مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir

صفت های رایج و پرکاربرد انگلیسی با ترجمه فارسی برای توصیف افراد

در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. یادگیری صفت های توصیف افراد به انگلیسی یکی از مهارت‌های کلیدی برای افزایش تسلط و روان صحبت کردن است. چه بخواهید دوست جدیدی را توصیف کنید، چه در مورد شخصیت‌های یک داستان صحبت کنید یا حتی در یک مصاحبه شغلی به معرفی خود بپردازید، داشتن دایره واژگان غنی از صفت‌ها به شما کمک شایانی خواهد کرد. ما در ادامه، مجموعه‌ای کامل از این صفات را در دسته‌بندی‌های مختلف از جمله ظاهر، شخصیت، و احساسات، همراه با ترجمه فارسی و مثال‌های کاربردی ارائه می‌دهemos تا به شما در توصیف دقیق و کامل افراد کمک کنیم.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:معنی “Anabolic” vs “Catabolic” (عضله‌ساز یا عضله‌سوز؟)

چرا یادگیری صفات توصیفی اهمیت دارد؟

قبل از اینکه به لیست بلند بالای صفت‌ها بپردازیم، بهتر است بدانیم چرا اینقدر روی یادگیری آن‌ها تاکید می‌شود. استفاده از صفت‌های درست و به‌جا، مکالمات شما را از یک سطح مبتدی و ساده به سطحی پیشرفته و طبیعی ارتقا می‌دهد. به جای گفتن جملات ساده‌ای مثل “He is nice”، می‌توانید با استفاده از صفات دقیق‌تر، تصویر بسیار واضح‌تری از شخصیت او ارائه دهید؛ برای مثال: “He is a generous and thoughtful person”. این کار نه تنها درک بهتری به مخاطب شما می‌دهد، بلکه نشان‌دهنده تسلط شما بر زبان انگلیسی است.

📌 انتخاب هوشمند برای شما:معنی “Do you even lift, bro?” (اصلا باشگاه میری داداش؟)

دسته‌بندی صفت های توصیف افراد به انگلیسی

برای سادگی و یادگیری بهتر، ما صفت‌ها را به سه دسته اصلی تقسیم کرده‌ایم:

  1. صفات مربوط به ظاهر (Physical Appearance)
  2. صفات مربوط به شخصیت (Personality Traits)
  3. صفات مربوط به احساسات و حالات روحی (Feelings and Moods)

در هر بخش، لیستی از کلمات پرکاربرد همراه با ترجمه و مثال ارائه خواهد شد تا بتوانید کاربرد هر صفت را در جمله به خوبی درک کنید.

📌 بیشتر بخوانید:نقش “Spotter” در آفرود: فرمون بده داداش!

۱. صفات مربوط به ظاهر (Physical Appearance)

اولین چیزی که در برخورد با یک فرد متوجه می‌شویم، ظاهر اوست. یادگیری کلمات مرتبط با ظاهر به شما کمک می‌کند تا بتوانید افراد را به خوبی توصیف کنید. این بخش شامل صفاتی برای توصیف قد، وزن، مو، چشم و ظاهر کلی است.

توصیف ظاهر کلی (General Appearance)

این صفات یک تصویر کلی از جذابیت و ظاهر یک فرد ارائه می‌دهند.

توصیف قد و وزن (Height and Build)

برای توصیف قد و اندام یک فرد، می‌توانید از صفات زیر استفاده کنید:

صفت انگلیسی ترجمه فارسی مثال کاربردی
Tall قد بلند My brother is very tall.
Short قد کوتاه She is a bit short for her age.
Average/Medium height قد متوسط I’m of average height.
Slim / Slender لاغر و خوش‌اندام The model was tall and slim.
Thin / Skinny لاغر (گاهی با بار معنایی منفی) He looks too skinny; maybe he is sick.
Overweight / Fat چاق، دارای اضافه وزن The doctor told him he was overweight.
Well-built / Muscular خوش‌هیکل، عضلانی He goes to the gym, so he is quite well-built.
Plump تپل، گوشتالو (معمولاً به شکلی مثبت) She has a friendly face and a plump figure.

توصیف مو (Hair)

برای توصیف مو، معمولاً از ترتیب (طول + حالت + رنگ) استفاده می‌کنیم. برای مثال: “She has long, curly, red hair.”

توصیف چهره و چشم (Face and Eyes)

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:تفاوت “Cancel Culture” و “Call Out” (فرهنگ حذف کردن آدم‌ها)

۲. صفات مربوط به شخصیت (Personality Traits)

این دسته از صفت های توصیف افراد به انگلیسی شاید مهم‌ترین بخش باشد. شخصیت افراد جنبه‌های مختلفی دارد و برای توصیف دقیق آن، نیاز به دایره واژگان گسترده‌ای داریم. در ادامه صفات شخصیتی را به دو دسته مثبت و منفی تقسیم کرده‌ایم.

صفات شخصیتی مثبت (Positive Personality Traits)

این صفات برای توصیف ویژگی‌های خوب و پسندیده افراد به کار می‌روند.

صفت انگلیسی ترجمه فارسی مثال کاربردی
Honest صادق She is a very honest person; she never tells a lie.
Kind مهربان It was very kind of you to help me.
Generous بخشنده، دست و دلباز My father is a generous man who loves to help others.
Loyal وفادار A dog is a very loyal pet.
Ambitious بلندپرواز، جاه‌طلب He is an ambitious young man who wants to be a CEO.
Brave شجاع The firefighter was very brave.
Confident با اعتماد به نفس She feels confident about her presentation.
Easy-going آسان‌گیر، بی‌خیال He has an easy-going attitude and never gets stressed.
Funny / Humorous بامزه، شوخ‌طبع My friend is very funny and always makes me laugh.
Hard-working سخت‌کوش She is a hard-working student who gets top grades.
Intelligent / Smart باهوش He is intelligent enough to solve this complex problem.
Patient صبور A good teacher must be patient with students.
Polite مؤدب It is important to be polite to elderly people.
Reliable / Trustworthy قابل اعتماد He is a reliable colleague; you can always count on him.
Sociable / Outgoing اجتماعی، معاشرتی Sara is very sociable and has a lot of friends.

صفات شخصیتی منفی (Negative Personality Traits)

این صفات ویژگی‌های ناخوشایند افراد را توصیف می‌کنند. در استفاده از آن‌ها محتاط باشید تا باعث ناراحتی دیگران نشوید.

صفت انگلیسی ترجمه فارسی مثال کاربردی
Arrogant متکبر، مغرور He is so arrogant that he thinks he is better than everyone.
Rude / Impolite بی‌ادب، گستاخ It was rude of him to interrupt me.
Selfish خودخواه A selfish person only cares about themselves.
Lazy تنبل He is too lazy to get out of bed.
Dishonest نادرست، متقلب The dishonest salesman lied about the car’s condition.
Mean بدجنس، خسیس Don’t be so mean to your little sister.
Stubborn لجباز، یک‌دنده She is too stubborn to admit her mistake.
Pessimistic بدبین A pessimistic person always expects the worst.
Moody دمدمی مزاج He is very moody; you never know if he’ll be happy or sad.
Jealous حسود She was jealous of her friend’s success.
📌 این مقاله را از دست ندهید:اصطلاح “Gym Rat” یعنی چی؟ (موش باشگاه؟!)

۳. صفات مربوط به احساسات و حالات روحی (Feelings and Moods)

علاوه بر ویژگی‌های ثابت شخصیتی، افراد حالات روحی و احساسات متغیری را نیز تجربه می‌کنند. این صفات برای توصیف این حالات موقتی به کار می‌روند.

مثال: “I was so tired after the long journey that I went straight to bed.”

مثال: “She felt proud of herself for finishing the marathon.”

