مجله آموزش زبان EnglishVocabulary.ir
از دنده چپ بلند شدن: Getting up from left rib?

شده صبح از خواب بیدار شید ببینید حوصله هیچ‌کس و هیچ‌چیز رو ندارید؟ انگار دنیا باهاتون سر جنگ داره و کوچک‌ترین حرفی می‌تونه رو اعصابتون راه بره. تو فارسی خودمون می‌گیم طرف «از دنده چپ بلند شده». اما آیا واقعاً دنده چپ ربطی به اخلاق داره؟ بیایید این ماجرا رو یک‌بار برای همیشه روشن کنیم!

بذارید خیالتون رو راحت کنم: در آناتومی، دنده چپ هیچ ربطی به اعصاب و روان ما نداره. این فقط یک اصطلاحه! ولی نکته جالب اینجاست که انگلیسی‌زبان‌ها هم دقیقاً همین مفهوم رو با یک عبارت بامزه دیگه بیان می‌کنن.

📌 این مقاله را از دست ندهید:نفرین کلمه “Bloody”: چرا رون ویزلی همیشه اینو میگفت؟

انگلیسی‌ها از کدوم سمت تخت بلند می‌شن؟

وقتی یک نیتیو (Native) بخواد بگه حال و حوصله نداره و بدخلقه، نمی‌گه “I got up from my left rib”. این ترجمه مستقیم و خنده‌داره! معادل دقیق و اصطلاحی که اون‌ها استفاده می‌کنن اینه:

یعنی «امروز از سمت اشتباه تخت بلند شدم». خیلی باحال و نزدیک به اصطلاح خودمونه، نه؟ این عبارت یعنی اون روز رو با حس بد و بدخلقی شروع کردی.

مثال در مکالمه واقعی:

فرض کنید همکارتون خیلی بی‌حوصله‌ست. می‌تونید ازش بپرسید:

“Wow, did you get up on the wrong side of the bed this morning?”
(«وای، امروز از دنده چپ بلند شدی؟»)

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:معنی “FOMO” و “JOMO” در دنیای دیجیتال (شما کدومید؟)

چطور به آدم بدخلق «بدخلق» بگیم؟

خب، فهمیدیم که اصطلاحش چی می‌شه. حالا بیایید دو تا صفت فوق‌العاده کاربردی و خیابونی یاد بگیریم که برای توصیف آدم‌های «بدعنق» و «نق‌نقو» استفاده می‌شه. این کلمات رو تو هیچ کتاب درسی پیدا نمی‌کنید!

۱. کلمه باحال Grumpy

Grumpy (تلفظ: گرامپی) یعنی کسی که بداخلاق و کم‌حوصله‌ست، ولی لزوماً عصبانی نیست. فکر کنید به پدربزرگ‌های gruñon توی کارتون‌ها! اون‌ها بهترین مثال برای grumpy هستن.

۲. کلمه دقیق Cranky

Cranky (تلفظ: کِرَنکی) خیلی شبیه به grumpy هست ولی معمولاً برای بدخلقی‌های موقتی استفاده می‌شه، مثلاً وقتی کسی خسته‌ست یا گرسنه‌شه. بچه‌ها وقتی خوابشون میاد خیلی cranky می‌شن.

نکته فرهنگی: هر دو کلمه Grumpy و Cranky کاملاً غیررسمی (Informal) هستن و می‌تونید راحت در صحبت‌های روزمره با دوستاتون ازشون استفاده کنید.

نتیجه‌گیری: از دنده چپ یا سمت اشتباه تخت؟

پس دفعه بعدی که خواستید به انگلیسی بگید کسی بداخلاقه، یادتون باشه که اون‌ها کاری به دنده چپ ندارن! به جاش از اصطلاح شیرین “got up on the wrong side of the bed” استفاده کنید و برای توصیف حالتشون، از کلمات باحال grumpy یا cranky کمک بگیرید.

شما چطور؟ چه چیزی باعث می‌شه از دنده چپ بلند شید؟ قهوه نخوردن؟ ترافیک؟ تو کامنت‌ها به انگلیسی برامون بنویسید!

۱. تفاوت اصلی Grumpy و Cranky چیه؟

Grumpy معمولاً به یک حالت بدخلقی پایدارتر یا بخشی از شخصیت اشاره داره، در حالی که Cranky اغلب موقتی و ناشی از یک دلیل مشخص مثل خستگی یا گرسنگیه.

۲. آیا “Got up on the wrong side of the bed” یک اصطلاح رسمی است؟

خیر، این یک اصطلاح کاملاً غیررسمی (Informal) و محاوره‌ای است. بهتر است در موقعیت‌های کاری یا ایمیل‌های رسمی از آن استفاده نکنید.

۳. به جز Grumpy و Cranky چه کلمات دیگه‌ای برای آدم بدخلق وجود داره؟

کلمات زیادی وجود دارند! چند نمونه دیگه عبارتند از: Grouchy (شبیه Grumpy و اهل غر زدن)، Moody (کسی که حالتش سریع عوض می‌شه) و Irritable (زودرنج و تحریک‌پذیر).

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 173

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

84 پاسخ

  1. خیلی جالب بود! همیشه برام سوال بود که معادل دقیق این اصطلاح توی انگلیسی چیه. مرسی که انقدر ساده و کاربردی توضیح دادید.

    1. خوشحالم که برات مفید بوده مریم جان. استفاده از این اصطلاح‌ها باعث می‌شه صحبت کردنت خیلی نیتیو و طبیعی‌تر به نظر برسه.

  2. مطلب مفیدی بود، ولی ای کاش ریشه اصطلاح فارسی رو هم بیشتر توضیح می‌دادید که اصلا چرا دنده چپ؟ ربطی به خرافات قدیمی داره یا واقعاً دلیلی پشتش هست؟

  3. من یه جا شنیده بودم که می‌گن Wake up grumpy. این هم درسته یا حتماً باید همون اصطلاح تخت رو به کار ببریم؟ کلاً کدومش رایج‌تره؟

    1. بله سارا جان، Wake up grumpy هم کاملاً درسته، اما Wrong side of the bed دقیقاً اون حالت کنایه‌ای و اصطلاحی «دنده چپ» رو داره که توی مکالمات روزمره خیلی پرکاربرده.

  4. کاش توی پست‌های بعدی بگید وقتی می‌بینیم یکی از دنده چپ بلند شده، بهترین واکنشی که می‌تونیم به انگلیسی نشون بدیم چیه که طرف بیشتر عصبی نشه!

    1. پیشنهاد خیلی خوبیه رضا جان! حتماً یک پست در مورد جملات کاربردی برای مدیریت این موقعیت‌ها آماده می‌کنیم.

  5. چقدر جالب! من همیشه فکر می‌کردم فقط ما ایرانی‌ها برای بدخلقی صبحگاهی اصطلاح خاص داریم. شباهت فرهنگی تو این مورد واقعاً برام عجیب بود.

  6. به نظرم مثال‌های بیشتری می‌تونستید بزنید. مثلاً فرق این با I’m not a morning person چیه؟ این‌ها رو هم اگه توضیح بدید عالی می‌شه.

  7. اصطلاح Wrong side of the bed رو توی سریال Friends شنیده بودم ولی هیچ‌وقت معادل فارسیش رو تو ذهنم پیدا نکرده بودم. ممنون از این تطبیق عالی!

    1. دقیقاً نیلوفر عزیز! سریال‌ها بهترین جا برای یاد گرفتن این مدل اصطلاحات هستن. خوشحالم که این پست به یادت کمک کرد.

  8. عالی بود، فقط یه سوال: این اصطلاح برای محیط‌های رسمی هم کاربرد داره یا فقط توی جمع‌های دوستانه باید استفاده کرد؟

  9. خیلی عالی بود! من همیشه فکر می‌کردم باید از کلمه rib استفاده کنم. آیا این اصطلاح formal هست یا فقط در محاوره استفاده می‌شه؟

    1. سلام سارای عزیز. این اصطلاح کاملاً informal یا غیررسمی هست و بهتره در محیط‌های دوستانه و خانوادگی استفاده بشه. برای محیط‌های رسمی می‌تونی بگی: He is in a bad mood today.

  10. من این اصطلاح رو توی سریال Friends شنیده بودم ولی اون موقع معنیش رو دقیق نفهمیدم. ممنون که شفاف‌سازی کردید.

  11. آیا می‌تونیم به جای get up از wake up هم استفاده کنیم؟ یعنی بگیم: Wake up on the wrong side of the bed؟

    1. سوال خیلی خوبیه مریم جان! در واقع فعل اصلی این اصطلاح get up هست، چون به لحظه بلند شدن از تخت اشاره داره. استفاده از wake up خیلی رایج نیست و ممکنه نیتیوها حس کنن اشتباه گفتی.

  12. خیلی برام جالب بود که ما می‌گیم «دنده چپ» اونا می‌گن «سمت اشتباه تخت». به نظرتون مترادف دیگه‌ای هم برای آدم بدقلق داریم؟ مثل کلمه grumpy؟

    1. دقیقاً نیما جان! Grumpy یکی از بهترین صفت‌ها برای این حالته. کلمات دیگه‌ای مثل moody یا cranky هم خیلی پرکاربرد هستن.

  13. من یک بار به دوستم گفتم You got up from your left rib و کلی بهم خندید! الان فهمیدم چرا. واقعاً ترجمه تحت‌اللفظی فاجعه‌ست.

    1. حامد عزیز، در کلمه wrong، حرف w کاملاً صامت (Silent) هست و تلفظ از صدای /r/ شروع می‌شه. درست مثل کلمه write.

  14. استاد، اگر بخواهیم بگیم «چرا امروز انقدر بدخلقی؟» با استفاده از این اصطلاح چطوری باید بپرسیم؟

    1. می‌تونی بپرسی: ?Did you get up on the wrong side of the bed today که یک حالت کنایه‌ای و بامزه داره.

  15. دمتون گرم. من تازه یادگیری زبان رو شروع کردم و این نکات کوتاه خیلی بهم کمک می‌کنه که دایره لغاتم بره بالا.

  16. یک سوال، آیا این اصطلاح فقط برای صبح‌هاست؟ مثلاً اگه کسی عصر هم بد اخلاق باشه می‌شه این رو بهش گفت؟

    1. بله رویا جان، حتی اگه عصر باشه، این اصطلاح رو به کار می‌برن تا بگن انگار از اول روز حالت خوب نبوده و کج‌خلق بودی.

  17. من شنیدم بعضی‌ها می‌گن Get out of bed on the wrong side. کدومش درست‌تره؟ get up یا get out of bed؟

    1. هر دو کاملاً درست و رایج هستن رضا جان. ‘Get up’ کوتاه‌تره و بیشتر شنیده می‌شه، اما ‘Get out of bed’ هم دقیقاً همون معنی رو می‌ده.

  18. واقعاً ریشه این اصطلاحات از کجا میاد؟ چرا سمت چپ یا سمت اشتباه؟

  19. لطفاً در مورد اصطلاحاتی که با اعضای بدن ساخته می‌شن بیشتر بنویسید، مثل همین دنده یا دست و پا.

    1. حتماً سینا جان! لیست مقالات بعدی‌مون شامل اصطلاحاتی با کلمات eye, leg و hand هست. منتظر باش!

  20. ممنون از سایت خوبتون. ای کاش تلفظ صوتی جملات رو هم می‌ذاشتید.

  21. خیلی کاربردی بود. من همیشه دنبال معادل انگلیسی ضرب‌المثل‌های فارسی هستم. این یکی خیلی چسبید.

  22. آیا کلمه ‘crabby’ هم می‌تونه مترادف برای کسی باشه که از دنده چپ بلند شده؟

    1. بله آیدا جان، Crabby دقیقاً به معنی کسی هست که زود عصبانی می‌شه و بدقلقه. انتخاب خیلی هوشمندانه‌ای بود!

  23. یه جا خوندم رومی‌های باستان معتقد بودن سمت چپ تخت شگون نداره، شاید ریشه انگلیسی‌ش هم از همون‌جا باشه.

  24. من این رو توی یک پادکست شنیدم ولی فکر کردم منظورش اینه که تختش خرابه! مرسی که معنیش رو گفتید.

    1. خواهش می‌کنم شادی جان! دنیای اصطلاحات یا همون Idioms دقیقاً همینه؛ معنی کلمات با معنی کل عبارت فرق داره.

    1. Exactly, Peyman! Since ‘get’ is an irregular verb, the past tense is ‘got’. For example: ‘He got up on the wrong side of the bed this morning.’

  25. یک پیشنهاد: می‌تونید در مورد ‘I’m not a morning person’ هم بنویسید؟ فکر کنم به این موضوع ربط داشته باشه.

    1. ایده‌ عالیه فرهاد جان! حتماً در مورد تفاوت Morning person و Night owl یک پست اختصاصی می‌ذاریم.

  26. وای چقدر جالب! همیشه فکر می‌کردم فقط تو فارسی همچین اصطلاحی داریم. ممنون بابت این مقایسه خوب!

    1. خواهش می‌کنم سارا جان! خیلی خوشحالیم که براتون مفید بوده. بله، جالبه که چقدر مفاهیم مشترکی بین زبان‌ها با 표현ات متفاوت وجود داره.

  27. سلام. عالی بود. اگه میشه چند تا مثال دیگه از ‘I got up on the wrong side of the bed’ توی جملات مختلف بذارید تا بهتر جا بیفته. مثلا برای موقعیت‌های کاری یا دوستانه.

    1. حتماً امیرحسین عزیز! برای موقعیت‌های کاری: ‘My boss seems to have gotten up on the wrong side of the bed today, so let’s be extra careful.’ (رئیسم امروز بدخلقه، پس خیلی مراقب باشیم.) برای موقعیت دوستانه: ‘Don’t mind John, he just got up on the wrong side of the bed.’ (به جان اهمیت نده، فقط بدخلق شده.)

  28. من این اصطلاح رو تو یه فیلم آمریکایی شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمی‌دونستم. الان قشنگ برام روشن شد. مرسی از توضیحات کاملتون.

    1. خوشحالیم که تونستیم کمکتون کنیم نرگس خانم! اصطلاحات اغلب در فیلم‌ها و سریال‌ها کاربرد زیادی دارن و شنیدن اونا تو متن اصلی باعث میشه بهتر یادشون بگیریم.

  29. آیا این اصطلاح ‘I got up on the wrong side of the bed’ خیلی رسمی هست یا میشه تو مکالمات روزمره هم ازش استفاده کرد؟

    1. رضا جان، این اصطلاح کاملاً غیررسمی و رایج در مکالمات روزمره هست. مردم عادی برای بیان بدخلقی یا بی‌حوصلگی صبحگاهی به راحتی ازش استفاده می‌کنن و ابداً رسمی نیست.

  30. چه مقایسه قشنگی! واقعاً بعضی وقت‌ها ترجمه کلمه به کلمه چقدر می‌تونه خنده‌دار باشه. ‘I got up from my left rib’ عالی بود 😂

    1. بله فاطمه خانم، دقیقاً! این یکی از چالش‌های جذاب یادگیری زبان‌های جدیده که نشون میده چقدر باید مراقب ترجمه مستقیم بود و اصطلاحات رو به شکل خودشون یاد گرفت.

  31. اگه کسی خیلی بدخلق باشه و فقط مربوط به صبح نباشه، بازم میشه گفت ‘got up on the wrong side of the bed’؟ یا فقط برای اول روزه؟

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدی علی! این اصطلاح بیشتر برای بدخلقی‌ای به کار میره که ریشه‌اش از صبح و شروع روز باشه. اگه کسی کلاً بداخلاق هست یا بدخلقی‌اش طول روز ادامه پیدا کرده و ربطی به صبح نداره، میشه از اصطلاحات دیگه‌ای مثل ‘grumpy’ (اخمو/ترشرو) یا ‘irritable’ (تحریک‌پذیر) استفاده کرد.

  32. ممنون از مقاله خوبتون. تلفظ کلمه ‘wrong’ برای من همیشه کمی سخته. میشه یه راهنمایی برای تلفظ دقیقش بکنید؟

    1. پریسا جان، برای تلفظ ‘wrong’، دقت کنید که حرف ‘w’ در ابتدای کلمه بی صداست و تلفظ نمیشه. شما فقط ‘r-ong’ رو می‌شنوید. یعنی تقریباً مثل ‘رانگ’ فارسی، با تاکید روی ‘ر’ و صدای ‘آ’ کشیده. می‌تونید تو دیکشنری‌های آنلاین هم تلفظ صوتیش رو چک کنید.

  33. تجربه شخصی: یه بار همین اصطلاح رو اشتباهی ترجمه کردم و گفتم ‘I woke up from my left side’ و دوست انگلیسیم کلی خندید. الان دلیلشو فهمیدم. ممنون بابت روشنگری!

    1. محسن جان، ممنون که تجربه‌تون رو با ما به اشتراک گذاشتید! این نشون میده که یادگیری اصطلاحات چقدر می‌تونه مکالمات رو طبیعی‌تر و درست‌تر کنه. دقیقاً برای همین این مطالب رو منتشر می‌کنیم.

  34. واقعا این شباهت فرهنگی تو بیان یک مفهوم بین دو زبان اینقدر دور از هم جالبه. ریشه این اصطلاح انگلیسی ‘wrong side of the bed’ از کجا اومده؟

    1. هانیه جان، بله خیلی جذابه! درباره ریشه این اصطلاح، باور بر اینه که از دوران روم باستان و خرافات مرتبط با آن نشأت گرفته. رومی‌ها معتقد بودند که برای جلوگیری از بدشانسی و بداخلاقی، باید از سمت راست تخت بلند شد. این باور به تدریج به زبان انگلیسی راه پیدا کرده و تبدیل به اصطلاح فعلی شده.

  35. اگه بخوایم بگیم کسی ذاتاً بدخلق هست، بازم از این اصطلاح استفاده میشه؟ یا این فقط برای یک روز خاصه؟

    1. سامان جان، ‘get up on the wrong side of the bed’ کاملاً مربوط به بدخلقی ‘موقت’ و ‘یک‌روزه’ هست، معمولاً به خاطر شروع بد روز. برای بدخلقی ذاتی و همیشگی باید از کلمات دیگری مثل ‘ill-tempered’ (بدخلق) یا ‘sullen’ (عبوس) استفاده کنید.

  36. مرسی از آموزش خوبتون. واقعا لازم بود یه بار یکی اینو توضیح بده. تا الان همیشه تو ذهنم سوال بود.

    1. خوشحالیم که مقاله تونسته به سوالاتتون پاسخ بده مریم جان. هدف ما دقیقاً همین رفع ابهامات و ارائه آموزش‌های کاربردیه.

  37. من دیدم بعضی وقتا میگن ‘He’s just not himself today.’ آیا اینم معنی مشابهی میده؟

    1. پویا جان، ‘He’s just not himself today’ به این معنیه که ‘امروز حال خودش نیست’ یا ‘مثل همیشه نیست’ و می‌تونه شامل بدخلقی هم بشه، اما گستره معناییش کمی وسیع‌تره و هر نوع تغییر رفتار موقتی رو شامل میشه. ‘Got up on the wrong side of the bed’ دقیقاً به بدخلقی ناشی از شروع بد روز اشاره داره.

  38. برای زمان گذشته این اصطلاح، یعنی مثلاً ‘دیروز از دنده چپ بلند شدم’، فقط باید ‘got’ رو به ‘get’ تغییر بدیم؟ یا ساختار دیگه‌ای داره؟

    1. سوال دقیقی پرسیدید الهام جان! بله، کاملاً درست حدس زدید. فقط کافیه ‘get’ رو به گذشته ساده یعنی ‘got’ تغییر بدید. مثلاً: ‘Yesterday, I got up on the wrong side of the bed.’ به همین سادگی!

  39. عجب مقاله مفیدی! واقعاً به دردم خورد. مرسی از تیم خوب Englishvocabulary.ir

    1. سپاس از لطف شما حسن عزیز. باعث افتخاره که مطالب ما براتون کاربردی و مفیده. بازم به ما سر بزنید!

  40. آیا مناطق مختلف در کشورهای انگلیسی‌زبان برای این مفهوم اصطلاحات دیگه‌ای هم دارن؟

    1. شیوا جان، این اصطلاح ‘get up on the wrong side of the bed’ در بین همه انگلیسی‌زبانان و در مناطق مختلف (آمریکا، بریتانیا، استرالیا و…) کاملاً رایج و شناخته شده است. شاید اصطلاحات محلی کمتر رایجی هم برای بیان بدخلقی وجود داشته باشه، اما این یکی همگانیه.

  41. یه سوال! اگه بخوایم بگیم ‘بذارید از دنده راست بلند بشم!’ آیا میشه از ‘get up on the right side of the bed’ استفاده کرد؟ یا اصطلاح دیگه ای داره؟

    1. مهدی جان، اصطلاح ‘get up on the right side of the bed’ به اندازه ‘wrong side’ رایج نیست و کمتر شنیده میشه. معمولاً وقتی میخوان بگن حالشون خوبه یا با انرژی شروع کردن، از عبارت‌های مثبتی مثل ‘I woke up feeling great’ (با حس عالی بیدار شدم) یا ‘I’m in a good mood today’ (امروز سرحالم) استفاده می‌کنن.

  42. مقایسه فارسی و انگلیسی اصطلاحات واقعاً کمک می‌کنه بهتر تو ذهن بمونه. دستتون درد نکنه.

  43. ممنون از این پست پرانرژی و مفید. چقدر جالب بود که ریشه اون تو روم باستانه. واقعا یه مقاله کامل و جامع بود.

  44. من این اصطلاح رو وقتی داشتم Friends می‌دیدم شنیدم و دقیقاً همین معنی رو برداشت کردم، ولی مطمئن نبودم. حالا خیالم راحت شد. واقعاً این بلاگ عالیه!

    1. رویا جان، دیدن اصطلاحات در بستر واقعی مثل سریال‌ها و فیلم‌ها بهترین راه برای یادگیریه. خوشحالیم که این مقاله تأییدی بر برداشت درست شما بوده.

  45. یه سوال دیگه: آیا کلمه ‘rib’ (دنده) در انگلیسی تو اصطلاحات دیگه ای هم به معنی بداخلاقی یا چیزای شبیه این میاد؟ یا فقط تو فارسی همچین چیزی داریم؟

    1. سوال خیلی خوبی پرسیدید سروش! نه، در انگلیسی کلمه ‘rib’ (دنده) به خودی خود در هیچ اصطلاح رایجی به معنای بداخلاقی یا روحیات فرد به کار نمیره. این یک ویژگی منحصر به فرد در اصطلاح فارسی ‘از دنده چپ بلند شدن’ است. در انگلیسی ‘rib’ بیشتر به معنای دنده بدن یا مثلاً ‘to rib someone’ به معنای ‘شوخی کردن با کسی’ (اذیت کردن به شوخی) استفاده میشه.

  46. یعنی کلا این اشتباه رایجیه که ما فارسی زبانا فکر می‌کنیم هر اصطلاحی رو میشه کلمه به کلمه ترجمه کرد؟ خیلی وقت‌ها به همین دلیل سوءتفاهم پیش میاد.

    1. نگین جان، بله دقیقاً همینطوره! این یکی از رایج‌ترین اشتباهات و سوءتفاهم‌ها در یادگیری زبان دومه. اصطلاحات (idioms) ذاتاً غیرقابل ترجمه کلمه به کلمه هستند و باید معنای کلی و کاربردشون رو یاد گرفت. این پست هم یکی از مثال‌های خوب این تفاوت‌ها بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *