- آیا تا به حال هنگام صحبت کردن به زبان انگلیسی، ناگهان کلمهای را که میخواستید بگویید، **کاملاً فراموش کردهاید** و زبانتان بند آمده است؟
- آیا این تجربه باعث شده که احساس **اضطراب** کنید و از صحبت کردن به انگلیسی بترسید؟
- آیا دلتان میخواهد بدانید وقتی **کلمه یادمان نمیاد**، چطور میتوانیم بدون توقف، منظورمان را برسانیم؟
- آیا به دنبال راهکاری عملی برای حفظ **روانی کلام** و افزایش اعتماد به نفس در مکالمه هستید؟
این احساس سردرگمی و اضطراب کاملاً طبیعی است و تقریباً همه زبانآموزان در هر سطحی آن را تجربه میکنند. اما خبر خوب این است که تکنیکی قدرتمند وجود دارد که نه تنها به شما کمک میکند این موقعیتها را مدیریت کنید، بلکه اضطراب زبان شما را نیز کاهش میدهد و به شما اجازه میدهد روانتر صحبت کنید. در این راهنما، تکنیک “جملات جایگزین” را به سادگی و گام به گام بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز وقتی کلمه یادمان نمیاد، دچار مشکل نشوید.
| تکنیک | کاربرد اصلی | مثال فارسی | مثال انگلیسی |
|---|---|---|---|
| جملات جایگزین (Circumlocution) | توصیف یک کلمه فراموششده با استفاده از کلمات دیگر. | اون چیزی که باهاش کتابها رو میبرن. | The thing you use to carry books. (به جای: Backpack) |
| هدف | حفظ روانی کلام، کاهش اضطراب، ادامه مکالمه. | ادامه صحبت بدون وقفه. | Maintaining fluency. |
| کلید موفقیت | سادگی، وضوح، استفاده از جملات توصیفی. | سادهترین راه برای توضیح. | Simple and clear descriptions. |
تکنیک “جملات جایگزین” چیست؟ (Circumlocution)
تصور کنید در حال مکالمه به زبان انگلیسی هستید و ناگهان کلمه “قاشق” (spoon) را فراموش میکنید. به جای اینکه دستپاچه شوید و سکوت کنید، تکنیک “جملات جایگزین” به شما میآموزد که آن کلمه را با استفاده از کلماتی که به خاطر دارید، توصیف کنید. مثلاً میتوانید بگویید: “The thing you use to eat soup” (آن چیزی که با آن سوپ میخورید). این تکنیک، پلی است برای رساندن منظور شما، حتی وقتی که کلمه دقیق را به یاد نمیآورید.
این مهارت نه تنها نشانهای از ضعف نیست، بلکه یکی از نشانههای تسلط بر زبان و توانایی حل مسئله در حین مکالمه است. زبانآموزان باهوش و با تجربه میدانند که چگونه از این تکنیک برای حفظ جریان صحبت و جلوگیری از “فلج زبانی” استفاده کنند.
چرا کلمات را فراموش میکنیم و چطور با اضطراب آن کنار بیاییم؟
همانطور که یک روانشناس تربیتی و یک متخصص زبان میدانند، فراموشی کلمات یک پدیده کاملاً عادی است و دلایل مختلفی دارد:
- اضطراب زبان (Language Anxiety): یکی از بزرگترین موانع در مکالمه، ترس از اشتباه کردن است. این اضطراب میتواند باعث شود حتی کلماتی که به خوبی بلدیم را هم فراموش کنیم.
- فشار زمان: در مکالمات واقعی، باید سریع فکر و صحبت کنید. این فشار میتواند بازیابی کلمات را دشوار کند.
- استفاده نکردن مداوم: کلماتی که کمتر استفاده میشوند، به مرور زمان از دسترس ذهنی ما دور میشوند.
- تداخل زبانی: گاهی اوقات کلمات زبان مادری با کلمات انگلیسی تداخل پیدا میکنند و باعث سردرگمی میشوند.
راهکار: به یاد داشته باشید که این اتفاق برای همه میافتد. به جای اینکه به خودتان سخت بگیرید، این لحظات را به عنوان فرصتی برای تمرین تکنیک جملات جایگزین ببینید. هیچکس از شما انتظار ندارد بینقص باشید. هدف اصلی، برقراری ارتباط موثر است.
