تاحالا شده وسط یه فیلم خیلی خفن، صدای بازیگر چند ثانیه دیرتر از تصویرش بیاد؟ یا بدتر از اون، توی یه جلسه کاری، همکارتون یه حرفی بزنه که اصلاً با بقیه بحث «جور» درنمیاد؟ اینجاست که میگیم صدا و تصویر یا حرف اون همکار «سینک» نیست!
نه، ربطی به سینک ظرفشویی نداره!
بذارید همین اول کار، خیالتون رو راحت کنم. وقتی یه نیتیو اسپیکر میگه “Let’s sync”، منظورش این نیست که «پاشو بریم دوتا ظرف بشوریم تا هماهنگ شیم»! اینجا “Sync” (که تلفظش تقریبا «سیک» هست) شکل کوتاه شدهی کلمهی “Synchronize” (سینکرونایز) به معنی «همگامسازی» یا «هماهنگ کردنه».
پس وقتی میگیم دو تا چیز با هم سینک هستن، یعنی دارن باهم هماهنگ، همزمان و جور کار میکنن. مثل چی؟
- وقتی رقص چند نفر کاملاً با هم هماهنگه.
- وقتی زیرنویس یک فیلم دقیقاً با دیالوگها پخش میشه.
- وقتی فایلهای روی گوشی و لپتاپتون دقیقاً یکی هستن.
“Let’s sync later”: تکیه کلام مدیران محصول!
خب، بریم سراغ کاربرد واقعی این اصطلاح تو دنیای امروز. جمله “Let’s sync later” یا “Let’s sync up on this” یه اصطلاح فوقالعاده رایج توی محیطهای کاری، مخصوصاً شرکتهای تکنولوژی و استارتاپهاست.
معنیش خیلی سادهست: «بیا بعداً در این مورد با هم هماهنگ شیم» یا «بعداً یه جلسه بذاریم حرف بزنیم». اما یه نکته بامزه در موردش وجود داره!
چرا مدیر محصولها عاشق این جملهان؟
این جمله به شوخی معروف شده به تکیه کلام «پروداکت منجرها» (Product Managers). انقدر از این اصطلاح استفاده میکنن که تقریبا تبدیل به یه جوک داخلی توی شرکتها شده. گاهی وقتا به این معنیه که «الان وقت ندارم، بعداً حرف میزنیم» یا حتی «این بحث رو میشه با یه ایمیل ساده تموم کرد ولی بیا براش جلسه بذاریم!».
پس اگه جایی این جمله رو شنیدید، بدونید که طرف مقابلتون میخواد یه قرار یا جلسه برای هماهنگی بیشتر باهاتون بذاره.
- “We need to sync on the new project requirements.”
«باید در مورد نیازمندیهای پروژه جدید هماهنگ بشیم.» - “Are you in sync with the team’s decision?”
«آیا با تصمیم تیم موافق و هماهنگ هستی؟»
وقتی با یکی «سینک» هستی یعنی چی؟
جذابترین کاربرد این کلمه، جاییه که ازش برای روابط انسانی استفاده میکنیم. وقتی میگی من با فلانی “in sync” هستم، یعنی یه ارتباط عمیق و یه تفاهم بینظیر بینتونه.
شاید باورتون نشه ولی این حس یه پایه و اساس بیولوژیک هم داره! وقتی با کسی «سینک» هستید، انگار امواج مغزی و حتی ضربان قلبتون هماهنگ میشه. این یعنی:
- حرفهای همدیگه رو قبل از اینکه کامل بشن، میفهمید.
- حس شوخطبعیتون شبیه همه.
- بدون حرف زدن، حال و هوای همدیگه رو درک میکنید.
- به قول خودمون، «بدجوری همو میفهمید».
در مقابل، وقتی با کسی “out of sync” هستی، یعنی اصلاً در یک فرکانس نیستید و مدام با هم به مشکل میخورید.
خب، آخرش چی شد؟
کلمه “Sync” خیلی فراتر از یه اصطلاح کاریه. از هماهنگ کردن فایلهای دیجیتال گرفته تا پیدا کردن یه دوست یا همراه که کاملاً درکش میکنی، همهجا کاربرد داره. دفعه بعدی که این کلمه رو شنیدید، یادتون باشه که دنیا داره در مورد «هماهنگی» و «جور بودن» باهاتون حرف میزنه، نه شستن ظرفها!
شما چطور؟ تاحالا با کسی حس کردید کاملاً «سینک» هستید؟ تجربهتون رو تو کامنتها بنویسید!
۱. آیا “Sync” یک کلمه رسمی است یا اسلنگ؟
کلمه “Sync” شکل کوتاه و غیررسمی (informal) کلمه “Synchronize” است. در مکالمات روزمره و محیطهای کاری بسیار رایجه اما در نوشتار خیلی رسمی (مثل مقالات آکادمیک) بهتره از شکل کاملش استفاده بشه.
۲. فرق “Sync” با “Match” چیه؟
هر دو به معنی نوعی «جور بودن» هستن. اما “Match” بیشتر به معنی «تطابق داشتن» از نظر ظاهری یا ویژگیه (مثلاً این کفش با اون لباس مچه). ولی “Sync” بیشتر روی «هماهنگی در عملکرد و زمانبندی» یا «تفاهم عمیق» تاکید داره.
۳. چطور تلفظش کنم؟ Sync یا Synch؟
هر دو نوشتار (Sync/Synch) و یک تلفظ دارند که چیزی شبیه «سیک» است. هر دو کاملاً صحیح و رایج هستند.




واقعاً ممنون! من همیشه فکر میکردم وقتی میگن Let’s sync یعنی بریم سر ظرفشویی! ببخشید، فرق بین Sync و Match در چی هست؟ هر دو معنی هماهنگ بودن میدن؟
سلام سارا جان، سوال خیلی خوبیه! Match معمولاً وقتی استفاده میشه که دو چیز از نظر ظاهر یا ویژگی به هم بیان (مثلاً رنگ کیف و کفش). اما Sync بیشتر به هماهنگی در «زمان» و «عملکرد» اشاره داره. مثل هماهنگ بودن زیرنویس با صدا.
من این اصطلاح رو توی سریال Silicon Valley خیلی شنیدم، مخصوصاً وقتی میخواستن درباره دیتابیسها حرف بزنن. تازه فهمیدم مخفف چیه.
تلفظ کلمه اصلی یعنی Synchronize یکم سخته. اون h بعد از c اصلاً خونده نمیشه؟
دقیقاً مریم عزیز، اون h کاملاً صامته و ترکیب ch صدای «ک» میده. تلفظش به صورت /ˈsɪŋ.krə.naɪz/ هست.
آیا میتونیم بگیم We are in sync برای دو نفر که خیلی با هم تفاهم دارن و همدیگه رو خوب میفهمن؟
بله پرهام جان، کاملاً درسته! اصطلاح In sync بودن برای آدمهایی که فکر و احساسشون با هم جوره و اصطلاحاً «روی یک موج» هستن خیلی پرکاربرده.
خیلی عالی بود. یه سوال، اصطلاح Let’s sync up رسمی هست؟ توی ایمیلهای کاری میشه استفاده کرد؟
بله نیلوفر عزیز، اتفاقاً Let’s sync up یکی از رایجترین اصطلاحات در بیزینس و محیطهای اداریه (Business Slang) و برای هماهنگ کردن جلسات یا آپدیت شدن درباره پروژهها خیلی استفاده میشه.
من همیشه فکر میکردم Sync با Sink (به معنی غرق شدن) تلفظ متفاوتی دارن. یعنی دقیقاً مثل هم تلفظ میشن؟
ممنون از توضیحات. متضاد این کلمه چی میشه؟ مثلاً اگه صدا و تصویر هماهنگ نباشه چی میگیم؟
در این حالت از عبارت Out of sync استفاده میکنیم. مثلاً میگیم: The audio is out of sync.
من توی اینستاگرام زیاد کلمه Lip-sync رو میبینم. اونم از همین ریشه هست؟
ببخشید، کلمه Coordination چه تفاوتی با Sync داره؟ هر دو رو میشه به جای هم به کار برد؟
فاطمه جان، Coordinate بیشتر به سازماندهی چندین بخش یا آدم برای کار کردن با هم اشاره داره، اما Sync روی همزمان بودن و تطابق دقیق تمرکز داره. Sync معمولاً جزئیتر و فنیتره.
توضیحاتتون درباره ریشه کلمه عالی بود. من همیشه با Google Drive مشکل سینک شدن داشتم و الان فهمیدم دقیقاً داره چیکار میکنه!
میشه لطفاً چند تا مثال دیگه برای Let’s sync later بزنید؟ توی چه موقعیتهایی بگیم بهتره؟
حتماً الناز عزیز. مثلاً وقتی سرت شلوغه و همکاری میخواد درباره پروژه حرف بزنه، میگی: I’m busy now, let’s sync later today. یعنی «الان درگیرم، بذار بعداً با هم هماهنگ شیم».
مقاله خیلی کاربردی بود. مخصوصاً اون قسمت که گفتید ربطی به ظرفشویی نداره خیلی لازم بود، چون واقعاً گیجکننده میشد!
آیا کلمه Synchro هم به همین معنیه؟ توی ورزش شنای موزون شنیدم میگن Synchro Swimming.
بله سپیده جان، Synchro هم مخفف دیگهای برای Synchronized هست که بیشتر در نامگذاری ورزشها یا تکنولوژیهای خاص استفاده میشه.
به نظرم کلمه ‘همگامسازی’ بهترین معادل فارسی براش هست. مرسی از سایت خوبتون.
من شنیدم بعضیها به جای Let’s sync میگن Let’s get in sync. اینم درسته؟
بله آرزو جان، هر دو استفاده میشن. Let’s sync بیشتر به معنی هماهنگ کردن اطلاعات یا برنامهست، در حالی که Let’s get in sync یعنی بیا با هم همراستا و هماهنگ بشیم.
واقعاً جالبه که چطور زبان انگلیسی اینقدر کلمات رو کوتاه میکنه. Synchronize کجا و Sync کجا!
ممنون، اصطلاحات مربوط به تکنولوژی و محیط کار رو بیشتر آموزش بدید، خیلی به درد ما که دورکار هستیم میخوره.
یک سوال فنی، آیا در جملات غیررسمی میتونیم Sync رو به عنوان فعل گذشته هم به کار ببریم؟ مثلاً Synced؟
بله بهنام عزیز، Sync به عنوان یک فعل باقاعده عمل میکنه و گذشتهاش میشه Synced. مثلاً: All my devices have synced successfully.
من توی آهنگهای خارجی زیاد میشنوم که میگن Our hearts are in sync. چقدر قشنگه این اصطلاح!
تلفظش رو نوشتید «سیک»، ولی من فکر میکنم صدای ‘ن’ خیلی ضعیف شنیده میشه، درسته؟
دقیقاً کیوان جان، حرف n به صورت خیشومی (توی دماغی) تلفظ میشه، برای همین به نظر میاد که کلاً گفته نمیشه اما یک سایه خیلی کمرنگ ازش وجود داره.
چقدر عالی توضیح دادید! من همیشه فکر میکردم ‘sync’ یه جور ارتباط خاص اینترنتیه! این تفکیک از ‘sink’ ظرفشویی هم خیلی باحال بود. الان متوجه شدم ‘Let’s sync up’ توی سریالها چی میگفتن.
خواهش میکنم سارا! خوشحالیم که این ابهام برطرف شد. بله، ‘sync’ در واقع به معنی هماهنگسازی هست و کاربردش خیلی گستردهتر از چیزیه که در نگاه اول به نظر میرسه. در سریالها هم معمولا برای هماهنگی یک برنامه یا اطلاعات استفاده میشه.
ممنون بابت این پست مفید. فقط یه سوال داشتم راجع به تلفظ. گفتید ‘سیک’، یعنی مثل ‘sick’ (مریض)؟ یا یکم فرق داره؟
سوال خیلی خوبی پرسیدید علی! بله، تلفظ ‘sync’ (سیک) خیلی شبیه ‘sick’ هست. تنها تفاوت ریز اینه که در ‘sync’ معمولا حرف ‘k’ انتهایی کمی نرمتر و گاهی اوقات ‘n’ قبل از ‘k’ یه حالت گنگ داره، ولی برای شروع، ‘sick’ یک راهنمای عالی برای تلفظ صحیح است.
وای دقیقا! من تو شرکت استارتاپی کار میکنم و مدیرمون مدام میگه ‘Let’s sync on this tomorrow morning’ و من همیشه حس میکردم یه جلسه دیگه باید بریم. پس یعنی فقط یه گفتگوی هماهنگی کوتاه برای آپدیت شدنه؟
دقیقا همینطوره مریم! خیلی وقتها ‘Let’s sync’ به معنی یه گفتگوی سریع و مختصر برای بهروزرسانی اطلاعات، تبادل نظر کوتاه یا اطمینان از همگام بودن برنامههاست، نه لزوما یک جلسه رسمی و طولانی. اصطلاح بسیار رایجی در محیطهای کاری مدرن است.
خیلی ممنون از این مقاله کاربردی. من تو محیط کارم بیشتر ‘sync up’ رو میشنوم. آیا ‘sync’ با ‘sync up’ فرقی داره یا کاملاً قابل تعویض هستن؟
مشاهده خیلی دقیقی بود حسام! ‘Sync’ و ‘sync up’ در بسیاری موارد قابل تعویض هستند. اما ‘sync up’ گاهی اوقات بار معنایی فعالتری دارد، به این معنی که ‘بیایید خودمان را هماهنگ کنیم’ یا ‘بیا با هم هماهنگ بشیم’. در عمل هر دو به یک مفهوم کلی اشاره دارند.
این اصطلاحات واقعاً تو موقعیتهای کاری به درد میخورن. میشه چند تا اصطلاح مشابه دیگه که برای هماهنگی یا جلسات کوتاه استفاده میشن رو هم معرفی کنید؟
حتما نیلوفر جان! علاوه بر ‘sync’، اصطلاحات کاربردی دیگری هم برای هماهنگی یا گفتگوهای کوتاه وجود دارد: ‘Let’s touch base’ (بیا با هم صحبت کوتاهی داشته باشیم/خبری از هم بگیریم) و ‘Let’s get on the same page’ (بیا سر یک موضوع به توافق برسیم/همنظر بشیم) از جمله این موارد هستند.
واقعاً ممنون از این توضیحات شفاف. من همیشه این کلمه رو تو فیلمها و بازیها میشنیدم ولی دقیقا نمیدونستم منظور اصلیش چیه. الان کامل متوجه شدم.
آیا این اصطلاح ‘Let’s sync later’ فقط برای محیطهای کاری دوستانه و استارتاپی کاربرد داره یا توی محیطهای رسمیتر هم میشه ازش استفاده کرد؟
سوال مهمی است فاطمه. در حالی که این اصطلاح در استارتاپها و شرکتهای تکنولوژی بسیار رایج است، به دلیل کارایی و سرعتش در بسیاری از محیطهای کاری دیگر، حتی نسبتاً رسمیتر هم پذیرفته شده. البته در یک محیط بسیار سنتی یا رسمی ممکن است ترجیح دهند از عباراتی مانند ‘Let’s schedule a follow-up discussion’ استفاده کنند.
یه بار داشتم با چند نفر از گروههای مختلف روی یه پروژه کار میکردم و همه اطلاعات پراکنده بود. مدیر پروژه گفت ‘we need to sync up all our data points’ و الان با این مقاله فهمیدم منظورش چی بوده. ممنون!
چه مثال عالی و کاربردی! بله، ‘sync up all our data points’ دقیقا به معنی جمعآوری، هماهنگسازی و یکپارچه کردن تمام اطلاعات از منابع مختلف است تا همه بر اساس یک مجموعه داده یکسان کار کنند. ممنون که تجربهتان را به اشتراک گذاشتید!
خیلی جالب بود که از synchronize به sync کوتاه شده. آیا این نوع کوتاه شدن کلمات تو انگلیسی رایجه؟ مثالهای دیگه ای هم هست؟
بله زهرا، بسیار هم رایج است! زبان انگلیسی، به خصوص در محاوره و گفتار روزمره، علاقه زیادی به کوتاه کردن کلمات برای سرعت و راحتی دارد. مثالهای دیگر: ‘App’ از ‘Application’، ‘Lab’ از ‘Laboratory’، ‘Flu’ از ‘Influenza’ و ‘Phone’ از ‘Telephone’ هستند. این یک فرایند طبیعی در تکامل زبان است.
وقتی تلفظ رو گفتید ‘سیک’، یاد کلمه ‘seek’ (گشتن/جستجو کردن) افتادم. آیا تلفظشون دقیقاً یکیه یا فرق داره؟
تشخیص خوبی بود سامان! در حالی که هر دو با ‘س’ شروع میشوند و صدای ‘ک’ دارند، تفاوتهای ظریفی هست. ‘Sync’ کوتاهتر و سریعتر تلفظ میشود و صدای مصوت آن نزدیک به ‘i’ در ‘kit’ است. در حالی که ‘seek’ صدای ‘ee’ کشیدهتر (مثل ‘ea’ در ‘eat’) دارد. با دقت بیشتر متوجه این تفاوت خواهید شد.
به نظرم تو فارسی میشه تا حدودی بهش گفت ‘مچ شدن’ یا ‘هماهنگ شدن’. البته ‘مچ شدن’ بیشتر تو رابطه و اینجور چیزاست.
کاملاً درسته حمید! ‘هماهنگ شدن’ بهترین معادل فارسی برای ‘sync’ است. ‘مچ شدن’ هم مفهوم نزدیکی دارد اما همانطور که اشاره کردید، بیشتر در بافتهای غیررسمی یا شخصی به کار میرود. تشکر از پیشنهاد معادلهای فارسی!
واقعاً مطالب این بلاگ عالیه و کلی اصطلاح کاربردی یاد میگیرم. این توضیح sync هم حرف نداشت. مرسی!
خیلی خوب بود. میشه مثالهای بیشتری از خود کلمه ‘synchronize’ (نه فقط ‘sync’) تو جملات برامون بزنید؟
البته کوروش! ‘Synchronize’ معمولاً در موقعیتهای کمی رسمیتر یا فنیتر استفاده میشود: 1. ‘The software automatically synchronizes files across all devices.’ (نرمافزار به صورت خودکار فایلها را در تمام دستگاهها همگامسازی میکند.) 2. ‘The dancers had to synchronize their movements perfectly.’ (رقصندهها باید حرکاتشان را کاملاً هماهنگ میکردند.) 3. ‘We need to synchronize our watches before the mission.’ (باید قبل از مأموریت، ساعتهایمان را تنظیم (همگام) کنیم.)
خداروشکر که توضیح دادید ربطی به سینک ظرفشویی نداره! من اولش واقعاً فکر کردم یه جور متفاوته ‘ظرف شستن’! 😂 خیلی شفاف و مفید بود.
عالی بود! کوتاه و پرمحتوا.