تاحالا شده وسط یه فیلم یا سریال خارجی، شخصیت داستان بگه داریم روی Pitch Deck کار میکنیم و شما ندونید یعنی چی؟ یا شنیدید که میگن فلان شرکت یه Unicorn شده و فکر کردید دارن از اسب تکشاخ حرف میزنن؟
بذارید روراست باشیم، دنیای مدیریت و کامپیوتر پر از این اصطلاحاته که اگه بلد نباشید، حسابی از بقیه عقب میفتید. این کلمات فقط برای کلاس درس نیستن؛ تو فیلمها، پادکستها و حتی مکالمات روزمره هم میشنویدشون.
Pitch Deck یا همون ارائه به سرمایهگذار
فکر کنید یه ایده خفن دارید که میتونه دنیا رو تغییر بده. عالیه! ولی چطوری میخواید بقیه، مخصوصاً سرمایهگذارها، رو قانع کنید که روی ایدهتون پول بذارن؟ اینجا پای Pitch Deck میاد وسط.
Pitch Deck (پیتچ دِک) یه فایل ارائه است (معمولاً پاورپوینت یا PDF) که توش خیلی خلاصه و جذاب، ایده کسبوکارتون رو توضیح میدید.
یه Pitch Deck خوب شامل چیا میشه؟
- مشکل چیه؟ (What is the problem?)
- راه حل شما چیه؟ (What is your solution?)
- محصولتون چطور کار میکنه؟ (How does your product work?)
- بازار هدف کیه؟ (Who is your target market?)
- و از همه مهمتر: چقدر پول لازم دارید؟ (How much money do you need?)
نکته مهم: یه پیچ دک خوب، مثل یه داستان کوتاهه. باید سرمایهگذار رو از نقطه A (مشکل) به نقطه B (راه حل شما) ببره و هیجانزدهاش کنه.
مثلاً تو سریال معروف Silicon Valley، شخصیتها دائماً در حال بهتر کردن Pitch Deck خودشون هستن تا بتونن سرمایه جذب کنن.

Unicorn یا اسب تکشاخ میلیارد دلاری!
نه، اینجا از دنیای افسانهها حرف نمیزنیم! تو دنیای استارتاپها، Unicorn (یونیکورن) یه لقب خیلی خاص و خفنه.
به استارتاپ یا شرکت خصوصیای که ارزشش به بیشتر از ۱ میلیارد دلار رسیده باشه، میگن یونیکورن. دلیل این اسمگذاری اینه که رسیدن به این مرحله، مثل پیدا کردن یه اسب تکشاخ، خیلی کمیاب و تقریباً غیرممکنه!
چندتا یونیکورن معروف که میشناسید:
- SpaceX: شرکت فضایی ایلان ماسک.
- Canva: ابزار طراحی آنلاین که همه دانشجوها عاشقشن.
- Stripe: غول پرداخت آنلاین.
وقتی تو یه مکالمه میشنوید: “Did you hear? That small tech company officially became a unicorn!” یعنی اون شرکت کوچیک، ترکونده و ارزشش از یه میلیارد دلار زده بالا!

Bootstrapping، یعنی قهرمان خودت باش!
همه استارتاپها با پول سرمایهگذار شروع نمیکنن. بعضی از کارآفرینها تصمیم میگیرن روی پای خودشون وایسن. به این کار میگن Bootstrapping (بوتاسترپینگ).
Bootstrapping یعنی شروع کردن و رشد دادن یه کسبوکار، فقط و فقط با استفاده از منابع مالی شخصی یا درآمد خود شرکت، بدون جذب هیچگونه سرمایه خارجی. مثل اینه که بخوای خودت رو با کشیدن بند پوتینهات از زمین بلند کنی!
این روش خیلی سخته و رشد کندتری داره، ولی در عوض کل کنترل شرکت دست خودتونه. خیلی از شرکتهای بزرگ مثل GoPro و Mailchimp اولش bootstrapped بودن.
