تاحالا شده استوری یه بلاگر رو باز کنی و با هیجان بگه: “گایز، من رسماً obsessed این کرم پودر جدید شدم!”؟ 🤔 اگه یک لحظه فکر کردی این یعنی دیوونه شده یا مشکل روانی پیدا کرده، باید بگم سخت در اشتباهی! این یکی از اون اصطلاحهای ترند و خیابونیه که ندونستنش یعنی از انگلیسی واقعی عقبی.
“آبسسد” شدم یعنی چی دقیقاً؟
بذارید روراست باشیم، توی کتابهای درسی این چیزا رو پیدا نمیکنید. وقتی یه نیتیو یا یه بلاگر اینستاگرام میگه “I’m obsessed”، منظورش این نیست که از لحاظ روانی درگیر چیزی شده. معنیش خیلی ساده و خودمونیتره:
- من دیوونهوار عاشق این چیز شدم.
- اینقدر از این خوشم اومده که نمیتونم به چیز دیگهای فکر کنم.
- به شدت تو نخِ این موضوع/وسیله/آهنگ رفتم.
پس وقتی دوستتون میگه “I’m obsessed with the new Taylor Swift album”، یعنی کل روز داره به اون آلبوم گوش میده و از نظرش بهترین چیز دنیاست. به همین سادگی!
تفاوت Obsessed با دیوانگی واقعی چیه؟
اینجا همونجاییه که خیلیها اشتباه میکنن. کلمه “Obsession” در روانشناسی به معنای وسواس فکری و یک مشکل جدیه. اما در دنیای امروز و توی مکالمات روزمره، این کلمه بارش منفی خودشو از دست داده و تبدیل به یه صفت خیلی قوی برای ابراز علاقه شدید شده.
پس خیالتون راحت باشه! وقتی از “obsessed” به شکل عامیانه استفاده میکنید، هیچکس فکر نمیکنه شما دیوونه شدید. در واقع دارید نشون میدید که چقدر انگلیسی شما بهروز و مدرنه.
چند تا مثال واقعی ببینیم که جا بیفته
ببینید چقدر راحت میتونید ازش استفاده کنید:
- “Have you seen the new ‘Spider-Man’ movie? I’m obsessed!”
ترجمه: فیلم جدید مرد عنکبوتی رو دیدی؟ من دیوونهش شدم! - “She’s completely obsessed with learning Korean because of K-dramas.”
ترجمه: اون به خاطر سریالهای کرهای، شدیداً درگیر یادگیری زبان کرهای شده. - “OMG, I’m obsessed with this new cafe. Their coffee is amazing!”
ترجمه: وای خدای من، من عاشق این کافه جدیده شدم. قهوهشون فوقالعادهست!
چطوری حرفهای ازش استفاده کنیم؟
دو تا ساختار اصلی و خیلی ساده برای استفاده از این کلمه وجود داره. اگه این دو تا رو بلد باشید، کار تمومه:
- Obsessed with + [اسم یک چیز]: وقتی درگیر و عاشق یک “چیز” شدید.
- I’m obsessed with that song. (عاشق اون آهنگم)
- He’s obsessed with his new car. (دیوونه ماشین جدیدشه)
- Obsessed with + [فعل + ing]: وقتی درگیر و عاشق انجام “یک کار” شدید.
- They are obsessed with watching TikTok videos. (اونا تو نخ دیدن ویدیوهای تیکتاکن)
- I’m obsessed with trying new restaurants. (من عاشق امتحان کردن رستورانهای جدیدم)
نکته تلفظی: این کلمه رو نگید “اُبسِسِد”! تلفظ درستش یه چیزی بین “اِبسِسْد” /əbˈsest/ هست. حرف o خیلی ضعیف و کوتاه تلفظ میشه.
حرف آخر: از آبسسد شدن نترسید!
خب، حالا دیگه دفعه بعدی که این کلمه رو شنیدید، نه تنها معنیش رو کامل میدونید، بلکه خودتون هم میتونید مثل یه نیتیو ازش استفاده کنید و سطح انگلیسیتون رو به رخ بکشید! این جور اصطلاحات فرق بین انگلیسی کتابی و انگلیسی واقعی رو مشخص میکنه.
حالا شما بگید: آخرین چیزی که شما واقعاً “obsessed” شدید چی بوده؟ یه سریال، یه آهنگ، یا شاید یه غذای خوشمزه؟ تو کامنتها برامون بنویسید!
سوالات متداول (FAQ)
آیا استفاده از “obsessed” در محیط کار رسمی و اداری مناسبه؟
معمولاً نه. این کلمه خیلی غیررسمی و عامیانه (informal) محسوب میشه. بهتره در ایمیلهای کاری یا جلسات رسمی از کلمات جایگزین مثل “very interested in” یا “passionate about” استفاده کنید تا حرفهایتر به نظر برسید.
چه کلمات دیگهای معنی مشابه “obsessed” در انگلیسی عامیانه دارن؟
عالی! میتونید از اینها هم استفاده کنید:
– “I’m hooked on this series.” (من به این سریال گیر کردم/قلاب شدم)
– “I’m addicted to this game.” (من معتاد این بازی شدم – اینم مثل obsessed بارش منفی نداره)
– “I’m crazy about her.” (من دیوونه/عاشق اون دخترم)
آیا “obsession” (اسم) هم مثل “obsessed” (صفت) در مکالمه عامیانه استفاده میشه؟
بله، کاملاً! مثلاً میتونید بگید:
“My new obsession is baking bread.”
یعنی: “سرگرمی/علاقه شدید جدید من، پختن نونه.”




خیلی عالی بود! من همیشه فکر میکردم obsessed فقط برای بیماریهای روانی مثل وسواس فکری استفاده میشه. یعنی توی محیطهای دوستانه اصلاً بار منفی نداره؟
دقیقاً سارا جان! در حالت عامیانه و Slang، این کلمه کاملاً بار مثبت و هیجانی داره. مثل وقتی که ما میگیم ‘دیوونهی فلان چیز شدم’. اما حواست باشه در متون پزشکی یا رسمی، هنوز همون معنی وسواس رو میده.
من اینو توی سریال Friends هم شنیده بودم ولی اونجا فکر کنم منظورش این بود که طرف گیر داده به یه چیزی. فرقش با Addicted چیه؟
سوال خوبیه امیرحسین! Addicted بیشتر برای اعتیاد به مواد یا عادتهای رفتاری سخت استفاده میشه، اما Obsessed بیشتر جنبه ذهنی و علاقهی شدید قلبی به یک موضوع خاص (مثل استایل یا آهنگ) رو نشون میده.
تلفظ درستش ‘آبسست’ هست یا ‘آبسسد’؟ اون ed آخرش چطوری خونده میشه؟
نیلوفر عزیز، چون انتهای بن فعل به حرف s ختم میشه، ed آخر شبیه به صدای ‘t’ تلفظ میشه. یعنی چیزی شبیه به /əbˈsest/.
I am obsessed with your website! این جمله الان درسته؟ میخواستم بگم که خیلی از سایتتون خوشم اومده.
عالی بود مهران! جملهات کاملاً درسته و استفاده از حرف اضافه with هم دقیقاً همونیه که نیتیوها به کار میبرن. ممنون از لطفت!
میشه برای آدمها هم استفاده کرد؟ مثلاً بگم I’m obsessed with my new teacher؟
بله سپیده جان، اما یه نکته ظریف داره. اگه برای آدمها به کار ببری، ممکنه معنی ‘خیلی پیگیر بودن’ یا حتی ‘طرفدار پرپاقرص بودن’ بده. فقط مراقب باش که لحنت جوری نباشه که طرف فکر کنه داری تعقیبش میکنی (Stalking)!
توی محیطهای بیزینسی و رسمی هم میتونیم از این کلمه استفاده کنیم یا خیلی چیپه؟
بهتره در محیطهای خیلی رسمی استفاده نکنی فرهاد عزیز. به جای اون میتونی از کلماتی مثل Passionate یا Highly interested استفاده کنی تا حرفهایتر به نظر برسی.
واقعاً کاربردی بود. این اصطلاحهای اینستاگرامی خیلی روی مخ بودن چون توی دیکشنری معنیشون جور در نمیومد. کاش درباره کلمه Slay هم مطلب بذارید.
حتماً زهرا جان! پیشنهادت عالیه. Slay هم جزو همون دسته کلمات ترند هست که حتماً در مقالات بعدی بهش میپردازیم.
تفاوت Obsessed با Possessed چیه؟ من همیشه این دو تا رو با هم قاطی میکنم چون شبیه هم هستن.
پویا جان، اینها زمین تا آسمون فرق دارن! Obsessed یعنی شیفته چیزی بودن، اما Possessed یعنی تسخیر شده (مثلاً توسط روح یا جن). پس خیلی مراقب باش که اشتباهی از دومی استفاده نکنی!
خیلی ممنون از پست خوبتون. من توی یوتیوب زیاد میشنوم که میگن Healthy obsession. این یعنی چی؟
من قبلاً فکر میکردم این کلمه فقط بار منفی داره و مثل OCD (وسواس عملی) هست. مرسی که روشن کردید.
به جای این کلمه میشه از Crazy about هم استفاده کرد؟ کدومش رایجتره؟
بله مریم جان، Crazy about هم کاملاً درسته. اما Obsessed این روزها بین جوونترها و در فضای مجازی به شدت ترند شده و شدت علاقه بیشتری رو نشون میده.
عجب! پس اون استوری که دیدم طرف گفته بود I’m obsessed with this pizza منظورش این نبوده که مریض شده! چقدر جالب.
اسم (Noun) این کلمه میشه Obsession دیگه؟ چطوری توی جمله استفاده میشه؟
دقیقاً مهسا جان. مثلاً میتونی بگی: ‘Photography is my new obsession’ یعنی عکاسی شده مشغله فکری و علاقهی جدید من.
من شنیدم بعضیها میگن ‘It’s an obsession’. این همون معنی ‘این یه عادته’ رو میده؟
خیلی خوب توضیح دادید. من همیشه توی ترجمه این کلمه گیر میکردم چون معادل دقیق فارسیش که همون ‘شیفته’ یا ‘دیوونه’ باشه به ذهنم نمیرسید.
آیا میشه گفت I have an obsession to this song؟
نکته ظریفیه آرش جان! برای کلمه Obsession معمولاً حرف اضافه with یا for به کار میره. مثلاً: I have an obsession with this song. استفاده از to رایج نیست.
لطفاً اصطلاحات بیشتری از زبان بلاگرهای خارجی بذارید، چون واقعاً فهمیدن حرفهاشون سخته.
دمتون گرم. من همیشه فکر میکردم اینا دارن میگن طرف مشکل روانی داره! چقدر خوب که این اصطلاحات خیابونی رو باز میکنید.
تلفظ بخش اولش ‘اُب’ هست یا ‘آب’؟
در لهجه آمریکایی بیشتر شبیه به ‘آب’ (به صورت کوتاه) شنیده میشه: /əbˈsest/.
من عاشق این بخش ‘کتابهای درسی اینا رو یاد نمیدن’ شدم. واقعاً همینطوره.
وای چقدر این مقاله به موقع بود! همیشه وقتی بلاگرها اینو میگفتن یه لحظه تعجب میکردم که چرا این کلمه رو استفاده میکنن. الان کاملاً متوجه شدم. ممنون از توضیح خوبتون! 🙏
خوشحالیم که مفید بوده سارا جان! دقیقاً هدف ما هم روشن کردن همین نکات ظریف و کاربردیه که توی مکالمات روزمره خیلی میشنویم. با ما همراه باشید تا اصطلاحات بیشتری رو یاد بگیرید.
من اینو توی یه آهنگ از تیلور سوییفت شنیده بودم! فکر میکردم منظورش خیلی جدیه. یعنی مثلاً میتونیم به جای ‘I really like this’ از ‘I’m obsessed with this’ استفاده کنیم؟ چه تفاوتهایی داره؟
سلام علی! بله، ‘I’m obsessed with this’ خیلی قویتر و هیجانانگیزتر از ‘I really like this’ هست. وقتی میگید obsessed یعنی دیگه ‘دیوانه’ اون چیز شدید و به شدت مجذوبش هستید. مثلاً به جای ‘I’m addicted to this game’ میتونید بگید ‘I’m obsessed with this game’ که منظور علاقه شدید رو میرسونه.
ممنون از مقاله عالیتون. فقط تلفظ صحیح obsessed چطوریه؟ بعضیها میگن ‘آبسسد’، بعضیها ‘اوبسسد’. کدومش درسته؟
سلام ندا! تلفظ صحیح این کلمه ‘آبسِست’ (uhb-SEST) هست، با تاکید روی بخش دوم. اون ‘آبسسد’ که اشاره کردید، یک تلفظ محاورهای و رایجتر شده در فارسی هست که به خاطر راحتی تلفظ بین مردم رواج پیدا کرده. اما در انگلیسی، ‘uhb-SEST’ صحیحتره.
نکته تفاوتش با وسواس فکری خیلی مهم بود. منم همیشه فکر میکردم بار منفی داره. چه خوب که توضیح دادید که در کاربرد روزمره کاملاً فرق میکنه.
یعنی این اصطلاح توی مکالمات روزمره خیلی رایجه؟ یا بیشتر برای بلاگرها و فضای اینستاگرامه؟ دوست دارم اگه رایجه استفاده کنم.
مریم عزیز، بله، ‘obsessed’ در مکالمات روزمره و بخصوص بین جوانان و در فضای مجازی بسیار رایجه و میتونید با خیال راحت ازش استفاده کنید. نشون میده که شما با اصطلاحات ترند و رایج انگلیسی آشنا هستید. فقط یادتون باشه که یک اصطلاح خودمونی و غیررسمیه.
من اینقدر ‘obsessed’ سریال Wednesday شدم که هر شب دارم باز میبینم! مثالم درست بود؟ 😄
کاملاً درسته هادی! مثال شما عالی بود و دقیقاً کاربرد این اصطلاح رو نشون میده. وقتی یه سریال اینقدر خوب باشه که نتونیم ازش دل بکنیم، میتونیم بگیم ‘I’m obsessed with Wednesday series!’
یعنی شبیه ‘crazy about something’ یا ‘mad about something’ نیست؟ یا قویتر از اوناست؟
سلام زهرا. اصطلاحات ‘crazy about’ و ‘mad about’ هم معنی علاقه شدید رو میرسونن و در بسیاری موارد میتونن جایگزین ‘obsessed’ بشن. اما ‘obsessed’ معمولاً یک حس عمیقتر و شدیدتر از درگیر بودن با یک چیز رو منتقل میکنه، طوری که انگار دیگه نمیتونید به چیز دیگهای فکر کنید. هر سه اصطلاحات غیررسمی هستند.
مثال بلاگر و کرم پودر واقعاً ملموس بود. دقیقاً همین وضعیتها پیش میاد. مرسی از این که واقعی توضیح میدید.
اگه بخوام بگم قبلاً عاشق یه چیزی بودم، باید بگم ‘I was obsessed with…’؟ یا شکل دیگهای داره؟
بله پریسا جان، دقیقاً همینطور که گفتید. برای زمان گذشته، از ‘I was obsessed with…’ استفاده میکنید. مثلاً: ‘I was obsessed with collecting stamps when I was a kid.’ (بچگیها دیوانهوار عاشق جمع کردن تمبر بودم.)
این اصطلاح به ‘I’m into it’ هم نزدیکه؟ یا فرق دارن؟ چون اونم حس میکنم برای علاقه استفاده میشه.
کیان عزیز، ‘I’m into it’ هم به معنی علاقه داشتن به چیزیه، اما معمولاً شدت کمتری داره. ‘I’m into it’ یعنی ‘من بهش علاقه دارم / مشغولشم’. اما ‘I’m obsessed with it’ یعنی ‘دیوانهوار عاشقشم / به شدت درگیرشم’. پس ‘obsessed’ قویتره.
ممنون بابت مقاله پربارتون. من همیشه این اشتباه رو میکردم. توضیحاتتون خیلی کامل و واضحه.
آیا این کلمه رو میشه توی متنهای رسمیتر یا مثلاً یه ایمیل کاری هم استفاده کرد؟ یا خیلی غیررسمیه؟
داوود عزیز، ‘obsessed’ در کاربرد محاورهای به شدت غیررسمی است و به هیچ وجه توصیه نمیشه که در ایمیلهای کاری، مقالات آکادمیک یا هرگونه متن رسمی از اون استفاده کنید. این کلمه مختص مکالمات دوستانه و فضای غیررسمی هست.
خیلی فرق میکنه پس با obsessive compulsive disorder (OCD) یا همون وسواس جبری! چقدر این تفاوتها مهمن.
بله الهه، دقیقا همینطوره! ‘Obsessive Compulsive Disorder’ یک اختلال روانی جدیه و ‘obsession’ در اونجا معنی بالینی و منفی خودش رو داره. اما وقتی توی روزمره میگیم ‘I’m obsessed with…’, منظورمون یک علاقه شدید و هیجانانگیزه، بدون هیچ بار منفی روانی. این تفاوت در معنا بسیار حیاتیه.
من الان ‘obsessed’ شدم به اینکه همه اصطلاحات این وبلاگ رو یاد بگیرم! 😂 مرسی واقعا.
سینا عزیز، چه عالی! ما هم ‘obsessed’ هستیم با تولید محتوای مفید برای شما. خوشحالیم که این اشتیاق رو در شما ایجاد کردهایم و امیدواریم همیشه از مقالات ما لذت ببرید و چیزهای جدید یاد بگیرید.
یه سوال! این اصطلاح خودش قویترین حالت علاقه رو نشون میده؟ یا مثلاً میشه گفت ‘I’m super obsessed’؟
فرناز جان، ‘obsessed’ خودش به تنهایی یک کلمه قوی هست و نهایت علاقه و شیفتگی رو بیان میکنه. نیازی به کلمات تقویتکننده مثل ‘super’ نداره. با این حال، در مکالمات روزمره و غیررسمی، ممکنه گاهی اوقات برای تاکید بیشتر از ‘super obsessed’ هم استفاده بشه، اما به طور کلی ‘obsessed’ به تنهایی هم کافیه.
ممنون از مقاله خوبتون. همیشه فکر میکردم این کلمه فقط معنی منفی داره. چقدر جالبه که زبانها اینقدر پویا هستن و معنی کلمات عوض میشه.
من دیروز ‘obsessed’ با یه جفت کفش شدم، بالاخره خریدمش! 😅 این دقیقا همون حسیه که داشتم. خیلی ممنون از توضیحات عالیتون.
سحر جان، چه مثال عالی و ملموسی! دقیقاً همین حس شیفتگی شدید و غیرقابل مقاومت نسبت به یک چیز، همون چیزیه که ‘obsessed’ در کاربرد عامیانه بیان میکنه. امیدواریم از کفشهای جدیدتون لذت ببرید!
این اصطلاح توی تیکتاک خیلی استفاده میشه. من همیشه تعجب میکردم! چه خوب که توضیح دادید. مرسی از تیم خوبتون.
آیا ‘captivated by’ هم معنی مشابهی داره یا باز هم فرق میکنه؟ گیج شدم بینشون.
پوریا عزیز، ‘captivated by’ هم به معنی جذب و شیفته چیزی شدن هست، اما معمولاً بار عاطفی و هیجانی ‘obsessed’ رو نداره. ‘Captivated’ بیشتر به معنی مسحور شدن یا مجذوب زیبایی یا جذابیت چیزی شدنه، در حالی که ‘obsessed’ یک درگیری فکری و هیجانی شدیدتر رو بیان میکنه. همچنین ‘captivated’ کمی رسمیتره.