- چطور میتوانم شخصیت افراد را به زبان انگلیسی به شکل دقیق توصیف کنم؟
- پرکاربردترین صفات برای بیان ویژگیهای مثبت و منفی شخصیتی کدامند؟
- آیا لیستی کامل از لغات توصیف شخصیت به همراه مثالهای کاربردی وجود دارد؟
- چگونه از این کلمات در جملات روزمره برای صحبت در مورد دیگران استفاده کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات و بیشتر پاسخ خواهیم داد. یادگیری لغات توصیف شخصیت یکی از مهمترین مهارتها در زبان انگلیسی است که به شما کمک میکند تا در مکالمات خود عمیقتر و دقیقتر شوید. چه بخواهید دوستی را تحسین کنید، در مورد همکاری نظر بدهید یا شخصیتی را در یک داستان شرح دهید، داشتن دایره واژگان مناسب ضروری است. در ادامه، مجموعهای از ۱۰۰ صفت پرکاربرد برای توصیف شخصیت افراد را به همراه معنی و مثالهای واضح بررسی خواهیم کرد تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در مورد ویژگیهای دیگران صحبت کنید.
چرا یادگیری لغات توصیف شخصیت اهمیت دارد؟
توصیف شخصیت افراد فقط به گفتن «خوب» یا «بد» محدود نمیشود. هر فردی ترکیبی منحصربهفرد از ویژگیهای مختلف است. وقتی شما بتوانید با استفاده از کلمات دقیق، تفاوت بین یک فرد adventurous (ماجراجو) و یک فرد courageous (شجاع) را بیان کنید، سطح تسلط شما بر زبان انگلیسی به شکل چشمگیری افزایش مییابد. این مهارت نه تنها در مکالمات روزمره، بلکه در محیطهای کاری، مصاحبههای شغلی و حتی درک بهتر فیلمها و کتابها به شما کمک میکند. با یادگیری این صفات، شما ابزاری قدرتمند برای برقراری ارتباطی مؤثرتر و عمیقتر در اختیار خواهید داشت.
صفات مثبت شخصیتی (Positive Personality Adjectives)
این دسته از صفات برای توصیف ویژگیهای مطلوب و تحسینبرانگیز در افراد به کار میروند. استفاده از این کلمات میتواند به شما در تعریف و تمجید از دوستان، خانواده و همکاران کمک کند.
ویژگیهای مرتبط با مهربانی و اجتماعی بودن
- Kind: مهربان
She is a very kind and caring person. (او فردی بسیار مهربان و دلسوز است.) - Friendly: دوستانه / صمیمی
He has a friendly smile that makes everyone feel welcome. (او لبخند دوستانهای دارد که باعث میشود همه احساس راحتی کنند.) - Generous: بخشنده / دست و دلباز
My uncle is so generous; he always helps people in need. (عموی من خیلی بخشنده است؛ او همیشه به افراد نیازمند کمک میکند.) - Polite: مؤدب
It’s important to be polite to your teachers. (مهم است که با معلمان خود مؤدب باشید.) - Loyal: وفادار
A loyal friend will always stand by you. (یک دوست وفادار همیشه کنارت میماند.) - Amiable: خوشبرخورد / مهربان
She was an amiable companion, always ready with a smile. (او یک همراه خوشبرخورد بود، همیشه با لبخندی آماده.) - Sociable: اجتماعی
He is a sociable person who loves parties. (او فردی اجتماعی است که عاشق مهمانی است.) - Considerate: با ملاحظه
It was very considerate of you to bring me a gift. (اینکه برای من هدیه آوردی خیلی باملاحظه بود.)
ویژگیهای مرتبط با هوش و کار
- Intelligent: باهوش
She is an intelligent student who gets top grades. (او دانشآموز باهوشی است که نمرات عالی میگیرد.) - Hardworking: سختکوش
He is a hardworking employee and a valuable asset to the company. (او کارمند سختکوشی و یک سرمایه ارزشمند برای شرکت است.) - Creative: خلاق
The artist is known for her creative and original ideas. (این هنرمند به خاطر ایدههای خلاقانه و اصیلش شناخته شده است.) - Ambitious: جاهطلب / بلندپرواز
She is very ambitious and wants to become a manager soon. (او بسیار جاهطلب است و میخواهد به زودی مدیر شود.) - Organized: منظم
An organized person can manage their time effectively. (یک فرد منظم میتواند زمان خود را به طور مؤثر مدیریت کند.) - Diligent: کوشا / ساعی
Her diligent efforts paid off in the end. (تلاشهای کوشای او در نهایت نتیجه داد.) - Resourceful: کاردان / مبتکر
Being resourceful means you can find quick and clever ways to overcome difficulties. (کاردان بودن یعنی بتوانی راههای سریع و هوشمندانهای برای غلبه بر مشکلات پیدا کنی.) - Wise: خردمند / عاقل
My grandmother gave me some wise advice. (مادربزرگم به من نصیحت خردمندانهای کرد.)
