تا حالا شده بخواید به دوستتون بگید دارید میرید عروسی و یهو مکث کنید؟ بگید “I’m going to my friend’s marriage” یا “wedding”؟ شاید باورتون نشه ولی این یکی از رایجترین سوتیهای ما ایرانیهاست. بذارید روراست باشیم، اگه این دو تا رو اشتباه بگید، یه جورایی انگار دارید به انگلیسی حرف نمیزنید، دارید فارسی رو ترجمه میکنید! ولی نگران نباشید، امروز قراره این داستان رو برای همیشه حل کنیم.
خب، داستان Wedding چیه؟
خیلی سادهست! Wedding یعنی خودِ مراسم و جشن عروسی. همون شبی که شام میخوریم، میرقصیم و کلی خوش میگذره. یه رویداد کوتاهمدت و پر از هیجان. کل داستان همین یک یا دو روزه.
- Wedding یک Event یا رویداد است.
- معمولاً یک روز طول میکشه.
- همونجایی که لباس عروس (Wedding dress) و کیک عروسی (Wedding cake) رو میبینید.
چند تا مثال باحال با Wedding:
- “The wedding was amazing! The food was delicious.” (عروسی فوقالعاده بود! غذاش خوشمزه بود.)
- “Are you going to Sara’s wedding on Friday?” (جمعه به عروسی سارا میری؟)
- “They had a beautiful wedding by the sea.” (اونا یه عروسی خوشگل کنار دریا گرفتن.)
حالا بریم سراغ Marriage!
اینجا دیگه داستان کاملاً فرق میکنه. Marriage به اون جشن و سرور یک شبه ربطی نداره. Marriage یعنی کل زندگی مشترک، یعنی اون تعهد طولانیمدت بین دو نفر. وقتی میگیم “ازدواج”، منظورمون اون رابطه و اتحادی هست که بعد از عروسی شروع میشه و (امیدوارانه!) تا آخر عمر ادامه داره.
- Marriage یک Relationship یا رابطه است.
- یک مفهوم طولانیمدت و عمیقه.
- به معنای “زندگی زناشویی” یا “نهاد ازدواج” هست.
مثالهایی که فرق رو روشن میکنه:
- “They have a very happy marriage.” (اونا زندگی مشترک خیلی شادی دارن.)
- “Communication is the key to a successful marriage.” (ارتباط، کلید یک ازدواج موفقه.)
- “Their marriage lasted for 50 years.” (زندگی مشترکشون ۵۰ سال طول کشید.)
بزرگترین سوتی: “Go to my marriage”
خب، حالا که فرق این دو تا رو فهمیدیم، برگردیم به اون اشتباه فاجعهبار. وقتی شما میگید:
“I’m going to my friend’s marriage.” ❌ (غلط!)
یه انگلیسیزبان اینجوری میشنوه: “دارم میرم به زندگی مشترک دوستم.”! میبینید چقدر بیمعنی و خندهداره؟
✅ جمله درست اینه:
“I’m going to my friend’s wedding.” (دارم میرم عروسی دوستم.)
همیشه یادتون باشه، شما به “جشن” دعوت میشید، نه به کل “زندگی مشترک” اونها!
خلاصه که دیگه سوتی ندید!
از امروز به بعد، این دو تا کلمه رو مثل حرفهایها استفاده کنید. Wedding برای اون شب خاطرهانگیز و Marriage برای اون سفر طولانی و مشترک. خیلی هم ساده بود، نه؟
حالا شما بگید: تا حالا از این اشتباهها کرده بودید؟ یا اشتباه بامزهتری شنیدید؟ توی کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
پس “Wedding Anniversary” چیه؟
سوال عالی! “Wedding Anniversary” یعنی “سالگرد عروسی”. چون شما سالگرد اون “رویداد” خاص (یعنی جشن عروسی) رو جشن میگیرید، از کلمه Wedding استفاده میشه، نه Marriage.
میتونیم بگیم “Marriage Ceremony”؟
بله، این عبارت درسته اما کمتر رایجه. “Marriage Ceremony” به خود مراسم عقد و بخش رسمی ازدواج اشاره داره. ولی در مکالمات روزمره، ۹۹ درصد مواقع مردم از Wedding استفاده میکنن که هم مراسم رسمی و هم جشن بعدش رو شامل میشه.
فعل “ازدواج کردن” چی میشه؟
برای “ازدواج کردن”، از فعل “to get married” استفاده میکنیم. مثلاً: “They are getting married next month.” (اونا ماه دیگه دارن ازدواج میکنن). فعل “to marry” هم وجود داره ولی “get married” در صحبتهای روزمره بسیار رایجتره.




دمتون گرم، من همیشه میگفتم I’m invited to a marriage و الان میفهمم چقدر ضایع بوده! پس Marriage کلاً یعنی اون نهاد خانواده و رابطه طولانیمدت؟
دقیقاً امیرحسین عزیز! Marriage به اون رابطه حقوقی و عاطفی بین دو نفر اشاره داره که ممکنه سالها طول بکشه، اما Wedding فقط همون جشن و مراسمه. خوشحالم که برات مفید بود.
یه سوال، اگه بخوایم بگیم «سالگرد ازدواج» باید بگیم Wedding Anniversary یا Marriage Anniversary؟ من هر دو رو شنیدم انگار.
سوال خیلی خوبیه سارا جان. رایجترین شکلش Wedding Anniversary هست، چون شما در واقع دارید سالگرد اون «روز مراسم» رو جشن میگیرید.
خیلی عالی بود. من توی سریال Friends شنیدم که میگفتن ‘Marriage proposal’. اینجا چون بحث پیشنهاد دادنه، از Marriage استفاده میشه دیگه؟ چون هنوز جشنی در کار نیست.
هوشمندانه بود نیما! بله، چون شما پیشنهاد میدید که وارد یک زندگی مشترک (Marriage) بشید، نه اینکه فقط پیشنهاد یک مهمانی رو بدید.
ممنون از آموزش خوبتون. یه نکته هم من اضافه کنم که فعل get married برای فرآیند ازدواج کردن استفاده میشه، ولی کلمه wedding همیشه اسمه.
نکته بسیار عالی و کاربردی بود مریم جان. کاملاً درسته، Wedding همیشه به عنوان یک اسم (Noun) برای توصیف اون رویداد به کار میره.
تلفظ کلمه Wedding گاهی شبیه ‘Wetting’ شنیده میشه، آیا تفاوتی توی تلفظ d دارن؟
در لهجه آمریکایی، وقتی d بین دو تا حرف صدادار قرار میگیره، خیلی نرم تلفظ میشه (شبیه یه دال خیلی سبک یا ضربهای)، برای همین ممکنه با t اشتباه گرفته بشه. اما معناشون کاملاً متفاوته!
من توی یه متن خوندم Wedding reception، این همون تالار عروسی معنی میده؟
تقریباً بله؛ Wedding reception به بخش پذیرایی و مهمانی بعد از مراسم رسمی عقد گفته میشه که همون بخش شام و رقص هست.
من همیشه این دوتا رو جابجا میگفتم و فکر میکردم فرقی ندارن. مرسی که شفافسازی کردید. راستی کلمه Matrimony هم همین معنی رو میده؟
خواهش میکنم فرناز جان. Matrimony یک کلمه خیلی رسمی و حقوقی برای Marriage هست و معمولاً در مراسمهای مذهبی یا متون قانونی دیده میشه. در مکالمات روزمره همون Marriage رایجه.
پس با این حساب، جملهی ‘They have a happy wedding’ غلطه و باید بگیم ‘They have a happy marriage’؟
خیلی پست کاربردیای بود. من همیشه با Wedding dress و Marriage certificate قاطی میکردم که الان فهمیدم اولی برای مراسمه و دومی برای مدرک قانونی ازدواج.
احسنت زینب جان! تفکیک خیلی درستی بود. سند ازدواج یک مدرک قانونی مربوط به اون رابطه (Marriage) هست، نه فقط مراسم.
من یه جا شنیدم طرف گفت ‘My marriage is on the rocks’. یعنی چی؟ ربطی به عروسی داره؟
اصلاً! این یک اصطلاحه (Idiom) به معنی اینکه «ازدواج و زندگی مشترک من دچار مشکل شده و در حال فروپاشیه». اینجا اصلاً نمیتونیم از Wedding استفاده کنیم.
ویدیوهای یوتیوب رو که میدیدم، همیشه میگفتن Wedding Vows. این یعنی همون خطبه عقد خودمون؟
فرق Wedding Planner با کسی که ازدواج رو ثبت میکنه چیه؟
Wedding Planner کسی هست که جشن رو مدیریت میکنه (مثل گلآرایی و تالار)، اما کسی که ازدواج رو قانونی ثبت میکنه بهش میگن Officiant.
مرسی از سایت خوبتون. کاش در مورد تفاوت Groom و Bridegroom هم بنویسید.
توی آزمون آیلتس اگه این دوتا رو اشتباه بگیم نمره کم میشه؟
بله صادق عزیز، چون این یک خطای واژگانی (Lexical Error) محسوب میشه و نشون میده که شما تفاوت معنایی کلمات همخانواده رو نمیدونید.
چقدر مثال ‘I’m going to my friend’s marriage’ دقیق بود! من دقیقاً همین رو هفته پیش به استاد زبانم گفتم و اون فقط لبخند زد. تازه فهمیدم چرا!
سلام، جملهی ‘The wedding lasted for 3 days’ درسته؟ چون گفتید کوتاهمدته شک کردم.
سلام بابک جان. بله کاملاً درسته! حتی اگر مراسم چند روز هم طول بکشه، باز هم چون یک «رویداد» مشخص هست، از Wedding استفاده میکنیم.
به نظر من Marriage بیشتر جنبه معنوی و تعهد داره ولی Wedding کاملاً مادیه و مربوط به ظاهر و جشنه.
یه سوال فنی: Shotgun wedding یعنی چی؟ جایی شنیدم ولی معنیش رو نفهمیدم.
جمشید جان، این یک اصطلاحه و به عروسیهایی گفته میشه که خیلی عجلهای و معمولاً به دلیل بارداری ناخواسته عروس برگزار میشه!
عالی بود، من قبلاً فکر میکردم Wedding یعنی عروسیِ لاکچری و Marriage یعنی عروسی ساده! ممنون که روشنم کردید.
I enjoyed the article. Very clear and concise. Keep it up!
وای، این همون سوتی بود که همیشه میدادم! چقدر ممنونم از این توضیح شفاف و کاربردی. دیگه هیچوقت اشتباه نمیکنم.
خواهش میکنم سارا جان! خوشحالیم که براتون مفید بوده. هدف ما دقیقاً حل کردن همین سوتیهای رایجه تا با اطمینان بیشتری انگلیسی صحبت کنید.
یعنی ‘Wedding anniversary’ درسته ولی ‘Marriage anniversary’ نه؟ همیشه گیج میشدم تو این مورد.
بله امیر عزیز، دقیقاً همینطوره! ‘Wedding anniversary’ درسته چون سالگرد جشن عروسی (event) رو جشن میگیریم، نه سالگرد وضعیت ازدواج (state). ‘Marriage’ یک مفهوم طولانیمدتتره.
من خودم فکر میکردم ‘marriage’ فقط برای ازدواج رسمی به کار میره و ‘wedding’ برای جشن. اما الان متوجه شدم که ‘wedding’ فقط به مراسم اشاره داره. ممنون از پست عالیتون.
درسته مریم جان! این اشتباه رایجیه که خیلیها میکنن. ‘Wedding’ همون مراسم پر زرق و برق و جشنه، در حالی که ‘Marriage’ کل زندگی مشترک و تعهد رو دربرمیگیره. خوشحالیم که ابهام رفع شد.
پس اگه بخوایم بگیم کسی ازدواج کرده، میگیم ‘They are married’ یا ‘They got married’، نه ‘They wedded’ درسته؟
سؤال خوبیه رضا جان! بله، ‘They are married’ (آنها متاهل هستند – وضعیت) و ‘They got married’ (آنها ازدواج کردند – اشاره به آغاز وضعیت) هر دو صحیح و رایج هستند. ‘To wed’ هم فعل به معنی ازدواج کردن هست اما کمی رسمیتر یا ادبیتره و معمولاً در تیتر اخبار یا ادبیات دیده میشه و کمتر در مکالمات روزمره استفاده میشه.
چقدر دقیق و مفید! این تفاوت رو هیچوقت اینقدر واضح متوجه نشده بودم. من همیشه میگفتم ‘My sister’s marriage was great!’ اشتباه میگفتم پس!
فاطمه عزیز، دقیقاً! اگه منظورتون مراسم و جشن بوده، باید میگفتید ‘My sister’s wedding was great!’ (مراسم عروسی خواهرم عالی بود!). ‘Marriage’ خودش که نمیتونه ‘great’ باشه، بلکه ‘being married’ یا ‘the marriage itself’ (به معنای زندگی مشترک) میتونه خوب یا بد باشه. مرسی که با ما همراه هستید.
اگه یکی فقط عقد کنه و مراسم جشن نگیره، اون موقع فقط ‘Marriage’ داره و ‘Wedding’ نداره، درسته؟
کاملاً درسته علی جان! شما به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. در این حالت، آنها وارد ‘Marriage’ (وضعیت تاهل) شدهاند، اما ‘Wedding’ (جشن و مراسم) نداشتهاند. این مثال به خوبی تفاوت این دو کلمه رو نشون میده.
واقعا مطلب کاربردی بود. این مشکل رو برای خیلی از زبان آموزا دیدم. مرسی که اینقدر واضح توضیح دادید.
خواهش میکنم نازنین جان! دقیقاً به همین خاطر تصمیم گرفتیم این مطلب رو بنویسیم چون یکی از رایجترین اشتباهات بین فارسیزبانهاست. خوشحالیم که مفید واقع شده.
پس ‘Wedding planner’ درسته چون اون شخص مسئول برنامه ریزی مراسمه و ‘Marriage counselor’ درسته چون اون شخص به مشکلات زندگی مشترک کمک میکنه. درسته؟
بسیار عالی محسن جان! تحلیل شما کاملاً درسته. ‘Wedding planner’ مسئول رویداد ‘Wedding’ هست و ‘Marriage counselor’ به وضعیت ‘Marriage’ (زندگی مشترک) مشاوره میده. این دو ترکیب به خوبی تفاوت کاربرد رو نشون میدن.
این اشتباه واقعا خیلی رایجه، فکر کنم از ترجمه مستقیم ‘عروسی’ به ‘marriage’ میاد. ممنون از پست خوبتون.
دقیقاً پریسا جان، ریشه این اشتباه اغلب همین ترجمه تحت اللفظی از فارسیه. هدف ما در Englishvocabulary.ir کمک به شماست که مثل یک نیتیو انگلیسی فکر کنید نه فقط ترجمه کنید. مرسی از دیدگاهتون!
یه سوال، اگه بخوایم بگیم لباس عروس، همون ‘Wedding dress’ درسته دیگه؟ چون مال مراسمه.
بله کاوه جان، کاملاً درسته! ‘Wedding dress’ صحیح هست چون این لباس مخصوص مراسم عروسی (wedding event) طراحی شده و پوشیده میشه. ‘Marriage dress’ اصلاً معنایی نداره.
من همیشه فکر میکردم ‘marriage’ رسمی تره و ‘wedding’ خودمونی تر. ممنون که اشتباهم رو برطرف کردید.
خواهش میکنم شهرزاد عزیز! در واقع ‘wedding’ به مراسم اشاره داره و ‘marriage’ به خود وضعیت تاهل و زندگی مشترک. اینها بحث رسمی و غیررسمی نیست، بلکه تفاوت در ماهیت مفهومه. خوشحالیم که سوءتفاهم برطرف شد.
چقدر این بلاگتون عالیه! همیشه نکات ریز و کاربردی رو توضیح میدید. من یه بار به یکی گفتم ‘My marriage was held in a garden’ و اون متوجه نشد! حالا فهمیدم چرا.
مجید جان، لطف دارید! بله، در اون مورد باید میگفتید ‘My wedding was held in a garden’ چون ‘wedding’ (مراسم) هست که در مکانی برگزار میشه. ‘Marriage’ (وضعیت) نمیتونه در یک مکان ‘برگزار’ بشه. خوشحالیم که این توضیحات برای شما مفیده.
این پست رو باید قاب کرد زد به دیوار! خیلی از دوستانم این اشتباه رو میکنن. حتما براشون میفرستم.
ممنون از لطف و حمایت شما مینا جان! بله، حتماً این مطلب رو با دوستانتون به اشتراک بذارید تا این سوتی رایج برای همیشه از بین بره. خوشحالیم که پستهای ما رو میپسندید.
پس ‘wedding vows’ درسته نه ‘marriage vows’ چون سوگندها در مراسم گفته میشه. عالی بود!
دقیقاً حامد جان! ‘Wedding vows’ کاملاً درسته. این سوگندها در طول مراسم ‘wedding’ (رویداد) تبادل میشن. نکته سنجی عالی بود!
همیشه گیج بودم بین ‘wedding ring’ و ‘marriage ring’. الان فهمیدم که ‘wedding ring’ درستتره.
آیدا جان، دقیقاً همینطوره! ‘Wedding ring’ صحیح است زیرا این حلقه در مراسم ‘wedding’ (عروسی) به عنوان نمادی از تعهد و آغاز ‘marriage’ (ازدواج) رد و بدل میشود. خوب بود که این نکته را بررسی کردید!
یه سوال دیگه: ‘shotgun wedding’ که یه اصطلاحه، به کدومشون بیشتر اشاره داره؟ به مراسم یا خود ازدواج؟
سؤال عالی بود کوروش جان! ‘Shotgun wedding’ یک اصطلاح عامیانه است که به یک ‘wedding’ (مراسم عروسی) اشاره دارد که به دلیل باردار شدن عروس (و فشار خانواده) باید سریعاً برگزار شود. یعنی بیشتر روی جنبه ‘اجبار و سرعت برگزاری مراسم’ تأکید دارد، تا بر خودِ ‘marriage’ به عنوان وضعیت. پس ‘wedding’ صحیحتره.
مرسی از این مطلب مفید! میشه در مورد تفاوت ‘job’ و ‘work’ هم یه پست بذارید؟ اونم خیلی گیج کننده است.
خواهش میکنم ژاله عزیز! خوشحالیم که این پست رو دوست داشتید. حتماً پیشنهاد شما رو در مورد تفاوت ‘job’ و ‘work’ در نظر میگیریم و به زودی پستی در این زمینه خواهیم داشت. ممنون از پیشنهاد خوبتون!
تا حالا اینقدر واضح در مورد این دو کلمه نشنیده بودم. واقعا مرسی. دیگه ‘wedding day’ رو اشتباه نمیگم.
پویا جان، خوشحالیم که این توضیح براتون کاربردی بوده. بله، ‘wedding day’ صحیح و کاملاً رایجه چون به روز خاصِ برگزاری مراسم اشاره داره. موفق باشید!
این نکته رو تو هیچ کتاب آموزشی ندیده بودم. بلاگ شما خیلی فراتر از کتابهاست. دستتون درد نکنه.
هدیه عزیز، این لطف شماست! هدف ما پر کردن همین خلاها و ارائه نکاتی هست که در منابع معمول کمتر بهش پرداخته میشه اما در مکالمات روزمره بسیار مهمه. ممنون از حمایتتون.
پس ‘Wedding cake’ و ‘Marriage cake’ نداریم؟ چون کیک مال مراسمه.
بله مهران جان، دقیقاً همینطوره! ‘Wedding cake’ کاملاً درسته و هیچوقت ‘Marriage cake’ نداریم. کیک برای جشن و مراسم ‘Wedding’ بریده میشه. مثال عالی بود!