مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی

در این مقاله، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و عمیقاً به بررسی اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی می‌پردازیم که نه تنها شروع آن را به تأخیر می‌اندازد، بلکه در صورت شروع نیز می‌تواند مسیر شما را پر از چالش و دلسردی کند. ما قصد داریم رایج‌ترین موانع را شناسایی کرده و راهکارهای عملی برای غلبه بر آن‌ها ارائه دهیم تا شما بتوانید با دیدی روشن‌تر و برنامه‌ای منسجم‌تر، گام‌های خود را در دنیای پهناور زبان انگلیسی استوار کنید. با ما همراه باشید تا با شناخت این خطاها، راهی هموارتر برای تسلط بر زبان انگلیسی پیدا کنید.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:معنی “Git Gud” (برو بازیت رو خوب کن!)

۱. عدم تعیین اهداف مشخص و واقع‌بینانه

یکی از بزرگترین اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی که بسیاری از زبان‌آموزان مرتکب می‌شوند، نداشتن اهداف روشن و قابل اندازه‌گیری است. وقتی هدفی مشخص نداشته باشید، مانند قایقی بدون قطب‌نما در دریا سرگردان خواهید بود. بسیاری از افراد می‌گویند “می‌خواهم انگلیسی یاد بگیرم”، اما این یک هدف کلی و مبهم است. “یادگیری” چه معنایی دارد؟ آیا منظور تسلط بر مکالمه است یا قبولی در آزمون آیلتس؟

هدف باید SMART باشد:

بدون اهداف مشخص، انگیزه به مرور زمان از بین می‌رود و شما احساس می‌کنید که درجا می‌زنید. تعیین اهداف خرد و کلان، مانند نقاط عطف در مسیر، به شما کمک می‌کند تا پیشرفت خود را مشاهده کرده و برای ادامه مسیر ترغیب شوید. این یکی از حیاتی‌ترین گام‌ها برای جلوگیری از اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی است.

📌 بیشتر بخوانید:معنی “Wage Bill” و “FFP” (قوانین پولدارها)

۲. تمرکز بیش از حد بر گرامر و قواعد به جای مکالمه

یکی از رایج‌ترین اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی، غرق شدن در کتاب‌های گرامر و نادیده گرفتن جنبه‌های کاربردی زبان است. بسیاری از زبان‌آموزان ساعت‌ها صرف حفظ کردن قواعد پیچیده گرامری می‌کنند، اما هنگام صحبت کردن، نمی‌توانند یک جمله ساده را به درستی بیان کنند. گرامر مهم است، اما هدف اصلی یادگیری زبان، برقراری ارتباط موثر است. کودکان زبان مادری خود را بدون یادگیری قواعد گرامری پیچیده فرا می‌گیرند؛ آن‌ها ابتدا صحبت می‌کنند و سپس قواعد را ناخودآگاه درونی‌سازی می‌کنند.

تمرکز افراطی بر گرامر می‌تواند باعث ترس از اشتباه کردن شود. شما همیشه نگران هستید که جمله‌تان از نظر گرامری درست باشد و این ترس، مانع صحبت کردن و تمرین می‌شود. راه حل این است که تعادل را رعایت کنید. گرامر را به اندازه نیاز یاد بگیرید و همزمان، زمان زیادی را به شنیدن (Listening) و صحبت کردن (Speaking) اختصاص دهید. از عبارات و جملات آماده استفاده کنید، پادکست‌های انگلیسی گوش دهید، فیلم‌های انگلیسی ببینید و سعی کنید با افراد بومی یا سایر زبان‌آموزان مکالمه کنید. گرامر باید ابزاری برای بهبود ارتباط باشد، نه هدفی برای خودش.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:به جای “My Love” چی بگیم؟ (۵ جایگزین خاص)

۳. ترس از اشتباه کردن و کمال‌گرایی افراطی

ترس از اشتباه کردن، یکی از بزرگترین موانع در مسیر یادگیری هر زبانی است. بسیاری از افراد به دلیل نگرانی از این که جمله‌ای را اشتباه بگویند یا تلفظ نادرستی داشته باشند، از صحبت کردن خودداری می‌کنند. این ترس، به خصوص در میان کمال‌گرایان، بسیار شایع است. آن‌ها می‌خواهند هر چیزی را بی‌نقص انجام دهند و تا زمانی که احساس نکنند کاملاً آماده‌اند، از انجام آن اجتناب می‌کنند. این یکی از مخرب‌ترین اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی است.

اما واقعیت این است که اشتباه کردن بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند یادگیری است. هیچ کس بدون اشتباه کردن به تسلط نمی‌رسد. هر اشتباه فرصتی برای یادگیری و بهبود است. فکر کنید که یک کودک چگونه راه رفتن را یاد می‌گیرد؛ بارها زمین می‌خورد، اما هرگز تسلیم نمی‌شود. زبان‌آموزی موفق است که جسور باشد و از صحبت کردن نترسد.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:نقش “Spotter” در آفرود: فرمون بده داداش!

۴. انتخاب منابع آموزشی نامناسب یا پراکنده

در دنیای امروز، منابع یادگیری زبان انگلیسی بی‌شمارند: کتاب‌ها، اپلیکیشن‌ها، وب‌سایت‌ها، فیلم‌ها، پادکست‌ها و… . اگرچه این تنوع می‌تواند مفید باشد، اما یکی از اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی، گم شدن در میان این حجم از اطلاعات و انتخاب منابع نامناسب یا استفاده پراکنده از آن‌هاست. بسیاری از افراد از هر منبعی کمی استفاده می‌کنند، اما هرگز یک مسیر یادگیری منسجم را دنبال نمی‌کنند.

این رویکرد پراکنده باعث می‌شود که پایه و اساس یادگیری شما سست باشد. شما اطلاعات زیادی دارید، اما آن‌ها به صورت سازمان‌یافته در ذهن شما جای نگرفته‌اند. برای جلوگیری از این اشتباه:

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:معنی “Clean Sheet”: چرا دروازه‌بان‌ها عاشق ملحفه تمیزن؟

۵. عدم برنامه‌ریزی منظم و تعهد کافی

یادگیری زبان یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. یکی از بزرگترین اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی این است که افراد بدون برنامه‌ریزی منظم و با تعهد کم، شروع می‌کنند. آن‌ها ممکن است در ابتدا با شور و اشتیاق زیادی آغاز کنند، اما پس از چند روز یا هفته، به دلیل عدم مشاهده نتایج فوری یا احساس خستگی، انگیزه‌شان را از دست می‌دهند.

رمز موفقیت در یادگیری زبان، استمرار و تکرار منظم است. بهتر است هر روز ۱۵ تا ۳۰ دقیقه مطالعه کنید تا این که یک بار در هفته ۳ ساعت. تکرار منظم باعث می‌شود که مطالب به حافظه بلندمدت شما منتقل شود. برای ایجاد تعهد و برنامه‌ریزی منظم:

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:اصطلاح “Obsessed” شدم: وقتی عاشق چیزی میشی

۶. مقایسه خود با دیگران و دلسرد شدن

در عصر شبکه‌های اجتماعی و دسترسی به اطلاعات، یکی از اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی که بسیار رایج شده، مقایسه مداوم خود با دیگران است. دیدن افرادی که به نظر می‌رسد به سرعت در حال یادگیری هستند یا کسانی که از کودکی در محیط انگلیسی‌زبان بزرگ شده‌اند، می‌تواند به شدت دلسردکننده باشد. این مقایسه‌ها باعث می‌شوند که فرد احساس بی‌کفایتی کند و انگیزه خود را برای ادامه راه از دست بدهد.

هر فردی مسیر یادگیری منحصر به فرد خود را دارد. سرعت یادگیری، توانایی‌های قبلی، میزان تلاش و منابع در دسترس هر کس با دیگری متفاوت است. به جای مقایسه با دیگران، روی پیشرفت شخصی خودتان تمرکز کنید.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:چونه زدن (Bargain) به انگلیسی: تخفیف بده داداش!