ویژگیهای مرتبط با شخصیت و نگرش
- Optimistic: خوشبین
Despite the challenges, she remains optimistic about the future. (با وجود چالشها، او نسبت به آینده خوشبین است.) - Confident: با اعتماد به نفس
A confident speaker can easily persuade the audience. (یک سخنران با اعتماد به نفس به راحتی میتواند مخاطبان را متقاعد کند.) - Brave / Courageous: شجاع
The brave firefighter rescued the child from the burning house. (آتشنشان شجاع کودک را از خانه در حال سوختن نجات داد.) - Honest: صادق
An honest person always tells the truth. (یک فرد صادق همیشه حقیقت را میگوید.) - Patient: صبور
You need to be patient if you want to learn a new skill. (اگر میخواهید یک مهارت جدید یاد بگیرید، باید صبور باشید.) - Calm: آرام
He stayed calm even in a stressful situation. (او حتی در یک موقعیت استرسزا آرام ماند.) - Cheerful: شاد / خوشرو
She has a cheerful personality and is always smiling. (او شخصیتی شاد دارد و همیشه لبخند میزند.) - Adventurous: ماجراجو
He is an adventurous traveler who has visited over 50 countries. (او یک مسافر ماجراجو است که از بیش از ۵۰ کشور دیدن کرده است.)
صفات منفی شخصیتی (Negative Personality Adjectives)
این دسته از لغات توصیف شخصیت برای بیان ویژگیهای نامطلوب یا انتقاد از رفتار دیگران استفاده میشود. شناخت این کلمات به شما کمک میکند تا بتوانید به شکل مناسبی نارضایتی خود را بیان کرده یا شخصیتهای منفی را توصیف کنید.
ویژگیهای مرتبط با رفتار اجتماعی
- Rude: بیادب / گستاخ
It was rude of him to interrupt me while I was speaking. (اینکه وسط حرفم پرید، از طرف او بیادبانه بود.) - Selfish: خودخواه
A selfish person only thinks about themselves. (یک فرد خودخواه فقط به خودش فکر میکند.) - Arrogant: متکبر / مغرور
He is so arrogant that he thinks he is better than everyone else. (او آنقدر متکبر است که فکر میکند از همه بهتر است.) - Dishonest: ناصادق
I don’t trust him because he is a dishonest person. (من به او اعتماد ندارم چون او فردی ناصادق است.) - Lazy: تنبل
He is too lazy to do his own homework. (او برای انجام تکالیفش زیادی تنبل است.) - Moody: دمدمی مزاج
She is very moody; you never know if she’ll be happy or sad. (او خیلی دمدمی مزاج است؛ هیچوقت نمیدانی خوشحال خواهد بود یا ناراحت.) - Pessimistic: بدبین
A pessimistic person always expects the worst to happen. (یک فرد بدبین همیشه انتظار بدترین اتفاق را دارد.) - Bossy: رئیسمآب / دستور دهنده
My older sister is very bossy and always tells me what to do. (خواهر بزرگترم خیلی رئیسمآب است و همیشه به من میگوید چه کار کنم.)
ویژگیهای مرتبط با نگرش و هوش
- Stubborn: لجباز
He is too stubborn to admit he was wrong. (او برای اینکه بپذیرد اشتباه کرده زیادی لجباز است.) - Jealous: حسود
She felt jealous when her friend got a better job. (او وقتی دوستش شغل بهتری پیدا کرد، احساس حسادت کرد.) - Careless: بیدقت
His careless mistake cost the company a lot of money. (اشتباه بیدقتانه او هزینه زیادی برای شرکت تراشید.) - Impatient: بیصبر / عجول
He is an impatient driver and always honks his horn. (او رانندهی بیصبری است و همیشه بوق میزند.) - Naive: سادهلوح
She was naive to believe everything he said. (او سادهلوح بود که هر چه او گفت را باور کرد.) - Forgetful: فراموشکار
As he gets older, he is becoming more forgetful. (هرچه پیرتر میشود، فراموشکارتر میشود.)
صفات خنثی یا موقعیتی (Neutral or Situational Adjectives)
برخی از صفات شخصیتی لزوماً مثبت یا منفی نیستند و ارزش آنها به موقعیت و دیدگاه افراد بستگی دارد. به عنوان مثال، «جاهطلب» بودن میتواند در محیط کاری یک ویژگی مثبت و در روابط دوستانه یک ویژگی منفی تلقی شود. درک این کلمات به شما کمک میکند تا توصیفات دقیقتر و چندبعدیتری ارائه دهید.
| صفت (Adjective) | معنی فارسی | توضیح و مثال |
|---|---|---|
| Shy | خجالتی | فردی که در موقعیتهای اجتماعی مضطرب یا ساکت است. She is too shy to speak in public. |
| Quiet | ساکت / کمحرف | فردی که زیاد صحبت نمیکند. این ویژگی میتواند مثبت یا منفی باشد. He is a quiet boy who prefers reading to playing. |
| Serious | جدی | فردی که اغلب متفکر است و زیاد شوخی نمیکند. He is a very serious person when it comes to his work. |
| Curious | کنجکاو | فردی که علاقهمند به یادگیری و دانستن چیزهای جدید است. (کنجکاوی بیش از حد میتواند منفی باشد) Children are naturally curious about the world around them. |
| Sensitive | حساس | فردی که به راحتی تحت تأثیر احساسات خود یا دیگران قرار میگیرد. Be careful what you say to her; she is very sensitive. |
| Reserved | تودار / کمحرف | فردی که احساسات یا افکار خود را به راحتی بروز نمیدهد. He is a reserved man who doesn’t talk about his personal life. |
چگونه از این صفات در جمله استفاده کنیم؟
سادهترین راه برای استفاده از لغات توصیف شخصیت در جمله، استفاده از ساختار زیر است:
Subject + (be) + Adjective
مثالها:
- I am optimistic. (من خوشبین هستم.)
- She is very creative. (او خیلی خلاق است.)
- They are hardworking. (آنها سختکوش هستند.)
شما همچنین میتوانید با استفاده از قیدهای شدت (Adverbs of Degree) مانند very (خیلی)، quite (نسبتاً)، a bit (کمی)، extremely (فوقالعاده) و so (آنقدر) توصیفات خود را دقیقتر کنید.
- My brother is extremely ambitious. (برادر من فوقالعاده جاهطلب است.)
- He can be a bit lazy on weekends. (او آخر هفتهها میتواند کمی تنبل باشد.)
- She was so generous to pay for everyone. (او آنقدر بخشنده بود که هزینه همه را پرداخت کرد.)
جمعبندی نهایی: ۱۰۰ صفت کلیدی
در زیر لیست کاملی از ۱۰۰ صفت پرکاربرد برای توصیف شخصیت گردآوری شده است تا به عنوان یک مرجع سریع از آن استفاده کنید.
لیست جامع صفات مثبت
- Adaptable (سازگار)
- Adventurous (ماجراجو)
- Affectionate (مهربان)
- Ambitious (جاهطلب)
- Amiable (خوشبرخورد)
- Brave (شجاع)
- Bright (باهوش)
- Calm (آرام)
- Caring (دلسوز)
- Charming (جذاب)
- Cheerful (شاد)
- Clever (باهوش)
- Confident (با اعتماد به نفس)
- Conscientious (وظیفهشناس)
- Considerate (باملاحظه)
- Courageous (دلیر)
- Creative (خلاق)
- Curious (کنجکاو)
- Dependable (قابل اعتماد)
- Determined (مصمم)
- Diligent (ساعی)
- Easygoing (آسانگیر)
- Energetic (پرانرژی)
- Enthusiastic (مشتاق)
- Faithful (وفادار)
- Fearless (نترس)
- Flexible (انعطافپذیر)
- Friendly (دوستانه)
- Funny (بامزه)
- Generous (بخشنده)
- Gentle (ملایم)
- Hardworking (سختکوش)
- Helpful (مفید)
- Honest (صادق)
- Humble (فروتن)
- Imaginative (خلاق)
- Independent (مستقل)
- Intelligent (باهوش)
- Kind (مهربان)
- Lively (سرزنده)
- Loyal (وفادار)
- Mature (بالغ)
- Modest (متواضع)
- Optimistic (خوشبین)
- Organized (منظم)
- Passionate (پرشور)
- Patient (صبور)
- Persistent (پشتکار)
- Polite (مؤدب)
- Practical (عملگرا)
- Punctual (وقتشناس)
- Rational (منطقی)
- Reliable (قابل اطمینان)
- Resourceful (کاردان)
- Respectful (محترم)
- Responsible (مسئولیتپذیر)
- Self-disciplined (با انضباط)
- Sensible (معقول)
- Sincere (صادق)
- Sociable (اجتماعی)
- Supportive (حامی)
- Sympathetic (همدل)
- Thoughtful (باملاحظه)
- Tolerant (بردبار)
- Trustworthy (قابل اعتماد)
- Understanding (با درک)
- Versatile (همهفنحریف)
- Warm-hearted (خونگرم)
- Wise (خردمند)
لیست صفات منفی و خنثی
- Aggressive (پرخاشگر)
- Arrogant (متکبر)
- Big-headed (خود بزرگبین)
- Boastful (لافزن)
- Boring (خستهکننده)
- Bossy (رئیسمآب)
- Careless (بیدقت)
- Clumsy (دستوپاچلفتی)
- Cowardly (ترسو)
- Critical (عیبجو)
- Cruel (بیرحم)
- Cynical (بدبین)
- Deceitful (فریبکار)
- Dishonest (ناصادق)
- Disorganized (نامنظم)
- Forgetful (فراموشکار)
- Grumpy (اخمو)
- Gullible (سادهلوح)
- Impatient (بیصبر)
- Inconsiderate (بیملاحظه)
- Insecure (بدون اعتماد به نفس)
- Insincere (ریاکار)
- Jealous (حسود)
- Lazy (تنبل)
- Mean (بدجنس)
- Moody (دمدمیمزاج)
- Naive (سادهلوح)
- Narrow-minded (کوتهفکر)
- Nosy (فضول)
- Pessimistic (بدبین)
- Reserved (تودار)
- Rude (بیادب)
- Selfish (خودخواه)
- Serious (جدی)
- Shy (خجالتی)
- Stubborn (لجباز)
- Talkative (پر حرف)
- Unfriendly (غیردوستانه)
- Unreliable (غیرقابل اعتماد)
- Vain (خودبین)




ممنون از مقاله عالیتون. تفاوت دقیق بین ambitious و greedy چی هست؟ به نظرم مرز باریکی دارن.
سوال خیلی خوبیه سارا جان! Ambitious یک صفت مثبت به معنی «بلندپرواز» برای رسیدن به موفقیت و جایگاهه، اما Greedy کاملاً منفیه و به معنی «طماع» یا کسیه که بیشتر از حقش میخواد، مخصوصاً در مورد پول یا غذا.
من کلمه stubborn رو توی سریال فرندز شنیدم، فکر میکردم معنی لجباز میده ولی اینجا دیدم برای توصیف ویژگیهای منفی اومده. آیا کاربرد مثبتی هم داره؟
بله امیررضا عزیز، کلمه stubborn عمدتاً بار منفی داره. اگر بخوایم همین ویژگی رو به شکل مثبت بگیم (یعنی کسی که روی هدفش پافشاری میکنه)، بهتره از کلماتی مثل persistent یا determined استفاده کنیم.
لیست خیلی کاملی بود. برای توصیف آدمهای «خونسرد» که زود عصبانی نمیشن، غیر از easy-going کلمه دیگهای هم هست که رایج باشه؟
نرگس عزیز، میتونی از کلمه laid-back (بیشتر غیررسمی) یا calm و even-tempered استفاده کنی که خیلی کاربردی هستن.
تلفظ کلمه mischievous برام سخته، همیشه میگم میس-چی-وی-یِس! درسته؟
اتفاقاً این یکی از کلماتیه که حتی خود انگلیسیزبانها هم اشتباه تلفظش میکنن! تلفظ درستش «میس-چی-وِس» هست و اون «ی» اضافی رو نباید بگید.
خیلی ممنون، برای نوشتن رزومه کلمه reliable خیلی به دردم خورد. مترادف رسمیتری هم براش هست؟
من فکر میکنم کلمه witty رو هم باید به لیست اضافه کنید. برای کسی که باهوشه و شوخیهای زیرکانه میکنه خیلی استفاده میشه.
کاملاً درسته حمید جان! Witty یعنی «بذلهگو و باهوش». ممنون که این لغت جذاب رو پیشنهاد دادی، حتماً در آپدیتهای بعدی اضافه میشه.
همیشه بین sensitive و sensible قاطی میکنم. کدومشون یعنی آدم منطقی؟
زهرا جان، Sensible یعنی آدم منطقی و عاقل که تصمیمات درست میگیره. اما Sensitive یعنی آدم حساس که زود تحت تأثیر احساسات قرار میگیره یا ناراحت میشه.
صفت arrogant خیلی بار منفی شدیدی داره؟ یعنی اگه به کسی بگیم خیلی بهش برمیخوره؟
بله علی جان، Arrogant به معنی «متکبر و مغرور» هست و توهینآمیز محسوب میشه. اگر منظورت اینه که کسی اعتماد به نفس بالایی داره، بهتره از confident استفاده کنی.
برای توصیف آدمهایی که خیلی حرف میزنن فقط talkative داریم؟ کلمهای هست که بار منفیتری داشته باشه؟
مریم عزیز، برای حالت منفی میتونی از loquacious (خیلی رسمی) یا garrulous استفاده کنی. کلمه chatty هم هست که معمولاً دوستانهتره.
توی محیطهای کاری برای توصیف کسی که به جزئیات خیلی دقت میکنه چه کلمهای مناسبه؟
سعید جان، بهترین کلمه detail-oriented هست. همچنین کلمه meticulous هم برای کسی که با دقت وسواسگونه و عالی کار میکنه خیلی در محیطهای رسمی استفاده میشه.
تفاوت بین introverted و shy چیه؟ من همیشه فکر میکردم هر دو یکی هستن.
سوال فوقالعادهای بود! Shy یعنی «خجالتی» (کسی که از قضاوت دیگران میترسه)، اما Introverted یعنی «درونگرا» (کسی که از تنهایی انرژی میگیره و لزوماً خجالتی نیست).
کلمه versatile رو میشه برای شخصیت آدمها هم به کار برد؟ من توی نقد فیلمها زیاد دیدمش.
آیا کلمه moody فقط برای اخلاق بد به کار میره؟ یا کلاً یعنی کسی که مودش عوض میشه؟
الهام عزیز، Moody معمولاً بار منفی داره و به کسی گفته میشه که ناگهانی و بدون دلیل مشخصی بداخلاق یا غمگین میشه (بیشتر در جهت منفی).
واقعاً عالی بود. من دنبال کلمهای برای «آدم نون به نرخ روز خور» بودم، توی این لیست چیزی شبیه به این داریم؟
بابک جان، کلمه opportunistic نزدیکترین معادل برای این مفهومه؛ یعنی کسی که بدون توجه به اصول، فقط از فرصتها به نفع خودش استفاده میکنه.
چقدر مثالها به یادگیری کمک میکنه. کاش برای کلماتی مثل cynical هم مثالهای بیشتری میزدید.
فرق humble و modest چیه؟ هر دو یعنی متواضع؟
نیلوفر عزیز، بله هر دو مترادف هستن. Humble بیشتر به روحیه و شخصیت درونی اشاره داره، در حالی که Modest بیشتر در مورد ظاهر یا ادعا نکردن درباره موفقیتها به کار میره.
کلمه bossy رو برای بچهها هم به کار میبرن یا فقط برای بزرگسالان هست؟
پویا جان، اتفاقاً برای بچههایی که میخوان به بقیه دستور بدن خیلی زیاد استفاده میشه! کلاً به معنی کسیه که دوست داره بقیه رو کنترل کنه.
برای توصیف یک دوست صمیمی که همیشه پشت آدمه، کلمه loyal بهتره یا devoted؟
سحر عزیز، هر دو خوبن. Loyal یعنی وفادار، اما Devoted یعنی فداکار و کسی که تماماً خودش رو وقف دوستی یا هدفی کرده. برای دوست صمیمی Loyal رایجتره.
ممنون از سایت خوبتون. کلمه self-centered معادل دقیق «خودشیفته» است؟
کاوه عزیز، Self-centered یعنی «خودمحور» (کسی که فقط به فکر خودشه). برای «خودشیفته» کلمه دقیقتر و قویتر narcissistic هست.
تلفظ کلمه courageous رو همیشه اشتباه میگفتم، ممنون که توی ویسهای تلگرامتون تصحیحش کردید.