تاحالا شده با یکی حرف بزنی و بعدش حس کنی کل انرژیت رفته؟ انگار ازت دزدی کرده باشن! اگه جوابت مثبته، شاید ندونسته توی یه رابطه تاکسیک (Toxic Relationship) گیر افتادی.
بذارید روراست باشیم، همه ما تو زندگی با آدمایی سر و کار داریم که بعد از رفتنشون، تازه میفهمیم چقدر حالمون بهتره! این مقاله دقیقاً برای همینه. میخوایم با هم چندتا کلمه انگلیسی یاد بگیریم که مثل یه اسکنر، آدمای سمی اطرافت رو شناسایی کنه. پس اگه از کتابهای خشک و رسمی خسته شدی، جای درستی اومدی!
اول از همه، اصلاً “تاکسیک” یعنی چی؟
کلمه Toxic (تلفظ: تاک-سیک) در انگلیسی یعنی “سمی”. وقتی این صفت رو برای یه رابطه یا یه آدم به کار میبریم، منظورمون اینه که اون رابطه یا فرد برای سلامت روان و احساسات ما مضر و آسیبزاست. درست مثل سمی که آروم آروم آدم رو از پا درمیاره.
یه رابطه تاکسیک، رابطهایه که بهجای حس آرامش و رشد، پر از استرس، کنترلگری، تحقیر و بیثباتیه. توی این رابطه، عزتنفس و شادی شما هدف قرار گرفته میشه.
آدم سمی (Toxic Person) کیه؟
خب، آدم سمی کسیه که زندگیت رو پیچیده و پر از تنش میکنه. این افراد استاد ایجاد حس بد در دیگران هستن. چندتا از ویژگیهای بارزشون اینه:
- همیشه در حال انتقادن: هر کاری کنی، یه ایرادی ازش درمیارن.
- قربانینمایی میکنن: همیشه دنیا بهشون بدهکاره و بقیه مقصرن.
- انرژیخوار هستن: بعد از صحبت باهاشون حس میکنی خالی شدی.
- احترام به مرزهای شما نمیذارن: بارها بهشون تذکر دادی ولی کار خودشون رو میکنن.
کلمات کلیدی که باید مثل کف دستت بلد باشی!
حالا که با مفهوم کلی آشنا شدیم، بریم سراغ دوتا کلمه خیلی مهم که بهتون کمک میکنه آدمای سمی رو بهتر بشناسید. اینا کلماتی هستن که تو فیلما و سریالها زیاد میشنوید.
۱. Manipulative (مِنیپیولِیتیو)
این کلمه یعنی “کنترلگر” یا “سلطهجو”. یه آدم Manipulative کسیه که سعی میکنه با روشهای غیرمستقیم و فریبکارانه شما رو کنترل کنه تا به خواستههای خودش برسه. اونها استاد بازیهای روانی هستن.
- تکنیکشون چیه؟ معمولاً از احساس گناه، دروغ گفتن، یا مظلومنمایی استفاده میکنن. مثلاً جملههایی مثل “اگه واقعاً منو دوست داشتی، این کارو میکردی” یه نمونه کلاسیک از این رفتاره.
- مثال در فیلم: شخصیت “ایمی دان” در فیلم Gone Girl یه نمونه عالی از یه آدم به شدت Manipulative هست.
جمله انگلیسی کاربردی:
"I realized my boss was being manipulative when he tried to make me feel guilty for taking a sick day."
(ترجمه: “وقتی رئیسم سعی کرد برای گرفتن مرخصی استعلاجی در من حس گناه ایجاد کنه، فهمیدم که داره منو کنترل میکنه.”)
۲. Narcissist (نارسِسیست)
این کلمه به کسی گفته میشه که “خودشیفته” است. یه Narcissist بهطور غیرعادی عاشق خودشه، خودش رو از همه برتر میدونه و به شدت نیاز به تحسین و توجه دیگران داره. بدترین ویژگیشون اینه که اصلاً با دیگران همدلی (Empathy) ندارن و نمیتونن احساسات بقیه رو درک کنن.
- چطوری بشناسیمشون؟ همیشه در مورد دستاوردهای خودشون اغراق میکنن، تحمل هیچ انتقادی رو ندارن و فکر میکنن قوانین برای بقیه است، نه برای اونها!
- فرهنگ استفاده: تو انگلیسی روزمره، این کلمه برای توصیف آدمای خیلی مغرور و خودمحور به کار میره.
جمله انگلیسی کاربردی:
"He's a complete narcissist; he never asks how I am and only talks about himself."
(ترجمه: “اون یه خودشیفته به تمام معناست؛ هیچوقت حال منو نمیپُرسه و فقط در مورد خودش حرف میزنه.”)
خب، حالا چیکار کنیم؟
یاد گرفتن این کلمات فقط برای این نیست که دایره لغاتتون بزرگ بشه. این کلمات ابزارهایی هستن برای محافظت از روانتون. شناختن یه رفتار سمی، اولین و مهمترین قدم برای مقابله باهاشه. یادتون باشه، شما مجبور نیستید هیچ آدم یا رابطه سمی رو تحمل کنید. تعیین حد و مرز و گاهی وقتا حذف کردن این آدما از زندگی، بزرگترین لطفیه که میتونید در حق خودتون بکنید.
شما تاحالا با آدمای Toxic سر و کار داشتید؟ بزرگترین نشانهای که باعث شد بشناسیدشون چی بود؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
اگر بعد از وقت گذروندن با دوستتون به جای حس خوب، احساس خستگی روحی، بیارزشی یا اضطراب میکنید، این یک زنگ خطره. دوست سمی معمولا شما رو تحقیر میکنه (حتی به شوخی)، از موفقیت شما خوشحال نمیشه و همیشه سعی داره شما رو پایین بکشه.
تغییر ممکنه، اما خیلی سخته و نیازمند خودآگاهی و تلاش زیاد از طرف خود اون فرده. معمولاً افراد سمی، به خصوص خودشیفتهها، مشکلی در رفتار خودشون نمیبینن. شما مسئول تغییر دادن کسی نیستید؛ مسئولیت اصلی شما مراقبت از سلامت روان خودتونه.
اعتماد به نفس سالم، بر اساس واقعیت و دستاوردهای واقعیه و با احترام به دیگران همراهه. اما خودشیفتگی (Narcissism) یک حس برتری غیرواقعی و اغراقآمیزه که با نبود کامل همدلی و نیاز شدید به تحسین شدن مشخص میشه. آدم با اعتماد به نفس شما رو بالا میبره، اما نارسیسیست شما رو تحقیر میکنه تا خودش بهتر به نظر برسه.




خیلی عالی بود! یه سوال، کلمه Manipulative هم به همین موضوع ربط داره؟ تو فیلمها زیاد میشنوم که به آدمهای سمی میگن.
بله سارا جان، دقیقاً! کلمه Manipulative به کسی گفته میشه که سعی میکنه با کنترل کردن یا فریب دادن بقیه به خواستههاش برسه. این یکی از بارزترین ویژگیهای یک Toxic person هست.
دمتون گرم. من همیشه فکر میکردم Toxic فقط برای مواد شیمیایی و سم مار به کار میره. میشه برای محیط کار (Workplace) هم استفاده کرد؟
حتماً! اصطلاح Toxic Workplace در دنیای بیزنس و کار خیلی رایجه و به محیطهایی گفته میشه که در اون رقابت ناسالم یا بدگویی وجود داره.
تلفظ درست کلمه Toxic چیه؟ من بعضی جاها شنیدم ‘تاک-زیک’ تلفظ میکنن. کدومش درسته؟
یه اصطلاح مشابه یادمه تو یه سریال شنیدم: Emotional Vampire. اینم یعنی همون آدم سمی که انرژی رو میگیره؟
ایول نیما! نکته خیلی خوبی بود. Emotional Vampire یا ‘خونآشام عاطفی’ یک اصطلاح عامیانه و جذاب برای آدمهایی هست که با نالیدن یا منفیبافی، انرژی روانی اطرافیانشون رو تخلیه میکنن.
کاش درباره Red Flag هم یه مطلب بنویسید. به نظرم برای شناسایی آدمهای Toxic خیلی کاربردیه.
تو آزمون آیلتس میشه از کلمه Toxic برای توصیف یک رابطه استفاده کرد یا زیادی عامیانهست؟
سوال هوشمندانهای بود پویا. در بخش Speaking کاملاً اوکی هست، اما در بخش Writing بهتره از کلمات آکادمیکتر مثل Unhealthy یا Detrimental Relationship استفاده کنی.
تفاوت Toxic با Poisonous چیه؟ هر دو تو فارسی ‘سمی’ معنی میشن دیگه؟
نکته ظریفیه الناز جان. Poisonous معمولاً برای موجودات زنده (مثل مار) یا خوراکیهاست، اما Toxic کاربرد علمیتری داره و برای توصیف استعاری رفتارها و روابط انسانی هم به کار میره.
من این کلمه رو اولین بار تو آهنگ بریتنی اسپیرز شنیده بودم ولی معنیشو به این دقت نمیدونستم. مرسی از توضیحات.
واسه کسی که خیلی انرژی منفی میده و حال آدم رو میگیره اصطلاح Killjoy هم درسته؟
اگه بخوام بگم ‘این رابطه داره منو از پا درمیاره’ میشه گفت: This relationship is draining me؟
بله رضا جان، کاملاً درسته! فعل Drain به معنی تخلیه کردن مایعاته و اینجا به زیبایی برای تخلیه شدن انرژی و توان روانی به کار برده شده.
ممنون از سایت خوبتون. کلمه ای داریم که دقیقاً برعکس Toxic باشه؟ مثلاً برای توصیف یک رابطه که به آدم انگیزه میده؟
بله هدیه عزیز، کلمات Uplifting (امیدبخش) و Nurturing (پرورشدهنده) بهترین گزینهها برای توصیف روابط مثبت و سالم هستند.
من شنیدم به اینجور آدما Shady هم میگن. درسته؟
تلفظ کلمه Toxicity چطوریه؟ استرس روی کدوم بخش کلمهست؟
در کلمه Toxicity /tɒkˈsɪs.ə.ti/، استرس روی بخش دوم یعنی ‘سی’ (si) قرار داره. یادت باشه که حرف x در اینجا صدای ‘ک-س’ میده.
اگه بخوام به انگلیسی بگم ‘از آدمهای سمی دوری کن’ کدوم جمله طبیعیتره؟
خیلی خوبه که اصطلاحات روزمره رو یاد میدید. من همیشه فکر میکردم فقط باید کلمات کتابی یاد بگیرم.
من تو یه پادکست اصطلاح Toxic Positivity رو شنیدم. مگه مثبت بودن هم میتونه سمی باشه؟
سوال خیلی جالبیه امید! Toxic Positivity یعنی تظاهر به شادی و سرکوب کردن احساسات منفی در هر شرایطی، که در نهایت میتونه به سلامت روان آسیب بزنه.
معادل صفت Toxic برای اشیا هم همینه؟ مثلاً ‘دود سمی’ چی میشه؟
بنویسید که چطور میتونیم به انگلیسی به کسی بگیم ‘بسه دیگه، سمی نباش!’ (Stop being toxic).
سامان عزیز، همین جملهای که گفتی کاملاً درسته و استفاده میشه. همچنین میتونی بگی: ‘Cut out the toxicity’ یعنی این رفتار سمی رو تمومش کن.
من فکر میکنم آدمهای سمی همونایی هستن که بهشون میگن Narcissist. درسته؟
لطفاً درباره اصطلاح Gaslighting هم که این روزها خیلی ترند شده بنویسید. ممنون از مطالب عالی.
وای چقدر مطلب کاربردی بود! همیشه این کلمه toxic رو میشنیدم ولی اینقدر دقیق معنیشو نمیدونستم. ممنون. کلمه دیگهای هم هست که معنی مشابهی با toxic بده؟
خوشحالیم که مفید بوده سارا جان! بله، کلمات دیگهای هم هستند که بسته به موقعیت میتونن مشابه باشن. مثلاً ‘harmful’ (مضر)، ‘detrimental’ (زیانآور)، ‘unhealthy’ (ناسالم) یا حتی ‘poisonous’ (سمی به معنای فیزیکی) میتونن در برخی موارد جایگزین بشن، اما ‘toxic’ بیشتر برای روابط و محیطهای عاطفی-روانی استفاده میشه.
سلام، مقاله عالی بود. این اصطلاح ‘toxic masculinity’ رو هم زیاد میشنوم. آیا این هم به همین معنی ‘سمی’ ربط داره؟
سلام علی عزیز. بله، کاملاً مرتبط است. ‘Toxic masculinity’ به مجموعهای از رفتارهای مردانه اشاره دارد که در فرهنگ جامعه نهادینه شده و برای خود فرد یا اطرافیانش مضر و آسیبزا هستند (مثلاً سرکوب احساسات، پرخاشگری بیمورد). در واقع، صفت ‘toxic’ در اینجا هم دقیقاً به معنای ‘مضر و آسیبزا’ به کار رفته است.
ممنون بابت تلفظ. همیشه شک داشتم درست میگم یا نه. پس ‘تاک-سیک’ درسته؟
بله مریم خانم، تلفظ ‘تاک-سیک’ (Tak-sik) کاملاً درست و رایج است. خوشحالیم که ابهامتون رفع شد!
خیلی خوب توضیح دادید. میخواستم بدونم ‘toxic’ فقط برای آدم و رابطه استفاده میشه یا مثلاً برای مواد شیمیایی هم میشه گفت ‘toxic chemical’؟
سوال خوبی پرسیدید رضا جان. بله، ‘toxic’ در اصل به معنای سمی از نظر شیمیایی و فیزیکی هم هست. مثلاً ‘toxic waste’ (زباله سمی) یا ‘toxic chemicals’ (مواد شیمیایی سمی) کاملاً درست هستند. اما در گفتار روزمره و خصوصاً در فضای مجازی، کاربرد استعاری آن برای روابط و افراد خیلی رایج شده است.
وای، انگار داشتید از زندگی من میگفتید! چقدر حس رهایی پیدا کردم بعد از اینکه از یه رابطه toxic بیرون اومدم. یه اصطلاح دیگه هم هست که میگن ‘red flags’. اینم میشه به آدمای سمی ربط داد؟
کاملاً درسته فاطمه جان! ‘Red flags’ (پرچمهای قرمز) دقیقاً به نشانهها و هشدارهایی گفته میشود که در ابتدای یک رابطه یا تعامل، خبر از مشکلات جدی یا خصوصیات ‘toxic’ یک فرد میدهند. شناسایی این ‘red flags’ برای جلوگیری از ورود به روابط سمی بسیار حیاتی است. خوشحالیم که تونستید از اون رابطه رها بشید!
مرسی از مطلب خوبتون. حالا برعکس ‘toxic’ چی میشه؟ کلمهای هست که برای یه رابطه سالم و مثبت استفاده بشه؟
خواهش میکنم حسین جان. برای روابط سالم و مثبت میتونیم از کلماتی مثل ‘healthy relationship’ (رابطه سالم)، ‘supportive relationship’ (رابطه حمایتی) یا ‘nurturing relationship’ (رابطه پرورنده/رشددهنده) استفاده کنیم. ‘Positive’ هم یک صفت کلی خوب است.
اینکه گفتید از کتابای خشک و رسمی خسته شدین، دقیقا حرف دل من بود! ممنون که اینقدر خودمونی و کاربردی توضیح میدین. عالی بود!
خواهش میکنیم زهرا جان! هدف ما دقیقاً همینه که یادگیری زبان رو از حالت خشک و کتابی خارج کنیم و به تجربهای جذابتر تبدیل کنیم. خوشحالیم که از سبک مقالات راضی هستید.
من این کلمه رو اولین بار توی یه آهنگ بریتنی اسپیرز شنیدم! تا الان فکر میکردم فقط به معنی یه چیز خطرناکه. این توضیح شما خیلی شفاف بود. عالی!
بله امین عزیز، آهنگ ‘Toxic’ بریتنی اسپیرز یکی از مشهورترین کاربردهای این کلمه در فرهنگ پاپه! متن اون آهنگ هم دقیقاً به جنبههای اعتیادآور و در عین حال مضر یک رابطه اشاره داره. خوشحالیم که تونستیم مفهوم رو براتون روشنتر کنیم.
آیا ‘toxic’ همیشه به معنی عمدی بودن آسیبرسانیه؟ یعنی کسی که ‘toxic’ هست، حتماً میدونه داره اذیت میکنه؟
سوال خیلی خوبی نازنین جان. خیر، لزوماً همیشه عمدی نیست. گاهی اوقات افراد بدون اینکه آگاه باشند یا قصد بدی داشته باشند، رفتارهای ‘toxic’ از خودشون نشون میدن که ریشه در مشکلات درونی خودشون داره. اما نتیجه برای طرف مقابل همچنان آسیبزاست. تشخیص این تفاوت مهم است.
به نظرم ‘boundaries’ (مرزها) هم خیلی مهمه که آدم تو روابطش بذاره تا از ‘toxic people’ دور بمونه. این کلمه هم توی انگلیسی خیلی به کار میره.
نکته بسیار مهم و درستی اشاره کردید محسن عزیز. ‘Setting boundaries’ (تعیین مرزها) یکی از کلیدیترین راهها برای محافظت از خود در برابر روابط ‘toxic’ و حفظ سلامت روانیه. ممنون از اضافه کردن این نکته ارزشمند!
میشه گفت ‘unhealthy relationship’ همون معنی ‘toxic relationship’ رو میده؟ یا فرق کوچیکی دارن؟
سوال دقیق و بجاییه شیرین جان. ‘Unhealthy relationship’ یک اصطلاح کلیتره که میتونه شامل طیف وسیعی از روابط با مشکلات مختلف باشه، از جمله نبود ارتباط موثر یا احترام. اما ‘Toxic relationship’ معمولاً به روابطی گفته میشه که به صورت سیستماتیک و عمیقاً برای سلامت روحی و روانی فرد آسیبزا و مخرب هستن، یعنی سطح ناسالمی از رفتارهای مضر و کنترلگرایانه رو دارن. ‘Toxic’ معمولاً شدت بیشتری رو نشون میده.
فوقالعاده بود! دقیقا دنبال چنین مطلبی بودم.
من خودم اخیراً مجبور شدم یک ‘toxic friend’ رو از زندگیم حذف کنم. چه عبارتی توی انگلیسی برای ‘حذف کردن/کنار گذاشتن آدمای سمی’ استفاده میشه؟
آفرین به شجاعت شما پریسا جان! برای این کار میتونید از عباراتی مثل ‘to cut ties with someone’ (قطع رابطه کردن)، ‘to distance yourself from someone’ (خودت رو از کسی دور کردن) یا ‘to remove someone from your life’ (کسی را از زندگیات حذف کردن) استفاده کنید. اصطلاح ‘to weed out’ هم گاهی به معنای از بین بردن یا حذف کردن عناصر ناخواسته به کار میرود.
ممنون از مقاله بسیار خوب و روشن کنندهتون. من همیشه این کلمه رو توی فیلمها میشنیدم ولی اینقدر واضح درک نکرده بودم.
خیلی عالی بود توضیحات. آیا ریشه کلمه ‘toxic’ هم به سم یا زهر برمیگرده؟
بله لیلا جان، دقیقاً. کلمه ‘toxic’ از واژه یونانی ‘toxikon’ به معنای ‘سم برای تیر’ یا ‘زهر’ میآید و به ‘toxos’ به معنای ‘کمان’ مرتبط است. بنابراین، ریشه آن به معنای ‘ماده سمی’ باز میگردد که بعدها کاربرد استعاری آن برای روابط و افراد نیز رایج شد.
مطالب این سایت همیشه عالی و دقیقه. مرسی بابت شفافسازی اصطلاح ‘toxic’. چقدر خوب که به زبان ساده توضیح میدید.
خواهش میکنیم جواد عزیز! هدف ما دقیقاً همین سادگی و کاربردی بودنه تا یادگیری برای همه راحتتر باشه. از انرژی مثبتتون ممنونیم!
این موضوع ‘toxic relationship’ رو باید همه بدونن. واقعا آدم رو از پا درمیاره. ممنون که این اصطلاح انگلیسی رو هم خوب توضیح دادید.
بله محدثه خانم، کاملاً با شما موافقیم. آگاهی از این مفاهیم هم برای سلامت روان مهم است و هم به درک بهتر زبان کمک میکند. ممنون از بازخورد شما.
آیا ‘toxic boss’ یا ‘toxic workplace’ هم داریم؟ یعنی محیط کاری سمی؟
بله سامان جان، کاملاً درست است. ‘Toxic boss’ (رئیس سمی) و ‘toxic workplace’ (محیط کار سمی) اصطلاحات بسیار رایجی هستند که برای توصیف محیطهای کاری یا مدیرانی استفاده میشوند که به سلامت روانی و عملکرد کارکنان آسیب میزنند. ‘Toxic’ در اینجا هم همان معنای ‘مضر و آسیبزا’ را دارد.