- آیا تا به حال در یک کشور خارجی پشت فرمان نشستهاید و از ترس متوجه نشدن تابلوهای راهنمایی دچار استرس شدهاید؟
- آیا هنگام تماشای فیلمهای زبان اصلی، وقتی صحبت از قطعات فنی ماشین میشود، رشته کلام از دستتان در میرود؟
- آیا نگران این هستید که اگر در سفر ماشینتان خراب شود، چگونه باید مشکل فنی را به مکانیک توضیح دهید؟
- آیا تفاوت بین اصطلاحات رانندگی در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی باعث سردرگمی شما شده است؟
یادگیری اصطلاحات رانندگی به انگلیسی نه تنها برای کسانی که قصد مهاجرت یا سفر دارند ضروری است، بلکه بخشی جداییناپذیر از دانش عمومی هر زبانآموز سطح متوسط تا پیشرفته محسوب میشود. بسیاری از زبانآموزان به دلیل ماهیت فنی این لغات، از یادگیری آنها فرار میکنند، اما در این مقاله، ما تمام این مفاهیم را به سادهترین شکل ممکن دستهبندی کردهایم تا یک بار برای همیشه این چالش را پشت سر بگذارید.
| موضوع | اصطلاح کلیدی (English) | معادل فارسی |
|---|---|---|
| هدایت خودرو | Steering Wheel | فرمان ماشین |
| کاهش سرعت | To hit the brakes | ترمز زدن |
| تعویض دنده | To shift gears | دنده عوض کردن |
| بنزین زدن | To fill up the tank | باک را پر کردن |
بخش اول: اجزای داخلی خودرو (Interior Parts)
وقتی داخل ماشین مینشینید، با مجموعهای از ابزارها روبرو هستید که هر کدام نام خاص خود را دارند. یادگیری این موارد اولین قدم برای تسلط بر اصطلاحات رانندگی به انگلیسی است.
۱. ابزارهای کنترلی و داشبورد
- Steering Wheel: فرمان (وسیلهای که با آن جهت ماشین را تعیین میکنید).
- Dashboard: داشبورد (قسمتی که آمپرها و دکمهها روی آن قرار دارند).
- Gear Stick / Gear Shifter: دسته دنده.
- Handbrake / Parking Brake: ترمز دستی.
- Rear-view Mirror: آینه وسط (آینهای که داخل ماشین است).
- Glove Compartment: جاداشبوردی (محفظهای که معمولاً مدارک را در آن میگذاریم).
۲. پدالها (The Pedals)
در ماشینهای دندهای (Manual)، سه پدال وجود دارد، در حالی که در ماشینهای اتوماتیک (Automatic)، فقط دو پدال میبینید:
- Accelerator / Gas Pedal: پدال گاز.
- Brake Pedal: پدال ترمز.
- Clutch: کلاچ (مخصوص ماشینهای دندهای).
بخش دوم: اجزای خارجی خودرو (Exterior Parts)
شناخت بخشهای بیرونی ماشین برای زمانی که میخواهید آدرس بدهید یا در تعمیرگاه هستید، حیاتی است. جالب است بدانید که در این بخش، تفاوتهای زیادی بین لهجه آمریکایی (US) و بریتانیایی (UK) وجود دارد.
| قطعه خودرو | انگلیسی آمریکایی (US) | انگلیسی بریتانیایی (UK) |
|---|---|---|
| کاپوت ماشین | Hood | Bonnet |
| صندوق عقب | Trunk | Boot |
| شیشه جلو | Windshield | Windscreen |
| چراغ راهنما | Blinker / Turn signal | Indicator |
سایر اجزای بیرونی مهم:
- Headlights: چراغهای جلو.
- Taillights: چراغهای عقب.
- License Plate: پلاک ماشین.
- Side-view Mirror: آینههای بغل.
- Wipers: برفپاککنها.
- Tire (US) / Tyre (UK): لاستیک.
بخش سوم: اصطلاحات رانندگی و اکشنهای رایج (Driving Actions)
برای صحبت کردن در مورد نحوه رانندگی، باید از فعلهای ترکیبی (Phrasal Verbs) و اصطلاحات خاص استفاده کنید. در اینجا برخی از پرکاربردترین آنها را با هم مرور میکنیم.
۱. شروع و توقف حرکت
- Start the car: روشن کردن ماشین.
- Buckle up / Fasten your seatbelt: بستن کمربند ایمنی.
- Pull over: کنار زدن و متوقف شدن (مثلاً وقتی پلیس دستور ایست میدهد).
- Pull out: وارد جریان ترافیک شدن (از حالت پارک خارج شدن).
- Back up: دنده عقب رفتن.
۲. در مسیر حرکت
- Speed up / Accelerate: گاز دادن و سرعت گرفتن.
- Slow down: سرعت را کم کردن.
- Overtake (UK) / Pass (US): سبقت گرفتن.
- Change lanes: لاین عوض کردن.
- Yield (US) / Give way (UK): حق تقدم دادن به دیگران.
بخش چهارم: قوانین جاده و علائم راهنمایی
درک اصطلاحات رانندگی به انگلیسی بدون شناخت نام جادهها و علائم ترافیکی کامل نمیشود. این بخش برای کاهش “Language Anxiety” یا اضطراب زبانی هنگام رانندگی در کشورهای انگلیسیزبان بسیار مفید است.
- Intersection: تقاطع یا چهارراه.
- Roundabout: میدان.
- One-way street: خیابان یکطرفه.
- Dead end: بنبست.
- Crosswalk / Pedestrian crossing: خط عابر پیاده.
- Speed limit: محدودیت سرعت.
- Traffic jam / Gridlock: ترافیک سنگین و قفل شده.
بخش پنجم: مشکلات فنی و حوادث (Maintenance & Accidents)
هیچکس دوست ندارد ماشینش در جاده خراب شود، اما اگر این اتفاق افتاد، باید بدانید چه بگویید. این جملات و کلمات کلیدی به شما کمک میکنند تا کمک بگیرید.
- Flat tire: لاستیک پنچر. (جمله کاربردی: I have a flat tire).
- Dead battery: باتری خالی شده/خوابیده.
- To break down: خراب شدن ماشین (توقف ناگهانی به دلیل نقص فنی).
- To run out of gas: بنزین تمام کردن.
- Fender bender: تصادف جزئی (در حد خط افتادن روی سپر).
- Tow truck: ماشین یدککش.
✅ مثال صحیح: “I need to call a tow truck because my car broke down on the highway.”
❌ مثال اشتباه: “My car is finish and I need a pull car.” (استفاده از واژههای غیرتخصصی باعث سردرگمی میشود).
بخش ششم: اشتباهات رایج و باورهای غلط (Common Myths & Mistakes)
بسیاری از زبانآموزان در استفاده از اصطلاحات رانندگی به انگلیسی دچار اشتباهات لپی یا گرامری میشوند که میتواند معنای جمله را کاملاً تغییر دهد.
۱. تفاوت Brake و Break
این دو کلمه تلفظ یکسانی دارند اما معنایشان متفاوت است. Brake به معنای ترمز است، در حالی که Break به معنای شکستن یا استراحت است. همیشه یادتان باشد که برای توقف از کلمه اول استفاده کنید.
۲. استفاده از Drive به جای Ride
ما برای ماشین از فعل Drive استفاده میکنیم، اما برای موتورسیکلت و دوچرخه باید از Ride استفاده کرد. گفتن “I’m driving my bicycle” از نظر نیتیو اسپیکرها خندهدار است!
۳. اشتباه در اصطلاح سبقت گرفتن
بسیاری به اشتباه از کلمه “After” یا “Ahead” استفاده میکنند. در حالی که فعل درست Overtake یا Pass است.
سوالات متداول (FAQ)
۱. تفاوت اصلی بین اصطلاحات رانندگی آمریکا و انگلیس چیست؟
تفاوت اصلی در نام قطعات است. مثلاً آمریکاییها به صندوق عقب میگویند Trunk و بریتانیاییها میگویند Boot. همچنین نام بنزین در آمریکا Gas و در انگلیس Petrol است.
۲. چطور میتوانم نام قطعات ماشین را بهتر به خاطر بسپارم؟
بهترین روش، استفاده از “Context” یا متن است. پیشنهاد میکنیم یک عکس از نمای داخلی و خارجی ماشین تهیه کنید و با استفاده از برچسب (Label)، نام انگلیسی هر قطعه را روی آن بنویسید.
۳. آیا یادگیری اصطلاحات فنی مکانیکی هم لازم است؟
اگر قصد زندگی در خارج از کشور را دارید، بله. یادگیری کلماتی مثل Engine (موتور)، Radiator (رادیاتور) و Spark plug (شمع) برای مواقع اضطراری بسیار مفید است.
۴. وقتی پلیس دستور ایست میدهد، چه اصطلاحی به کار میبرد؟
معمولاً از عبارت Pull over استفاده میکنند. مثلاً: “Please pull over to the side of the road.”
نتیجهگیری
یادگیری اصطلاحات رانندگی به انگلیسی ممکن است در ابتدا به دلیل تنوع کلمات و تفاوتهای لهجهای کمی دشوار به نظر برسد، اما با دستهبندی اصولی که در این مقاله ارائه شد، میتوانید گامبهگام پیش بروید. فراموش نکنید که رانندگی یک مهارت عملی است و یادگیری اصطلاحات آن نیز باید با تصویرسازی و تکرار همراه باشد.
فرقی نمیکند که یک راننده حرفهای هستید یا صرفاً میخواهید دایره لغات خود را تقویت کنید؛ تسلط بر این کلمات به شما اعتماد به نفس میدهد تا در هر کجای دنیا، بدون استرس پشت فرمان بنشینید. برای شروع، سعی کنید امروز هنگام رانندگی، نام قطعاتی را که لمس میکنید (مثل فرمان یا دنده) به انگلیسی با خود تکرار کنید. این تمرین ساده، معجزه میکند!



