- آیا میدانید تفاوت boring و bored دقیقاً در چیست و هر کدام را کجا باید به کار ببرید؟
- چرا گاهی میگوییم “I am interested” اما گاهی میگوییم “The book is interesting”؟
- آیا قانون مشخصی برای استفاده از صفات منتهی به ing- و ed- در زبان انگلیسی وجود دارد؟
- چگونه میتوانیم برای همیشه این اشتباه رایج گرامری را کنار بگذاریم و مانند یک فرد نیتیو صحبت کنیم؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات کلیدی پاسخ خواهیم داد. یکی از چالشهای همیشگی زبانآموزان ایرانی، درک و استفاده صحیح از صفات منتهی به ing- و ed- است. بسیاری از افراد در مکالمات و نوشتههای خود، این دو نوع صفت را به جای یکدیگر استفاده میکنند که میتواند معنای جمله را کاملاً تغییر دهد. درک کامل تفاوت boring و bored و تعمیم این قانون به سایر صفات مشابه، سطح زبان انگلیسی شما را به شکل چشمگیری ارتقا میدهد. با ما همراه باشید تا این مفهوم گرامری مهم را یک بار برای همیشه به صورت شفاف و با مثالهای کاربردی یاد بگیرید.
قانون طلایی: تفاوت اصلی بین صفات ing- و ed-
بیایید از همین ابتدا، مهمترین قانون را یاد بگیریم. این قانون به سادگی به شما کمک میکند تا در ۹۹ درصد مواقع تصمیم درستی بگیرید. به خاطر سپردن این نکته، کلید درک تفاوت boring و bored و سایر صفات مشابه است.
- صفات منتهی به ing- (مثل boring): این صفات، عامل یا منبع یک حس را توصیف میکنند. آنها ماهیت چیزی یا کسی را بیان میکنند که باعث ایجاد یک احساس خاص میشود. این صفات به این سوال پاسخ میدهند: «آن شخص یا آن چیز چگونه است؟»
- صفات منتهی به ed- (مثل bored): این صفات، احساس یا حالت یک شخص (و گاهی حیوان) را توصیف میکنند. آنها بیانگر تأثیری هستند که آن عامل خارجی روی ما گذاشته است. این صفات به این سوال پاسخ میدهند: «شما چه احساسی دارید؟»
برای روشنتر شدن موضوع، بیایید به مثال اصلی خودمان برگردیم:
The movie was boring. (فیلم خستهکننده بود.)
در اینجا، کلمه boring خودِ فیلم را توصیف میکند. فیلم، عامل خستگی است. ماهیت فیلم، خستهکننده بودن است.
I was bored during the movie. (من در طول فیلم حوصلهام سر رفته بود.)
در این جمله، کلمه bored احساس و حالت من را توصیف میکند. این حسی است که فیلم در من ایجاد کرده است.
یک مثال دیگر برای درک بهتر
فرض کنید در حال خواندن یک کتاب بسیار جذاب هستید. حالا این دو جمله را مقایسه کنید:
- That is a very interesting book. (آن کتاب بسیار جالبی است.) -> «Interesting» ماهیت کتاب (عامل حس) را توصیف میکند.
- I am very interested in that book. (من به آن کتاب بسیار علاقهمند هستم.) -> «Interested» احساس شما (گیرنده حس) را نسبت به کتاب بیان میکند.
پس اگر بگویید “I am interesting”، معنای جمله این است که «من آدم جالبی هستم» (یعنی شما عامل ایجاد حس علاقه در دیگران هستید)، نه اینکه «من علاقهمند هستم». این یکی از رایجترین اشتباهاتی است که زبانآموزان مرتکب میشوند.
جدول مقایسهای صفات ing- و ed-
برای خلاصهسازی و مرور سریع، جدول زیر میتواند بسیار مفید باشد. در این جدول، کاربرد و معنای هر دسته از صفات به وضوح مقایسه شده است.
| ویژگی | صفات منتهی به -ing | صفات منتهی به -ed |
|---|---|---|
| نقش در جمله | توصیف کننده عامل یا منبع حس | توصیف کننده احساس یا حالت دریافتکننده |
| چه چیزی را توصیف میکند؟ | یک شخص، یک چیز، یا یک موقعیت | احساسات یک شخص (یا حیوان) |
| مثال کلیدی | A boring lecture (یک سخنرانی خستهکننده) | A bored student (یک دانشآموز بیحوصله) |
| مثال دیگر | An exciting football match (یک مسابقه فوتبال هیجانانگیز) | The excited fans (طرفداران هیجانزده) |
| سوال مرتبط | What is it like? (چگونه است؟) | How do you feel? (چه احساسی داری؟) |
مثالهای کاربردی از جفتهای رایج
حالا که قانون اصلی و تفاوت boring و bored را به خوبی درک کردید، بیایید این دانش را با بررسی چند جفت صفت رایج دیگر گسترش دهیم. به نحوه استفاده از هر صفت در جملات زیر دقت کنید.
1. Confusing vs. Confused
- The instructions were very confusing. (دستورالعملها بسیار گیجکننده بودند.) -> دستورالعملها عامل سردرگمی بودند.
- I was confused by the instructions. (من با خواندن دستورالعملها گیج شدم.) -> «گیج شدن» احساس من است.
2. Exciting vs. Excited
- This is the most exciting game I have ever watched! (این هیجانانگیزترین بازی است که تا به حال دیدهام!) -> بازی عامل هیجان است.
- The children are so excited about the trip. (بچهها برای سفر خیلی هیجانزده هستند.) -> «هیجانزده بودن» حس بچههاست.
3. Annoying vs. Annoyed
- The sound of the mosquito is very annoying. (صدای پشه خیلی آزاردهنده است.) -> صدای پشه عامل آزار است.
- She was annoyed with him for being late. (او از دستش به خاطر دیر آمدن عصبانی بود.) -> «عصبانی بودن» احساس آن خانم است.
4. Tiring vs. Tired
- Working for 12 hours is very tiring. (۱۲ ساعت کار کردن بسیار خستهکننده است.) -> کار کردن عامل خستگی است.
- After working for 12 hours, I feel really tired. (بعد از ۱۲ ساعت کار، واقعاً احساس خستگی میکنم.) -> «خسته بودن» حالت من است.
5. Surprising vs. Surprised
- The news was quite surprising. (خبر کاملاً غافلگیرکننده بود.) -> خبر، منبع شگفتی بود.
- We were very surprised to see her there. (ما از دیدن او در آنجا بسیار غافلگیر شدیم.) -> «غافلگیر شدن» احساس ما بود.
نکات تکمیلی و اشتباهات رایج
برای تسلط کامل بر این مبحث، دانستن چند نکته تکمیلی و آگاهی از اشتباهات متداول میتواند بسیار کمککننده باشد. در این بخش به چند مورد مهم اشاره میکنیم.
آیا صفات ed- فقط برای انسانها به کار میروند؟
عموماً بله. صفات منتهی به ed- احساسات را توصیف میکنند و معمولاً این انسانها هستند که این احساسات را تجربه میکنند. با این حال، گاهی اوقات میتوان از آنها برای حیوانات نیز استفاده کرد، به خصوص حیوانات خانگی که ما برایشان شخصیت و احساسات قائل هستیم.
مثال: The dog was frightened by the loud noise. (سگ از صدای بلند ترسیده بود.)
اما استفاده از این صفات برای اشیاء بیجان اشتباه است. شما هرگز نمیتوانید بگویید “The chair was tired” یا “The book was bored”. اشیاء احساس ندارند.
توصیف شخصیت با صفات ing-
یکی از کاربردهای مهم صفات ing- توصیف ویژگیهای شخصیتی یک فرد است. وقتی میگویید کسی “interesting” یا “boring” است، شما در حال توصیف شخصیت و ماهیت وجودی او هستید.
- He is a boring person. (او آدم خستهکنندهای است.) -> یعنی او معمولاً باعث میشود دیگران احساس بیحوصلگی کنند.
- She is an interesting speaker. (او سخنران جالبی است.) -> یعنی او باعث ایجاد حس علاقه در شنوندگان میشود.
دقت کنید که اگر در این موارد از صفت ed- استفاده کنید، معنا کاملاً عوض میشود: “He is bored” یعنی «او الان حوصلهاش سر رفته است».
جمعبندی نهایی
همانطور که در این مقاله به تفصیل بررسی کردیم، کلید حل معمای صفات منتهی به ing- و ed- در درک نقش آنهاست. به طور خلاصه:
- از صفات منتهی به ing- برای توصیف عامل یا منبع یک حس استفاده کنید (یک چیز، یک موقعیت، یا شخصیت یک فرد).
- از صفات منتهی به ed- برای توصیف احساس یا حالت یک شخص که تحت تأثیر آن عامل قرار گرفته است، استفاده کنید.
به یاد سپردن تفاوت boring و bored به عنوان مثال کلیدی، همیشه میتواند به شما کمک کند تا این قانون را به خاطر بیاورید. فیلم boring است و در نتیجه، شما bored میشوید. سفر exciting است و شما excited میشوید. با تمرین و توجه به این نکته ساده در فیلمها، کتابها و مکالمات روزمره، به زودی استفاده از این صفات برای شما کاملاً طبیعی و خودکار خواهد شد.




خیلی ممنون از مقاله خوبتون. من همیشه شک داشتم که بگم I am boring یا I am bored. الان متوجه شدم که وقتی میگم I am boring یعنی من آدم کسلکنندهای هستم! درست متوجه شدم؟
دقیقا سارا جان! نکته بسیار ظریفی بود. وقتی از صفات ing- استفاده میکنی داری ویژگی یک فرد یا شیء رو توصیف میکنی، اما ed- نشوندهنده احساسی هست که در اون لحظه داری. پس I am bored یعنی «من حوصلهام سر رفته».
یه سوال داشتم، کلمه exhausted هم همین قانون رو داره؟ مثلا تفاوتش با exhausting چیه؟ توی سریالها زیاد میشنوم.
بله امیررضا عزیز، دقیقا همینطوره. Exhausting یعنی «بسیار خستهکننده» (عامل خستگی) و Exhausted یعنی «بسیار خسته و از پا افتاده» (احساس فرد). مثلا: The race was exhausting, and I am exhausted.
واقعا کاربردی بود. من همیشه این دوتا رو با هم قاطی میکردم. مرسی که با مثالهای ساده توضیح دادید.
آیا کلماتی هم هستن که استثنا باشن و این قانون براشون صدق نکنه؟ یا برای همه صفات ing و ed همینطوره؟
نیلوفر عزیز، این قانون برای اکثر صفاتی که از افعال ساخته میشن (Participle Adjectives) صادقه. اما یادت باشه بعضی صفتها اصلا فرم ed- یا ing- ندارند. برای صفات رایجی مثل interested/interesting یا excited/exciting این قانون طلایی همیشه جواب میده.
من توی یک فیلم شنیدم که میگفت: The news was shocking. اینجا چرا از shocked استفاده نکرد؟
سوال خوبیه حسین جان. چون خبر (The news) عامل شوکه شدن بوده، پس باید صفت ing- بگیریم. اگر میخواست بگه «من از شنیدن خبر شوکه شدم»، باید میگفت: I was shocked by the news.
میشه چند تا مثال دیگه برای صفات کمتر شناخته شده بزنید؟ مثلا frustrated و frustrating؟
حتما زهرا جان. Frustrating یعنی چیزی که باعث کلافگی میشه، مثلا: Working with slow computers is frustrating. و Frustrated یعنی کسی که کلافه شده: I feel frustrated because the internet is slow.
عالی بود، من برای یادگیری این موضوع همیشه به دانشآموزام میگم ed برای آدمه و ing برای اشیاء. البته میدونم همیشه درست نیست ولی برای شروع خوبه.
نکته جالبی بود بابک عزیز، اما همونطور که گفتی همیشه درست نیست. چون یک آدم هم میتونه boring یا interesting (عامل ایجاد حس) باشه. بهترین راه همون تفکیک بین «احساس» و «عامل احساس» هست.
تلفظ کلمه interested هم میتونه چالشبرانگیز باشه. بعضیا میگن اینترستد و بعضیا اینترستید. کدوم درسته؟
تلفظ رایج و نیتیو معمولاً به صورت /ˈɪntrəstɪd/ هست، یعنی بخش ‘te’ خیلی سریع و کوتاه تلفظ میشه. شنیدن تلفظ در دیکشنریهای آنلاین مثل Cambridge خیلی کمک میکنه.
این مقاله واقعا گره کور گرامر من رو باز کرد. همیشه فکر میکردم اشتباه میگم.
فرق بین confused و confusing رو میشه توی محیط کاری مثال بزنید؟ ممنون میشم.
البته سپیده عزیز. مثلاً: The instructions you sent were very confusing (دستورالعملها گیجکننده بودند). در نتیجه: I am confused and I don’t know what to do (من گیج شدم و نمیدونم چیکار کنم).
من یک بار به دوستم گفتم You are bored و اون ناراحت شد! فکر کرد دارم بهش توهین میکنم. بعدا فهمیدم باید میگفتم You are boring؟
برعکس آرش جان! اگر به کسی بگی You are boring یعنی «تو آدم خستهکنندهای هستی» که ممکنه ناراحت بشه. اما You are bored یعنی «تو حوصلهات سر رفته» که یک بیان ساده از احساس اوست.
ممنون از سایت خوبتون. برای سطوح مبتدی واقعا این مطالب لازمه.
آیا کلمه frightening و frightened مترادفهای دیگهای دارن که بشه به جای اونا استفاده کرد؟
بله پیمان جان. به جای frightening میتونی از scary و به جای frightened از scared استفاده کنی. اینها در مکالمات روزمره بسیار رایجتر هستند.
ببخشید، آیا کلمهای مثل satisfying هم همین قاعده رو داره؟ مثلا برای غذا میشه استفاده کرد؟
بله نگین جان. A satisfying meal یعنی غذایی که شما رو راضی و سیر میکنه. و در مقابل شما میگید: I feel satisfied after that meal.
دمتون گرم. خیلی ساده و روان بود.
یک سوال: آیا میتوانیم بگوییم The movie was bored؟
خیر الناز عزیز. چون فیلم یک موجود بیجان هست و نمیتونه «احساس حوصلهسررفتگی» داشته باشه. فیلم همیشه عامل ایجاد حس هست، پس باید بگیم: The movie was boring.
توی آزمون آیلتس (IELTS) چقدر روی این موضوع حساس هستن؟
بسیار زیاد رامین جان. استفاده اشتباه از این صفات در بخش Speaking یا Writing میتونه نمره Grammar شما رو پایین بیاره، چون یکی از اشتباهات پایهای و رایج محسوب میشه.
من همیشه فکر میکردم ed برای گذشتهست و ing برای زمان حال!
این یک باور اشتباه رایجه هانیه جان. در اینجا ما درباره «زمان افعال» صحبت نمیکنیم، بلکه داریم درباره «صفات» بحث میکنیم که ظاهرشون شبیه افعال هست.
مثالهای بیشتری برای amused و amusing بزنید لطفا.
حتما فرزاد عزیز. Amusing یعنی سرگرمکننده یا خندهدار. مثلا: An amusing story (یک داستان سرگرمکننده). Amused یعنی کسی که سرگرم شده یا خندهاش گرفته: She was amused by his joke.
بسیار عالی. منتظر مقالات بعدی در مورد گرامرهای مشابه هستیم.