تاحالا شده وسط بحث فوتبالی داغ، یکی بهتون بگه “Plastic Fan”؟ یا شاید خودتون اینو به کسی گفتید که یهو طرفدار منچسترسیتی شده چون پولدار شدن و جام میبرن. بذارید روراست باشیم، این اصطلاح یه توهین ریز تو خودش داره!
اما واقعاً «هوادار پلاستیکی» یعنی چی؟ چرا اینقدر مهمه که فرقش رو با یه هوادار واقعی بدونیم؟ اگه میخواید تو جمعهای دوستانه یا کامنتهای اینستاگرام کم نیارید و مثل یک نیتیو (Native) واقعی حرف بزنید، این مقاله برای شماست.
این «پلاستیکی» از کجا اومد؟ داستان چیه؟
فکر کنید یه چیزی اصل نیست، فیکه. از پلاستیک ساخته شده! این اصطلاح دقیقاً همین حس رو منتقل میکنه. Plastic Fan به کسی میگن که طرفداریش از یک تیم، سطحی و غیرواقعیه. انگار که احساساتش هم مثل پلاستیک، مصنوعی باشه. این افراد معمولاً هیچ ارتباط عمیق یا خاطرهای با باشگاه ندارن و فقط به خاطر موفقیتهای اخیر طرفدارش شدن.
ویژگی اصلیشون چیه؟ به محض اینکه تیمشون چندتا بازی رو ببازه یا از روزهای اوجش فاصله بگیره، خیلی راحت تیم رو عوض میکنن و میرن سراغ قهرمان بعدی! دقیقاً مثل پلاستیک که راحت شکل عوض میکنه.
۱. شکارچی افتخار یا Glory Hunter کیه؟
اینجا یه اصطلاح خیلی نزدیک به «پلاستیک فن» داریم: Glory Hunter (گِلوری هانتِر). یعنی کسی که دنبال افتخار و جلال و شکوهه. این افراد همیشه طرفدار تیمی هستن که روی بورسه و داره جامها رو درو میکنه.
- مثال بارز: کسی که تا دیروز طرفدار بارسلونای مسی بود، بعد با رفتن رونالدو به یوونتوس، طرفدار یووه شد و الان چون منچسترسیتی قهرمان اروپا شده، یه سیتیزن دوآتیشهست!
- این افراد معمولاً اطلاعات کمی از تاریخ باشگاه دارن. مثلاً شاید ندونن سیتی قبل از شیخ منصور کجا بوده یا چه سختیهایی کشیده.
- اونها برای «برنده بودن» طرفداری میکنن، نه برای خودِ «تیم».
۲. موجسواری با Bandwagon Fan
اصطلاح باحال بعدی “Bandwagon Fan” هست. “Bandwagon” در اصل به ارابهای میگن که گروههای موسیقی سیار روی اون اجرا میکردن و مردم دنبالشون راه میفتادن. حالا در ورزش، به کسی میگن که روی موج موفقیت یک تیم سوار میشه.
این دسته از طرفدارها وقتی یک تیم ناگهانی به موفقیت بزرگی میرسه (مثل قهرمانی تیم ملی در جام جهانی)، یهو پیداشون میشه. همه جا لباس تیم رو میپوشن و استوری میذارن، اما بعد از چند هفته کلاً فراموش میکنن و میرن سراغ موج بعدی.
- تفاوتش با Glory Hunter چیه؟ خیلی شبیهن، اما Bandwagoner بیشتر جوگیر و هیجانیه و با یک ترند خاص همراه میشه، ولی Glory Hunter ممکنه استراتژیکتر عمل کنه و آگاهانه تیمی رو انتخاب کنه که همیشه در اوج باشه.
ویژگیهای هوادار واقعی (A Loyal Fan) چیه؟
خب، حالا که فهمیدیم پلاستیکیها کیا هستن، بیایید ببینیم یه هوادار واقعی و وفادار یا Loyal Fan چه خصوصیاتی داره. این فقط دونستن ترکیب تیم نیست، یک فرهنگه!
یه هوادار واقعی، تیمش رو مثل خانوادهاش میدونه. تو روزای سخت و باختهای تلخ، بیشتر از همیشه پشت تیمش میمونه. این وفاداری، عمیق و احساسیه.
چطور یه هوادار واقعی باشیم؟
- در باختها هم هستی: وقتی تیمت میبازه، عصبانی میشی، ناراحت میشی، ولی هیچوقت به ترک کردنش فکر نمیکنی.
- تاریخ تیم رو بلدی: میدونی اسطورههای تیمت کیا بودن، چه قهرمانیهای مهمی کسب کرده و چه روزهای سختی رو پشت سر گذاشته.
- این یک ارتباط احساسیه: برد و باخت تیم روی حال و هوای کل هفتهات تأثیر میذاره. این یه حس واقعیه، نه یه سرگرمی سطحی.
- دفاع میکنی: وقتی کسی به تیمت توهین میکنه، منطقی و محترمانه ازش دفاع میکنی. تو سفیر اون باشگاه هستی.
نتیجهگیری: فوتبال فقط ۹۰ دقیقه نیست!
خب، حالا دیگه کاملاً میدونید معنی Plastic Fan، Glory Hunter و Bandwagon Fan چیه. این اصطلاحات فقط برای فوتبال نیستن و توی دنیای فیلم و سریال، موسیقی و حتی برندها هم استفاده میشن.
مهم نیست طرفدار چه تیمی هستید؛ مهم اینه که اون حس تعلق و وفاداری واقعی باشه. فوتبال با همین احساسات تلخ و شیرینه که زیباست. دفعه بعد که کسی از این کلمات استفاده کرد، شما با اعتماد به نفس کامل میتونید وارد بحث بشید و حتی تفاوتهای ظریفشون رو هم توضیح بدید.
حالا شما بگید: تاحالا به کسی گفتید «پلاستیکی»؟ یا به خودتون گفتن؟ بدترین ویژگی یه هوادار پلاستیکی از نظر شما چیه؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا اگه طرفدار یه تیم خارجی باشم، Plastic Fan محسوب میشم؟
اصلاً! طرفداری از تیمهای خارجی کاملاً طبیعیه، به شرطی که دلیلش فقط موفقیتهای اخیرشون نباشه. اگه شما با فلسفه بازی یک تیم، با یک بازیکن خاص یا با تاریخچه یک باشگاه ارتباط برقرار کردید و در روزهای سخت هم کنارش هستید، شما یک هوادار واقعی هستید.
فرق اصلی بین Bandwagon Fan و Glory Hunter چیه؟
هر دو به دنبال تیمهای موفق هستند، اما تفاوت ظریفی وجود دارد. Glory Hunter کسی است که آگاهانه تیمی را انتخاب میکند که همیشه در اوج باشد و احتمالاً برای مدت طولانیتری (تا زمانی که موفق است) به آن پایبند میماند. اما Bandwagon Fan بیشتر تحت تأثیر یک موج یا ترند ناگهانی قرار میگیرد و ممکن است خیلی سریع علاقهاش را از دست بدهد و به سراغ موج بعدی برود.
چطور بفهمم دوستم یه هوادار پلاستیکیه؟
چندتا نشونه هست! معمولاً اطلاعات کمی در مورد تاریخ باشگاه یا بازیکنان قدیمی دارن. اغلب فقط بازیهای مهم رو تماشا میکنن و وقتی تیمشون میبازه، زیاد ناراحت نمیشن یا سریع بحث رو عوض میکنن. و البته، ممکنه هر فصل طرفدار یک تیم جدید باشن!




خیلی عالی و دقیق توضیح دادید. واقعاً این روزها با موفقیتهای منچسترسیتی و پیاسجی، تعداد این «هوادارهای پلاستیکی» تو ایران هم خیلی زیاد شده. فرق بین اصالت و مد زودگذر رو خیلی خوب روشن کردید.
ممنون علی جان، دقیقاً همینطوره. اصالت چیزیه که با جام و پول به دست نمیاد، بلکه توی روزهای سخت تیم مشخص میشه.
یه سوال داشتم؛ اگه کسی به خاطر یه بازیکن خاص (مثلاً رونالدو یا مسی) طرفدار یه تیم بشه و با رفتن اون بازیکن تیمش رو عوض کنه، باز هم پلاستیکی محسوب میشه یا تعریفش فرق داره؟
سوال خوبیه سارا جان! به این دسته معمولاً «Player Follower» میگن، اما در فرهنگ هواداری متعصبانه، اونها رو هم جزو هوادارهای غیرواقعی یا همون پلاستیکی دستهبندی میکنن چون به خودِ باشگاه تعهدی ندارن.
به نظر من این اصطلاح یکم ناعادلانهست. فوتبال برای لذت بردنه. چه اشکالی داره آدم از تیمی که زیبا بازی میکنه و قهرمان میشه حمایت کنه؟ حتماً باید ۲۰ سال زجر بکشیم تا هوادار واقعی باشیم؟
من همیشه فکر میکردم Glory Hunter و Plastic Fan دقیقاً یک معنی دارن. ممنون که این تفاوتهای ظریف رو توضیح دادید. بخش مربوط به «تغییر شکل پلاستیک» خیلی تشبیه جالبی بود.
دمتون گرم، یاد اون رفیقم افتادم که تا پارسال فن بارسا بود، امسال که رئال قهرمان شد پروفایلشو کلاً عوض کرد! دقیقاً مصداق بارز پلاستیکی بودنه. این مقاله رو حتماً براش میفرستم.
امیدوارم با خوندن این مقاله به راه راست هدایت بشه! فوتبال بدون وفاداری هیچ لذتی نداره.
کاش در مورد هوادارهای داخلی هم مینوشتید. بعضیها رو داریم که تو تهران زندگی میکنن ولی تا یه تیم شهرستانی میاد بالا، یهو یاد ریشههای اجدادیشون میافتن و میشن طرفدار دوآتیشه اون تیم!
خیلی متن روانی بود. استفاده از اصطلاحات نیتیو (Native) واقعاً به درد کسایی که تو توییتر انگلیسی یا سابردیتهای فوتبالی فعال هستن میخوره. منتظر بخش دوم و بررسی کلمه Glory Hunter هستم.
ممنون از توجهت هانیه عزیز. حتماً در پست بعدی مفصل به Glory Hunter و تاریخچهاش میپردازیم.
من خودم از بچگی طرفدار میلان هستم، حتی اون موقع که دهم جدول بود. به نظرم لذت هواداری به همون روزهای سخته، وگرنه وقتی تیم همش میبره که طرفداری کاری نداره!
خیلی جالب بود! میخواستم بدونم فرقی بین Plastic Fan و Bandwagon Fan هست؟ من تو یه پادکست شنیدم دومی رو هم زیاد به کار میبرن.
سوال خیلی خوبیه سارا جان! بله، شباهت زیادی دارن اما یه تفاوت ظریف هست. Bandwagon Fan به کسی میگن که چون یه تیم یا ترند الان «مد» شده دنبالش میکنه (پریدن روی واگن موفقیت)، ولی Plastic Fan بیشتر به «مصنوعی» بودن و نداشتن ریشه و اصالت در طرفداری اشاره داره.
دمتون گرم. من همیشه فکر میکردم فقط باید بگیم Fake Fan. این اصطلاح Plastic خیلی نیتیوتر و باحالتره برای کلکلهای فوتبالی.
آیا این اصطلاح Plastic Fan فقط برای فوتبال استفاده میشه یا مثلاً برای طرفدارهای یه خواننده که تازه معروف شده هم میشه استفاده کرد؟
نیلوفر عزیز، اصالتاً این اصطلاح از دنیای فوتبال (به خصوص در بریتانیا) اومده، اما امروزه برای هر حوزهای که طرفداری توش معنی داره، مثل موسیقی یا حتی دنیای تکنولوژی، اگه کسی فقط به خاطر موج موفقیت طرفدار چیزی بشه، میتونی بهش بگی Plastic.
تلفظ کلمه Plastic رو من همیشه پِلاستیک میگفتم، ولی تو فیلمها انگار «پلَستیک» شنیده میشه. کدومش درسته؟
دقتت عالیه محمد جواد! در انگلیسی، حرف ‘a’ در اینجا صدای /æ/ میده (شبیه ‘اَ’ در فارسی اما کمی کشیدهتر). پس تلفظ درستش نزدیک به «پلَستیک» هست.
متضاد این اصطلاح چی میشه؟ یعنی اگه بخوایم بگیم یکی طرفدار دوآتیشه و واقعیه، چی باید بگیم؟
برای طرفدار واقعی و وفادار، میتونی از اصطلاحات فوقالعادهای مثل Die-hard fan یا Loyal supporter استفاده کنی. کلمه Die-hard یعنی کسی که تا پای مرگ پای عقیدهاش میمونه!
من شنیدم به این آدما Glory Hunter هم میگن. درسته؟
دقیقاً رضا جان! Glory Hunter یعنی کسی که دنبال شکوه و افتخاره. یعنی تا وقتی تیم میبره هست، وقتی میبازه غیب میشه. این دقیقاً همون مفهوم Plastic Fan رو میرسونه.
این مقاله واقعاً کاربردی بود. مخصوصاً الان که منچستر سیتی هی جام میبره و همه یهو طرفدارش شدن 😂
لطفاً درباره کلمه Fair-weather fan هم توضیح بدید. من حس میکنم اینم شبیه همین پلاستیکی خودمونه.
حامد جان، حدست کاملاً درسته. Fair-weather به معنی «هوای آفتابی و خوبه». پس Fair-weather fan یعنی کسی که فقط وقتی اوضاع تیم خوبه (آفتابیه) طرفداره و به محض اینکه تیم وارد بحران (هوا بارونی) بشه، غیبش میزنه!
اصطلاح Plastic Fan تو موقعیتهای رسمی هم کاربرد داره؟ مثلاً تو اخبار ورزشی رسمی هم استفاده میکنن؟
الناز جان، این اصطلاح Slang یا عامیانه محسوب میشه. توی گزارشهای غیررسمی یا تحلیلهای ژورنالیستی ممکنه ببینیش، اما در متون خیلی رسمی یا نامههای اداری بهتره استفاده نشه.
من اینو توی کامنتهای اینستاگرام یوتیوبرهای خارجی زیاد دیده بودم ولی معنی دقیقش رو نمیدونستم. مرسی از توضیحات کاملتون.
میشه یه مثال بزنید که چطوری توی یه جمله ازش استفاده کنیم؟
حتماً شادی جان. مثلاً: .He only started supporting Real Madrid after they won the Champions League; he’s such a plastic fan (اون فقط بعد از قهرمانی رئال در چمپیونزلیگ طرفدارشون شد؛ واقعاً یه هوادار پلاستیکیه.)
خیلی اصطلاح باحالیه. برای دوستانی که مثل پلاستیک بازیافت میشن و هر فصل میرن طرفدار یه تیم دیگه! عالی بود.
من فکر میکردم Plastic فقط یعنی پلاستیک! اصلاً فکر نمیکردم تو صفتها اینقدر بار منفی داشته باشه. مثل Plastic Surgery که البته اون فرق داره.
نکته ظریفی بود تینا جان. کلمه Plastic کلاً وقتی برای آدما به کار بره (به جز جراحی زیبایی)، بار منفی «مصنوعی بودن» رو داره. مثلاً Plastic smile یعنی لبخند مصنوعی و تظاهری.
مطلب خیلی مفیدی بود. من همیشه دنبال معادل انگلیسی «طرفدار حزب باد» میگشتم که فکر کنم همین Plastic fan یا Bandwagon بهترین معادلها باشن.
خیلی ممنون از سایت خوبتون. من برای امتحان آیلتس میخونم، آیا استفاده از این اصطلاحات در بخش اسپیکینگ نمره مثبتی داره؟
سپیده عزیز، بله! استفاده درست و بهجا از Idiomها و Slangها در بخش Speaking آیلتس (مخصوصاً پارت 1 و 2) نشوندهنده سطح بالای واژگان شماست و میتونه نمرهتون رو در بخش Lexical Resource بالا ببره.
واقعاً ممنون از این مقاله! همیشه دنبال تفاوت دقیق بین “Plastic Fan” و “Glory Hunter” بودم. یعنی میشه گفت “Glory Hunter” یه نوع خاصی از “Plastic Fan” هست؟
بله علی جان، کاملاً درسته! “Glory Hunter” زیرمجموعهای از “Plastic Fan” به حساب میاد. یک “Plastic Fan” میتونه دلایل مختلفی برای حمایت سطحی داشته باشه، اما “Glory Hunter” به طور خاص فقط دنبال موفقیتها و قهرمانیهاست و به محض افت تیم، سراغ تیم بعدی میره. خیلی خوب متوجه شدید!
چقدر جالب! این اصطلاح رو بارها تو توییتر دیدم ولی معنیش رو دقیق نمیدونستم. الان فهمیدم چرا به اون دوستم که تا پارسال طرفدار رئال بود و امسال یهو منچسترسیتی شده، میگن “Plastic Fan”! 😂
دقیقاً فاطمه خانم! این مثال شما نمونه بارزی از یک “Plastic Fan” هست. مهم اینه که یاد بگیریم از این اصطلاحات به جا و درست استفاده کنیم تا مثل یک Native speaker واقعی صحبت کنیم. ممنون از کامنتتون!
عالی بود! ممنون. اگه میشه لطفاً تلفظ صحیح “Glory Hunter” رو هم بنویسید. فکر کنم «گلوری هانتر» درست باشه؟
سلام رضا جان، بله تلفظ شما صحیح است: “Glory Hunter” (گِلوری هانتر). همیشه پیشنهاد میکنیم برای بهبود تلفظ، لغت رو در دیکشنریهای آنلاین مثل Cambridge یا Oxford جستجو کنید و به فایل صوتی اون گوش بدید. این کمک میکنه با لهجههای مختلف هم آشنا بشید.
خیلی برام جالبه که ریشه کلمه “Plastic” اینجا چقدر خوب حس “fake” و “artificial” رو منتقل میکنه. آیا اصطلاحات مشابهی هم هست که از کلمه “Plastic” به این معنی استفاده بشه؟
سوال بسیار خوبی پرسیدید سارا خانم! بله، مفهوم “Plastic” به عنوان چیزی که فیک یا مصنوعی هست در انگلیسی کاربرد زیادی داره. مثلاً “Plastic smile” (لبخند مصنوعی) یا گاهی “Plastic surgery” (جراحی پلاستیک) هم در محاوره ممکنه با بار منفی “تغییر ظاهری غیرطبیعی” به کار بره، هرچند که کاربرد اصلیش خنثی است. نکته مهم، انتقال حس “غیرواقعی بودن” است.
مقالهای پر از نکته و کاربردی. مثل همیشه مطالب عالی. ممنون از تیم Englishvocabulary.ir!
آیا این اصطلاح “Plastic Fan” فقط تو حوزه فوتبال کاربرد داره یا میشه برای طرفدارهای یک خواننده یا یک برند خاص هم استفاده کرد؟ مثلاً کسی که فقط وقتی یه خواننده ترند میشه طرفدارش میشه؟
سوال هوشمندانهایست نازنین خانم! اگرچه “Plastic Fan” در ابتدا بیشتر در محیطهای ورزشی (خصوصاً فوتبال) رایج شد، اما بله، کاربرد آن فراتر از فوتبال رفته است. میتوان آن را برای طرفداران موسیقی، فیلم، برندها یا حتی ایدئولوژیها هم به کار برد که صرفاً به خاطر محبوبیت فعلی یا «ترند» بودن به جمع طرفداران پیوستهاند و وفاداری عمیقی ندارند.
این اصطلاح چقدر توهینآمیزه؟ یعنی اگه به کسی بگیم “Plastic Fan” خیلی ممکنه ناراحت بشه؟
احسان جان، “Plastic Fan” بار منفی دارد و تا حدودی توهینآمیز محسوب میشود. این اصطلاح وفاداری و اصالت فرد را زیر سوال میبرد. بنابراین، در مکالمات دوستانه و غیررسمی ممکن است استفاده شود، اما در موقعیتهای رسمیتر یا با افرادی که شناختی از آنها ندارید، بهتر است احتیاط کنید.
ممنون از توضیح کاملتون. حالا که معنی “Plastic Fan” رو فهمیدیم، برای یک “هوادار واقعی و باوفا” چه اصطلاحی داریم؟
مریم خانم، سوال عالیای پرسیدید! برای یک هوادار واقعی و باوفا، اصطلاحات مختلفی داریم. مثلاً:
* “Die-hard fan” (فَنی که تا آخر عمر از تیمش حمایت میکنه، حتی اگه ببازه)
* “Loyal supporter” (حمایتکننده وفادار)
* “True fan” (هوادار واقعی)
* “Season ticket holder” (کسانی که بلیط کل فصل رو میخرن و معمولاً خیلی وفادارن)
انتخاب با شماست که کدام را استفاده کنید، اما “Die-hard fan” حس عمیقتری از وفاداری رو منتقل میکنه.
این مقاله عالی بود! نکتهای که به نظرم میاد اینه که بعضی از این “Plastic Fan” ها حتی اطلاعات دقیقی از تاریخچه تیم مورد علاقهشون ندارن و فقط ستارههای فعلی رو میشناسن. همین نشونه بزرگیه!
بله کیان عزیز، مشاهده شما کاملاً دقیق و درست است! عدم شناخت تاریخچه، فرهنگ و اسطورههای یک باشگاه، یکی دیگر از نشانههای بارز “Plastic Fan” بودن است. یک هوادار واقعی به ریشهها و هویت تیمش اهمیت میدهد. ممنون از اضافه کردن این نکته مهم!
چقدر این مفهوم توی فارسی هم مصداق داره، مثلاً “هوادار ساندویچی”! ولی خب “Plastic Fan” خیلی قشنگتره و حس مصنوعی بودن رو بهتر میرسونه.
بله زهرا خانم، مقایسه شما با “هوادار ساندویچی” در فارسی بسیار جالب و دقیق است! این نشون میده که مفاهیم مشابه فرهنگی در زبانهای مختلف چطور میتونن بیان بشن. “Plastic Fan” واقعاً حس “مصنوعی” و “بیاصالت” بودن رو به خوبی منتقل میکنه.
مختصر و مفید. دم نویسنده گرم!
این اصطلاح “Plastic Fan” چقدر رسمی یا غیررسمیه؟ میشه تو یه متن آکادمیک ازش استفاده کرد؟
هانیه خانم، “Plastic Fan” یک اصطلاح کاملاً غیررسمی (informal) و محاورهای (colloquial) است. به هیچ وجه نباید در متون آکادمیک یا رسمی از آن استفاده کرد. کاربرد آن بیشتر در گفتگوهای روزمره، شبکههای اجتماعی و مباحث ورزشی غیررسمی است.
اگه میشه یه مثال از کاربرد این اصطلاح تو یه جمله انگلیسی بدید. مثلاً چطور میگن “اون یه هوادار پلاستیکیه”؟
حتماً پرهام جان! برای بیان “اون یک هوادار پلاستیکیه” میتوانید بگویید:
* “He’s just a plastic fan.”
* “Don’t be a plastic fan!” (هوادار پلاستیکی نباش!)
* “Those glory hunters are nothing but plastic fans.”
همانطور که میبینید، خیلی ساده و مستقیم به کار میرود.
واقعاً عبارت “Plastic Fan” چقدر هوشمندانه انتخاب شده. حس میکنم خیلی از افراد توی حوزههای مختلف ممکنه اینطور باشن.
دقیقاً یاسمن خانم. انتخاب واژه “Plastic” به دلیل ویژگیهای ذاتی پلاستیک (مصنوعی بودن، تغییر شکل آسان، عدم پایداری) برای این مفهوم واقعاً بینظیر است و ماهیت این نوع طرفداری را به خوبی به تصویر میکشد.
آیا برای کسانی که فقط به خاطر منافع مالی یا شهرت، طرفدار چیزی میشن (مثلاً سلبریتیها)، هم میشه از این اصطلاح استفاده کرد؟
بردیا جان، سوال جالبی پرسیدید. اگر منظور از “طرفداری” در اینجا، حمایت عمیق و واقعی نباشد و صرفاً برای کسب منافع باشد، میتوان این اصطلاح را به صورت استعاری به کار برد، اما در حالت عادی، “Plastic Fan” بیشتر برای طرفداران ورزشی یا فرهنگی استفاده میشود. برای سلبریتیها که دنبال منافع هستند، شاید اصطلاحاتی مثل “Opportunist” (فرصتطلب) یا “Fair-weather friend” (دوست روزهای خوش) (البته این دومی برای دوستی هست) مناسبتر باشد، بسته به موقعیت.
یه بار دیگه میشه فرق “Plastic Fan” و “Glory Hunter” رو خیلی خلاصه بگید؟ گیج میشم گاهی.
چشم شیوا خانم!
* **Plastic Fan**: کسی که طرفداریش سطحی و غیرواقعیه، ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه (مثلاً جوّگیر شدن یا فقط دنبال تیمهای برنده بودن).
* **Glory Hunter**: زیرمجموعهای از Plastic Fan هست. این شخص به طور خاص فقط به خاطر موفقیتها و قهرمانیها طرفدار میشه و وفاداری نداره.
پس هر Glory Hunter یک Plastic Fan هم هست، اما هر Plastic Fan لزوماً Glory Hunter نیست (ممکنه صرفاً بی علاقه باشه، نه فقط دنبال افتخار). امیدوارم این خلاصهسازی مفید باشه!