شاید باورتون نشه، ولی همین الان یه عده دارن با «حرف زدن» با هوش مصنوعی، پولهای قلمبه به جیب میزنن! نه کدنویسی پیچیده، نه طراحی گرافیک؛ فقط و فقط با نوشتنِ چندتا دستور ساده. به این کار میگن Prompt Engineering و قراره دنیای کار رو زیر و رو کنه.
خب، بذارید روراست باشیم، همهمون حداقل یه بار با ChatGPT یا ابزارهای دیگه کار کردیم و جواب پرتوپلا گرفتیم. اینجاست که فرق یه آدم معمولی با یه «مهندس پرامپت» مشخص میشه. اون بلده چطور با هوش مصنوعی صحبت کنه تا دقیقاً همون چیزی که میخواد رو تحویل بگیره.
۱. اصلاً این “Prompt” یعنی چی؟ (تلفظ: پِرامپت)
قبل از اینکه بریم سراغ مهندسی و درآمد دلاری، بیاید ببینیم خود کلمه Prompt یعنی چی. تو دنیای هوش مصنوعی، «پرامپت» یعنی همون دستور، فرمان، یا سوالی که شما از یه مدل هوش مصنوعی (مثل ChatGPT) میپرسید.
فکر کنید هوش مصنوعی یه غول چراغ جادوی خیلی باهوش ولی گیجه! اگه شما آرزوتون رو دقیق نگید، ممکنه یه چیز کاملاً اشتباه بهتون بده.
- پرامپت ضعیف: «درباره ماشینا بنویس.» (خب چه ماشینی؟ چی بنویسم؟ مقاله؟ شعر؟)
- پرامپت قوی: «به عنوان یه کارشناس خودرو، یه متن ۱۰۰ کلمهای در اینستاگرام برای معرفی BMW سری ۴ جدید بنویس. لحنت باید خودمونی و جذاب باشه و روی طراحی اسپرتش تمرکز کن.»
میبینید؟ دومی دقیقاً به هوش مصنوعی میگه چیکار کنه. Prompt Engineering هنر و علمِ طراحی همین دستورهای دقیقه.
۲. سه کلمه خفن که باید بلد باشید!
برای اینکه تو این حوزه حرفهای به نظر برسید، باید چندتا اصطلاح تخصصی رو هم بشناسید. نترسید، خیلی سادهاس!
🔸 اصطلاح اول: LLM (Large Language Model)
این کلمه مخفف Large Language Model هست که به فارسی میشه «مدل زبانی بزرگ». اینها همون مغز متفکر هوش مصنوعیهای مولد مثل ChatGPT و Gemini هستن. این مدلها روی حجم عظیمی از متن و کتاب و مقاله آموزش دیدن تا بتونن مثل ما آدمها زبان رو بفهمن و متن تولید کنن.
🔸 اصطلاح دوم: Generative AI
این یعنی «هوش مصنوعی مولد». به هر هوش مصنوعی که میتونه یه چیز جدید (مثل متن، عکس، کد، یا موسیقی) خلق کنه یا «تولید» کنه، میگن Generative AI. پس وقتی با ChatGPT چت میکنید، دارید از یه هوش مصنوعی مولد استفاده میکنید.
🔸 اصطلاح سوم: Token (توکن)
این یکی یه کم فنیتره ولی درک کردنش مهمه. مدلهای زبانی بزرگ (LLMها) کلمات ما رو مستقیماً نمیفهمن. اونا متن رو به قطعات کوچیکتری به اسم Token تقسیم میکنن. این توکنها میتونن یه کلمه کامل، بخشی از یک کلمه، یا حتی یه علامت نگارشی باشن.
- مثلاً جمله “I love cats” ممکنه به سه توکنِ “I”, “love”, “cats” تقسیم بشه.
- اما کلمه پیچیدهتری مثل “unbelievable” ممکنه به “un”, “believ”, “able” شکسته بشه.
هر مدل هوش مصنوعی یه محدودیتی برای تعداد توکنهایی که میتونه در یک لحظه پردازش کنه داره. برای همین مهمه که پرامپتهاتون رو بهینه و خلاصه بنویسید.
۳. چطور “پرامپت نویس” بشیم و ازش پول دربیاریم؟
خبر خوب اینه که برای مهندس پرامپت شدن، لزوماً به مدرک دانشگاهی خاصی نیاز ندارید! این مهارت بیشتر از هر چیزی به تمرین، خلاقیت و درک منطق هوش مصنوعی بستگی داره.
قدمهای اولیه برای شروع:
-
- زبان انگلیسیتون رو قوی کنید: اکثر مدلهای قدرتمند هوش مصنوعی با زبان انگلیسی بهتر کار میکنن. باید بتونید منظور خودتون رو دقیق و شفاف به انگلیسی بیان کنید.
- با ابزارهای مختلف کار کنید: فقط به ChatGPT نچسبید. ابزارهای دیگه مثل Claude, Gemini و Midjourney (برای عکس) رو هم امتحان کنید. هر کدوم قلق خاص خودشون رو دارن.
– آزمون و خطا کنید: از پرسیدن نترسید. یه پرامپت رو به چند روش مختلف بنویسید و نتایج رو مقایسه کنید. این بهترین راه یادگیریه.
- منابع آنلاین رو دنبال کنید: وبسایتهایی مثل Prompt Engineering Guide و Learn Prompting منابع رایگان و عالی برای شروع هستن.
بازار کار و درآمدش چطوره؟
این شغل یکی از جدیدترین و پرتقاضاترین موقعیتهای شغلی در دنیاست. شرکتهای بزرگ فناوری مثل گوگل و آمازون دنبال مهندسهای پرامپت هستن و درآمدهای پیشنهادی واقعاً بالاست. در سطح جهانی، حقوق سالانه این متخصصان میتونه بین ۱۷۵,۰۰۰ تا ۳۰۰,۰۰۰ دلار باشه! البته در ایران هنوز این شغل به صورت رسمی جا نیفتاده، اما به عنوان یک فریلنسر میتونید پروژههای خارجی بگیرید و درآمد دلاری داشته باشید.
نتیجهگیری: از قافله عقب نمونید!
بذارید خیالتون رو راحت کنم، Prompt Engineering یه مُد زودگذر نیست؛ یه مهارته که آینده رو میسازه. یاد گرفتن نحوه صحیح «حرف زدن» با هوش مصنوعی، بهرهوری شما رو تو هر کاری که هستید، چند برابر میکنه. پس از همین امروز شروع به تمرین کنید!
شما چی فکر میکنید؟ تا حالا بهترین یا خندهدارترین جوابی که از هوش مصنوعی گرفتید چی بوده؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
۱. آیا برای مهندس پرامپت شدن حتماً باید برنامهنویسی بلد باشم؟
نه لزوماً. مهندسی پرامپت بیشتر به مهارتهای زبانی، خلاقیت و تفکر منطقی نیاز داره تا کدنویسی. البته، دونستن اصول اولیه برنامهنویسی میتونه یه مزیت بزرگ باشه، مخصوصاً اگه بخواید برای کارهای فنی پرامپت بنویسید.
۲. بزرگترین اشتباهی که تازهکارها در نوشتن پرامپت انجام میدن چیه؟
بزرگترین اشتباه، نوشتن دستورات خیلی کلی و مبهمه. مثلاً به جای اینکه بگید «یه داستان بنویس»، باید جزئیات بدید: «یه داستان کوتاه ترسناک ۵۰۰ کلمهای درباره یه عروسک تسخیر شده در یک خانه قدیمی بنویس. شخصیت اصلی یه دختر بچه ۱۰ ساله باشه.» هرچی جزئیات بیشتر باشه، نتیجه بهتره.
۳. آیا این شغل با پیشرفت خودِ هوش مصنوعی از بین نمیره؟
بعید به نظر میرسه. درسته که هوش مصنوعی روزبهروز باهوشتر میشه، اما همیشه به یه «مترجم» انسانی نیاز داره تا نیازهای پیچیده و خلاقانه ما رو درک کنه و اون رو به بهترین شکل هدایت کنه. نقش مهندس پرامپت شاید در آینده تغییر کنه، اما اهمیتش کمتر نخواهد شد.




ممنون از مقاله خوبتون. من توی یوتیوب شنیدم که بعضیا میگن Prompt Engineering یعنی مهندسی دستورالعمل. آیا کلمه Instruction هم میتونه مترادف دقیقی برای پرامپت باشه؟
امیررضای عزیز، بله کاملاً درسته. Instruction به معنای دستورالعمله، اما Prompt در دنیای هوش مصنوعی کمی تخصصیتره و به معنای «نقطه شروع یا جرقهای برای پاسخ» هست. یعنی شما چیزی رو میگید تا مدل رو تحریک به پاسخ دادن کنید.
تلفظ دقیق کلمه Prompt رو توی دیکشنری چک کردم، یه جا نوشته بود /prɒmpt/ و یه جا /prɑːmpt/. کدومش رایجتره؟
سارای عزیز، هر دو درست هستن! تلفظ اول مربوط به بریتیش (UK) و دومین تلفظ مربوط به امریکن (US) هست. در محیطهای کاری تکنولوژی معمولاً تلفظ امریکن بیشتر شنیده میشه.
من قبلاً کلمه Prompt رو به عنوان صفت شنیده بودم که معنی «سریع و بهموقع» میداد. مثلاً Prompt delivery. اینجا چرا به عنوان اسم استفاده شده؟
نکته بسیار هوشمندانهای بود نیما جان! کلمه Prompt چندوجهی هست. هم صفت به معنی سریع (Punctual)، هم فعل به معنی وادار کردن، و در اینجا اسم (Noun) به معنی دستور یا فرمان ورودی به کامپیوتر هست.
خیلی عالی بود. من یه جا خوندم که به این شغل میگفتن AI Whisperer (کسی که با هوش مصنوعی پچپچ میکنه). این یه اصطلاح عامیانه یا Slang هست؟
توی متن گفتید درآمد نجومی؛ کلمه معادل انگلیسی برای درآمد خیلی زیاد یا نجومی توی محیطهای کاری چی میشه؟ میخوام توی رزومهام استفاده کنم.
فرهاد عزیز، میتونی از صفتهای Lucrative (سودآور) یا High-paying استفاده کنی. مثلاً A lucrative career path انتخاب خیلی حرفهایتری هست.
ببخشید، فرقی بین Prompt و Command وجود داره؟ من توی ویندوز Command Prompt رو دیدم، چرا اونجا هر دو کلمه با هم اومدن؟
سوال عالی بود نازنین! در محیط ویندوز، Prompt اون علامت چشمکزنی هست که منتظر شماست (نشانه آمادگی سیستم) و Command همون دستوریه که شما تایپ میکنید. در واقع یعنی «محلِ دریافتِ دستور».
من شنیدم که میگن Prompting یک Skills هست. آیا درسته بگیم I am good at prompt engineering یا باید بگیم I am a prompt engineer؟
یه اصطلاحی هست به اسم ‘Zero-shot prompting’. این Zero-shot یعنی چی دقیقاً؟ ربطی به تیراندازی داره؟
الهام جان، Shot در اینجا به معنی «تلاش» یا «شانس» هست. Zero-shot یعنی بدون اینکه قبلاً مثالی به هوش مصنوعی بدی (بدون هیچ تلاشی برای آموزش اولیه)، ازش بخوای کاری رو انجام بده. کنایه از انجام کار در اولین برخورد هست.
کلمه Engineering همیشه برای من یادآور ساختوساز بود. جالبه که برای نوشتن هم ازش استفاده کردن. آیا این یه استعاره (Metaphor) حساب میشه؟
دمتون گرم. میشه چندتا صفت دیگه که با Engineering میاد رو هم بگید؟ مثلاً Social Engineering هم شنیدم که معنی منفی داره انگار.
تلفظ حرف ‘p’ در آخر کلمه Prompt باید خیلی محکم باشه؟ من وقتی سریع میگم کلاً تلفظ نمیشه!
حامد عزیز، در انگلیسی سریع (Connected Speech)، حرف t آخر معمولاً خیلی ضعیف یا حذف میشه، اما p قبل از اون باید شنیده بشه. سعی کن لبهات رو به هم بچسبونی و یه هوای کمی آزاد کنی: /prɑːmp/.
من توی یه مقاله انگلیسی دیدم نوشته بود Promptly. این قیدِ همین کلمه هست؟ یعنی چه فرقی با Quickly داره؟
بله آیدا جان. Promptly یعنی دقیقاً سر وقت و بدون تاخیر. Quickly بیشتر روی سرعتِ انجام کار تاکید داره، اما Promptly روی «آنزمان بودن» تاکید میکنه.
خیلی مقاله کاربردی بود. به نظرم این روزا Prompt Engineering از نون شب هم واجبتره برای کسایی که میخوان فریلنسر بینالمللی باشن.
من متوجه نشدم کلمه Engineering اینجا دقیقاً چه نقشی داره؟ یعنی واقعاً مثل مهندسی سخته یا فقط یه اسم دهنپرکنه؟
آیا کلمه Cue هم میتونه مترادف پرامپت باشه؟ چون توی تئاتر هم وقتی به بازیگر نشونه میدن که حرف بزنه میگن Cue.
وای مقاله خیلی جالبی بود! این اصطلاح “Prompt Engineering” واقعا جدید و هیجانانگیزه. من همیشه فکر میکردم Prompt فقط یعنی ‘سریع’ یا ‘فوری’. اینجا معنی دستورش برام کاملاً نو بود.
سلام سارا! دقیقا، نکته همینجاست که کلمات انگلیسی میتونن در زمینههای مختلف معانی متفاوتی داشته باشن. در این زمینه، ‘prompt’ به معنای ‘دستور’ یا ‘فرمان’ به یک مدل هوش مصنوعی است. جالب اینکه ‘prompt’ به عنوان فعل هم میتونه به معنای ‘برانگیختن’ یا ‘وادار کردن’ کسی به کاری باشه، مثلاً: ‘His question prompted her to think more deeply.’ (سوال او او را به تفکر عمیقتر واداشت.)
ممنون بابت مطلب خوبتون. میشه چند تا سینونیم دیگه برای ‘Prompt’ توی این context (دستور به هوش مصنوعی) بگید؟ مثلاً ‘command’ هم میتونه استفاده بشه؟
خواهش میکنم علی! بله، ‘command’ (فرمان) قطعاً یک جایگزین خوبه، بخصوص وقتی درباره دستورات مستقیم صحبت میکنیم. اصطلاحات دیگری مثل ‘query’ (پرس و جو، سوال), ‘instruction’ (دستورالعمل) و حتی ‘input’ (ورودی) هم در برخی موارد میتونن به جای ‘prompt’ استفاده بشن، بسته به نوع و لحن دستوری که میدهید.
من واقعا با اون قسمت “جواب پرتوپلا” گرفتن از هوش مصنوعی همذاتپنداری کردم! 😂 میشه بگید توی انگلیسی چه اصطلاحاتی برای ‘جواب پرتوپلا’ وجود داره؟
دقیقا! تجربه مشترک خیلیهاست. 😊 برای ‘جواب پرتوپلا’ یا ‘جواب بیمعنی’ در انگلیسی اصطلاحات مختلفی داریم: ‘gibberish’ (برای حرفهای بیمعنی), ‘nonsense’ (چرندیات), ‘mumbo jumbo’ (حرفهای نامفهوم و پیچیده) یا حتی ‘garbled response’ (پاسخ نامفهوم یا درهمبرهم). انتخاب هر کدوم بستگی به میزان و نوع ‘پرتوپلا’ بودن جواب داره!
سلام. این جمله که میگه “دنیای کار رو زیر و رو کنه”، دقیقا معادل انگلیسیش چیه؟ یه جورایی ‘revolutionize’ میشه؟
سلام رضا! بله، ‘revolutionize’ (انقلابی ایجاد کردن، دگرگون کردن) کاملاً معادل مناسبی برای ‘زیر و رو کردن’ در این زمینه است. اصطلاحات دیگری هم مثل ‘turn the world of work upside down’ (دنیای کار را زیر و رو کردن) یا ‘transform the job market’ (بازار کار را متحول کردن) هم میتونن استفاده بشن.
این اصطلاح ‘پولهای قلمبه به جیب زدن’ خیلی عامیانه و جالبه. توی انگلیسی چه عبارتهای عامیانهای برای ‘درآمد زیاد داشتن’ داریم؟
بله، اصطلاح ‘پولهای قلمبه به جیب زدن’ خیلی تصویرساز است! در انگلیسی برای بیان ‘درآمد زیاد داشتن’ یا ‘پول پارو کردن’ اصطلاحات عامیانه زیادی وجود داره. مثلاً: ‘making big bucks’ (درآمد هنگفت داشتن), ‘raking in money’ (پول پارو کردن), ‘rolling in dough’ (غرق در پول بودن), یا ‘earning a pretty penny’ (درآمد خوبی داشتن). همه اینها در محاوره کاربرد زیادی دارن.
فکر کنم من همون ‘آدم معمولی’ هستم که جواب پرتوپلا میگیره! 😄 این “Prompt Engineering” واقعا یه مهارته. کلمه ‘skill’ خیلی خوب اینجا معنی میده.
نگران نباشید امین، مهندس پرامپت شدن هم مثل هر مهارت دیگهای نیاز به تمرین و یادگیری داره! 😊 بله، ‘skill’ (مهارت) کلمه بسیار مناسبیه. اصطلاحات دیگری مثل ‘expertise’ (تخصص) یا ‘proficiency’ (تسلط) هم میتونن برای بیان سطح بالاتری از این مهارت به کار برده بشن.
آیا ‘Prompt’ فقط برای هوش مصنوعی استفاده میشه یا مثلاً برای دستور به یک انسان هم میشه به کار برد؟
سوال خیلی خوبیه نغمه! اگرچه در این مقاله بیشتر روی کاربرد آن در هوش مصنوعی تمرکز شده، اما ‘prompt’ میتواند در موارد دیگری هم استفاده شود. مثلاً، در ادبیات یا تئاتر، یک ‘prompt’ میتواند راهنمایی یا اشارهای باشد که به بازیگر کمک کند دیالوگ بعدیاش را به یاد آورد. یا به عنوان فعل، ‘to prompt someone’ یعنی کسی را تشویق یا وادار به انجام کاری کردن.
تلفظ کلمه ‘Prompt’ (پِرامپت) رو خیلی خوب نوشتید. آیا کلمات انگلیسی دیگهای هم هستن که تلفظشون شبیه این باشه و معنی متفاوتی داشته باشن؟
خوشحالیم که مفید بود سامان! بله، در انگلیسی کلمات زیادی هستند که تلفظ مشابه دارند اما املای متفاوت و معنی کاملاً مختلف (Homophones). مثلاً: ‘meet’ (ملاقات کردن) و ‘meat’ (گوشت). یا ‘know’ (دانستن) و ‘no’ (نه). البته ‘prompt’ با این املای دقیق، هوموفون رایجی ندارد اما دانستن اینکه تلفظ صحیح آن ‘پِرامپت’ است، بسیار مهم است.
متن خیلی روراست بود، همین ‘روراست باشیم’ هم خودش یه اصطلاح خوبه. میشه چند تا راه دیگه برای گفتن ‘Let’s be honest’ تو انگلیسی معرفی کنید؟
سلام شیوا! بله، ‘Let’s be honest’ یا ‘Let’s be frank’ هر دو عالی هستند. اصطلاحات دیگری هم وجود دارند که میتوانند همین معنی را برسانند، مثلاً: ‘To be fair’ (صفحات منصفانه، اگر بخواهیم واقعبین باشیم), ‘In all fairness’ (با رعایت انصاف), یا حتی ‘Truth be told’ (حقیقتش را بخواهید). هر کدام کمی لحن متفاوتی دارند اما مفهوم کلی یکسان است.
ممنون از مقاله خوبتون. فکر میکنم این شغل ‘Prompt Engineering’ برای کسایی که زبان انگلیسی خوبی دارن و میتونن منظور خودشون رو واضح بیان کنن، خیلی مناسبه.
دقیقا کسری! این یکی از نکات کلیدی Prompt Engineering است. توانایی درک و بیان دقیق، استفاده از واژگان مناسب و ساختار جملات واضح در انگلیسی برای ارتباط مؤثر با هوش مصنوعی بسیار حیاتی است. اینجاست که مهارتهای زبانی شما به شدت به کار میآیند.
آیا کلمه ‘Engineering’ در اینجا واقعا به معنای مهندسیه؟ حس میکنم بیشتر شبیه ‘هنر’ یا ‘تخصص’ باشه تا مهندسی ساخت و ساز.
سوال جالبی پریسا! شما نکته خوبی را مطرح کردید. ‘Engineering’ در اینجا معنای گستردهتری از طراحی، بهینهسازی و حل مسئله را شامل میشود، نه صرفاً ساخت و ساز فیزیکی. این اصطلاح در حوزههای مختلفی مثل ‘Software Engineering’ (مهندسی نرمافزار) یا ‘Financial Engineering’ (مهندسی مالی) هم به همین معنی (طراحی سیستمها و فرآیندهای بهینه) استفاده میشود. پس بله، به نوعی تخصص در بهینهسازی و طراحی ‘پرامپت’ است.
همونطور که گفتید، هوش مصنوعی مثل ‘غول چراغ جادو’ میمونه! توی انگلیسی آیا اصطلاحی داریم که به کسی اشاره کنه که هرچی بپرسی بهت میده، ولی باید دقیق بگی؟
نکته خوبی رو اشاره کردید حامد! مفهوم ‘Genie in a lamp’ (غول چراغ جادو) خودش یک اصطلاح شناخته شده در انگلیسی برای اشاره به موجودی است که آرزوها را برآورده میکند. اما برای اینکه تاکید کنیم باید درخواست ‘دقیق’ باشد، میتوانیم بگوییم ‘It’s like having a genie, but you need to be very precise with your wishes’ یا ‘A genie that’s powerful but takes things literally’.
مقاله خیلی جذاب بود! فکر میکنم یکی از نکات مهم اینه که باید لحن (tone) هم توی پرامپت مشخص بشه. آیا کلمات دیگهای هم برای اشاره به ‘لحن’ در انگلیسی هست؟
کاملا درسته ژاله، ‘tone’ (لحن) یک عنصر حیاتی در پرامپتنویسی است. کلمات دیگری که به این مفهوم اشاره میکنند شامل ‘mood’ (حال و هوا), ‘voice’ (صدای نگارش), ‘style’ (سبک) یا ‘register’ (سطح رسمی یا غیررسمی بودن زبان) هستند. انتخاب لحن مناسب باعث میشود هوش مصنوعی خروجی متناسب با مخاطب و هدف شما تولید کند.
من خودم قبلاً با ChatGPT کلی ‘پرتوپلا’ گرفتم! 😅 این مقاله بهم فهموند چقدر “prompt” مهمه. عالی بود!
خوشحالیم که مقاله توانسته این بینش را به شما بدهد مهدی! این تجربه ‘پرتوپلا’ گرفتن رایج است و دقیقاً اهمیت “Prompt Engineering” را نشان میدهد. با تسلط بر نحوه نگارش پرامپتهای مؤثر، میتوانید هوش مصنوعی را به ابزاری بسیار قدرتمند تبدیل کنید.
آیا کلمه ‘prompt’ میتونه معنی ‘reminder’ (یادآوری) هم بده؟ مثلاً وقتی کسی چیزی رو یادش میره؟
بله کیانا، سوال بسیار دقیق و خوبی است! ‘Prompt’ به عنوان اسم یا فعل میتواند معنی ‘یادآوری’ یا ‘تلنگر’ را هم بدهد. مثلاً ‘He needed a prompt to remember his lines’ (او به یک تلنگر نیاز داشت تا دیالوگهایش را به یاد بیاورد). این کاربرد نشان میدهد که کلمات انگلیسی چقدر میتوانند معانی متنوعی داشته باشند.