📌 همراه با این مقاله بخوانید:اصطلاح “NPC” یعنی چی؟ چرا همه تو لایو تیک‌تاک اینجوری شدن؟

نکات تکمیلی برای استفاده از صفات

ترتیب قرارگیری صفات

وقتی می‌خواهید از چند صفت پشت سر هم برای توصیف یک اسم استفاده کنید، ترتیب خاصی وجود دارد. اگرچه این قانون همیشه کاملاً سفت و سخت نیست، اما ترتیب معمول به این صورت است:

نظر کلی (Opinion) -> اندازه (Size) -> سن (Age) -> شکل (Shape) -> رنگ (Color) -> ملیت (Origin) -> جنس (Material) -> هدف (Purpose)

برای مثال:

البته به ندرت پیش می‌آید که این همه صفت را با هم به کار ببرید، اما دانستن این ترتیب به طبیعی‌تر شدن جملات شما کمک می‌کند.

استفاده از قیدها برای تشدید صفات

برای قوی‌تر کردن معنای یک صفت، می‌توانید از قیدهایی مانند very, really, extremely, quite, so قبل از آن استفاده کنید.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:تفاوت “Camping” و “Glamping” (کمپ لاکچری) در انگلیسی چیه؟ دیگه اشتباه نکن!

جمع‌بندی

یادگیری و استفاده صحیح از صفت های توصیف افراد به انگلیسی، یک گام بزرگ در مسیر تسلط بر این زبان است. با استفاده از لیست‌های ارائه شده در این مقاله، می‌توانید دایره واژگان خود را به شکل چشمگیری گسترش دهید و توصیفات دقیق، زنده و طبیعی‌تری از افراد ارائه دهید. توصیه می‌کنیم این صفات را به تدریج یاد بگیرید و سعی کنید هر روز تعدادی از آن‌ها را در مکالمات یا نوشته‌های خود به کار ببرید. با تمرین مستمر، این کلمات به بخشی طبیعی از دایره لغات فعال شما تبدیل خواهند شد و به شما کمک می‌کنند تا مانند یک فرد بومی (Native Speaker) صحبت کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 320

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

36 پاسخ

  1. ممنون از مقاله عالی‌تون. یه سوال داشتم، تفاوت بین slim و skinny چی هست؟ هر دو به معنی لاغر هستن ولی شنیدم بار معنایی‌شون فرق می‌کنه.

    1. سلام سارای عزیز، سوال خیلی خوبی پرسیدی. کلمه slim بار معنایی مثبتی داره و به معنی «خوش‌اندام و قلمی» هست، اما skinny معمولاً بار معنایی منفی داره و به معنی «بیش از حد لاغر یا استخوانی» به کار میره. بهتره برای تعریف از کسی از slim استفاده کنی.

  2. توی فیلم‌ها خیلی کلمه stubborn رو می‌شنوم. آیا این کلمه همیشه بار منفی داره یا می‌شه برای پشتکار داشتن هم استفاده‌اش کرد؟

    1. درود بر شما رضا جان. کلمه stubborn بیشتر برای «یک‌دندگی و لجبازی» غیرمنطقی استفاده می‌شه. اگه بخوای به پشتکار و اراده قوی اشاره کنی، کلمات بهتری مثل persistent یا determined انتخاب‌های حرفه‌ای‌تری هستن.

  3. برای توصیف کسی که خیلی با ملاحظه است و به فکر بقیه هست، چه صفتی مناسب‌تره؟

    1. مریم جان، می‌تونی از صفت‌های considerate یا thoughtful استفاده کنی. هر دو به معنی کسی هستن که به نیازها و احساسات دیگران اهمیت می‌ده.

  4. من همیشه کلمه easy-going رو با بقیه اشتباه می‌گرفتم، مرسی که با مثال توضیح دادید الان کاملاً برام جا افتاد.

  5. فرق بین confident و arrogant دقیقاً چیه؟ هر دو به معنی اعتماد به نفس داشتن هستن؟

    1. نازنین عزیز، confident یعنی فرد به توانایی‌های خودش «اعتماد» داره که یک ویژگی مثبته. اما arrogant یعنی فرد خودش رو «برتر و بالاتر» از دیگران می‌بینه که صفت منفی «متکبر» محسوب می‌شه.

  6. تلفظ کلمه mischievous برام سخته. ممکنه یه راهنمایی بکنید؟ چون تو این لیست دیدمش و خیلی کاربردیه.

    1. حمید جان، این کلمه معمولاً اشتباه تلفظ می‌شه. تلفظ درستش «میس-چی-وِس» هست (MIS-chi-vuhs). دقت کن که بخش آخرش ‘وی‌اِس’ خونده نمی‌شه.

  7. واقعاً لیست کاملی بود. مخصوصاً بخش صفت‌های مربوط به شخصیت منفی که کمتر جایی به این دقت دسته‌بندی شده.

  8. اگه بخوام بگم کسی چهارشونه هست، از چه ترکیبی باید استفاده کنم؟ broad-shouldered درسته؟

    1. بله فرهاد عزیز، دقیقاً درسته. کلمه broad-shouldered رایج‌ترین صفت برای توصیف افراد چهارشونه است. همچنین می‌تونی از well-built هم برای کسی که هیکل قوی و متناسبی داره استفاده کنی.

  9. کلمه moody فقط برای کسیه که زود ناراحت می‌شه یا کلاً برای نوسانات اخلاقی به کار می‌ره؟

    1. سپیده جان، moody برای کسی به کار می‌ره که حال و هوای اخلاقیش (mood) سریع عوض می‌شه؛ یه لحظه خوبه و یه لحظه بدون دلیل بدخلق یا غمگین می‌شه.

    1. خیر علی جان، generous یا بخشنده می‌تونه برای زمان، توجه و مهربانی هم به کار بره. مثلاً: He is generous with his time (او در اختصاص دادن وقتش به دیگران سخاوتمند است).

  10. توصیف well-built برای خانم‌ها هم استفاده می‌شه یا فقط مختص آقایونه؟

    1. مونا جان، معمولاً این صفت برای آقایون یا ورزشکارها استفاده می‌شه تا ساختار بدنی قوی رو نشون بده. برای خانم‌هایی که هیکل متناسب و ورزشکاری دارن، صفت fit یا athletic رایج‌تره.

    1. سعید عزیز، بهترین معادل برای «خاکی و متواضع بودن» اصطلاح down-to-earth هست که بسیار پرکاربرد و رایجه.

    1. نگار جان، gorgeous خیلی قوی‌تر از beautiful هست. وقتی می‌گی کسی gorgeous هست، یعنی «فوق‌العاده زیبا و خیره‌کننده» است.

  11. مثال‌هایی که برای هر صفت زدید خیلی به درک جمله‌بندی‌ها کمک کرد. ممنون از تیم خوبتون.

  12. من همیشه sensible و sensitive رو با هم قاطی می‌کنم. می‌شه یه بار دیگه توضیح بدید؟

    1. الناز عزیز، این اشتباه خیلی رایجه! Sensible یعنی «عاقل و منطقی»، اما sensitive یعنی «حساس و زودرنج». یادت باشه که این دو تا کاملاً با هم فرق دارن.

    1. بله پویا جان، این یک اصطلاح (idiom) هست و یعنی «مثل قاطر لجباز». برای تاکید روی شدت لجبازی یک نفر به کار می‌ره.

  13. برای کسی که خیلی حرف می‌زنه چه صفتی داریم؟ talkative رو بلدم، صفت دیگه‌ای هم هست؟

    1. فاطمه جان، می‌تونی از loquacious (رسمی‌تر) یا chatty (دوستانه) استفاده کنی. کلمه gabby هم در محاوره به همین معنیه.

    1. دقیقا کیوان عزیز، عبارت of medium height یا of average height هر دو کاملاً درست و رایج هستن.

    1. رویا جان، extrovert یک اصطلاح روانشناسی به معنی «برون‌گرا» است، اما outgoing یک صفت عمومی برای توصیف کسیه که «خوش‌مشرب و اجتماعی» هست و راحت با بقیه ارتباط برقرار می‌کنه.

  14. عالی بود، اگر امکان داره فایل PDF این لیست رو هم برای دانلود بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *