- آیا احساس میکنید دایره لغات گستردهای دارید، اما در مکالمات واقعی هنوز هم بخشهای زیادی را متوجه نمیشوید؟
- آیا با وجود ساعتها مطالعه لغت، پیشرفتتان در مکالمه کند به نظر میرسد و این شما را دلسرد کرده است؟
- آیا میخواهید بدانید چگونه برخی افراد با لغات به ظاهر کمتر، ارتباط مؤثرتری برقرار میکنند؟
- آیا به دنبال راهی هوشمندانهتر برای یادگیری زبان انگلیسی هستید تا زمان و انرژی خود را هدر ندهید؟
اگر پاسخ شما به هر یک از این سوالات مثبت است، شما تنها نیستید. بسیاری از زبانآموزان با این چالشها دست و پنجه نرم میکنند. در این راهنما، ما قانون ۸۰ ۲۰ در یادگیری زبان را به شکلی ساده و کاربردی بررسی خواهیم کرد تا دیگر هرگز در انتخاب لغات برای یادگیری دچار سردرگمی نشوید و بتوانید با کمترین لغت، بیشترین مکالمه را بفهمید و صحبت کنید.
| مفهوم اصلی قانون ۸۰/۲۰ | کاربرد در یادگیری زبان انگلیسی | نتیجه مورد انتظار |
|---|---|---|
| ۲۰ درصد از ورودیها، ۸۰ درصد از خروجیها را تولید میکنند. | ۲۰ درصد از لغات انگلیسی، ۸۰ درصد مکالمات روزمره را پوشش میدهند. | فهم بهتر، مکالمه مؤثرتر با دایره لغات بهینهتر و کاهش اضطراب. |
قانون ۸۰/۲۰ (اصل پارتو) چیست و چرا برای زبان انگلیسی مهم است؟
ریشهها و مفهوم کلی قانون ۸۰/۲۰
قانون ۸۰/۲۰ که به عنوان «اصل پارتو» نیز شناخته میشود، مفهومی است که برای اولین بار توسط اقتصاددان ایتالیایی، ویلفردو پارتو، مطرح شد. پارتو مشاهده کرد که ۸۰ درصد از زمینهای ایتالیا متعلق به ۲۰ درصد از جمعیت است. این الگو در طول زمان در بسیاری از زمینههای دیگر نیز مشاهده شد؛ مثلاً ۸۰ درصد از مشکلات یک شرکت ناشی از ۲۰ درصد از دلایل، یا ۸۰ درصد از فروش یک محصول از ۲۰ درصد از مشتریان است. این اصل به ما میگوید که در هر سیستمی، بخش کوچکی از ورودیها مسئولیت بخش عمدهای از خروجیها را بر عهده دارند.
کاربرد قانون ۸۰/۲۰ در یادگیری زبان انگلیسی
حال، چگونه این اصل قدرتمند میتواند به ما در یادگیری زبان انگلیسی کمک کند؟ در دنیای زبانآموزی، این قانون به این معنی است که:
۲۰ درصد از لغات پرکاربرد انگلیسی، ۸۰ درصد از مکالمات روزمره، متون عادی و درک مطلب عمومی را پوشش میدهند.
فکر کنید! این به این معنا نیست که بقیه ۸۰ درصد لغات مهم نیستند، بلکه میگوید اگر بتوانید آن ۲۰ درصد حیاتی را شناسایی کرده و بر آنها مسلط شوید، گام بسیار بزرگی در جهت روان شدن و درک مطلب در زبان انگلیسی برداشتهاید. این رویکرد به ویژه برای کاهش اضطراب زبان آموزی و حفظ انگیزه بسیار مفید است، زیرا به شما اجازه میدهد تا با سرمایهگذاری کمتر، نتایج قابل توجهی کسب کنید و از حس پیشرفت لذت ببرید.
شناسایی ۲۰ درصد طلایی: کدام لغات را اولویت دهیم؟
چالش اصلی این است که چگونه آن ۲۰ درصد لغات طلایی را شناسایی کنیم؟ خوشبختانه، زبانشناسان و متخصصان آموزشی سالهاست که در این زمینه تحقیق کردهاند و منابع خوبی در دسترس داریم.
لیستهای لغات پرکاربرد
چندین لیست جامع از لغات پرکاربرد در زبان انگلیسی وجود دارد که میتوانند نقطه شروع عالی برای شما باشند. این لیستها معمولاً بر اساس فرکانس استفاده از کلمات در مکالمات و متون روزمره گردآوری شدهاند:
- Oxford 3000/5000: این لیستها شامل پرکاربردترین لغات برای زبانآموزان هستند که به دقت انتخاب شدهاند. با یادگیری این لغات، بخش عمدهای از متون و مکالمات را درک خواهید کرد.
- CEFR (Common European Framework of Reference) Vocabulary Lists: این چارچوب، لغات را بر اساس سطوح مختلف (A1, A2, B1, B2, C1, C2) دستهبندی میکند. لغات سطوح A1، A2 و B1 معمولاً بخش زیادی از آن ۲۰ درصد حیاتی را تشکیل میدهند.
- Global English Vocabulary: برخی لیستها نیز بر پایه کاربرد جهانی لغات و نه صرفاً منطقهای خاص (مثلاً US یا UK) تهیه شدهاند.
مثالهایی از لغات پایه و پرکاربرد که باید حتماً یاد بگیرید:
- افعال رایج: to be, to have, to do, to say, to get, to make, to go, to know, to take, to see, to come, to think, to look, to want, to give, to use, to find, to tell, to ask, to work, to seem, to feel, to leave, to call
- اسامی رایج: time, person, year, way, day, thing, man, world, life, hand, part, child, eye, woman, place, work, week, case, point, government, company, number, group, problem, fact
- صفات و قیدهای رایج: good, new, first, last, long, great, little, own, other, old, right, big, high, different, small, large, next, early, important, public, common, every, just, even, well, only, most, then, now, down, also, here, there, up, out, about, again
- حروف اضافه و ربط: of, to, in, for, on, with, at, by, from, up, about, than, after, before, through, between, while, although, because, if, unless, when, where, who, which, that
همانطور که میبینید، این لغات ستون فقرات زبان انگلیسی را تشکیل میدهند. نگران نباشید اگر برخی از آنها در ابتدا دشوار به نظر میرسند. مهم این است که روی این دستهها تمرکز کنید.
لغات مربوط به زمینه تخصصی شما
علاوه بر لغات عمومی، بخش دیگری از ۲۰ درصد طلایی شما میتواند شامل لغاتی باشد که به شغل، تحصیل یا علایق شخصی شما مرتبط هستند. اگر در حوزه خاصی فعالیت میکنید، یادگیری لغات پرکاربرد آن حوزه، به شما کمک میکند تا در محیط کاری یا تخصصی خود به سرعت پیشرفت کنید و مکالمات مرتبط را درک کنید.
ابزارهای کمک به شناسایی لغات کلیدی
- دیکشنریهای فرکانسی (Frequency Dictionaries): این دیکشنریها لغات را بر اساس میزان تکرار آنها در مجموعه عظیمی از متون مرتب میکنند.
- نرمافزارهای یادگیری لغات: بسیاری از اپلیکیشنها و نرمافزارهای آموزش زبان (مانند Anki یا Memrise) بر روی لغات پرکاربرد تمرکز دارند و به شما کمک میکنند تا آنها را به صورت مؤثرتری یاد بگیرید.
- کتابهای درسی: منابع آموزشی معتبر اغلب لغات کلیدی هر درس را مشخص میکنند که معمولاً بخشی از همین ۲۰ درصد طلایی هستند.
استراتژیهای عملی برای به کارگیری قانون ۸۰/۲۰
فقط شناسایی این لغات کافی نیست؛ باید بدانیم چگونه آنها را به صورت فعال در یادگیری خود به کار ببریم.
تمرکز بر درک شنیداری و خواندن (Comprehension First)
یکی از بهترین راهها برای تثبیت ۲۰ درصد لغات طلایی، قرار گرفتن در معرض آنها در بافتهای واقعی است. تمرکز بر درک، به شما کمک میکند تا این لغات را در جملات و مکالمات مختلف تشخیص دهید و معنی آنها را حدس بزنید، حتی اگر هنوز نتوانید آنها را به راحتی به کار ببرید.
- اخبار و پادکستهای ساده: به پادکستها یا اخبار با زبان ساده گوش دهید. در ابتدا ممکن است ۸۰ درصد را متوجه نشوید، اما با تمرکز بر کلمات کلیدی، به تدریج درصد درک شما افزایش خواهد یافت.
- متون سطحبندی شده: از کتابها و مقالاتی که برای زبانآموزان نوشته شدهاند (Graded Readers) استفاده کنید. این منابع عمداً از لغات پرکاربرد استفاده میکنند.
- فیلم و سریال با زیرنویس: در ابتدا از زیرنویس انگلیسی استفاده کنید. سعی کنید کلمات اصلی را در دیالوگها تشخیص دهید.
ساخت جملات کاربردی با لغات اصلی
پس از شناسایی لغات، شروع به ساخت جملات ساده با آنها کنید. این کار به شما کمک میکند تا نحوه استفاده از کلمات در بافتهای واقعی را درک کرده و آنها را فعال کنید.
- مثال برای فعل “to get”:
- ✅
I get up early every morning. (هر روز صبح زود بیدار میشوم.)
- ✅
Can you get me a glass of water? (میتوانی یک لیوان آب برایم بیاوری؟)
- ❌
I get to the moon. (این جمله از نظر گرامری درست است، اما کاربرد و معنی آن در مکالمات روزمره بسیار کم است و جزو ۲۰ درصد کاربردی نیست.)
- ✅
- مثال برای صفت “big”:
- ✅
That’s a big problem. (این یک مشکل بزرگ است.)
- ✅
She lives in a big city. (او در یک شهر بزرگ زندگی میکند.)
- ❌
The elephant is bigly. (این کاربرد صفت به این شکل اشتباه است.)
- ✅
برخی از زبانآموزان با ترکیب کردن لغات جدید در جملات دچار مشکل میشوند. به یاد داشته باشید که هدف ما در ابتدا سادگی و کاربردی بودن است، نه پیچیدگی. نگران نباشید اگر جملات شما در ابتدا کمی ساده به نظر میرسند؛ این بخشی از فرایند scaffolding (داربستسازی) است.
تمرین مکالمه فعال با دایره لغات محدود
شاید فکر کنید با فقط ۲۰ درصد لغت نمیتوانید مکالمه کنید. اما حقیقت این است که شما میتوانید! تمرین کنید که چگونه با استفاده از همان لغات اصلی، منظور خود را برسانید. این کار باعث میشود خلاقیت شما در استفاده از زبان افزایش یابد.
- شرح تصاویر: یک تصویر را انتخاب کنید و سعی کنید با استفاده از لغات پرکاربرد آن را توصیف کنید.
- مکالمات روزمره: موضوعات سادهای مانند آب و هوا، برنامههای روزانه، غذا، یا علایق را انتخاب کرده و سعی کنید در مورد آنها صحبت کنید.
- بازیهای کلماتی: با یک دوست یا پارتنر زبانی، بازیهای سادهای انجام دهید که بر استفاده از کلمات اصلی تمرکز دارد.
استفاده از منابع آموزشی هدفمند
دنبال منابعی باشید که به طور خاص بر روی لغات و ساختارهای پرکاربرد تمرکز دارند. این میتواند شامل کتابهای درسی، وبسایتهای آموزشی، یا حتی برنامههای تلویزیونی و پادکستهایی باشد که برای زبانآموزان طراحی شدهاند.
مقابله با چالشها و کاهش اضطراب زبانآموزی
شما تنها نیستید: نگرانیهای رایج زبانآموزان
بسیاری از زبانآموزان، به خصوص در سطوح مبتدی و متوسط، با احساس اضطراب و دلسردی مواجه میشوند. این احساسات معمولاً ناشی از مقایسه خود با دیگران، ترس از اشتباه، یا احساس اینکه هرگز به مقصد نمیرسند، است. هدف قانون ۸۰ ۲۰ در یادگیری زبان دقیقاً کاهش این فشارهاست.
- ترس از ندانستن همه چیز: بسیاری فکر میکنند برای شروع مکالمه باید همه کلمات را بدانند، که این تصور غلط است.
- ترس از اشتباه کردن: اشتباه کردن بخشی طبیعی از فرایند یادگیری است. افراد بومی هم اشتباه میکنند!
- احساس کندی پیشرفت: دیدن پیشرفت در یادگیری لغات، میتواند بسیار زمانبر باشد. این قانون به شما کمک میکند پیشرفتهای کوچک اما مؤثر را سریعتر ببینید.
چطور از دلسردی جلوگیری کنیم؟
برای حفظ انگیزه و کاهش اضطراب، نکات زیر را به خاطر بسپارید:
- پیشرفتهای کوچک را جشن بگیرید: هر بار که یک مکالمه را متوجه شدید، یا توانستید منظور خود را با چند کلمه ساده برسانید، آن را به عنوان یک موفقیت جشن بگیرید.
- واقعبین باشید: هیچکس یکشبه استاد زبان نمیشود. به خودتان زمان بدهید و انتظارات معقولی داشته باشید.
- با دیگران ارتباط برقرار کنید: صحبت کردن با دیگر زبانآموزان یا حتی بومیزبانها، میتواند تجربهای دلگرمکننده باشد و به شما نشان دهد که تنها نیستید.
- روی “درک” تمرکز کنید: حتی اگر نمیتوانید روان صحبت کنید، تلاش برای درک ۸۰ درصد مکالمه، خودش یک پیروزی بزرگ است.
تفاوتها و نکات ظریف: لهجهها و کاربردها
آیا لغات پرکاربرد در لهجههای مختلف (بریتانیایی/آمریکایی) تفاوت دارند؟
بله، در حالی که هسته اصلی ۲۰ درصد لغات پرکاربرد در هر دو لهجه (بریتانیایی و آمریکایی) تقریباً یکسان است، برخی تفاوتهای جزئی اما مهم وجود دارد که میتواند بر کاربرد روزمره شما تأثیر بگذارد.
اکثر لغات اصلی و افعال رایج در هر دو لهجه یکسان هستند، اما در مورد برخی اسامی و افعال خاص، تفاوتهایی به چشم میخورد. دانستن این تفاوتها میتواند به شما کمک کند تا درک دقیقتری داشته باشید و از سوءتفاهم جلوگیری کنید. مهم است که نگران حفظ کردن همه این تفاوتها نباشید، بلکه با قرار گرفتن در معرض هر دو لهجه، به تدریج با آنها آشنا شوید.
| لغت (British English) | معنی | لغت (American English) | معنی |
|---|---|---|---|
| Flat | آپارتمان | Apartment | آپارتمان |
| Lift | آسانسور | Elevator | آسانسور |
| Lorry | کامیون | Truck | کامیون |
| Queue | صف | Line | صف |
| Holiday | تعطیلات | Vacation | تعطیلات |
باورهای غلط و اشتباهات رایج (Common Myths & Mistakes)
در مورد قانون ۸۰ ۲۰ در یادگیری زبان، برخی باورهای غلط وجود دارد که میتواند مانع پیشرفت شما شود:
- باور غلط ۱: فقط همین ۲۰ درصد کافی است و نیازی به یادگیری لغات بیشتر نیست.
❌ اشتباه: این قانون به معنای توقف یادگیری نیست! بلکه به معنای اولویتبندی است. شما ابتدا بر لغات پرکاربرد مسلط میشوید تا پایهای قوی بسازید، سپس به تدریج دایره لغات خود را گسترش میدهید. برای روانتر شدن و درک کامل، باید به فراتر از این ۲۰ درصد بروید.
- باور غلط ۲: این قانون فقط برای مبتدیان است.
❌ اشتباه: این قانون در تمام سطوح کاربرد دارد. حتی زبانآموزان پیشرفته نیز میتوانند با شناسایی ۲۰ درصد از لغات تخصصی یا آکادمیک در حوزه خود، پیشرفت چشمگیری داشته باشند.
- باور غلط ۳: باید هر لغت جدیدی که میبینم را بلافاصله حفظ کنم.
❌ اشتباه: این کار منجر به سردرگمی و دلسردی میشود. قانون ۸۰ ۲۰ در یادگیری زبان به شما میآموزد که هوشمندانه انتخاب کنید. لغاتی را که بارها و بارها میبینید یا میشنوید (که احتمالاً جزو همان ۲۰ درصد هستند) در اولویت قرار دهید. نگران لغات کمیاب نباشید.
سوالات متداول (Common FAQ)
- آیا قانون ۸۰/۲۰ برای تمام سطوح زبانآموزی مناسب است؟
✅ بله، کاملاً. در سطوح مبتدی، به شما کمک میکند تا پایهای محکم و کاربردی بسازید. در سطوح متوسط و پیشرفته، این قانون به شما اجازه میدهد تا لغات تخصصیتر یا پرکاربرد در زمینههای خاص را شناسایی کرده و بر آنها تمرکز کنید تا به سرعت در حوزههای مورد نظرتان پیشرفت کنید.
- چگونه لغات ۲۰ درصد را بهتر حفظ کنم؟
✅ بهترین روش، استفاده فعال و مکرر از آنها در بافتهای واقعی است. مطالعه جملات نمونه، استفاده در مکالمه، نوشتن، گوش دادن به پادکستها و خواندن متونی که از این لغات استفاده میکنند، به تثبیت آنها در ذهن شما کمک میکند. استفاده از فلشکارت و تکرار با فواصل زمانی (spaced repetition) نیز بسیار مؤثر است.
- چقدر طول میکشد تا این ۲۰ درصد را یاد بگیرم؟
✅ زمان لازم برای هر فرد متفاوت است و بستگی به میزان تمرین، تعهد و ساعات مطالعه دارد. با این حال، با تمرکز بر قانون ۸۰ ۲۰ در یادگیری زبان، میتوانید در عرض چند ماه به درک قابل توجهی از مکالمات روزمره دست یابید و در مکالمات ساده نیز شرکت کنید. این رویکرد به شما امکان میدهد تا پیشرفت خود را سریعتر مشاهده کنید و انگیزه خود را حفظ نمایید.
نتیجهگیری: هوشمندانه یاد بگیرید، نه سختتر!
یادگیری زبان انگلیسی نباید تجربهای خستهکننده و طاقتفرسا باشد. قانون ۸۰ ۲۰ در یادگیری زبان یک نقشه راه قدرتمند به شما میدهد تا با تمرکز بر آنچه واقعاً مهم است، به اهداف زبانی خود برسید. با شناسایی و تسلط بر ۲۰ درصد لغات پرکاربرد، نه تنها میتوانید ۸۰ درصد مکالمات را درک کنید، بلکه از اضطراب زبان آموزی نیز کاسته و با انگیزه بیشتری مسیر یادگیری را ادامه خواهید داد.
به جای غرق شدن در انبوهی از لغات، هوشمندانه انتخاب کنید. بر پایههای قوی تمرکز کنید، فعالانه تمرین کنید و به خودتان اجازه دهید که پیشرفت کنید. به یاد داشته باشید که هر کلمه پرکاربردی که یاد میگیرید، دریچهای جدید به سوی درک و ارتباط باز میکند. با این رویکرد، شما به زودی متوجه خواهید شد که میتوانید با اعتماد به نفس بیشتری در دنیای انگلیسیزبان حرکت کنید و از سفر یادگیری خود لذت ببرید.




خیلی مقاله مفیدی بود. من همیشه فکر میکردم باید تمام لغات دیکشنری رو بلد باشم تا بتونم حرف بزنم. این لیست ۲۰ درصدی رو از کجا میتونیم پیدا کنیم؟ منظورم همون High-frequency words هست.
سلام سارا جان، خوشحالیم که برات مفید بوده. دقیقاً همینطوره! برای شروع میتونی لیست Oxford 3000 یا لغات پرکاربرد Longman رو چک کنی. اینها همون کلماتی هستن که بیشترین تکرار رو در مکالمات روزمره دارن.
قانون پارتو رو توی بیزینس شنیده بودم ولی برام جالب بود که توی زبان هم کاربرد داره. به نظرتون این قانون برای Grammar هم صدق میکنه؟ یعنی چند تا زمان خاص هستن که ۸۰ درصد مکالمه رو پوشش بدن؟
بله امیررضا عزیز، کاملاً! در گرامر هم شما با یادگیری دقیق زمانهای حال ساده، گذشته ساده و آینده (با will و going to) میتونی بخش بزرگی از نیازهای ارتباطیت رو پوشش بدی. بقیه زمانها مثل گذشته کامل استمراری خیلی کمتر در مکالمات عادی استفاده میشن.
من لغت زیاد بلدم ولی وقتی فیلم میبینم انگار هیچی نمیفهمم. ممکنه مشکل از این باشه که روی Active Vocabulary تمرکز نکردم؟
دقیقاً مریم جان. تفاوت لغات Passive (اونهایی که فقط معنیشون رو میدونی) و Active (اونهایی که میتونی استفاده کنی) اینجاست. قانون ۸۰/۲۰ میگه روی فعال کردن همون ۲۰ درصد لغات کلیدی تمرکز کن تا سرعت پردازش ذهنت بالا بره.
ممنون از سایت خوبتون. من توی یوتیوب دیدم که میگفتن کلماتی مثل ‘get’ یا ‘have’ توی انگلیسی غوغا میکنن. اینها هم جزو همون دسته ۲۰ درصد هستن دیگه؟
دقیقاً نیما! فعل ‘get’ به تنهایی با حروف اضافه مختلف (Phrasal verbs) میتونه دهها معنی متفاوت بده و جایگزین خیلی از کلمات سخت بشه. یادگیری هوشمندانه یعنی همین!
واقعاً مطالب سایتتون کاربردیه. من همیشه از حجم زیاد لغات توی کتابهای 504 یا 1100 میترسیدم و حس میکردم هیچوقت تموم نمیشن.
ممنون از لطف شما الناز عزیز. کتابهایی مثل 504 لغات آکادمیک و ادبی خوبی دارن، اما برای مکالمه روان (Fluency)، اولویت با همون لغات پایه و پر تکراره. پس اصلاً نگران نباش و هوشمندانه انتخاب کن.
یک سوال: آیا یادگیری Slangها و اصطلاحات خیابانی هم شامل این ۲۰ درصد میشه یا اونها جزو اون ۸۰ درصد فرعی هستن؟
من از روش Anki برای یادگیری لغات استفاده میکنم. به نظرتون اگر فقط لغات پر تکرار رو وارد فلشکارتهام کنم، برای آزمون آیلتس هم جواب میده؟
فرزانه جان، برای آیلتس شما به لغات آکادمیک (Academic Word List) هم نیاز دارید. اما پایه نمره شما در بخش Speaking و Listening همون ۸۰ درصدیه که با لغات عمومی پوشش داده میشه. پیشنهاد میکنم ترکیبی عمل کنی.
به نظر من بزرگترین اشتباه ما زبانآموزها اینه که فکر میکنیم هر چی کلمه قلمبه سلمبهتر بگیم، یعنی زبانمون بهتره! در حالی که nativeها خیلی ساده حرف میزنن.
استاد، تلفظ صحیح کلمه ‘Pareto’ چجوریه؟ من توی پادکستها شنیدم اما شک دارم.
تلفظ صحیحش به صورت /pəˈreɪtoʊ/ (پَ-رِی-تُو) هست. تأکید یا Stress روی سیلاب دوم قرار داره.
اینکه میگید ۲۰ درصد لغات، یعنی تقریباً چند تا کلمه؟ عدد مشخصی براش وجود داره؟
بابک عزیز، به طور تقریبی یادگیری حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه اول (Core Vocabulary) به شما کمک میکنه تا حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد متون عمومی و مکالمات رو متوجه بشید. برای تسلط بیشتر، این عدد تا ۲۵۰۰ کلمه هم میرسه.
من همیشه توی تشخیص Formal و Informal بودن کلمات مشکل دارم. آیا این قانون ۸۰/۲۰ توی هر دو فضا یکسانه؟
سوال خیلی خوبیه رویا جان. در فضای Informal (غیررسمی) استفاده از Phrasal Verbs و Idiomها بیشتره، اما باز هم ساختار جمله از همون لغات کلیدی تبعیت میکنه. در فضای رسمی، فقط لغات کمی تخصصیتر میشن.
عالی بود. من تازه متوجه شدم چرا وقتی پادکست گوش میدم، کلمات ساده رو میفهمم ولی کل مفهوم رو گم میکنم. لابد اون ۲۰ درصد رو خوب یاد نگرفتم که سریع تشخیصشون بدم.
دقیقاً همینطوره سعید عزیز. مشکل خیلیها ‘دانش لغوی’ نیست، بلکه ‘سرعت بازیابی’ (Recall Speed) اون لغاته. تمرین زیاد روی لغات محدودتر، سرعت شما رو در شنیدن بالا میبره.
ممنون از راهنماییتون. واقعاً استرسم برای یادگیری زبان کمتر شد. همیشه فکر میکردم عقبم.
یک نکته جالب دیگه اینه که افعال Modal مثل can, could, should چقدر توی این ۲۰ درصد نقش دارن. بدون اینها اصلاً نمیشه منظور رو رسوند.
کاملاً درسته مهدی جان. افعال کمکی (Modals) ستون فقرات مکالمه هستن و تسلط روی اونها خروجی شما رو چندین برابر میکنه. ممنون که این نکته رو اضافه کردی.
آیا برای بچهها هم همین قانون صدق میکنه؟ یعنی اگر بخوام به بچهام زبان یاد بدم، باید روی همین لغات پر تکرار تمرکز کنم؟
بله نازنین عزیز، سیستم آموزش زبان به کودکان (مثل کتابهای First Friends یا Family and Friends) دقیقاً بر اساس همین لغات عینی و پر تکرار طراحی شده تا کودک بتونه سریعتر با محیط ارتباط برقرار کنه.