جمله کاربردی: “We didn’t have any investors at the beginning, so we had to bootstrap the entire project for the first two years.”
خب، آخرش که چی؟
حالا دیگه اگه تو یه فیلم یا پادکست کلمات Pitch Deck، Unicorn یا Bootstrapping رو شنیدید، لازم نیست سریع گوگل کنید. اینها فقط کلمات قلمبه سلمبه نیستن، بلکه مفاهیمی هستن که دنیای تکنولوژی و کسبوکار امروز رو شکل میدن. دونستنشون نه تنها شما رو آپدیت نگه میداره، بلکه باعث میشه انگلیسی شما خیلی طبیعیتر و حرفهایتر به نظر برسه.
شما چی؟ تاحالا اصطلاح استارتاپی دیگهای شنیدید که معنیش رو ندونید؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا Pitch Deck فقط برای شرکتهای کامپیوتریه؟
اصلاً! هر کسی که یه ایده برای کسبوکار داره، از یه کافه کوچیک گرفته تا یه اپلیکیشن بزرگ، میتونه برای جذب سرمایه یا شریک تجاری یه Pitch Deck حرفهای آماده کنه.
چرا به استارتاپ میلیارد دلاری میگن Unicorn؟
چون در گذشته، پیدا کردن یه استارتاپ خصوصی با ارزش بالای یک میلیارد دلار به اندازه پیدا کردن یه موجود افسانهای مثل اسب تکشاخ (Unicorn) نادر و کمیاب بود. این اسم به همین دلیل روشون موند.
آیا Bootstrapping همیشه بهتر از گرفتن سرمایه است؟
نه لزوماً. هرکدوم مزایا و معایب خودشون رو دارن. Bootstrapping به شما کنترل کامل میده ولی رشدتون کنده. جذب سرمایه رشدتون رو سریع میکنه ولی بخشی از مالکیت و کنترل شرکت رو از دست میدید. انتخابش کاملاً به مدل کسبوکار و اهداف شما بستگی داره.




خیلی جالب بود! من همیشه فکر میکردم Pitch Deck همون پاورپوینت سادهست. آیا فرقی بین Presentation و Pitch Deck هست یا فقط توی محیطهای استارتاپی به این اسم صداش میکنن؟
سوال خیلی خوبیه سارا جان! در واقع هر Pitch Deck یک نوع Presentation محسوب میشه، اما محتوای اون خیلی تخصصیه و هدفش فقط جذب سرمایهگذاره. کلمه Deck اینجا به معنی دستهای از اسلایدهاست که کنار هم قرار گرفتن.
من کلمه Unicorn رو اولین بار توی سریال Silicon Valley شنیدم و برام عجیب بود. فکر میکردم دارن شوخی میکنن ولی الان فهمیدم یه اصطلاح کاملاً رسمی توی دنیای بیزنسه.
ببخشید یه سوال، آیا میتونیم برای آدمهای خیلی باهوش و کمیاب هم از صفت Unicorn استفاده کنیم؟ مثلاً بگیم فلانی یه یونیکورنه؟
مریم عزیز، در زبان انگلیسی غیررسمی (Slang) گاهی به فردی که مهارتهای خیلی کمیاب و خاصی داره Unicorn میگن، اما کاربرد اصلی و استاندارد این کلمه که این روزها خیلی رایجه، همون شرکتهای استارتاپی بالای یک میلیارد دلار هستن.
تلفظ دقیق Pitch Deck چطوریه؟ من بعضی جاها میشنوم ‘پیک دک’ میگن، درسته؟
نه رضا جان، تلفظ درستش ‘پیتچ دک’ /pɪtʃ dek/ هست. اون صدای ‘چ’ در کلمه Pitch خیلی مهمه. کلمه Pick به معنی انتخاب کردنه و معنای متفاوتی داره.
