تا حالا شده یه فیلم انیمیشنی ببینی و به جای کیف کردن، حسابی مورمورت بشه؟ یا یه ربات انساننما رو ببینی که انقدر شبیه آدمه که یه جور ناجوری ترسناک به نظر میاد؟
اگه جوابت «آره» هست، تبریک میگم! شما سقوط کردی تو درهای به اسم «Uncanny Valley» یا دره وحشت. بذارید روراست باشیم، این حس فقط برای شما نیست و یه توضیح علمی خیلی باحال پشتشه.
خب، این «دره وحشت» اصلا چی هست؟
قضیه خیلی سادهست. یه پروفسور رباتیک ژاپنی به اسم «ماساهیرو موری» تو سال ۱۹۷۰ یه نظریه جالب داد. اون گفت: «هرچقدر یه ربات یا کاراکتر انیمیشنی به انسان شبیهتر بشه، ما بیشتر باهاش ارتباط برقرار میکنیم و حس بهتری بهش داریم، اما فقط تا یه جایی!»
وقتی این شباهت «خیلی» زیاد میشه ولی هنوز «کامل» نیست، یهو همه چی خراب میشه. حس خوب ما تبدیل به حس انزجار، ترس و یه جور مورمور شدن ناجور میشه. این سقوط ناگهانی تو حس خوب ما، همون «دره وحشت» یا Uncanny Valley هست.
هالیوود و سقوطهای پرخرجی که تو این دره داشت!
فکر نکنید این فقط یه تئوری حوصلهسربره. بزرگترین استودیوهای فیلمسازی کلی پول خرج کردن تا این موضوع رو با پوست و استخون حس کنن! چند تا مثال خیلی معروفش ایناست:
حواستون به قطار سریعالسیر وحشت هست؟
- The Polar Express (۲۰۰۴): این انیمیشن رو یادتونه؟ قرار بود یه فیلم گرم و خانوادگی برای کریسمس باشه. اما به لطف تکنولوژی موشن کپچر اون زمان، چشمهای بیروح و حرکات خشک کاراکترها باعث شد خیلی از بزرگسالها حسابی بترسن! منتقدها به کاراکترهاش لقب “dead-eyed” (چشممرده) یا “zombie-like” (شبیه زامبی) دادن.
- Mars Needs Moms (۲۰۱۱): یه شکست تجاری بزرگ برای دیزنی که دقیقا به همین دلیل اتفاق افتاد. تلاش برای واقعیسازی چهرهها، نتیجهای به شدت ترسناک و غیرطبیعی داشت.
این فیلما به ما یاد دادن که گاهی وقتا یه کاراکتر کارتونی ساده خیلی دوستداشتنیتر از یه کپی ناقص از انسانه.
انگلیسی واقعی برای وقتایی که مورمورتون میشه!
خب، حالا که فهمیدیم قضیه چیه، چطوری یه نیتیو (Native) این حس رو توصیف میکنه؟ دیگه نگید “It’s scary”. این چند تا اصطلاح خیابونی و باحال رو یاد بگیرید:
- It gives me the creeps: این اصطلاح عالیه! یعنی «بدجوری چندشم میشه» یا «مورمورم میشه».
مثال: “That robot with the human-like skin gives me the creeps.” - It’s creepy: این کلمه خیلی رایجه و دقیقا همون حس «چندشآور و یه کم ترسناک» رو میده.
تلفظ: (کریـپی) - It’s unsettling: این کلمه یه کم رسمیتره ولی خیلی کاربردیه. یعنی «آدمو ناراحت/معذب میکنه». وقتی یه چیزی یه کم «ناجوره» ولی دقیقا نمیدونی مشکلش چیه.
مثال: “The way that character smiles is just unsettling.” - It’s eerie: این یکی برای وقتاییه که یه چیزی خیلی عجیب، ساکت و مرموزه. حس «وهمآلود» و «ماورایی» داره.
تلفظ: (ایـری) – مثال: “There was an eerie silence in the room.”
نکته فرهنگی: استفاده از این کلمهها به بقیه نشون میده که شما فقط انگلیسی کتابی بلد نیستی و با اصطلاحات روزمره و واقعی هم آشنایی.