۷. نادیده گرفتن اهمیت چهار مهارت اصلی (شنیدن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن)

بسیاری از زبان‌آموزان به دلیل علاقه یا نیاز، تنها بر روی یک یا دو مهارت زبان تمرکز می‌کنند و سایر مهارت‌ها را نادیده می‌گیرند. به عنوان مثال، برخی فقط به گرامر و خواندن علاقه دارند، در حالی که برخی دیگر تنها به دنبال تقویت مکالمه هستند. این رویکرد نامتوازن، یکی از اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی است که مانع از تسلط جامع بر زبان می‌شود. یک زبان، مجموعه‌ای از چهار مهارت به هم پیوسته است: شنیدن (Listening)، صحبت کردن (Speaking)، خواندن (Reading) و نوشتن (Writing).

برای تسلط واقعی بر زبان انگلیسی، باید هر چهار مهارت را به صورت متوازن تقویت کنید. این مهارت‌ها مانند چرخ‌های یک خودرو هستند؛ اگر یکی از آن‌ها ضعیف باشد، حرکت کلی خودرو دچار مشکل می‌شود.

ترکیب و تمرین همزمان این چهار مهارت، به شما کمک می‌کند تا درک عمیق‌تر و جامع‌تری از زبان انگلیسی پیدا کنید و به تدریج اعتماد به نفس لازم برای استفاده از آن در موقعیت‌های مختلف را کسب کنید. فراموش نکنید که زبان یک موجود زنده است و برای رشد، نیاز به توجه به تمام ابعاد خود دارد.

📌 این مقاله را از دست ندهید:کاسه داغ‌تر از آش: Bowl hotter than soup?

راهکارهای کلیدی برای غلبه بر اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی

پس از شناخت اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی، نوبت به ارائه راهکارهای عملی برای غلبه بر آن‌ها می‌رسد. به کارگیری این توصیه‌ها می‌تواند مسیر یادگیری شما را هموارتر و لذت‌بخش‌تر کند:

ایجاد محیطی انگلیسی‌زبان در اطراف خود

یکی از بهترین راه‌ها برای بهبود سریع‌تر، غرق شدن در زبان است. حتی اگر در کشوری غیرانگلیسی‌زبان زندگی می‌کنید، می‌توانید محیط اطراف خود را به انگلیسی تبدیل کنید:

استفاده از تکنیک‌های نوین و جذاب یادگیری

یادگیری نباید خسته‌کننده باشد. از روش‌های متنوع و سرگرم‌کننده استفاده کنید:

تعهد به استمرار و صبر

مهم‌ترین اصل در یادگیری زبان، پشتکار و صبر است. نتایج یک شبه حاصل نمی‌شوند. در مسیر یادگیری، فراز و نشیب‌هایی وجود خواهد داشت. لحظاتی که احساس می‌کنید هیچ پیشرفتی ندارید، طبیعی است. اما کلید موفقیت، ادامه دادن است.

با شناخت اشتباهات یادگیری زبان انگلیسی و به کارگیری این راهکارها، می‌توانید مسیری هموارتر و پربارتر را در یادگیری این زبان پرکاربرد طی کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 4.8 / 5. تعداد رای‌ها: 698

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

83 پاسخ

  1. واقعا مقاله عالی بود. من همیشه هدفم این بود که ‘زبانم خوب بشه’ ولی هیچوقت دقیق نمی‌گفتم چی می‌خوام. اصطلاح خاصی برای هدف‌های واقع‌بینانه توی انگلیسی داریم؟

    1. سارا جان خوشحالم که برات مفید بوده. بله، ما اصطلاح SMART Goals رو داریم که مخفف Specific (مشخص)، Measurable (قابل اندازه‌گیری)، Achievable (دست‌یافتنی)، Relevant (مرتبط) و Time-bound (دارای زمان‌بندی) هست. پیشنهاد می‌کنم از این متد استفاده کنی.

  2. من حس می‌کنم خیلی زود Burnout می‌شم. هر بار با انرژی شروع می‌کنم ولی بعد از دو هفته ولش می‌کنم. چطور می‌تونم تداوم داشته باشم؟

    1. رضا عزیز، اصطلاح Burnout یا فرسودگی زمانی اتفاق می‌افته که فشار زیادی به خودت بیاری. پیشنهاد می‌کنیم از تکنیک Bite-sized learning استفاده کنی، یعنی مطالعه در بازه‌های زمانی کوتاه ولی مستمر.

  3. من توی فیلم‌ها می‌شنوم که می‌گن Break a leg ولی معنیش اصلا شکستن پا نیست! این هم جزو اون اشتباهاتیه که ممکنه تو ترجمه تحت‌اللفظی پیش بیاد؟

    1. دقیقا مریم جان! این یک Idiom (اصطلاح) هست به معنی ‘موفق باشی’. یکی از اشتباهات رایج همین ترجمه کلمه به کلمه یا Literal Translation اصطلاحاته که باعث سوءتفاهم می‌شه.

  4. به نظرتون یاد گرفتن لغات Slang برای شروع کار اشتباهه؟ چون من بیشتر دوست دارم مثل فیلم‌ها حرف بزنم.

    1. علی جان، یادگیری اسلنگ جذابه ولی برای سطح پایه ممکنه گیج‌کننده باشه. بهتره اول روی General English تمرکز کنی و بعد که به سطح متوسط رسیدی، برای طبیعی‌تر جلوه کردن کلامت سراغ Slang بری.

  5. من همیشه برای شروع کردن امروز و فردا می‌کنم. این همون Procrastination هست دیگه؟ چطور می‌تونم بهش غلبه کنم؟

    1. بله نیلوفر عزیز. Procrastination یا اهمال‌کاری بزرگترین مانع یادگیریه. اصطلاح Stop putting it off اینجا کاربرد داره. بهترین راه اینه که کارهای بزرگ رو به وظایف کوچک تقسیم کنی.

  6. خیلی‌ها می‌گن گرامر یاد نگیرید و فقط مکالمه تمرکز کنید. آیا این یک اشتباهه؟

    1. مهدی جان، این یک دیدگاه افراطیه. گرامر در واقع Structure یا ساختار زبان هست. بدون اون، جملات شما ممکنه نامفهوم باشه. تعادل بین Accuracy (دقت گرامری) و Fluency (روانی کلام) کلید موفقیته.

  7. من موقع حرف زدن همه‌اش نگرانم که اشتباه کنم. اصطلاح خاصی برای این ترس از اشتباه کردن داریم؟

    1. نازنین عزیز، معمولاً به این حالت Language Anxiety می‌گن. به یاد داشته باش که Making mistakes is part of the process. حتی بومی‌زبان‌ها هم گاهی اشتباه می‌کنند!

  8. توی مقاله گفتید اهداف قابل اندازه‌گیری. مثلا یادگیری ۵ لغت در روز یک هدف Measurable حساب می‌شه؟

    1. کاملاً درسته امیر جان. این یک هدف کاملاً Measurable و Achievable هست. فقط یادت باشه که لغات رو در Context (متن یا جمله) یاد بگیری تا فراموششون نکنی.

  9. من لغت‌های زیادی بلدم ولی نمی‌تونم توی صحبت کردن ازشون استفاده کنم. مشکل از کجاست؟

    1. سپیده جان، لغاتی که بلدی در حافظه Passive تو هستن. برای اینکه اون‌ها رو Active کنی، باید تمرینات Output مثل صحبت کردن یا نوشتن رو بیشتر کنی.

  10. من شنیدم که گوش دادن به پادکست موقع خواب کمک می‌کنه. آیا این واقعیت داره؟

    1. حامد عزیز، یادگیری در خواب (Passive learning) تاثیر بسیار کمی داره. یادگیری موثر نیاز به Active listening و تمرکز روی ساختارها و کلمات داره.

    1. سوال خوبیه الهام جان! Study به معنی مطالعه کردن و تلاش برای یادگیریه (فرآیند)، اما Learn به معنی کسب دانش یا مهارته (نتیجه). ممکنه کسی Study کنه ولی چیزی Learn نکنه!

  11. به نظر من بزرگترین اشتباه اینه که آدم بخواد یک شبه ره صد ساله بره. Rome wasn’t built in a day!

    1. دقیقاً آرش جان! چه ضرب‌المثل (Proverb) زیبایی به کار بردی. استمرار یا Consistency مهم‌تر از شدت مطالعه در کوتاه‌مدته.

  12. من همیشه کلمات رو با تلفظ اشتباه یاد می‌گیرم. برای Correction چیکار باید بکنم؟

    1. فریبا عزیز، استفاده از دیکشنری‌های آنلاین که Phonetic و تلفظ صوتی دارن ضروریه. همچنین تکنیک Shadowing (تکرار بلافاصله بعد از شنیدن) خیلی کمک می‌کنه.

  13. آیا یادگیری با فیلم برای سطح مبتدی اشتباهه؟ چون من هیچی نمی‌فهمم و دلسرد می‌شم.

    1. بابک جان، برای سطح مبتدی تماشای فیلم بدون زیرنویس یا با زیرنویس انگلیسی سخته. بهتره با انیمیشن‌های ساده یا ویدئوهای Graded (سطح‌بندی شده) شروع کنی.

  14. ممنون از مقاله خوبتون. من حس می‌کنم توی یک Plateau (فلات قیمتی/درجا زدن) گیر کردم و پیشرفتم متوقف شده.

    1. ماندانا جان، این حالت که بهش Intermediate Plateau می‌گن برای همه پیش میاد. راه حلش تغییر متد مطالعه و چالش کشیدن خودت با منابع سخت‌تره.

    1. جواد عزیز، Vocabulary معمولاً به لیست کلمات اشاره داره، اما Lexis یک مفهوم گسترده‌تره که شامل لغات، ترکیبات (Collocations) و اصطلاحات هم می‌شه.

  15. خیلی مقاله کاربردی بود. من همیشه فکر می‌کردم باید همه لغات رو از دیکشنری پیدا کنم، ولی الان فهمیدم که حدس زدن معنی از توی Context چقدر مهمه.

    1. پیمان عزیز، با متون کوتاه شروع کن. اصطلاح Extensive Reading یعنی خوندن مطالب ساده برای لذت بردن. لازم نیست هر کلمه‌ای رو که نمی‌دونی چک کنی.

  16. من توی اینستاگرام لغت‌های زیادی یاد می‌گیرم ولی زود یادم می‌ره. راه حلی دارید؟

    1. مینا جان، یادگیری در شبکه‌های اجتماعی معمولاً Fragmentation (تکه تکه) هست. برای ماندگاری، باید از Spaced Repetition (تکرار با فاصله) استفاده کنی، مثلاً با اپلیکیشن Anki.

  17. واقعا عالی بود. مخصوصا بخش اهداف واقع‌بینانه. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir

  18. آیا درسته که می‌گن برای یادگیری زبان باید مثل یک کودک فکر کنیم؟

    1. فرناز عزیز، منظورت احتمالاً Immersion یا غرق شدن در زبانه. کودکان بدون قضاوت و ترس از اشتباه فقط تکرار می‌کنن. این نگرش برای بزرگسالان هم خیلی مفیده.

  19. تفاوت بین Formal و Informal رو چطور تشخیص بدیم؟ من گاهی توی محیط رسمی از Slang استفاده می‌کنم!

    1. کیوان جان، این نکته خیلی حیاتیه! همیشه در دیکشنری به برچسب‌های [Inf] یا [Form] دقت کن. مطالعه متون رسمی مثل اخبار در مقابل دیدن سریال‌های روزمره تفاوت Register رو بهت یاد می‌ده.

    1. بله رویا جان، ولی مراقب باش! هر مترادفی دقیقاً هم‌معنی نیست. به این تفاوت‌های ظریف Nuance می‌گن. همیشه کاربرد کلمه رو در جمله چک کن.

  20. من همیشه می‌خواهم Native-like صحبت کنم. آیا این یک هدف واقع‌بینانه است؟

    1. نسترن عزیز، داشتن لهجه کاملاً بومی سخته و لزوماً هدف اصلی نیست. هدف مهم‌تر Intelligibility یا قابل‌فهم بودن و صحبت کردن با اعتماد به نفس (Confident speaking) هست.

  21. واقعاً مقاله مفیدی بود. من همیشه مشکل هدف‌گذاری داشتم. منظورتون از Specific بودن اهداف دقیقاً چیه؟ یعنی مثلاً بگیم روزی ۵ تا لغت یاد می‌گیریم؟

    1. دقیقاً علی جان! Specific یعنی به جای اینکه بگیم ‘می‌خوام زبانم خوب بشه’، بگیم ‘قصد دارم تا پایان ماه، ۱۰ اصطلاح مربوط به محیط کار را یاد بگیرم’. هر چه هدف جزئی‌تر باشد، مسیر روشن‌تر است.

  22. من همیشه یادگیری رو به تعویق میندازم. معادل انگلیسی ‘پشت گوش انداختن’ یا همان اهمال‌کاری چی میشه؟

    1. سارای عزیز، واژه رایج برای این کار Procrastination است. همچنین می‌توانید از عبارت فعلی To put something off استفاده کنید. مثلاً: Don’t put off learning English until tomorrow.

  23. به نظر من بزرگترین اشتباه اینه که آدم بخواد یک‌شبه ره صد ساله بره. به قول انگلیسی‌ها نباید Bite off more than you can chew کرد، درسته؟

    1. کاملاً درست است رضا! این اصطلاح یعنی ‘بیش از حد توان مسئولیت برداشتن’. در یادگیری زبان، برداشتن قدم‌های کوچک اما پیوسته (Consistency) بسیار مهم‌تر از فشار زیاد در زمان کوتاه است.

  24. من توی فیلم‌ها زیاد می‌شنوم که می‌گن Set a goal. آیا بین Goal و Objective تفاوتی هست یا هر دو به معنی هدف هستن؟

    1. سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود. Goal معمولاً اهداف کلی و بلندمدت است، در حالی که Objective به اهداف کوتاه‌مدت، دقیق و قابل اندازه‌گیری گفته می‌شود که شما را به Goal نهایی می‌رساند.

  25. مشکل من اینه که لغت زیاد بلدم ولی موقع صحبت کردن همه‌شون یادم میره. انگار کلمات توی ذهنم قفل میشن.

    1. این همان تفاوت بین Passive Vocabulary (کلماتی که متوجه می‌شوید) و Active Vocabulary (کلماتی که می‌توانید استفاده کنید) است. برای فعال کردن کلمات، باید سعی کنید با آن‌ها جمله بسازید و در مکالمات روزمره به کار ببرید.

  26. به نظر من استفاده از اپلیکیشن‌هایی مثل دولینگو هم می‌تونه کمک کنه که یادگیری رو به تعویق نندازیم. نظر شما چیه؟

  27. آیا کلمه ‘fluency’ فقط به معنی سریع صحبت کردنه؟ چون من فکر می‌کنم چون تند حرف نمی‌زنم پس پیشرفت نکردم.

    1. خیر حسین جان، Fluency یا روانی کلام به معنای توانایی برقراری ارتباط بدون مکث‌های طولانی و غیرطبیعی است، نه لزوماً سریع صحبت کردن. وضوح (Clarity) و انتقال درست مفهوم بسیار مهم‌تر از سرعت است.

  28. من همیشه سعی می‌کنم همه جملات رو توی ذهنم از فارسی به انگلیسی ترجمه کنم. این اشتباهه؟

    1. بله زهرا عزیز، این یکی از موانع بزرگ است. ترجمه ذهنی باعث کند شدن سرعت مکالمه می‌شود. پیشنهاد می‌کنیم با یادگیری Collocations (ترکیبات کلمات) و عبارات ثابت، ذهن خود را عادت دهید که مستقیماً به انگلیسی فکر کند.

  29. مقاله به SMART goals اشاره نکرد ولی فکر کنم خیلی به بحث اهداف واقع‌بینانه مربوط باشه. میشه یه توضیح کوتاه بدید؟

    1. حتماً مهدی جان. SMART مخفف Specific (مشخص)، Measurable (قابل اندازه‌گیری)، Achievable (دستیابی‌کردنی)، Relevant (مرتبط) و Time-bound (دارای زمان‌بندی) است. رعایت این ۵ اصل، موفقیت شما را تضمین می‌کند.

  30. ممنون از مطالب خوبتون. من حس می‌کنم کمال‌گرایی یا همان Perfectionism مانع اصلی منه. می‌ترسم اشتباه کنم و برای همین اصلاً حرف نمی‌زنم.

  31. استاد، برای تقویت Listening چه پیشنهادی دارید؟ من وقتی پادکست گوش می‌دم دلسرد می‌شم چون همه‌شو نمی‌فهمم.

    1. آرش عزیز، این کاملاً طبیعی است. سعی کنید از مطالب Comprehensive Input استفاده کنید، یعنی مطالبی که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد آن را متوجه می‌شوید. گوش دادن به مطالب خیلی سخت، فقط باعث دلسردی می‌شود.

  32. تلفظ کلمه ‘Schedule’ همیشه برای من سخت بوده. آیا این هم جزو اشتباهات رایجه که آدم روی تلفظ‌های سخت گیر کنه؟

    1. تلفظ مهم است اما نباید سدی برای شروع باشد. کلمه Schedule در بریتانیایی ‘شِدیول’ و در آمریکایی ‘اسکِجول’ تلفظ می‌شود. هر دو درست هستند، پس نگران نباشید و فقط یکی را انتخاب کنید و ادامه دهید!

  33. خیلی لغت‌ها رو یاد میگیرم ولی بعد از یه هفته Forget می‌کنم. سیستم لایتنر واقعاً جواب میده؟

  34. من شنیدم که می‌گن باید در زبان ‘غوطه‌ور’ شد. معادل انگلیسی این اصطلاح چی میشه؟

    1. اصطلاح دقیق آن Immersion است. یعنی خودتان را با منابع انگلیسی محاصره کنید (فیلم، موزیک، کتاب) تا ذهن شما به طور ناخودآگاه با ساختارهای زبان آشنا شود.

  35. تفاوت بین ‘Study’ و ‘Learn’ در این متن چی بود؟ چون هر دو رو به کار بردید.

    1. سوال ظریفی بود! Study به فعالیت و تلاشی گفته می‌شود که برای یادگیری انجام می‌دهید (مثل کتاب خواندن)، اما Learn نتیجه آن فرآیند است؛ یعنی زمانی که دانش یا مهارتی را واقعاً به دست آورده‌اید.

  36. من همیشه میگم ‘I want to learn English’ ولی هیچوقت پیشرفت نمی‌کنم. شاید چون هدفم خیلی General هست.

  37. آیا یادگیری گرامر به صورت جداگانه اشتباهه؟ چون من فقط دارم کتاب گرامر می‌خونم.

    1. جواد عزیز، مطالعه صرفِ گرامر بدون استفاده از آن در Context (متن و بافت) یکی از اشتباهات رایج است. سعی کنید قوانین گرامری را در جملات واقعی و مکالمات ببینید تا در ذهنتان تثبیت شود.

  38. ممنون، مقاله عالی بود. لطفاً درباره نحوه یادگیری Idioms هم مطلب بذارید.

    1. حتماً الهام جان، در برنامه‌های آینده حتماً به صورت تخصصی به Idioms یا همان اصطلاحات عامیانه خواهیم پرداخت. ممنون از پیشنهادت!

  39. من وقتی می‌خوام صحبت کنم خیلی ‘Um’ و ‘Ah’ می‌گم. چطور می‌تونم این Filler word ها رو حذف کنم؟

    1. استفاده از Filler words تا حدی طبیعی است، حتی برای Native speakerها. اما برای کاهش آن، تمرین کنید که کمی آرام‌تر صحبت کنید و به جای ‘امم’، سکوت کوتاهی بکنید تا مغزتان فرصت پردازش پیدا کند.

  40. واقعا ‘تداوم’ داشتن سخته. من یک هفته جوگیر می‌شم و روزی ۳ ساعت می‌خونم، بعدش کلاً ول می‌کنم.

    1. شیرین عزیز، این دقیقاً همان دام Burnout یا ‘دلزدگی’ است. بهتر است روزی ۱۵ دقیقه بخوانید اما هر روز، تا اینکه هفته‌ای یک بار و ۳ ساعت فشار بیاورید. کیفیت مهم‌تر از کمیت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *