژگی‌های دیگر یک شخص، مکان یا شیء می‌دهند. بدون صفت، زبان بسیار محدود و خسته‌کننده می‌شد. تصور کنید می‌خواهید یک داستان تعریف کنید یا محصولی را بفروشید؛ بدون کلماتی مانند “زیبا”، “بزرگ”، “شگفت‌انگیز” یا “گران‌قیمت”، انتقال پیام و احساسات تقریبا غیرممکن است. یادگیری ساخت جمله با صفت های انگلیسی به شما کمک می‌کند تا:

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “Bag Holder”: کسی که با ارز بی‌ارزش مونده

جایگاه صفت در جمله انگلیسی کجاست؟

یکی از تفاوت‌های اصلی گرامر فارسی و انگلیسی در جایگاه صفت است. در فارسی، صفت معمولاً بعد از اسم می‌آید (مانند: “ماشینِ سریع”). اما در انگلیسی، صفت‌ها عمدتاً در دو جایگاه اصلی قرار می‌گیرند که درک آن‌ها برای جلوگیری از اشتباهات رایج ضروری است.

۱. قبل از اسم (Attributive Adjectives)

رایج‌ترین جایگاه صفت در زبان انگلیسی، درست قبل از اسمی است که آن را توصیف می‌کند. این ساختار بسیار سرراست و پرکاربرد است.

۲. بعد از افعال ربطی (Predicative Adjectives)

صفت‌ها می‌توانند بعد از افعال ربطی یا ‘Linking Verbs’ نیز بیایند. این افعال فاعل جمله را به یک صفت یا عبارت وصفی متصل می‌کنند. مهم‌ترین فعل ربطی ‘to be’ (am, is, are, was, were) است. افعال دیگری مانند seem, look, feel, taste, sound, become, get, appear نیز در این دسته قرار می‌گیرند.

📌 این مقاله را از دست ندهید:تفاوت “Noob” و “Newbie” (به همه نگو نوب!)

مهم‌ترین صفت‌های انگلیسی برای ساخت جمله با ترجمه فارسی

اکنون که با جایگاه صفت در جمله آشنا شدید، بیایید به سراغ لیستی از پرکاربردترین صفت‌ها در دسته‌بندی‌های مختلف برویم. برای هر صفت، معنی فارسی و چند مثال کاربردی ارائه شده است تا مفهوم آن را کاملاً درک کنید.

صفت برای توصیف شخصیت و ویژگی‌های فردی (Personality Traits)

این صفت‌ها برای توصیف خصوصیات اخلاقی و رفتاری افراد به کار می‌روند.

  1. Honest (صادق)

    He is an honest man; you can trust him.
    او مرد صادقی است؛ می‌توانی به او اعتماد کنی.

  2. Kind (مهربان)

    She is very kind to animals.
    او با حیوانات بسیار مهربان است.

  3. Brave (شجاع)

    The brave firefighter saved the child.
    آتش‌نشان شجاع کودک را نجات داد.

  4. Generous (بخشنده)

    My grandfather was a generous person who helped everyone.
    پدربزرگم فرد بخشنده‌ای بود که به همه کمک می‌کرد.

  5. Lazy (تنبل)

    Don’t be lazy! Get up and do your homework.
    تنبل نباش! بلند شو و تکالیفت را انجام بده.

  6. Polite / Rude (مؤدب / بی‌ادب)

    It’s important to be polite to customers.
    مهم است که با مشتریان مؤدب باشیم.

    He was very rude to the waiter.
    او با پیشخدمت بسیار بی‌ادب بود.

صفت برای توصیف ظاهر و قیافه (Appearance)

از این کلمات برای توصیف شکل و شمایل ظاهری افراد یا اشیاء استفاده می‌شود.

صفت برای توصیف احساسات و حالات روحی (Feelings and Emotions)

این صفت‌ها برای بیان حالات درونی و احساسی ما ضروری هستند.

صفت برای توصیف اندازه، شکل و کیفیت (Size, Shape, and Quality)

این دسته از صفت‌ها به ما کمک می‌کنند تا اشیاء و مفاهیم را با جزئیات بیشتری توصیف کنیم.

  1. Big / Small (or Little) (بزرگ / کوچک)

    New York is a very big city.
    نیویورک شهر بسیار بزرگی است.

    I live in a small apartment.
    من در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنم.

  2. Good / Bad (خوب / بد)

    This is a good book; you should read it.
    این کتاب خوبی است؛ باید آن را بخوانی.

    The traffic was very bad this morning.
    ترافیک امروز صبح خیلی بد بود.

  3. Expensive / Cheap (گران / ارزان)

    This car is too expensive for me.
    این ماشین برای من بیش از حد گران است.

    I bought a cheap ticket online.
    من یک بلیت ارزان آنلاین خریدم.

  4. Easy / Difficult (or Hard) (آسان / سخت)

    The test was quite easy.
    آزمون نسبتاً آسان بود.

    Learning Chinese is very difficult.
    یادگیری زبان چینی بسیار سخت است.

  5. Important (مهم)

    It’s important to drink enough water every day.
    مهم است که هر روز آب کافی بنوشید.

صفت برای توصیف غذا و طعم (Food and Taste)

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چرا نماد بورس “Bull” (گاو) و “Bear” (خرس) هستند؟

جدول جمع‌بندی صفت‌های پرکاربرد

برای مرور و یادآوری سریع، در اینجا جدولی از برخی صفت‌های ضروری به همراه معنی و یک جمله با صفت های انگلیسی برای هرکدام آورده شده است.

صفت انگلیسی معنی فارسی مثال در جمله
Good خوب He is a good student.
Bad بد I have a bad headache.
Happy خوشحال She looks happy.
Sad ناراحت It was a sad story.
Big بزرگ We live in a big house.
Small کوچک This is a small problem.
New جدید I bought a new phone.
Old قدیمی/پیر My grandfather is very old.
📌 مطلب مرتبط و خواندنی:فرق “Camper” و “Rat” چیه؟ (فحش‌های استراتژیک)

نکات کلیدی برای استفاده حرفه‌ای از صفت‌ها

برای تسلط کامل بر این بخش از گرامر، به نکات زیر توجه کنید:

تسلط بر نحوه ساخت جمله با صفت های انگلیسی، یک مهارت بنیادی است که تاثیر چشمگیری بر روانی و دقت کلام شما خواهد داشت. با تمرین مثال‌های این مقاله و تلاش برای استفاده از آن‌ها در مکالمات روزمره، به زودی مشاهده خواهید کرد که توصیفات شما چقدر زنده‌تر و دقیق‌تر شده‌اند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.9 / 5. تعداد رای‌ها: 302

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

37 پاسخ

  1. خیلی ممنون از مقاله جامع‌تون. یه سوال داشتم؛ اگر بخواهیم چند تا صفت رو با هم برای یک اسم به کار ببریم، ترتیب خاصی دارن؟ مثلاً رنگ و اندازه کدوم اول میاد؟

    1. سلام سارا جان، بله دقیقاً! در انگلیسی قانونی به نام Adjective Order وجود داره. به طور کلی ترتیب به این صورته: نظر (Opinion)، اندازه (Size)، سن (Age)، شکل (Shape)، رنگ (Color)، ملیت (Origin) و جنس (Material). پس اندازه قبل از رنگ میاد؛ مثلاً: A big blue box.

  2. تفاوت بین bored و boring رو همیشه قاطی می‌کنم. میشه یه توضیح ساده بدید که توی جمله چطور تشخیص بدیم؟

    1. علی عزیز، یک نکته کنکوری ساده: صفت‌های مختوم به -ed مثل bored احساس شخصی رو توصیف می‌کنن (من حوصله‌ام سر رفته)، اما صفت‌های مختوم به -ing مثل boring ویژگی اون چیز یا شخص رو میگن (این فیلم خسته‌کننده است). پس: I am bored because the movie is boring!

  3. من توی سریال Friends شنیدم که میگن ‘You are breathtaking’. این صفت رو میشه برای اشیاء هم استفاده کرد یا فقط برای آدم‌هاست؟

    1. مریم جان، کلمه Breathtaking به معنی ‘نفس‌گیر’ هست و هم برای زیبایی یک فرد و هم برای توصیف مناظر فوق‌العاده (مثل یک طلوع خورشید زیبا) به کار میره. انتخاب خیلی هوشمندانه‌ای بود!

  4. برای صفت happy چه کلمات دیگه‌ای رو پیشنهاد میدید که سطح زبانمون رو بالاتر نشون بده؟ مثلاً توی محیط کاری.

    1. سلام رضا، برای محیط‌های رسمی‌تر می‌تونی از Delighted یا Content استفاده کنی. اگر خیلی خوشحال باشی، صفت Ecstatic یا Overjoyed هم عالی هستن.

  5. اینکه گفتید صفت‌ها بعد از فعل‌هایی مثل look و seem هم میان خیلی نکته مهمی بود. من همیشه فکر می‌کردم فقط باید قبل از اسم بیان.

    1. دقیقاً فاطمه جان! به این‌ها می‌گیم Predicative Adjectives. مثلاً در جمله You look happy، کلمه happy بعد از فعل ربطی اومده و داره فاعل رو توصیف می‌کنه.

  6. توی لهجه عامیانه یا همون Slang، صفتی هست که به جای ‘Very good’ استفاده بشه و خیلی پرکاربرد باشه؟

    1. امیر عزیز، کلمات زیادی هستن مثل: Awesome، Cool، Wicked (بیشتر در بریتانیا) و Sick (که در اسلنگ به معنی خیلی عالیه، نه مریض!).

  7. تلفظ صحیح کلمه Comfortable رو میشه بگید؟ من همیشه میگم کامفورت‌اِیبل ولی حس می‌کنم غلطه.

    1. زهرا جان، حدست درسته. در تلفظ نیتیو، بخش ‘fort’ خیلی کوتاه شنیده میشه و تقریباً شبیه ‘کامت‌بُل’ تلفظ میشه: /ˈkʌmf.tə.bəl/.

  8. واقعاً مثال‌های کاربردی‌تون عالی بود. مخصوصاً بخش صفت‌های مربوط به شخصیت افراد.

    1. ممنون از انرژی مثببت محمد عزیز. خوشحالم که برات مفید بوده.

  9. آیا صفت‌هایی مثل fast و hard هم به -ly ختم میشن وقتی می‌خوان قید بشن؟

    1. سپیده جان، نکته ظریفی بود! خیر، fast خودش هم صفته و هم قید (Fastly نداریم). کلمه hard هم قیدش همون hard هست، چون hardly معنای کاملاً متفاوتی داره (به سختی/به ندرت).

    1. بله پویا جان، well وقتی به معنای سلامتی بدن باشه (در پاسخ به حال‌وپرس) صفت محسوب میشه. اما در موارد دیگه معمولاً قید هست.

  10. چقدر خوبه که برای هر صفت معنی فارسی دقیقش رو هم گذاشتید. یادگیری کلمات در قالب جمله خیلی راحت‌تره.

  11. فرق بین ‘pretty’ و ‘beautiful’ فقط در شدت زیباییه یا کاربردشون هم فرق داره؟

    1. حمید عزیز، Beautiful قوی‌تره و برای زیبایی‌های عمیق به کار میره. Pretty معمولاً برای ظاهر (به خصوص خانم‌ها و کودکان) یا اشیاء ظریف استفاده میشه.

  12. صفت های منفی برای توصیف اخلاق هم اگه میشه در مقاله بعدی بذارید. مثل ‘لجباز’ یا ‘خودخواه’.

    1. حتماً نیلوفر جان. کلماتی مثل Stubborn (لجباز) و Selfish (خودخواه) در لیست مقالات بعدی ما هستن. ممنون از پیشنهادت!

    1. سعید جان، برای صفت‌های معمولی (Base adjectives) مثل Good درسته، اما برای صفت‌های قوی (Strong adjectives) مثل Delicious یا Freezing، بهتره از Absolutely استفاده کنی. مثلاً: Absolutely delicious.

  13. من همیشه یادم میره که صفت توی انگلیسی جمع بسته نمیشه. مثلاً می‌گفتم ‘reds cars’ که الان متوجه اشتباهم شدم.

    1. امید عزیز، می‌تونی از کلماتی مثل: Overcast (کاملاً ابری)، Gloomy (دلگیر و تیره) و Drizzly (باران ریز) استفاده کنی.

  14. این مقاله برای آمادگی آزمون آیلتس هم خیلی خوبه، چون تنوع صفت‌ها نمره بخش لغات رو بالا می‌بره.

    1. فرزاد جان، بله مترادف هستن. اما Smart در انگلیسی آمریکایی رایج‌تره و گاهی به معنی ‘خوش‌پوش’ هم به کار میره، در حالی که Clever بیشتر در انگلیسی بریتانیایی استفاده میشه.

  15. لطفاً درباره صفت‌های مرکب (Compound Adjectives) مثل ‘well-known’ هم مطلب بذارید.

    1. آرزوی عزیز، ایده خوبیه! حتماً یک مقاله اختصاصی برای صفت‌های مرکب و نحوه خط تیره (Hyphen) گذاشتن بینشون منتشر می‌کنیم.

  16. من همیشه فکر می‌کردم ‘Friendly’ قیده چون -ly داره، ولی اینجا دیدم به عنوان صفت برای توصیف افراد به کار بردید.

    1. دقیقاً بابک جان، این یکی از استثناهای معروفه. کلماتی مثل Friendly، Lonely و Lovely با اینکه -ly دارن، اما صفت هستن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *