- آیا تا به حال در استفاده از کلمات Most و Mostly سردرگم شدهاید؟
- نمیدانید کی باید بگویید “بیشتر اوقات” و کی “بیشترین”؟
- آیا این دو کلمه در گرامر انگلیسی به جای هم قابل استفاده هستند؟
- آیا با کاربردهای متفاوت این دو کلمه و تفاوتهای ظریف معنایی آنها آشنایی دارید؟
نگران نباشید! تفاوت most و mostly یکی از چالشهای رایج برای زبانآموزان انگلیسی است. در این راهنمای جامع، ما این دو کلمه را به سادگی و گام به گام تحلیل خواهیم کرد تا دیگر هرگز در استفاده از آنها دچار اشتباه نشوید.
| کلمه | نقش دستوری اصلی | معنی کلیدی | مثال |
|---|---|---|---|
| Most | صفت عالی، تعیینکننده (Determiner)، ضمیر، قید | بیشترین (مقدار/تعداد)، اغلب، تقریباً تمام |
Most people enjoy music.
(اکثر مردم از موسیقی لذت میبرند.)She is the most intelligent student.
(او باهوشترین دانشآموز است.) |
| Mostly | قید | عمدتاً، بیشتر اوقات، اکثراً |
We mostly eat at home.
(ما بیشتر اوقات در خانه غذا میخوریم.)The audience was mostly students.
(حضار عمدتاً دانشآموز بودند.) |
درک عمیق Most: از صفت تا ضمیر و قید
کلمه “Most” یک کلمه بسیار پرکاربرد و چندوجهی در زبان انگلیسی است که میتواند نقشهای دستوری مختلفی را ایفا کند. درک کامل این نقشها کلید تسلط بر آن است.
1. Most به عنوان تعیینکننده (Determiner) یا صفت (Adjective)
شایعترین کاربرد “Most” زمانی است که قبل از یک اسم (قابل شمارش یا غیرقابل شمارش) میآید و به معنای “اکثر” یا “بیشتر” است. در این حالت، به یک بخش بزرگ از یک گروه یا مقدار اشاره دارد.
- فرمول: Most + Noun (plural or uncountable)
مثالها:
- ✅
Most students passed the exam.(اکثر دانشآموزان امتحان را قبول شدند.) - ❌
Mostly students passed the exam.(اشتباه است، زیرا Mostly قید است و قبل از اسم نمیآید.) - ✅
Most people enjoy a good story.(اکثر مردم از یک داستان خوب لذت میبرند.) - ✅
I spend most of my free time reading.(من اکثر اوقات فراغتم را به مطالعه میگذرانم.) - ✅
Most of the information was accurate.(اکثر اطلاعات دقیق بود.)
نکته مهم: وقتی “Most” به معنای “اکثرِ” با یک گروه خاص و مشخص میآید، باید از ساختار “Most of the/these/those/my/his/her/its/our/their + Noun” استفاده کنیم.
- ✅
Most of the books on this shelf are mine.(اکثر کتابهای روی این قفسه مال من هستند.) - ❌
Most books on this shelf are mine.(این جمله به معنای کلی “اکثر کتابها در دنیا” است، نه کتابهای مشخص این قفسه.)
2. Most به عنوان صفت عالی (Superlative Adjective/Adverb)
یکی از مهمترین کاربردهای “Most” در ساخت صفتهای عالی و قیدهای عالی برای کلمات چند هجایی است. در این حالت، “Most” به معنای “بیشترین” یا “ترین” میآید.
- فرمول: The most + Adjective/Adverb
مثالها:
- ✅
She is the most intelligent person I know.(او باهوشترین فردی است که من میشناسم.) - ✅
This is the most beautiful painting in the museum.(این زیباترین نقاشی در موزه است.) - ✅
He performs the most skillfully of all the dancers.(او ماهرانهترین اجرا را در میان تمام رقصندگان دارد.)
نکته: برای صفتها یا قیدهای تک هجایی از “er-” و “est-” استفاده میشود (مثال: taller, tallest). “Most” فقط برای کلمات بلندتر (معمولاً دو هجا یا بیشتر) به کار میرود.
3. Most به عنوان ضمیر (Pronoun)
وقتی “Most” به جای یک اسم (که از قبل مشخص است) میآید، نقش ضمیر را ایفا میکند و به معنای “اکثریت” یا “بیشترِ آنها” است.
مثالها:
- ✅
Some people are introverts, but most are extroverts.(برخی مردم درونگرا هستند، اما اکثریت برونگرا هستند.) - ✅
I offered them several options, and most chose the first one.(من چندین گزینه به آنها پیشنهاد دادم و اکثریت گزینه اول را انتخاب کردند.)
4. Most به عنوان قید (Adverb)
در برخی موارد، “Most” میتواند به عنوان قید به معنای “خیلی” یا “بسیار” (در گفتار غیررسمی، به جای “almost” یا “very”) استفاده شود، اما این کاربرد کمتر رسمی و رایجتر در انگلیسی آمریکایی است.
مثالها (غیررسمی):
- ✅
I was most surprised by his reaction.(من خیلی از واکنش او متعجب شدم.) – این کاربرد کمی رسمی و قدیمی است. - ✅
It's most unlikely that he'll agree.(بسیار بعید است که او موافقت کند.)
نکته: در زبان انگلیسی مدرن و محاورهای، معمولاً به جای این کاربرد از “very” یا “extremely” استفاده میشود. اما در عبارات ثابت مانند “for the most part” (عمدتاً) یا “make the most of” (حداکثر استفاده را بردن) بسیار رایج است.
بررسی Mostly: قیدی برای توصیف عمل
بر خلاف “Most” که نقشهای متنوعی دارد، “Mostly” یک قید است. این یعنی فقط فعلها، صفتها، یا قیدهای دیگر را توصیف میکند. معنای اصلی آن “عمدتاً”، “بیشتر اوقات”، “اکثراً” یا “در بیشتر موارد” است و به دفعات یا ماهیت اصلی چیزی اشاره دارد.
1. Mostly برای توصیف فعل
این رایجترین کاربرد “Mostly” است و نشان میدهد که یک عمل در بیشتر زمانها یا در بیشتر موارد اتفاق میافتد.
- فرمول: Subject + Mostly + Verb (or Verb + Mostly)
مثالها:
- ✅
We mostly stay at home on weekends.(ما بیشتر اوقات آخر هفتهها در خانه میمانیم.) - ❌
We most stay at home on weekends.(اشتباه است، Most اینجا نمیتواند فعل را توصیف کند.) - ✅
The children mostly played outside.(بچهها اکثراً بیرون بازی میکردند.) - ✅
He works from home mostly.(او عمدتاً از خانه کار میکند.)
2. Mostly برای توصیف صفت یا قید
در این حالت، “Mostly” به معنای “عمدتاً” یا “در بیشتر جنبهها” یک صفت یا قید را توصیف میکند.
مثالها:
- ✅
The cake was mostly eaten by the kids.(کیک عمدتاً توسط بچهها خورده شد.) - ✅
His arguments were mostly logical.(استدلالهای او عمدتاً منطقی بودند.) - ✅
The weather here is mostly sunny.(آب و هوای اینجا بیشتر اوقات آفتابی است.)
3. Mostly برای توصیف اسم (به عنوان بخشی از عبارت اسمی)
گاهی اوقات “Mostly” قبل از یک گروه اسمی میآید تا نشان دهد که آن گروه عمدتاً از چه چیزی تشکیل شده است. اما دقت کنید، خود اسم را توصیف نمیکند، بلکه کل گروه اسمی را به عنوان یک واحد توصیف میکند.
مثالها:
- ✅
The audience was mostly students.(حضار عمدتاً دانشآموز بودند.) – اینجا “mostly” ترکیب “students” را توصیف میکند، نه فقط “students” را به تنهایی. - ✅
The report contained mostly accurate information.(گزارش عمدتاً شامل اطلاعات دقیق بود.)
تفاوت Most و Mostly در یک نگاه (با مثالهای متضاد)
برای درک بهتر، بیایید چند مثال را با هم مقایسه کنیم تا تفاوت most و mostly کاملاً روشن شود:
| با Most (اکثر، بیشترین) | با Mostly (عمدتاً، بیشتر اوقات) |
|---|---|
✅
Most people like coffee.
(اکثر مردم قهوه دوست دارند.) – “Most” به عنوان تعیینکننده قبل از اسم “people” آمده. | ❌
Mostly people like coffee.
(غلط) |
✅
He ate most of the cake.
(او بیشترِ کیک را خورد.) – “Most” به معنای “اکثرِ” (ضمیر/تعیینکننده). | ✅
He mostly ate cake.
(او عمدتاً کیک میخورد/تنها کیک میخورد.) – “Mostly” به عنوان قید، فعل “ate” را توصیف میکند. |
✅
This is the most difficult problem.
(این مشکلترین مسئله است.) – “Most” برای ساخت صفت عالی. | ❌
This is the mostly difficult problem.
(غلط) |
✅
Most of the time, I work hard.
(بیشتر اوقات، من سخت کار میکنم.) – “Most” بخشی از عبارت اسمی “most of the time”. | ✅
I mostly work hard.
(من عمدتاً سخت کار میکنم.) – “Mostly” به عنوان قید، فعل “work” را توصیف میکند. |
✅
Most students prefer online classes.
(اکثر دانشآموزان کلاسهای آنلاین را ترجیح میدهند.) | ✅
The class was mostly students.
(کلاس عمدتاً متشکل از دانشآموزان بود.) |
نکات کلیدی برای زبانآموزان (از دیدگاه استاد ESL و روانشناس آموزشی)
ممکن است در ابتدا این تفاوتها کمی گیجکننده به نظر برسند، اما نگران نباشید! این حس کاملاً طبیعی است و بسیاری از زبانآموزان با آن روبرو هستند. با تمرین و دقت، این نکات ملکه ذهن شما خواهند شد.
1. قانون طلایی: اسم یا فعل؟
- اگر میخواهید به یک “مقدار” یا “بخش” از یک اسم (یا گروهی از اسامی) اشاره کنید، از Most استفاده کنید. (مثال: Most people, Most of the money)
- اگر میخواهید یک “عمل” (فعل) یا “چگونگی” یک صفت/قید را توصیف کنید، از Mostly استفاده کنید. (مثال: mostly eat, mostly cloudy)
2. Most of vs. Most
این یکی از رایجترین اشتباهات است. به یاد داشته باشید:
- Most + Noun (جمع یا غیرقابل شمارش): برای اشاره به یک گروه کلی و نامشخص. (مثال: Most birds can fly. – پرندگان به طور کلی)
- Most of the/these/those/my/etc. + Noun: برای اشاره به یک گروه خاص و مشخص. (مثال: Most of the birds in this cage are rare. – پرندگان داخل این قفس مشخص)
3. از گوش خود استفاده کنید!
در حین مطالعه، به نحوه استفاده از این کلمات در فیلمها، آهنگها و پادکستها دقت کنید. شنیدن مکرر آنها در بافتهای درست، به شما کمک میکند تا “حس” صحیح آنها را درک کنید.
4. برای “اکثراً” و “بیشتر اوقات” از Mostly استفاده کنید.
به طور کلی، هر زمان که در فارسی میخواهید بگویید “عمدتاً”، “غالباً” یا “بیشتر اوقات”، “Mostly” گزینه صحیح شماست. این کلمه به دفعات انجام یک کار یا ماهیت غالب یک چیز اشاره دارد.
Common Myths & Mistakes (اشتباهات رایج و باورهای غلط)
اشتباه 1: استفاده از Mostly قبل از اسم به جای Most
- ❌
Mostly students were present.(غلط) - ✅
Most students were present.(درست) - ✅
The audience was mostly students.(اینجا درست است، زیرا “mostly” گروه “students” را توصیف میکند که بخش عمدهای از “audience” هستند.)
اشتباه 2: استفاده از Most به جای Mostly برای توصیف فعل
- ❌
I most work on weekends.(غلط) - ✅
I mostly work on weekends.(درست)
اشتباه 3: فراموش کردن “the” با Most of
- ❌
Most of children love candies.(غلط) - ✅
Most of the children love candies.(درست، اگر به گروه خاصی از کودکان اشاره دارد.) - ✅
Most children love candies.(درست، اگر به کودکان به طور کلی اشاره دارد.)
Common FAQ (سوالات متداول)
آیا “Most” و “Almost” با هم فرق دارند؟
بله، کاملاً! “Most” به معنای “اکثر” یا “بیشترین” است، در حالی که “Almost” به معنای “تقریباً” یا “نزدیک به” است و برای توصیف نزدیکی به یک نقطه یا مقدار به کار میرود.
- ✅
Most people have smartphones.(اکثر مردم گوشی هوشمند دارند.) - ✅
Almost everyone has a smartphone.(تقریباً همه گوشی هوشمند دارند.)
آیا میتوانم “Most” را به عنوان قید به جای “Very” استفاده کنم؟
بله، اما این کاربرد کمی رسمی یا قدیمی است و بیشتر در ادبیات یا گفتار خاص دیده میشود. در محاوره مدرن، بهتر است از “very” یا “extremely” استفاده کنید.
- ✅
It was a most enjoyable evening.(یک شب بسیار لذتبخش بود.) – (رسمی/قدیمی) - ✅
It was a very enjoyable evening.(یک شب خیلی لذتبخش بود.) – (رایجتر)
عبارت “for the most part” به چه معناست؟
این یک اصطلاح رایج است و به معنای “عمدتاً”، “در بیشتر موارد” یا “به طور کلی” است. شبیه به “mostly”.
- ✅
The weather here, for the most part, is good.(آب و هوای اینجا، عمدتاً، خوب است.)
Conclusion (نتیجهگیری)
تبریک میگوییم! اکنون شما درک بسیار عمیقتری از تفاوت most و mostly و کاربردهای دقیق هر یک پیدا کردهاید. کلید تسلط بر این کلمات، تمرین مداوم و توجه به نقش دستوری آنها در جمله است.
- Most: به “مقدار” یا “تعداد” اشاره دارد (صفت، ضمیر، تعیینکننده) یا برای ساخت صفت عالی به کار میرود.
- Mostly: به “نحوه” یا “دفعات” انجام یک کار اشاره دارد (قید) و به معنای “عمدتاً” یا “بیشتر اوقات” است.
به یاد داشته باشید که هر اشتباهی یک فرصت برای یادگیری است. به مسیر خود ادامه دهید، تمرین کنید و از پیشرفت خود لذت ببرید. شما در مسیر درستی برای تسلط بر زبان انگلیسی هستید!



