تاحالا شده وسط یه فیلم گنگ و خفن، یهو یکی بگه “I have a task for you” و شما فکر کنی یعنی چی؟ یا حس کنی وقتی همکارت میگه «تسکام مونده رو دستم» یه جای کار میلنگه؟ بذارید روراست باشیم، خیلی از ماها از این کلمهها درست استفاده نمیکنیم و همین باعث میشه غیرحرفهای به نظر بیایم.
این مقاله فقط برای معنی کردن کلمه نیست؛ قراره باهم یاد بگیریم چطور مثل یک نیتیو از این اصطلاحات در کار و زندگی روزمره استفاده کنیم تا هم کارامون بهتر پیش بره و هم انگلیسیمون طبیعیتر به نظر بیاد. آمادهای؟
تسک (Task) دقیقاً یعنی چی؟ از کارای خونه تا مأموریتهای سری!
اول از همه، بیاید این کلمه رو درست تلفظ کنیم: /tæsk/ (تَسک). نه «تِسک»!
خب، Task یعنی چی؟ به زبان ساده، تسک یک «وظیفه» یا «کار مشخص و تعریفشده» است. یه تیکه کار که باید انجام بشه. میتونه خیلی ساده باشه یا خیلی پیچیده. نکته کلیدی اینه که تسکها معمولاً قدمهای کوچیکی برای رسیدن به یک هدف بزرگتر هستن.
- خریدن شیر و نون از سوپرمارکت یه task سادست.
- نوشتن یه ایمیل به مدیرتون یه task کاریه.
- پیدا کردن یه باگ نرمافزاری برای یه برنامهنویس یه task تخصصیه.
- حتی جیمز باند هم وقتی مأموریتی بهش میدن، در واقع داره یه سری tasks رو انجام میده!
پس وقتی میگیم «تسکهام مونده»، منظورمون اینه که یه سری کارهای مشخص و تعریفشده داریم که هنوز انجامشون ندادیم. این جمله کاملاً درسته و بین جوونها و توی محیطهای استارتاپی خیلی رایجه.
تودو لیست (To-do List) چیه پس؟ لیست بقالی یا برنامه روزانه؟
To-do List دقیقاً همون چیزیه که از اسمش پیداست: لیستی از کارهایی که باید انجام بشن (Things to do). این لیست معمولاً مجموعهای از تسکهای شماست. میتونه برای کارهای روزانه، هفتگی یا حتی یه پروژه خاص باشه.
فرق اصلیش با Task List چیه؟ معمولاً To-do List شخصیتر و سادهتره. مثلاً:
- زنگ زدن به مامان
- خرید بلیت سینما
- تمدید اشتراک اینترنت
در مقابل، یه Task List ممکنه جزئیات بیشتری داشته باشه و اغلب برای کارهای حرفهایتر استفاده میشه.
تسک (Task) در برابر پروژه (Project): فرقشون چیه که همه اشتباه میکنن؟
اینجا همون جاییه که خیلیها گیج میشن! تفاوت این دوتا مثل فرق بین «آجر» و «ساختمون» میمونه. یه پروژه از کلی تسک تشکیل شده.
بذارید با یه مثال از دنیای فیلم و سریال توضیح بدم:
- پروژه (Project): ساختن یه فیلم سینمایی مثل “جوکر”. این یه هدف بزرگه که شروع و پایان مشخصی داره.
- تسکها (Tasks):
- نوشتن فیلمنامه
- انتخاب بازیگر (Casting)
- پیدا کردن لوکیشن فیلمبرداری
- ضبط یک سکانس خاص
- ادیت کردن صدا و تصویر
میبینید؟ هر کدوم از این تسکها یه قدم کوچیک برای تکمیل اون پروژه بزرگه. پروژه یه هدف بزرگه و تسکها کارهای اجرایی برای رسیدن به اون هدفن. پس دفعه بعد که میخواید بگید «یه پروژه جدید برداشتم»، مطمئن بشید که منظورتون یه کار بزرگه، نه یه تسک ساده مثل طراحی یه پست اینستاگرام!
چرا این تفاوت مهمه؟
چون اگه فرق این دوتا رو ندونید، توی برنامهریزی به مشکل میخورید. وقتی یه «پروژه» رو توی To-do list خودتون مینویسید (مثلاً: یادگیری زبان انگلیسی)، مغزتون هنگ میکنه چون نمیدونه از کجا باید شروع کنه! اما اگه اون رو به تسکهای کوچیکتر تقسیم کنید، کار خیلی راحتتر میشه:
- تسک ۱: پیدا کردن یه اپلیکیشن خوب برای یادگیری لغت.
- تسک ۲: دیدن یک قسمت از سریال فرندز با زیرنویس انگلیسی.
- تسک ۳: تمرین مکالمه با یه دوست به مدت ۱۵ دقیقه.
اینجوری خیلی مدیریتشدهتر و باحالتر نیست؟
اپلیکیشنهای مدیریت تسک: Trello و Jira چطور زندگی رو راحتتر میکنن؟
خب حالا که حرفهای شدیم، چطور این تسکها رو مدیریت کنیم؟ اینجا پای اپلیکیشنهای خفنی مثل Trello و Jira به میون میاد.
ترلو (Trello): ساده، رنگیرنگی و جون میده برای شروع!
Trello مثل یه تخته وایتبرد دیجیتاله که میتونید روش کلی ستون (List) درست کنید (مثلاً: کارهایی که باید انجام بشن، در حال انجام، انجامشده) و تسکهاتون رو به شکل کارتهای کوچیک (Cards) بین این ستونها جابجا کنید.
- برای کی خوبه؟ تیمهای کوچیک، دانشجوها، فریلنسرها و کلاً هر کسی که دنبال یه ابزار ساده و بصری برای مدیریت کارهای روزانه یا پروژههای کوچیک میگرده.
- فضاش چطوره؟ خیلی خودمونی و راحته. انگار داری با استیکی نوتهای رنگی بازی میکنی!
جیرا (Jira): غول مرحله آخر برای پروژههای بزرگ!
Jira خیلی قدرتمندتر و پیچیدهتره و بیشتر برای تیمهای توسعه نرمافزار و پروژههای خیلی بزرگ طراحی شده. توش میتونید انواع و اقسام نمودارها رو ببینید، وابستگی بین تسکها رو تعریف کنید و گزارشهای خیلی دقیقی بگیرید.
- برای کی خوبه؟ شرکتهای بزرگ، تیمهای فنی و مدیران پروژهای که با متدولوژیهای حرفهای مثل Agile و Scrum کار میکنن.
- فضاش چطوره؟ خیلی جدی و حرفهایه. اگه Trello یه گپ دوستانه باشه، Jira یه جلسه هیئت مدیره است!
پس اگه تازه کارید یا برای کارهای شخصی میخواید، با Trello شروع کنید. اگر هم یه تیم برنامهنویسی دارید و پروژه بزرگی دستتونه، Jira انتخاب بهتریه.
حرف آخر: از تسکهای کوچیک شروع کن!
یاد گرفتیم که Task یه وظیفه مشخصه، To-do List لیست این وظایفه، و Project یه هدف بزرگه که از کلی تسک ساخته شده. با دونستن این تفاوتها و استفاده از ابزارهای درستی مثل Trello، نه تنها انگلیسیتون بهتر میشه، بلکه توی مدیریت زمان و کارهاتون هم به یه نینجای واقعی تبدیل میشید!
حالا شما بگید: شما برای مدیریت کارهاتون از چه روشی یا اپلیکیشنی استفاده میکنید؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا میتونم برای کارهای روزمره از Jira استفاده کنم؟
میشه ولی مثل اینه که برای خرید نون از سوپرمارکت، یه تریلی هجده چرخ راه بندازید! Jira برای کارهای ساده بیش از حد پیچیدهست. برای کارهای روزمره و شخصی، Trello یا اپهای سادهتر خیلی بهتر جواب میدن.
کلمه “Chore” چه فرقی با “Task” داره؟
خیلی نزدیک هستن! اما Chore معمولاً به کارهای تکراری و اغلب خستهکننده خونه گفته میشه. مثل شستن ظرفها (doing the dishes) یا جارو زدن (sweeping the floor). در حالی که Task یه کلمه عمومیتره و میتونه برای هر وظیفهای، از کاری و درسی گرفته تا شخصی، استفاده بشه.
بهترین راه برای ساختن یه To-do list مؤثر چیه؟
اول اینکه پروژههای بزرگ رو به تسکهای کوچیک و قابل انجام تقسیم کنید. دوم، برای تسکهاتون اولویتبندی کنید (مثلاً کارهای مهم و فوری رو اول انجام بدید). و سوم، لیستتون رو خیلی شلوغ نکنید تا احساس خستگی و ناامیدی بهتون دست نده. انجام دادن و تیک زدن چند تا کار کوچیک، خیلی بیشتر از گیر کردن روی یه کار بزرگ بهتون انگیزه میده!




چقدر جالب! من همیشه میگفتم «تِسک» و فکر میکردم درسته. مرسی که تلفظ دقیق رو گفتید. حالا یه سوال، فرقی بین task و job هست وقتی میخوایم درباره کارهای روزمره شرکت حرف بزنیم؟
بله سارا جان، سوال خیلی خوبیه! Job معمولاً به کلِ شغل و جایگاه شما اشاره داره، اما Task اون کارهای جزئی و مشخصیه که در طول روز انجام میدیم. مثلاً: .Doing reports is one of my tasks in this job
من این کلمه رو توی فیلمهای جنگی زیاد شنیدم، مثلاً میگن Task force. اینم به همین معنیه؟
دقیقاً امیررضا عزیز! Task force به یه گروه ویژه گفته میشه که برای انجام یک مأموریت یا وظیفه خاص و مشخص دور هم جمع شدن.
واقعاً استفاده از کلمات انگلیسی وسط فارسی بعضی وقتا خیلی خندهدار میشه، مخصوصاً اگه تلفظش غلط باشه. مرسی از این مقاله کاربردی.
ببخشید، عبارت To-do list برای کارهای شخصی هم استفاده میشه یا فقط برای محیطهای اداریه؟
پارسا جان، To-do list کاملاً عمومی هست. هم برای لیست خرید خونه میتونی استفاده کنی و هم برای پروژههای بزرگ کاری؛ محدود به فضای رسمی نیست.
من همیشه فکر میکردم Task و Assignment یکی هستن. چه تفاوتی دارن؟
نیلوفر عزیز، Assignment بیشتر توی محیطهای آموزشی و دانشگاهی کاربرد داره (مثل تکالیف)، اما Task عمومیتره و شامل هر نوع وظیفهای در هر محیطی میشه.
مقاله عالی بود. به نظرم معادل فارسی Task میتونه «وظیفه محوله» هم باشه که توی نامههای اداری خیلی استفاده میکنیم.
یه جا خوندم فعل Task هم داریم. مثلاً Someone is tasked with something. این درسته؟
بله الهه جان، کاملاً درسته! وقتی کسی رو مسئول انجام کاری میکنیم، از این ساختار استفاده میکنیم. مثلاً: .He was tasked with organizing the meeting
من توی اپلیکیشنهای مدیریت پروژه مثل Trello یا Notion همیشه کلمه Task رو میبینم. حالا فهمیدم چرا به جای Job از این کلمه استفاده میکنن.
میشه چند تا صفت هم بگید که با Task میاد؟ مثلاً «کار سخت» به انگلیسی چی میشه؟
حتماً مهسا جان! برای کار سخت میتونی بگی a challenging task یا a daunting task. اگه کار خیلی ساده باشه هم میگیم a simple task.
تلفظ /tæsk/ واقعاً نکته کلیدی بود. من همیشه سوتی میدادم و میگفتم «تِسک»! ممنون که اصلاح کردید.
تفاوت Task و Chore چیه؟ آخه توی دیکشنری جفتش رو زده کار یا وظیفه.
نگین عزیز، Chore بیشتر برای کارهای روتین و کسلکننده خونه استفاده میشه (مثل ظرف شستن)، اما Task بار معنایی جدیتر و هدفمندتری داره، مخصوصاً در محیط کار.
دم شما گرم. از وقتی سایت شما رو دنبال میکنم، اعتماد به نفسم توی جلسات شرکت که به انگلیسی برگزار میشه خیلی بالاتر رفته.
کلمه Multi-tasking هم ریشهاش از همین میاد دیگه؟ یعنی انجام چند کار همزمان؟
بله سپیده جان، دقیقاً! Multi یعنی چندتا و Tasking هم که از همین کلمه میاد. یعنی توانایی انجام دادن چندین وظیفه در یک زمان واحد.
ای کاش درباره نحوه نوشتن یه To-do list حرفهای هم مطلب بذارید. کلماتی که باید اونجا استفاده کنیم هم مهمه.
من تازه یادگیری زبان رو شروع کردم و این تفکیک کلمات خیلی بهم کمک میکنه که از اول کلمات رو توی جای درستشون یاد بگیرم.
خوشحالیم که برات مفید بوده زهرا جان. یاد گرفتن تفاوتهای ظریف (Nuances) از همون ابتدا، باعث میشه بعداً خیلی حرفهایتر صحبت کنی.
عبارت Take on a task یعنی چی؟ توی یه ایمیل کاری دیدمش.
به نظرم برای To-do list همون «فهرست کارها» بهترین معادل فارسیه، ولی خب توی محیط استارتاپی همه میگن لیستِ تودو!
دقیقا مونا جان، در محیطهای مدرن کاری این کلمات خیلی جا افتادن، اما دونستن معادل فارسی و کاربرد دقیق انگلیسیشون هر دو ضروریه.
خیلی عالی بود. لطفا درباره کلمه Deadline هم یه مطلب بنویسید، اونم خیلی اشتباه استفاده میشه.
تلفظ حرف ‘a’ توی Task خیلی شبیه کلمه Fast هست یا فرق داره؟
رکسانا جان، در لهجه آمریکایی بله، هر دو صدای /æ/ میدن. اما در لهجه بریتانیایی، هر دو کلمه با صدای /ɑː/ کشیده تلفظ میشن.
من همیشه فکر میکردم Task یعنی مأموریت غیرممکن! نگو که فقط یعنی یه کار ساده.
من همیشه «تِسک» تلفظ میکردم! ممنون که تلفظ صحیح رو گفتین. فکر میکردم فقط من این اشتباه رو میکنم.
خوشحالیم که مقاله براتون مفید بوده امیر جان! این اشتباه خیلی رایجه و اصلا جای نگرانی نیست. نکته مهم اینه که حالا تلفظ صحیح یعنی /tæsk/ رو یاد گرفتید. 🙂 تمرین کنید تا برای همیشه تو ذهنتون جا بیفته.
این قسمت ‘I have a task for you’ که توی فیلمها میگن واقعاً برام سوال بود. الان فهمیدم چقدر با کارهای روزمره فرق داره و بار معنایی خاص خودش رو داره.
بله سارا خانم، دقیقا! این جمله معمولاً برای اشاره به یک وظیفه مهم، چالشبرانگیز یا حتی یک ماموریت خاص استفاده میشه، که بار معنایی قویتری داره نسبت به یه کار ساده. درک این ظرافتها کمک میکنه طبیعیتر انگلیسی صحبت کنید.
پس اینکه میگن «تسکام مونده» یعنی کارای مشخص و تعریف شدهشون ناتموم مونده؟ خیلی جا افتاد برام. این مقاله واقعاً لازم بود.
بله رضا جان، دقیقاً! منظور اینه که کارهای مشخص و قدمهای لازم برای رسیدن به یه هدف بزرگتر هنوز انجام نشده. این شفافیت در استفاده از کلمات هم تو فارسی و هم انگلیسی خیلی کمککنندهست و باعث میشه حرفهایتر به نظر بیاید.
مقاله عالی بود! میشه چند تا مثال دیگه از ‘task’ تو محیطهای غیر کاری هم بزنید؟ مثلاً تو خونه یا برای بچهها؟
حتماً مریم خانم! ‘Task’ در محیطهای غیر کاری هم کاربرد داره:
– For kids: ‘Your task is to put away your toys before dinner.’ (وظیفه تو اینه که اسباببازیهاتو قبل شام جمع کنی.)
– At home: ‘My daily task is to water the plants.’ (کار روزانه من آب دادن به گلهاست.)
– Weekend: ‘Our weekend task is to clean the garage.’ (وظیفه ما تو آخر هفته تمیز کردن گاراژه.)
همونطور که میبینید، حتی کارهای ساده هم میتونن ‘task’ باشن، چون مشخص و تعریف شده هستن.
من همیشه بین ‘task’ و ‘job’ گیج میشدم. میشه یه توضیح مختصر بدید که فرقشون چیه؟ خیلی از این کلمات با هم قاطی میشن.
سوال خیلی خوبیه علی جان!
– **Job:** معمولاً به شغل، حرفه یا پستی اشاره داره که در ازاش حقوق میگیرید. مثل ‘My job is a teacher.’ (شغل من معلمی است.)
– **Task:** همونطور که تو مقاله گفتیم، یک ‘کار مشخص و تعریفشده’ است. مجموعهای از ‘tasks’ میتونه ‘job’ شما رو تشکیل بده. مثلاً ‘One of my tasks as a teacher is to grade papers.’ (یکی از وظایف من به عنوان معلم، تصحیح برگههاست.)
امیدوارم واضحتر شده باشه!
این نکته که ‘task’ ها قدمهای کوچیکی برای رسیدن به یک هدف بزرگتر هستن، خیلی خوب بود. دیدم رو نسبت به برنامه ریزی عوض کرد. ممنون بابت این بینش جدید.
آیا ‘assignment’ هم معنی ‘task’ میده؟ مثلاً توی دانشگاه یا مدرسه؟ من این کلمه رو هم زیاد میشنوم.
بله حسین جان، ‘assignment’ خیلی شبیه ‘task’ هست، به خصوص در محیطهای آموزشی. ‘Assignment’ معمولاً به یک کار یا پروژهای اشاره داره که توسط معلم یا استاد به دانشآموز یا دانشجو محول میشه و باید در یک زمان مشخص انجام بشه. میتونیم بگیم هر ‘assignment’ یک نوع ‘task’ محسوب میشه.
عالی توضیح دادید. واقعاً به درد بخوره. قبلاً وقتی ‘task’ رو میشنیدم همش حس یه کار سخت و پیچیده بهم دست میداد ولی الان فهمیدم میتونه ساده هم باشه.
این مقاله واقعاً لازم بود! ممنون بابت محتوای کاربردی و شیوه نگارشش. خیلی واضح و دوستانه بود.
خواهش میکنیم محمد جان، باعث افتخاره که تونستیم کمکی کنیم! هدف ما همین بود که مفاهیم رو به زبانی ساده و کاربردی آموزش بدیم.
من توی یه شرکت بینالمللی کار میکنم و خیلی وقتها همکارام میگن ‘I’ll add it to my to-do list.’ پس این ‘to-do list’ همون لیست کارهای مشخصه، درسته؟
دقیقاً لیلا خانم! ‘To-do list’ به معنای ‘لیست کارهایی که باید انجام شوند’ است. این یک ابزار بسیار رایج و مفید برای مدیریت ‘tasks’ روزانه، هفتگی یا پروژههای بزرگتر است. همون ‘کارهام’ یا ‘وظیفههام’ که باید انجام بشن رو توش مینویسیم و به نظم و بهرهوری کمک میکنه.
میشه بگید ‘errand’ با ‘task’ چه فرقی داره؟ بعضی وقتا تو فیلمها و سریالها میشنوم.
سوال خیلی خوبی سمانه خانم!
– **Task:** همونطور که گفتیم، یک کار مشخص و تعریفشده است، که میتونه هر نوع کاری باشه، از نوشتن ایمیل تا تعمیر چیزی.
– **Errand:** یک نوع خاص از ‘task’ است که معمولاً به معنای ‘کارهای کوچک و کوتاه که نیاز به رفتن به جایی دارند’ استفاده میشود. مثلاً ‘running errands’ یعنی ‘انجام کارهای روزمره بیرون از خانه مثل خرید از سوپرمارکت، بردن لباس به خشکشویی یا پست کردن نامه.’
پس هر ‘errand’ یک ‘task’ است، اما هر ‘task’ یک ‘errand’ نیست.
آیا استفاده از ‘task’ در گفتار روزمره خیلی رایجه یا بیشتر تو محیطهای کاری و رسمی استفاده میشه؟
مهدی جان، ‘task’ هم در محیطهای کاری و رسمی خیلی رایجه و هم در گفتار روزمره برای اشاره به کارهای مشخص استفاده میشه. مثلاً ‘I have a few tasks to complete before I can relax’ کاملاً عادیه. اما برای کارهای خیلی کوچک و معمولی ممکنه کلمات سادهتری مثل ‘things to do’ هم استفاده بشه.
من تا حالا به تلفظش دقت نکرده بودم و همیشه همون ‘تِسک’ میگفتم. از این به بعد سعی میکنم درست بگم. خیلی ممنون از دقتتون!
خواهش میکنیم نیما جان! همین که متوجه شدید و قصد دارید درست استفاده کنید، عالیه. تلفظ صحیح به روانتر شدن و طبیعیتر به نظر رسیدن مکالماتتون کمک زیادی میکنه.
آیا ‘duty’ هم معنی ‘task’ میده؟ یا فرق داره؟ گاهی اوقات با ‘task’ به اشتباه به جای هم استفاده میشن.
سوال آیدا خانم، ‘duty’ و ‘task’ نزدیک به هم هستند اما تفاوتهایی دارند.
– **Task:** یک کار مشخص و تعریف شده.
– **Duty:** اغلب به مسئولیت یا وظیفهای اشاره دارد که انتظار میرود فرد به دلیل موقعیت، شغل یا نقش اجتماعیاش انجام دهد. ‘Duty’ بیشتر بار اخلاقی یا قانونی دارد و ممکن است شامل چندین ‘task’ باشد. مثلاً ‘It’s my duty to protect my family.’ (وظیفه من محافظت از خانوادهام است.)
پس ‘duty’ وسیعتر و با مفهوم مسئولیت همراه است، در حالی که ‘task’ مشخصتر و عملگرایانهتر است.
من فکر میکردم فقط باید برای کارهای مهم از ‘task’ استفاده کرد. الان فهمیدم برای خرید نون هم میشه گفت. ممنون که این اشتباه رایج رو روشن کردین!
خوشحالیم که این سوءتفاهم برطرف شد سعید جان! بله، ‘task’ میتواند برای کارهای کاملاً روزمره و ساده هم استفاده شود، به شرطی که آن کار مشخص و تعریفشده باشد. مثل ‘My first task in the morning is to make coffee.’.
اینکه اول مقاله گفتین ‘غیرحرفهای به نظر میایم’ واقعاً به دلم نشست. گاهی وقتها فکر میکنیم همین که کلمات انگلیسی رو بگیم کافیه، در حالی که کاربردش مهمه.
دقیقا پریسا خانم! هدف اصلی ما همینه که فراتر از معنی لغوی کلمات، کاربرد صحیح و طبیعی اونها رو آموزش بدیم. این کار باعث میشه نه تنها حرفهایتر به نظر بیاید، بلکه ارتباط موثرتری هم برقرار کنید.
میشه در مورد ‘project’ و ‘task’ هم توضیح بدید؟ من فکر میکنم ‘project’ هم یه جورایی مجموعه ‘task’ هاست.
سوال خیلی خوب و مرتبطیه جواد جان! بله، دقیقا همینطوره. ‘Project’ معمولاً یک هدف بزرگتر، پیچیدهتر و زمانبرتره که برای انجامش نیاز به مجموعهای از ‘tasks’ (وظایف مشخص و کوچکتر) داریم. هر ‘task’ یک قدم برای تکمیل ‘project’ هست. مثلاً، ‘ساخت یک وبسایت’ (building a website) یک ‘project’ هست که شامل ‘tasks’ ی مثل ‘طراحی رابط کاربری’ (designing UI)، ‘برنامهنویسی بکاند’ (backend programming) و ‘تست نرمافزار’ (software testing) میشه.