واقعاً دونستن این اصطلاحات برای کسی که میخواد اخبار تکنولوژی رو دنبال کنه واجبه. خسته نباشید.
غیر از Unicorn اصطلاحات دیگهای هم برای ارزشگذاری شرکتها داریم؟ مثلاً اگه ارزشش بیشتر بشه چی میگن؟
بله محمد عزیز! اگه ارزش شرکت به بالای ۱۰ میلیارد دلار برسه بهش میگن Decacorn (دکاکورن) و اگه به بالای ۱۰۰ میلیارد دلار برسه اصطلاحاً Hectocorn (هکتوکورن) نامیده میشه.
من توی یه پادکست شنیدم که میگفت ‘Elevator Pitch’. این هم به همین Pitch Deck ربط داره؟
توی متون رسمی مدیریت، کلمه Pitch رو میتونیم ‘ارائه ترغیبکننده’ ترجمه کنیم یا معادل بهتری براش هست؟
فرهاد جان، ترجمه ‘ارائه ترغیبکننده’ عالیه. در واقع Pitch به معنی تلاش برای فروختن یک ایده یا محصوله. توی فارسی گاهی از ‘ارائه ایده’ هم استفاده میکنیم.
کاش درباره اصطلاح Bootstrapping هم مطلب بذارید، خیلی توی دنیای استارتاپها شنیده میشه.
یه سوال داشتم، کلمه Deck به تنهایی هم به معنی اسلایدهای نمایش استفاده میشه؟ مثلاً میتونیم بگیم Send me the deck؟
دقیقاً کیوان جان! در محیطهای کاری بینالمللی خیلی رایجه که به جای PowerPoint slides فقط بگن Deck. مثلاً: I’ll update the deck by tomorrow.
ممنون از این مطلب مفید. برای من که دانشجوی مدیریت هستم یاد گرفتن این کلمات تخصصی زبان خیلی کمککنندهست.
من شنیدم به استارتاپهایی که شکست میخورن میگن Zombie Startup! درسته؟
چه نکته جالبی گفتی آرش! بله، Zombie Startup به شرکتهایی میگن که فقط دارن دست و پا میزنن که زنده بمونن ولی رشد نمیکنن و سودی ندارن. ممنون که این اصطلاح رو اضافه کردی.
آیا کلمه Pitch Deck برای کارهای هنری هم استفاده میشه؟ مثلاً برای معرفی یه فیلمنامه به تهیهکننده؟
بله مبینا جان، کاملاً درسته! در صنعت سینما هم به فایلی که شامل کانسپتهای بصری و خلاصه داستان برای جذب سرمایهگذاره، Pitch Deck میگن.
عالی بود. لطفاً درباره اصطلاحات مربوط به جذب سرمایه مثل Series A و Angel Investor هم مطلب بنویسید.
من همیشه فکر میکردم Unicorn فقط یه موجود افسانهایه، مرسی که کاربرد مدرنش رو توضیح دادید.
سلام، تفاوت Startup و Scale-up در چیه؟ این هم جزو اصطلاحات پرکاربرده؟
سلام حامد عزیز. بله حتماً در مقالات بعدی توضیح میدیم. به طور خلاصه Startup در مرحله پیدا کردن مدل کسبوکاره، اما Scale-up یعنی مدلی رو پیدا کرده و حالا داره با سرعت خیلی زیاد رشد میکنه.
مطالب سایت شما برای تقویت Vocabulary عالیه، مخصوصاً که مثالهای کاربردی میزنید.
یک سوال، آیا Unicorn یک کلمه رسمی (Formal) محسوب میشه یا Slang هست؟
سیاوش جان، این کلمه در متون اقتصادی و مجلاتی مثل Forbes و Wall Street Journal به وفور استفاده میشه، پس در فضای بیزنس یک اصطلاح استاندارد (Jargon) محسوب میشه و عامیانه نیست.
من توی دیکشنری دیدم Pitch به معنی قیر هم هست! چقدر عجیبه که این همه معنی متفاوت داره.
