- آیا نگرانید که نتوانید در سفر خارجی خود منظور خود را بیان کنید؟
- تا به حال شده در یک کشور غریبه احساس **سردرگمی زبانی** کنید و لحظات شیرین سفرتان به استرس تبدیل شود؟
- میترسید که **مکالمات ساده روزمره** در هتل، رستوران یا هنگام خرید، به چالشهای بزرگی تبدیل شوند؟
- آیا با خود فکر میکنید که **یادگیری سریع زبان برای سفر** برای شما غیرممکن است و وقت کافی ندارید؟
این نگرانیها کاملاً طبیعی هستند، اما خبر خوب این است که شما تنها نیستید و راهحلهای عملی برای آنها وجود دارد! در این راهنما، ما یک استراتژی عملی و گامبهگام را برای آمادگی سریع زبان برای سفر در ۳۰ روز به شما آموزش میدهیم تا با اعتماد به نفس کامل از سفر خود لذت ببرید و دیگر هرگز دچار اشتباهات رایج زبانی نشوید. این استراتژی بقا، دقیقاً آنچه را که برای ارتباط موثر در طول سفر نیاز دارید، پوشش میدهد.
| جنبه | تمرکز اصلی | مثال کلیدی |
|---|---|---|
| هفته اول | عبارات پایه و بقا (سلام و احوالپرسی، معرفی) |
Hello, how are you? My name is...
|
| هفته دوم | حمل و نقل، غذا و خرید (نیازهای ضروری) |
Where is the station? I want to order... How much is this?
|
| هفته سوم | موقعیتهای اضطراری و تعاملات اجتماعی |
I need help. Could you repeat that?
|
| هفته چهارم | مرور، تقویت و اعتماد به نفس | تمرین سناریوها، گوش دادن فعال، صحبت کردن با اعتماد به نفس |
چالش ۳۰ روزه: استراتژی بقای زبانی برای سفر
فرض کنید تا یک ماه دیگر راهی سفر هستید و میخواهید در این فرصت کوتاه، بیشترین آمادگی زبانی را کسب کنید. این برنامه ۳۰ روزه، نه برای تسلط کامل بر زبان، بلکه برای بقا و مدیریت موقعیتهای رایج در سفر طراحی شده است. هیچ نیازی به اضطراب نیست! ما این مسیر را قدم به قدم با شما خواهیم رفت.
هفته اول: پایهگذاری و عبارات کلیدی بقا (روزهای ۱ تا ۷)
این هفته بر روی عبارات اساسی متمرکز است که به شما امکان میدهد ارتباط اولیه را برقرار کنید. هدف، آشنایی با اصوات زبان و کسب اعتماد به نفس اولیه است.
عبارات ضروری:
- سلام و احوالپرسی:
-
Hello / Hi(سلام) -
Good morning / afternoon / evening(صبح / بعدازظهر / عصر بخیر) -
Goodbye / Bye(خداحافظ) -
Please(لطفاً) -
Thank you / Thanks(ممنون / مرسی) -
Excuse me(ببخشید، برای جلب توجه یا عذرخواهی) -
Sorry(متاسفم) -
Yes / No(بله / خیر) - معرفی و سوالات پایه:
-
My name is [Your Name].(اسم من … است.) -
What is your name?(اسم شما چیست؟) -
How are you?(چطورید؟) -
I'm fine, thank you.(خوبم، ممنون.) -
Do you speak English?(آیا انگلیسی صحبت میکنید؟) -
I don't understand.(متوجه نمیشوم.) -
Could you repeat that, please?(ممکن است تکرار کنید، لطفاً؟) -
Could you speak slowly, please?(ممکن است آرامتر صحبت کنید، لطفاً؟)
نکته کاربردی: تمرین کنید این عبارات را با تلفظ صحیح ادا کنید. از اپلیکیشنهای دیکشنری با قابلیت تلفظ صوتی کمک بگیرید. نگران نباشید اگر در ابتدا سخت به نظر میرسد، تکرار کلید موفقیت است.
هفته دوم: ناوبری، غذا و خرید (روزهای ۸ تا ۱۴)
این هفته به شما کمک میکند تا در محیطهای شهری و مراکز خرید و رستورانها راحتتر باشید. اینجاست که مهارتهای زبانی شما واقعاً به کار میآیند.
حمل و نقل و مسیرها:
-
Where is the [location]?(کجا است؟) -
How can I get to [location]?(چطور میتوانم به … بروم؟) -
Is it far?(دور است؟) -
Left / Right / Straight ahead(چپ / راست / مستقیم) -
Bus / Train / Taxi / Subway (US) / Underground (UK)(اتوبوس / قطار / تاکسی / مترو) -
Ticket(بلیط)
غذا و رستوران:
-
I would like [food/drink].(من … میخواهم.) -
A table for two, please.(یک میز برای دو نفر، لطفاً.) -
Menu, please.(منو، لطفاً.) -
Water / Coffee / Tea(آب / قهوه / چای) -
The bill, please.(صورتحساب، لطفاً.) -
Delicious!(خوشمزه است!)
خرید:
-
How much is this?(این چقدر است؟) -
I want to buy this.(میخواهم این را بخرم.) -
Do you have [item]?(آیا … دارید؟) -
Credit card / Cash(کارت اعتباری / پول نقد)
تفاوتهای US vs. UK:
در مورد حمل و نقل، در آمریکا از
subway
و در بریتانیا از
underground
یا
tube
برای مترو استفاده میشود. همچنین
vacation
(آمریکایی) و
holiday
(بریتانیایی) هر دو به معنای تعطیلات هستند.
تمرین: در خانه سناریوهای مختلفی را بازی کنید. مثلاً تصور کنید در یک رستوران هستید و میخواهید غذا سفارش دهید. این به کاهش اضطراب زبان کمک میکند.
هفته سوم: موقعیتهای اضطراری و تعاملات اجتماعی (روزهای ۱۵ تا ۲۱)
این هفته برای آمادگی در برابر موقعیتهای غیرمنتظره و همچنین توانایی برقراری ارتباطهای ساده اجتماعی است. نگرانی طبیعی است اما آمادگی شما را آرامتر میکند.
موقعیتهای اضطراری:
-
Help!(کمک!) -
I need a doctor.(به دکتر نیاز دارم.) -
Emergency!(اورژانس!) -
Police!(پلیس!) -
My passport is lost.(پاسپورت من گم شده است.) -
Where is the embassy?(سفارت کجاست؟)
تعاملات اجتماعی و عبارات مودبانه:
-
Nice to meet you.(از آشنایی با شما خوشبختم.) -
Where are you from?(اهل کجا هستید؟) -
I'm from [Your Country].(من اهل … هستم.) -
Have a nice day!(روز خوبی داشته باشید!) -
What time is it?(ساعت چند است؟)
مثال:
- ✅
Excuse me, I need help. I'm lost.(ببخشید، من کمک نیاز دارم. گم شدهام.) - ❌
Lost! Help!(گرچه ممکن است درک شود، اما بیادبانه و مضطرب کننده است.)
نکته مهم: حتی اگر جمله را کامل و بدون نقص نتوانید بگویید، سعی کنید کلمات کلیدی را بیان کنید و با اشاره کمک بگیرید. بیشتر مردم در سفر با گردشگران مهربان و فهمیده هستند.
هفته چهارم: مرور، تقویت و اعتماد به نفس (روزهای ۲۲ تا ۳۰)
این هفته زمان آن است که تمام آنچه را که آموختهاید، مرور و تمرین کنید تا اعتماد به نفس شما به حداکثر برسد. هدف، روان شدن در کاربرد عبارات است.
مرور و تمرین فعال:
- بازی نقش (Role Play): با یک دوست یا حتی جلوی آینه، سناریوهای مختلف سفر (مثل سفارش غذا، گرفتن تاکسی، پرسیدن آدرس) را تمرین کنید.
- گوش دادن فعال: به پادکستها یا ویدئوهای کوتاه به زبان انگلیسی (مخصوصاً آنهایی که درباره سفر هستند) گوش دهید. نیازی نیست همه چیز را بفهمید، فقط سعی کنید به آهنگ کلمات عادت کنید.
- ضبط صدای خود: عبارات را با صدای بلند بخوانید و صدای خود را ضبط کنید. سپس به آن گوش دهید و با تلفظ صحیح مقایسه کنید.
- فلشکارتها: برای کلمات و عباراتی که هنوز برایتان سخت هستند، فلشکارت بسازید و هر روز آنها را مرور کنید.
نکات پایانی برای کاهش اضطراب:
- پذیرش اشتباه: هیچ کس کامل نیست، اشتباه کردن بخشی از یادگیری است. افراد بومی لهجه شما را درک میکنند.
- زبان بدن: از اشارات و حالات چهره برای تکمیل صحبتهایتان استفاده کنید. لبخند زدن همیشه کمککننده است!
- حمل یک دفترچه: یک دفترچه کوچک با عبارات کلیدی همیشه همراه داشته باشید. میتوانید در مواقع نیاز به آن رجوع کنید.
دستور زبان برای بقا: حداقلهای ضروری
برای آمادگی سریع زبان برای سفر، نیازی به یادگیری تمام قواعد دستوری پیچیده نیست. روی این موارد ساده تمرکز کنید:
- فعل “to be” (بودن): برای معرفی خود، وضعیت و موقعیتها.
-
I am [Your Name].(من … هستم.) -
It is cold.(سرد است.) -
We are here.(ما اینجا هستیم.)
-
- سوال ساختن: با کلمات پرسشی (Who, What, Where, When, Why, How) و فعل کمکی Do/Does.
-
Where is the station?(ایستگاه کجاست؟) -
What is your name?(اسم شما چیست؟) -
Do you have a map?(آیا نقشه دارید؟)
-
- زمان حال ساده: برای بیان عادتها، واقعیتها و خواستهها.
-
I want a coffee.(من یک قهوه میخواهم.) -
I need help.(من کمک نیاز دارم.)
-
اغلب زبانآموزان در این قسمتها مشکل دارند:
- ✅
Where are you from?(درست) - ❌
From where you are?(غلط) - ✅
Do you speak English?(درست) - ❌
You speak English?(گرچه ممکن است درک شود، اما از نظر گرامری صحیح نیست و مودبانهتر این است که ازDo you...استفاده کنید.)
تلفظ: وضوح مهمتر از بینقصی است
نیازی نیست که لهجهای بینقص داشته باشید. هدف اصلی، قابل فهم بودن است. روی تلفظ واضح کلمات کلیدی و پایان جملات تمرکز کنید. از لهجه بومی خود نترسید. تمرین با گوش دادن به گفتگوی بومیزبانان و تقلید از آنها بسیار مفید است.
با اضطراب زبان خداحافظی کنید!
بسیاری از زبانآموزان به دلیل ترس از اشتباه یا خجالت کشیدن، از صحبت کردن خودداری میکنند. به یاد داشته باشید:
- هدف ارتباط برقرار کردن است، نه بینقص صحبت کردن.
- افراد بومی معمولاً از تلاش شما برای صحبت به زبانشان قدردانی میکنند.
- هر تعاملی، حتی با اشتباه، یک فرصت یادگیری است.
- با یک لبخند و عبارت
"Excuse me"میتوانید بسیاری از موانع را برطرف کنید.
Common Myths & Mistakes (باورهای غلط رایج و اشتباهات متداول)
باورهای غلط:
- “باید همه چیز را بدانم تا صحبت کنم.”
❌ اشتباه: شما فقط به عبارات کاربردی نیاز دارید. تمرکز بر «بقا» است نه «تسلط».
- “اگر اشتباه کنم، مورد تمسخر قرار میگیرم.”
❌ اشتباه: این باور به اضطراب زبان دامن میزند. بیشتر مردم همدل هستند و از تلاش شما قدردانی میکنند.
- “لهجه من باعث میشود کسی حرفم را نفهمد.”
❌ اشتباه: لهجه بخشی طبیعی از هویت زبانی است. وضوح در تلفظ مهمتر از نداشتن لهجه است.
اشتباهات متداول:
- ترجمه کلمه به کلمه از فارسی:
- ❌
I have ten years old.(برگرفته از “من ۱۰ سال دارم”) - ✅
I am ten years old.(درست)
- ❌
- فراموش کردن “Please” و “Thank you”:
اینها کلیدهای ادب و احترام در هر زبانی هستند و تأثیر زیادی در تعاملات مثبت دارند.
- صحبت نکردن از ترس اشتباه:
این بزرگترین اشتباه است! اگر صحبت نکنید، فرصت تمرین و یادگیری را از دست میدهید.
Common FAQ (سوالات متداول)
چقدر زمان لازم است تا بتوانم در سفر ارتباط برقرار کنم؟
با استراتژی درست، حتی در ۳۰ روز میتوانید به سطح کافی برای ارتباطات ضروری در سفر برسید. هدف، روان صحبت کردن نیست، بلکه مدیریت موقعیتهاست.
آیا یادگیری کلمات مهمتر است یا گرامر؟
برای آمادگی سریع زبان برای سفر، کلمات و عبارات کاربردی مهمترند. گرامر پایه به شما کمک میکند تا جملات را درستتر بسازید، اما بدون کلمات، قادر به بیان منظور خود نخواهید بود.
اگر کسی لهجه مرا نفهمید چه کنم؟
نفس عمیق بکشید. سعی کنید کلمات را واضحتر تکرار کنید، از کلمات مترادف استفاده کنید، یا با اشاره منظور خود را برسانید. نوشتن کلمه روی کاغذ یا نشان دادن تصویر نیز میتواند کمککننده باشد.
بهترین راه برای تمرین تلفظ چیست؟
گوش دادن به فایلهای صوتی بومی، تکرار عبارات با صدای بلند، و ضبط صدای خودتان و مقایسه آن با تلفظ صحیح، بهترین راهها هستند.
نتیجهگیری: با اعتماد به نفس سفر کنید!
آمادگی برای سفر توریستی نیازمند یک استراتژی بقای زبانی است که در ۳۰ روز قابل دستیابی است. به یاد داشته باشید که هدف ما، تسلط بر زبان نیست، بلکه کسب اعتماد به نفس لازم برای مدیریت موقعیتهای رایج در سفر است. با تمرکز بر عبارات کلیدی، تمرین منظم و پذیرش اشتباهات، میتوانید تجربه سفر خود را به مراتب لذتبخشتر کنید.
از این که پا به این چالش گذاشتهاید به شما تبریک میگوییم! نگران نباشید، هر قدم کوچک شما را به هدفتان نزدیکتر میکند. دنیا منتظر شماست تا با زبان جدیدی آن را کشف کنید. سفر خوش!




مقاله خیلی مفیدی بود، ممنون! همیشه نگران این بودم که چطور در سفر خارجی خودم رو معرفی کنم. آیا غیر از ‘My name is…’ عبارتهای محترمانهتر یا رایجتری برای معرفی خودمون داریم؟
سلام سارا جان! خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده. بله، غیر از ‘My name is…’ که کاملاً صحیح و رایج هست، میتونید از ‘I am [Your Name]’ هم استفاده کنید. برای موقعیتهای کمی رسمیتر یا وقتی میخواهید ادب بیشتری نشون بدید، میتونید بگید: ‘Pleased to meet you, I’m [Your Name].’ یا ‘It’s a pleasure to meet you, my name is [Your Name].’ اینها همگی گزینههای عالی هستند.
ممنون از این استراتژی عالی! من همیشه تو تلفظ ‘Where is the station?’ مشکل دارم. حرف ‘th’ واقعا سخته. نکتهای برای تلفظ بهترش ندارید؟
سلام علی عزیز. مشکل تلفظ ‘th’ بین زبانآموزان فارسیزبان خیلی رایجه! حرف ‘th’ دو نوع تلفظ داره: یکی صدادار (مثل the, this, that) و یکی بیصدا (مثل three, think, thanks). برای هر دو، نوک زبانتون باید بین دندانهای بالا و پایین قرار بگیره و هوا رو از بینشون عبور بدید. برای تلفظ صدادار، همراه با عبور هوا، تارهای صوتیتون هم باید بلرزند. با تمرین جلوی آینه و گوش دادن زیاد به تلفظ بومی، حتما بهتر میشید!
این بخش حمل و نقل واقعا حیاتیه. آیا به جای ‘Where is the station?’ میتونیم از یه عبارت خودمونیتر یا عامیانهتر استفاده کنیم، مثلا برای تاکسی گرفتن یا پیدا کردن اتوبوس؟
مریم جان، ‘Where is the station?’ کاملاً درست و کاربردیه. برای حالتهای خودمونیتر، بسته به موقعیت، میتونید از ‘How do I get to the station?’ یا ‘Which way to the station?’ استفاده کنید. اگر با یک دوست هستید و خیلی غیررسمی، ممکنه حتی بشنوید ‘Where’s the train?’ اما برای موقعیتهای عمومی، بهتره روی عبارات استانداردتر تمرکز کنید.
مقاله عالی بود. برای بخش سفارش غذا، ‘I want to order…’ به نظرم یه مقدار مستقیم میاد. عبارتهای مؤدبانهتری مثل ‘I’d like to order…’ رو هم میشه آموزش داد؟
حسین عزیز، نکتهسنجی عالی! دقیقاً حق با شماست. ‘I want to order…’ گرچه از نظر گرامری درست است، اما در انگلیسی، به خصوص در موقعیتهایی مثل رستوران، کمی غیرمؤدبانه یا مستقیم به نظر میرسد. عبارت ‘I’d like to order…’ (مخفف I would like to order…) بسیار رایجتر و مؤدبانهتر است. همچنین میتوانید از ‘Could I have…?’ یا ‘May I have…?’ هم برای سفارش دادن استفاده کنید.
گاهی اوقات با اینکه معنی جملات رو میدونم، درک لهجههای مختلف سخته. برای ‘How much is this?’ وقتی فروشنده تند حرف میزنه، چکار کنم؟ آیا عبارت خاصی برای درخواست تکرار هست؟
زهرا جان، درک لهجههای مختلف یک چالش رایجه و کاملاً طبیعیه. برای درخواست تکرار یا صحبت آهستهتر، میتونید از این عبارات استفاده کنید: ‘Could you please repeat that?’ (ممکنه لطفاً تکرار کنید؟)، ‘Could you speak a little slower, please?’ (ممکنه لطفاً کمی آهستهتر صحبت کنید؟) یا حتی ‘Sorry, I didn’t catch that.’ (ببخشید، متوجه نشدم.). این عبارات خیلی کمککننده هستند.
تجربه شخصی من اینه که تمرین کردن جملات پایه جلوی آینه خیلی کمک میکنه، مخصوصاً برای ‘Hello, how are you?’. اینجوری اعتماد به نفس آدم بیشتر میشه.
در مورد ‘سردرگمی زبانی’، آیا اصطلاح خاصی در انگلیسی برای این حالت داریم؟ مثلا ‘lost in translation’ به این معنی نزدیکه؟
فاطمه جان، ‘lost in translation’ بیشتر به معنی این است که وقتی چیزی از یک زبان به زبان دیگر ترجمه میشود، معنی یا منظور اصلیاش از دست میرود. برای ‘سردرگمی زبانی’ به معنای ناتوانی در برقراری ارتباط به دلیل تفاوت زبانی، معمولاً از اصطلاحاتی مثل ‘language barrier’ (سد زبانی) یا ‘communication breakdown due to language’ (اختلال در ارتباط به دلیل زبان) استفاده میشود.
اینکه فقط ۳۰ روز وقت داریم و باید مکالمات روزمره رو یاد بگیریم، استرسآوره. آیا در انگلیسی افعال کمکی مثل ‘can’ و ‘could’ رو میشه برای همه سوالات (مثل درخواست کمک یا پرسیدن مسیر) استفاده کرد تا مؤدبتر باشیم؟
سعید عزیز، ‘could’ نسبت به ‘can’ گزینه مؤدبانهتری است، به خصوص در زمان درخواستها یا پرسیدن سؤال از افراد غریبه. برای مثال، به جای ‘Can you help me?’ میتوانید بگویید ‘Could you help me, please?’ که بسیار محترمانهتر است. یا به جای ‘Can I have…?’ از ‘Could I have…?’ استفاده کنید. استفاده از ‘could’ در اکثر موقعیتهای سفر، شما را فردی باادب نشان میدهد.
برای بخش ‘تعاملات اجتماعی’، آیا اصطلاحات عامیانهای برای احوالپرسی غیر از ‘How are you?’ هست که بین جوانها رایج باشه و بتونیم استفاده کنیم؟
نازنین جان، بله حتماً! بین جوانان و در موقعیتهای غیررسمی، عباراتی مثل ‘What’s up?’ (چیخبر؟)، ‘How’s it going?’ (چطوری پیش میره؟)، یا ‘Hey!’ خیلی رایج هستند. البته، باید توجه داشت که اینها کاملاً غیررسمی هستند و شاید برای احوالپرسی با یک کارمند هتل یا یک فرد مسن مناسب نباشند. اما برای تعامل با همسن و سالها یا در جمعهای دوستانه، بسیار کاربردیاند.
به جای ‘Where is the station?’ برای درخواست آدرس یک مکان خاص (مثلا یک موزه) هم همین عبارت رو میشه گفت یا باید از ‘How can I get to…?’ استفاده کرد؟
امیر عزیز، هر دو عبارت کاربرد دارند، اما تفاوتهای ظریفی دارند. ‘Where is the [place]?’ برای پرسیدن موقعیت مکانی یک محل خاص استفاده میشود. اما ‘How can I get to the [place]?’ یا ‘How do I get to the [place]?’ بیشتر برای پرسیدن مسیر رسیدن به آن مکان به کار میرود و معمولاً شامل راهنماییهای بیشتری (پیاده، اتوبوس، مترو و…) میشود. برای آدرسپرسی، دومی معمولاً کاربردیتر است.
ممنون از مقاله خوبتون! بخش ‘استراتژی بقا’ خیلی جالب بود. آیا ‘survival strategy’ یک اصطلاح رایج در انگلیسیه یا بیشتر یک ترکیب توصیفیه؟
وقتی فروشنده میگه ‘How much is this?’ و قیمت رو سریع میگه، همیشه تو شنیدن اعداد مشکل دارم. آیا راهی برای تمرین شنیدن اعداد هست یا باید فقط ازشون بخوام تکرار کنن؟
پویا جان، شنیدن اعداد و قیمتها با سرعت بالا یک مهارت مهم است. راهکارهای مختلفی وجود دارد: اول، تمرین شنیداری زیاد با پادکستها، ویدئوها و آهنگها که اعداد در آنها استفاده شده است. دوم، میتوانید از فروشنده بخواهید: ‘Could you please say the number again?’ (ممکنه لطفاً عدد رو دوباره بگید؟) یا حتی ‘Could you write that down for me?’ (ممکنه لطفاً برام بنویسیدش؟). این درخواستها کاملاً طبیعی و قابل درک هستند.
برای ‘Hello, how are you?’ آیا ‘Hi’ یا ‘Hey’ هم مناسبه برای شروع مکالمه با افراد ناآشنا یا بهتره رسمیتر باشیم؟
منتظر هفته سوم هستم که به موقعیتهای اضطراری میپردازید. آیا عبارت خاصی برای درخواست کمک اضطراری، مثلاً ‘I need help!’ کافیه یا باید جمله کاملتری بگیم؟
پارسا جان، در موقعیتهای اضطراری، سادگی و وضوح اهمیت بالایی دارد. ‘I need help!’ کاملاً کافی و مستقیم است و فوراً منظور شما را میرساند. میتوانید برای تأکید بیشتر یا افزودن کمی ادب (در صورتی که زمان اجازه میدهد) از ‘Please help me!’ یا ‘Could you help me, please?’ استفاده کنید. نکته مهم این است که واضح و بلند صحبت کنید تا شنیده شوید.
در عنوان مقاله از ‘سفر توریستی’ استفاده شده. آیا در انگلیسی همیشه به ‘travel’ میگیم یا مثلا ‘trip’ یا ‘journey’ هم مناسبه؟ تفاوتشون چیه؟
آرمان عزیز، سؤال بسیار خوبی پرسیدید! هر سه کلمه مربوط به سفر هستند اما تفاوتهایی دارند: ‘Travel’ یک فعل یا اسم کلی است که به عمل رفتن از مکانی به مکان دیگر اشاره دارد (مثلاً I love to travel). ‘Trip’ معمولاً به یک سفر خاص و معمولاً کوتاهمدت با هدف مشخص (مثلاً A business trip, a day trip) اطلاق میشود. ‘Journey’ به سفری طولانیتر، گاهی با هدف اکتشاف یا با معنای استعاری (مثلاً A long journey, a spiritual journey) اشاره دارد و میتواند حس ماجراجویی بیشتری را منتقل کند. برای ‘سفر توریستی’، ‘tourist trip’ یا ‘travel’ هر دو مناسبند.
نکات خرید و سفارش غذا واقعا به کار میاد. من یک بار تو رستوران خواستم بگم ‘I want a glass of water’ اما اشتباهاً گفتم ‘I want water’ که خیلی خشک و بی ادبانه به نظر اومد. این ظرافتها خیلی مهمن.
یه نکته برای خرید: اگه بخواهید سایز لباس رو بپرسید، گفتن ‘Do you have this in a larger/smaller size?’ خیلی مفیده. ممنون از مقاله!