تاحالا شده وسط یه بحث داغ مالی یا برنامهریزی برای سفر، یکی از دوستاتون با یه آه عمیق بگه: «ولش کن بابا… کفگیرم به ته دیگ خورده»؟ میدونیم که منظور از این جمله، بیپولی و تموم شدن منابع مادی هست. اما آیا میدونستید انگلیسیزبانها هم اصطلاحات باحال و تصویری خودشون رو برای این موقعیت دارن؟ بیایید با هم یاد بگیریم چطور خیلی طبیعی و مثل یک نیتیو (Native) بگیم پولمون تموم شده!
اصطلاح اول: وقتی انتخابی جز بدترینها نداری!
Scraping the bottom of the barrel
بذارید روراست باشیم، این اصطلاح یک تصویر خیلی واضح به ما میده. فکر کنید یک بشکه پر از سیب داشتید و حالا فقط چندتا سیب لهیده و کرمخورده ته بشکه مونده. شما چارهای ندارید جز اینکه همونها رو بردارید. این اصطلاح دقیقاً یعنی به جایی رسیدی که مجبوری از بین بدترین گزینههای باقیمونده انتخاب کنی.
- معنی دقیق: استفاده از آخرین منابع باقیمانده (که معمولاً بیکیفیتترینها هم هستن).
- کاربرد: هم برای پول و منابع مادی به کار میره و هم برای منابع انسانی. مثلاً وقتی یک شرکت از سر ناچاری، بیتجربهترین افراد رو استخدام میکنه.
مثال در مکالمه:
“They must be scraping the bottom of the barrel if they hired him as the new manager.”
(ترجمه: «دیگه حتماً کفگیرشون به ته دیگ خورده که فلانی رو بهعنوان مدیر جدید استخدام کردن.»)
نکته فرهنگی: این اصطلاح کمی بار منفی و حتی تحقیرآمیز داره. پس وقتی در مورد انتخابهای یک نفر دیگه صحبت میکنید، با احتیاط ازش استفاده کنید.

اصطلاح دوم: وقتی فقط با بوی بنزین حرکت میکنی!
Running on fumes
این یکی دیگه فوقالعادهست! تصور کنید دارید رانندگی میکنید و عقربه بنزین روی صفر چسبیده. ماشین شما فقط با بخار بنزین (Fumes) باقیمونده در باک داره جلو میره. این اصطلاح از دنیای ماشینها وارد مکالمات روزمره شده و معنیاش اینه که انرژی، پول یا انگیزهتون کاملاً تموم شده ولی دارید با آخرین ذره توان به کار ادامه میدید.
- معنی دقیق: ادامه دادن کاری با وجود تمام شدن منابع (انرژی، پول، سوخت).
- کاربرد: بیشتر برای انرژی و خستگی مفرط استفاده میشه، اما برای پول هم کاملاً رایجه.
مثال در مکالمه:
“After studying all night for the exam, I was running on fumes by the morning.”
(ترجمه: «بعد از اینکه کل شب رو برای امتحان درس خوندم، صبح دیگه رسماً انرژیم تموم شده بود.»)
“I can’t go out tonight. I’ve been paid, but after paying all the bills, I’m running on fumes.”
(ترجمه: «امشب نمیتونم بیام بیرون. حقوقم رو گرفتم ولی بعد از پرداخت همهی قبضها، کفگیرم به ته دیگ خورده.»)

خب، حالا شما بگید!
حالا دیگه لازم نیست از جملات کتابی مثل “I have no money” استفاده کنید. با این دو اصطلاح باحال، هم منظورتون رو حرفهایتر میرسونید و هم انگلیسیتون طبیعیتر به نظر میاد.
شما تاحالا تو چه موقعیتی حس کردید که دارید “Running on fumes” کار میکنید؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا این اصطلاحات در محیط کار رسمی هم قابل استفاده هستن؟
“Running on fumes” حالت نیمهرسمی داره و میتونید در مکالمات روزمره با همکاران ازش استفاده کنید. اما “Scraping the bottom of the barrel” چون کمی منفی هست، بهتره در محیطهای خیلی رسمی یا در صحبت با مدیران ارشد به کار نره، مگر اینکه بخواید از وضعیت موجود شدیداً انتقاد کنید.
بهجز این دو مورد، اصطلاح معروف دیگهای برای بیپولی هست؟
بله! اصطلاحات زیادی وجود داره. یکی از معروفترینها “I’m broke” هست که خیلی مستقیم و ساده یعنی «من بیپولم» یا «ورشکست شدم». عبارت “Living paycheck to paycheck” هم یعنی فقط در حدی درآمد دارید که هزینههای جاری رو بدید و چیزی برای پسانداز نمیمونه.
تلفظ درست کلمه “fumes” چطوریه؟
این کلمه /fjuːmz/ تلفظ میشه. یعنی مثل کلمه «فیوز» که آخرش یه صدای «م» و «ز» داره: «فیومز».




خیلی جالب بود! همیشه برام سوال بود که معادل دقیق «کفگیر به ته دیگ خوردن» چی میشه. فقط یه سوال، این اصطلاح Scraping the bottom of the barrel توی محیطهای رسمی هم استفاده میشه یا فقط بین دوست و رفیقه؟
سلام امیررضا عزیز. این اصطلاح بیشتر غیررسمی (Informal) هست. در محیطهای خیلی رسمی یا نامههای اداری بهتره از جملات مستقیمتری مثل We are running out of resources استفاده کنی، اما در مکالمات روزمره عالیه!
من این رو توی سریال Friends شنیده بودم ولی اون موقع معنیش رو متوجه نشدم. مرسی که با مثال سیب توضیح دادید، تصویرسازیش توی ذهنم موندگار شد.
آیا میتونیم از کلمه broke هم برای این موقعیت استفاده کنیم؟ چه فرقی با scraping the bottom of the barrel داره؟
بله مهدی جان، کلمه Broke یعنی کلاً پولی نداری. اما Scraping the bottom of the barrel یعنی داری از همون ذرههای باقیمانده و بیکیفیت استفاده میکنی. یعنی هنوز تمومِ تموم نشده ولی وضعیت خیلی خرابه!
بسیار عالی. یه سوال داشتم، تلفظ کلمه barrel به صورت ‘بَرِل’ هست یا ‘بارِل’؟
نیلوفر عزیز، تلفظ صحیح /ˈbær.əl/ هست که چیزی بین ‘اَ’ و ‘آ’ کوتاه شنیده میشه. شبیه تلفظ کلمه Apple.
من شنیدم که این اصطلاح رو برای انتخاب بازیکن توی تیمهای ورزشی هم به کار میبرن. درسته؟ مثلاً وقتی بازیکن خوب ندارن و مجبورن از ضعیفها انتخاب کنن؟
دقیقاً آرش جان! نکته خیلی هوشمندانهای بود. این اصطلاح فقط برای پول نیست؛ وقتی گزینههای خوب تموم شدن و مجبوری از بدترین آدمها یا چیزها استفاده کنی، از این عبارت استفاده میشه.
مطلب خیلی مفیدی بود. ای کاش چندتا مترادف دیگه هم برای بیپولی مفرط بگید که تنوع دایره لغاتمون بالا بره.
حتماً مریم عزیز. میتونی از اصطلاحاتی مثل Penniless یا Down and out و یا اصطلاح جالب Flat broke استفاده کنی.
Scraping the bottom of the barrel… یادمه تو یه پادکست شنیدم که میگفت این یعنی ‘کفگیر زدن’. واقعاً معادلسازیتون با اصطلاح فارسی دقیق بود.
ببخشید، کلمه Scraping اینجا به معنی تراشیدن هست؟ یعنی داریم ته بشکه رو میتراشیم؟
بله فاطمه جان، Scrape به معنی تراشیدن یا خراشیدن با یک وسیله تیزه. دقیقاً مثل وقتی که با قاشق ته قابلمه رو میتراشیم تا آخرین ذرههای غذا رو برداریم.
من فکر میکردم فقط باید بگیم I have no money. چقدر این اصطلاحات به نیتیو شدن کمک میکنه.
آیا این اصطلاح بار معنایی منفی داره؟ یعنی وقتی ازش استفاده میکنیم داریم از وضعیت شکایت میکنیم؟
بله الناز عزیز، این اصطلاح معمولاً نشوندهنده ناامیدی یا پایین بودن کیفیت گزینههای باقیمانده است و بار معنایی آن منفی و انتقادی است.
خیلی عالی! یه اصطلاح دیگه هم هست: Running on fumes. این هم همین معنی رو میده؟
سوال خوبیه پیمان جان. Running on fumes بیشتر یعنی انرژی یا سوختت تموم شده ولی همچنان داری با سختی ادامه میدی (مثل ماشینی که با بخار بنزین حرکت میکنه). کمی با مفهوم Scraping the barrel متفاوته.
The candidate pool was so small that the HR was scraping the bottom of the barrel. این جمله درسته؟
بله مونا جان، جملهات کاملاً صحیح و بسیار Natural هست. آفرین!
کاش تلفظ صوتی رو هم به سایت اضافه کنید. مرسی از زحماتتون.
خیلی جالبه که توی هر زبانی برای فقر و تموم شدن منابع، از استعارههای ظرف و غذا استفاده میشه. ما میگیم دیگ، اونا میگن بشکه!
میشه بگیم We are at the bottom of the barrel یا حتماً باید فعل scraping باشه؟
معمولاً از ساختار فعل Scraping استفاده میشه تا اون تلاش برای برداشتن آخرین چیزها رو نشون بده، اما کنایتاً به کسی که ته ردهبندی باشه هم میگن He’s the bottom of the barrel.
وای چقدر دقیق و عالی توضیح دادید! من همیشه دنبال یه معادل انگلیسی بودم برای ‘کفگیر به ته دیگ خوردن’. اصطلاح ‘Scraping the bottom of the barrel’ واقعا منظور رو میرسونه.
خوشحالیم که این مطلب براتون مفید بوده، سارا! پیدا کردن معادلهای دقیق و تصویری مثل اینها، یادگیری idioms رو خیلی لذتبخشتر میکنه.
میشه لطفاً چند مثال دیگه از کاربرد ‘Scraping the bottom of the barrel’ در مورد منابع انسانی یا ایدهها بزنید؟ تو ذهنم هنوز کاملاً جا نیفتاده که چطور باید استفادهاش کنم.
حتماً علی جان! فرض کنید یک شرکت مجبور شده بیتجربهترین افراد رو استخدام کنه: ‘They must be scraping the bottom of the barrel for talent.’ یا وقتی برای یک پروژه ایدههای جدید ندارید و مجبورید به ایدههای قدیمی و نه چندان خوب برگردید: ‘We’re really scraping the bottom of the barrel for fresh ideas for this campaign.’ امیدوارم این مثالها بهتون کمک کنه.
ممنون از مقاله خوبتون. آیا این اصطلاح ‘Scraping the bottom of the barrel’ لحن عامیانه داره یا میشه در مکالمات رسمیتر هم ازش استفاده کرد؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید، نازنین! ‘Scraping the bottom of the barrel’ یک اصطلاح نسبتاً غیررسمی (informal) و محاورهای به حساب میاد. برای موقعیتهای رسمیتر یا نوشتار آکادمیک، بهتره از عباراتی مثل ‘exhausting our last resources’ یا ‘resorting to subpar options’ استفاده کنید. اما در مکالمات روزمره کاملاً طبیعیه.
من قبلاً ‘running on fumes’ رو شنیده بودم. آیا این هم معنی شبیه به ‘Scraping the bottom of the barrel’ رو میده؟ یا تفاوت داره؟
رضا جان، اصطلاح ‘running on fumes’ هم جالبه و معنی ‘کم آوردن’ یا ‘نزدیک به اتمام بودن’ میده، ولی بیشتر برای وقتی استفاده میشه که انرژی (فیزیکی یا روحی) یا سوخت یک وسیله (مثل ماشین) داره تموم میشه و فرد یا چیز مورد نظر به زور داره کار میکنه. در حالی که ‘Scraping the bottom of the barrel’ تاکیدش روی اینه که شما دیگه انتخابی جز استفاده از بدترین گزینهها رو ندارید چون بهترینها تموم شدن.
عالی بود، همیشه همینجور مطالب کاربردی بگذارید. واقعاً جای این بلاگ توی دنیای فارسیزبان خالی بود.
از حمایت و لطف شما متشکریم مریم عزیز! هدف ما دقیقاً همین هست که منابع آموزشی مفید و کاربردی رو در اختیارتون قرار بدیم.
تلفظ ‘barrel’ یه کم برام سخته. اگه میشه راهنمایی کنید چطور تلفظ کنم. و اینکه آیا برای زمان هم میشه گفت ‘scraping the bottom of the barrel for time’؟
حتماً حسین جان! تلفظ ‘barrel’ تقریباً شبیه ‘بَرِل’ هست، با تاکید روی بخش اول. در مورد زمان، معمولاً از این اصطلاح استفاده نمیشود. برای ‘کم آوردن زمان’ یا ‘وقت نداشتن’ عبارات رایجتر و طبیعیتری مثل ‘running out of time’ یا ‘time is short’ وجود دارد. ‘Scraping the bottom of the barrel’ بیشتر برای منابع قابل لمستر یا گزینههای انتخابی به کار میرود.
این اصطلاح چقدر جالبه که ریشه و تصویرسازی قوی داره. آیا ریشه خاصی برای این اصطلاح وجود داره که از کجا اومده؟
بله زهرا جان، اصطلاح ‘Scraping the bottom of the barrel’ ریشه در زندگی روزمره و مشاغل قدیمی داره. تصور کنید بشکهای پر از مواد غذایی یا مایعات داشته باشید. وقتی همه چیز تموم میشه، مجبور میشدند کف بشکه رو با قاشق یا ابزار دیگه ‘بتراشند’ تا آخرین ذره رو هم جمع کنند. این تصویر به خوبی حس ‘استفاده از آخرین و کمکیفیتترین باقیماندهها’ رو منتقل میکنه.
اگه بخوام همینو بگم ولی یه کم رسمیتر و با کلاستر، چه اصطلاحی مناسبه؟
محمد عزیز، برای لحن رسمیتر، میتوانید از عباراتی مثل ‘We have exhausted our options’ (گزینههایمان تمام شده است)، ‘Our resources are severely limited’ (منابع ما به شدت محدود است) یا ‘We are forced to consider less ideal alternatives’ (مجبوریم گزینههای کمتر ایدهآل را در نظر بگیریم) استفاده کنید. این عبارات حس کمبود منابع را با لحن رسمیتری بیان میکنند.
واقعا چقدر خوبه که اصطلاحات فارسی و انگلیسی اینقدر میتونن شبیه به هم باشن. ‘کفگیر به ته دیگ خوردن’ و ‘Scraping the bottom of the barrel’ دقیقاً یک حس رو منتقل میکنن.
دقیقاً پریسا جان! یکی از جذابیتهای یادگیری زبانهای مختلف، کشف همین شباهتهای فرهنگی و زبانی در بیان مفاهیم مشترک هست. این اشتراکات یادگیری رو هم آسانتر و هم شیرینتر میکنه.
ممنون از توضیحات عالی. بخش ‘منابع انسانی’ رو اصلاً بهش فکر نکرده بودم. مثال شرکتتون خیلی خوب مفهوم رو رسوند.
خواهش میکنیم کیان جان! خوشحالیم که این نکته براتون جدید و مفید بوده. بسیاری از اصطلاحات در انگلیسی کاربردهای گستردهای دارند و فقط به معنی لغوی اولیه محدود نمیشند.
این اصطلاح رو تو یه فیلم خارجی شنیده بودم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان کامل متوجه شدم. دمتون گرم!
خیلی خوبه که تونستیم کمکی بهتون بکنیم فرشید عزیز! دیدن اصطلاحات در بافت فیلمها و سریالها یکی از بهترین راههای یادگیری کاربرد واقعی اونهاست.
اگه نخوام از این اصطلاح استفاده کنم، چه عبارات جایگزین دیگهای برای بیان تموم شدن منابع (خصوصاً پول) هست؟
لیلا جان، حتماً. برای بیان تموم شدن پول، میتونید از ‘running on empty’ (عامیانه، به معنای بیپول شدن کامل)، ‘strapped for cash’ (کمبود شدید پول)، ‘down to my last penny’ (آخرین پنیام)، یا ‘broke’ (شکستخورده، بیپول) استفاده کنید. هر کدام بسته به میزان رسمی بودن و شدت معنی کمی متفاوت هستند.
آیا این اصطلاح برای وقتی که ‘گزینهای نداری جز بدترینها’ فقط برای مادیات یا منابع هست یا برای تصمیمگیریهای سخت هم کاربرد داره؟
امید جان، بله، کاملاً برای تصمیمگیریهای سخت هم کاربرد داره. وقتی شما مجبورید از بین گزینههای موجود، که هیچکدام هم مطلوب نیستند، یکی را انتخاب کنید، میتوانید از ‘Scraping the bottom of the barrel’ استفاده کنید. مثلاً: ‘After all the good ideas were rejected, we were left scraping the bottom of the barrel for a solution.’ یعنی مجبور شدیم از بین بدترین راهحلها یکی را انتخاب کنیم.
مقاله تون خیلی انرژی بخش و کاربردی بود. ممنون از زحماتتون.
خوشحالیم که مورد پسند شما واقع شده مینا عزیز. هدف ما همین هست که یادگیری زبان رو هرچه بیشتر جذاب و عملی کنیم.
واقعاً نیاز بود که یه منبع جامع برای اصطلاحات فارسی و معادلهای انگلیسیش داشته باشیم. کارتون بینظیره.
سپاس از لطف و حمایت شما شهین جان! ما هم سعی میکنیم با ارائه محتوای باکیفیت و جذاب، این نیاز رو برآورده کنیم.
این مثال ‘سیبهای لهیده و کرمخورده ته بشکه’ فوقالعاده بود. حس اصطلاح رو کاملاً منتقل کرد.
خوشحالیم که تصویرسازی مقاله تونسته مفهوم رو به خوبی برسونه فرهاد عزیز. هدف ما همواره شفافسازی اصطلاحات از طریق مثالهای ملموسه.
میشه لطفاً بگید آیا ‘Scraping the bottom of the barrel’ بیشتر جنبه منفی داره یا خنثی هم میتونه باشه؟
غزل جان، اصطلاح ‘Scraping the bottom of the barrel’ معمولاً دارای یک مفهوم منفی است. این اصطلاح به این معنی است که شما مجبور به استفاده از گزینههایی هستید که کیفیت پایینی دارند یا آخرین و ناامیدکنندهترین انتخابها هستند. بنابراین، بار معنایی آن عموماً منفی است و حاکی از یک وضعیت نامطلوب است.