خیلی ممنون، اگر ممکنه تلفظ صوتی کلمات رو هم توی سایت بذارید.
وای چقدر عالی توضیح دادید! من همیشه فکر میکردم Unicorn واقعاً یه شرکت جادویی یا چیزی شبیه اسب تکشاخ تو فیلماست! مرسی که ابهاممو برطرف کردید.
خواهش میکنیم سارا جان! خوشحالیم که ابهامتون برطرف شد. در واقع کلمه Unicorn در این مفهوم به شرکتهای استارتاپی اشاره داره که ارزش بازارشون به بیش از یک میلیارد دلار رسیده باشه، نه به معنای تحتاللفظی اسب تکشاخ. امیدواریم مطالب دیگه هم براتون مفید باشه!
ممنون بابت مطلب خوبتون. میشه لطفا راهنمایی کنید که Pitch Deck رو چطور باید تلفظ کنیم؟ انگار تو فیلمها یه مدل خاصی میگن.
سلام علی عزیز. تلفظ صحیح Pitch Deck به صورت ‘پیتچ دِک’ هست. ‘Pitch’ به معنای ارائه کوتاه و ‘Deck’ هم در اینجا به معنای مجموعه اسلایدها یا همون فایل ارائه هست.
مقاله خیلی کاربردی بود. میشه چندتا مثال از شرکتهای Unicorn معروف دنیا بگید که ملموستر بشه؟
سلام مونا جان. حتماً! از شرکتهای Unicorn معروف دنیا میشه به SpaceX، Shein، Klarna، Stripe و حتی Airbnb در سالهای اولیهاش اشاره کرد. این شرکتها همگی تونستن به ارزش بالای یک میلیارد دلار برسن.
من خودم درگیر آماده کردن یه Pitch Deck برای ایدهام هستم و واقعا این نکات خیلی به دردم خورد. مخصوصا بخش ‘مشکل چیه؟’ و ‘راه حل شما چیه؟’. متشکرم.
آیا این اصطلاحات Pitch Deck و Unicorn فقط تو محیطهای کاری و استارتاپی استفاده میشن یا تو مکالمات روزمره هم ممکنه بشنویم؟
نسرین عزیز، سوال خوبی پرسیدید. این اصطلاحات بیشتر در محیطهای تخصصی کسبوکار، استارتاپها، و سرمایهگذاری رایج هستن. هرچند با گسترش فرهنگ استارتاپی، ممکنه در پادکستها، اخبار اقتصادی، و حتی گاهی در صحبتهای غیررسمی بین افرادی که در این حوزهها فعالیت دارن، شنیده بشن. اما مثلاً در یک مکالمه روزمره کاملاً عمومی، کمتر استفاده میشن.
ممنون از این توضیح روان و کاربردی. لطفا اگه اصطلاحات استارتاپی دیگه هم هست که اینقدر پرکاربردن، مقالههای مشابه بذارید.
خواهش میکنیم امیر جان. حتماً! چشم، سعی میکنیم مقالات مشابه با اصطلاحات رایج دیگه مثل MVP (Minimum Viable Product)، Seed Funding، Angel Investor و Venture Capital رو هم براتون آماده کنیم. پیشنهادات شما برای ما خیلی با ارزشه!
یه Pitch Deck خوب حتما باید بخش ‘How much money do you need?’ رو داشته باشه؟ اگه مثلا فعلا فقط دنبال فیدبک باشیم چی؟
مریم عزیز، اون بخش معمولاً برای جلب سرمایهگذار حیاتیه. اگر هدف فقط فیدبک اولیه باشه، میشه به صورت کلی به نیازهای مالی آینده اشاره کرد یا روی Traction (میزان پیشرفت و جذب کاربر) بیشتر تمرکز کرد. اما در حالت کلی، برای جلب سرمایه، میزان دقیق یا تقریبی سرمایه مورد نیاز و نحوه مصرف آن باید مشخص باشد.
مقاله خوبی بود. در مورد ‘Elevator Pitch’ هم یه توضیحی میدید؟ فکر کنم خیلی به Pitch Deck مربوط باشه و کوتاهتر از اونه.
کیان جان، نکته خوبی رو اشاره کردید! بله، Elevator Pitch (اِلِویتور پیتچ) یه نسخه فوقالعاده کوتاه و مختصر از Pitch Deck هست که طوری طراحی شده که در مدت زمان کوتاه (مثلاً به اندازه یک مکالمه آسانسوری 30-60 ثانیهای) بتونه ایده شما رو معرفی کنه و توجه رو جلب کنه. ممنون از پیشنهاد ارزشمندتون!
چند وقت پیش تو یه پادکست خارجی دقیقا شنیدم که میگفتن ‘we are working on our pitch deck’ و اصلا معنیشو نفهمیدم. حالا با خوندن این مقاله، همه چیز روشن شد. مرسی از تیم خوبتون!
آیا ‘Pitch Deck’ فقط برای ارائه به سرمایهگذارهاست یا میشه برای ارائه به مشتریان یا شرکا هم استفاده کرد؟
پژمان عزیز، اصطلاح ‘Pitch Deck’ عمدتاً برای جلب سرمایه استفاده میشه. اما نسخههای مشابهی برای ارائه به مشتریان (Sales Deck) یا شرکای تجاری (Partnership Deck) هم وجود داره که ساختار و هدف متفاوتی دارن، هرچند اصول کلی ارائه ایده در همهشون یکسانه.
پس اگه شرکتی به ۱ میلیارد دلار رسید و بعد افت کرد، دیگه Unicorn نیست؟ یا این لقب برای همیشه بهش میمونه؟
سوال جالبیه زهرا جان. معمولاً شرکت زمانی که به ارزش ۱ میلیارد دلار میرسه، به عنوان ‘Unicorn’ شناخته میشه و این لقب تا زمانی که ارزشش بالاتر از این حد باشه یا به صورت عمومی عرضه (IPO) بشه، باقی میمونه. اگر ارزشش به طور مداوم زیر ۱ میلیارد دلار بیاد، دیگه اصطلاحاً بهش ‘Unicorn’ گفته نمیشه، مگر اینکه دوباره به اون ارزش برگرده. اما خب در ادبیات کسبوکار ممکنه از اون به عنوان ‘Unicorn سابق’ هم یاد بشه.
واقعا خوب اشاره کردید که این اصطلاحات تو فیلمها هم استفاده میشن. من چندین بار تو سریال Silicon Valley این کلمات رو شنیدم و واقعا گیج شده بودم. ممنون از توضیحات کاملتون.
اینکه چرا به شرکتهای بزرگ ‘Unicorn’ میگن، دلیل خاصی داره؟ خیلی اسم جالبیه.
شهره عزیز، بله، دلیل خاصی داره. این اصطلاح اولین بار توسط خانم ‘آیلین لی’ (Aileen Lee) در سال ۲۰۱۳ ابداع شد. او از این کلمه استفاده کرد تا به نادر بودن و خاص بودن شرکتهای استارتاپی اشاره کنه که قبل از عرضه عمومی سهام به ارزش یک میلیارد دلار میرسن، درست مثل یک اسب تکشاخ که موجودی کمیاب و افسانهایه.
اگه یه شرکت خیلی بزرگتر از Unicorn باشه، بهش چی میگن؟ مثلا ده میلیارد دلاری؟
ساسان عزیز، بله، برای شرکتهای بزرگتر هم اصطلاحاتی وجود داره: اگر شرکتی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار برسه، بهش ‘Decacorn’ (دکاکورن) میگن و اگر به ۱۰۰ میلیارد دلار برسه، بهش ‘Hectocorn’ (هکتوکورن) اطلاق میشه. اینها همگی نشاندهنده ابعاد و ارزش بسیار بالای شرکت در اکوسیستم استارتاپی هستند.
ممنون از مقاله عالی و کاربردیتون. واقعا به چنین محتوایی نیاز داشتم.
معمولا ‘Deck’ به معنی عرشه کشتی یا دسته کارت میاد. اینجا چه ربطی به ارائه داره؟
نوید جان، نکته خوبی رو مطرح کردید. در انگلیسی کلمه ‘deck’ معانی مختلفی داره. در این بافت، ‘deck’ به معنای ‘مجموعهای از اسلایدها’ یا ‘فایل ارائه’ استفاده میشه، شبیه به ‘card deck’ (دسته کارت) که به مجموعهای از کارتها اشاره داره. این یک استفاده اصطلاحی و رایج در دنیای کسبوکار برای اسلایدشوهاست.
میشه در مورد کلمه ‘Pitch’ هم توضیح بدید؟ من معنی ‘پرتاب کردن’ یا ‘زمین بازی’ رو ازش بلد بودم.
پروانه عزیز، ‘Pitch’ هم کلمهای چندمعنایی در انگلیسیه. در اینجا، ‘Pitch’ به معنای ‘یک ارائه مختصر و قانعکننده برای جلب حمایت، مشتری یا سرمایه’ به کار میره. هدفش ‘پرتاب کردن’ ایده به مخاطب برای جلب نظر اونهاست، شبیه به اینکه یه نفر ایدهای رو برای شما ‘مطرح’ یا ‘پرتاب’ میکنه.
مطلب دقیقا چیزی بود که دنبالش بودم. الان میتونم با خیال راحت تر فیلم ها و پادکست های مربوط به استارتاپ رو دنبال کنم.
چه اشتباهات رایجی هست که معمولا تو تهیه Pitch Deck انجام میشه و باید ازش پرهیز کرد؟
سمیرا جان، از اشتباهات رایج در Pitch Deck میشه به این موارد اشاره کرد: طولانی بودن بیش از حد، تمرکز زیاد روی محصول به جای مشکل و راهحل، نداشتن داستان جذاب، ارقام مالی غیرواقعی، و عدم تمرکز روی تیم. یه Pitch Deck خوب باید مختصر، جذاب و متقاعدکننده باشه.
خیلی ممنون از این مقاله فوقالعاده مفید. همیشه دوست داشتم این اصطلاحات رو دقیقتر بفهمم. کمک بزرگی برای تقویت vocabulary من بود.
آیا Pitch Deck با Business Plan فرق داره؟ حس میکنم Pitch Deck خلاصهتره.
نازنین عزیز، بله، دقیقاً درست حس کردید! Pitch Deck خیلی خلاصهتر و بصریتره و هدف اصلیش جلب توجه و کنجکاوی اولیه سرمایهگذاره. در حالی که Business Plan یک سند جامع و مفصل با جزئیات کامل درباره کسبوکار، استراتژیها، تحلیل بازار، پیشبینیهای مالی و تیم هست. Pitch Deck مثل پیشنمایش فیلمه و Business Plan مثل خود فیلم!
پس اگه یکی بگه ‘I’m preparing a sales deck’ یعنی چی؟ آیا دقیقا شبیه Pitch Deck هست؟
مرتضی جان، ‘Sales Deck’ هم مثل Pitch Deck یک فایل ارائه هست، اما هدفش متفاوته. Sales Deck برای معرفی محصول یا خدمات به مشتریان بالقوه طراحی میشه تا اونها رو متقاعد به خرید کنه. در حالی که Pitch Deck برای جلب سرمایهگذاره، Sales Deck بیشتر روی مزایا برای مشتری و حل مشکل اونها تمرکز داره. ساختار کلی ارائه حفظ میشه اما محتوا متناسب با مخاطب تغییر میکنه.
اینکه تو ۱۰-۱۵ اسلاید کل ایده رو خلاصه کنی، خودش یه هنره! ممنون بابت نکات.
۱ میلیارد دلار ارزشگذاری یعنی چی؟ منظور کل درآمدشونه یا ارزش سهامشون؟
فرهاد عزیز، منظور از ‘ارزشگذاری ۱ میلیارد دلاری’ یا ‘valuation’ در اصطلاح Unicorn، ارزش کل شرکت در بازار استارتاپیه که توسط سرمایهگذاران و بر اساس عوامل مختلفی مثل پتانسیل رشد، درآمد آینده، تکنولوژی و تیم مدیریت تعیین میشه، نه صرفاً درآمد فعلی. این ارزشگذاری اغلب قبل از ورود به بورس انجام میشه و بر اساس میزان سرمایهای که جذب کردن و درصدی از شرکت که در ازاش واگذار شده، محاسبه میشه.
مطالبتون مثل همیشه عالی. لطفا درباره اصطلاحات مرتبط با Funding Rounds (مثل Seed, Series A, B, C) هم توضیح بدید. خیلی کاربردیه.
غزاله جان، پیشنهاد بسیار خوبی دادید! حتماً، Funding Rounds و مراحل مختلف جذب سرمایه یکی از مهمترین بخشهای دنیای استارتاپهاست. مقالهای جامع درباره Seed Funding, Series A, B, C و انواع سرمایهگذارها (Angel Investors, Venture Capitalists) رو در دست تهیه داریم و به زودی منتشر میشه.
مرسی از توضیحات شفاف و روشن. دیگه تو فیلما با کلمه Pitch Deck گیج نمیشم.
آیا تو فرهنگهای مختلف مثلاً بریتانیا و آمریکا، این اصطلاحات کاربرد یا معنی متفاوتی دارن؟
شیرین عزیز، سوال جالبیه. خوشبختانه اصطلاحات ‘Pitch Deck’ و ‘Unicorn’ در دنیای استارتاپی جهانی شدهاند و معانی و کاربرد یکسانی در هر دو لهجه بریتیش و آمریکایی (و سایر نقاط جهان) دارند. این اصطلاحات کمتر دچار تفاوتهای منطقهای میشوند، چرا که به یک اکوسیستم جهانی اشاره دارند.
برای کسانی که میخوان Pitch Deck قوی بسازن، پیشنهاد میکنم حتما از تمپلیتهای آماده شرکتهای موفق مثل Airbnb Pitch Deck استفاده کنن. خیلی کمک میکنه.
عرفان جان، ممنون از نکته بسیار مفید و کاربردیتون! بله، مطالعه Pitch Deck های موفق شرکتهای بزرگ و استفاده از الگوهای اثبات شده میتونه راهنمای فوقالعادهای باشه. شرکتهایی مثل Airbnb، Facebook و Google در اوایل کارشون Pitch Deck های بسیار خوبی داشتن که هنوز هم میشه ازشون الهام گرفت. این کار به درک بهتر ساختار و محتوای یک ارائه موثر کمک میکنه.
چقدر خوب که این اصطلاحات رو اینقدر ساده و قابل فهم توضیح دادید. واقعا لازم بود.
تو بخش ‘مشکل چیه؟’ دقیقا باید روی چی تمرکز کنیم؟ روی مشکلی که برای کاربر هست یا مشکلی که ما میتونیم حل کنیم؟
هادی عزیز، تمرکز اصلی در بخش ‘مشکل چیه؟’ باید روی ‘مشکلی باشد که کاربران هدف شما با آن مواجه هستند و شما قصد حل آن را دارید.’ مهم این است که این مشکل به وضوح و با درک عمیق از نیازهای کاربر بیان شود تا سرمایهگذار بفهمد که شما یک نیاز واقعی را شناسایی کردهاید. سپس در بخش ‘راهحل’ به چگونگی حل آن توسط محصول یا خدمت شما پرداخته میشود.