- آیا تا به حال با کوهی از کتابهای آموزشی، اپلیکیشنهای رنگارنگ و دهها کانال تلگرامی زبان محاصره شدهاید اما هنوز در مکالمات ساده در میمانید؟
- آیا شما هم دچار این وسواس شدهاید که نکند منبع بهتری وجود داشته باشد و شما با استفاده از کتاب فعلی، وقت خود را هدر میدهید؟
- آیا هر بار که یادگیری زبان را شروع میکنید، پس از مدت کوتاهی به دلیل حجم زیاد مطالب نیمهتمام، دچار خستگی و دلزدگی میشوید؟
- آیا احساس میکنید در اقیانوسی از اطلاعات به عمق یک سانتیمتر در حال شنا کردن هستید و هیچگاه به تسلط واقعی نمیرسید؟
در این راهنمای جامع، ما پدیده تعدد منابع در یادگیری زبان را کالبدشکافی میکنیم و به شما یاد میدهیم که چگونه با استفاده از استراتژی «کمتر، اما بهتر»، از تلههای ذهنی رها شوید و به جای انبار کردن اطلاعات، آنها را در ذهن خود نهادینه کنید.
| مفهوم کلیدی | توضیح مختصر | پیامد نهایی |
|---|---|---|
| تعدد منابع در یادگیری زبان | استفاده همزمان از چندین متد، کتاب و اپلیکیشن بدون به پایان رساندن هیچکدام. | سردرگمی، کاهش تمرکز و توقف یادگیری. |
| پارادوکس انتخاب | هر چه گزینهها بیشتر باشد، تصمیمگیری سختتر و رضایت از مسیر کمتر میشود. | اضطراب و اهمالکاری (Procrastination). |
| یادگیری عمیق (Deep Learning) | تمرکز بر یک منبع واحد و تکرار آن تا رسیدن به مرحله ناخودآگاه. | تسلط واقعی و اعتماد به نفس در صحبت کردن. |
چرا تعدد منابع در یادگیری زبان، دشمن اول پیشرفت شماست؟
بسیاری از زبانآموزان تصور میکنند که هرچه منابع بیشتری داشته باشند، دانش بیشتری کسب خواهند کرد. اما از دیدگاه روانشناسی آموزشی، این یک خطای شناختی محض است. وقتی شما با تعدد منابع در یادگیری زبان مواجه هستید، ذهن شما به جای تمرکز بر «محتوا»، درگیر «مدیریت منابع» میشود. این یعنی انرژی گرانبهای مغز شما صرف انتخاب بین این کتاب یا آن پادکست میگردد، به جای اینکه صرف یادگیری ساختارهای دستوری یا لغات جدید شود.
بار شناختی و خستگی مفرط مغز
مغز انسان دارای ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات جدید در حافظه کوتاهمدت است که به آن «بار شناختی» یا Cognitive Load میگویند. وقتی شما همزمان از سه کتاب گرامر استفاده میکنید، هر کدام با زبانی متفاوت و چیدمانی متفاوت یک مطلب واحد را توضیح میدهند. این تفاوت در ارائه، باعث ایجاد «نویز» در فرآیند یادگیری میشود. نگران نباشید اگر در ابتدا احساس میکنید یک کتاب کافی نیست؛ مشکل از کتاب نیست، بلکه از عدم تداوم در مطالعه همان یک منبع است.
تله “کمالگرایی منابع” و توهم یادگیری
یکی از بزرگترین خطرات تعدد منابع در یادگیری زبان، ایجاد «توهم یادگیری» است. زبانآموزان اغلب وقت زیادی را صرف جستجو برای یافتن «بهترین منبع جهان» میکنند. آنها ده پکیج آموزشی میخرند و با دیدن حجم مطالب، احساس میکنند که در حال پیشرفت هستند، در حالی که هنوز حتی درس اول را هم به درستی یاد نگرفتهاند.
این رفتار در واقع نوعی مکانیزم دفاعی برای فرار از سختیِ واقعی یادگیری است. خواندن فهرست مطالب ده کتاب بسیار راحتتر از حفظ کردن و به کار بردن ده لغت دشوار از یک کتاب است. برای غلبه بر این تله، باید فرمول زیر را بپذیرید:
- فرمول موفقیت: (تکرار x تمرکز بر یک منبع) > (مطالعه پراکنده x چندین منبع)
تفاوت متدهای آموزشی: چرا منابع مختلف با هم میجنگند؟
به عنوان یک زبانشناس، باید بگویم که هر منبع آموزشی بر پایه یک فلسفه خاص بنا شده است. برخی بر متد “Audio-Lingual” (تکرار صوتی) تمرکز دارند، برخی بر “Communicative Approach” (ارتباطمحور) و برخی دیگر بر “Grammar-Translation” (دستور و ترجمه).
وقتی شما از تعدد منابع در یادگیری زبان رنج میبرید، در واقع دارید ذهن خود را در معرض فلسفههای متضاد قرار میدهید. برای مثال:
- یک منبع ممکن است بر یادگیری گرامر به صورت استقرایی (Inductive) تاکید کند (یادگیری از طریق مثال).
- منبع دیگری ممکن است گرامر را به صورت قیاسی (Deductive) آموزش دهد (ابتدا فرمول، بعد مثال).
ترکیب این دو بدون داشتن پایه قوی، فقط باعث سردرگمی شما در مورد ساختار جملات میشود. بسیاری از زبانآموزان در این مرحله دچار «لکنت آموزشی» میشوند؛ یعنی میدانند چه میخواهند بگویند، اما به دلیل تداخل متدها، نمیدانند کدام ساختار درستتر است.
تفاوتهای لهجه و اصطلاحات (US vs. UK)
استفاده همزمان از منابع بریتانیایی (Oxford/Cambridge) و منابع آمریکایی (Longman/Pearson) برای یک زبانآموز سطح مبتدی یا متوسط میتواند چالشبرانگیز باشد. تفاوت در املا (Color vs. Colour) یا واژگان (Subway vs. Underground) ممکن است کوچک به نظر برسد، اما وقتی در حال یادگیری پایهای هستید، این تضادها سرعت پردازش ذهنی شما را کاهش میدهند.
استراتژی “کمتر، اما بهتر”: چگونه منابع خود را فیلتر کنیم؟
آموزشدهندگان حرفهای همیشه توصیه میکنند که به جای داشتن ده کتاب که هر کدام را ۵ درصد خواندهاید، یک کتاب داشته باشید که آن را ۹۰ درصد مسلط هستید. برای رهایی از بحران تعدد منابع در یادگیری زبان، مراحل زیر را دنبال کنید:
- قانون یک از هر کدام: فقط یک کتاب اصلی (Coursebook)، یک منبع لغت، یک پادکست و یک اپلیکیشن انتخاب کنید. تمام منابع دیگر را از دیدرس خود خارج کنید.
- قانون پایانبندی: به خودتان قول بدهید که تا وقتی ۸۰ درصد یک منبع را تمام نکردهاید، حق خرید یا دانلود منبع جدیدی را ندارید.
- ارزیابی منبع: آیا این منبع با سطح فعلی من همخوانی دارد؟ (نه خیلی سخت که باعث دلسردی شود و نه خیلی آسان که باعث درجا زدن شود).
جدول مقایسه: یادگیری سطحی در مقابل یادگیری عمیق
| ویژگی | تعدد منابع (سطحی) | تکمنبعی (عمیق) |
|---|---|---|
| میزان تمرکز | پراکنده و ضعیف | بسیار بالا و متمرکز |
| سرعت پیشرفت واقعی | بسیار کند (توهم سرعت) | پیوسته و ماندگار |
| میزان اضطراب | بالا (به دلیل انباشت مطالب) | پایین (به دلیل شفافیت مسیر) |
| یادگیری کلمات | فقط تشخیص معنای کلمه | توانایی استفاده در جملات |
نقش روانشناسی در کاهش “اضطراب زبان”
روانشناسان آموزشی معتقدند که “اضطراب زبان” (Language Anxiety) ارتباط مستقیمی با عدم قطعیت دارد. وقتی شما با تعدد منابع در یادگیری زبان دست و پنجه نرم میکنید، هرگز احساس نمیکنید که “کافی” هستید. همیشه فکر میکنید چیزی در کتاب دیگر وجود دارد که شما نمیدانید. این باعث میشود که در هنگام صحبت کردن، مدام نگران اشتباه کردن باشید.
با محدود کردن منابع، شما به ذهن خود “امنیت” میدهید. ذهن میداند که نقشه راه چیست و قرار است تا انتهای ماه به کجا برسد. این آرامش ذهنی، کلید اصلی باز شدن زبان شما برای مکالمه است.
باورهای غلط و اشتباهات رایج در انتخاب منابع
Common Myths & Mistakes
- اشتباه اول: “هر چه منبع سختتر باشد، سریعتر یاد میگیرم.” (خیر، منابع سخت فقط باعث خستگی زودرس میشوند).
- اشتباه دوم: “باید تمام اپلیکیشنهای معروف زبان را روی گوشیم داشته باشم.” (خیر، نوتیفیکیشنهای مداوم این اپلیکیشنها فقط تمرکز شما را نابود میکنند).
- باور غلط: “یک کتاب نمیتواند تمام نیازهای من را پوشش دهد.” (در سطوح زیر پیشرفته، اکثر کتابهای معتبر ۹۵ درصد نیازهای شما را پوشش میدهند).
- اشتباه سوم: تغییر منبع درست وسط مسیر به دلیل خستگی. (خستگی نشانه یادگیری است، نه نشانه بد بودن منبع).
سوالات متداول کاربران
Common FAQ
۱. اگر از یک منبع خسته شدم، باز هم باید آن را ادامه دهم؟
اگر خستگی شما به دلیل تکراری بودن است، میتوانید روش مطالعه خود را تغییر دهید (مثلاً به جای خواندن، با صدای بلند تمرین کنید)، اما توصیه میشود منبع را عوض نکنید. اما اگر منبع واقعاً با سطح شما فاصله دارد (خیلی سخت یا خیلی آسان است)، تغییر آن هوشمندانه است.
۲. آیا استفاده از دیکشنریهای مختلف هم جزو تعدد منابع محسوب میشود؟
خیر، دیکشنری یک ابزار مرجع است. داشتن یک دیکشنری انگلیسی به فارسی و یک دیکشنری انگلیسی به انگلیسی استاندارد (مثل آکسفورد یا لانگمن) ضروری است و باعث سردرگمی نمیشود.
۳. برای یادگیری لغت، آیا میتوانم در کنار کتاب اصلی از جعبه لایتنر هم استفاده کنم؟
بله، ابزارهایی مانند لایتنر یا اپلیکیشنهایی مثل Anki که بر پایه تکرار فاصلهدار (Spaced Repetition) هستند، مکمل منبع اصلی شما محسوب میشوند، نه یک منبع مجزا که متد آموزشی جدیدی تحمیل کند.
۴. چطور بفهمم کدام منبع برای من بهترین است؟
منبعی را انتخاب کنید که متناسب با هدف شما باشد (مثلاً آیلتس یا مکالمه روزمره) و طراحی آن برای شما جذاب باشد. سپس به مدت حداقل سه ماه فقط به همان وفادار بمانید.
نتیجهگیری: قدرتِ “نه” گفتن به منابع جدید
در دنیای امروز که با انفجار اطلاعات روبرو هستیم، هوشِ یادگیری در “بیشتر خواندن” نیست، بلکه در “حذف کردن” است. تعدد منابع در یادگیری زبان مانند زنجیری به پای شماست که مانع از دویدن میشود. با انتخاب یک مسیر واحد و تکرارِ آگاهانه، شما به جای یک “جمعآورنده کتاب”، به یک “سخنور زبان” تبدیل خواهید شد.
همین امروز نیمی از اپلیکیشنهای زبان خود را پاک کنید، کتابهای اضافی را در قفسه بگذارید و فقط بر روی یک درس از یک کتاب تمرکز کنید. لذتِ تمام کردن یک کتاب، بسیار بیشتر از لذتِ خریدن ده کتاب جدید است. شما توانایی یادگیری دارید، فقط کافی است به ذهن خود اجازه تمرکز بدهید. از همین لحظه استراتژی «کمتر، اما بهتر» را آغاز کنید!




وای دقیقا مشکل من! همیشه یه کوه منابع دارم ولی هیچکدوم رو تموم نمیکنم. این ‘پارادوکس انتخاب’ رو خوب اومدین، چقدر عمیق بود!
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده، سارا خانم. این ‘پارادوکس انتخاب’ (Paradox of Choice) واقعاً یکی از بزرگترین موانع در شروع و ادامه دادن هر کاریه، به خصوص در یادگیری زبان که گزینههای بیشماری وجود داره. کلید حلش تمرکز و انتخاب آگاهانهست.
من همیشه فکر میکردم هر چی منابع بیشتر باشه، زودتر زبان یاد میگیرم. این استراتژی ‘کمتر، اما بهتر’ (Less is more) به نظرم خیلی منطقی اومد. ممنون بابت مطلب روشنگر.
درسته امیر عزیز. گاهی اوقات ذهن ما در دام این تفکر میفته که کمیت بر کیفیت ارجحیت داره. اما در یادگیری زبان، ‘Less is more’ واقعاً میتونه شما رو به سمت ‘یادگیری عمیق’ (Deep Learning) سوق بده و از سردرگمی و ‘burnout’ جلوگیری کنه.
این ‘وسواس نکند منبع بهتری وجود داشته باشد’ دقیقاً وصف حال منه! اسم انگلیسی خاصی برای این حس وجود داره؟ مثل FOMO؟
بله فاطمه خانم، اشاره درستی کردید. این حس رو میتونیم نوعی ‘Fear of Missing Out’ یا به اختصار ‘FOMO’ در زمینه منابع آموزشی بدونیم. یعنی نگرانی از اینکه شاید با انتخاب منبع فعلی، فرصت استفاده از منبع بهتر رو از دست بدید. این خودش به ‘اهمالکاری’ (Procrastination) هم منجر میشه.
میشه در مورد ‘Procrastination’ بیشتر توضیح بدید و اینکه چطور دقیقا به تعدد منابع در یادگیری زبان ربط داره؟ همیشه فکر میکردم فقط تنبلیه.
حتما علی آقا. ‘Procrastination’ یا اهمالکاری، به تعویق انداختن آگاهانه کارها اشاره داره، حتی با وجود اینکه میدونید پیامدهای منفی داره. وقتی با تعدد منابع روبرو هستید، مغز در انتخاب دچار مشکل میشه و برای فرار از این تصمیمگیری سخت، به جای شروع کردن، کار رو به تعویق میندازه. این یعنی ‘overwhelm’ و در نهایت ‘no action’.
این قسمت ‘اقیانوسی از اطلاعات به عمق یک سانتیمتر’ واقعا دقیق و تلخ بود. حس میکنم همیشه تو این وضعیت بودم و هیچوقت به تسلط واقعی نمیرسم. چطور میشه از این حالت ‘Shallow Learning’ خارج شد؟
مریم خانم، برای خارج شدن از ‘Shallow Learning’ و رسیدن به ‘Deep Learning’، باید روی ‘تمرکز’ و ‘تکرار هدفمند’ کار کنید. به جای جمعآوری اطلاعات سطحی از منابع مختلف، یک یا دو منبع خوب رو انتخاب کنید و تا حد تسلط، روی اونها کار کنید. یعنی ‘quality over quantity’.
مقاله فوقالعادهای بود. من خودم بارها به خاطر همین ‘تعدد منابع’ دچار خستگی و دلزدگی (burnout) شدم و کلاً زبان رو رها کردم. این مقاله مثل یه زنگ خطر بود که دوباره شروع کنم.
خوشحالیم که مقاله تلنگری برای شما بوده حسین جان. ‘Burnout’ در یادگیری زبان یک مشکل رایجه و اغلب ناشی از همین فشار زیاد و سردرگمیه. بهترین راه حل، سادهسازی مسیر و تمرکز بر پیشرفتهای کوچک و مداوم است. موفق باشید!
برای Vocabulary چطور؟ نباید از منابع مختلف لغت یاد گرفت؟ مثلاً هم فلشکارت، هم اپلیکیشن، هم کتاب لغت؟ این هم جزو تعدد منابع حساب میشه؟
سوال خوبیه مهسا خانم. ‘تعدد منابع’ لزوماً به معنی ‘استفاده از فرمتهای مختلف’ نیست. اگر شما یک سیستم یکپارچه برای ‘Vocabulary learning’ دارید که لغات رو از منابع مختلف جمعآوری و در یک جا مرور میکنید (مثلاً Anki یا دفترچه لغت شخصی)، این مشکلساز نیست. مشکل زمانی ایجاد میشه که هر کدوم از اینها رو به عنوان یک ‘منبع مجزا’ دنبال کنید و هیچکدوم رو به پایان نرسونید.
من خودم با تمرکز روی یک کتاب گرامر و یک اپلیکیشن، پیشرفتم خیلی بیشتر شد. قبلاً فقط جمعآوری میکردم و حس میکردم غرق شدم. این مقاله دقیقا تجربه من رو توضیح داد.
ممنون رضا جان که تجربه موفقتون رو با ما به اشتراک گذاشتید. این بازخوردها نشون میده که استراتژی ‘کمتر، اما بهتر’ چقدر میتونه در عمل تاثیرگذار باشه. همین ‘تمرکز’ و ‘یکپارچگی’ در منابع، کلید ‘پیشرفت پایدار’ هست.
ممنون از مطلب عالی و کاربردی. دقیقا همون چیزی بود که نیاز داشتم بشنوم. الان که متقاعد شدم، چطور میتونم بهترین تکمنبع رو برای خودم انتخاب کنم؟ راهنمایی دارین؟
خواهش میکنم زینب خانم. برای انتخاب بهترین تکمنبع (یا تعداد محدود منبع)، چند نکته رو در نظر بگیرید: 1. ‘هدف’ و ‘سطح’ خودتون رو مشخص کنید. 2. ‘نظرات و رتبهبندیها’ رو بررسی کنید. 3. ‘نمونهای’ از منبع رو امتحان کنید (چند درس). 4. مهمتر از همه، منبعی رو انتخاب کنید که ‘براتون جذاب باشه’ و ‘انگیزه’ ادامه دادن رو بهتون بده.
آیا استفاده از authentic materials مثل فیلم و پادکست هم جزو این منابع متعدد حساب میشه یا اونها فرق دارن؟ من برای Listening خیلی ازشون استفاده میکنم.
کریم آقا، ‘authentic materials’ مثل فیلم و پادکست معمولاً جزو ‘منابع اصلی آموزشی’ (مثل کتاب گرامر یا دیکشنری) که در مقاله بهشون اشاره شد، محسوب نمیشن. اینها بیشتر ابزارهایی برای ‘تقویت مهارتها’ (مثل Listening) و ‘غوطهوری’ (immersion) در زبانه. تا زمانی که یک منبع اصلی برای مطالعه منظم دارید و اینها رو به عنوان مکمل استفاده میکنید، مشکلی نیست. اتفاقاً برای ‘Deep Learning’ بسیار مفیدند.
من واقعا این پارادوکس انتخاب رو تجربه کردم. این همه اپلیکیشن و وبسایت، آدم رو گیج میکنه. ممنون از مقاله خوبتون که راهنمایی کرد.
خوشحالیم که مقاله براتون روشنگر بوده ندا خانم. ‘Digital overload’ و کثرت گزینهها در دنیای امروز، چالش بزرگیه. همین که به این نکته واقف شدید، خودش قدم بزرگیه به سمت یادگیری مؤثرتر و هدفمندتر.
این ‘یادگیری عمیق’ (Deep Learning) واقعاً همون چیزیه که دنبالشم. چطور میشه برای گرامر انگلیسی این رو پیاده کرد؟ فقط یک کتاب گرامر بخونم؟
برای ‘Deep Learning’ در گرامر، محسن عزیز، بله، تمرکز بر یک کتاب گرامر معتبر و کامل، بسیار موثره. به جای اینکه هر بار سراغ یک کتاب یا سایت گرامر جدید برید، یک منبع رو انتخاب کنید و تمام تمرینهاش رو حل کنید، نکاتش رو عمیقاً درک کنید و سعی کنید در ‘مکالمات’ و ‘نوشتار’ خودتون به کار ببرید. این کاربرد عملی باعث ‘نهادینهسازی’ میشه.
آیا برای Speaking و Listening هم همین قانون ‘کمتر، اما بهتر’ صدق میکنه؟ یا اونجا باید از منابع بیشتری استفاده کرد؟
برای Speaking و Listening هم آیدا خانم، اصل ‘کمتر، اما بهتر’ کاربرد داره، اما کمی متفاوت. مثلاً برای Speaking، تمرکز روی یک متد آموزشی یا یک ‘partner’ ثابت برای مکالمه میتونه مفید باشه. برای Listening، به جای پریدن از یک پادکست به پادکست دیگه، میتونید روی چند پادکست یا ‘TV series’ خاص تمرکز کنید و بارها اونها رو گوش بدید تا به لهجه و ساختارها مسلط بشید. مهم ‘عمق بخشیدن’ به تجربه است، نه فقط ‘سطحنگری’.
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من واقعاً این ‘اهمالکاری’ (Procrastination) رو به خاطر ‘تعدد منابع’ زیاد داشتم. دیگه نمیدونستم از کجا شروع کنم.
خواهش میکنم پویا جان. دقیقاً همین بلاتکلیفی و ‘overwhelm’ ناشی از تعدد گزینهها، یکی از اصلیترین دلایل ‘Procrastination’ هست. انتخاب یک نقطه شروع واضح و سادهسازی مسیر، کمک بزرگی به غلبه بر این چالش میکنه.
اینکه میگید ‘کاهش تمرکز’ و ‘توقف یادگیری’ نتیجه این همه منبعه، خیلی درست بود. من همیشه حس میکنم در یک ‘حلقه باطل’ (vicious cycle) گیر افتادم.
بله نیلوفر خانم، این ‘vicious cycle’ یا ‘حلقه باطل’ در یادگیری زبان بسیار رایجه. شروع با هیجان، جمعآوری منابع، سردرگمی، کاهش تمرکز، خستگی و در نهایت رها کردن. شکستن این حلقه با تمرکز و انتخاب آگاهانه یک یا دو منبع، میسر میشه.
مطلب خیلی خوبی بود. الان دیگه میفهمم چرا با این همه کتاب و اپلیکیشن، هنوز توی Speaking مشکل دارم. باید روی ‘Deep Learning’ بیشتر کار کنم.
دقیقاً همینطوره حمید جان. ‘Deep Learning’ نه تنها به معنی درک عمیق گرامر و واژگان است، بلکه به معنی ‘کاربرد فعال’ (active application) آنها در مهارتهایی مثل Speaking هم هست. با تمرکز کمتر بر جمعآوری و بیشتر بر استفاده، پیشرفت چشمگیری خواهید داشت.
من همیشه دنبال اون ‘منبع جادویی’ میگشتم که یک شبه زبانم رو خوب کنه. این مقاله نشون داد که چنین چیزی وجود نداره و مشکل از جای دیگه است. ممنون!
صبا خانم، اشاره به ‘منبع جادویی’ (magic resource) نکته بسیار مهمیه. در یادگیری زبان، ‘consistency’ و ‘targeted practice’ بسیار مهمتر از پیدا کردن یک منبع خاصه. هر منبع خوبی میتونه با تمرکز و پشتکار شما، ‘جادویی’ بشه.
عالی بود، من واقعا توی تله ‘انبار کردن اطلاعات’ افتاده بودم. الان فهمیدم که باید ‘نهادینه کنم’ نه فقط جمعآوری.
خوشحالیم که این مفهوم براتون روشن شده مجید جان. تفاوت بین ‘انبار کردن’ و ‘نهادینه کردن’ (internalization) همون تفاوت بین ‘آگاهی سطحی’ و ‘تسلط واقعی’ هست. تمرکز بر ‘تکرار با فواصل زمانی’ و ‘کاربرد عملی’ به نهادینهسازی کمک میکنه.
همین امروز تصمیم گرفتم فقط روی یک اپلیکیشن و یک کتاب تمرکز کنم. قبلا همش اینترنت رو میگشتم دنبال ‘best resources’.
افرین شیرین خانم! این ‘تصمیم قاطع’ (decisive action) خودش نیمی از راهه. فقط یادتون باشه که به انتخابتون متعهد بمونید و تا پایان، از اونها استفاده کنید. بهترین ‘resource’ اونیه که شما واقعاً باهاش کار میکنید.
ممنون از مقاله آموزندهتون. حالا فهمیدم چرا همیشه توی ‘مرحله مقدماتی’ گیر میکنم و از هرچیزی یکم میدونم. مشکل از ‘عمق’ بود.
دقیقاً رامین جان، بسیاری از زبانآموزان در ‘plateau’ مرحله مقدماتی گیر میکنند چون فاقد ‘عمق’ (depth) در یادگیری هستند. برای عبور از این مرحله، باید به جای گسترش افقی، روی ‘عمق بخشیدن’ به دانستههای فعلی تمرکز کنید.