- چگونه با اعتماد به نفس در جلسات کاری به زبان انگلیسی صحبت کنیم؟
- مهمترین واژگان و اصطلاحات انگلیسی که هر کارمندی باید بداند چیست؟
- چطور میتوانیم ایدههای خود را به شکلی حرفهای در یک جلسه بینالمللی بیان کنیم؟
- برای نوشتن یک ایمیل کاری استاندارد به زبان انگلیسی از چه عباراتی باید استفاده کرد؟
- تفاوت بین اصطلاحات رسمی و غیررسمی در انگلیسی برای محیط کار چیست؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد و شما را با مجموعهای از ضروریترین اصطلاحات و واژگان انگلیسی برای محیط کار آشنا خواهیم کرد. تسلط بر این عبارات نه تنها به شما کمک میکند تا در جلسات و مکاتبات روزمره حرفهایتر به نظر برسید، بلکه باعث افزایش چشمگیر اعتماد به نفس شما در محیطهای کاری بینالمللی میشود. با یادگیری این نکات، میتوانید ارتباطات مؤثرتری برقرار کرده و مسیر پیشرفت شغلی خود را هموارتر سازید. پس با ما همراه باشید تا دنیای انگلیسی تجاری را قدم به قدم کشف کنیم.
چرا یادگیری انگلیسی برای محیط کار یک ضرورت است؟
در دنیای کسبوکار امروز که به سرعت در حال جهانی شدن است، زبان انگلیسی دیگر یک مزیت رقابتی نیست، بلکه یک ضرورت مطلق است. شرکتهای بسیاری در سراسر جهان با شرکا، مشتریان و همکارانی از کشورهای مختلف در ارتباط هستند و زبان مشترک این ارتباطات، انگلیسی است. تسلط بر انگلیسی برای محیط کار (Business English) به شما این امکان را میدهد که نه تنها وظایف روزمره خود را به درستی انجام دهید، بلکه در جلسات مهم شرکت کرده، ایدههای خود را به وضوح بیان کنید، در مذاکرات موفق باشید و شبکهسازی حرفهای خود را گسترش دهید. این مهارت در واقع پلی است که شما را به فرصتهای شغلی بهتر و جایگاههای بالاتر متصل میکند.
واژگان ضروری و کلیدی در محیط کار
پیش از آنکه به سراغ اصطلاحات پیچیدهتر برویم، بیایید با برخی از واژگان پایهای که در هر محیط کاری به طور مداوم استفاده میشوند، آشنا شویم. دانستن این کلمات به شما کمک میکند تا مکالمات روزمره و ایمیلها را بهتر درک کنید.
عناوین شغلی و دپارتمانها (Job Titles & Departments)
- CEO (Chief Executive Officer): مدیر عامل
- Manager: مدیر
- Supervisor: سرپرست
- Colleague / Co-worker: همکار
- Human Resources (HR): منابع انسانی
- Marketing Department: دپارتمان بازاریابی
- Sales Department: دپارتمان فروش
- IT Department (Information Technology): دپارتمان فناوری اطلاعات
- Finance Department: دپارتمان مالی
اصطلاحات مربوط به وظایف و مسئولیتها
- Agenda: دستور جلسه. لیستی از موضوعاتی که قرار است در یک جلسه مورد بحث قرار گیرند.
- Deadline: مهلت نهایی. آخرین زمان مجاز برای تکمیل یک پروژه یا وظیفه.
- Task: وظیفه، تکلیف.
- Project: پروژه.
- Report: گزارش.
- Presentation: ارائه مطلب.
- Feedback: بازخورد. نظرات و پیشنهاداتی که در مورد عملکرد یا یک کار ارائه میشود.
- Brainstorming: طوفان فکری. جلسهای برای تولید ایدههای جدید و خلاقانه.
اصطلاحات کلیدی برای جلسات کاری (Business Meetings)
جلسات کاری بخش جداییناپذیر دنیای حرفهای هستند. استفاده از عبارات مناسب میتواند تأثیر زیادی بر نحوه برداشت دیگران از شما داشته باشد. در ادامه، اصطلاحات کاربردی برای مراحل مختلف یک جلسه را بررسی میکنیم.
شروع جلسه و خوشآمدگویی
برای شروع یک جلسه به شکلی حرفهای میتوانید از عبارات زیر استفاده کنید:
- Good morning/afternoon, everyone. Let’s get started. (صبح/عصر همگی بخیر. بیایید شروع کنیم.)
- Thank you all for coming. The purpose of today’s meeting is… (از همه شما برای آمدن متشکرم. هدف جلسه امروز این است که…)
- Since everyone is here, let’s kick off the meeting. (از آنجایی که همه اینجا هستند، بیایید جلسه را شروع کنیم.)
- First, let’s quickly go over the minutes from our last meeting. (اول، بیایید به سرعت صورتجلسه جلسه قبل را مرور کنیم.)
بیان نظر و مشارکت در بحث
برای اینکه نظر خود را به صورت مؤدبانه و حرفهای بیان کنید، از این ساختارها کمک بگیرید:
- From my perspective… (از دیدگاه من…)
- I believe we should consider… (من معتقدم که ما باید … را در نظر بگیریم.)
- Could I add something here? (میتوانم اینجا چیزی اضافه کنم؟)
- I see your point, but I think we also need to look at… (منظور شما را متوجه میشوم، اما فکر میکنم باید به … هم نگاهی بیندازیم.)
- To build on that point, I’d like to say… (برای تکمیل آن نکته، مایلم بگویم که…)
موافقت و مخالفت کردن
نحوه موافقت یا مخالفت شما بسیار مهم است. همیشه سعی کنید مؤدبانه و با دلیل صحبت کنید.
- I completely agree with you on that. (من در آن مورد کاملاً با شما موافقم.)
- That’s a great point. I couldn’t agree more. (نکته بسیار خوبی است. کاملاً موافقم.)
- I’m afraid I have to disagree. The main issue is… (متأسفانه باید مخالفت کنم. مسئله اصلی این است که…)
- I understand where you’re coming from, however, I see it differently. (درک میکنم دیدگاه شما چیست، با این حال، من جور دیگری به آن نگاه میکنم.)
جمعبندی و پایان دادن به جلسه
در انتهای جلسه، مهم است که نکات اصلی و تصمیمات گرفته شده را جمعبندی کنید.
- To sum up, we have decided to… (به طور خلاصه، ما تصمیم گرفتیم که…)
- So, the next steps are… (بنابراین، گامهای بعدی عبارتند از…)
- Are there any final questions before we wrap up? (آیا قبل از اینکه جمعبندی کنیم، سؤال نهایی وجود دارد؟)
- Thank you for your time and contributions. That’s all for today. (از وقت و مشارکت شما متشکرم. برای امروز کافی است.)
عبارات کاربردی برای ارائه مطلب (Presentations)
ارائه مطلب به زبان انگلیسی میتواند چالشبرانگیز باشد، اما با استفاده از ساختارهای صحیح، میتوانید یک ارائه تأثیرگذار داشته باشید. در اینجا چند عبارت کلیدی برای بخشهای مختلف یک ارائه آورده شده است.
مقدمه و معرفی موضوع
- Today, I’m here to talk about… (امروز اینجا هستم تا در مورد … صحبت کنم.)
- The topic of my presentation is… (موضوع ارائه من … است.)
- By the end of this presentation, you will understand… (در پایان این ارائه، شما … را درک خواهید کرد.)
ساختاربندی ارائه
- I’ve divided my presentation into three main parts. (من ارائه خود را به سه بخش اصلی تقسیم کردهام.)
- First, I’ll look at… then I’ll move on to… and finally, we’ll discuss… (ابتدا به … نگاهی خواهم انداخت، سپس به سراغ … خواهم رفت و در نهایت … را مورد بحث قرار خواهیم داد.)
- If you have any questions, feel free to interrupt me. (اگر سؤالی داشتید، راحت باشید و صحبت مرا قطع کنید.)
نتیجهگیری و پاسخ به سوالات
- That brings me to the end of my presentation. To summarize my main points… (این من را به پایان ارائه میرساند. برای خلاصه کردن نکات اصلی…)
- In conclusion, I’d like to emphasize that… (در نتیجه، مایلم تأکید کنم که…)
- Thank you for your attention. Now I’d be happy to answer any questions. (از توجه شما متشکرم. اکنون خوشحال میشوم به هر سؤالی پاسخ دهم.)
ارتباطات ایمیلی: اصول و عبارات کلیدی
نوشتن ایمیل حرفهای یکی دیگر از مهارتهای ضروری در انگلیسی برای محیط کار است. یک ایمیل خوب باید واضح، مختصر و مؤدبانه باشد. در جدول زیر، عبارات کاربردی برای بخشهای مختلف یک ایمیل رسمی آورده شده است.
| بخش ایمیل | عبارات کاربردی |
|---|---|
| شروع ایمیل (Salutation) |
|
| جمله آغازین (Opening Line) |
|
| بدنه اصلی (Body) |
|
| جمله پایانی (Closing Line) |
|
| پایانبندی (Sign-off) |
|
اصطلاحات رایج (Idioms) در محیط کار
در نهایت، برای اینکه انگلیسی شما طبیعیتر و شبیه به افراد بومی به نظر برسد، میتوانید از چند اصطلاح رایج در مکالمات خود استفاده کنید. البته مراقب باشید که بیش از حد از آنها استفاده نکنید.
- On the same page: همنظر بودن. وقتی همه اعضای تیم درک یکسانی از یک موضوع دارند.
Example: “Before we move forward, let’s make sure we are all on the same page.” - Think outside the box: خلاقانه فکر کردن، فراتر از چارچوبهای معمول اندیشیدن.
Example: “We need someone who can think outside the box to solve this problem.” - Get the ball rolling: شروع کردن یک کار یا پروژه.
Example: “Let’s get the ball rolling on this project right away.” - Go the extra mile: فراتر از وظیفه عمل کردن، تلاش مضاعف کردن.
Example: “She always goes the extra mile to help her clients.” - Cut to the chase: رفتن سر اصل مطلب.
Example: “I don’t have much time, so let’s cut to the chase.”
نتیجهگیری نهایی
تسلط بر انگلیسی برای محیط کار یک فرآیند تدریجی است که به تمرین و تکرار نیاز دارد. با یادگیری و استفاده از واژگان، عبارات و اصطلاحاتی که در این مقاله معرفی شد، شما ابزارهای لازم برای برقراری ارتباط مؤثر و حرفهای در محیط کاری خود را به دست خواهید آورد. به یاد داشته باشید که مهمترین چیز، داشتن اعتماد به نفس و نترسیدن از اشتباه کردن است. هرچه بیشتر از این عبارات در مکالمات و مکاتبات روزمره خود استفاده کنید، سریعتر به آنها مسلط خواهید شد و درهای جدیدی از فرصتهای شغلی را به روی خود باز خواهید کرد.




مطلب خیلی مفیدی بود. یک سوال داشتم، در محیطهای اداری استفاده از عبارت I look forward to hearing from you در پایان ایمیلها رسمیتر است یا I’m looking forward to؟
سلام سارای عزیز. هر دو عبارت صحیح هستند، اما I look forward to (بدون -ing) حالت رسمیتر و حرفهایتری دارد. در مقابل، حالت I am looking forward to کمی صمیمانهتر است و معمولاً در مکاتباتی که با همکاران نزدیکتر دارید استفاده میشود.
من همیشه برای شروع جلسات مشکل داشتم و نمیدونستم چطور سر صحبت رو باز کنم. عبارت Break the ice که توی مقاله گفتید خیلی کاربردیه. میشه چند تا جمله ساده برای یخشکنی در ابتدای جلسه مثال بزنید؟
حتماً امیر جان! میتوانید با جملات سادهای مثل: .I hope you all had a great weekend یا .It’s nice to see everyone here today شروع کنید. این جملات کوتاه به تلطیف فضای جلسه کمک زیادی میکنند.
تفاوت دقیق بین Salary و Wage چیه؟ هر دو رو به معنی حقوق ترجمه میکنیم ولی شنیدم کاربردشون فرق داره.
نکته بسیار هوشمندانهای بود مریم عزیز. Salary معمولاً به حقوق ماهانه یا سالانه ثابت برای کارهای تخصصی و اداری گفته میشود، اما Wage معمولاً حقوقی است که به صورت ساعتی یا روزانه پرداخت میشود (مثل کارهای خدماتی یا پروژهای کوتاه).
اصطلاح Get the ball rolling رو توی یک سریال بیزنسی شنیده بودم و فکر میکردم فقط اصطلاح ورزشیه! ممنون که معادل محیط کاریش رو توضیح دادید.
خواهش میکنم رضا جان. بله، اصطلاحات ورزشی در دنیای بیزنس انگلیسی بسیار پرکاربرد هستند. این عبارت یعنی «شروع کردن یک کار یا پروژه» و در جلسات طوفان فکری (Brainstorming) زیاد شنیده میشود.
برای مخالفت محترمانه در جلسات چه پیشنهادی دارید؟ من همیشه نگرانم که کلمه No یا I disagree خیلی تند به نظر برسه.
دقیقاً همینطور است. بهتر است از عباراتی مثل: I see your point, but… یا I’m not sure I agree with that استفاده کنید. این جملات نشان میدهند که شما به نظر طرف مقابل احترام میگذارید اما دیدگاه متفاوتی دارید.
تلفظ کلمه Schedule همیشه برای من چالش بوده. بالاخره باید شِدول بگیم یا اِسکِجول؟ کدومش در محیط کاری درستتره؟
هر دو تلفظ درست هستند! «اِسکِجول» (sked-jool) تلفظ آمریکایی و «شِدول» (shed-yool) تلفظ بریتانیایی است. در محیطهای بینالمللی هر دو پذیرفته شدهاند، پس نگران نباشید و یکی را انتخاب کنید.
عبارت Touch base رو چطور میشه در یک جمله اداری به کار برد؟
این عبارت برای «ارتباط گرفتن کوتاه» استفاده میشود. مثلاً: .Let’s touch base next week to discuss the progress یعنی «هفته آینده با هم در تماس باشیم تا پیشرفت کار رو بررسی کنیم».
تفاوت ASAP با at your earliest convenience چیه؟ من حس میکنم اولی کمی دستوریه.
برداشت شما کاملاً درست است فرهاد عزیز. ASAP (As Soon As Possible) بسیار مستقیم و گاهی اوقات دارای بار فشار است. اما at your earliest convenience بسیار مودبانهتر است و به طرف مقابل این پیام را میدهد که «هر زمان که برایت مقدور بود».
ممنون از مقاله عالیتون. من تازه در یک شرکت بینالمللی استخدام شدم و واقعاً به بخش «نوشتن ایمیل» نیاز داشتم. اگه میشه در مورد مخففهای رایج مثل CC و BCC هم توضیح بدید.
تبریک بابت شغل جدید سپیده عزیز! CC مخفف Carbon Copy است (یعنی دیگران هم کپی ایمیل را ببینند) و BCC مخفف Blind Carbon Copy است (یعنی افراد دیگر ایمیل را میگیرند اما فرستنده اصلی و بقیه متوجه نمیشوند). در محیط اداری از BCC برای حفظ حریم خصوصی استفاده میشود.
آیا عبارت Think out of the box هنوز هم در شرکتهای مدرن استفاده میشه یا قدیمی شده؟
بخش مربوط به تفاوت رسمی و غیررسمی عالی بود. میشه بگید به جای کلمه Thanks در یک ایمیل خیلی رسمی چه چیزی جایگزین کنیم؟
در محیطهای بسیار رسمی، بهتر است از Thank you یا I would like to express my gratitude استفاده کنید. همچنین جملاتی مثل I appreciate your assistance بسیار حرفهای هستند.
اصطلاح On the same page خیلی در جلسات شنیده میشه. منظورشون همون همعقیده بودنه؟
ای کاش در مورد مصاحبههای کاری هم یک بخش اضافه میکردید. چطور باید در مورد نقاط ضعفمون به انگلیسی صحبت کنیم که حرفهای به نظر بیاییم؟
پیشنهاد فوقالعادهای بود آرزو جان! در مقالات آینده حتماً به زبان انگلیسی در مصاحبه شغلی میپردازیم. به طور خلاصه، کلید کار این است که نقطه ضعف را به همراه راهکاری که برای بهبودش انجام دادهاید بیان کنید.
برای پیگیری یک درخواست که جوابی بهش داده نشده، چه عبارتی مناسبه؟ نمیخوام خیلی سمج به نظر برسم.
مقاله خیلی کامل بود. به خصوص بخش واژگان جلسات. من همیشه کلمه Minutes of the meeting رو اشتباه متوجه میشدم و فکر میکردم ربطی به زمان جلسه داره، نگو یعنی صورتجلسه!
بله پریسا جان، این یکی از آن لغات گولزننده است! در اینجا Minutes هیچ ربطی به «دقیقه» ندارد و دقیقاً به معنای گزارش کتبی یا همان «صورتجلسه» است.