راهبردهای عملی برای ساخت “جملات جایگزین”
برای توصیف کلمهای که فراموش کردهاید، میتوانید از چند راهبرد ساده و کاربردی استفاده کنید. این فرمولها به شما کمک میکنند تا ساختار ذهنی برای بیان منظورتان داشته باشید:
1. توصیف بر اساس کارکرد (Function)
سادهترین راه، گفتن اینکه آن شیء، شخص یا عمل چه کاری انجام میدهد.
فرمول: It’s something you use to / It’s a person who / It’s a place where…
- ❌ نادرست (سکوت یا گنگی): Uhm… (مکث طولانی)
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Key – کلید):
It’s something you use to open a door.
(چیزی است که با آن در را باز میکنی.)
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Baker – نانوا):
It’s a person who bakes bread.
(فردی است که نان میپزد.)
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Library – کتابخانه):
It’s a place where you can borrow books.
(جایی است که میتوانی کتاب قرض بگیری.)
2. توصیف بر اساس ظاهر یا ویژگیها (Appearance/Characteristics)
اگر کلمه مربوط به یک شیء فیزیکی است، میتوانید ظاهر آن را توصیف کنید.
فرمول: It’s [color], [shape], and it has [features]…
- ❌ نادرست (بیان فارسی کلمه): It’s “gardanband”… I mean…
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Necklace – گردنبند):
It’s a piece of jewelry that you wear around your neck.
(یک قطعه جواهر است که دور گردن میاندازی.)
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Umbrella – چتر):
It’s a round, foldable thing that protects you from rain.
(یک چیز گرد و تاشو است که تو را از باران محافظت میکند.)
3. توصیف بر اساس دسته یا گروه (Category)
قرار دادن کلمه فراموششده در یک دسته وسیعتر.
فرمول: It’s a type of [larger category] / It’s a kind of [general item]…
- ❌ نادرست (تکرار واژه): What’s that… that… “miveh”?
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Apple – سیب):
It’s a type of fruit, usually red or green, that grows on trees.
(یک نوع میوه است، معمولاً قرمز یا سبز، که روی درخت رشد میکند.)
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Sedan – خودرو سدان):
It’s a kind of car, a common family car.
(یک نوع ماشین است، یک ماشین خانوادگی رایج.)
4. توصیف با استفاده از مقایسه یا شباهت (Comparison/Similarity)
گفتن اینکه آن کلمه شبیه چه چیزی است یا متضاد چه چیزی است.
فرمول: It’s similar to [known word] / It’s the opposite of [known word]…
- ❌ نادرست (ترجمه مستقیم از فارسی): How do you say “barax”?
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Tall – قد بلند):
It’s the opposite of short.
(برعکس کوتاه است.)
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Whisper – پچپچ کردن):
It’s like talking very quietly, not shouting.
(مثل خیلی آرام صحبت کردن است، نه فریاد زدن.)
5. توصیف بر اساس مکان یا زمینه (Location/Context)
جایی که شیء یا عمل معمولاً اتفاق میافتد.
فرمول: You can find it in / It usually happens at…
- ❌ نادرست (حالت تهاجمی): You know what I mean!
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Stage – صحنه نمایش):
It’s where actors perform in a theater.
(جایی است که بازیگران در تئاتر نمایش میدهند.)
- ✅ درست (کلمه فراموش شده: Airport – فرودگاه):
It’s where you go to catch an airplane.
(جایی است که برای گرفتن هواپیما میروی.)
عبارات پرکاربرد برای شروع جملات جایگزین (Filler Phrases)
وقتی کلمه یادمان نمیاد، میتوانید از این عبارات برای “خرید زمان” و شروع جملات جایگزین استفاده کنید. این عبارات به شما کمک میکنند تا مکالمه را روان نگه دارید و زمان کافی برای فکر کردن به توضیحات مناسب داشته باشید. یک متخصص سئو میداند که حفظ درگیری کاربر (Engagement) چقدر مهم است، و این عبارات دقیقاً همین کار را در مکالمه انجام میدهند!
- What do you call that thing? / What’s that called? (اسم اون چیز چی بود؟)
- You know, the thing that… (میدونی، اون چیزی که…)
- I mean, the one that… (منظورم اون یکی هست که…)
- It’s like a… (مثل یک…)
- It’s a kind of… (یک نوع از…)
- The opposite of… (برعکس…)
- I’m looking for the word for… (دنبال کلمهای برای… هستم.)
- How do you say…? (چطور میگویید…؟)
(این گزینه برای مواقعی است که میخواهید کمک بگیرید.)
تفاوتهای فرهنگی و رسمی/غیررسمی در جملات جایگزین
در حالی که اصول اولیه جملات جایگزین یکسان است، نحوه بیان و انتخاب کلمات میتواند تحت تأثیر سطح رسمیت و حتی تا حدی تفاوتهای منطقهای (مثل انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی) قرار گیرد. یک زبانشناس کاربردی به این تفاوتها توجه ویژهای دارد:
- رسمی (Formal): در محیطهای رسمیتر، تمایل بیشتری به استفاده از توصیفات دقیقتر و ساختاریافتهتر وجود دارد.
- مثال: “I am searching for the appropriate term to describe a device utilized for data input.” (به جای: keyboard)
- غیررسمی (Informal): در مکالمات روزمره و دوستانه، میتوانید از عبارات عامیانهتر و توصیفات کوتاهتر و حتی برخی اصطلاحات استفاده کنید.
- مثال: “You know, that thing you type on.” (به جای: keyboard)
- مثال (US): “That gadget for your phone.” (به جای: charger)
- مثال (UK): “The plug-in bit for your mobile.” (به جای: charger)
تفاوت بین انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی در این زمینه بیشتر در انتخاب واژگان عامیانه و ساختار جملات “filler” نمود پیدا میکند، نه در اصل تکنیک. مهم این است که با توجه به مخاطب و موقعیت، مناسبترین لحن را انتخاب کنید.
مزایای استفاده از تکنیک “جملات جایگزین”
استفاده از این تکنیک مزایای فراوانی برای زبانآموزان دارد:
- افزایش اعتماد به نفس: وقتی میدانید چطور میتوانید از پس فراموشی کلمات بربیایید، اضطرابتان کاهش مییابد و با اطمینان بیشتری صحبت میکنید.
- حفظ روانی کلام: به جای مکثهای طولانی و قطع شدن مکالمه، میتوانید به راحتی منظور خود را ادامه دهید. این برای حفظ تعامل کاربر با محتوای شما (Retention Time) بسیار مهم است.
- تقویت مهارتهای تفکر انتقادی: مجبور میشوید در لحظه و خلاقانه به کلمات فکر کنید و راههای جایگزین برای بیان منظور پیدا کنید.
- یادگیری کلمات جدید: گاهی اوقات با توصیف یک کلمه، شخص مقابل کلمه صحیح را به شما میگوید و این خود یک فرصت یادگیری است.
- افزایش درک متقابل: نشان میدهید که تلاش میکنید ارتباط برقرار کنید و مخاطب نیز برای فهمیدن منظور شما تلاش خواهد کرد.
خطاهای رایج و افسانهها در مورد جملات جایگزین
افسانههای رایج (Common Myths)
- “استفاده از جملات جایگزین نشانه ضعف در زبان انگلیسی است.”
❌ نادرست. برعکس، این نشانه خلاقیت، انعطافپذیری و توانایی برقراری ارتباط موثر است. حتی بومیزبانان نیز گاهی اوقات برای یافتن کلمه مناسب از این تکنیک استفاده میکنند.
- “باعث میشود غیرطبیعی به نظر برسم.”
❌ نادرست. اگر به درستی و با اعتماد به نفس انجام شود، مکالمه را روانتر و جذابتر میکند. توقفهای طولانی و ناتمام ماندن جملات بسیار غیرطبیعیتر هستند.
اشتباهات رایج (Common Mistakes)
- استفاده از توصیفات بیش از حد مبهم:
- ❌ نادرست:
It’s just a thing.
(بیش از حد کلی و غیرمفید)
- ✅ درست:
It’s a metallic thing that you use for cutting.
(واضحتر و مشخصتر – به جای: Scissors)
- ❌ نادرست:
- سکوت طولانی قبل از توصیف:
به جای سکوت، از عبارات “خرید زمان” مثل “You know, the thing that…” استفاده کنید تا جریان مکالمه حفظ شود.
- ترس از درخواست کمک:
اگر واقعاً نمیتوانید کلمهای را توصیف کنید، اشکالی ندارد که بگویید: “How do you say [concept in your native language]?” یا “What’s the word for [description]?”
سوالات متداول (FAQ)
آیا خوب است که زیاد از این تکنیک استفاده کنم؟
هدف نهایی هر زبانآموزی، گسترش دایره لغات است تا کمتر نیاز به این تکنیک داشته باشد. اما در طول فرآیند یادگیری، استفاده از آن کاملاً طبیعی و مفید است. هرچه بیشتر استفاده کنید، مهارت شما در آن بهتر میشود و همین امر به شما فرصت میدهد تا در عین حال دایره لغات خود را نیز گسترش دهید.
چگونه میتوانم دایره لغاتم را افزایش دهم تا کمتر کلمات را فراموش کنم؟
- خواندن زیاد: کتاب، مقاله، وبلاگ انگلیسی بخوانید.
- نوشتن: روزانه به انگلیسی بنویسید تا کلمات را فعالانه به کار ببرید.
- فلشکارتها و اپلیکیشنها: از ابزارهایی مانند Anki یا Quizlet استفاده کنید.
- یادگیری کلمات در بافت: به جای حفظ کردن لیست کلمات، آنها را در جملات و متون یاد بگیرید.
- تکرار فعال: سعی کنید کلمات جدید را بلافاصله در مکالمات یا نوشتههای خود به کار ببرید.
آیا استفاده از “جملات جایگزین” در آزمونهای زبان (مثل آیلتس یا تافل) قابل قبول است؟
بله، کاملاً قابل قبول و حتی میتواند نشانهای از تسلط شما بر “مهارتهای جبرانی” (Compensatory Strategies) باشد که بخش مهمی از توانایی برقراری ارتباط در زبان دوم است. ممتحنین به دنبال این هستند که ببینند آیا میتوانید منظور خود را به طور موثر منتقل کنید، حتی اگر با چالشهای واژگانی روبرو شوید. استفاده هوشمندانه از این تکنیک به جای سکوت، نمره شما را بهبود میبخشد.
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس صحبت کنید، حتی وقتی کلمه یادمان نمیاد!
فراموشی کلمات در حین مکالمه انگلیسی یک اتفاق رایج و کاملاً طبیعی است و نباید باعث شود احساس ضعف کنید یا دچار اضطراب شوید. تکنیک “جملات جایگزین” ابزاری قدرتمند است که به شما کمک میکند با اعتماد به نفس و روانی کامل صحبت کنید، حتی وقتی کلمه دقیق را به یاد نمیآورید. با تمرین راهبردهای توصیف بر اساس کارکرد، ظاهر، دسته، مقایسه و مکان، و همچنین استفاده از عبارات کمکی، میتوانید به یک مکالمهکننده ماهر و خلاق تبدیل شوید.
به یاد داشته باشید که هدف اصلی زبان، برقراری ارتباط است. از این تکنیک استفاده کنید، از اشتباهات خود درس بگیرید و هر روز به سمت تسلط بیشتر قدم بردارید. شما میتوانید! پس نترسید و شروع به تمرین کنید. موفقیت در دستان شماست.




وای، این مقاله دقیقاً حرف دل من بود! همیشه وقتی کلمهای یادم نمیاومد، کل مکالمه رو خراب میکردم. تکنیک ‘جملات جایگزین’ واقعاً راهگشاست. ممنونم!
خوشحالیم که این مطلب براتون مفید بوده، سارا خانم. این یک مشکل رایج بین زبانآموزان هست و هدف اصلی این تکنیک، حفظ روانی کلام و افزایش اعتماد به نفس شماست. با تمرین بیشتر، به راحتی میتونید ازش استفاده کنید.
میشه چندتا مثال دیگه از ‘Circumlocution’ برای کلمات روزمره بزنید؟ مثلاً برای ‘umbrella’ یا ‘fridge’ چطور میشه از این روش استفاده کرد؟
حتماً، علی جان! برای ‘umbrella’ میتونید بگید: ‘The thing you use to stay dry when it rains’ یا ‘A portable canopy for protection from rain or sun’. برای ‘fridge’ هم: ‘The appliance where you keep food cold’ یا ‘A large electric box that keeps food fresh’. نکته کلیدی توصیف کاربرد یا ویژگیهای اصلی کلمه است.
من دقیقا همین مشکل ‘اضطراب زبان’ رو دارم وقتی کلمه یادم نمیاد. این تکنیک چقدر میتونه تو کاهش اضطرابم موثر باشه؟
مریم عزیز، این تکنیک نقش بسیار مهمی در کاهش ‘اضطراب زبان’ داره. وقتی شما میدونید که حتی در صورت فراموش کردن کلمه، ابزاری برای ادامه مکالمه دارید، اعتماد به نفستون بیشتر میشه و کمتر دچار استرس میشید. این به مرور زمان به شما کمک میکنه روانتر و راحتتر صحبت کنید.
عالی بود! من معمولاً فقط میگم ‘I forgot the word’ که خیلی بده. از این به بعد حتماً امتحانش میکنم.
دقیقاً! گفتن ‘I forgot the word’ باعث توقف مکالمه میشه. هدف اصلی این تکنیک اینه که حتی اگه کلمهای رو فراموش کردید، بتونید جریان گفتگو رو حفظ کنید و منظورتون رو برسونید. با تمرین، به مرور زمان براتون طبیعی میشه.
آیا استفاده از ‘the thing that…’ همیشه مناسبه؟ تو موقعیتهای رسمی چطور؟
سوال خوبی پرسیدید، فاطمه خانم. ‘The thing that…’ در مکالمات روزمره و غیررسمی کاملاً کاربردی و طبیعیه. در موقعیتهای رسمیتر میتوانید از عبارات توصیفی کاملتری استفاده کنید، مثلاً ‘It refers to an object used for…’ یا ‘It’s a device designed to…’. مهم اینه که توصیف واضح و قابل فهم باشه.
من هم همین کار رو میکنم ولی گاهی وقتا فقط اسم گروه کلی کلمه رو میارم. مثلاً برای ‘carrot’ میگم ‘a type of vegetable’. آیا این هم جزو ‘Circumlocution’ محسوب میشه؟
بله، دقیقاً! این یک شکل از ‘Circumlocution’ هست که بهش ‘Categorization’ (دستهبندی) میگن. این روش خیلی سریع و مؤثره، مخصوصاً وقتی توضیح دادن جزئیات سخته یا زمان ندارید. کاملاً درسته و کاربردیه.
این تکنیک توی آزمونهای اسپیکینگ مثل آیلتس چقدر مجازه؟ نمره منفی نداره؟
اتفاقاً در آزمونهایی مثل آیلتس و تافل، استفاده از ‘Circumlocution’ نه تنها مجاز است، بلکه نشاندهنده ‘استراتژیهای ارتباطی’ (communicative strategies) قوی شماست. این نشان میدهد که شما میتوانید در مواجهه با چالشهای لغوی، راهحلی پیدا کرده و مکالمه را ادامه دهید که به ‘روانی کلام’ و ‘انسجام’ شما کمک کرده و نمره شما را افزایش میدهد.
میشه در مورد کلمات انتزاعی مثل ‘freedom’ یا ‘happiness’ هم مثال بزنید؟ اونا که ‘چیزی’ نیستن که بشه با ‘the thing’ توصیف کرد.
سوال بسیار مهمی پرسیدید. برای کلمات انتزاعی، به جای توصیف کارکرد یا شکل، باید به مفهوم یا اثرات آنها اشاره کرد. مثلاً برای ‘freedom’ میتوانید بگویید: ‘It’s the state of being able to do what you want without being controlled’ یا ‘The ability to make your own choices’. برای ‘happiness’ هم: ‘It’s a feeling of joy and contentment’ یا ‘When you feel very good and satisfied’. این نیاز به خلاقیت و درک عمیقتر مفهوم کلمه دارد.
یک بار تو یه جلسه کاری اسم یه ابزار رو یادم نیومد، گفتم ‘the tool we use to cut wood’. خیلی جواب داد! واقعاً راه حل عملیه این تکنیک.
تجربه شما دقیقاً گواه کارایی این تکنیک در موقعیتهای واقعی است، ناهید خانم. همین که توانستید با توضیح کارکرد، منظور خود را برسانید، نشان از مهارت شماست. این تکنیک برای حفظ جریان مکالمه و جلوگیری از ‘قطع شدن’ خیلی مفیده.
عالی بود. ولی چطور میتونیم دایره لغاتمون رو قویتر کنیم که کمتر به این مشکل بربخوریم؟
سوالی که ریشه اصلی مشکل رو نشون میده! برای تقویت دایره لغات، مطالعه منظم (خواندن کتاب، مقاله)، استفاده فعال از لغات جدید در صحبت و نوشتن، و مرور مکرر آنها بسیار مهم است. همچنین، یادگیری لغات در قالب جمله و زمینه (context) به جای لیست تنها، به ‘recall’ بهتر کمک میکند. این تکنیک یک راه حل موقتی و فوری است، نه جایگزینی برای تقویت واژگان.
من همیشه فکر میکردم این فقط مشکل منه. اینکه بدونم بقیه هم این تجربه رو دارن، خیلی بهم آرامش داد. ممنون از مقاله خوبتون.
خوشحالیم که این مقاله بهتون آرامش داده. ‘Tip-of-the-tongue phenomenon’ و فراموشی کلمات یک تجربه جهانی برای زبانآموزان در هر سطحی است. شما تنها نیستید و با این تکنیک، میتونید به راحتی این موقعیتها رو مدیریت کنید.
اسم انگلیسی این تکنیک، ‘Circumlocution’ رو چطور باید تلفظ کنم؟ یه کمی سخته برام.
تلفظ صحیح ‘Circumlocution’ به صورت /ˌsɜːrkəmləˈkjuːʃən/ هست. پیشنهاد میکنیم با استفاده از دیکشنریهای آنلاین که قابلیت پخش صوتی دارند (مثل Oxford Learner’s Dictionaries یا Cambridge Dictionary)، تلفظش رو بشنوید و چند بار تکرار کنید تا براتون راحتتر بشه.
یک راه تمرین خوب برای این تکنیک اینه که به اطرافمون نگاه کنیم و سعی کنیم هر چیزی رو بدون گفتن اسمش توضیح بدیم. من این کارو میکنم و خیلی کمک میکنه.
پیشنهاد فوقالعادهای بود، ریحانه خانم! دقیقاً همین نوع ‘بازیهای ذهنی’ و تمرینهای فعال، باعث تقویت خلاقیت و سرعت شما در استفاده از جملات جایگزین میشه. ممنون که تجربهتون رو به اشتراک گذاشتید.
آیا این روش با ‘paraphrasing’ فرق داره؟ یا شبیه همن؟
سوال جالبی پرسیدید. ‘Circumlocution’ و ‘paraphrasing’ هر دو شامل توضیح دادن با کلمات دیگر هستند. تفاوت اصلی در نیت و زمینه کاربرد است. ‘Paraphrasing’ معمولاً به معنی بازگویی یک ایده یا متن با کلمات متفاوت (معمولاً برای شفافسازی یا خلاصهسازی) است، در حالی که ‘Circumlocution’ بیشتر زمانی استفاده میشود که یک کلمه خاص را فراموش کردهاید و میخواهید آن را توصیف کنید تا مکالمه ادامه پیدا کند. اما بله، در عمل شباهتهای زیادی دارند.
محتوای عالی و کاربردی. مرسی!
خواهش میکنم! خوشحالیم که براتون مفید بوده.
جالبه که ما تو فارسی هم همین کارو میکنیم. مثلاً میگیم ‘همون وسیلهای که چایی باهاش میخورن’ به جای ‘قندان’. این نشون میده این یه روش طبیعی برای برقراری ارتباطه.
دقیقاً! نکته خیلی خوبی رو اشاره کردید. این یک استراتژی ارتباطی انسانی است که در همه زبانها برای پر کردن شکافهای لغوی استفاده میشود. شناخت شباهتها در فرآیند یادگیری بهتون کمک زیادی میکنه چون میبینید این یک مهارت ذاتیه.
این تکنیک رو برای بچهها هم میشه آموزش داد؟ فکر کنم برای اونا هم خیلی کمککننده باشه.
بله، قطعاً! آموزش ‘Circumlocution’ به کودکان زبانآموز، بهشون اعتماد به نفس میده که حتی با دایره لغات محدود هم میتونن منظورشون رو برسونن. میشه با بازی و توصیف اشیا به صورت ساده، این مهارت رو درشون تقویت کرد. بسیار مفید خواهد بود.
واقعاً این ‘روانی کلام’ و ‘اعتماد به نفس’ مهمترین بخش یادگیری زبانه. ممنون از تاکیدتون روی این جنبه.
کاملاً حق با شماست، سامان جان. جنبه روانی و افزایش اعتماد به نفس در یادگیری زبان به اندازه تکنیکهای عملی مهم است. خوشحالیم که این نکته رو درک کردید و براتون ارزشمنده.
یه بار تو یه سفر خارجی توصیف ‘screwdriver’ یادم نمیاومد! مجبور شدم با ادا و اشاره توضیح بدم که ‘the tool you use to turn screws’. خیلی خندهدار بود ولی کارم راه افتاد. این مقاله حس همدردی بهم داد.
این دقیقا نمونهای از کاربرد عملی و خلاقانه ‘Circumlocution’ هست، پریسا خانم! خندهدار بودن موقعیتها هم بخشی از ماجرای یادگیری زبانه و نشون میده که حتی با کمی چالش هم میشه ارتباط برقرار کرد.
میشه در مورد ‘idioms’ یا ‘phrasal verbs’ هم وقتی یادمون نمیاد چی بگیم، مطلب بذارید؟ گاهی اونا رو هم فراموش میکنیم و سخته توضیحشون.
پیشنهاد عالیای دادید، حمید جان! برای ‘idioms’ و ‘phrasal verbs’ هم این تکنیک تا حدی کاربرد دارد، یعنی میتوانید مفهوم کلی آنها را توضیح دهید. حتماً در آینده به این موضوعات بیشتر خواهیم پرداخت. ممنون از پیشنهاد سازندهتون.
مرسی بابت این تکنیک فوق العاده! همیشه برام سوال بود تو این شرایط چی بگم.
خواهش میکنم، ترانه خانم. امیدواریم این راهکار به شما در مکالمات انگلیسی کمک زیادی بکنه.
من خودم از روش ‘give an example’ هم استفاده میکنم. مثلاً به جای اسم ‘dog’ میگم ‘an animal like a cat but bigger, that barks’. این هم جزو همین تکنیکه؟
بله، میلاد جان، ‘giving an example’ یا ‘مقایسه’ هم یک شکل از ‘Circumlocution’ محسوب میشود. وقتی با مقایسه یا مثال، ویژگیهای کلمه اصلی را برجسته میکنید، در واقع دارید آن را توصیف میکنید. این هم یک استراتژی بسیار مؤثر است.
این مطلب رو باید همه زبان آموزا بخونن! واقعا نیاز بود. خدا قوت.
از لطف شما سپاسگزاریم، محدثه خانم. هدف ما دقیقاً همین بود که این ابزار مهم رو در اختیار همه زبانآموزان قرار بدیم تا با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنند.
لطفاً در مورد اینکه چطور میشه لغات جدید رو تو ذهنمون ‘ثابت’ کنیم که کمتر فراموش بشن، مقالههای بیشتری بگذارید.
پیشنهاد بسیار خوبی است، احسان جان. حفظ لغات و تکنیکهای مرور فعال (Active Recall و Spaced Repetition) مباحث بسیار مهمی هستند که حتماً در آینده به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت. ممنون از بازخوردتون.
واقعا مفید و کاربردی! ممنون از تیم Englishvocabulary.ir.
از لطف شما متشکریم، لیلا خانم. باعث افتخار ماست که محتوای ما برای شما مفید واقع شده.