چرا مغز ما اینجوری واکنش نشون میده؟
تئوریهای مختلفی هست، ولی یکی از قویترینهاش اینه: مغز ما برای تشخیص چهره انسان «سیمکشی» شده. وقتی چیزی رو میبینیم که ۹۹٪ شبیه انسانه ولی اون ۱٪ آخری رو نداره (مثلا حرکاتش مکانیکیه، پوستش زیادی صافه، یا چشماش احساس نداره)، مغز ما یه سیگنال خطر دریافت میکنه: “یه چیزی اینجا درست نیست!”
این حس میتونه یه مکانیزم دفاعی قدیمی باشه برای تشخیص بیماری یا یه موجود خطرناک که خودشو جای انسان جا زده. خلاصه که مغزمون میخواد ازمون محافظت کنه!
حرف آخر: به دره وحشت احترام بذارید!
پدیده Uncanny Valley فقط یه اصطلاح باحال برای فیلمبازها و خورههای تکنولوژی نیست؛ یه پنجرهست به دنیای پیچیده مغز ما. بهمون نشون میده که چرا ما با یه ربات اسباببازی ساده ارتباط بهتری میگیریم تا یه ربات فوقپیشرفته که زیادی تلاش کرده شبیه ما باشه. دفعه بعدی که یه کاراکتر انیمیشنی یا یه ربات دیدید و حس بدی بهتون دست داد، بدونید که تنها نیستید و مغزتون داره کارشو درست انجام میده!
حالا شما بهمون بگید: ترسناکترین کاراکتر یا رباتی که دیدین و شما رو مستقیم انداخته تو «دره وحشت» چی بوده؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا Uncanny Valley فقط برای رباتها و انیمیشنها اتفاق میفته؟
نه لزوما. این پدیده میتونه در مورد عروسکهای خیلی واقعی، مجسمههای مومی، یا حتی بعضی از تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی هم اتفاق بیفته. هر چیزی که خیلی شبیه انسان باشه ولی یه جای کارش بلنگه، پتانسیل سقوط به این دره رو داره.
آیا همه مردم این حس رو تجربه میکنن؟
تحقیقات نشون داده که این حس تا حد زیادی جهانیه، اما شدت اون میتونه بین افراد و فرهنگهای مختلف، متفاوت باشه. مثلا بچهها معمولا کمتر از بزرگسالان این حس رو تجربه میکنن، چون مغزشون هنوز در حال یادگیری الگوهای چهره انسانه.
چطور میشه از افتادن توی «دره وحشت» جلوگیری کرد؟
طراحان و انیماتورها دو راه اصلی دارن: یا باید از واقعگرایی بیش از حد پرهیز کنن و کاراکترهایی بسازن که به وضوح «کارتونی» و استایلیزه هستن (مثل انیمیشنهای پیکسار)، یا باید انقدر تکنولوژیشون پیشرفت کنه که بتونن اون ۱٪ آخر رو هم بینقص دربیارن و از دره عبور کنن و به یه شباهت کامل و باورپذیر برسن.




خیلی جالب بود. کلمه Uncanny فقط برای رباتها استفاده میشه یا در موارد دیگه هم کاربرد داره؟ مثلاً برای شباهت دو تا آدم؟
سلام آرش جان! اتفاقاً سوال خوبی پرسیدی. کلمه Uncanny فراتر از رباتیک هست. یکی از رایجترین ترکیباتش uncanny resemblance هست؛ یعنی وقتی دو نفر شباهت خیلی عجیب و غیرعادی به هم دارن که آدم رو متعجب میکنه.
من این حس رو دقیقاً موقع دیدن انیمیشن The Polar Express داشتم. اون موقع نمیدونستم اسمش Uncanny Valley هست. اصطلاح eerie هم معنی مشابهی داره؟
دقیقاً سارا! فیلم قطار قطبی مثال کلاسیک این بحث در دنیای سینماست. بله، eerie کاملاً مرتبطه؛ به معنی چیزی که به شکل ترسناک و مرموزی عجیب و غریبه.
تلفظ دقیق Uncanny چطوریه؟ آنکانی (با صدای آ) یا آنکنی (با صدای اَ)؟
تلفظ درستش /ʌnˈkæni/ هست. یعنی بخش دوم شبیه ‘کَنی’ شنیده میشه که صدای ‘اَ’ در اون کمی کشیده است.
به نظرم کلمه creepy خیلی توی محاوره به جای این اصطلاح استفاده میشه. مثلاً وقتی یه ربات میبینیم میگیم It’s so creepy!
ممنون از مطلب خوبتون. کلمه humanoid که توی متن بود، آیا دقیقاً هممعنی robot هست یا فرق دارن؟
سلام امیرحسین عزیز. تفاوت ظریفی دارن. Robot کلی هست، اما Humanoid (انساننما) به رباتی گفته میشه که ظاهر یا رفتارش شبیه انسان طراحی شده باشه.
توی بازیهای ویدیویی خیلی این دره وحشت رو میبینیم. آیا صفت دیگهای برای این حس ‘مورمور شدن’ یا انزجار در انگلیسی داریم؟
اصطلاح uncanny valley رسمی محسوب میشه یا اسلنگ هست؟ میتونیم توی مقالات علمی هم استفاده کنیم؟
این یک اصطلاح تخصصی (Term) در علوم رباتیک و روانشناسیه، بنابراین کاملاً رسمی و آکادمیک هست و استفاده از اون در مقالات کاملاً درسته.
من شنیدم بعضی جاها به جای این حس میگن it gives me the chills. این هم درسته؟
دره وحشت ترجمه خیلی هوشمندانهای برای Valley هست. آیا اصطلاح دیگهای با کلمه Valley داریم که رایج باشه؟
بله سامان جان، مثلاً Silicon Valley که معروفه، یا در اصطلاح جغرافیایی به درههای عمیق gorge هم میگن. اما در اصطلاحات استعارهای، Uncanny Valley از معروفترینهاست.
من توی یوتیوب دیدم وقتی یه چیزی اینطوریه میگن It’s off-putting. این هم یعنی همون حس بد؟
دقیقاً! Off-putting یعنی چیزی که باعث میشه آدم حس ناخوشایندی پیدا کنه یا از چیزی زده بشه. برای توصیف حس دره وحشت صفت خیلی مناسبیه.
میشه چند تا مترادف برای Uncanny بگید که توی رایتینگ آیلتس بشه استفاده کرد تا نمره بالاتری بگیریم؟
خیلی عالی بود. واژه repellent هم که توی متنهای علمی برای این حس استفاده میشه، به معنی دفعکننده است؟
توی فیلم M3GAN قشنگ این حس دره وحشت منتقل میشد، چون رباتش زیادی شبیه بچهها بود ولی حرکاتش نه.
فرق بین Strange و Uncanny چیه؟ هر دو رو میتونیم عجیب معنی کنیم؟
هر دو به معنی عجیب هستن، اما Strange خنثی است. Uncanny همیشه یه بارِ مرموز، غیرطبیعی و گاهی ترسناک داره که انگار یه جای کار میلنگه.
کلمه repulsive هم برای اون حس انزجار که گفتید استفاده میشه؟ به نظرم خیلی کلمه قویتری هست.
مطلب خیلی جالبی بود، مرسی! من دقیقا همین حس رو با انیمیشنهای قدیمیتر که خیلی سعی میکردن واقعی باشن ولی یه چیزی کم داشتن، تجربه کردم. این کلمه ‘Uncanny’ به جز ‘عجیب’ یا ‘غریب’ معنی دیگهای هم داره؟ شنیدم یه جورایی به ماوراءالطبیعه هم اشاره میکنه.
سلام سارا جان! بله، کاملاً درست متوجه شدید. کلمه ‘Uncanny’ علاوه بر ‘عجیب’ و ‘غریب’، مفهوم ‘مرموز’، ‘ماوراءالطبیعه’ و ‘ترسناک به شکلی ناآشنا’ را نیز در بر میگیرد. به حسی اشاره دارد که چیزی آشنا به نظر میرسد اما در عین حال کاملاً بیگانه و نگرانکننده است، گویی چیزی از جای خود خارج شده. مترادفهای آن میتوانند ‘eerie’, ‘mysterious’, ‘supernatural’, یا ‘creepy’ باشند.
واقعاً تئوری جالبی بود و خیلی وقتها این حس رو با رباتهای انساننما یا بعضی بازیهای ویدیویی داشتم. ممنون از مطلب کاربردیتون. چطور باید ‘Uncanny Valley’ رو درست تلفظ کرد؟
من دقیقا همین حس رو با کاراکترهای CGI در فیلم The Polar Express داشتم، یه جور حس ناخوشایند! آیا ‘CGI’ مخفف ‘Computer-Generated Imagery’ هست؟
مطلب عالی بود! این اصطلاح ‘Uncanny Valley’ واقعاً خوب این حس عجیب رو توصیف میکنه. فکر میکنید در آینده با پیشرفت تکنولوژی، این دره وحشت از بین میره یا همیشه وجود داره؟ (سؤال مرتبط با زبان نیست، بیشتر فلسفیه!)
سلام، مقاله خیلی روشن و جذابی بود. میخواستم بدونم ‘humanoid robots’ همون ‘رباتهای انساننما’ هستن؟ و اصطلاح ‘humanoid’ چه معنی دقیقی داره؟
ممنون بابت این مقاله عالی! واقعاً این حس دره وحشت رو تجربه کرده بودم و نمیدونستم اسمی براش هست. آیا اصطلاحاتی مثل ‘eerie feeling’ یا ‘creepy vibe’ هم میتونن تا حدی مفهوم Uncanny Valley رو منتقل کنن؟
منم دقیقا با عروسکهای خیلی شبیه انسان این حس رو دارم. به این حس تو انگلیسی چی میگن؟ مثلاً ‘repulsion’ یا ‘disgust’؟
مقاله خیلی خوبی بود. این ‘دره’ اینجا یه استعارهست. آیا اصطلاحات دیگهای هم تو انگلیسی هست که از ‘valley’ به شکل استعاری برای بیان مفاهیم دیگه استفاده کنه؟
این تئوری خیلی شبیه به اینه که چرا آدمکهای مانکن تو فروشگاهها گاهی اوقات یه حس عجیب میدن. آیا اینم جزو همین Uncanny Valley میشه؟ و کلمه ‘mannequin’ رو چطور باید تلفظ کرد؟
پس در واقع Uncanny Valley یعنی زمانی که شباهت زیاد اما ناقص به انسان باعث ایجاد حس دافعه میشه. درسته؟ خیلی ممنون از توضیحات عالی، فهمیدنش خیلی کمکم کرد.
کاملاً درست متوجه شدید کسری عزیز! تعریف شما دقیقاً جوهر این پدیده را بیان میکند. این مفهوم نشان میدهد که مغز ما به کوچکترین نقصها در شباهت به انسان بسیار حساس است و این نقصها میتوانند منجر به احساس ناخوشایند یا حتی ترس شوند.
آیا ‘Uncanny Valley’ یک اصطلاح علمیه یا تو مکالمات عادی هم میشه ازش استفاده کرد؟ چقدر رسمیه؟
مقاله خیلی جامع و مفید بود. یادمه یه بار شنیدم که ‘creepy’ و ‘eerie’ هم میتونن نزدیک به این معنی باشن. تفاوتشون چیه؟
میشه این اصطلاح رو تو مکالمات روزمره هم استفاده کرد؟ مثلاً بگیم ‘That robot gives me an Uncanny Valley feeling’؟
مرسی از مطلب خوبتون! این حس واقعا برام آشنا بود ولی نمیدونستم اصطلاح خاصی داره. ‘Masahiro Mori’ اسم دانشمند ژاپنی بود که این نظریه رو مطرح کرد، درسته؟
گاهی اوقات میخوایم بگیم یه چیزی خیلی ترسناکه ولی نه در حد وحشت مطلق، بیشتر یه حس ناخوشایند. چه کلمات عامیانهای هست که نزدیک به ‘uncanny’ یا ‘creepy’ باشه؟