- چطور میتوانیم به انگلیسی بگوییم «وقت انجام کاری فرا رسیده است»؟
- ساختار it’s time دقیقاً چه کاربردهایی دارد و در چه موقعیتهایی استفاده میشود؟
- تفاوت بین It’s time to و It’s time you did something در چیست؟
- چه زمانی باید از It’s high time استفاده کنیم و چه تأکیدی را به جمله اضافه میکند؟
- رایجترین اشتباهات گرامری در استفاده از این ساختارها کدامند و چطور از آنها پرهیز کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ خواهیم داد و به شما کمک میکنیم تا یک بار برای همیشه بر ساختار it’s time و شکلهای مختلف آن مسلط شوید. یادگیری این ساختار به شما کمک میکند تا در مکالمات روزمره انگلیسی، طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسید و منظور خود را برای بیان ضرورت یا فرا رسیدن زمان انجام یک کار، به شکلی دقیق و مؤثر منتقل کنید. با ما همراه باشید تا تمام نکات و جزئیات این گرامر کاربردی را با مثالهای متعدد بیاموزید.
آشنایی با ساختار It’s time: سه کاربرد اصلی
عبارت «It’s time» که به معنی «وقتش است» یا «زمان آن فرا رسیده» میباشد، یکی از رایجترین اصطلاحات در زبان انگلیسی است. این ساختار برای بیان اینکه لحظهی مناسب برای انجام کاری فرا رسیده، به کار میرود. نکتهی مهم این است که بسته به ساختار جمله، معنا و تأکید آن میتواند کمی تغییر کند. به طور کلی، ما با سه الگوی اصلی برای این عبارت روبرو هستیم که در ادامه هر یک را به تفصیل بررسی میکنیم.
1. ساختار It’s time to + Verb (مصدر با to)
این سادهترین و مستقیمترین شکل استفاده از ساختار it’s time است. زمانی که میخواهیم به طور کلی بگوییم وقت انجام کاری است، از این الگو استفاده میکنیم. در این حالت، معمولاً گوینده و شنونده هر دو در انجام آن کار دخیل هستند یا حداقل گوینده در حال اعلام یک واقعیت کلی است.
فرمول: It’s time + to + simple verb (شکل ساده فعل)
به مثالهای زیر توجه کنید:
-
It’s 10 PM. It’s time to go to bed. (ساعت ۱۰ شب است. وقت خوابیدن است.)
-
The movie is about to start. It’s time to find our seats. (فیلم马上 شروع میشود. وقتش است صندلیهایمان را پیدا کنیم.)
-
We’ve been discussing this for hours. It’s time to make a decision. (ساعتهاست که در این مورد بحث میکنیم. وقت تصمیمگیری است.)
-
It’s time to change the old rules of the company. (زمان تغییر قوانین قدیمی شرکت فرا رسیده است.)
2. ساختار It’s time for + Noun (اسم)
گاهی اوقات به جای فعل، میخواهیم بگوییم که وقت «چیزی» است. در این حالت از حرف اضافه for بعد از It’s time و سپس یک اسم استفاده میکنیم. این ساختار نیز بسیار رایج و کاربردی است.
فرمول: It’s time + for + Noun (اسم)
مثالها:
-
It’s time for lunch. (وقت ناهار است.)
-
Hurry up! It’s time for the meeting. (عجله کن! وقت جلسه است.)
-
The kids are getting ready. It’s time for school. (بچهها دارند آماده میشوند. وقت مدرسه است.)
همچنین میتوان این ساختار را با الگوی اول ترکیب کرد تا مشخص کنیم چه کسی باید کاری را انجام دهد:
It’s time for someone to do something.
-
It’s time for you to go to bed. (وقتشه که تو به رختخواب بروی.)
-
It’s time for us to leave. (وقت رفتن ماست.)
3. ساختار It’s time + Subject + Past Tense (فاعل + فعل گذشته ساده)
این ساختار کمی پیچیدهتر است و اغلب باعث سردرگمی زبانآموزان میشود. نکته کلیدی اینجاست: با وجود اینکه فعل به شکل گذشته ساده میآید، اما مفهوم جمله به زمان حال یا آینده اشاره دارد.
ما از این الگو زمانی استفاده میکنیم که میخواهیم با کمی تأکید یا حتی نارضایتی بگوییم که کاری باید الان انجام شود، مخصوصاً کاری که کمی به تأخیر افتاده است. در واقع، شما معتقدید که زمان انجام آن کار همین الان است و حتی شاید کمی هم دیر شده باشد.
فرمول: It’s time + Subject (فاعل) + Simple Past Verb (فعل گذشته ساده)
مثالهای زیر را با دقت بررسی کنید:
-
You’re 30 years old and still living with your parents. It’s time you found your own apartment. (تو ۳۰ ساله هستی و هنوز با والدینت زندگی میکنی. وقتشه که آپارتمان خودت را پیدا کنی.)
-
She talks to you so rudely. It’s time you told her to be more respectful. (او خیلی بیادبانه با تو صحبت میکند. وقتشه که به او بگویی محترمانهتر باشد.)
-
We are always late for work. It’s time we bought a new car. (ما همیشه برای کار دیر میرسیم. وقتشه که یک ماشین جدید بخریم.)
-
Gosh! It’s almost midnight. It’s time we went home. (وای! نزدیک نیمهشبه. وقتشه که ما بریم خونه.)
نکته مهم: در این ساختار، استفاده از فعل حال اشتباه است. مثلاً جمله “It’s time we go home” از نظر گرامری نادرست است.
تأکید بیشتر با It’s high time و It’s about time
برای افزودن حس فوریت، تأکید یا حتی انتقاد به ساختار it’s time، میتوانیم از کلمات high یا about استفاده کنیم. این عبارات نشان میدهند که کاری نه تنها باید انجام شود، بلکه انجام آن بسیار به تأخیر افتاده و ضروری است. به عبارت دیگر، «دیگه واقعاً وقتشه» یا «خیلی وقته که باید این کار انجام میشد».
کاربرد It’s high time
It’s high time قویترین حالت تأکید را دارد و اغلب برای بیان نوعی شکایت یا انتقاد از تأخیر در انجام یک کار به کار میرود.
نکته بسیار مهم: ساختار It’s high time تقریباً همیشه با الگوی سوم (فاعل + فعل گذشته ساده) همراه میشود. استفاده از مصدر با to بعد از آن رایج نیست.
فرمول: It’s high time + Subject + Simple Past Verb
مثالها:
-
You are failing all your exams. It’s high time you started studying seriously. (داری در همه امتحاناتت مردود میشوی. دیگه واقعاً وقتشه که جدی شروع به درس خواندن کنی.)
-
The kitchen sink has been leaking for a month. It’s high time we called a plumber. (سینک آشپزخانه یک ماه است که چکه میکند. دیگه واقعاً وقتشه که به یک لولهکش زنگ بزنیم.)
-
He’s been working there for ten years without a promotion. It’s high time he looked for a new job. (او ده سال است که بدون ترفیع آنجا کار میکند. دیگه واقعاً وقتشه که دنبال یک کار جدید بگردد.)
کاربرد It’s about time
It’s about time نیز معنایی شبیه به It’s high time دارد و برای نشان دادن تأخیر و ضرورت به کار میرود. این عبارت هم با ساختار فاعل + فعل گذشته استفاده میشود.
-
It’s about time this road was completed. They’ve been working on it for months. (دیگه وقتشه این جاده تموم بشه. ماههاست که دارن روش کار میکنن.)
-
She finally apologized. Well, it’s about time! (او بالاخره عذرخواهی کرد. خب، دیگه وقتش بود!)
جدول مقایسه ساختارهای It’s time
برای درک بهتر تفاوتها، جدول زیر را بررسی کنید:
| ساختار | فرمول | سطح تأکید | مثال |
|---|---|---|---|
| It’s time to | It’s time + to-infinitive | معمولی / پیشنهاد کلی | It’s time to eat. (وقت غذا خوردن است.) |
| It’s time for | It’s time + for + noun | معمولی / اعلام وقت | It’s time for dinner. (وقت شام است.) |
| It’s time… | It’s time + subject + past verb | با تأکید / اشاره به تأخیر | It’s time you cleaned your room. (وقتشه اتاقت رو تمیز کنی.) |
| It’s high time… | It’s high time + subject + past verb | تأکید بسیار زیاد / انتقاد | It’s high time they fixed the problem. (دیگه واقعاً وقتشه مشکل رو حل کنن.) |
اشتباهات رایج زبانآموزان
در استفاده از ساختار it’s time چند اشتباه متداول وجود دارد که با آگاهی از آنها میتوانید از بروزشان جلوگیری کنید.
1. استفاده از فعل حال به جای گذشته
همانطور که اشاره شد، بزرگترین اشتباه استفاده از زمان حال ساده بعد از فاعل در ساختار سوم است.
- اشتباه:
It’s time you clean your room. - صحیح: It’s time you cleaned your room.
2. ترکیب کردن دو ساختار با هم
برخی زبانآموزان به اشتباه ساختار اول (مصدر با to) و سوم (فاعل + فعل) را با هم ترکیب میکنند.
- اشتباه:
It’s time you to go to school. - صحیح: It’s time to go to school. یا It’s time you went to school.
3. استفاده از مصدر با to بعد از It’s high time
همانطور که گفته شد، It’s high time معمولاً با فاعل و فعل گذشته به کار میرود و استفاده از مصدر با to بعد از آن غیرمعمول و اغلب نادرست تلقی میشود.
- اشتباه:
It’s high time to fix this issue. - صحیح: It’s high time we fixed this issue.
جمعبندی نهایی
تسلط بر ساختار it’s time و انواع آن یکی از نشانههای مهارت در مکالمه انگلیسی است. به طور خلاصه به یاد داشته باشید:
- برای بیان کلی اینکه «وقت کاری است»، از It’s time to do something یا It’s time for something استفاده کنید.
- برای تأکید بر اینکه کاری باید الان انجام شود (و شاید کمی دیر شده)، از ساختار It’s time + subject + past verb بهره ببرید.
- برای تأکید بسیار شدید، انتقاد یا بیان فوریت، It’s high time + subject + past verb بهترین گزینه است.
با تمرین این ساختارها و استفاده از آنها در جملات خود، به زودی میتوانید به راحتی و با اطمینان کامل از آنها در مکالمات و نوشتههای خود استفاده کنید.




ممنون از مقاله عالیتون. یه سوال داشتم، آیا بعد از It’s high time حتماً باید فعل به صورت گذشته بیاد؟ مثلاً نمیتونیم بگیم It’s high time you start studying؟
سلام سارا جان، بله دقیقاً نکتهاش همینه. با اینکه معنی جمله به زمان حال یا آینده اشاره داره، اما از نظر گرامری حتماً باید از گذشته ساده استفاده کنی. پس درستش اینه: It’s high time you started studying. این ساختار نشوندهنده یک جور ضرورت یا حتی انتقاده که چرا تا حالا کاری شروع نشده.
من این اصطلاح it’s about time رو توی سریال فرندز زیاد شنیدم. تفاوتش با it’s high time چیه؟
امیررضای عزیز، هر دو خیلی شبیه هم هستن و برای بیان «دیگه وقتشه» به کار میرن. اما It’s about time معمولاً کمی بار منفی یا حالت شاکی بودن داره، یعنی میخوای بگی «بالاخره انجام شد!» یا «خیلی دیر شده برای این کار».
واقعاً تفاوت ظریف بین It’s time to go و It’s time we went رو خیلی خوب توضیح دادید. همیشه برام سوال بود چرا توی فیلمها گاهی فعل رو گذشته میگن.
خوشحالم که برات مفید بوده مریم جان. یادت باشه It’s time to go حالت کلی و خنثی داره، اما وقتی ضمیر میاری و فعل رو گذشته میکنی، یعنی انجام اون کار یکم دیر شده و باید زودتر انجام میشده.
ببخشید، ساختار it’s time for someone to do something هم درسته؟ مثلا It’s time for us to leave؟
تلفظ کلمه high در عبارت It’s high time چطور باید باشه؟ آیا روی high تاکید زیادی میشه؟
بله فاطمه عزیز، برای اینکه شدت ضرورت رو نشون بدی، استرس (Stress) جمله روی کلمه High قرار میگیره تا مخاطب متوجه بشه که دیگه واقعاً وقت انجام اون کار رسیده و نباید بیشتر از این معطل کرد.
من توی رایتینگ آیلتس از It’s high time you realized استفاده کردم، به نظرتون برای محیطهای آکادمیک زیادی غیررسمی نیست؟
حسین جان، این ساختار کاملاً درسته و استفاده از آن نشاندهنده تسلط شما به گرامرهای پیچیده (Subjunctive mood) است. اما دقت کن که در رایتینگ تسک ۲، مخاطب شما معمولاً رسمی است، پس بهتر است از این ساختار برای پیشنهاد دادن راهکارها به دولتها یا سازمانها استفاده کنی، نه به صورت خطاب مستقیم به فرد.
یک مثال دیگه هم میشه برای حالت منفی بزنید؟ مثلا «وقتش رسیده که دیگه سیگار نکشی».
حتماً نازنین جان. میتونی بگی: It’s high time you stopped smoking یا It’s time you didn’t smoke anymore. البته حالت اول با فعل مثبت ولی معنی منفی (ترک کردن) رایجتره.
من همیشه فکر میکردم it’s time برای وقتیه که همین الان میخوایم کاری رو بکنیم. ممنون که تفاوتهاش رو گفتید.
آیا میتونیم بگیم It’s time that you go؟ منظورم اینه که حتماً باید فعل گذشته باشه؟ چون توی فارسی میگیم «وقتشه که بری» نه «وقتشه که رفتی».
مهسا جان، این یکی از رایجترین اشتباهات فارسیزبانهاست. در انگلیسی این یک ساختار فرضی (Unreal past) است. پس حتی اگر منظورمان همین الان است، گرامر حکم میکند که از فعل گذشته استفاده کنیم. پس: It’s time you went درست است.
ساختار very high time هم داریم؟ یا فقط همون High time درسته؟
سعید عزیز، عبارت استاندارد همان It’s high time است و اضافه کردن very قبل از آن رایج نیست و اشتباه محسوب میشود.
توی لهجه بریتیش هم همینجوری استفاده میشه؟ یا اونا ساختار دیگهای دارن؟
نرگس جان، این ساختار در هر دو لهجه آمریکایی و بریتانیایی کاملاً یکسان و بسیار پرکاربرد است.
مقاله خیلی کاربردی بود. مخصوصاً بخش اشتباهات رایج. من همیشه میگفتم it’s time to you go که الان فهمیدم کلاً غلطه.
برای کودکان هم میشه از It’s high time استفاده کرد؟ مثلا بخوایم بگیم وقت خوابته و دیر شده؟
بله زهرا جان، کاملاً. مثلاً مامانها به بچههاشون میگن: It’s high time you were in bed! یعنی «دیگه واقعاً وقتشه که توی تختت باشی (و نیستی!)».
آیا کلمه time در این جملات همیشه مفرده؟
بله محمد عزیز، در این اصطلاح خاص، کلمه time همیشه به صورت مفرد به کار میرود.
واقعا سایتتون برای یادگیری گرامرهای کاربردی بهترینه. دمتون گرم.
تفاوت It’s time for lunch با It’s time to have lunch چیه؟
امید جان، تفاوت خاصی در معنا ندارند. اولی از اسم (lunch) استفاده کرده و دومی از فعل (to have). هر دو کاملاً درست و رایج هستند.
میشه بگید مترادف It’s high time توی فارسی دقیقاً چی میشه؟ «وقت گل نی» که نیست؟ 😂
نه فرزانه جان 😂 بهترین معادل فارسیاش اینه: «دیگه واقعاً وقتشه که…» یا «خیلی وقته که باید فلان کار رو میکردی».
ساختار It’s time we make a decision درسته یا It’s time we made a decision؟
آرش عزیز، طبق توضیحات مقاله، چون بعد از it’s time ضمیر (we) آمده، باید فعل به صورت گذشته بیاید. پس: It’s time we made a decision درست است.
خیلی ممنون، مثالها خیلی به درکم از این مطلب کمک کرد. مخصوصاً مثالهای مقایسهای.
استفاده از It is time به جای It’s time در نامههای رسمی اشکالی داره؟
بابک جان، اصلاً اشکالی ندارد. اتفاقاً در متون و نامههای کاملاً رسمی، بهتر است که از مخففها استفاده نکنیم و بنویسیم It is time.