تاحالا شده توی یه فیلم یا سریال خارجی، کلمهای بشنوید که اصلاً ربطی به داستان نداره؟ مثلاً وسط یه بحث مالی توی والاستریت، یهو یکی میگه “Unicorn”؟ آدم اولش فکر میکنه شاید زیرنویس اشتباهه، ولی نه! اینجور اصطلاحات دقیقاً همون چیزهایی هستن که انگلیسی شما رو از سطح کتابی به نیتیو نزدیک میکنن.
اصلاً این «یونیکورن» از کجا اومد؟
بذارید روراست باشیم، وقتی اسم «یونیکورن» یا همون اسب تکشاخ رو میشنویم، یاد موجودات افسانهای و کمیاب میفتیم. درسته؟ خب، داستان همینجاست! در دنیای سرمایهگذاری و استارتاپ، به شرکتی که ارزشش از ۱ میلیارد دلار رد بشه، میگن “Unicorn”.
این اصطلاح رو اولین بار در سال ۲۰۱۳ یک سرمایهگذار معروف به اسم «آیلین لی» (Aileen Lee) به کار برد. اون موقع تعداد شرکتهایی که به این ارزش میرسیدن، انقدر کم و نادر بود که پیدا کردنشون مثل پیدا کردن یه اسب تکشاخ توی دنیای واقعی، افسانهای به نظر میرسید!
ویژگیهای یه شرکت یونیکورن چیه؟
البته هر شرکتی یونیکورن نمیشه. این شرکتها چندتا ویژگی مشترک دارن:
- نوآوری عجیب و غریب: این شرکتها معمولاً یه صنعت رو به کل زیر و رو میکنن (به این کار میگن Disrupt). مثلاً Netflix که کلاً بساط کرایه فیلم فیزیکی رو جمع کرد.
- رشد سریع: شعارشون اینه: “سریع بزرگ شو!” (Get Big Fast). این شرکتها خیلی سریع سهم بزرگی از بازار رو مال خودشون میکنن.
- تکنولوژیمحور: اکثر یونیکورنها، به خصوص اونایی که تو حوزه نرمافزار فعالیت میکنن، خیلی سریع رشد میکنن و تکنولوژی محورن.
- سرمایهگذارای خفن: بدون پول که نمیشه! این استارتاپها در جذب سرمایه از شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری خطرپذیر (Venture Capitalists) استادن.
وقتی تکشاخها غولآسا میشن: Decacorn!
خب، فکر کردید داستان به ۱ میلیارد دلار ختم میشه؟ اصلاً و ابداً! تو دنیای تکنولوژی که سرعت رشد سرسامآوره، بعضی از همین یونیکورنها انقدر بزرگ میشن که دیگه اسم «یونیکورن» براشون کمه.
اینجاست که یه اصطلاح خفنتر وارد بازی میشه:
- Decacorn (دِکاکورن):
این کلمه از پیشوند یونانی “deca” به معنی «ده» و “corn” از کلمه “unicorn” گرفته شده. وقتی ارزش یه استارتاپ از ۱۰ میلیارد دلار هم بیشتر بشه، بهش میگن Decacorn. شرکتهایی مثل SpaceX یا Airbnb نمونههای معروف دکاکورن هستن.
شاید باورتون نشه، ولی یه سطح بالاتر هم وجود داره! به شرکتهایی که ارزششون از ۱۰۰ میلیارد دلار بیشتره، Hectocorn (هِکتوکورن) گفته میشه. این دیگه خودِ غول مرحله آخره!
چرا این اصطلاحات رو باید بلد باشیم؟
یاد گرفتن این کلمات فقط برای پز دادن نیست! وقتی شما فیلمی مثل “The Wolf of Wall Street” یا سریالی مثل “Silicon Valley” رو میبینید، پر از این اصطلاحاته. دونستن این کلمات به شما کمک میکنه که:
- مکالمات رو خیلی عمیقتر و بهتر درک کنید.
- مثل یه فرد نیتیو و بهروز به نظر برسید.
- از دیدن فیلم و سریال لذت بیشتری ببرید، چون دیگه لازم نیست مدام مکث کنید و معنی کلمهای رو سرچ کنید.
حرف آخر!
دنیای انگلیسی فقط گرامر خشک و لغات کتابی نیست. این زبان پر از اصطلاحات باحال و خلاقانهست که از دل فرهنگ عامه، ورزش، و حتی دنیای بیزینس بیرون میاد. پس دفعه بعدی که کلمه Unicorn رو شنیدید، دیگه یاد اسبهای رنگینکمونی نمیفتید، بلکه به یاد یه بیزینس میلیارد دلاری میفتید که یه روزی فقط یه ایده ساده بوده!
شما جای دیگهای به اصطلاحات عجیب انگلیسی برخورد کردید؟ توی کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا هر شرکت بزرگی یونیکورن حساب میشه؟
نه لزوماً. اصطلاح «یونیکورن» معمولاً برای شرکتهای نوپا (استارتاپ) به کار میره که خصوصی هستن (یعنی سهامشون هنوز در بورس عرضه نشده) و در مدت زمان نسبتاً کوتاهی به ارزش یک میلیارد دلار رسیدن. شرکتهای قدیمی و بزرگ مثل اپل یا مایکروسافت یونیکورن محسوب نمیشن.
آیا در ایران هم شرکت یونیکورن داریم؟
بهصورت رسمی و با معیارهای بینالمللی که نیاز به شفافیت مالی و جذب سرمایه خارجی داره، هنوز شرکتی در ایران به عنوان یونیکورن ثبت نشده. هرچند برخی استارتاپهای داخلی به ارزشگذاریهای بالایی دست پیدا کردهاند، اما در لیستهای جهانی قرار ندارند.
تلفظ دقیق Decacorn چجوریه؟
تلفظش سادهست! میتونید اینجوری بخونیدش: دِکا-کورن (Deka-korn). بخش اولش “Deca” مثل کلمه «دهه» تلفظ میشه.




خیلی جالب بود! همیشه برام سوال بود که چرا توی پادکستهای اقتصادی خارجی انقدر از کلمه اسب تکشاخ استفاده میکنن. مرسی که انقدر ساده و روان توضیح دادید.
خواهش میکنم امیرحسین عزیز. خوشحالم که برات مفید بوده. دنیای اصطلاحات مالی پر از این کلمههای عجیبه که ریشه در فرهنگ عامه دارن.
به نظرتون توی اکوسیستم استارتاپی ایران، شرکتی داریم که واقعاً بشه بهش گفت یونیکورن؟ با توجه به نرخ دلار، رسیدن به ارزش ۱ میلیارد دلار برای شرکتهای داخلی خیلی سخت شده.
دقیقاً مریم جان. چالش نرخ ارز باعث شده شرکتهایی مثل اسنپ یا دیجیکالا که زمانی نزدیک به این عدد بودن، الان کار سختتری داشته باشن، هرچند از نظر ابعاد بازار واقعاً بزرگ هستن.
مطلب خوبی بود ولی کاش به اصطلاح ‘Decacorn’ هم اشاره میکردید. شرکتهایی که ارزششون از ۱۰ میلیارد دلار رد میشه، مثل Uber یا SpaceX که دیگه از مرحله یونیکورن خیلی فراتر رفتن.
اینکه گفتید نوآوری لزوماً تکنولوژی نیست و میتونه تغییر در مدل کسبوکار (Disrupt) باشه خیلی نکته کلیدی بود. خیلیها فکر میکنن حتماً باید یک اختراع پیچیده انجام بدن تا به این سطح برسن.
کاملاً درسته سارا خانم. گاهی اوقات فقط تغییر دادن نحوه ارائه یک خدمت قدیمی (مثل جابجایی مسافر) میتونه یه بیزینس میلیارد دلاری بسازه.
من کمی با این ارزشگذاریها مشکل دارم. خیلی از این یونیکورنها در واقعیت سودده نیستند و فقط با سرمایهگذاریهای سنگین و تبلیغات به این اعداد میرسن. به نظر شما این یه حباب نیست؟
عالی بود. من دانشجوی مدیریت هستم و برای ارائه کلاسیم از این محتوا استفاده کردم. اگر ممکنه در مورد نحوه خروج (Exit) این شرکتها از حالت یونیکورن و ورود به بورس هم مطلب بنویسید.
تلفظ دقیق این کلمه چجوریه؟ من همیشه فکر میکردم استرسش روی بخش دومه. کلاً توی کلمات انگلیسی که با Uni شروع میشن استرس کجاست؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبی پرسیدی. در کلمه Unicorn استرس روی بخش اول یعنی ‘U’ هست: /ˈjuː.nɪ.kɔːrn/. معمولاً کلماتی که پیشوند Uni دارن، استرسشون روی همون بخش اول یا دوم قرار میگیره، اما Unicorn دقیقاً روی بخش اول تاکید داره.
من این اصطلاح رو توی سریال Silicon Valley شنیده بودم ولی فکر میکردم دارن شوخی میکنن! واقعاً جالبه که یه اصطلاح فانتزی وارد دنیای خشک بیزینس شده.
دقیقاً امیرحسین عزیز! دنیای تکنولوژی و استارتاپها پر از این اصطلاحات خلاقانهست. به این نوع کلمات تخصصی در انگلیسی میگن Business Jargon که یاد گرفتنشون برای درک فیلمها و اخبار مالی خیلی ضروریه.
آیا کلمه مترادفی برای Unicorn وجود داره که رسمیتر باشه؟ مثلاً توی یه نامه رسمی اداری میتونیم ازش استفاده کنیم یا فقط جنبه اصطلاحی داره؟
نیلوفر عزیز، Unicorn خودش حالا دیگه یه اصطلاح کاملاً پذیرفته شده در دنیای مالیه. اما اگر بخوای خیلی رسمیتر صحبت کنی، میتونی از عبارت ‘billion-dollar startup’ یا ‘highly valued private company’ استفاده کنی.
من شنیدم به شرکتهایی که ارزششون بالای ۱۰ میلیارد دلاره میگن Decacorn. پیشوند Deca از کجا میاد؟
بله مهران جان درسته! پیشوند Deca ریشه یونانی داره و به معنی عدد ‘ده’ هست. مثل کلمه Decade که یعنی دهه. حالا حدس بزن به شرکتی که بالای ۱۰۰ میلیارد دلار ارزش داشته باشه چی میگن؟ بهشون میگن Hectocorn!
مقاله خیلی کاربردی بود. من همیشه با کلمه Valuation مشکل داشتم، اینجا متوجه شدم که به معنی ارزشگذاریه. میشه چند تا مثال دیگه با Valuation بزنید؟
خوشحالم که مفید بوده هانیه جان. مثلاً میگیم: ‘The company’s valuation soared after the investment’ یعنی ارزش شرکت بعد از سرمایهگذاری به شدت بالا رفت. کلمه Valuation از ریشه Value میاد.
خیلی جالب بود. من همیشه فکر میکردم این کلمه فقط توی داستانهای تخیلی کاربرد داره. برای من که دانشجوی مدیریت هستم این مدل اصطلاحات خیلی عالیه.
ممنون از نظرت بابک عزیز. دقیقاً یادگیری زبان تخصصی (ESP) برای دانشجوهای مدیریت و اقتصاد از نون شب واجبتره چون اکثر منابع به روز به زبان انگلیسی هستن.
یه سوال! اگه یه شرکت یونیکورن بشه ولی بعداً ارزشش بیاد پایین، باز هم بهش میگن یونیکورن یا اصطلاح دیگهای داره؟
سوال هوشمندانهای بود زهرا جان! اگر ارزش شرکت به زیر یک میلیارد دلار سقوط کنه، در اصطلاح طنزآمیز بهشون میگن Unicorpse (ترکیبی از Unicorn و Corpse به معنی جسد)!
توی متن نوشته بود Aileen Lee این رو ابداع کرده. کلمه ‘Coin’ هم برای ابداع کردن کلمات به کار میره درسته؟ مثلاً Coined the term.
احسنت پیمان! دقیقاً همینطوره. عبارت ‘To coin a term’ یعنی برای اولین بار یک واژه یا اصطلاح رو ساختن و به کار بردن. سطح زبانت عالیه!
به جز اسب تکشاخ، حیوانات دیگهای هم توی اصطلاحات مالی انگلیسی هستن؟ مثل Bull و Bear؟
بله مریم جان، دنیای والاستریت مثل یک جنگله! Bull Market (بازار گاوی) یعنی بازار رو به رشد و Bear Market (بازار خرسی) یعنی بازار رو به سقوط. حتماً در مقالات بعدی به اینها هم میپردازیم.
ممنون از مقاله خوبتون. من تازه شروع کردم به یادگیری زبان برای آیلتس، اینجور کلمهها توی رایتینگ آیلتس هم کاربرد دارن؟
سلام علی جان. برای آیلتس آکادمیک بهتره از عبارتهای رسمیتر استفاده کنی، اما اگر موضوع رایتینگ درباره اقتصاد و استارتاپها باشه، استفاده درست از این کلمه میتونه نمره لغت (Lexical Resource) شما رو بالا ببره.
واقعاً پیدا کردن این شرکتها مثل پیدا کردن تکشاخه! محتوای سایتتون خیلی به من کمک میکنه که انگلیسی رو از حالت کتابی خارج کنم و نیتیو یاد بگیرم.
ممنون از انرژی مثبتی که دادی فاطمه عزیز. هدف ما همینه که شما انگلیسی واقعی که در دنیا تکلم میشه رو یاد بگیرید.
اصطلاح Startup Unicorn رو میشه به صورت جمع هم استفاده کرد؟ Unicorns؟
بله رضا جان، کاملاً درسته. به صورت جمع هم استفاده میشه. مثلاً: ‘India has produced many unicorns in recent years’.
کلمه ‘Rare’ توی متن اومده بود. میشه چند تا صفت دیگه بگید که برای چیزهای کمیاب و نایاب استفاده بشه؟ مثلاً توی لولهای بالاتر.
الناز جان، کلمات Scarce، Infrequent و برای چیزهایی که خیلی ارزشمند و کمیاب هستن صفت Exquisite یا One-of-a-kind هم استفاده میشه.
خیلی مقاله کوتاه و مفیدی بود. من همیشه فکر میکردم تکشاخ فقط برای بچههاست ولی الان فهمیدم توی دنیای ثروتمندها هم خیلی محبوبه!
دقیقا سینا جان! استعارهها در زبان انگلیسی نقش خیلی مهمی دارن، حتی در جدیترین حوزهها مثل مالی و تکنولوژی.
من شنیدم به استارتاپهای بزرگ کانادایی میگن Narwhal. این هم درسته؟
تلفظ Aileen Lee چجوریه؟ ‘آیلین’ یا ‘ایلین’؟
لطفاً درباره اصطلاحاتی مثل Black Swan هم بنویسید، اون هم توی اقتصاد خیلی پرکاربرده.
کلمه Venture Capitalist هم با این موضوع مرتبطه؟ چون اینها هستن که یونیکورنها رو کشف میکنن.
مرسی از توضیحات. خیلی جالبه که یه کلمه میتونه از اسطوره بیاد توی اقتصاد.
من این رو توی پادکست Business English Pod شنیده بودم ولی دقیق نمیدونستم عددش ۱ میلیارده یا ۱ میلیون. مرسی که شفاف کردید.
وای چقدر جالب! من همیشه فکر میکردم این کلمه “Unicorn” توی فیلمهای والاستریتی یه جور استعاره خیلی خاصه، اما توضیحتون واقعاً روشنم کرد. میشه لطفاً چندتا اصطلاح دیگه که مثل “Unicorn” مربوط به حیوانات ولی تو دنیای بیزنس هستن معرفی کنید؟ خیلی به یادگیری اینا علاقه دارم.
سلام سارا جان! خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده. بله، حتماً! اصطلاحات حیوانی زیادی در دنیای کسبوکار داریم. مثلاً ‘Cash Cow’ به محصول یا خدمتی گفته میشه که درآمد ثابت و زیادی داره و نیاز به سرمایهگذاری زیادی برای نگهداری نداره. یا ‘White Elephant’ به پروژهای اشاره داره که هزینههای نگهداریش خیلی بالاست اما ارزش کاربردی چندانی نداره. اصطلاح ‘Dark Horse’ هم برای شرکت یا فردی استفاده میشه که به طور غیرمنتظرهای موفق میشه. امیدواریم اینها هم براتون جذاب باشن!
ممنون بابت مقاله عالی! من کلمه ‘Disrupt’ رو توی فیلم ‘The Social Network’ شنیده بودم و همیشه دنبال معنیش تو این контекст بودم. یعنی در واقع یه جورایی ‘به هم ریختن’ یا ‘دگرگون کردن’ یه صنعت؟ اگه میشه چند تا مثال دیگه از شرکتهای ‘Disruptive’ بگید ممنون میشم.
سلام علی عزیز. دقیقاً! ‘Disrupt’ به معنی به هم زدن نظم موجود و ایجاد یک مدل یا راهکار کاملاً جدید در یک صنعت است. علاوه بر Netflix، شرکتهایی مثل Uber که صنعت تاکسیرانی رو دگرگون کرد، Airbnb که صنعت اقامت رو تغییر داد، یا Spotify که موسیقی رو از فرم فیزیکی به استریمینگ برد، همگی نمونههای عالی از شرکتهای ‘Disruptive’ هستند. این شرکتها معمولاً با نوآوریهایشان، شیوه کارکرد یک بازار را به کلی عوض میکنند.
چقدر هیجانانگیز! من واقعاً عاشق اینجور اصطلاحاتم که ریشههای داستانی دارن. این که Aileen Lee اولین بار این کلمه رو به کار برده و اونقدر کمیاب بودن که بهشون میگفتن ‘Unicorn’ واقعاً جالبه. اصطلاحات دیگه ای هم هستن که از موجودات افسانهای تو دنیای بیزنس یا تکنولوژی استفاده کنن؟
سلام مریم جان! سوال خیلی خوبی پرسیدید. بله، اصطلاح ‘Dragon’ هم گاهی اوقات به شرکتهایی گفته میشود که ارزش بالاتری حتی از ‘Unicorn’ دارند، مثلاً چندین میلیارد دلار و بسیار قدرتمند هستند. در حوزه تکنولوژی هم اصطلاح ‘Phoenix Project’ داریم که به پروژهای اشاره دارد که بعد از شکست کامل، دوباره از خاکستر بلند شده و موفق میشود. در کل، این نوع اصطلاحات به جذابیت زبان انگلیسی اضافه میکنند.
این قسمت که گفتید این اصطلاحات انگلیسی شما رو از سطح کتابی به نیتیو نزدیک میکنن، دقیقاً همون چیزی بود که دنبالش بودم. میشه بیشتر در مورد تفاوت ‘Bookish English’ و ‘Native English’ توضیح بدید؟ من همیشه حس میکنم با اینکه گرامر و کلمات رو بلدم، بازم مثل یه ربات حرف میزنم!
سلام رضا جان. بله، تفاوت اصلی در ‘روانی’ و ‘طبیعی’ بودن زبان است. ‘Bookish English’ اغلب به استفاده از کلمات و ساختارهای گرامری کاملاً صحیح اما گاهی اوقات غیرطبیعی یا بیش از حد رسمی اشاره دارد. ‘Native English’ شامل استفاده از اصطلاحات رایج، کالوکیشنها (ترکیب کلمات طبیعی)، فیگورهای بیانی و حتی slang است که بومیزبانها به صورت روزمره به کار میبرند. مثل همین ‘Unicorn’ که یادگیریاش به شما کمک میکند طبیعیتر به نظر برسید. برای رفع این حس ‘رباتیک’، پیشنهاد میکنیم تا حد امکان به پادکستها، فیلمها و سریالهای انگلیسی گوش دهید و سعی کنید جملهبندیهای آنها را در مکالمات خود به کار ببرید.
ممنون از مقاله خوبتون! من اسم Aileen Lee رو چطور باید تلفظ کنم؟ ‘آیلین لی’ درسته؟ همیشه تو تلفظ اسمهای خارجی مشکل دارم.
سلام فاطمه عزیز. بله، تلفظ شما کاملاً درست است. ‘Aileen’ (مثل ‘آی’ در ‘آینه’ و ‘لین’ مثل ‘لینچ’) و ‘Lee’ (مثل ‘لیوان’). ‘آیلین لی’ تلفظ صحیح و رایج این اسم است.
Netflix واقعاً یه نمونه عالیه از یه شرکت Disruptive. کی فکرشو میکرد یه سرویس پستی کرایه فیلم، یه روزی کل دنیا رو بگیره و بعدش هم استریمینگ رو revolution کنه؟
فرق ‘Startup’ و ‘Company’ چیه؟ یعنی هر ‘Unicorn’ حتماً ‘Startup’ بوده؟ یا یه ‘Company’ هم میتونه ‘Unicorn’ بشه؟ این تفاوت برای من همیشه مبهم بوده.
سلام نازنین. سوال خیلی مهمی پرسیدید. ‘Startup’ معمولاً به شرکتی گفته میشود که تازه تأسیس شده و در حال جستجوی یک مدل کسبوکار مقیاسپذیر و سودآور است، معمولاً با نوآوری و رشد سریع همراه است. ‘Company’ یک اصطلاح کلیتر است و میتواند شامل هر کسبوکاری در هر مرحلهای از حیاتش باشد، از یک کسبوکار کوچک محلی تا یک شرکت بزرگ بینالمللی. بله، یک ‘Unicorn’ تقریباً همیشه یک ‘Startup’ بوده که در مراحل اولیه رشد به سرعت ارزش آن افزایش یافته و به مرز ۱ میلیارد دلار رسیده است. به عبارت دیگر، ‘Unicorn’ یک زیرمجموعه خاص از ‘Startup’ها است که به موفقیت چشمگیری دست یافتهاند.
آیا ‘Unicorn’ فقط به شرکتهای حوزه تکنولوژی اطلاق میشه یا ممکنه یه شرکت مثلاً تولیدی یا خدماتی هم ‘Unicorn’ بشه؟ تو متن اشاره شده به نوآوری عجیب و غریب که بیشتر تو tech رایجه.
سلام خشایار عزیز. اگرچه بسیاری از ‘Unicorn’ها در حوزه تکنولوژی فعالیت میکنند (مثل Uber، Airbnb، SpaceX و…)، اما این اصطلاح محدود به این صنعت نیست. هر شرکتی با ارزشگذاری بیش از ۱ میلیارد دلار میتواند ‘Unicorn’ نامیده شود، فارغ از صنعتش. مثلاً شرکتهایی در حوزه بیوتکنولوژی، فینتک، سلامت، یا حتی تولیدی که با مدلهای نوآورانه یا فناوریهای جدید بازار را مختل (Disrupt) کردهاند، میتوانند ‘Unicorn’ باشند. نوآوری کلیدی است، نه صرفاً تکنولوژی در معنای رایجش.
من شرکت ‘Revolut’ رو میشناسم که یه Unicorn تو حوزه فینتک هست. اینا واقعاً شیوه مدیریت مالی رو تو اروپا تغییر دادن. ممنون از مطلب عالی که باعث شد ربط این کلمه رو بفهمم.
خیلی ممنون از مطلب جذاب و کاربردیتون. من همیشه اینجور اصطلاحات رو تو فیلمها میشنیدم و معنیش رو حدس میزدم، ولی با توضیحات شما دیگه قشنگ تو ذهنم نشست.
آیا کلمه ‘Disrupt’ همیشه بار معنایی مثبتی تو بیزنس داره؟ یعنی هر دگرگونیای خوبه یا ممکنه منفی هم باشه؟
سلام رویا جان. سوال بسیار دقیق و مهمی پرسیدید. در زمینه کسبوکار و نوآوری، ‘Disrupt’ معمولاً به معنای مثبت و پیشرو در نظر گرفته میشود، چرا که به ایجاد راهحلهای بهتر و کارآمدتر اشاره دارد. با این حال، برای شرکتهای سنتی و موجود در یک صنعت، ظهور یک ‘Disruptor’ (دگرگونکننده) میتواند تهدیدآمیز و منفی باشد، زیرا مدل کسبوکار آنها را زیر سؤال میبرد و ممکن است باعث ورشکستگیشان شود. پس، ‘Disruptive innovation’ از دیدگاه نوآوران مثبت است، اما از دیدگاه بازیگران قدیمی بازار، میتواند چالشبرانگیز باشد.
اگه شرکت از ۱ میلیارد دلار رد بشه میشه Unicorn، پس اگه از ۱۰ میلیارد دلار رد بشه چی میشه؟ اصطلاح خاصی داره؟
سلام کیان. سوال عالیای پرسیدی! بله، برای شرکتهایی با ارزشگذاری بالاتر هم اصطلاحاتی وجود دارد: ‘Decacorn’ به شرکتی اطلاق میشود که ارزش آن از ۱۰ میلیارد دلار گذشته باشد (مثل Uber یا Airbnb در دوران اوج خود). ‘Hectocorn’ (گاهی اوقات ‘Super Unicorn’) هم برای شرکتهای با ارزشگذاری ۱۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر به کار میرود که تعدادشان بسیار بسیار نادر است (مثل Facebook یا Google در مراحل اولیه رشد پس از IPO). این اصطلاحات نشاندهنده ابعاد و رشد شگفتانگیز این شرکتها هستند.
من این اصطلاح Unicorn رو توی سریال Silicon Valley شنیده بودم، ولی فکر میکردم صرفاً یه شوخی یا کنایه است. خیلی خوبه که الان متوجه معنی واقعیش شدم.
میشه در مورد اصطلاح ‘Angel Investor’ هم یه توضیحی بدید؟ معمولاً وقتی حرف از Startup و رشد سریع میشه، این اسم هم کنارش میاد.
سلام مهدی. حتماً! ‘Angel Investor’ (سرمایهگذار فرشته) فردی ثروتمند است که سرمایه اولیه را برای یک استارتاپ فراهم میکند، معمولاً در ازای سهام مالکیت. این افراد اغلب در مراحل بسیار اولیه یک استارتاپ سرمایهگذاری میکنند، زمانی که هنوز ریسک بالاست و سرمایهگذاران بزرگتر (مثل شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر یا Venture Capital) تمایلی به ورود ندارند. دلیل نامگذاری آنها این است که با سرمایهگذاری خود، مانند یک ‘فرشته نجات’، به استارتاپها کمک میکنند تا ایدههای خود را به واقعیت تبدیل کنند و رشد کنند. نقش آنها در اکوسیستم استارتاپی بسیار حیاتی است.
واقعاً لذت بردم از این مطلب. اینطور یادگیری کلمات جدید و تخصصی همراه با داستان و ریشهشون، خیلی عمیقتر و موندگارتره. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir!
آیا شرکتهای ایرانی هم ‘Unicorn’ داریم؟ یا بیشتر این اصطلاحات برای شرکتهای خارجی هستن؟
سلام محسن. سؤال بسیار خوبی در مورد بافت بومی ما. بله، در ایران نیز استارتاپهایی بودهاند که توانستهاند به ارزشگذاری ۱ میلیارد دلار یا بیشتر برسند و به آنها هم میتوان ‘Unicorn’ ایرانی اطلاق کرد، هرچند که تعداد آنها کمتر از نمونههای جهانی است و ممکن است به دلیل شرایط خاص بازار و تحریمها، رشد و ارزشگذاری آنها با چالشهایی روبرو بوده باشد. اما از نظر مفهومی، این اصطلاح برای هر شرکتی در هر کشوری که به این ارزشگذاری برسد، کاربرد دارد.
وای، این ‘Disrupt’ خیلی کلمه قدرتمندیه. من یاد کلمه ‘Revolutionize’ افتادم. آیا میشه این دو رو به جای هم استفاده کرد؟
سلام الهام جان. هر دو کلمه ‘Disrupt’ و ‘Revolutionize’ به تغییرات بزرگ و دگرگونکننده اشاره دارند، اما تفاوتهای ظریفی بین آنها هست. ‘Revolutionize’ به معنای ایجاد یک تغییر اساسی و ریشهای است که وضعیت موجود را به کلی دگرگون میکند، و اغلب بار معنایی مثبت و تحولآفرین دارد. ‘Disrupt’ هم به همین معناست، اما بیشتر بر ‘بر هم زدن’ یا ‘مختل کردن’ نظم سنتی یک صنعت یا بازار تأکید میکند و ممکن است برای بازیگران قدیمی بازار، جنبههای منفی داشته باشد (چون بازارشان را از دست میدهند). در بسیاری موارد میتوانند مترادف باشند، اما ‘Disrupt’ بیشتر بر چالش کشیدن و تغییر قواعد بازی تمرکز دارد.
از کجا میشه لیست بهروز شرکتهای Unicorn رو پیدا کرد؟ همیشه دوست دارم دنبال کنم که کدوم شرکتها به این ارزش میرسن.
سلام حامد. برای پیدا کردن لیست بهروز شرکتهای ‘Unicorn’، میتوانید به وبسایتهای تخصصی حوزه سرمایهگذاری خطرپذیر و تکنولوژی مراجعه کنید. پلتفرمهایی مانند ‘CB Insights’ و ‘Crunchbase’ از منابع بسیار معتبری هستند که لیست ‘Unicorn’ها را به همراه اطلاعات تکمیلی و ارزشگذاری آنها بهطور مداوم بهروزرسانی میکنند. فقط کافی است در این وبسایتها جستجو کنید ‘Unicorn list’ و به جدیدترین اطلاعات دسترسی خواهید داشت.